مقاله: حقوق مالکیت معنوی در حوزه‌ نشر موسیقی- بخش دوم

melodymag

دیربازی ست که در جوامع پیشرو، حقوقی مختص خالقین آثار ادبی و هنری با عنوان حق مولف تنظیم و به صورت قانون در آمده که از این طریق خالقان اثر مورد حمایت جدی مراکز قضایی بوده و آثار آن ها از دستبرد فرهنگی مورد مصونیت قرار می گیرد. این موضوع را در جوامع بین المللی و همچنین در کشور مان با عنوان قانون “حق کپی رایت ” می شناسند.
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: از جمله بزرگترین این موضوعات مربوط به صدا و سیمای کشورمان می شود؛ در تمامی کشورهای پیشرفته، ساخت موسیقی برای تیزرهای تبلیغاتی یکی از مشاغل حرفه ای، پرسود و کاربردی برای تولید کنندگان محصولات بوده و در جهت بالا بردن سطح فروش آنها و البته سطح درآمد آهنگسازان است که با استفاده از نبوغ خود و با ساخت یک قطعه ی کوتاه بعضا چند ثانیه ای ، تحول شگرفی در شناسایی و فروش محصولات مراکز تولیدی ایجاد می کنند و حقوق مالکیت این قطعات موسیقی هم به همان شرکت و محصول تعلق می پذیرد .
اما در ایران، تولید کنندگان این تیزرها به راحتی همه ی حقوق مادی و معنوی را زیر پا گذاشته و با استفاده ی رایگان از آهنگ های داخلی، خارجی و حتی لس آنجلسی و… کلیپ های تبلیغاتی خود را عرضه کرده و مسئولان صدا و سیما نیز به راحتی و بدون کوچکترین نظارتی آن را چندین چند بار پخش می کنند و در بسیاری از موارد این موضوع به حصول سودی هنگفت برای خود سازمان،تولید کننده ی محصول و سازنده ی تبلیغات می شود .
اما در اینجا سود هنرمند و خالق اثر در کجا قرار می گیرد ، سوالی ست که کاملا بی پاسخ مانده!
در یکی از نشست های ناشران فرهنگی در اواخر سال گذشته ، رامين صديقي، مدير نشر موسیقی هرمس، درباره معضلات ناشران سخنان متفاوتي مطرح مي‌کند:
بزرگ‌ترين حقی که ناشران و هنرمندان بايد به دنبال آن باشند حق پخش آثارشان از راديو و تلويزيون است. در آلمان قانونی هست که هر شبکه از راديو يا تلويزيون که بخواهد اثر هنرمندی را پخش کند بايد برای هر بار پخش به هنرمند و ناشرش مبلغ ۵۰ سنت يعني نيم يورو بپردازد.
اين ناشر برگزيده تاکيد کرد: متاسفانه ناشران ما پيگيری مطالبات حقوقی و واقعی خود را فراموش کرده‌اند و به آن اهميت نمی‌دهند؛ درحالی که رايو و تلويزيون ما به راحتی تمامي حق و حقوق ما ناشران و هنرمندان را زير پا می‌گذارد و هيچ‌کس نيز جلودارشان نيست.
در کنار این موضوع، يک ناشر مي‌تواند مبالغ لازم برای حق انتشار را از هنرمند درخواست کند اما در صورتی که فضا برای هنرمند آن قدر باز باشد که بتواند با روابط لازم برای فروش اثر، خودش بدون نياز به ناشر آن را منتشر کرده و به فروش رساند.
صدیقی افزود‌: در شرايط کنونی که سرمايه ناشران در خطر نظارت سليقه‌ای قرار دارد و هر لحظه امکان شکسته شدن يخ و ورشکسته شدن آن‌ها هست، آن‌ها نيز مشکلات خود را با سوء‌استفاده از هنرمند برطرف مي‌کنند. اما هنگام آن فرا رسيده است که با اعتماد به هنرمند و ناشر و برداشته شدن لزوم اخذ مجوز برای نشر هر اثر، فضا را برای ابراز خلاقيت‌های هنری باز کنيم.
از سوی دیگر جمعی از ناشران موسیقی کشور، ۱۳ بهمن ماه به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نامه‌ای ارسال داشته

و درخواست هایی را در حوزه نشر موسیقی مطرح کردند.
melodymag

این نامه به امضای شرکت‌های «ایران گام»، «رهگذر هفت اقلیم»، «هرمس»، «پردیس موسیقی معاصر»، «راوی آذر کیمیا»، «آوای مهربانی»، «آوای سوته دلان»، «آوای باغ مهر»، «آویژه هنر»، «هزار نغمه بسته نگار»، «خنیاگران شاهو»، «آواخورشید»، «استودیو صبا»، «آواز بیستون»، «نو نوای شب کویر»، «آوای نکیسا»، «نغمه حصار»، «ترانه شرقی»، «ایران صوت»، «هنر شهر»، «نی داوود»، «آوای ماندگار»، «آواز آهنگ»، «گلچین آوای شرق»، «پیام اسلام» و «سی لحن باربد» رسیده است.

از سوی دیگر، سید ابوالحسن مختاباد خواننده ی سرشناس موسیقی سنتی و بازرس خانه ی موسیقی نیز در میزگردی با نام رسانه و موسیقی که با حضور اهالی موسیقی و ارباب جراید برگزار شد ، از عدم رعایت حقوق مادی و معنوی هنرمندان موسیقی توسط رسانه ملی انتقاد کرد و افزود : با توجه به اینکه رئیس مرکز موسیقی صداو سیما از تدبیر این نهاد برای شکل دهی به راهبرد ملی برای موسیقی سخن گفته اند به گمان من هر راهبردی ابتدا باید مرزهای اخلاقی کار را مشخص کند. به این معنا که رعایت و پرداخت حقوق کسانی که خارج از سامانه صداو سیما کار موسیقی تولید کرده اند مهمترین وجه این راهبرد است ، چرا که اخلاق بالاتر از حقوق می نشیند.

وی با اشاره به تعالیم اخلاقی که در سنت ایرانی اسلامی وجود دارد گفت: وقتی ما بدون اجازه صاحب یک اثر بارها و به هر شکلی که خودمان دوست داریم کار‌آنها را پخش می کنیم و تازه به اعتراضات و فریاد های آنها هم بی توجه ایم؛ آن وقت چگونه می خواهیم که از راهبرد ملی سخن بگوییم.

در واقع و با رویکرد به این گفتگو ها می توان دریافت که ابتدا باید حقوق اولیه هنرمندان و ناشران توسط نهادهای رسمی کشور مورد توجه جدی قرار گیرد و ساز و کارهای صحیحی از جانب ایشان برای بهبود این وضع لحاظ شود تا با این تعامل بستر فرهنگ سازی آن برای جامعه نیز فراهم شود . به عنوان مثال : مسئولان صداوسيما بايد توجه داشته باشند كه احترام به حقوق هنرمندان تعامل خوبی بين رسانه و اهل هنر ايجاد مي كند كه در نهايت به نفع هر دو گروه است و اگر ناشر و هنرمند منافع رسمی خود را در خطر نبینند قادر به تعالی موسیقی و در پی آن فرهنگ و هنر ایران خواهند بود و همین امر زمینه ساز پیشرفت سطح حرفه ای و فاخرانه ی هنر ملی در سطح جهان خواهد شد.
پایان بخش دوم

 

  • شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی

مقاله: حقوق مالکیت معنوی در حوزه‌ نشر موسیقی- بخش نخست

melodymag

دیربازی ست که در جوامع پیشرو، حقوقی مختص خالقین آثار ادبی و هنری با عنوان حق مولف تنظیم و به صورت قانون در آمده که از این طریق خالقان اثر مورد حمایت جدی مراکز قضایی بوده و آثار آن ها از دستبرد فرهنگی مورد مصونیت قرار می گیرد. این موضوع را در جوامع بین المللی و همچنین در کشور مان با عنوان قانون “حق کپی رایت ” می شناسند.
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اصطلاح کپی رایت یا همان مالکیت ادبی هنری که به آن حق مؤلف نیز گفته می شود به معنی حق مالکیت و بهره برداری مادی است که به آثار معینی تعلق می گیرد.
که از جمله ی آن ها: آثارادبی، آثار نمایشی و سینمایی ، کتب و آثار چاپی ، هنرهای تجسمی و … می باشند.

حقّ تکثیر یا کپی رایت ، به مجموعه‌ای از حقوق انحصاری گفته می شود که به پدیدآورنده و یا ناشر یک اثر خلق شده ی ارجینال تعلق می‌گیرد و حقوقی از قبیل نشر، تکثیر و الگوبرداری از اثر را شامل می‌شود. در بیشتر حوزه‌های قضایی، حق نشر از آغاز پدید آمدن یک اثر به آن تعلق می‌گیرد و نیازی به ثبت اثر نیست.
صاحبان حق نشر برای کنترل تکثیر و دیگر بهره‌برداری‌ها از آثار خود حقوق قانونی و انحصاری دارند که بر طبق آن هرگونه استفاده و بهره‌برداری از این آثار منوط به دریافت اجازه از ناشر یا پدیدآورنده ی آن اثر می‌باشد، که البته دارندگان حق تکثیر می‌توانند حقوق خود را به شخص دیگری منتقل کنند.
تاریخچه حق تکثیر با حقوق انحصاری و امتیازات چاپ کتاب آغاز شد، اساسنامه آن در سال ۱۷۰۹ از آن استوارت ملکه بریتانیای کبیر نام خود را گرفته‌است، که اولین اساسنامه حق تکثیر است که در ابتدا این حق تنها شامل تکثیر کتاب‌ها می‌شد.
تاریخچه ی قانون حق تکثیر در ایران نیز به قانون ثبت علائم تجاری که در سال ۱۳۰۴ تصویب شد مربوط می شود و در سال ۱۳۴۸ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان به عنوان بدنه اصلی حق تکثیر در ایران تصویب شد که البته این قانون در کشور مان هیچگاه بدرستی اجرا نشده است!
هدف اصلی قانونگذاران از وضع قوانین حمایتی حق مؤلف ، حمایت از حقوق مادی ، معنوی یا اخلاقی واقتصادی پدید آورنده اثر است که در ارتباط با مولفان و ناشران کتاب به نوعی موفق عمل نموده اند. اما در زمینه ی آثار سینمایی و بالاخص موسیقی؛ هیچگاه این قانون حتی در عرصه ی جهانی نتوانسته جلوی نشر غیر قانونی این آثار را بگیرد که این معضل در کشور های در حال توسعه همچون کشور ما به نوعی تبدیل به یکی از مشکلات غیر قابل حل در حوزه ی فرهنگی شده است!
melodymag

در گذشته تکثیر غیر قانونی کاست ها و سی دی های موسیقی، هنرمندان و صاحبان آثار را مورد آزار شدید قرار می داد؛ اما پس از آغاز هزاره ی سوم و باز گشایی درهای ارتباط مجازی به وسیله ی ماهواره و اینترنت این موضوع تبدیل به یکی از معضلات قرن شد و سو استفاده از حقوق مادی و معنوی آثار منتشر شده به عنوان یکی از شغل های کاذب، پرسود و بی دردسر شناخته شد!
تکثیر غیر قانونی آثار فرهنگی که موضوع موسیقی در این مقاله به صورت دقیق تر مورد بررسی قرار می گیرد، بسیاری از ناشرین و خالقان آثار هنری که بخشی از نماد و اعتبار جامعه می باشند را منزوی کرده است که در بخش آسیب شناسی، فقدان قوانین صحیح و کارساز از سوی مسئولین ذیربط کاملا محسوس است .
موسیقی و کپی رایت در ایران از جمله مباحثی است که جدا از بی توجهی، خود قانون گذار یکی از بانیان نقض حقوق موسیقیدان ها قلمداد می شود . برای مثال پخش قطعات موسیقی در رسانه ی ملی، اماکن عمومی، رستوران ها و هتل ها هریک قوانین خاص خود را در جهت حفظ حقوق مادی و معنوی صاحب اثر دارا می باشد که هیچ گاه مورد توجه جدی قرار نگرفته است.
در کنار آن، وجود بازار سیاه فروش آثار کپی شده، دانلود بسیار راحت آهنگ ها از طریق اینترنت، عدم فرهنگ سازی مناسب و کافی و البته عضو نبودن ایران در قانون کپی رایت جهانی همگی به نوعی دست به دست یکدیگر داده اند تا این تخلف در ایران بیش از پیش توسعه ی منفی پیدا کند .
وجود مراحل سخت عبور از ممیزی های مختلف برای اخذ مجوز رسمی انتشار آلبوم موسیقی و البته رد شدن بسیاری از این آثار به دلایل غیر تخصصی و وجود لابی های متعدد هم از دلایل دیگر بوده که بسیاری از هنرمندان را وادار به انتشار غیر قانونی و زیر زمینی آثارشان می نماید و مشکل عمده ی بسیاری از دست اندر کاران موسیقی در کشور ماست که به این معضل دامن می زند!

پایان بخش نخست

  • شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی

درباره ویلی نلسون؛ خواننده و آهنگ‌ساز سبک کانتری

willie-nelson

«ويلي نلسون» خواننده، ترانه سرا، آهنگ ساز سبك كانتري و همچنين شاعر، مؤلف و بازيگر آمريكايي است كه در سي ام آوريل سال ۱۹۳۳ در شهر آبوت در ايالت تكزاس متولد شد.
عرفان رضایت‌بخش/مجله موسیقی ملودی: این هنرمند فعاليت خود را در سال ۱۹۵۶ به عنوان يك خواننده كانتري در شهر ونكوور ايالت واشنگتن آغاز كزد و اولين ترانه خود با نام No Place For ME را ضبط كرد. در آن زمان ويلي به عنوان گوينده راديو روزها را سپري ميكرد و شبها در كلوپهاي ونكوور آواز ميخواند. شايد بتوان شروع موفقيت هاي او را از سال ۱۹۶۰ دانست يعني زماني كه يكي از ترانه هايش به نام Family Bible را به يك معلم گيتار به نام «کلود گری» به قيمت ۵۰ دلار فروخت. پس از استقبال گسترده اي كه از اين ترانه شد، ويلي به نشويل رفت.

portrait-nelson

در نشويل هيچكدام از كمپاني هاي ضبط موسيقي از كار وي استقبال نكردند اما نهايتا با كمك «هنك كوچران» و استعداد ترانه سرايي ويلي، وي توانست با شركت Pamper Music قراردادي امضاء كند و پس از آنكه «ری پرایس» خواننده مشهور آن زمان، ترانه Night Life ساخته نلسون را خواند، ويلي به عنوان نوازنده گيتار باس به عضويت گروه نوازندگان ری پرایس به نام Cherokee Cowboysدر آمد.
ترانه هاي ويلي كه براي ديگر هنرمندان نوشته بود بسيار مورد استقبال قرار گرفتند از جمله Hello Walls كه توسط «فارون یانگ» اجرا شد و معروفتر از همه ترانه Crazy با اجراي «پتسی کلاین» كه تبديل به پر طرفدارترين ترانه Jukebox براي تمام دوران لقب گرفته است.
بعد از اين موفقيت ها در سال ۱۹۶۱ بود كه ويلي قراردادي با شركت Liberty Records امضاء كرد و با دو ترانه اول كه با اين شركت به عنوان خواننده منتشر كرد به نامهاي Willingly و Touch Me به ترتيب به رتبه هاي ۱۰ و ۷ جدول پرفروشهاي كانتري راه پيدا كرد.
در سال ۱۹۶۴ ويلي به توصيه «چت اتکینز» به كمپاني RCA Victor Records پيوست و آلبوم Country Willie-His Own Songs را در آوريل ۱۹۶۵ منتشر كرد. در همين سال بود كه ويلي به عضويت Grand Ole Opry در آمد.

ويلي نلسون هم اكنون در Maui هاوايي در يك مجتمع خصوصي كه در آن تمام خانه ها از انرژي خورشيدي استفاده ميكنند ساكن است.
وي در سال ۲۰۰۴ به علت نواختن زياد گيتار از ناحيه كمر دچار آسيب ديدگي شد و به توصيه پزشكان مجبور به لغو تمامي برنامه هاي خود شد.

ويلي نلسون را به عنوان يك سمبل در آمريكا مي شناسند. او در سال ۱۹۹۳ به عضويت تالار مشاهیر موسیقی کانتری در آمد.

این هنرمند کهنه‌کار تا به حال جوايز متعددي به خاطر فعاليت هاي اجتماعي و بشر دوستانه اش دريافت كرده است.

willie-nelson-01

در سال ۲۰۰۵ سناتور ايالت تكزاس يك اتوبان ۷۹ كيلومتري در منطقه «تراویس کانتی» اين ايالت را به نام ويلي نلسون معرفي كرد كه مورد استقبال ۲۳ سناتور از ۳۱ سناتور ايالت تكزاس قرار گرفت.

شايد يكي از يادگاري هاي ويلي نلسون، غير از ترانه هاي ماندگارش، كه تا سالها باقي خواهد ماند رستوران بين راهي Willie’s Place در هیلزبورو ايالت تكزاس باشد كه بر سردر آن تصويري از ويلي نلسون در حال نواختن گيتارش كه آنرا هم نام اسب «روی راجرز» بنيانگزار گروه كانتري ,Sons of the Pioneers يعني Trigger نامگذاري كرده، نقاشي شده است.

  • عرفان رضایت‌بخش/مجله موسیقی ملودی

مقاله: همه چیز درباره موسیقی درمانی – بخش دوم

melodymag
بخش اول مقاله تحقیقی تالیفی «همه چیز درباره موسیقی درمانی» به قلم «شروین کوهساری» در اینجا منتشر شد. اکنون بخش دوم این مقاله را می‌خوانیم:

  • موسیقی درمانگر کیست؟

امروزه موسیقی درمانی یک شاخه ی کاملا تخصصی در روش های درمانی است وانجام و ارائه روش درمانی توسط هر شخصی به صرف اینکه موسیقی دان است، جایز نیست؛ بلکه آن هایی صلاحیت درمان را دارا می باشند که با اساس بیماری ها ، درمان های مختلف آنها ، روانشناسی موسیقی و … آشنا هستند و شایستگی فردی و تخصصی لازم را در این زمینه کسب کرده اند .موسیقی درمانگرها افرادی متخصص هستند که در زمینه‌های مختلف موسیقی و شاخه‌های درمانی ، آموزش دیده‌اند.
به گفته ی دکتر علی زاده‌محمدي استاديار و عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي و نائب رئیس انجمن موسیقی درمانی ایران: « اصولا كسي كه به عنوان موسيقي‌درمانگر شناخته مي‌شود، بايد داراي تحصيلات آكادميك در همين رشته باشد یا در يكي از زمينه‌هاي روانشناسي، پزشكي، توانبخشي و … تخصص داشته باشد و در ضمن داشتن تجربه حرفه‌اي موسيقايي ، در كار موسيقي‌درماني تجربه كسب كرده و از موسيقي، تكنيك‌ها و روش‌هايش در موسيقي‌درماني و در ارتباط با بيماران يا كساني كه مشكلاتي دارند استفاده كند. يك موسيقي‌درمانگر،‌ نيمي از دروسي را كه در دوران تحصيل مي‌گذراند، اختصاصا در مورد موسيقي است. او بايد توانايي نواختن دو یا يك‌ ساز تخصصي را داشته باشد و می بایست که با تجربه و دارا بودن اطلاعات آكادميك دقیق درباره ی موسيقي و روانشناسي ، برای بهبودی بیماران اقدام کند ».
melodymag

  • روشهای موسیقی درمانی

دو روش کلی در موسیقی درمانی وجود دارد : روش غیر فعال که مربوط به بخش شنیداری موسیقی می شود که بیمار با گوش دادن به موسیقی که در حال نواخته شدن است، مورد درمان قرار می گیرد. در این روش بیشترین اثر بخشی عملکرد در جهت برانگیختن و تأثیر واکنش های عاطفی و ذهنی است.
روش فعال ، نواختن ، خواندن و حرکات موزون اساس کار است و از طریق فعالیت های عملی، واکنش های درمانی فوق برانگیخته می شوند. برنامه‌ها و روشهای موسیقی درمانی متنوع و متناسب با نیاز افراد تنظیم و تدارک دیده می‌شود. محورهای اصلی برنامه‌های موسیقی درمانی شامل شنیدن موسیقی متناسب و آرام بخش و نواختن موسیقی در گروه های منظم و یا انفرادی خواندن آوازها ، ترانه‌های فردی و یا گروهی می‌باشد.

  • مقایسه ی شنيدن موسيقي در برابر نواختن ساز

ماحصل بررسی ها و مطالعات صورت گرفته بر این نتیجه استوار گشته كه نواختن موسيقي داراي مزاياي فراتر از شنيدن صِرفِ موسيقي است. در اين زمينه گفته شده است: اگر شنيدن موسيقي ۱۰ خاصيت براي فرد داشته باشد،نواختن و اجرای آن ۱۱۰ خاصيت را به همراه مي‏آورد. برخي از توانایی ها و مهارت هايي كه در اثر نواختن آلات موسيقي به وجود مي آيند يا رشد و پرورش مي‏يابند:

۱- دقت و کنترل (شامل هماهنگ شدن عضلات بدن) ۲- مدت زمان واکنش(سرعت عمل در انجام وانکش در مقابل یک محرک) ۳- مهارت و چالاکی دست ها ۴- بالا رفتن توان ذهنی و قدرت حافظه و یادگیری۵ – افزایش توان دیداری و سرعت خوانش

آواز به عنوان يكي از اثرگذارترين عناصر موسيقايي و شنيداري، از قديمي‏ترين سازهاي بشري است كه جزو مهم‏ و كاربردي‏ترين ابزارها جهت بيان مفهوم و احساسات به مخاطب به شمار می آید. روانشناسان به آواز به عنوان بيان احساسات ناخودآگاه نگاه مي‏كنند يعني همان مفهومي كه در روان درماني حرف اول را مي‏زند:‌ بیمار معمولاً براي اين مراجعه مي‏كند كه: در وجود من چيزي مرا رنج مي‏دهد، من از آن چيزي نمي‏فهمم، نمي‏توانم در موردش كاري كنم؛ در يك كلام بيمار از ناخودآگاهش شكايت دارد.
melodymag
اما چرا درمان، فرآيند پيچيده‏اي است؟ چون در عين حال كه ناخودآگاه، شخص را آزار مي‏دهد او نیز معمولا چيزي از آن نمي‏داند و يا نمي‏خواهد بداند. در اين زمينه آواز مي‏تواند با بيان احساسات خاص و ناخودآگاه فرد (هر چند به شكل غيرمستقيم) فرد را از بند اسارت چنين احساساتي رها سازد.موسيقي را «بيان يكپارچه احساسات» تعريف نموده‏اند. يك نكته قابل ملاحظه اين است كه در يك سري تحقيقات به عمل آمده در دانشگاه وست مینستر انگلیس ثابت شد که اثر آرام بخشي موسيقي در حد استفاده از داروهاي آرام بخش قابل مقايسه است.
با نظر به این که پردازش موسیقی در مغز در جایگاه هایی متفاوت از مناطق درگیر در ادراک سایر اصوات از جمله گفتار صورت می‌پذیرد امروزه از موسیقی درمانی در توانبخشی ذهنی و جسمی و نیز کمک به رشد دقت شنیداری و بهبود توجه و تمرکز و در نهایت رشد مهارت های گفتاری استفاده می‌شود. این امر در مورد کودکان مبتلا به اوتیسم و نیز مبتلیان به اختلال در یادگیری بیشتر صدق می کند .

  • پیشینه موسیقی درمانی در تاریخ ایران

نخستین سیستم نظام یافته آکادمیک موسیقی درمانی در ایران باستان بنا گردید. بر اساس کتیبه‌هایی که در سال ۱۳۴۹ یافت شد در دانشگاه جندی شاپور اهواز دانش موسیقی و درمان با موسیقی از دپارتمان‌هایی بوده‌است که هر دانشجوی پزشکی آن زمان (۱۵۰۰ الی ۱۳۹۰ سال پیش) باید آن را می‌گذراند نکته جالبی که وجود دارد اینست که پرستارهایی برای بیمارستان‌های آن زمان پرورش می‌یافتند می‌بایست در نواختن چند ساز اصلی تبحر داشته باشند و بر این اساس موسیقی تجویز شده از پزشک را ارائه می‌کرده‌اند. این موسیقی ارائه شده در هنگام زایمان زنان دربار ساسانی از لوازم کار یک پزشک بود. از لحاظ پیشینه، موسیقی آرام بخش در ایران باستان با ظهور دین زرتشت آغاز شد.
از سال ۱۳۷۷ گروهي متشكل از اساتيد و دانشجويان گروه پژوهشي موسيقي درماني تحت نظارت مركز پژوهش هاي علمي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي تهران فعاليت هاي نظام مندي را در اين زمينه آغاز نمودند كه ماحصل آن، برگزاري اولين و دومين سمينار موسيقي درماني در سطح ملي و تشكيل جلسات كنفرانس هفتگي، بانك اطلاعاتي، دوره هاي آموزش نظري و عملي و انجام تحقيقات باليني بوده است. در جريان برگزاري دومين سمينار سراسري موسيقي درماني در خرداد ماه سال ۱۳۷۹، قطعنامه اي قرائت شد كه در آن، لزوم تشكيل انجمني رسمي كه ماهيت حقوقي داشته باشد، اعلام گرديد. اين ماده از قطعنامه بر اساس برنامه اي از پيش تعيين شده و بنا به درخواست هاي متعدد از جانب مراكز دانشگاهي و دانشجويان گروههاي مختلف، و احساس نياز اعضاي گروه شكل گرفت و پيگيري آن پس از يك سال با برقراري جلسات متعدد مقدماتي منجر به ثبت انجمن حاضر گرديد که تا به امروز در حال فعالیت است .
melodymag
در يك نتیجه گیری كلي مي‏توان گفت موسيقي نوعي محرك احساسيِ قوي و تجربه چند حسي است و استفاده از آن حق ذاتي انسان ها است. همه ی افراد موسيقايي زاييده مي‏شوند و بهره‏گيري از اين ارمغان طبيعت، انتخاب شخصی بوده و براساس اين كه تا چه ميزان به كيفيت زندگي بهتر آگاه باشند و در پي اكتساب آن هستند، مي‏توانند از موسیقی بهره مند شوند و یا آن را نادیده بگیرند. آینده موسیقی درمانی به طور مشخص در مسیر اصلی خدمات مربوط به سلامتی قرار می گیرد. شکلی از خدمات درمانی که در سالهای اخیر بیش از هر چیز دیگری شایع بوده برنامه ی درمان استرس است.منطقی بنظر می رسد با قابلیتی که موسیقی در تحت تاثیر قرار دادن پاسخهای روانی و عاطفی دارد ، به طور طبیعی برای برنامه های درمانی مناسب باشد.
از همین رو به همه ی انسان ها توصیه می شود که شنیدن به موسیقی دل خواه خود را در برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهند و نکته ی بسیار مهم برای همه ی افراد این است که هر کس مناسب با سن خود توانایی یادگیری و بهرمندی از موسیقی را داراست . هر کودکی ریتم را حتی در حالت روان نژندی و عقب ماندگی ذهنی حس می کند ، در واقع احساس ریتم، غریزی است و به همین دلیل همه ی کودکان موسیقی را دوست دارند، از آن لذت می برند و شاد می شوند.افراد مسن هم با توجه به قریحه و روحیه ی خود توانایی یادگیری و لذت بردن از موسیقی را دارند و با به کار گیری این هنر می توانند تحریکات حسی و ذهنی مفیدی را در غالب بالا بردن کیفیت زندگی ایجاد کنند.با در نظر داشتن این موضوع که همه ی انسان ها متناسب با شرایط سنی خود ظرفیت پیشرفت در موسیقی را دارند.

  • شروین کوهساری (نوازنده و مدرس موسیقی)

منابع :
• سماع در تصوف نوشته اسماعیل حاکمی، ص ۹۶، انتشارات امیر کبیر
• نظریه‌های یادگیری تالیف دکتر هرگنان، ترجمه دکتر علی اکبر سیف، ص ۲۵۶-۲۵۸
• دانشگاه اهواز، از جندی شاپور تاکنون نویسنده و ناشر دانشگاه اهواز، گهده تاریخ
• دانشنامه علائی، قانون، نوشته ی پور سینا
• مقدمه بر موسیقی درمانی، تالیف ژاکلین اشمیت پرز، ترجمه‌ای آقای دکتر زاده محمدی
• اینترنت_http://www.newham-music.org.uk/#!music-therapy

مقاله: همه چیز درباره موسیقی درمانی – بخش اول

melodymag

«موسیقی درمانی و شنیدن موسیقی به عنوان عامل التیام بخش و شافی جان‌ها قدمتی به درازای تاریخ دارد و از هزاره ی پیشین در نگرش‌های شرقی و هم غربی مورد توجه بوده‌است» پورسینا
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: اغلب انسان ها با گوش دادن به نوای موسیقی غرق لذت مي‏شوند، بی آن كه متوجه تغييرات ذهني، جسمي و رواني ناشي از آن باشند.اما حقيقت امر اين است كه در سال‏هاي اخير مشخص شده، موسيقي موجب ايجاد تغييرات فیزیکی و روحی قابل ملاحظه‏اي در افراد مي‏گردد و بر همين مبنا امروزه در جهان با موضوع و مفهوم جديدي در حيطه ی روش‏هاي روان درماني به نام موسيقي درماني مواجه‏ايم كه بر پایه ی آن تحقيقات علمي گسترده‏اي بر اثر بخشيِ درمان با موسيقي بر افرادی که دچار مشكلات جسمي و ناراحتي‏هاي رواني هستند ،صورت پذيرفته است.
تأثير موسيقي بر روحیات و فکر انسان از هزاران سال پيش مطرح بوده است و بررسي آثار باستانی به جا مانده از مناطق گوناگون جهان بر اين واقعيت تأكيد می کند كه موسيقي ريشه در اعماق تاريخ دارد. به عنوان مثال بنا به روايات تاریخی، عبرانيان داراي موسيقي خاص خود بوده‏اند به طوري كه در تورات نيز از نبل و هينور كه دو آلت موسيقي رسمي بوده‏اند ياد شده است . در چين باستان از موسيقي به عنوان جوهر نظام جهان و عنصر متعادل كننده بين زمين و سماوات نام برده شده است. مردمان مصر کهن نیز معتقد بودند كه خدا دنيا را با علامتِ دست خلق كرده كه اين علامات شامل يك فاصله موسيقي با تركيب صوتي خاصِ خود می باشد.
در کل بازنگري تاريخ نشان مي‏دهد كه تمدن ها و فرهنگ های مختلف داراي موسيقي منحصر به خود بوده و در هر برهه‏ ی تاریخی از این هنر جهت درمان بيماري‏هاي جسمي و ناراحتي‏هاي رواني سود جسته اند.
melodymag

با این كه تلفيق موسيقي و روان‏شناسي از ابتكارات دانشمندان جديد است اما ‌چنين ايده‏اي از ديرباز در تمدن‏هاي بشري وجود داشته است. نكته جالب توجه اين بوده كه در روایت های تاریخی اولين مدارك مربوط به استفاده از موسيقي در درمان مشكلات روحي به استفاده حضرت داود براي درمان شائول (اولين پادشاه بنی اسرائيل) برمي‏گردد، كه بنا به مستندات تاريخي حضرت داود با استفاده از نواختن چنگ و آواز قادر به كاهش يا درمان غمگيني، نوميدي و افسردگي شائول گرديد . پیشینه ی استفاده از موسیقی به عنوان یکی از روش های درمانی به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. افلاطون درباره تاثیر موسیقی گفته‌است :«موسیقی برای ادامه زندگی بشر ضروری است. شما ثقیل‌ترین روح را در اختیار من بگذارید من قادرم که به نیروی موسیقی سنگینی و کدورت دوران را از وی زدوده و مردی هوشمند و سلحشور به شما تحویل دهم»
از آن دوران به بعد موسیقی نیز به عنوان یک عامل بهبود دهنده، کم و بیش مورد استفاده قرار می گرفت. اما در قرن بیستم این موضوع به صورت جدی تری بررسی شد و در زمان جنگ جهانی اول از موسیقی برای بهبود وضعیت روحی مصدومین استفاده شد و به تدریج این شاخه ی درمانی تکامل یافت به طوری که در سال ۱۹۴۴ اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشگان ایالات متحده برگزار گردید.
melodymag

در سال ۱۹۵۰ انجمن جهانی موسیقی درمانی تاسیس شد و در سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا (AAMT) به صورت رسمی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و اینچنین بود که این هنر و دانش پزشکی در کنار یکدیگر و به صورت جدی و با هدف واحدِ کمک به بیماران ، فعالیت خود را جنبه ی رسمی و جهانی بخشیدند.

  • موسيقي درماني چيست ؟

تاثير موسيقي بر بدن انسان به اندازه ای است كه امروزه در جهان جايگاه خاصي براي بهبود و درمان بسياري از بيماري‌‌ها پيدا كرده است.موسيقي درماني حاصل تركيب علم روان‏شناسي و هنر موسيقي است و شامل شيوه ی حسي از طريق صدا براي مقاصد درماني است كه در ارتباط با مشكلات جسماني (نظیر مشكلات گوارشي، آسم، آلرژي ها، انواع دردهاي خفيف تا متوسط، كنترل ضربان قلب و تنفس و ….) و مشكلات روان شناختي (انواع افسردگي و اضطراب‏ها، مشكلات هيجاني و عاطفي و ….) به كار مي‏رود.
melodymag

  • فرایند و تاثیر موسيقي بر بهداشت جسماني و رواني: اثر بخشی طبي و روان پزشكي

در بررسي‏های علمی مشخص شده است كه شنيدن موسيقي با تغييرات ضربان قلب، نبض و فشار خون همراه مي‏گردد، به شکلی که ضربان قلب انسان با اصوات موسيقايي هماهنگ گشته در مقابل فركانس، ضرب و شدت صدا واكنش نشان داده، دچار افزايش يا كاهش مي‏گردد.

برای مثال شنيدن موسيقي های آرام منجر به كاهش ضربان قلب شده و از تنش و فشار رواني مي‏كاهد. در اين زمينه موسیقی درمانگر بریتانیایی به نام پُل نيوهام معتقد است «موسيقي يك دستگاه، تنظيم ضربان قلب بوده و منجر به تقويت عضلات قلب و انبساط ريه‏ها مي‏گردد.همچنين موسيقي قادر است فشار خون را تغيير دهد و همان طوري كه سر و صداي زياد ممكن است باعث افزايش فشار خون تا ۱۰% شود «مكانيسم احتمالي ترشح آدرنالين و نورآدرنالين مي‏باشد» آزمايشات نشان داده‏اند كه فشار خون دياستوليك و سيستوليك مي‏تواند در جلسات موسيقي درماني به تدريج كاهش يابند.
يك نكته جالب درخصوص تأثيرات موسيقي بر وضعيت جسماني، ترشح آندرفين در پاسخ به شنيدن موسيقي خصوصاً هنگامي كه اجرا به شكل زنده و توام با شعر و آواز است، مي‏باشد.
melodymag

آندرفين نوعي داروي مخدر در مغز است كه باعث كاهش شدت درد شده و با احساس لذت و نئشگي همراه است». تحقيقات جديد مويد اين نظريه است كه افزايش ترشح آندرفين، با افزايش ميزان سلول‏هاي ” تــی” T و لينفوسيت‏ها که سلول های جنگجوی بدن در مقابل بیماری ها هستند،همراه می باشد. در چنين وضعيتي قدرت سيستم دفاعي بدن افزايش يافته و مقاومت انسان در برابر بيماري‏ها بيشتر مي‏شود.
از سوي ديگر موسيقي روي دستگاه تنفسي اثرات مطلوب دارد، تنفس داراي ريتم است، به علاوه تنفس آرام و عميق باعث آرامش و كنترل عواطف فرد مي‏گردد و نيز با سوخت و ساز بهتر بدن مربوط است بنابراين يك موسيقي خوشايند مي‏تواند از طريق لذت‏بخشي و تغييرات تنفسي، تأثيرات مثبت قابل ملاحظه‏اي بر جسم فرد داشته باشد. به علاوه موسيقي منجر به تغييراتي در بدن مي‏گردد كه به هضم غذا كمك مي‏كند. در اين زمينه پژوهشگران دانشگاه جان هاپكينگ از موسيقي درماني به عنوان درمان جانشين در مشكلات سؤهاضمه سود جسته اند.

  • شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی

خاطرات فیروز ویسانلو؛ برداشتی متفاوت از تنظیم برای گیتار با بیانی لطیف

melodymag

مقاله‌ای درباره آلبوم «خاطرات» از «فیروز ویسانلو» برداشت متفاوتی از تنظیم برای گیتار به بیانی لطیف؛

شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: استعداد ، خلاقیت و شعور ذاتی در هنر عواملی جدا نشدنی برای پیشرفت است. اما ممارست و سختکوشی در یادگیری و تمرین با وجود پارامتر های نخستین، دلیلی برای ظهور و موفقیت یک هنرمند و پرکاری و شهرت وی خواهد بود . موسیقی از جمله هنرهاییست که جدا از استعداد ، تلاش بسیاری را برای پیمودن مسیر ترقی می طلبد اما مهمترین نکته ؛ ثبات و پیشرفت در تمرین ،حفظ کیفیت تکنیک در اجرا و مطالعه ی مستمر برای بالا بردن سطح علمی و سواد موسیقایی است که موسیقیدان ها را از یکدیگر متمایز می کند.

بیش از یک دهه است که بر روی جلد اکثر نوارهای کاست و سی دی های موسیقی پاپِ منتشر شده در ایران ، نام فیروز ویسانلو به عنوان نوازنده ی گیتار خود نمایی می کند و در بسیاری از کنسرت ها نیز وی به عنوان سولیست۱ گیتار اسپانیش و آکوستیک در ردیف اول نوازندگان گروه های معتبر پاپ حضور داشته و در این بین بسیاری از موسیقی های فیلم نیز با پنجه و ساز او آمیخته بوده اند. دلیل این استمرار در موفقیت، جز استعداد، توانایی و کوشش بی وقفه ی این هنرمند در عرصه ی موسیقی می باشد که او را در بین خیل عظیم موسیقی دان ها و نوازندگان ایران یگانه نموده است.
با این همه مشغله ی هنری، فیروز ویسانلو به فاصله ی دو سال دو آلبوم شخصی را با نام های خاطرات و خاطرات ۲ به بازار موسیقی عرضه کرد که نشان از دقدقه ی بی پایان وی برای حضور موفق در عرصه ی موسیقی پاپ ایران چه در مقام نوازنده و هم در جایگاه تنظیم کننده ی قطعات برای گیتار دارد و موفقیت این دو اثر دلیلی شد برای پرداختن به خود وی و قطعات این هنرمند گیلانی در دو آلبوم خاطرات.
فیروز ویسانلو در خانواده ای هنرمند و موسیقیدان در شهر رشت چشم به جهان گشود . پدر او منوچهر ویسانلو از نوازندگان بنام ویولون در رادیو گیلان بود و سال ها کارشناسی انجمن موسیقی را برای نشر آثار به عهده داشت و اینگونه بود که فیروز در فضایی موسیقایی رشد یافت و ابتدا با پیانو و سپس گیتار در کنار پدر خود شروع به آموختن موسیقی کرد تا جایی خود نیز از آهنگسازها و نوازندگان اصلی موسیقی گیلان بدل شد و پس از گذراندن دوره های آموزشی به تدریس گیتار کلاسیک در شهر های رشت و انزلی پرداخت و بدل به یکی ازموفق ترین مدرسین این ساز شد.
شعور و درک بالا در کنار دامنه ی گسترده ی شنیداری موسیقی باعث شد تا وی توانایی اجرا در چند سبک را کسب کرده و آن ها را در کنار یکدیگر پیشرفت بخشد و همین امر باعث موفقیت وی در آینده ی کاریش در فضای موسیقی ایران شد و پس از مهاجرت به تهران وی را به سرعت تبدیل به یکی از نوزندگان اصلی استودیو ها و کنسرت های برگزار شده در سراسر ایران کرد.
melodymag

آلبوم «خاطرات» که در سال ۱۳۸۸ انتشار یافت به گفته ی خودش برگرفته از ترانه ها و آهنگ هایست که او در دوران نوجوانی و جوانی بسیار دوست می داشته و سال ها باآن ها زندگی کرده و زمانی که به مرز پختگی و کمال در درک و تکنیک اجرای آن ها رسید ، تصمیم به باز تنظیم و اجرای این قطعات غربی با گیتار گرفت و مهارت وی در نواختن گیتار کلاسیک و تکنیک و موزیکالیته ی او در نواختن مضراب بر روی گیتار نایلون و استیل آکوستیک و ترکیب این دو سوناریته۲ امضایی مشخص از او را بر اثر نهاد به طوریکه با وجود اجرا های مختلف بعضی از این قطعات در دنیا وی نیز اجرای این قطعات را به نام خود ثبت کرد .
در آلبوم دوم ویسانلو قصد بر باز اجرای ملودی های ماندگار و خاطره انگیز ایرانی کرد ، ترانه هایی که جزئی از تاریخ جاودان موسیقی ایران است و اکثر آن ها به گوش ایرانی ها کاملا آشناست و این کار را برای موسیقی دانی در سطح وی بیش از پیش مشکل می ساخت ، اما او بار دیگر با شعور و توانایی موسیقاییش این قطعات را بسیار زیبا و شخصی اجرا کرد و با ساخت فضایی کاملا آکوستیک و خطوط مختلف ریتمیک و ملودیک گیتار ، اجرایی جدید را از خود به یادگار گذاشت . حتی در قطعه ی “چشم” من که توسط نوازندگان بزرگی همچون نوازنده ی اصلی اثر، آرمیک و پس از آن اردشیر فرح بارها و بارها اجرا شده ؛ ویسانلو فارغ از آن ها اجرا و تنظیمی کاملا منحصر به فرد را خلق کرد ، به طوری که برای شنونده کاملا تازگی دارد . در همه ی قطعات این آلبوم نو آوری را چه در اجرا و چه در تنظیم آن ها می توان احساس کرد و با اضافه کردن آکوردها و ریف های جدید بر گرفته از موسیقی غربی و جاز حس و حال زیبایی را به آثار آهنگسازان جاودان ایران همچون شادروان بابک بیات و … بخشید .
melodymag

البته ضعف های کوچکی گاه و بی‌گاه در ضبط و مهندسی صوت اثر مخصوصا در آلبوم دوم به گوش می رسد که کاملا قابل چشم پوشی‌ست و گوش کردن به این دو آلبوم زیبا و ماندگار هم مخاطب حرفه ای خود را مجذوب کرده و هم شنونده ی عام را محظوظ می‌کند.
به طوری که تا به امروز این آلبوم ها در لیست پر فروش ترین آثار موسیقی ایرانی در فروشگاه های عرضه ی آثار فرهنگی هنری قرار داشته و تجدید انتشار آن ها گواهی بر این گفته است و در فضایی که موسیقی پاپ با کلام چه از طریق انتشار رسمی و چه در فضای مجازی با رشد چشمگیر و روز افزونی روبروست و سلیقه ی مخاطب عام را بیشتر به این سو سوق داده است ، خلق آثار بی کلامی چون آلبوم خاطرات نقطه ی عطفی برای موسیقی ایران محسوب می شود .
از طرف دیگر، خاطرات می تواند مرجع مناسبی برای نوازندگی و توجه به ظرافت های اجرا در رکورد آثار رسیتالی۳ برای نوازندگان گیتار اکوستیک باشد.

  • شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی

۱ سولیست : تکنواز
۲ سوناریته : توانایی حسی و اجرایی نوازنده برای وفادار بودن به سبک موسیقی و در عین حال شخصی بودن اجرا.
۳ رسیتال : اجرایی آوازی و یا بدون کلام توسط یک نوازنده و یا اجرایی از کارهای یک آهنگساز است. توسط یک نوازنده

مقاله: ناگفته‌های زبان موسیقایی فریدریک شوپن

melodymag

شوپن آن بزرگ مردی‌ست که به نسبت بی انتها و شگرف بودن آثارش، زندگی طولانی ای نداشت. ما از دهلیزهای پرپیچ و خم زندگی او تصویر شفافی -به عنوان سند و دست نوشته- در دست نداریم.

محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی: فردریک شوپن پیانیست لهستانی مانند بتهوون بزرگ، زندگی به نسبت طولانی و پر سندی نداشت که بتوانیم با مدرک درمود وقایع روی داده سخن بگوییم اما .. بروید به سالهایی از تاریخ بشر که زندگی در سطح اولیه خود بود و مردمان افسانه ها را شکل می دادند. سحر و جادو بین مردم رواج داشت و هرکس خدایی داشت برای پرستیدن. مردی را در نظر بیاورید که در این هیاهوی کر کننده ، هنوز صدای درونی اش را می شنود ، متفکر است و ساعت ها در خود غرق می شود . او در این سفرهای درونی به مرزهایی می رسد و دیدنی ها را آنطور که شایسته ی خلقت یک انسان است ، می بیند. از این حس رهایی خدامانند به وجد می آید و میخواهد آسمان و زمین را با فریاد خود به وحدت و یکپارچگی دعوت کند . میخواهد سیر پرواز را بدون ترس و تردید تا آخرین قدم طی کند و بعد خداوند را در ورای تمام اشیاء ببیند. عاشق شود و با عشق خود دنیا را سیراب کند .. او میخواهد همه ی این کار ها را انجام دهد اما .. امان از انسان ها که محدودند. امان از زمان و مکانی که در آن متولد شده است . امان از مردمی که صدای حقیقت را به گور سکوت و خاک و خون میفرستند. چاره چیست .. او باید در آن زمانی که مردم را به جرم بازگو کردن حقایق می کشند ، زنده بماند نه برای زندگی کردن. بلکه برای پایان رسالت آفرینش خود و زنده نگه داشتن آن حس خدامانند که به اش نائل شده بود. و آن مرد هیچ چاره ای ندارد مگر اینکه تن به جبر جغرافیا و فرهنگ و زمان دهد چون تن از خاک است و محدود. اما این پایان رسالت اش نیست . روح بلند او در هیچ قالبی محدود نمیشود ؛ هر شب ، پس از رفت و آمد از سلوک و مکاشفه ، مرد یافته هایش را با یک زبان رمز دار در جایی می نویسد. او نمیداند آیا مردمان قادر خواهند بود روزی این رمز ها را به درستی دریافت و درک کنند یا نه. با اندک امیدی که قلبش را زنده نگه داشته است هر شب می نویسد و می نویسد..

ما از شوپن دست نوشته و طرح چهارچوب بندی شده ای نداریم. ما اسناد شگرف تری داریم ؛ قطعه های او! شوپن همان مردیست که در دیاری زندگی میکند که حرف هایش را به طرز ناراحت کننده ای نمیفهمند. بتین در نامه ای به بتهوون زیبا سخنی می گوید : « نابغه همیشه تنهاست و ناشناخته. خود او راهش را پیدا می کند، و این راه نه در روشنایی، بلکه در ناخودآگاهی و بی خبری جلوی پای او گذاشته می شود، راهی که حتی در جستجوی آن هم نبوده است.»
melodymag

و شوپن هم تنهاست. با وجود اینکه در سده ی ۱۸۰۰ و بخصوص در دوره ای که شوپن زندگی میکرد ، نگرش به موسیقی جنبه مثبت تری پیدا کرده بود و اشرافیان احترام و ارزش بسیاری برای موسیقی دان ها قائل بودند، او مرد تنهایی بود و شگرف تر آنکه تنهایی برای او هدیه ای بود از طرف خداوند. زندگی در اقیانوس وجودی آن بهشت موعود است .. شاید اگر او حرف هایش را روی کاغذ می آورد یکی از بزرگترین و بهترین نویسندگان قرن میشد .

برای همین است که همیشه گفته ام موسیقی شوپن روایتگر داستان و حکایت های معمول نیست. شوپن همان مردیست که هر شب می نویسد. زبان رمز دار او موسیقی ست.

و او این‌چنین گنج های پنهانی را برای ما فرستاده است. دستیابی به این گنج ها بسیار دشوار است چون حقیقتِ آن، درحالی که تجلی ظاهر -آوای موسیقی- رو به روی ماست و می‌شنویم‌اش، در اعماق پنهان است. و هنر دقیقا همین جاست که آنچنان آوای زیبایی از پیانو بیرون بیاوری که مردم عامی هم از شنیدن آن به وجد بیایند ولی در عملِ نواختن، سخت ترین تکنیک ها را داشته باشد!

موسیقی شوپن سهل الممتنع است همچون شعر های سعدی . آنقدر روان و گویا در بستر زندگی جاری ات میکند که دیگر هیچ نمیفهمی . شوپن در موسیقی اش طرحی از یک نقاشی مجلل و پرشکوه را مجسم نمی‌کند. او از قوی ترین سلاح انسانی استفاده میکند؛ حرف زدن! به آرامی، از اولین نت نواخته شده در یک قطعه، حرف هایش را آغاز می‌کند.

بعضی اوقات درحین گوش دادن به قطعه هایش، حس می‌کنم درحال خواندن دفتر یادداشت های او هستم. حرف هایی که در ژرفای وجودش باقی مانده و ترجیح داده با زبان بی زبانی آنها را کلمه کند.

  • محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی

درباره کنسرت راجر واترز در استانبول؛ شهدای جهان بر روی دیوار

melodymag

یادداشتی درباره کنسرت The Wall راجر واترز  اجرا شده در شهر استانبول را با هم در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم.

  • دیواری برای شهدای جهان:

شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: سال ۱۳۸۵/۲۰۰۶ هنگامی که راجر واترز در دبی کنسرتی برگذار کرد بسیاری باور نمی کردند که اکثر حاضرین از ایرانیان علاقمند به او باشند که با شوق و علاقه ای وصف ناشدنی برای دیدن اسطوره ی فراموش نشدنی دنیای راک به این شهر رفتند و با دیدن اجرای بی نظیرش و همخوانی با او شبی فراموش نشدنی را رقم زدند.
در پی بیست و پنجمین تور اروپایی، این هنرمند انگلیسی ۶۹ ساله این بار در قالب اجرای آلبوم جاودان “دیوار” در شهر استانبول به روی صحنه رفت تا بار دیگر با اجرایی بی نظیر این فرصت را برای طرفداران بی شمار خود در ایران نیز فراهم آورد تا او را در یکی از کشورهای همسایه ، بر روی صحنه ببینند . به طوری که علاقمندان از ماه ها قبل اقدام به خرید اینترنتی و یا حضوری بلیت این کنسرت نمودند و از ساعت ها پیش از اجرا در استادیوم دانشگاه فنی استانبول حاضر شدند . بلیت ‌های کنسرت از ۸۶ دلار آغاز و تا ۵۰۰ دلار برای ردیف‌های اول فروخته شد. تور کنسرت‌های واترز هفت سال پیش با نام «نیمه ی تاریک ماه» در این شهر نیز برگزار شده بود و بیش از ۱۸‌هزار نفر تماشاگر آن بودند.
به گواه حاضرین ایرانی در کنسرت ۲۰۰۶ دوبی ، تنها عده ی انگشت شماری از اعراب اماراتی برای تماشای اجرای آن سال آمده بودند ، اما دیوار امسال شاهد حضور گسترده ی ترک های طرفدار راجر واترز و گروه پینک فلوید بود و از آن جایی که سال هاست شهر استانبول تبدیل به مقر ثابت اجرای کنسرت توسط گروه ها و هنرمندان مطرح جهان شده شور حال دیگری را از همان ابتدا در خود نشان می داد …

جرج راجر واترز پس از جدا شدن «سید بارت» رهبر پیشین گروه راک افسانه ای پینک فلوید وظیفه ی سرپرستی، ترانه سرایی و آهنگسازی گروه را بر عهده گرفت و با تهیه ی آلبوم های تکرار نشدنی و مفهومی چون : ، نیمه ی تاریک ماه ، کاش اینجا بودی ، پژواک ها ،حیوانات، دیوار و بُرش نهایی ،… خود و اعضای گروه را به اسطوره های بی بدیل سبک راکِ پیش رو در تاریخ موسیقی بدل کرد و پس از جدا شدن از پینک فلوید نیز به اجرای آثار پیشین و ارائه آلبوم های جدید و برگزاری کنسرتهای متعدد ، این بار به طور شخصی پرداخت و اکنون بیش از ۳ دهه است که بر قله ی موسیقی راک جهان ایستاده است.
melodymag

اما یکی از دلایل محبوبیت او و گروه پینک فلوید ، نگاه خاص و انتقادی آثارشان به شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه بوده و امروزه راجر واترز یکی از اصلی‌ترین چهره‌های موسیقی جهان است که به مسائل حقوق‌بشری حساسیت ویژه نشان می دهد و چندین سال است که کنسرت هایش تبدیل به جایگاهی برای بیان دیدگاه های انتقادی او نسبت به بی عدالتی ها و خشونت موجود در جهان شده و اینچنین تفکرات و بینشی است که راجر واترز را جدا از یک نوازنده ، موسیقی دان و راک استار موفق ، به یک شخصیت اجتماعی تاثیر گذار در جهان تبدیل نموده است .

این‌بار نیز در کنار جذابیت‌های منحصر به فرد راجر واترز در اجرای پر قدرت آثار ، صدای رسا و انرژی بی همتایش که در واپسین سال دهه ی ششم زندگی به او توانایی خواندن آهنگ طولانی و بسیار مشکل “محاکمه” را به صورت تمام کمال داده بود ، بر طبق سال های گذشته اتفاقات ویژه ای هم بر روی دیوار و صحنه ی کنسرت او رخ داد؛او که همواره در جدال با سیاست های تجاوز گرانه ی اسرائیل بوده این بار نیز با جلوه های مخصوص خود به بیان این موضوع پرداخت و با توجه به رسالت سال های اخیرش این بار او نیمه شب یکشنبه چهارم اوت۲۰۱۳ با به تصویر در آوردن صحنه ها و عکس هایی که در طول کنسرت بر روی دیوار نقش می بست چشمان بسیاری از تماشاگرانش را اشک‌آلود کرد. راجر واترز عکس تک‌تک قربانیان درگیری های اخیر میدان تقسیم استانبول را به نمایش گذاشت و کنسرتش را نیز به قربانیان خشونت در ترکیه تقدیم کرد. وی بر روی صحنه به زبان ترکی اعلام کرد که این کنسرت را تقدیم می‌کند به«همه ی آن‌هایی که جانشان را بر اثر خشونت، ترور دولتی و جنگ از دست داده‌اند».هزاران تماشاگر ترک نیز چندین بار با سر دادن شعار معروف Bu Daha Başlangıç Mücadeleye Devam که در پی درگیری های میدان تقسیم از آن استفاده می کردند به ابراز احساسات پرداختند.
پخش تصاویری از کشته شدگان جنگ و قهرمانان ملل مختلف ، از فدریکو گارسیا لورکا تا ویکتور خارا و گاندی ، از به قتل رسیدگان هندو تا سربازان آمریکایی کشته شده در جنگ های افغانستان و عراق.
melodymag

اما برای ما نکته ی جذاب و تاثیرگذار کنسرت های اخیر واترز توجه ویژه ی او به ایران است و بر همین منوال بخش بزرگی از کنسرت امسال نیز به پخش تصاویری از کشته شدگان و شهدای ایرانی مربوط می شد او زمان زیادی را به نمایش تصاویری از شهید چمران، شهید باکری، شهید حسین فهمیده ،محمد مختاری، داریوش فروهر و حوادث سال‌های اخیر ایران اختصاص داد. او همچنین عکس کاوه گلستان و چند تن دیگر از شخصیت های مطرح ایرانی را به عنوان قربانیان خشونت به نمایش گذاشت .
همچنین تصاویری از آلبوم دیــوار پینک فلوید که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد و با تاثیرات اجتماعی و سیاسی که برجای گذاشت، به یکی از مهم‌ترین آلبوم‌های دوران خود تبدیل شد از دیگر نکات این کنسرت بود.
«دیوار» پس از انتشار موفق به دریافت ۲۳ لوح تقدیر شد و ترانه‌های آن تا مدت‌ها در صدر فهرست پرفروش‌ترین آهنگ‌های موسیقی جهان قرار گرفتند. کنسرت‌های راجر واترز تا سال ۲۰۱۲ مبلغ ۱۵۸‌میلیون دلار در سراسر دنیا فروش داشته و تور«The Wall Live» او به عنوان پردرآمدترین تور موسیقی سال ۲۰۱۲ انتخاب شد.
melodymag

واترز خود در مورد ايده ی اجراي ديوار مي گويد: «زمان زيادي طول کشيد تا من بر ترس دوران کودکي ام فايق شوم. بر اثر مرور زمان توانستم تدريجا داستان ترس ها و ترديدهايم را بازگويم. تمسخر، تحقير، تنبيه در کودکي و در نمايي کلي تر ناسيوناليسم، نژادپرستي، تبعيض جنسيتي و بنيادگرايي. اجراي جديد ديوار تلاشي است براي مطرح کردن دوباره خطرات مخمصه اي که ما همگي در آن در حال زندگي هستيم. ممکن است بگويند من زيادي رويابين هستم ولي مسلما در اين راه تنها نيستم. براي گراميداشت ياد پدرم و ديگر کشته شدگان راه عشق در کشورهاي مختلف، عکس هاي آنها را براي اجرايم انتخاب کردم تا بتوانم با خانواده هاي قربانيان خشونت احساس همدلي کنم. من با کمک هنر نهايت تلاشم را براي سرافرازي و فراموش نشدن کشته شده هايمان و اعتراض به نبودنشان انجام خواهم داد».
به گفته ی او لابی صهیونیسم در این سال‌ها همواره تلاش کرده است تا شرایط کار کردن برای او را دشوار کند و در مواقعی سالن‌های مهم شهرهای آمریکایی را برای اجرا در اختیار او قرار نداده اند. با این حال او همچنان در طول جلسات مطبوعاتی پیش از برگزاری تور جدیدش بر این موضوع پافشاری کرده است.
راجر واترز ۶۹ ساله در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی الجزیره اعلام کرده بود که به جنبش دی.بی اس پیوسته است؛ جنبشی که پیشتاز تلاش‌ها در سراسر جهان، برای گسترش «تحریم همه‌جانبه علیه اسراییل» است.
واترز در مصاحبه اخیر خود با الجزیره گفت: «دیگر جان به لب شده‌ایم. باید کارهای عملی کرد» و از همه هنرمندان جهانی نیز خواست که دیگر در اسراییل برنامه اجرا نکنند تا روزی که «اشغالگری» از سوی اسراییل علیه فلسطینی‌ها پایان یابد.

منابع :

وب سایت رسمی خبرگزاری الجزیره انگلیسی
www.roger-waters.com
کتاب دیوار تالیف ابراهیم نبوی

  • شروین کوهساری مرداد  ۱۳۹۲ – مجله موسیقی ملودی

انتشار آلبوم جدیدی از ِسر پل مک‌کارتنی

melodymag

“سر پل مک کارتنی” موزیسین انگلیسی و یکی از اعضای کلیدی گروه افسانه ای “بیتلز” بر روی جدیدترین آلبوم انفرادی خود کار می‌کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از زمانی که “بیتلز” منحل شد “مک کارتنی” همراه با همسر خویش “لیندا مک کارتنی” و آشنایانش گروهی به نام “بالها “(“Wings”) تاسیس کرد.

در آن زمان که میانه های دهه ۷۰ و یا ۸۰ بوده ترانه و آلبوم های انفرادی و گروهی بسیاری از این خواننده بیرون آمد. هر چند که موفقیت بیتلز برایش تکرار نشد ولی وی توانست که محبوبیت خویش را افزایش دهد و در این زمینه پیشرفت کند. گروه “بالها” پس از مرگ “لیندا مک کارتنی” در ۱۷ آوریل ۱۹۹۸ منحل شد.
در دهه ۲۰۰۰ نیز شاهد حضور “پل مک کارتنی” در جوایزی همچون “گرمی” و همچنین نامزد شدن وی برای بردن رده های این جایزه معتبر موسیقی بودیم. وی در دهه اخیر آلبوم هایی را انفرادی منتشر کرد که بعضی از آنها مورد تحسین منتقدان موسیقی قرار گرفت.
آلبوم جدید “پل مک کارتنی” هنوز عنوانی ندارد زیرا جلسات ضبط به تازگی شروع شده اند. این آلبوم در استدیو “ابی رود”(“Abbey Road”) استدیویی که طرفداران بیتلز با آن خاطره دارند و جلد آلبوم معروف “بیتلز” یعنی “ابی رود” که در آن چهار اعضای گروه در حال قدم زدن هستند در آن‌جا نصب شده است قرار است ضبط شود.
“اتان جانز”(“Ethan Johns”) مدیر ضبط این آلبوم می‌گوید: “ضبط کردن صدای “پل” در آن فضا و گوش دادن به آن صداهای ضبط شده “بیتلز” مانند، برای من مانند یک الهام بود.”
سبک این کار به احتمال زیاد همچون آلبوم های قبلی “مک کارتنی” و “گروه “بیتلز” خواهد بود.
بی شک این آلبوم نیز باعث جنب و جوش در تاریخ موسیقی راک می شود.

  • ارسلان جعفری/مجله موسیقی ملودی

شوپن در اوج؛ درباره نوکتورن پیانوی شوپن

melodymag

نت ها پشت سر هم ردیف میشوند درحالی که صدای یک آکورد ملایم و غمگین مثل یک نجوای شبانه به گوش میرسد . یک میزان چند بار تکرار میشود ..

محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی: اما با اینکه نت ها در هر بار نواختن همان نت هاست با همان هارمونی ، هربار حرف تازه ای دارد برای گفتن ؛ «تو همان جا بودی همان روز که چهره ی روشنت همچون خورشید بر من میتابید » .. در تکرار بعدی « چرا امشب دوباره یادت افتادم ؟ یاد آن چهره ی بی مانند ؟ .. آه محبوب ِمن سرنوشت از کدام سو تو را از من گرفت ؟ .. » این حرف ها را دارد در آن آکورد ملایم غمگین میگوید . اما شگفت انگیز است . در عبور از این خاطرات بیم و امید ، شوپن در درون خود ، بعد از یک جنگ بین هر آنچه از آن فرار کرده بود – که امشب بنا به دلایل نامعلومی دوباره به سراغش آمده بودند – به نقطه ای میرسد . با صدایی غمیده و چهره ای آشفته تاریکی را پشت سر میگذارد .. « دیگر چه چیز اهمیت دارد ؟ » .. او تنها به این جمله فکر میکند که ناگهان از نقطه ای – همان نقطه ای که از درون به آن سلوک کرده بود – نوری پخش میشود روی صورت غمیده او . لبخند میزند .. این نور ، نور امید است .. امید ِترس های او .. نوری که از درد به جان آدمی تابیده باشد . نور میتابد و شوپن با لبخندی محو و مسخ شده قطعه را پایان میدهد .
من حس میکنم اگر این قطعه ادامه پیدا میکرد ، بدون شک ، شوپن را میدیدیم درحالی که نور تمام او را احاطه کرده است . او آرام است چون اکنون میداند از زندگی چه میخواهد و این خود ِخوشبختی ست . اما او قطعه را درست در جایی که حکایت دیگری آغاز میشود رها میکند . انگار که به عمد خاموشی را انتخاب میکند . نمیخواهد آن حال ِخوش درونی را برای کسی فاش کند ؛ « نوری که مرا فرا گرفت تنها در قلبم خواهد ماند ، با این نور دنیا را روشن خواهم کرد بدون اینکه درباره ی آن اندک سخنی با کسی بگویم .. »

اگر بخواهم از اول قطعه شروع کنم باید راوی داستان زندگی مردی باشم که در هر میزان ، زندگی اش را به اوج میرساند . برای او هیچ ” متوسطی” وجود ندارد . اگر غمگین است در اوج خود است و اگر خوشحال است آن را با ساده ترین و زیباترین لبخند به نشان شما میدهد . اما آن چیزی که در این مرد هست که زبان آدم را ناتوان میکند در تفسیر و توضیح قطعه هایش ، این است که او گویی بر زمین زندگی نمیکند . سیاره ای که تنها مخصوص خود اوست ، جای گاه قدم های خیال اوست .
برای اینکه منظورم را متوجه شوید یک مثال میزنم . اگر قطعه ی Ave Maria را گوش کنید بدون شک متوجه میشوید که در آن شوبرت چه حال آشفته ای داشته است . او درحالی که از زندگی گریزان شده است ، دارد با آغوش باز به سمت آن میدود . در این قطعه درد هست و یک حس قوی از شکنجه ی یک انسان . نه شکنجه ی فیزیکی . حسی مثل آنکه بدانی معشوقه ات سخت بیمار است و تا یک روز دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند . اشک میریزی ، درد میکشی اما برای اینکه لبخند او را ببینی ، حتی برای یک روز ، حاضری هرکاری انجام دهی تا تمام لحظه ها را کنارش باشی .. این همان حس مرگ و رنج در عین دویدن به سمت زندگی ست که شوبرت به زیباترین شکل در این قطعه نمایان میکند . ..
melodymag

یادمان باشد که این حرف ها چیزی از ارج آن کم نمیکند . شوبرت یک موسیقیدان گرانقدر است که به عنوان یکی از سرشناسان موسیقی قرن رمانتیک از آن یاد میکنیم اما سخن من ، سخن از یک تفاوت است . تفاوتی که شوپن را شوپن میکند و شوبرت را شوبرت ! .. شما در هیچ کدام از قطعه های شوپن ، هیچ وقت یک همچین روایتی – مثل Ave maria – را از او نخواهید شنید . موسیقی او موسیقی حس های زمینی نیست . شاید فکر کنید مبالغه میکنم اما برای دانستن این موضوع لازم است با کلیتی به نام « فردریک شوپن » آشنا باشید .

این نوکتورن شوپن بی نظیر است . بروید به سال ۱۸۳۰ .. زمانی که شوپن جوان بیست ساله ، در اوج شور و شعف خود بود . در این روزهای گرما و دغدغه ، تنها چیزی که کمی مرا آرام میکند نوشتن از موسیقی ست..
توضیح: نوکتورن (گرفته شده از واژه فرانسوی noturnal) قطعه‌ای موسیقی است که بر پایه سنت اروپایی برای نواختن در شب ساخته شده است یا حال و هوای شبانه دارد. نخستین مجموعه نوکتورن‌ها برای پیانو در سال ۱۸۱۳ توسط آهنگساز ایرلندی، جان فیلد منتشر شد. نوکتورن توسط فردریک شوپن به کمال رسید.
فرم نوکتورن عامیانه‌تر از قطعات تک موومانی است که اغلب برای پیانو سلو نوشته می‌شد. این فرم در قرن نوزدهم گسترده‌تر شد. اولین کسی که قطعاتی با عنوان نوکتورن نوشت، جان فیلد آهنگساز ایرلندی بود که پدر نوکتورن رمانتیک خوانده می‌شود اما با این حال فردریک شوپن مشهورترین آهنگساز در زمینه تصنیف نوکتورن است که ۲۱ نوکتورن برای پیانو نوشته است. از آهنگسازان پس از شوپن که نوکتورن‌هایی نوشته‌اند می‌توان به گابریل فوره، الکساندر اسکریابین و اریک ساتی اشاره کرد.