برنده فصل دهم آمریکن آیدل آلبوم جدیدی منتشر می‌کند

melodymag

برنده فصل دهم برنامه پرطرفدار آمریکن آیدل که برنامه کشف استعدادهای موسیقی آمریکاست آلبوم جدید خود را ضبط می‌کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی «اسکاتی مک‌کریری» در حال ضبط يك آلبوم در سبک کانتری، به مناسبت تعطيلات كريسمس است. انتشار آلبوم هاي مرتبط با كريسمس امري رايج بين خوانندگان موسيقي كانتري به شمار می‌رود و قطعا اسکاتی از امر مستثني نيست. اولین آلبوم این هنرمند جوان به موفقیت‌هایی دست یافته و جزو پرفروش‌ها قرار گرفته است.

اسکاتی عكسي از خودش در حال خواندن در استوديو روي صفحه توییترش گذاشت در حالي‌كه يك كلاه بابا نوئل هم به سر داشت.
هنوز معلوم نيست كه آلبوم كي انتشار پيدا ميكند.
شايعات ضبط اين آلبوم ابتدا توسط آهنگساز موسيقي كانتري نیک آتری در توییتر انتشار يافت. كه البته چند ساعت بعد از روي صفحه پاك شد.
لازم به ذكر است كه اسکاتی ۱۸ ساله امسال دوره دبيرستان را پشت سر گذاشت و از ماه آگوست تحصيلاتش را در دانشگاه کارولینای شمالی در رشته ارتباطات آغاز ميكند.

  • عرفان رضایت‌بخش/مجله موسیقی ملودی

نقدی بر آهنگ جدید محسن چاووشی با نام «مترو»

melodymag

«محسن چاووشی» خواننده پرطرفدار کشور، چند روز پیش به مناسبت تولد خود آهنگ جدیدش با نام «مترو» را منتشر و آن‌را به هوادارانِ خود تقدیم کرد. نقد «امیر ضرابی» یکی از هواداران این خواننده در مورد آهنگ جدید وی را در مجله موسیقی ملودی با هم می‌خوانیم.

محسن چاووشی که این‌روزها یکی از برجسته‌ترین خوانندگان راک، رسته از پاپ محسوب می‌گردد این‌بار با اجرای قطعه مترو آن‌هم به مناسبت روز تولدش و تقدیم به تمام مخاطبانش بیش از پیش قدم در راه موسیقی راک گذاشته و بی‌وقفه در این سبک کاری به پیش می‌رود.

قطعه مترو این‌بار با سبکی جدید با شعری از خود خواننده (محسن چاووشی) و تنظیم اشتراکی محسن چاووشی و اشکان دباغ و با نوازندگی گیتار الکتریک مسعود همایونی و گیتار آکوستیک کیان ایرجی و میکس‌ و مسترینگ امیر جمال‌فرد برای دانلود روی صفحه‌های مجازی قرار گرفت.

این تراک کوتاه (۲:۴۰) با شعری نسبتا قافیه‌دار و با رنگ و لعابی از پست‌مدرنیسم، جلوه‌گر عشقی رنگین در پس صداهای نخراشیده گیتارالکتریک است که البته اقتضای اشعار این‌چنینی (در سبک پست‌مدرنیسم) نیز به همین‌گونه است. البته نباید ناگفته بماند که تکرار عبارت «به تو فکر می‌کنم و به تو فکر می‌کنم» قدری از قدرت و گیرایی ترانه کاسته و باعث واپس‌زنی شنونده می‌شود. اما صدای نخراشیده ساز را شاید بتوان به پای ناپختگی نوازنده در این حیطه گذاشت و قدری به آن نقد وارد کرد.

اگر در زمینه نوازندگی آن‌هم گیتارالکتریک از «شاهرخ پورمیامی» یا «سیامک شکوری» در این تراک بهره برده می‌شد سبب قوت هرچه بیشتر و انسجامی با شدت و حدت افزون‌تری می‌گردید.

امیر جمال‌فرد با میکس و مستر نسبتا خوب و گیرا توانست در این‌زمینه گوش‌ها را از ناملایمات پاک‌سازی و نمره قبولی را کسب کند. و اما اشکان دباغ که عضو جدیدالورود به تیم کاری محسن چاووشی‌ست با تنظیمی اشتراکی که با خود چاووشی رقم زد توانست پایه‌های کاری خود را مستحکم‌تر کند. البته نباید ناگفته بماند که به احتمال قوی اشکال دباغ در تنظیم قطعه فولک‌لری که محسن چاووشی گنجانده شدنش را در آلبوم «پرچم سفید» مقرر کرده بود و به دلایلی حذف شد نیز دخیل بوده و به احتمال زیاد، میکس و مستر آن را نیز دامون دهقانی عهده‌دار بوده است.

  • امیر ضرابی/ مجله موسیقی ملودی

نقدی بر موسیقی فیلم جدید بتمن، ساخته هانس زیمر آهنگساز آلمانی

melodymag

سرانجام پس از مدت ها انتظار قسمت آخر سه‌گانه فیلم‌های «بتمن» به کارگردانی «کریستوفرنولان» بیستم جولای به نمایش درآمد.

فراز صارمی/مجله موسیقی ملودی: کریستوفر نولان با ساختن قسمت دوم بتمن (شوالیه ی تاریکی) استانداردهای فیلم های ابرقهرمانانه را تغییر داد به طوری که می‌توان تاثیر آن را بر روی فیلم نگهبانان(Watchmen) اثر «زاک اسنایدر» به وضوح مشاهده کرد.
موسیقی متن دو قسمت اول بتمن را «هانس زیمر» و «جیمز نیوتن هاوارد» به صورت مشترک نوشتند که با موسیقی متن نسخه‌های قبلی بسیار تفاوت داشت. با توجه به این که از تم نوشته شده توسط «دنی الفمن» برای بتمن به عنوان یکی از به یادماندنی ترین تم‌های ابرقهرمانانه یاد می‌شود، انتظار می رفت در سری جدید هم از آن استفاده شود ولی به جای آن هانس تصمیم گرفت تم جدیدی برای نیمه‌ی تاریک «بروس وین» بسازد.
موسیقی قسمت سوم را هانس زیمر بدون حضور هاوارد نوشت، با توجه به این که اکثر قطعات ملایم دو قسمت قبل را هاوارد نوشته بود این سوال در ذهن طرفداران به وجود آمده بود که آیا هانس به تنهایی می تواند از پس قسمت‌های دراماتیک فیلم برآید یا نه؟
آلبوم با قطعه ی (A Storm is Coming) آغاز می شود که در واقع یک اینتروی کوتاه و اتمسفریک است و فضای کلی آلبوم را برای مخاطب باز می‌کند و بلافاصله (On Thin Ice) با صدای سولوییست[زن] که با سینتی‌سایزرها همراهی شده است آغاز می شود. هانس از همان ابتدا به شنونده نشان می دهد که می تواند جای خالی جیمز را تا حد قابل قبولی پر کند.
چند ماه قبل از انتشار فیلم، هانس زیمر در سایت های مختلف از طرفداران بتمن خواست صدایشان را ضبط کنند و برایش بفرستند تا آن را در تم بین (دشمن اصلی بتمن در این قسمت) استفاده کند. برای اولین بار در تریلر اختصاصی نوکیا این قطعه شنیده شد که خیلی زود هم مورد توجه قرار گرفت.
در (Gotham’s Reckoning) این چنت به صورت جزیی استفاده شده است. اولین قطعه ی اکشن آلبوم با صدای سینتی‌سایزرهایی که به نوعی‌ یادآور صدای خفاش‌هاست شروع می شود، این آخرین باری نخواهد بود که این صدا را می‌شنوید. در واقع (Gotham’s Reckoning) نسخه‌ی تکامل یافته‌ی تریلر نوکیاست و به جای آن که چنت نقش اصلی را بازی کند سازهای کوبه موسیقی را جلو می برند.
(Mind if I Cut in?) تم زن گربه ای است که با یک پیانوی زیبا و در عین حال مرموز همراهی می شود و به درستی شخصیت زن گربه‌ای را بیان می کند. با توجه به این که «لورن بالفی» (Lorne Balfe) در این قسمت به زیمر کمک کرده می توان حدس زد که این تم را او نوشته است.
قطعات اکشن نسبت به شوالیه ی تاریکی تنوع بیشتری دارند ولی جای خالی آهنگی مثل (Like A Dog Chasing Cars) به شدت احساس می‌شود. طرفداران آهنگ‌های اکشن احتمالاً از گوش دادن به (The Fire Rises) و (Fear Will Find You) و (Imagine the Fire) لذت خواهند برد.
و در نهایت آخرین قطعه‌ی آلبوم که شنونده را به یاد (A Dark Knight) از فیلم قبلی می‌اندازد یک قطعه‌ی هفت دقیقه ای زیباست که در اوج شروع می شود، آرام می گیرد و در آخرین لحظات بر می‌خیزد.
اگر بخواهم یک قطعه را به عنوان بهترین کار این آلبوم انتخاب کنم بدون شک (No Stone Unturned) قطعه‌ی منتخب من خواهد بود، منسجم‌ترین کاری که هانس زیمر طی دو سال اخیر نوشته است. مسلماً این قطعه نوآورانه‌ترین اثر در این مجموعه محسوب می‌شود و جای تعجب دارد که چرا در نسخه‌ی استاندارد ساندتِرَک قرار نگرفته است.
در مجموع هانس زیمر تغییرات اساسی در ساختار موسیقی دنیای بتمن نداده و با هوشمندی اکثر ویژگی های مثبت دو قسمت قبل را به کار برده است. تم‌های جدیدی که برای دشمنان بتمن نوشته، شنونده را در اکثر مواقع راضی خواهند کرد. استفاده از سینتی‌سایزرها (که می توان آن را تاثیر Inception بر کارهای بعدی این آهنگ ساز آلمانی دانست) نسبت به مجموعه‌های قبلی بیشتر و البته بهتر شده و به تیره‌تر شدن فضای کلی کار کمک کرده است. شنیدن صدای پیانو در (Mind if I Cut in?) و (Nothing Out There) هر چند بسیار ساده نوشته شده باشند تجربه‌ی لذت بخشی‌ست. هم‌چنین نباید از نقش هاوارد اسکار(Howard Scarr) به عنوان برنامه نویس سینتی‌سایزرها (یکی از سازندگان U-He Zebra) که بر روی شوالیه‌ی تاریکی (و البته اینسپشن!) هم کار کرده بود در موفقیت این ساندترک چشم پوشی کرد.

امتیاز نهایی: ۸ از ۱۰
قطعات پیشنهادی: (Gotham’s Reckoning)، (Mind if I Cut in?)، (Underground Army)، (Imagine the Fire)، (Rise) و (No Stone Unturned)

  • فراز صارمی/مجله موسیقی ملودی

تاریخ موسیقی کانتری در یک نگاه – بخش نخست

melodymag

• Jun 14, 1923: Ralph Peer اولين ترانه موسيقي كانتري را براي Fiddlin’ John Carson در يك اتاق زير شيرواني در آتلانتا ضبط كرد. اين ترانه به محبوبيت محلي دست يافت و تهيه كنندگان را متوجه ظهور بازاري جديد در موسيقي كرد.
• Sep 17, 1923: Hank Williams كه بعدها تبديل به سلطان موسيقي كانتري تبديل شد در Oliva ايالت Alabama متولد شد.
• Nov 28, 1925: برنامه راديويي به نام “barn dance” كه بعد ها به Grand Ole Opry تغيير نام داد، كار خود را در ايستگاه راديويي WSM در شهر نشويل در ايالت تنسي شروع كرد. لازم به ذكر است كه Grand Ole Opry تبديل به پرطرفدارترين برنامه موسيقي كانتري و سكوي پرتاب بسياري از ستارگان اين سبك شد. هم اكنون مقر دائمي اين برنامه در سالن Ryman Auditorium در شهر نشويل ميباشد.
• Jul 1927: در اين تاريخRalph Peer آثاري را كه امروز به عنوان Bristol Sessions شناخته ميشوند را در شهر بريستول ايالت تنسي ضبط كرد وCarter Family و Jimmie Rodgers را به طرفداران موسيقي كانتري معرفي كرد. اينها در واقع اولين افراد تاثيرگذار در موسيقي كانتري بودند.
• Nov 1927: در اين تاريخ برنامه barn dance به طور رسمي به Grand Ole Opry تغير نام داد.
• Sep 8, 1932: در اين روز Virginia Hensley كه بعدها با نام Patsy Cline شناخته شد،در شهر وينچستر ايالت ويرجينيا به دنيا آمد. شايد براي طرفداران سبك كانتري نيازي به ذكر نباشد كه وي اولين ملكه موسيقي كانتري و تاثيرگذارترين زن در موسيقي كانتري ميباشد.
• May 6, 1933: اولين سوپر استار موسيقي كانتري يعني Jimmie Rodgers به علت ابتلا به بيماري سل در نيويورك از دنيا رفت.
• در سال ۱۹۳۴ Bob Wills بزرگترين و نامدارترين گروه Western Swing (يكي از زير سبك هاي موسيقي كانتري)ا با نام Bob Wills and the Texas Playboys را تشكيل داد.
• در سال ۱۹۴۲ Fred Rose به همراه خواننده سرشناس كانتري Roy Acuff ( كه برخي وي را پدر موسيقي كانتري لقب داده اند) شركت نشر آثار كانتري با نام Acuff-Rose را در شهر نشويل تاسيس كردند كه باعث شد شهر نشويل به طور دائمي مركز و پايتخت موسيقي كانتري لقب بگيرد.

  • عرفان رضایت‌بخش/ مجله موسیقی ملودی

گزارشی از فعالیت‌های جدید گروه موسیقی کانتریِ «دریم رووِرز»

melodymag

در پی اتمام ضبط اولین آلبوم گروه کانتری «دریم رووِرز»( Dream Rovers ) با نام Off the Road، این گروه دو کنسرت در دانشگاه شریف اجرا کرد که با استقبال بسیار زیادی از طرف مخاطبان رو به رو شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی اولین کنسرت این گروه در تاریخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۹۰ در آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه شریف برگزار شد. این گروه در راستای معرفی آلبوم خود به اجرای برخی از ترانه های آن پرداخت که در بین آنها ترانه های Cloudy Sky و Dear Superstar با استقبال دو چندان رو به رو شدند.
دومین کنسرت «دریم رووِرز» در تاریخ ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۱ در سالن همایش دانشکده فیزیک دانشگاه شریف برگزار شد.
در این کنسرت گروه علاوه بر ترانه های آلبوم Off the Road یک ترانه جدید با نام One Good Morning In the County را نیز اجرا کردند.
عرفان رضایتبخش سرپرست این گروه می‌گوید: «یکی از چیزهایی که در این کنسرت برای من خیلی با ارزش بود حضور چند تن از اساتید فیزیک دانشگاه شریف در میان مخاطبان بود. و علاوه بر آن چیزی که خیلی مرا خوشحال کرد این بود که بعد از اجرا چند تن از این اساتید در پشت صحنه پیش من آمدند و صمیمانه تبریک گفتند و ابراز رضایت کردند. این نشان دهنده آن است که ترانه های ما گستره سنی وسیعی را به خود جذب می‌کنند.»
موسیقی کانتری موسیقی محلی آمریکاست و در ایران آن‌چنان شناخته شده نیست. گروه «دریم رووِرز» نه تنها یکی از معدود گروه های این سبک در خارج از آمریکای شمالی است، بلکه به نوعی پیشگام اجرای این سبک در ایران نیز محسوب می‌شود.
سرپرست «دریم رووِرز» معتقد است: «با توجه به استقبال گسترده ای که دز دانشگاه شریف با آن روبه رو شدیم و با توجه به صحبت هایی که مردم بعد از اجرای کنسرت ها با ما رد و بدل می‌کنند می‌توانم این نتیجه را بگیرم که موسیقی کانتری پتانسیل بالایی را دارد تا تبدیل به یک سبک بسیار پر طرفدار در ایران شود. ولی در این راستا باید ابتدا این سبک را به مردم معرفی کرد. اکثر مردم میدانند که کانتری یک موسیقی آمریکایی است اما آشنایی بیشتری با آن ندارند یکی از اهداف ما این است که این سبک زیبا را به مردم ایران معرفی کنیم. با توجه به آشنایی نداشتن مردم با موسیقی کانتری و همچنین انتشار ترانه هایی که در بهترین حالت «بلوز» بوده اند و به‌صورت اشتباه تحت عنوان موسیقی کانتری انتشار پیدا کرده اند، این خطر وجود دارد که آن‌چه از موسیقی کانتری در ذهن مردم شکل میگیرد با واقعیت تفاوت بسیار داشته باشد.از این رو تصمیم گرفتیم دنیای موسیقی زیر زمینی را ترک کنیم و سعی در انتشار آلبوممان کنیم. یعنی جایی که مخاطب بیشتر و امکان برگزاری کنسرت و تبلیغات هم بیشتر است.»
melodymag

وی اضافه می‌کند: «در این راستا قدم اول را برای اخذ مجوز های لازم از وزارت ارشاد برداشتیم و ترجمه ترانه ها را به این وزارت خانه ارسال کردیم و خوشبختانه تا به حال موفق شده ایم که مجوز ترانه ها را اخذ کنیم. در حال حاضر منتظر تصمیم ارشاد مبنی بر صدور مجوز موسیقی آلبوم هستیم. اگر چنانچه این مجوز هم صادر شود تا انتشار رسمی آلبوم راه چندانی باقی نمی‌ماند و در آن صورت Off the Road به طور رسمی اولین آلبوم موسیقی کانتری در ایران خواهد بود.»
به گزارش مجله موسیقی ملودی رضایتبخش هم‌چنین در مورد متن ترانه‌های آلبوم جدیدشان می‌گوید: «در رابطه با انگلیسی بودن ترانه های آلبوم، خیلی ها تا به حال پیشنهاد دادند که از ترانه های فارسی استفاده کنیم. نظر خود من این است که زبان موسیقی کانتری انگلیسی است و نمی‌توان آن‌را به زبان دیگری اجرا کرد. مثالی می‌زنم، فرض کنید یک آمریکایی علاقه بسیار زیادی به موسیقی کلاسیک ایران، یا آن‌طور ما می‌شناسیم موسیقی سنتی، داشته باشد. به حدی که خودش آهنگ‌هایی را در این سبک بسازد. حال آیا واقعا می‌توان از وی انتظار داشت که برای آهنگ هایش از ترانه های انگلیسی استفاده کند؟ قطعا نه! چون زبان موسیقی سنتی، زبان فارسی است و نه هیچ زبان دیگری و همین امر هم در رابطه با موسیقی کانتری و زبان انگلیسی صادق است.»

آلبوم Off the Road شامل ۸ ترک است که لیست آنها به این ترتیب است: February Snow- Dear Superstar- Too Many Nights Alone- Gonna Be- Cloudy Sky- Insomnia – Stutter- Tonight

رضایتبخش در پایان خاطرنشان می‌کند: «با توجه به استقبال صورت گرفته از ترانه One Good Morning In the County در کنسرت اردیبهشت ۱۳۹۱ ابتدا تصمیم بر آن شد که این ترانه نیز ضبط شده و به آلبوم Off the Road اضافه شود اما از آن‌جا که برای اخذ مجوز اقدام کرده بودیم این امر امکانپذیر نبود.»

از اجرا در کلوب‌های کوچک زیرزمینی تا پر کردن استادیوم‌های فوتبال

melodymag

گروه کانتری Zac Brown Band در طول ۴ سال فعالیت هنری‌شان بیش از ۶ میلیون نسخه از آلبومهایشان را به فروش رسانده اند و رکورد تاریخی داشتن ۹ ترانه شماره یک به صورت پشت سر هم را نیز دارند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی این گروه، از اجرا در کلوپ های کوچک زیر زمینی تا پر کردن استادیوم های فوتبال را در کارنامه خود به ثبت رسانده اند.
در طول این سالها گروه Zac Brown Band موفق شده اند تا استیل منحصر به فرد خود را در موسیقی کانتری معرفی کنند به طوری که بتوان با شنیدن اولین میزان آهنگ دریافت که در حال شنیدن یکی دیگر از کارهای این گروه هستیم.
جدیدترین تک ترانه گروه با نام Uncaged نیز از این قاعده مستثنی نیست.
کریس فرایر درامر گروه در مورد این تک ترانه میگوید: ” ماعمدا از سبک های آر اند بی، راک و آیلند  اقتباس های هنری و موسیقایی کردیم به طوری که مخاطب انتظار آنرا نداشته باشد.”
به عقیده کریس، امتحان کردن صداهای متفاوت و مختلف چیزیست که باعث شده Zac Brown Band به نقطه ای که اکنون در آن ایستاده است برسد.
کریس می افزاید: ” ما واقعا به این فکر نمی‌کنیم که ترانه بعدی‌مان به یک اثر شماره ۱ تبدیل شود بلکه بیشتر از همه سعی می‌کنیم موسیقی تولید کنیم که مخاطب لیاقتش را داشته باشد و با آن به راحتی ارتباط برقرار کند و به راحتی به گوشش بنشیند. اما در کنار آن به ارزش های موسیقایی و هنری کار هم توجه میکنیم و کار بی ارزش تولید نمی‌کنیم .”

  • عرفان رضایت‌بخش/ مجله موسیقی ملودی

یادداشتی در مورد موسیقی سریال پشت کوههای بلند ساخته گروه نوژان

melodymag

موسیقی سریال تلویزیونی «پشت کوه‌های بلند» به کارگردانی «امرالله احمدجو» ساخته «بابک رجبی» و «سینا فرزادی پور» از گروه موسیقی نوژان است. بابک رجبی، آهنگساز و سرپرست گروه نوژان، یادداشتی را در مورد چگونگی آهنگسازی موسیقی متن این مجموعه تلویزیونی برای مجله موسیقی ملودی ارسال کرده است که با هم آن‌را در زیر می‌خوانیم.

  • در مورد چگونگی کار موسیقی برای مجموعه پشت کوهای بلند :

ساخت موسیقی پشت کوه های بلند در بهار سال نود از طرف امرالله احمدجو کار گردان مجموعه به گروه ما در اصفهان پیشنهاد داده شد و فیلمنامه های آن برایمان ارسال شد و در ارتباط و شور با کار گردان سه قسمت آغازین سریال اتود خورد.به دلیل اینکه تدوین با فاصله ی کمی از فیلمبرداری انجام می شد،بخش هایی از سریال قبل از تدوین نهایی به صورت ماکت برای ما فرستاده می شد تا روی آن کار کنیم.

  • راجع به نگاه و فضای موسیقی سریال :

سریال پشت کوهای بلند همچون دیگر کارهای امرالله احمدجو برآمده از فرهنگ مغزدار بومی ایرانی،و برگذشته از آن است،لذا موسیقی که برای آن ساخته می شود نیاز به تخصص در ریشه های موسیقی اتنیک و سنتی ایرانی دارد. از طرفی برقراری نسبت های همخوان با سازبندی موسیقی ایرانی کاری دشوار است چون بافت وبیان این موسیقی به سختی با افکت های مورد نیاز تصویر جور در می اید.وآهنگساز مجبور به استفاده از صداهای وقطعات افکتیو با سینتی سایزر و یا سازبندی موسیقی غربی می شود. وجود روایات ،امثال و حکم، و خرده داستان های شیرین و آموزنده در این سریال باعث می شود آهنگساز در ساخت وساز خود به دنبال مواردی از همین دست در عالم موسیقی بگردد، وگوشه ها و ردیف های ایرانی را به کار گیرد.گوشه قطار در بیات ترک -که یکبار با سرنا و دهل و بار دیگر با سازهای موسیقی سنتی تنظیم شده– در بخش هایی از موسیقی متن استفاده شده که سودای شکل گیری و ارتباط مورد نظر با فضای آرکائیک این مجموعه می باشد.

  • درباره موسیقی صحنه:

عنوان موسیقی صحنه به بخش هایی از موسیقی گفته می شود که برآمده از اتفاقات زنده موسیقایی در فیلم و مربوط به تاریخ و جغرافیای واقع در فیلم می باشد.برای نوازندگان یا خوانندگانی که در فیلم حضور دارند ساخته می شود. بخشی از آن به صورت زنده سر صحنه و بخش دیگر در استودیو ضبط شده و روی تصاویر گذاشته می شود.به عنوان مثال فیلم دلشدگان اثر علی حاتمی(با آهنگسازی:حسین علیزاده)،شهرآشوب اثر یدالله صمدی و یا آتش سبز اثر محمدرضا اصلانی(با آهنگسازی محمدرضا درویشی)،علی سنتوری اثر داریوش مهرجویی(با آهنگسازی اردوان کامکار) نمونه هایی از موسیقی صحنه را نشان می دهد.
– موسیقی پشت کوهای بلند موسیقی فخرالدینی نیست :

استفاده از بعضی شخصیت های سریال روزی روزگاری و بعضی نشانه ها که درآن سریال به یادماندنی برای بسیاری از مردم کشش های نوستالژیک و خاطره انگیز دارد، می توانست اجازه دهد که آهنگساز از موتیو های فرهاد فخرالدینی در خلال تصاویر پشت کوهای بلند استفاده کند.ولی فضای سریال جدید ، مجال خوبی برای کاربرد خلاقیتها و ساخت و ساز تازه تری از ملودیها ریتمها و سازبندی متفاوت در تنظیم ایجاد کرده بود ،‌ به وجهی که دوباره کاری با موسیقی روزی روزگاری علیرغم همنشینی و جذابیت هایش با مشورت با کارگردان کنار گذاشته شد.و تنها در مواردی معدود با نگاهی هوشمندانه در لایه های زیرین تنظیم اتفاق افتاده است.

    melodymag

  • سفارش کارگردان برای ساخت موسیقی :

پس از مطالعه ی فیلمنامه و بررسی بعض از قسمت های سریال دفترچه ی قطوری مشتمل بردست نوشته های کارگردان به دست ما رسید.که در آن آقای احمدجو برای کوچک ترین اتفاقات و صحنه هایی که نیاز به موسیقی یادداشت مفصّلی گذاشته بود و می توان گفت آهنگساز ی مکتوب بازبان فارسی انجام داده بود.
خواندن راجع به موسیقی هر قسمت از سریال و مشاهده ی وسواس و ظرافت کارگردان در مورد انتخاب سازبندی وریتم و ترکیب قطعه مورد نظرش برای ما انرژی بسیار به همراه می آورد.درجایی این دستور کار اینگونه نوشته بود: «یک قطعه مارش مانند با سایدرام و سازهای کوبه ای و ترکیب آنها با سازی که نمی دانم اسمش چیست ولی در بچگی به آن ویو ویو میگفتیم ساخته شود»

  • تکیه بر استفاده از سازهای ایرانی در موسیقی متن :

موسیقی متن به مثابه ی اصواتی که بر تصاویر می نشیند ولایه ای از معنا و احساس را بر جریان تصویر اضافه می کند می‌تواند از ترکیب های متفاوت صوتی تشکیل شود که در بسیاری از موارد از قوانین مدون موسیقی ارجینال هم پیروی نمی‌کند،بنابراین پافشاری و تعصب برای استفاده مطلق از ارکستری خاص و منحصر به یک تاریخ و مکان اصراری عبث است چون می‌توان با استفاده از اصوات افکتیو یا برخوردی نامتعارف با فرمی از موسیقی یا ابزارآلات آن به بیان موسیقایی مطلوبی برای تصویر دست یافت.به عنوان مثال در قسمت های آخر “خاله” آنجا که شیرخان سردسته ی راهزن‌ها متاثر از بیماری مالیخولیا محترم کدخدا و دوستش را به دار می کشد، دوربین از بالای طناب دار تا پای معدومین دو بار تیلت می شود و هربار یکی از معدومین را از سر تا پا نشان می دهد، در تصویر اول قطعه ای با سه تار ترکیب شده که ابزاری سنتی است و در تصویر دوم همان قطعه از سر به ته بصورتreverse پخش می شود، این استفاده تکنولوژیک می تواند سوء تفاهمی که نسبت به استفاده متعصبانه از موسیقی ایرانی پیش می آید را در هم شکسته و نشان دهد که آهنگساز با دفرمه کردن صدای سازسنتی روایتی مستعار را در دو تصویر همگون، معنا دار می کند.

  • در مورد موسیقی تیتراژ پایان:

آقای احمد جو در پشت کوهای بلند از لوکیشن و فرهنگ شهرنشین آن زمان استفاده کرده است،به این ترتیب که حسن اکلیلی در نقش حاکم شهر اصفهان با سامشاه که مهمان اوست در ارتباط است.فرهنگ کولی وار وغیر شهری سامشاه با بازی محمود پاک نیت به حاکم شهر اصفهان که مردی اخلاق گرا و حاذق است تحمیل می شود.طرح موسیقی تیتراژ پایان استعاره ای از همین موضوع است به این ترتیب که اورتور (ملودی آغازین)تصنیف با تکنیک ها و سازها و ملودیهای دستگاهی ایرانی، نماد موسیقی شهری شروع می کند تا آنجا که ساز سرنا با بیان روستایی خود به شکل یک موتیو تکرار شونده با لحنی خبری (نماد سامشاه)به این موسیقی حمله می کند و باز پس می نشیند، آنگاه گروه کر با هم شروع به خواندن یک ملودی فولک می کنند که ترکیبی از موسیقی شهری و روستایی است.تا اینکه زمان به شروع آواز می رسد.در طول تصنیف موتیف مذکور با ساز سرنا، که نماد ورود سامشاه است چند بار در کنار موسیقی شهری می نشیند،و در آن حل می شود.

    melodymag

  • در مورد گروه نوازندگان و خوانندگان سریال:

گروه نوژان از سال هشتاد وپنج به وسیله بابک رجبی وسینا فرزادی پور تشکیل شد و برای اجرا هایی با آهنگسازی متفاوت با موسقی ایرانی کار خود را شروع کرد از جمله فعالیتهای این گروه شرکت در جشنواره های موسیقی نواحی اجرای کنسرت لباس خوانی،صمیمیت گام وزبان،مینی مالیسم کهن،عدم یا محوریت تکنیک، اجرای کنسرت و انتشار آلبوم در امتداد اصوات و ضبط واجرای موسیقی مفهومی راجع به اشیاء و کارهای موسیقی محور نمایشی( پرفورمانس) واجرا و ضبط موسیقی دراماتیک بوده است.نوازندگان این گروه معمولا دوستان اصفهانی ما هستند.و در بعضی موارد که نیاز به سازهای محلی باشد از نوازندگان شهرستان های نواحی هم استفاده میشود.
سازهای محلی که در سریال استفاده شده ساز بالابان با نوازندگی عباس زند و سرنای خرم آباد با نوازندگی احسان عبدی پور بوده است.سازهای خاص دیگری مثل هجده تار افغانی،کدوی چینی،زنبورک،سرنای مغول نیز به وسیله ی پارسا پورابراهیم در اصفهان ضبط شده است.
سازهای ایرانی را نوازندگان اصفهانی از جمله ذبیح الله وحید :کمانچه،سیااوش ولی پور: قیچک، امیرفرزان شارقی،بابک ابراهیم خواه و بابک رجبی : سه تار ، جاوید ابراهیم پور: نی ، سینا فرزادی پور ، نبیل یوسف شریداوی وکاوه ولی پور: سازهای کوبه ای ، مهدی نادریان ، علی اصغر رحیمی و فرهاد ارباب شیرانی : تنبور، در این موسیقی قبول زحمت کرده و کار را پیش برده اند.
علی و محمد سعیدی دو برادر دوقلو که دوقلو بودنشان از جمله عوامل جذاب حضورشان در صحنه هایی از فیلم است با صداهایی هم جنس با تیمبر یکسان در خواندن آواز ایرانی ، برای خواندن تیتراژ پایان این سریال ایفای نقش کرده و علیرغم پیچیدگی های مدال این قطعه، که در ساخت تصنیف لحاظ گردیده، آنرا به غایت زیبا و ماهرانه اجرا کرده اند.تصنیف (هرکس به تماشایی…) با غزلی از سعدی که به قول آقای احمد جو انتخاب بسیار خوبی می باشد.در ماهور سل هم گام با سل ماژور ساخته شده و در آن چند بار راه گردی و مد گردی اتفاق افتاده است همچنین وجود پرده های عرضی در جزئیات گام ، روند ملودیک آنرا از یک تصنیف ساده با ملودیهای شنیده شده خارج کرده و در آن بافتی منحصر به فرد به وجود آورده است.

  • بابک رجبی/ مجله موسیقی ملودی

مردی که جان لنون را به قتل رساند تا به شهرت برسد

melodymag

از اتمام دوران حبس «مارک دیوید چپمن» قاتل «جان لنون» ۱۱ سال می‌گذرد اما او هنوز مایل به باقی ماندن در زندان است.
به گزارش مجله موسیقی ملودی مارک دیوید چپمن متولد ۱۹۵۵ آدمکش آمریکایی است که در ۸ دسامبر ۱۹۸۰ خواننده و موسیقی دان انگلیسی جان لنون را با اسلحه گرم، بیرون خانه اش در نیویورک به قتل رساند. او به تحمل ۲۰ سال زندان تا حبس ابد محکوم شد.
چپمن که یکی از مشهورترین چهره‌های موسیقی قرن بیستم را کشت سه ساعت پیش از این جنایت، از جان لنون امضا گرفته بود.
او در یک مصاحبه تلویزیویی در اوایل دهه هشتاد گفته بود: «من در تاریکی انتظار کشیدم. لیموزین توقف کرد. جان لنون پیاده شد. صدایی در کله‌ام شنیدم که به من گفت شلیک کن و من این‌کار را کردم.»
هواداران جان لنون می‌گویند اگر مارک چپمن از زندان بیرون بیاید ما او را زنده نخواهیم گذاشت. یکی از طرفداران لنون که پسری‌ست بسیار جوان رو به دوربین تلویزیونی می‌گوید: «آخر چطور می‌شد جان لنون را کشت؟ ۳۰ سال برای این قاتل کم است و اگر او بیرون بیاید خودم او را می‌کشم.»
دیگری می‌گوید: «افرادی مثل چپمن که نمادهای آزادی و صلح را از بین می‌برند نباید آزاد شوند و در جامعه حضور پیدا کنند.»
در لابه‌لای فیلم‌های آرشیوی که از این اتفاق مهم تاریخ موسیقی در اوایل دهه هشتاد موجود است، تصاویری از جان لنون، هنرمند بزرگ صلح‌طلب و فعال ضدجنگ به چشم می‌خورد و دادستان می‌گوید: «این شخص – مارک چپمن – در زمان ارتکاب قتل تنها بود. او جان را صدا می‌کند و جان برنمی‌گردد. او یک اسلحه ریوولور داشت و در یک لحظه ۵ گلوله شلیک می‌کند که ۴ تای آن‌ها به جان اصابت می‌کند و او را می‌کشد. همسر ژاپنی جان، یوکو اونو شاهد صحنه بود. گلوله‌ها درست از پشت شلیک شد و چپمن تا زمان دستگیری توسط پلیس در صحنه باقی ماند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی قاتل تاکنون ۶ بار تقاضای عفو کرده که یوکو اونو آن‌را رد کرده است.
چپمن در جواب این پرسش که چرا جان لنون را کشتی می‌گوید: می‌خواستم با این کار، شهرت او با من تقسیم شود.

  • مونا مهربان/ مجله موسیقی ملودی

به‌مناسبت اول خرداد سال‌روز تولد استاد جلیل شهناز

melodymag

در صدای سازش؛ جریان دارد ماه، جریان دارد طیف :

ساز شهناز در من زندگی می کند و من با ساز شهناز زندگی می کنم. «محمد رضا شجریان»
شهرزاد شاه کرمی: جلیل شهناز ساز را آواز می کند ؛چناچه شهره است ، که در شیوه ی نوازندگی اش، ساز او علاوه بر نواختن،آواز هم می خواند.
ساز شهناز یک ساز آوازی ست…
جليل شهناز در اول خرداد ماه سال ۱۳۰۰ در اصفهان ديده به جهان گشود. پدرش «شعبان خان» به موسيقي اصيل ايراني علاقه ی بسیار داشت و منزلش همواره محل آمد و شد هنرمندان زمان خود بود. «شعبان خان» علاوه بر تار که ساز تخصصی اش بود، سه‌تار و سنتور نیز می‌نواخت و برادرش غلامرضا سارنج(عموی جلیل شهناز) از نوازندگان کمانچه بود. از همین روی جلیل از کودکی به موسیقی علاقه مند شد و نواختن تار را نزد” عبدالحسین شهنازی” و برادر بزرگ خود حسین شهناز که – تار را نیکو می نواخت – آغاز کرد. استعداد شگرف و پشتکارستودنی جلیل ،او را در سنین جوانی به نوازنده ای متبحر در اصفهان بدل کرد. او، علاوه بر نواختن ساز اختصاصی خود، با نواختن ویلن، سنتور و تمبک نیز آشنایی دارد.
در سال ۱۳۲۴ استاد شهناز به تهران رفت و فعالیت خود را با تک نوازی در رادیو و اجرا در ارکسترهای مختلف این رسانه و همچنین برنامه ی گلها ادامه داد. او با اقامت در تهران ، به عنوان کارمند افتخاری شهرداری پذیرفته شد. در آن زمان برنامه‌های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون پخش می شد که استاد شهناز از تک نوازان بی بدیل آن بود.
با فراهم آمدن امکانات ضبط صدا و تاسیس استودیو در رادیو و تلویزیون آن دوران ،این فرصت دست داد تا شهناز بتواند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش در دل هر شنونده و بیننده‌ای را ه یابد.
بخشي از فعالیت های هنري استاد شهناز در آن دوران عبارت است از :
ضبط برنامه‌های فراوان و نیز اجرای کنسرت‌های مختلف با نوازندگان و خوانندگان والای کشور هم چون:
فرامرز پایور(نوازنده سنتور)، حبیب الله بدیعی (نوازنده ویلن)، پرویز یاحقی(نوازنده ویلن)، همایون خرم(نوازنده ویلن)، علی تجویدی(نوازنده ویلن)، منصور صارمی(نوازنده سنتور) ، رضا ورزنده(نوازنده سنتور)، امیر ناصر افتتاح(نوازنده تمبک)، جهانگیر ملک(نوازنده تمبک)، اسدالله ملک(نوازنده ویلن)، حسن کسایی(نوازنده نی)، محمد موسوی(نوازنده نی)، تاج اصفهانی(خواننده)، ادیب خوانساری(خواننده)، محمودی خوانساری(خواننده)، عبدالوهاب شهیدی(خواننده و نوازنده عود)، اکبر گلپایگانی(خواننده)، حسین خواجه امیری(ایرج :خواننده)، ومحمد رضا شجریان(خواننده).
استاد شهناز در دهه۱۳۶۰ به همراه فرامرز پایور(سنتور)، علی اصغر بهاری( کمانچه)، محمد اسماعیلی (تمبک) و محمد موسوی نی گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، سفر های متعددی به کشور های اروپایی،آسیایی و نیز آمریکا داشت.
melodymag

بدون شک جلیل شهناز، بزرگ‌ترین و سرشناس‌ترین نوازند ه ی تار و سه تار سده ی اخیر در ایران است. وی علاوه براشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی های منحصر به فردی دیگری نیز دارد:
جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشه‌های مهجور و رعایت جمله بندی در نوازندگی از جمله ویژگی‌های نوازندگی این استاد یگانه است.
در سال ۱۳۸۳ جلیل شهناز به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد و نیز در ۲۷ تیرماه همان سال مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری، به وی اهدا شد.
در سال ۱۳۸۷،استاد محمدرضا شجریان، به افتخار جلیل شهناز، گروه موسیقی خود را شهناز نام نهاد.
حال می توان به روشنی دریافت ؛که استاد شهناز به بیان حقیقی در نوازندگی تار رسیده است،چرا که از گیر و دار ردیف ها رهیده و چون رود خروشان از سنگلاخ تقلید گذشته است و حاصل آن زوایای بسیاری ست که در سازش نهفته است.

• تار به روایت نی ؛جلیل شهناز به روایت حسن کسایی :
دو نوای در هم آمیخته ؛ زنگ تار که در نای نی گره خورده است.

دو اسطوره ی موسیقی سنتی ایران؛ استاد جلیل شهناز و استاد حسن کسایی که هر دو از اصفهان بر خاسته اند،شاید در تاریخ موسیقی اصیل ایران تکرار ناشدنی باشند.
سازهای این دو استاد همواره هم نشین هم بوده اند. چنانچه استاد حسن کسایی در این باب این گونه ایراد سخن کرده است :
: شناخت موسیقی کار هرکسی نیست. همه موسیقی را گوش می‌دهند و دوست می‌دارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواخته‌اند، داشته باشد بسیار نادر است. همه ساز می‌زنند و همه خوب ساز می‌زنند، ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز می‌دانند و اجرا کرده‌اند، چیزی که در دست همگان باشد، نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العاده‌است. من ۶۰ سال با ایشان هم نوازی کرده‌ام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده ‌است.

به استناد متن سخنرانی اساتید : حسن کسایی، محمد رضا شجریان و داریوش پیرنیاکان در آیین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده یاد درویش خان در فرهنگسرای هنر( سال ۱۳۸۵)

شهرزاد شاه کرمی/مجله موسیقی ملودی

به‌مناسبت سال‌روز تولد پرویز مشکاتیان استاد فقید موسیقی سنتی

melodymag

نیشابور، فیروزه ای است در دل خراسان که بزرگانی همچون خیام، عطار، شیخ جامی و … از آن برخاسته اند.
شهرزاد شاه‌کرمی: سرزمینی که دیار بزرگان دانش و هنر است و میراث دار معاصرش؛ استاد پرویز مشکاتیان، نوازنده ی بی بدلیل در رشته ی سنتور نوازی و آهنگسازی بود.
در ۲۴ اردیبهشت ماه در نیشابور خراسان دیده به جهان گشود. پدرش شادروان حسن مشکاتیان از اهالی فرهنگ بود، تار و سنتور را نیکو می نواخت. او نیز موسیقی را از پدرش فرا گرفته بود و حال فرزند ۶ ساله ی خود (پرویز) را به آموختن موسیقی ترغیب می کرد. گویی موسیقی در خاندان مشکاتیان موروثی بود. و در حقیقت اولین استاد پرویز پدرش بود. هشت ساله بود که اولین کنسرت خود را در گردهمایی دانش آموزان مدرسه «امیر معزی» نیشابور اجرا کرد.

parviz-meshkatian

در سال ۵۳ به دانشکده هنرهای زیبای تهران راه یافت و در رشته ی موسیقی به تحصیل پرداخت. وی ردیف های عالی موسیقی ایران و ردیف میرزا عبدالله را نزد استادان فقید نور علی برومند و دکتر داریوش صفوت آموخت هم زمان با این آموزشها نزد استادانی چون شادروان عبدالله خان دوامی، شادروان سعید هرمزی و شادروان یوسف فروتن کسب فیص نمود.
در آن زمان مشکاتیان در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور فعالیت داشت. و همچنین به همراه جمعی از دوستانش موسسه فرهنگی – هنری چاووش را بنیان نهاد و سرپرستی گروه موسیقی عارف را نیز بر عهده گرفت.
پرویز مشکاتیان در نخستین آزمون باربه با داریوش طلایی به طور مشترک موفق به کسب جایزه ممتاز گردیدند.
اهالی خطه موسیقی مشکاتیان را دارای قدرتی خارق العاده در تصویر سازی و تبحر فراوان در انواع ریتم می دانند.

  • برخی از آثار مرحوم مشکاتیان:

قطعات: «مرا عاشق: با آواز شهرام ناظری» ، «شور انگیز : با آواز شهرام ناظری» ، «شیدایی : با آواز محمد رضا شجریان» ، «آستان جانان : با آواز محمد رضا شجریان » ، «بیداد : با آواز محمد رضا شجریان » و …
آثاری که تا زندگی بر دوام است بر جریده ی بسیاری دل ها ثبت خواهند بود چرا که مرد نکونام همواره زنده است.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش مستدام باد!
اطلاعات هنرمند از کتاب چهره های موسیقی ایران (نوشته: شاپور بهروزی)

  • شهرزاد شاه‌کرمی/ مجله موسیقی ملودی