بیورک، بانوی طبیعت و موسیقی

bjork

بیورک گومندسودواتیر(BjörkGuðmundsdóttir) که به علت داشتن نام فامیلی که تلفظ آن برای غیر بومیان ایسلند بسیار سخت است، ترجیح می دهد او را تنها با نام کوچکش صدا بزنند، ۲۱ نوامبر ۱۹۶۵ در ریکیاویک، پایتخت کشور یخ، ایسلند متولد شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی بسیاری فکر می کنند بیورک کار حرفه ای خود در موسیقی را با دِ شوگر کیوبز(The Sugar Cubes)آغاز کرده، در صورتی که بیورک حرفه اش را با انتشار اولین آلبوم انفرادی به نام خودش در سال ۱۹۷۷ و سالها قبل از شکل گیری شوگر کیوبز اغاز کرد. آن زمان او فقط ۱۲ سال داشت و هنگامی که مشغول خواندن یک آهنگ از خواننده ای دیگر در تنها ایستگاه رادیوی موسیقی ایسلند بود، یکی از رابطین یک کمپانی پخش موسیقی، صدای اورا پسندید و با او یک قرار داد امضا کرد که به ضبط و تولید آلبوم «بیورک» در همان سال منتهی شد. این آلبوم مجموعه ای از کاور (خواندن یک خواننده یا گروه دگیر و بعضا ضبط آن به شیوه خود و با اندکی تغییر در آن) آثار هنرمندان دیگر، از جمله ترانه “احمق روی تپه” (The Fool On The Hill) کار مشترک جان لنون و پل مک کارتنی بود.
دِ شوگر کیوبز در سال ۱۹۸۶ شکل گرفت، پس از آن که بیورک۲۱ ساله پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان، دوره ای از کار به عنوان موزیسین مهمان در گروه های متعدد و خوانندگی، گروه پست پانک تپی تیکاراس(TappiTikarrass)را پشت سر نهاده بود، شوگر کیوبز هم همین حال و هوای پانک راک را داشت، و البته سبک گروه بیشتر آلترناتیو راک بود تا پانک هرچند المان های پانک را به وضوح داشت. خود بیورک سال گذشته در پروفایل فیس بوکش ضمن انتشار عکسی از خود به همراه سایر اعضای گروه که مثل خودش قبل از پیوستن به گروه اعضای سابق گروه های عمدتا پانک راک بودند، در مورد دوره حضورش در شوگر کیوبز نوشت : “این مردم یک بند طنز به نام دِشوگر کیوبز را به همراه هم تشکیل دادند، جایی که من یک جور خواننده بودم و ما آهنگ های پاپ احمقانه بیرون می دادیم و واقعا مست می شدیم” این اظهار نظر نشان از این دارد که بیورک زیاد از حضورش در این گروه راضی نبوده و نیست. تم اصلی اشعار آهنگ های این گروه که شامل یک خواننده زن (بیورک ) و یک خواننده مرد و ۴ عضو دیگر به عنوان درامر، بیسیست، گیتاریست و کیبوردیست بود، اشعار عاشقانه سطحی و کمی هم اعتراض به اجتماع و سیاست بود. بیورک و بسیاری از اعضای دیگر گروه توانستند به مدد عضویت در این گروه، به شهرتی فراتر از مرزهای ایسلند دست یابند.
melodymagآهنگهای “تولد” (Birthday) و “هیت” (hit)از این گروه توانستند در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۹۱ به ترتیب به رتبه های دوم و اول جدول برترین اهنگ های ایندی راک بریتانیا دست یابند.
دانه های شکر به علت این که بسیاری از اعضای گروه از جمله بیورک میل به جدایی داشتند، در ۱۹۹۲ متلاشی شدند، بیورک اولین سینگل تِرَک خود را در۱۹۹۳ با عنوان “رفتار انسانی” (Human Behaviour) منتشر کرد، روح اثر هنوز آلترناتیو راک بود که با سازهای الکترونیک تنظیم شده بود. که این آهنگ اولین کار انفرادی وی با کمپانی” یک هندی کوچک” one little Indian بود. کلیپ این اثر توسط میشل گوندری کارگردان فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک (با بازی جیم کری و کیت وینسلت) ساخته شد، ابته آن زمان گوندری هنوز فیلم بلند نساخته بود و بیشتر به عنوان یک فیلم کوتاه ساز آلترناتیو مشهور بود، بعد ها همین کلیپ پایه یکی از فیلم های کوتاهش شد. در این کلیپ از یک خرس غول پیکر اسباب بازی استفاده شده بود، که به گفته خود گوندری و بیورک نماد روابط و رفتار انسانی است!
این همکاری هنوز هم میان این دو در زمینه ساخت کلیپ وجود دارد، بیورک در فیلم مستندی که گوندری در مورد زندگی خودش ساخته است هم حضوری طولانی دارد. برخورد این دو ذهن خلاق و آونت گارد کلیپ هایی خلاقانه را پدید آورده که فقط ساخت و ایده ان از این دو بر می آید، و پر از رویا پردازی و تصاویر شاعرانه ست.
اولین آلبوم شخصی بیورک یک ماه بعد منتشر شد، آلبوم با وجود آوانگارد بودن و البته به مدد کلیپ های خلاقانه گوندری برای ترکهایی چون “رفتار انسانی” به رده بندی ۱۰ آلبوم راک مدرن بریتانیا در سال ۱۹۹۳ راه یافت(رده سوم)، از ترانه “ونوس به عنوان یک پسر” (Venus As a Boy) از این آلبوم به عنوان ساند تراک در فیلم لئون (۱۹۹۴) استفاده شد. همین آلبوم اول نشان دهنده سبک خاص وآوانگارد بیورک بود. در این آلبوم به غیر از سازهای مرسوم سبک راک، از چنگ (هارپ) و تبلا (یک ساز شرقی منسوب به هند) استفاده شد. ساز چنگ تقریبا در همه آلبوم های انفرادی وی و حتی در کنسرت هایش مورد استفاده قرار می گیرد. گاه جایی که میتوان از چلو (ویولن سل)و گاه جایی که می توان از گیتار استفاده کرد. نکته قابل توجه دیگر، همکاری تعداد بالایی از مهندسین صدا با تیم نوازندگان بود، که نشان دهنده علاقه وافر بیورک به ساخت اصوات غیر معمول (که نمی‌توان از ساز خاصی بیرون کشید) و اصوات خاص و افکت های طبیعی و عدم استفاده از سمپلینگ است. چیزی که امروزه به عنوان مشخصه اصلی سبک او شناخته می شود. مهندسین صدا در کنسرت ها و تورهای وی و حتی در روی صحنه او را همراهی می کنند، و نشان دادن چگونگی ساخت افکت توسط آنها جلوی چشمان تماشاگران و عدم ابای بیورک از نمایش آن، نقطه قوت وی محسوب می شود.
bjorkپس از این آلبوم و تا پایان دهه نود، بیورک دو آلبوم دیگر را با نام های “پُست”(Post) و “هموژنیک” (Homogenic) منتشر کرد، همانطور که از کاور آلبوم ها و آرایش چهره و لباس های بیورک (تمامی کاور های آلبوم های بیورک تصویری از خودش است) مشخص بود که وی به سمت استفاده از سازها و المان های موسیقی شرق دور رفته است. بیورک به علت شباهت ظاهری زیاد به شرقیان، آرایش چهره‌اش، استفاده مکرر از سازهای شرقی، برگزاری کنسرت های مکرر در شرق دور بخصوص ژاپن و بازی درفیلم Drawing Restraint 9(2005) به کارگردانی متیو بارنی و درنقش یک مهمان ژاپنی، در شرق دور علی الخصوص کشور ژاپن بسیار محبوب است.
این دو آلبوم آغاز اوج گیری ، طی کردن با سرعت پله های ترقی و مطرح شدن وی به عنوان یک موزیسین آوانگارد و تجربی و یک خواننده سوپرانو با تکنیک منحصر به فردو ادای کلمات پایانی جملات در اکتاو پایین به صورت چند هجایی (غیر از هجاهای معمول کلمات) و همچنین سازنده موسیقی متن فیلم بود. ترک های ارتش من (Army f Me) ، هایپر بالاد (Hyperballad) ،(it’s oh so quiet) ، ایزابل (Isobel) (با ترانه ای با مضمون زنی که با خودش ازدواج کرده!) ، احتمالا ممکنه (Possibly Maybe) ، شکارچی (Hunter) ، یوگا (Joga) (با مضمون عشق به طبیعت)، بچرولت (Bacherolette) ( با مضمون زندگی و رویاهای یک دختر مسن که ازدواج نکرده و از اولین ترانه های وی در حمایت از زنان است)و همه از عشق پرند (All is full of love) (با مضمون عشقی غیر معمول) توانستند به صدرجداول ترکهای مدرن راک کشورهای اروپایی، استرالیا و آمریکا در سال انتشارشان راه یابند. کلیپهای اکثر این ترانه ها توسط کارگردانانی چون میشل گوندری و کریس کانینگهام، از فیلم سازان و کلیپ سازان آوانگارد که عادت به استفاده از جلوه های ويژه کامپیوتری در کارهایشان ندارند و کلیپ ای آنها اکثرا پر هزینه و ساختشان زمان بر است، ساخته شد. مثلا برای کلیپ ترانه همه از عشق پر هستند، دو ربات بر اساس چهره، اندام و حرکات صورت و بدن بیورک ساخته و به حرکت درآورده شدند. این کلیپ دو جایزه موزیک ویدیوی ام. تی .وی در دو بخش بهترین جلوه های ویژه و ویدیوی ساختار شکن برنده شد. یا برای ارتش من یک کامیون ویژه که بیورک آن را در کلیپ می‌راند ساخته شد. برای کلیپ شکارچی، بیورک سر خود را کاملا تراشید و تمام کلیپ کلوزآپ چهره وی مشغول خواندن و در انتها تبدیل به یک شیر شدن (!) بود.
آغاز هزاره سوم، با بازی بیورک در فیلم “رقصنده در تاریکی” (Dancer in the Dark) همراه بود. بیورک به عنوان نقش اصلی در فیلم متفاوت و تلخ لارس فون تریه به بازی پرداخت. سلما جزکوا زنی است در آستانه نابینایی که برای زندگی پسرش سخت مشغول تلاش است و ترانه های بعضا تلخ و گاه شاد می خواند. بیورک مجموعه ترانه ها و آهنگهایی را که برای این فیلم ساخته بود را بعدا در آلبوم “ترانه های سلما” منتشر کرد. بیورک همچنین برای ایفای نقش اول زن این فیلم، برنده جایزه جشنواره فیلم کن و نامزد دریافت گلدن گلوب و اسکار شد.

melodymag

بیورک از آغاز هزاره سوم تا کنون ۴ آلبوم “وسپرتین” (Vespertine) ، “مدولا” (Medulla)، “ولتا” (Volta) و بیوفیلیا (Biophilia) را منتشر نموده است. در این چهار آلبوم وی سعی در استفاده از ساز های سایر نقاط جهان همچون یک ساز افریقایی در ترک “امید” (Hope) از آلبوم ولتا، استفاده از اصوات طبیعی و یا صنعتی و ساخت سازهای خاص برای تولید صداهای مورد نظر توسط تیم مهندسین صدایش (همچون تسلا کویل (Tesla coil) در ترک تاندر بولت از آلبوم آخرش) و به طور کل نزدیک شدن به طبیعت در ترانه ها و موسیقی اش داشته است. همچنان که نام البوم آخر بیوفیلیا، برگرفته از نام یک دره زیبا و خوش آب و هوا در ایسلند است و کاور آلبوم شامل چهره بیورک است که آرایش موها و لباسش را از طبیعت الهام گرفته است و یک سنگ در دست دارد. همچنین در این دوره، وی اظهار نظر هایی را در مورد مسایل سیاسی معاصر در مصاحبه ها، ترانه ها و کنسرت هایش داشته است. همچون اظهار نظر هایش در مورد کوزوو، که به لغو کنسرتش در صربستان منجر شد، و در مورد تبت، استقلال جزایر فارو و گرینلند، که در مشهورترین کنسرتش در لندن، که به همراه ارکستر سمفونیک آن شهر اجرا کرد و درکنسرتهای دیگر، گروه کری متشکل از دختران گرینلندی را همراه داشت. متن ترانه امید، در مورد بمب گذاری های انتحاری است.
به طور کل آنچه بیورک را متمایز می کند، مثبت اندیشی و اینده نگری اش با امید فراوان، هماهنگی فراوان میان صدا، ترانه ها و موسیقی اش که بخش اعظم آن را مدیون مهندسان صدایش است، پرفورمانس های خاص اش همراه با ارایش چهره و لباس پوشیدن خاص و الهام گرفته شده از طبیعت اش(مانند لباس قوی سپیدش که کاملا شبیه به یک قو بود) که تماما توسط خودش طراحی می شوند، همچون یکی از اجراهایش که بدون ساز و با استفاده از اصوات طبیعی ای که از دهان چند انسان عادی که با او اجرا می کرند خارج می شد، است. بیورک یک فعال یونیسف نیز هست که در سال ۲۰۰۴ برای کمک به سونامی زدگان جنوب شرق آسیا، یک تور سراسری برگزار کرد و درآمدش را به‌ آنها اختصاص داد.

  • مسعود تاجیک / مجله موسیقی ملودی

صادرات موسیقی به دنیا – بخش دوم: بیورک

melodymag

در قسمت پیشین خواندیم که برخی از کشورهای کمتر شناخته شده با وسعت کم از نظر جغرافیایی و هم‌چنین حضور نداشتن در عرصه‌های بین‌المللی به همت و مدد هنرمندان موسیقی خود، به جهان شناسانده شده‌اند. در این بخش به کشور ایسلند می‌پردازیم. کشوری بسیار کوچک و سردسیر از شمال قاره اروپا.
۲- ایسلند – بیورک و سیگار روس: نام بیورک و سیگار روس برای آنها که هوادار موسیقی پست راک، تجربی و فیوژن هستند غریبه نیست. بیورک خود به تنهایی سال‌ها با برگزاری کنسرت ها و انتشار آلبوم‌های متعدد و با استفاده از زبان انگلیسی در اشعارش و بازیگری و تهیه موسیقی متن فیلم، در شناساندن کشورش و صادر کردن موسیقی آن به دنیا تلاش کرده است. بیورک چه آن زمان که به عنوان خواننده دِ شوگر کیوبز(The Sugar Cubes) فعالیت می کرد و چه از زمانی که به تنهایی فعالیت می کند سعی درنوآوری دارد. کارهایی چون دست‌کاری در فواصل گامهای سنتی موسیقی راک، نوآوری در شیوه خوانندگی ( آن هم با بالا و پایین کردن گامها)، استفاده از سازهای نا متعارف و ناشناخته و بهره‌گیری از موسیقی محلی نقاط مختلف جهان (آفریقایی، شرق دور، خاورمیانه ای…)، استفاده از اصوات غیر سازی و غیر معمول (مثل صدای بوق کشتی، لوله…) از جمله ابداعات این هنرمند ایسلندی‌اند. وی مبدع پیدایش پست راک و موسیقی تجربی و سبک جدید تری چون «آیسلندیک پست راک» شده است. سبکی که نام کشورش را یدک می کشد. و این یعنی صادر کردن موسیقی.
بیورک با استفاده از مواهب خدادادی چون صدای کودکانه اش، استفاده از آرایش ها و لباسهای نا متعارف، ترانه های با مضمون اجتماعی، سیاسی، ضد جنگ و ساختار شکن و برگزای کنسرت های پر خرج و با دکوراسیون های نامتعارف و نوازندگان متعدد از سراسر جهان و موارد دیگری که در بالا آمد، امروز بی شک یکی از بزرگان موسیقی است که نامش در تاریخ ثبت شده و اگر لا اقل همتراز بزرگانی چون بتهوون، واگنرو باخ نباشد، کمتر از آنها هم نیست. کشوری که طبیعتش به مردم سخت گرفته و فقط سرما و یخ وجود دارد، چیزی بهترو ارزشمند تر از موسیقی بیورک و سیگار روس برای صادر کردن به دنیا، ندارد. به این همه خلاقیت و زرنگی ایسلندی ها که هم فرهنگ شان را صادر کردند و نام کشور کوچک و سردشان را که شاید مشهور ترین چهره غیر موسیقیایی اش فوتبالیستی به نام گودجانسون است و خاکستر آتشفشانش کل اروپا را فلج می کند باید آفرین گفت. آن‌ها کشورشان را به‌وسیله این صادرات، بر سر زبان‌ها انداختند. آن هم با آن فامیلی های سختشان! (بیورک گومندسودواتیر)
در موسیقی بیورک بر خلاف سیگار روس، کمتر از تم های محلی استفاده شده است و شاید با شنیدن موسیقی سیگار روس، بیشتر احساس سرما کنید تا بیورک، آن هم به علت اصرار سیگار روس بر استفاده از تکرار ریتم های طولانی و کم ساز و بیش از حد آلترناتیو بودن است. برخلاف موسیقی بیورک که شلوغ است و گاهی اوقات از چند ساز هم‌زمان در یک گام کوتاه استفاده می کند.
جالب است بدانید بیورک نوازنده قره نیِ قهاری نیز هست.

  • مسعود تاجیک / مجله موسیقی ملودی

ردیف آوازی ایران از دیدگاه روانشناسی

melodymag

دراندرون من خسته دل ندانم كیست!؟        كه من خموشم و او در فغان ودر غوغاست

محمدرضا سعیدی: در دنیای كنونی كه علم وصنعت با سرعت فوق العاده به سوی پیشرفتند،هنر نیز ازاین قافله به دور نبوده ودر راستای پیشرفت قدم بر میدارد.هنر آواز ایرانی كه یكی از شاخه های اصلی موسیقی ایرانی محسوب میشود با بهره گیری از شعر ادبیات فارسی شنونده خودرا، مانند فیلمی در پرده سینما آگاهی بخشیده وتصویر دیگری از زندگی برای او آشكار میسازد،یعنی وقتی كه زبان یارای سخن گفتن نداشته وباز میماند،موسیقی آغازمیگردد وشعر به صورت آوازی دل انگیز در آمده بركالبد و روان انسان،روحی دوباره می بخشد.ردیف آوازی ایران كه درگذشت تاریخ این مرز و بوم از زبان ملت آن جاری شده و میباشد،گویای روانشناسی درونی این هنر دیرینه بوده كه جای تحلیل و بررسی داشته كه هر متخصصی در این فن بایستی از آن آگاه باشد،تا بتواند این هنر زیبا را در حد اعلای آن اجرا نموده و به آن اعتلا بخشد.
هنر آواز ایرانی بازتاب درون فرد خواننده است در پیوند شعر و موسیقی،كه كلام با نوا تركیب میشود،آگاهی داشتن به روانشناسی ردیف موسیقی آوازی ایران یكی از اركان اصلی موسیقی كلامی محسوب میشود ،كه هر آهنگساز و خواننده بایستی آگاهی لازم از این بعد را دارا بوده تا بتواند درراستای اجرای عملی موسیقی قدم مثبت وصحیح بردارد.
برداشتی كلی از حالات روانی دستگاهها وآوازهای ایرانی :
۱-دستگاه شور: آگاهی- درك- تفكر و اندیشه.
۲-آواز دشتی: سوز و گداز- گریه و زاری.
۳-آواز ابوعطا: گله وشكایت.
۴-آواز افشاری: افسوس و حسرت- هجران از معشوق.
۵-آواز بیات ترك: تعلیم- شادی درون.
۶-دستگاه همایون: متانت- سربلندی- نصیحت وپذیرش.
۷-آواز بیات اصفهان: نهایت احساس.
۸-دستگاه سه گاه: بزم و شادمانی- شور و شوق.
۹-دستگاه چهارگاه: ستیز و جنگ،حتی رو در روی معشوق- مقاومت و پیروزی- تلاش در رسیدن به آرزوهای دیرین عاشقی.
۱۰-دستگاه ماهور: رویا پردازی- پرش از قله شادی به همراه ذهنی رویایی- آرزو.
۱۱-دستگاه نوا: رازداری- حكایت.
۱۲-دستگاه راست و پنجگاه: ستایش معبود (خدا)- بزرگمندی و تعریف.
melodymag

حال می‌توانیم مواردی را جهت روشن تر شدن موضوع ارائه شده، بیان کنیم.
مثال اول :
در شعری ، كه مطلع آن با بیت زیر شروع شده :
تو هیچ عهد نبستی، كه عاقبت نشكستی مرا در آتش سوزان، نشاندی و ننشستی
از نظر بار معنایی و حال روانی و درونی، این شعر حالت گله و شكایت دارد ،كه بر این اساس هنرمند خواننده ای آن را در آواز ابوعطا اجرا نموده و دیگر هنرمند عزیزی آن شعر را در دستگاه ماهور خوانده اند. هر دو اجرا قابل تحسین بوده ولی از نظر معنایی و حالت روانی، شعر متناسب با آواز ابو عطا میباشد.
مثال دوم :
در شعری كه مطلع آن با بیت زیر شروع شده :
همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویی چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویی
هنرمند عزیزی آن را در آواز سه گاه اجرا نموده و دیگر هنرمند محترمی آن را در دستگاه ماهور به صورت تصنیف نوشته و خوانده شده است. با توجه به بارمعنایی و حال درونی ، از آنجایی كه حالت آرزو و رویا، درون شعر هویداست، بسیار متناسب با دستگاه ماهور میباشد.
گاهی مشاهده میشود برخی آهنگسازان و یا خوانندگان با توجه به اینكه از شعرهای كلاسیك نیز بیشتر استفاده می كنند، بدون در نظر گرفتن معنا و حالت روانی شعر، در انتخاب دستگاه و یا مایه آوازی و همچنین ریتم دچار اشتباه شده و آهنگی غیر مطبوع میسازند.
به عنوان مثال :
در شعری كه با مطلع زیر شروع شده :
ما رند خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم ، همینیم كه هستیم
معنا و حالت درونی و روانی شعر، حالتی است عرفانی، ولی متاسفانه آهنگساز صرف نظر از انتخاب دستگاه ریتمی كه برای این آهنگ انتخاب كرده وزن شش و هشت با مترونم تند، كه به كلی شنونده را از معنا و حال درونی شعر دور نموده و به كلام نیز لطمه وارد میكند.
در پایان، امیدوارم مطالب بیان شده به ذهن هر خواننده این مقاله ، تصویر تازه ای از دنیای پر شور و حال موسیقی نشان دهد.
در این دنیای وانفسا كه اكثر ممالك بشری به جان هم افتاده ،با قدرت نمایی خود دیگری را میخواهد مغلوب خویش سازد،امیدوارم هنر زیبای موسیقی ،كه تنها زبان صلح و آرامش در دنیاست، بتواند این سیل عظیم ویرانی را سدی باشد و تمامی جوامع را به صلح و دوستی برساند و پرچم انسانیت و انساندوستی و بشر دوستی را به قله وحدت برساند.

  • محمدرضا سعیدی/مجله موسیقی ملودی

صادرات موسیقی به دنیا – بخش نخست: ریانا

melodymag

به نظر شما این ممکن است که یک هنرمند با استفاده از موسیقی، کشور خود را به دنیا بشناساند؟ یا این‌که هنرمندی با استفاده از شهرت خود، آوازه کشورش را نیز مطرح کند؟ کاری به کشورهایی که مهد موسیقی (از نوع کلاسیک، پاپ، راک و …) بوده اند نداریم، این که شما بیایید و با استفاده از هنرتان که موسیقی است و صد البته استفاده از هوش و امکانات مالی و فنی (تبلیغات) کشورتان را هم مثل خودتان مشهور کنید، هم ناسیونالیست بوده اید و هم به خودتان خدمت کرده اید و اگر دلبستگی ای به موسیقی محلی کشورتان دارید، موسیقی کشورتان را نیز به کشورهای بزرگ و کوچک و حتی آن‌هایی که مهد موسیقی‌اند صادر کنید و در این صورت، به اعتلای هنر موسیقی هم کمک کرده‌اید.
این مطلب درباره افراد یا گروه‌هایی‌ست که یا با سبک موسیقی، زبان خواندن، یا زبان اجرا (پرفورمانس) و شکل ظاهری خود و یا با تلفیق این موارد با هم و با سبک های شناخته شده دیگر خود، کشورشان را مطرح کرده و به صادر کردن موسیقی شان نیز پرداخته‌اند.

۱- باربادوس – ریانا: تا به‌حال اسم کشوری به نام باربادوس به گوشتان خورده؟ می دانید در کدام قاره قرار دارد؟ مذهب و زبان رسمی این کشور چیست؟ پیش از آن‌که اطلس جغرافیایی را زیر و رو کنید اشاره کنم که باربادوس کشوری ا کوچک در منطقه دریای کارائیب (آمریکای مرکزی) است. البته این اطلاعات زیاد مهم نیست، مهم این است که یک خواننده زن زیبا رو از این کشور با استفاده از امکانات مالی، ساپورت دولتی ، زیبایی و موسیقی عامه پسند و بازاری اش و اندکی چاشنی نو آوری در ساخت کلیپ، برگزاری کنسرت و خواندن تا به آنجا خود را مطرح کند و پله های ترقی را طی، که در ۲۲ سالگی موفق به دریافت جایزه گرمی شود. آن هم تنها با گذشت ۶ سال از فعالیت موسیقیایی!
آهنگ Umberella(چتر) از ریانا به عنوان آهنگ شماره ۱ جدول‌های پرفروش ترین آهنگهای کشورهایی چون آمریکا، بریتانیا، کانادا و حتی شماره ۱ در رده بندی جهانی پرفروش ترین آهنگ سال ۲۰۰۷ انتخاب شد. اگر چه آهنگ های ریانا همه در استودیو های آمریکایی ضبط شده، سبکش پاپ و تجاری و اشعارش اکثرا سطحی و عاشقانه اند، اما تلاش این خواننده زن جوان در مطرح کردن کشور کوچک و ناشناخته خود با استفاده از زیبایی و موسیقی اش و فعالیت های بشر دوستانه ای که انجام می‌دهد بسیار ارزشمند است. البته ریانا موسیقی کشورش را صادر نکرد واز تم خاص فولک استفاده نمی کند. وی هم اکنون در آمریکا زندگی می کند.

  • مسعود تاجیک/مجله موسیقی ملودی

شهرام ناظری و حسین علیزاده در پاریس کنسرت می‌دهند

melodymag

كنسرت شهرام ناظری و حسين عليزاده به دعوت كشور فرانسه در «تئاتر شهر» پاريس برگزار می‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی شواليه آواز ايران درباره‌ی اين كنسرت چنین توضيح داد: كنسرت پاريس با هنرنمايی حسين عليزاده و سازهای كوبه‌ای مجيد خلج همراه خواهد بود و زمان اجرا نيز ساعت ۱۷ عصر روز ۱۷مارس همزمان با ۲۷ اسفند ماه تعيين شده است.

ناظری ادامه داد: اين اجرا به صورت بداهه نوازی و بداهه‌خوانی خواهد بود و گروه نیز چهار روز پيش از اجرا عازم فرانسه خواهد شد.

گفتنی است که بخشی از این كنسرت به اجرای ساز و آواز بداهه اختصاص خواهد داشت و قسمت دیگری از این برنامه از میان قطعات كنسرت های مشترک  حسین علیزاده و شهرام ناظری در شیراز و تهران انتخاب شده است.

شهرام ناظری و حسین علیزاده در كنسرت فصل پاییز تهران قطعاتی همچون «ری را» با شعری از نیما یوشیج، «آی عشق آی عشق» با شعر احمد شاملو، «درهوای بی‌چگونگی‌« ، تصنیف «به شكوفه‌ها به باران» را با شعری از شفیعی كدكنی اجرا کرده بودند.

به نقل از سایت رسمی شهرام ناظری علاقمندان برای خرید بلیت می توانند از طریق وبسایت تئاتر شهر پاریس اقدام کنند.

  • راحله سجودی/مجله موسیقی ملودی

به‌مناسبت سالروز درگذشت استاد مشیر همایون شهردار

melodymag

شهرزاد شاه‌کرمی: به مناسبت سالروز درگذشت استاد مشیر همایون شهردار ( ۱۱ بهمن ماه به سال ۱۳۴۹) سرگذشت این هنرمند فقید را ورق می‌زنیم:

دو سطر از سرگذشت من فراگیر              و زان پس پندهای پر بهاگیر
حبیب الله مشیر همایون شهردار در سال ۱۲۶۴ دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در مدرسه آلیانس به پایان رساند و سپس به خدمت دولت درآمد. پدرش از نزدیکان سپهسالار بود و دو پیانو به ایران آورد، که یکی را در خانه خود نگاه داشت و به این ترتیب، همایون از ۶ سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد.
وی مدت زیادی شاگرد محمد صادق خان، بهترین استاد و نوازنده‌ی سنتور زمانش بود و ردیف موسیقی ایرانی را به وسیله سنتور آموخت و روی پیانو تقلید کرد، از همین روی در نواختن پیانو صاحب سبک خاصی شد که بسیار شبیه سبک سنتور بود. در ۱۰ سالگی به نوازنده‌ای چیره دست بدل شد، که بسیار به شنیدن آوای سازش رغبت می‌کردند.
استاد مشیر همایون شهردار مدت زیادی به کارهای دولتی اشتغال داشت. مدتی قاضی شعبه اول دادگاه در وزارت دادگستری تهران بود. پس از آن دادستان دادگستری اصفهان و چندی بعد رئیس اداره‌ی ذوب آهن شد. اما بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب رشد اداری، او همیشه یک موسیقی دان و هنرمند بود.
در سال ۱۳۲۰ بازنشسته شد و از آغاز تأسیس رادیو با این مؤسسه همکاری داشت. او همچنین به طور مداوم همکار شورای موسیقی رادیو ایران بود. مشیر همایون شهردار بسیار تلاش می‌کرد تا ردیف موسیقی ایرانی را به هر ترتیب بر روی پیانو منتقل کند که این خودپایه‌ای برای ایجاد ادبیات پیانو در آن زمان بود. وی قطعه‌ی جالبی را در دستگاه راست پنجگاه بر روی پیانو اجرا کرد که از مشکل‌ترین قطعات موسیقی ایرانی به حساب می‌آمد.
در سال ۱۹۰۹ میلادی استاد شهردار به دعوت کمپانی His master Voice به لندن سفر کرد و تعدادی آهنگ ایرانی بر روی صفحات ضبط کرد که متأسفانه در دسترس نیست. در سال ۱۳۱۲ شمسی نمایندگان کمپانی کلمبیا با وسایل کار به تهران آمدند و او را برای ضبط آهنگ‌های ایرانی دعوت کردند. محصول آن زمان یکی از عالی‌ترین قسمتهای موسیقی ایرانی است. قطعاتی که مشیر همایون همراه با ظلی خواننده‌ی معروف و فقید اجرا کرده است. این قطعات هنوز مورد توجه اهل فن و موسیقی شناسان است. مقدمه این آهنگ‌ها همه از خود مشیر همایون است که نهایت استادی، نوجویی و نوآوری خود را در ابداع این قطعات به اثبات رسانده است.

moshir-homayoon

مشیر همایون علاوه بر نوازندگی پیانو، در آهنگسازی نیز دست داشت و بسیار مبتکر و خلاق بود. او تعدادی اپرت نیز تصنیف کرده که شعر و آهنگش هر دو از خود اوست. در اپرت روش خاصی داشت، یعنی تلاش می‌کرد تا از اشعار گذشتگان و استادان سخن قطعاتی را انتخاب کرده و در اپرت خود به کار برد. اپرت یوسف و زلیخا و خسرو و پروانه از بهترین آثاری بود که این آهنگساز، تصنیف کرد: “دوستان شرح پریشانی من گوش کنید” یکی از ترانه های اپرت یوسف و زلیخا است که هنوز مردم زمزمه می‌کنند و به یاد دارند.
خسرو و پروانه را مشیر همایون از افسانه “مادام کاملیا” (اثر الکساندر دوما) گرفته بود؛ چرا که در زمان اقامتش در فرانسه تحت تأثیر آن قرار گرفته بود. او این افسانه را به نام خسرو و پروانه در تهران اجرا کرد که نتهای این اپرت را “ابراهیم منصوری” هنرمند معروف نوشته بود.
چندی بعد، مشیر همایون دست به خلق اپرت رستم و سهراب زد. ملودی‌های این اپرت در دست است اما افسوس! که هیچگاه به صفحه نرفت. شهردار، هنگامی که در رادیو مسئولیت شورای موسیقی را قبول کرد، ارکستری به نام ارکستر ویژه بنا نهاد. این ارکستر قطعاتی را که برای ارکستر تنظیم شده بود به سبک موسیقی غربی اجرا می‌کرد. به دنبال آن ارکستر فارابی به وجود آمد که مشیر همایون آهنگ‌هایی برای این ارکستر ساخت.
استاد شهردار، در شاعری نیز دستی داشت و سرگذشت خود را به نظم چنین نقل کرده است:
دو سطر از سرگذشت من فراگیر                و زان پس پندهای پر بهاگیر
زهجرت در هزار و سیصد و چهار             شدم وارد در این دشت محن زار
چو فارغ گشتم از تحصیل دانش                  شدم با بخت خویش اندر کشاکش
سپس دعوت شدم از انگلستان                     که سازم صفحه‌ای از لحن ایران
دفتر زندگی صاحب این همه شور و احساس، هنرمند وطن پرست و آزاده پس از ۷۰ سال خدمت به موسیقی ملی ما در روز ۱۱ بهمن ماه ۱۳۴۹ (در سن ۸۵ سالگی) بسته شد. روحش شاد!

  • شهرزاد شاه کرمی/ مجله موسیقی ملودی

مجله موسیقی ملودی دو ساله شد

melodymag

از آغاز روزی که با همکاران، دست به دست هم دادیم و مجله موسیقی ملودی را تاسیس کردیم دو سال می‌گذرد.

مجله موسیقی ملودی در تاریخ پانزدهم دی‌ماه سال ۱۳۸۸ (۵ ژانویه ۲۰۱۰) به‌همت گروه کوچکی از روزنامه‌نگاران چندرسانه‌ای آغاز به کار کرد.

هدف ما یاری گرفتن از کاربردهای تازه‌ای بود که اینترنت در اختیار روزنامه‌نگاران قرار می‌داد. قصد داشتیم با استفاده از حالت تعاملی اینترنت، ارتباطی دوسویه را رقم بزنیم. در یک‌سو ما بودیم و اخبار، گزارش‌ها و نقدهایی که در مورد موسیقی ایران و جهان منتشر می‌کردیم و در سوی دیگر، شما عزیزان که همواره با نظرات و پیام‌های خود به مجله موسیقی ملودی لطف ورزیده و ما را در ادامه دادن مسیر صحیح، راهنما بودید.

در مدت ۲ سال، این مجله فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشت. مانند هر رسانه تازه تاسیس دیگر، در ابتدای راه، همتی دو برابر نیاز بود تا ملودی، مانند نهال کوچک در خاک نشانده‌ شده‌ای، پا بگیرد و شاخ و بال بزند. دوستان ما، خانم‌ها مونا مهربان، ثمر سعیدی، شراره پرهام، شهرزاد اکبر، راحله سجودی، آوا پرهام، مکنونه صافی، لیا شیرازی، سحر منصوری و .. و هم‌چنین آقایان سینا سعیدی، احسان خانمحمدی، وحید اسماعیل‌زاده، علی چاشنی‌گیر، سامیار فرد اسدی، بابک رجبی و.. از اولین گروه همکاران مجله بودند که تلاش‌های این عزیزان، بسیار قابل تقدیر است.

در ادامه راه، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و منتقدین گران‌قدر دیگری نیز همکاری‌های خود را با مجله موسیقی ملودی آغاز کردند و روز به روز به تعداد مخاطبان این مجله افزوده شد.

اکنون در ابتدای سال سوم فعالیت مجله موسیقی ملودی تلاش می‌کنیم قدم‌های محکم‌تری را در کار رسانه‌ای برداریم. جایگاه یک رسانه بی‌طرف با دغدغه‌ پوشش دادن کلیه وجوه هنر موسیقی در ایران و جهان، و بررسی زوایای مختلف رویدادهای هنر موسیقی و نیز پوشش دادن اخبار و اطلاعات مربوط به هنرمندان موسیقی از جمله تعهدات مجله موسیقی ملودی نسبت به مخاطبانش است.

ما در کنار شما دومین سال‌روز انتشار مجله موسیقی ملودی را فرخنده می‌شماریم.

گزارشی از کنسرت راک‌استارهای ایرانی در لندن

rock-stars-melodymag

یکشنبه شب گذشته ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱، علاقمندان به موسیقی راک ایرانی میزبان هنرمندان سرشناسی درشهر لندن بودند. عبدی بهروانفر، رادیو تهران، گروه کیوسک و پویا محمودی در اقدامی کم سابقه، در یک کنسرت صمیمی به مدل ایستاده، علاقمندان به موسیقی راک ایرانی را به وجد آوردند.

به گزارش «سهند اطهری» خبرنگار مجله موسیقی ملودی، این کنسرت با اجرای «عبدی بهروانفر» (گیتار، آواز، سازدهنی) در بخش آغازین شروع شد. سپس گروه رادیو تهران به سرپرستی «علی عظیمی» (گیتار، آواز) و با حضور «صالح زارعی» (گیتار باس)، «مارال محمدی» (ویلنسل و همخوان) «شهره شجاعی فرد» (کیبورد)، «امیر» (گیتاریست مهمان) و «جی‏سن گریفیتس» (درامز) روی صحنه آمدند. آنها علاوه بر تعدادی آهنگ از آلبوم ۸۸، سه آهنگ از آلبوم جدیدشان به نام «مرد پَست» را اجرا کردند.

rock-stars-melodymag-borna-03

در فاصله ی بین این اجرا و اجرای گروه کیوسک، به شکل غیر منتظره ای «پویا محمودی» (گیتاریست و خواننده ی گروه باراد و سی دی مهر) به همراه «آرمین فیروزآبادی» (گیتار) روی صحنه آمدند و آهنگ «مِ وَ تو» (از آهنگ های منتشر نشده ی سی دی مهر) را نواختند و محمودی خواند. این اجرای کوتاه با تشویق و استقبال حاضرین مواجه شد.

سپس گروه «کیوسک» به سرپرستی «آرش سبحانی» (گیتار، خواننده) و با حضور «علی کمالی» (گیتار باس)، «تارا کمانگر» (ویلن) «شهروز مولایی» (درامز) و «اردلان پایور» (آکوردئون و کیبورد و همخوان) روی صحنه آمدند. گروه کیوسک که در امتداد مسیر تورش، از شهر مالمو در سوئد به لندن آمده بود، با اجراهای قوی و تمیزش طرفداران خود را هیجان زده کرد.

از جمله ترانه هایی که کیوسک اجرا کرد می توان به بی تربیت، عشق سرعت و آقا نگه دار، و نیز آهنگ های مرتضی و یادت نیست از آلبوم جدیدشان (نتیجه ی مذاکره) اشاره کرد. همچنین اجرایی از آهنگ «شب بود بیابان بود زمستان بودِ» فریدون فرخزاد، به سبک رقص کولی در رپرتوآر کیوسک بود. در پایان اجرا، وقتی که تشویق ها ادامه پیدا کرد، طی یک اجرای مشترک با عبدی بهروانفر، آهنگ یارُم بیا نیز اجرا شد.

اجرا در فضایی صمیمی شکل می گرفت که برای گنجاندن همه‏ ی مشتاقان، حتی کمی کوچک بود. شاید این را بتوان از نقاط ضعف این برنامه دانست. البته صدا در این فضا به نسبت خوب بود، اما به خاطر ابعاد کوچک، گاهی صدای فیدبک ها شنیده می شد و خیلی اوقات هم صداها دچار تداخل نامطبوع می شدند. در اجرای گروه کیوسک نیز گاهی صدای ویلن ضعیف شنیده می شد.

یک نقطه ضعف قابل توجه دیگر در این برنامه، مدیریت آن بود. به ا ین خاطر که شرکت کنندگان زیادی از ساعت ۷ تا هشت و نیم پشت در ماندند و با سرعت خیلی کم وارد محل اجرا شدند. و این در حالی بود که تعداد زیادی از حاضران که از قبل بلیط هم تهیه کرده بودند، در اواسط اجرای رادیو تهران رسیدند.
rock-stars-melodymag
rock-stars-melodymag

اما با اجرای موفق گروه های رادیو تهران و کیوسک و حضور غیرمنتظره ی پویا محمودی، مسائل دیگر به حاشیه رفت. بالاتر از همه این که، در پایانِ کنسرت و با تشویق شرکت کنندگان برای اجرای دوباره، آهنگ «نوروز تو راهه» از ثمین باغچه بان به شکل گروهی و با حضور همه ی این هنرمندان روی صحنه اجرا شد، که تنظیمی ساده و تأثیرگذار به فرم بلوز بود. حضور این نوازندگان با هم و در کنار یکدیگر روی صحنه و گام مینورِ آهنگ، حماسه ای غمگین از آن ساخت و خاطره ای به یاد ماندنی برای حاضرین به ارمغان آورد.

  • سهند اطهری / مجله موسیقی ملودی
  • عکس‌ها از: برنا ایزدپناه / مجله موسیقی ملودی

به بهانه سال‌روز درگذشت استاد ابوالحسن صبا

melodymag

آن زمان که پدر موسیقی ایران، غلام حسین خان درویش (درویش خان) مورد غضب شعاع السلطنه، (والی فارس، پسر مظفرالدین شاه) قرار گرفته بود، ابوالقاسم کمال السلطنه نزد والی وساطت کرد و موسیقی ایران را از فاجعه ای که قرار بود با قطع انگشتان درویش خان، به دستور شعاع السطنه به وقوع بپیوندد، رهایی داد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند صدر الحکما، نوه محمود خان صبا ملک الشعرا، خود دستی در نواختن سه تار داشت و از دوستان نزدیک درویش خان بود. او برخلاف بسیاری از پدران دیگر فرزندش را از آغاز با رموز و جاذبه های موسیقی آشنا کرد.
بعدها این فرزند کمال السلطنه، ابوالحسن صبا بود که موسیقی نوین ایران، شکوفایی و پویایی خود را مدیون اوست.

  • صبا و فراگیری موسیقی:

ابوالحسن صبا در سال ۱۲۸۱ در خاندانی اهل دانش و هنر، در تهران متولد شد. از ۶ سالگی نزد اساتید وقت، آموزش موسیقی را آغاز کرد. سه تار را نزد میرزا عبدالله و درویش خان، سنتور را در محضر علی اکبر شاهی، تمبک را از حاجی خان، کمانچه را از حسین خان اسماعیل زاده، فلوت را از اکبرخان هنگ آفرین و ویلن را از حسین خان هنگ آفرین فرا گرفت.

  • صبا و ساز ویلن:

در آن زمان ساز ویلن که بعدها سرنوشت ایرانیش، با همت و تجربه ی آینده صبا روشن شد، همچنان در خدمت نواهای اروپایی بود و یا زیر پنجه ی کمانچه نوازان به کمانچه ای دیگر تبدیل شده بود.
گویی ساز ویلن در انتظار ظهور ابوالحسن صبا بود تا موسیقی ملی ما را بپذیرد.

  • صبا و مکتب وزیری:

در سال ۱۳۰۲ که صبا ۲۱ سال بیشتر نداشت، استاد کلنل علینقی وزیری به ایران بازگشت و مدرسه عالی موسیقی را بنیان نهاد. کلنل الفبای موسیقی را به ارمغان آورده بود. صبا به مکتب او راه یافت و وزیری با اعجاب و تحسین از اینکه صبا در این سن و سال، با سازهای گوناگون آشنایی داشت وی را پذیرفت و نامش را در دفتر مدرسه ثبت کرد. از آن پس، صبا نواختن ویلن را به شیوه ی خود ویلن و نه کمانچه که رسم زمان بود، نزد استاد وزیری فرا گرفت. صبا در مکتب وزیری از یک سو با شیوه ی صحیح ویلن نوازی آشنا شد و از سویی دیگر روش نوشتن آهنگها و ردیف موسقی ملی را نیز آموخت.
ابوالحسن به زودی بهترین نوازنده مدرسه به شمار آمد و پس از مدتی، تلفیق مهارتهای فنی و ظرافت عاطفی در کار صبا به اوج رسید. استاد وزیری که مجذوب مهارت و ظرافت صبا شده بود؛ اداره برخی از کلاسهای مدرسه را به او واگذاشت. اینک صبا در حین فراگیری بیشتر از مکتب وزیری ، در نقش همکار او نیز ظاهر شد.

  • صبا و سفر به شمال:

۴ سال بعد، بخشی از موسیقی ایران در خطه ای سرشار از رنگ و آهنگ در انتظار شکوفایی بود. فروردین ماه سال ۱۳۰۶ بود که صبا به همراه وزیری و ارکستر مدرسه رهسپار گیلان شدند. در آن جا صبا به ریاست مدرسه صنایع ظریفه رشت منصوب گشت.
سفر به سواحل دریای مازندران، نقطه ی عطفی در زندگی هنری صبا به وجود آورد. او در طی دو سال زندگی در شمال ایران با شنیدن نی شبانان و ترانه های روستایی گیلان ، توشه ای ارزشمند از نواهای محلی این خطه به دست آورد که برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران به گرد آوردن این ترانه ها (ترانه های بومی و فولکلوریک) و نواختن آنها به سبکی بسیار دلپذیر پرداخت. دیلمان، امیری مازندران، زرد ملیجه، در قفس و رقص چوبی قاسم آباد از همان آهنگهاست که می نواخت و آنها را در کتابهای ماندگار برای آیندگان به یادگار گذاشت.
به این ترتیب این سفر ابوالحسن صبا را از پوسته نوازندگی خارج کرد و او را به پروانه ای مبتکر و راهنما در موسیقی ایران بدل ساخت.

  • صبا و بازگشت به تهران:

در سال ۱۳۱۰ استاد صبا به تهران بازگشت و نخستین کلاس موسیقی خود را بنیاد کرد. صبا در روش آموزش بسیار بخشنده بود و هر چه که می دانست به هر که خواستار بود می آموخت از این روی کلاس موسیقی صبا، دستاوردهای فراوان در پی داشت و بسیاری از نوازندگان برجسته و مشهور همه از شاگردان مکتب صبا به شمار
می آیند.
استاد ابوالحسن صبا ردیفهای موسیقی را به تدریج در سه جلد کتاب چاپ و منتشر کرد. پس از آن صبا دو بار به خارج از ایران یعنی به بیروت و شام سفر کرد، و صفحاتی از خود به یادگار گذاشت.
از اولین روز تأسیس رادیو در اردیبهشت سال ۱۳۱۹ با رادیو همکاری داشت، گاه، نوازنده وگاه، سرپرست ارکستر بود. نغمه های دل انگیز ویلن صبا در نوارهای بسیار گرد آمده که یادگاری ارزشمند از آن هنرمند گرامی است.
در سال ۱۳۲۰، استاد ویلن کلاسهای شبانه روز هنرستان عالی موسیقی، و در سال ۱۳۲۸ استاد ویلن دبیرستان موسیقی ملی شد، که در آنجا نیز شاگردان هنرمندی تربیت کرد.

  • صبا و موسیقی ایرانی:

صبا عاشق همه سازها بود. یک موسیقی دان ایتالیایی که در زمان حیات صبا با او ملاقات کرده است درباره اش میگوید: “این مرد به تنهایی یک ارکستر کامل است”.
صبا یکی از کامل ترین شیوه ها را در نواختن سه تار داشت. مضرابهایش پرداخته ، دقیق و بی تکلف بود.
یکی از دستاوردهای بزرگ صبا ابداع شیوه نو، در نوازندگی ویلن بود که خود او تواناترین مجری این شیوه ی نوازندگی بوده است. این همان شیوه ای است که توسط شاگردانش، مهدی خالدی، علی تجویدی و … پیروی می شد.

  • صبا و آثار او:

آثار صبا را می توان به ۲ دسته تقسیم کرد. دسته اول شامل اجراهای ویلن، سه تار و تار اوست که اغلب به صورت نوار یا صفحه در دست است. دسته دوم تصنیف ها، آهنگ های گردآوری شده محلی و آثار تئوریک می باشد که در زیر به طور خلاصه آورده شده است:

دوره سه جلدی ویلن و (برای دوره های مختلف نوازندگی)
دوره ۴ جلدی سنتور (برای دوره های مختلف نوازندگی)
دوره ۱ جلدی سه تار (برای دوره های مختلف نوازندگی)

صبا آثار غیرمستقلی هم دارد که در مجموعه های دیگران به چاپ رسیده است. از آن جمله اند: سلو صفحه “ای وطن” و چهار مضراب سه گاه که در کتاب ویلن وزیری چاپ شده است.
رنگ بیات ترک که در کتاب ۲۵ قطعه ی ضربی چاپ شده و نوید بهار که در کتاب ویلن هنرستان موسیقی ملی چاپ شده است و ….
صبا در زمینه ی چهار مضراب قطعات بسیار زیبا و پرارزشی ساخته که مشهورترین آنها زنگ شتر است.

  • صبا و شب یلدا:

شیشه ی می در شب یلدا شکست از غم هجرت دل شیدا شکست
این بیتی بود که استاد صبا همواره زیر لب زمزمه می کرد و عجیب اینکه سرانجام در شب یلدا چشم از جهان فرو بست.
این موسیقی دان بزرگ ساعت ۴ صبح روز جمعه ۲۹ آذرماه ۱۳۳۶ پس از ۵ روز بیماری (درد سینه و ناراحتی قلبی) دار فانی را وداع گفت.

  • شهرزاد شاه کرمی/ مجله موسیقی ملودی

داستان مجوز آلبوم حبیب در ایران و تکذیب‌های وزارت ارشاد

melodymag

بیش از یک‌سال و نیم از نخستین باری که اخبار حضور خوانندگان لس‌آنجلسی در تهران منتشر شد می‌گذرد. حبیب محبیان یکی از خبرسازترین خوانندگان لس‌آنجلسی است که قصد دارد آلبومی را در ایران و با مجوز ارشاد منتشر کند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی نخستین بار «رضا رشیدپور» مجری سابق برنامه‌های صدا و سیما در وبلاگ خود از حضور و فعالیت حبیب در تهران خبر داد و عکسی نیز از خودش و حبیب را منتشر کرد.
پس از این اطلاع‌رسانی به طور مکرر شاهد اخبار جدید و تکذیب‌های چندباره مسئولان، نسبت به حضور و فعالیت حبیب محبیان در تهران بودیم. در حالی‌که نام آلبوم و متن تعدادی از ترانه‌های آلبوم جدید حبیب در ایران، منتشر شده بود و گمانه‌زنی‌ها در مورد این‌که آلبوم در خصوص موسیقی حوزه‌ی دفاع مقدس است یا خیر، شدت گرفته بود، رییس دفتر موسیقی وزارت ارشاد در سال ۸۹ قویاً به تکذیب حضور و فعالیت حبیب در تهران پرداخت و اشاره کرد که درخواست صدور مجوز برای هیچ‌یک از خوانندگان لس‌آنجلسی به دفتر موسیقی وزارت ارشاد ارسال نشده است.
اندکی بعد، خبر از حضور خوانندگانی چون معین، بیژن مرتضوی و قیصر در ایران به گوش رسید و تا پایان سال ۸۹ هیچ خبری از صدور مجوز هیچ‌یک از این هنرمندان منتشر نشد.
حبیب در تهران

حبیب در سال ۸۹ با روزنامه راه مردم مصاحبه کرد و نظراتی را در خصوص موسیقی ایران و حتا دولت ایران ابراز کرد. از جمله این‌که وی گفت: ««مسجد باید باشد اما مشروبخواری هم باشد. باید مردم آزاد باشند که حرفشان را بزنند. ایران تنها جایگاه آخوندها نیست. در ایران جوانها هستند که دارند این مملکت را میگردانند. یک مغزهایی هستند که اصلا استثنایی هستند. متأسفانه بعضی هایشان میزنند بیرون. ولی وطن پرست هم زیاد داریم. نمونه اش همین ماهواره که فرستادند فضا.»
حبیب محبیان که گفته می‌شود همراه پسر خود در تهران حضور پیدا می‌کند در سال ۱۳۵۶ با انتشار آلبوم «مرد تنهای شب» به شهرت رسیده. این خواننده زاده آذربایجان، آهنگ‌ساز و ترانه‌سراست و گیتاریست ماهری نیز به شمار می‌رود که در اجراهایش اغلب از گیتار دوازده سیم استفاده می‌کند.
گفته می‌شود حبیب نامه‌نگاری‌هایش را کرده و امضاهایش را هم گرفته که مجوز انتشار آلبوم و حتا برگزاری کنسرت در ایران را اخذ کند و به قول خودش در سرزمین مادری به فعالیت حرفه‌ای خود ادامه دهد.
این در حالی‌ست که چند روز قبل سیدمحمد میرزمانی رییس دفتر موسیقی وزارت ارشاد در تازه‌ترین اظهارنظر خود باز هم تاکید کرد که تاکنون از سوی هیچ خواننده آن‌طرف آبی درخواست صدور مجوز به دفتر موسیقی ارسال نشده است.
باید دید داستان فعالیت حبیب و سایر خوانندگان لس‌آنجلسی تحت قوانین جمهوری اسلامی، و تکذیب‌های پی در پی مسئولان وزارت ارشاد تا کجا ادامه پیدا می‌کند. آیا شاهد انتشار آلبوم دفاع مقدس این خواننده لس‌آنجلسی سابق خواهیم بود یا مسئولین دفتر موسیقی وزارت ارشاد از انتشار این آلبوم خبرساز، جلوگیری می‌کنند؟

  • مونا مهربان / مجله موسیقی ملودی