
رییس مرکز موسیقی حوزه هنری معتقد است موسیقی سنتی آنقدر تکراری شده که ظرفیت خود را برای جذب مخاطب در خطر میبیند.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی «رضا مهدوی» رییس مرکز موسیقی حوزهی هنری در گفتوگو با خبرگزاری میراث فرهنگی گفت: چهرههای موسیقی سنتی، افراد و گروهها، حرف تازهاي براي گفتن ندارند و اين امر موجب دلزدگي مخاطبي ميشود که سطح سليقهاش بالا رفته و به ديگر هر موسيقي، دلخوش نميشود. به همين خاطر است که چند صد ميليون هزينه ميکنند اما جشنواره موسيقي نميتواند آنگونه که بايد و شايد به جذب مخاطب بينجامد چراکه موسيقي ما دچار تکرار شده و در يک دور باطل بهسر ميبرد. اين گونه از موسيقي ديگر نميتواند خواسته و نياز مردمي را که هر روز شعور موسيقاييشان بالاتر ميرود برآورده کند. [نظر رضا مهدوی در مورد موسیقی زیرزمینی]
رييس مرکز موسيقي حوزه هنري، معتقد است که حتا موسيقي مقامي را هم ميتوان به روز کرد. او از يک سو براين باور است که بايد به حفظ نغمهها و ترانههاي محلي، بيکم و کاست و بدون تغيير پرداخت و به اينگونه از موسيقي، جنبه موزهاي داد؛ همان کاري که محمدرضا درويشي از سالها پيش تاکنون انجام داده و بخش عمدهاي از فعاليتهايش به همت حوزه هنري ثبت و ضبط شده است و از سوي ديگر نو کردن ترانههاي محلي را هم ضروري ميداند يعني همان کاري که بيژن بيژني يا گروه رستاک انجام دادهاند.

بعضي براين باورند که« بيژن بيژني»، ملوديهاي محلي را با شعر فارسي خوانده و به شعرهاي محلي آسيب زده است. اما رضا مهدوي ملودي را اصل ميداند نه کلام را و ميگويد: هيچگاه، اصالت از بين نميرود. بيش از ۲۵۰۰ سال از زمان داريوش و کوروش گذشته هنوز براي مردم مهم است است که چه بر سر تخت جمشيد و منشور کوروش ميآيد. پس نميتوان ارزشها و هويت افراد را زير سوال برد. ترانههاي محلي و موسيقي بومي، از بين نميرود تنها به روز مي شود.
مهدوي، موسيقي محلي را متنوع و جذاب ميداند و ميگويد: ۱۴ قوميت در ايران زندگي ميکنند و هرکدام آداب و رسوم و موسيقي خاص خود را دارند. قوميتهاي گوناگوني که اگر گردهم آيند يک کنگره جهاني در زمينه موسيقي را پديد ميآورند اما چقدر دنيا با موسيقي اقوام مختلف ايراني آشناست و گروههاي محلي تا چه اندازه در جشنوارههاي بينالمللي شرکت ميکنند؟
اين نوازنده سنتور، گفتههاي خود را با اين پرسش ادامه ميدهد که خوانندگان تا چه زمان ميخواهند حافظ و سعدي و مولانا بخوانند؟ شعر نو که به حس و حال امروز ما نزديکتر است. چرا کسي به اين نوع شعر و به ترانههاي محلي توجه نميکند؟ مردم و هنرمندان تا چه اندازه با خيامخواني و شروهخواني در بوشهر آشنا هستند و نوروزخواني در نقاط مختلف ايران را ميشناسند؟
به گفته رييس مرکز موسيقي حوزه هنري معرفي چهرههاي جوان، خلاقيت، تاثيرگذاري شعر، تنظيم متفاوت قطعات و…از جمله ملاکهاي حوزه هنري براي انتشار آلبومهاي موسيقي است. هرچند در اين ميان به آثار استادان پيشکسوت هم توجه ميشود.

در پاسخ به محمد:
من به نظر شخصیتون احترام میذارم.
هر کسی دیدگاه خودش رو داره.
اگه قرار بود همه مثل هم فکر کنن , احتیاج به تولد هیچ انسان جدیدی نبود.
به هر حال متشکرم به خاطر نظرتون.
سلام و درود
حق با شما بود در مورد نامجو و نابقه و از این حرف ها. بله سلایق مردم با هم متفاوت هستند. یکی مولانا میخونه یکی ایرج میرزا. نمیشه بگی چرا، چون سطح تفکرات با هم فرق داره خب بدبخت ایرج میرزا هم نابقه بوده، حالا هرچی ما بگیم یارو «کرسی شعر»(!) می گه کسی گوش نمیده. یکی بنان گوش میده یکی میره کافه آواز و جک سیدکریم گوش میده. خلاصه از اون قدیم ندیما مملکت ما پر از نابقه و روشنفکر بوده و هست.
متشکرم
این درسته که شاید نسل های اخیر با شعر های حافظ , سعدی , مولانا , خیام , عطار و …. نتونن ارتباط برقرار کنن ولی شان خونده شدن این اشعار رو نباید فراموش کرد
منظورم غیرتی شدن یا این مسایل نیست
یعنی مثلا تو دستگاه نوا و شور اون عرفان و حس نوستالژیک و هیجان رو میشه فضاسازی کرد که با مفهوم اشعار شاعران فوق میتونه در یک مسیر قرار بگیره
و حتی میتونه حال و هوای شعر رو از دید خود شاعر با اضافه شدن موسیقی بهش غنا ببخشه.
ولی وقتی بخوایم اشعار نو رو در قالب موسیقی سنتی بیاریم این مساله کمی نیاز به مباحثه و تحقیق رو طلب میکنه
و ممکنه باعث کج فهمی و درک نادرست موضوع بشه و وضع موجود رو بدتر هم بکنه و جایگاه موسیقی سنتی رو در بین مردم تنزل بده چون اون “حس” رو که رکن اصلی موسیقی احساسی ایرانی هست رو تغییر میده.
آه باران….
آه باران
بر پلیدی ها که عمریست
در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟….
(فریدون مشیری)
اجرا توسط استاد شجریان.