راه‌هایی برای گوش کردن دقیق و حرفه‌ای موسیقی

melodymag

هر روز از زندگی انسان با تمام روزمرگی های خاص خود، هیچ شباهتی به روز های دیگر ندارد. ممکن است پلان کلی اکثر روزهای زندگی ما یکسان باشد اما تمامی  لحظه ها که  در واقع جزئیات این پلان را می سازند، کاملا با هم متفاوتند.

میلاد باقری/ مجله موسیقی ملودی: جزئیات در تمامی اموری که انسان  با آن ها سر و کار دارد اهمیتی وی‍ژه دارند. به عنوان مثال وقتی که یک مسابقه فوتبال را از تلویزیون تماشا می کنیم، ادراک بهتری از موضوع داریم چرا که تمامی اتفاقات مهم از چند نما و با سرعت  کمتر به تصویر کشیده می شود و ما قادر به دیدن جزئیات بیشتری از اتفاقات خواهیم بود.

در زندگی امروز ما، به دلیل وجود مشکلات بسیار زیاد ، نگاه کلی جامعه به مسائل، بسیار سطحی و زودگذر است.انگار همه ما به یک دستگاه Slow motion نیاز داریم تا همه چیز را با دقت بیشتر به جزئیات، بازنگری کنیم!

مقوله مورد بحث در مورد موسیقی بسیار اسفبار تر از سایر حوزه ها به نظر می رسد. چون در جامعه ما عملا هیچگونه توجه و آموزشی در این زمینه در اختیار عموم نیست و این مساله از آن جایی نشات می گیرد که اصولا موسیقی در فضای حاکم بر جامعه ما امری جدی قلمداد نمی شود.هدف از نگارش این مقاله آشنایی عمومی بیشتر با ساختار موزیک است.همچنین کمکی کوچک در راستای نگاهی دقیق تر ،در هر سطحی، به آثار موسیقی ست.

برای آن که از موسیقی لذت بیشتری ببریم و همچنین معیارهایی جهت تشخیص کیفیت آنچه به آن گوش می کنیم،  در دست داشته باشیم ، لازم است نکاتی را در مورد آثار موسیقی، هرچند به اجمال، بدانیم.این نکات به ما کمک می کنند تا یک اثر موسیقی را با جزئیات بشنویم  و بدانیم چرا یک قطعه موسیقی را دوست داریم! . گوش کردن به موسیقی با دقت و تمرکز بیشتر و شناخت مولفه های موسیقایی در هر سطح و کلاسی ،حداقل باعث می شود از روزمره خود فاصله گرفته و به ذهنیت خالق اثر بسیار نزدیکتر شویم و ارتباط جدیدی با دنیای پیرامون خود برقرار کنیم.

اگر بخواهیم بخشی از این مولفه ها را با زبان ساده تر تشریح کنیم می توانیم دو آیتم بسیار اساسی  زیر را نام ببریم:

  • رنگ بندی و بافت: موسیقی مانند هنرهای بصری دارای رنگ آمیزی و بافت است. هر قطعه موسیقی مانند یک تابلوی نقاشی رنگ آمیزی خاص خود را دارد و به لطف تکنولوژی و با ظهور علم الکترونیک و نفوذ این علم به سایر حوزه های انسانی،امروزه هر آهنگساز ابزاری با تنوع بیشتر و همچنین شخصی تر نسبت به گذشته در اختیار دارد . رنگبندی در موزیک دقیقا مانند نقاشی ،  به سلیقه،علم و سبک کاری آهنگساز بستگی دارد. اگر با این نگاه به آثار موسیقی گوش کنیم خواهیم دید که برخی قطعات چقدر دارای تناسب و تنوع در انتخاب سازها و صداها و برعکس برخی دیگر چقدر ساده و پیش و پا افتاده هستند.
  • امروزه ابزار و امکانات صدابرداری نیز کمک بسیار شایانی به رنگ بندی و همچنین بافت آثار می کند. از این بابت که آهنگساز به کمک متخصصین امور صوتی اهم از مهندس صوت ،صدابردار و… ارکستر خود را از لحاظ چینش در طول یک اثر می تواند  بارها تغییر دهد. ویلون ها را به راست و چپ بفرستد. پیانو را دور و نزدیک کند.
    به کمک علم الکترونیک اصواتی خلق کند که تا کنون وجود خارجی نداشته و از این بی نهایت صوتی نهایت استفاده را ببرد.
    melodymag

    با تمامی این اوصاف به نظر می رسد عادت دادن گوش به یک نوع رنگ بندی و صدادهی خاص اشتباه محض است. چرا که بارها دیده شده شنوندگان موسیقی از روی عادت به نوعی خاص از موزیک گوش می کنند و از این دریای بیکران خود را محروم می نمایند.

    در مورد رنگ بندی و بافت موسیقی مطالب و منابع  تخصصی بسیاری وجود دارد که شاید در فرصتی مناسب بتوان بیشتر به آن پرداخت.

  • ریتم : شاید ساده ترین  ادراک عمومی از ریتم ، تاثیر فیزیکی موسیقی روی بدن انسان باشد. از ساده ترین ریتم ها که در  یک اثر با سبک تکنو و با سلیقه کاملا تجاری! ،که متاسفانه بخش عمده ای از موزیک پاپ این روزهای ایران را شامل می شود، تا پلی ریتم های آثار مدرن و معاصر را می توان از لحاظ فیزیکی درک کرد. اثری که آهنگساز آن از علم کافی و  درکنار آن سلیقه قابل تحسین برخوردار باشد، معمولا از تنوع ریتمیک در سازهای مختلف برخوردار است که مجموعه این ریتم ها که یک پلی ریتم را تشکیل می دهند بسیار گوش نواز خواهند بود.پدیده ای که امروزه در موسیقی ما امری فراموش شده است و هرکس بتواند نوایی غمگین را روی ریتمی بسیار معمولی و ساده بخواند می تواند به واسطه رنگ خاص لباس! و ظاهر و به کمک تبلیغات و سرمایه گذاری افرادی غیر موسیقایی  به سرعت در جامعه به مشهوریت برسد! .
  • پیشنهاد من برای درک بهتر این موضوعات گوش کردن جداگانه به لاین های مختلف یک اثر است. به عنوان مثال وقتی که به یک اثر راک یا پاپ گوش  می کنیم با تمرکز روی اثر ،گوشمان را طوری تربیت کنیم که بتواند  لاین های درامز،گیتار باس، پیانو ،پدها ی مختلف،صدای خواننده و… به طور مجزا بشنود و اینگونه می توانیم یک اثر را هم از لحاظ ریتم و هم از لحاظ رنگبندی که قبلا راجع به آن صحبت شد تجزیه و تحلیل کنیم.

    اگر بخواهیم به جمع بندی موارد بالا بپردازیم خواهیم دید هدف از هردو آیتم ذکر شده چیزی جز پرداختن شنونده به جزئیات  اثر نیست ،امری فراموش شده در زندگی امروز ما. روشی که امروزه جای خود را به گوش کردن کاملا سطحی و محدود موزیک در اتومبیل، مهمانی‌ها، تلویزیون و یا از بلندگوهای بسیار بی کیفیت تلفن‌های همراه و یا لپ‌تاپ‌ها، داده است. گویی انتظار عمومی از موسیقی هر آنچیزیست که بتوانیم همراه با آن آواز بخوانیم و ظاهر  خالق اثر مورد تاییدمان باشد!

    • میلاد باقری/ مجله موسیقی ملودی

    اجرای کوارتت تارکوفسکی با هنرمندان فرانسوی در تهران

    tarkovsky-quartet-melodymag

    گروه چهار نفره فرانسوی – آلمانی «کوارتت تارکوفسکی» با اجرای خود در بخش بین‌الملل جشنواره موسیقی فجر تشویق و تحسین تماشاگران و موسیقی دوستان را برانگیخت. این گروه که یکی از معتبرترین گروه‌های موسیقی در جهان است در بخش بین‌الملل بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه در دو سانس پرداخت. این گروه در روزهای ۲۸ بهمن ساعت ۲۱ و ۲۹ بهمن ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت تهران به روی صحنه رفت. [دیدن عکس‌های این اجرا]

    به گزارش مجله موسیقی ملودی در این کوارتت، «فرانسوا کوتوریه» پیانو می‌نوازد، «آنیا لخنر» نوازنده زن معروف آلمانی ویلنسل می‌نوازد، «ژان لویی متینیه» آکاردئون‌نواز است و «ژان مارک لارش» ساکسوفون سوپرانو می‌نوازد.

    این گروه که متشکل از هنرمندان صاحب‌نام فرانسوی و آلمانی است آثار خود را ملهم از فیلم‌های تاثیرگذار کارگردان بزرگ سینمای جهان، «آندره تارکوفسکی» روسی  می‌سازد. تارکوفسکی به «شاعر سینما» معروف بود. فرانسوا کوتوریه به عنوان یکی از آهنگ‌سازان مشهور فرانسه به شمار می‌رود. بسیاری از ایرانیان او و ژان لویی متینیه را با دو آلبوم موفق «انور براهم» (آهنگ‌ساز و نوازنده عود که تونسی است) می‌شناسند. این آلبوم‌ها در سال‌هایی نه چندان دور منتشر شده‌اند.

    آنیا لخنر نیز علاوه بر فعالیت در حوزه موسیقی کلاسیک و عضویت در کوارتت معروف روزاموند، دونوازی‌های موفقی را با «دینو سالوتزی» باندونئون نوازنده صاحب نام از کشور آرژانتین انجام داده است.

    فرانسوا کوتوریه علاوه بر حضور در تریوی انور براهم در سال ۲۰۰۶ با همکاری سه عضو گروه (لخنر، متینیه و لارش) آلبوم‌ «نوستالژیا: نغمه‌هایی برای تارکوفسکی» را منتشر کرده است هم‌چنین او در سال ۲۰۰۹ آلبوم «یک روز سپید» را که تکنوازی پیانو بود را نیز به انتشار رساند که هر دوی این آثار به کارگردان فقید روس، آندری تارکوفسکی تقدیم شده‌اند.

    آوازه جهانی و استقبال از این دو آلبوم فرانسوا کوتوریه را برآن داشت که به طور رسمی کوارتت تارکوفسکی را تشکیل دهد. این چهار هنرمند (گروه کوارتت تارکوفسکی) در سال ۲۰۱۱ نخستین آلبوم خود را با همین نام منتشر کردند و در اوایل سال ۲۰۱۳ این هنرمندان برای اجرا در تهران به روی سن تالار وحدت آمدند.

    استقبال تماشاگران از اجرای این گروه بسیار قابل توجه بود. گروه با موسیقی خود به فضاسازی‌هایی دست زد که برای کسانی که پیش از این آثاری از تارکوفسکی را دیده بودند تداعی‌گر صحنه‌های فیلم بود.

    اجرای این گروه چهارنفره با تشویق بسیار پرشور تماشاگران در تالار وحدت همراه بود.

    • مونا مهربان/ مجله موسیقی ملودی

    نقدی بر مقوله پاپ در موسیقی امروز ایران

    melodymag

    میلاد باقری/مجله موسیقی ملودی: هر اثر موسيقي، صرف نظر از سبك و ژانر، داراي ساختار منحصر به خود است. جهت سنجيدن اين ساختار، معيارهايي وجود دارد كه مساله خوب بودن و يا نبودن اثر را از سليقه مخاطب جدا مي كند. اگرچه اين موضوع در موسيقي پاپ،همانطور كه از اسمش پيداست، كاملا سليقه محور بوده و آثار موسيقي در اين حوزه بر اساس اقبال عمومي مورد سنجش واقع مي شوند.اما نكته اي كه از ديد پنهان مي ماند سطح ادراك جامعه و مخاطبان عام از موسيقي است كه خود همانند يك فيدبك دوباره به حوزه توليد اثر بازگشته و اگر انتظار عمومي از توليدكنندگان موسيقي در سطح بالايي قرار گيرد آثار توليدي از كيفيت بالاتري بهره خواهند برد و بالطبع آثار بهتر سليقه جامعه را ارتقا مي بخشد و اين دو مقوله به طور مداوم در حال اثرگذاري روي يكديگرهستند.

    موسيقي پاپ در جامعه امروز ايران تفاوتي آشكار با سال هاي ابتدايي شكل گيري اين سبك در اواخر دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ و همچنين موسيقي روز دنيا دارد و اين تفاوت ،صرف نظر از گذشت زمان و تغيير نيازهاي جامعه كه دلايل بسيار قابل تاملي مي باشند، در ساختار كلي آثار است. براي بررسي دقيق تر اين تفاوت ها لازم است نگاهي دقيق تر و در عين حال اجمالي به اجزاي يك اثر پاپ بيندازيم:
    ۱- ملودي اصلي: اولين پديده اي كه در يك اثر پاپ به چشم مي آيد ملودي حاكم بر آن است كه برجسته تر از ساير اجزاي همراهي كننده كاملا خودنمايي مي كند.اين مساله تا حدي در اقبال يك اثر تاثير دارد كه اخيرا در معرفي آثار پاپ ديده مي شود كه كلمه آهنگساز به كلمه “ملودي” تبديل شده است!
    ۲- صداي خواننده: دومين پديده اي كه از ديدگاه عموم در يك قطعه خودنمايي مي كند صداي خواننده و يا به اصطلاح وكال است كه البته امري مهم در موسيقي پاپ محسوب مي شود زيرا اين ژانر از موزيك اصولا وكال محور است.بالاخص در موزيك پاپ ايراني كه ملودي هاي وكال عمدتا برگرفته از موسيقي سنتي و محلي است و انتظار عموم از خواننده كسي ست كه بتواند گوشه ها و دستگاه هاي ايراني را خوب بخواند،در يك قطعه حتما خواننده از اوج توانايي خود در خواندن استفاده كند و به اصطلاح صداي گرمي داشته باشد!
    ۳- ترانه: پديده اي ادبي در حوزه موسيقي، اصولا ترانه به شدت روي شنونده موزيك پاپ تاثيرگذار است اگرچه هيچ ارتباط مستقيمي با علم موسيقي ندارد و نهايتا مي تواند به شناساندن يك اثر از لحاظ محتوا و فضاي ذهني خالق اثر كمك كند و هيچگونه كمكي از لحاظ ساختاري به موسيقي نمي كند مگر نهايتا از لحاظ هجا و وزن روي ريتم كلي اثر تاثيرگذار باشد.
    ۴- تنظيم: تنظيم يا آراژمان،يا در واقع هارموني كلي اثر امري نسبتا ناشناخته براي مخاطب عام است چرا كه در جوامعي مانند جامعه كنوني ما كه موسيقي مقوله اي نوپا و ناآشنا براي عموم است اصولا هضم كامل هارموني و ريتم توسط شنونده، كاري آسان به نظر نمي رسد .
    ۵- كيفيت صوتي: آنچه در استوديو اتفاق مي افتد اعم از مقوله ضبط،ميكس و مسترينگ منجر به كيفيت صوتي و يا به اصطلاح صدا دهي اثر مي‌شود.
    melodymag

    عناويني كه در بالا به آن ها اشاره شد جزو اجزاي اصلي و برجسته آثار پاپ مي باشند. اما سوال اينجاست كه در وضعيت كنوني موسيقي در جامعه ما، به مسائل عنوان شده بالا از طرف توليدكنندگان و شنوندگان آثار، در چه سطحي و با چه حساسيتي توجه مي شود.
    اگر بخواهيم كوتاه و اجمالي وضعيت فعلي موزيك پاپ ايران را مورد بررسي قرار دهيم مي توانيم به ضعف ۴ عنوان اول و وضعيت نسبتا بهتر كيفيت صوتي اشاره كرد كه متاسفانه به علت عدم بهره بردن درصد بيشتري از مردم جامعه از ابزار صوتي مناسب و استاندارد، عملا بخش اعظمي از جامعه تفاوت چنداني بين كيفيت استاندارد و غير استاندارد صوتي قائل نبوده و تمايل چنداني به خريد سي دي هاي اوريجينال علي رغم قيمت بسيار ناچيز(كمتر از يك بسته سيگار!) نشان نداده و موزيك بدون شناسنامه كپي شده و MP3 بي كيفيت و بعضاً فله اي(!) را كه حتي نام صاحب اثر در آن مشخص نيست، ترجيح مي دهند.
    حال به ۴ عنوان ديگر غير از گزينه كيفيت صوتي مي پردازيم.از ضعف هاي آشكار جريان موزيك پاپ فعلي كشور،ضعف ملودي اصلي است. اين ضعف منجر به تاريخ مصرفي شدن موزيك و ظهور و ناپديد شدن پديده هاي موسيقي يكي پس از ديگري، مي شود. پديده هايي كه به واسطه امري غير موسيقايي – از جمله موزيك ويدئو هاي مجلل و پرهزينه، سبك ظاهر و يا لباس خاص و… – به معروفيت رسيده و به همان سرعت به دست فراموشي سپرده مي شوند. اين ضعف همچنين در تنظيم و تكنيك هاي وكال نيز كاملاً مشهود است. از نكات بارز اين ضعف ها مي توان به كنسرت هاي ضعيف كه تنظيم اركستر زنده شباهتي به ورژن آلبومي نداشته و خواننده كه به طور مكرر فالش مي خواند اشاره كرد.
    آنچه كه در اين شرايط مفيدترين و كوتاهترين راه حل براي طرفين مرتبط با موضوع،اعم از توليد كننده و شنونده، به نظر مي رسد پرداختن بيشتر و دقيق تر به آثار برتر موزيك دنيا در تمامي سبك ها و نه فقط سبك پاپ است. چرا كه براي خلق كردن ملودي هايي اگرچه ساده ولي ماندگار مانند آنچه در موسيقي ونجليس، كيتارو و بسياري از آثار توليد شده در دنيا مي شنويم نياز به تربيت شنيداري و تمركز بر روي موسيقي داريم. تمركزي كه اين روزها بيشتر بر روي تيپ و ظاهر خوانندگان، تبليغات، ساخت موزيك ويدئو، طراحي سايت و صفحه فيسبوك، عكس هاي سينمايي و… قرار گرفته تا پديده موسيقي.

    • ميلاد باقري/ مجله موسیقی ملودی

    ریشه‌های موسیقی کانتری: موسیقی کهن

    melodymag

    ادامه مقاله تحلیلی بررسی تاریخچه موسیقی کانتری (موسیقی محلی سفیدپوستان آمریکا) به قلم «عرفان رضایت‌بخش» موزیسین سبک کانتری را در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم.

    ریشه‌های موسیقی کانتری:

    • ۱-موسیقی کهن (Old-Time Music ) قسمت اول

    موسیقی کهن یک سبک موسیقی محلی در آمریکای شمالی است که ریشه در موسیقی فولکلور کشورهای مختلف جهان به ویژه انگلستان، ایرلند، اسکاتلند و آفریقا دارد. این انواع مختلف موسیقی همراه با رقص های محلی مانند Square Dance, Buck Dance و Clogging بوجود آمده و رشد کردند. این نوع موسیقی با سازهای آکوستیک نواخته میشد و ساز اصلی در آنها عموما ویولن بود که با سازهای زهی-زخمه ای مانند گیتار و بانجو همراهی می شد.

    نمونه‌ای از موسیقی کهن را بشنوید

     

    موسیقی کهن در مناطقی از آمریکای شمالی رنگ و بوی موسیقی فرانسه و آلمان را نیز به خود گرفته است. با این وجود می‌توان قسمت عمده ای از رشد آنرا مربوط به خود آمریکای شمالی دانست.

    • اما چرا نام موسیقی کهن برای این سبک انتخاب شد؟

    melodymag

    سرمنشاء این موسیقی اروپا و آفریقا بوده است بنابراین غیر از موسیقی بومی آمریکا که متعلق به سرخ پوستان میباشد میتوان این نوع موسیقی را قدیمی ترین موسیقی سنتی آمریکای شمالی دانست.هرچند که استفاده از این اسم برای نامیدن این نوع موسیقی تنها به سال ۱۹۲۳ برمیگردد یعنی زمانی که Fiddling John Carson شروع به ضبط اولین ترانه های تجاری در سبک موسیقی محلی اولیه آمریکا برای کمپانی Okeh کرد. این کمپانی تا پیش از آن نام Hillbilly را برای موسیقی های مناطق جنوبی آمریکا و منطقه آپالاچی ( که عمدتا بر پایه ویولن استوار بودند) و همچنین برای موسیقی مذهبی استفاده میکرد در حالی که برای موسیقی هنرمندان آفریقایی تبار از عبارت Race Recording استفاده میکرد. اما پس از ضبط کارهای Carson کمپانی Okeh از عبارت Old-Time Music برای موسیقیدانهایی که در سبک کارسون کار میکردند استفاده کرد. در واقع این نام ابتدا به عنوان یک جایگزین برای کلمه ای(Hillbilly ) انتخاب شد که منتسبین به آن روی خوشی به آن نشان نمیدادند وبر خلاف امروزه، آنرا تحقیر آمیز میدانستند. از دیگر نام هایی که برای این موسیقی استفاده میشود میتوان به Old timey و Mountain Music اشاره کرد.
    melodymag

    جان کارسون ویولونیست آمریکایی بود که در سال ۱۸۶۸ در ایالت جورجیا متولد شد و ابتدا به عنوان هنرمند Old-Time Music و سپس به عنوان یکی از اولین هنرمندان سبک کانتری شناخته میشود. که از سال ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۱ حدود ۱۵۰ آهنگ برای کمپانی Okeh و بعدها برای کمپانی Victor ضبط کرد. نکته جالب توجه این است که وی با تمام مهارتی که در نواختن ویولون داشت قادر به نت خوانی و یا نوشتن نت نبود و برای این کار از دختر یک کشیش محلی به نام Irene Spain کمک میگرفت.
    در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ سبک های , Minstrel موسیقی مذهبی (Gospel ) و Tin Pan Alley نیز به نوعی روی موسیقی کهن اثر گذاشتند. Minstrel یا به طور کامل تر Minstrel Show نوعی موسیقی شاد است که توسط گروه های کمدی با رقصی به خصوص اجرا میشود. اجرا کنندگان اغلب سفیدپوستانی هستند که صورتشان را به رنگ سیاه در آورده اند و عموما هدف این نمایش ها تمسخر سیاه پوستان بود هرچند که پس از پیروزی جنبش های مدنی در آمریکا هنرمندان سیاه پوست نیز به اجرای این نمایش ها میپرداختند. این سبک در قرن بیستم محبوبیت خود را از دست داد و جای خود را به Vaudeville واگذار کرد که از سال ۱۸۸۰ در آمریکا و کانادا رواج داشت که شباهت بسیار زیادی به سیرک های امروزی داشت.Tin Pan Alley نیز نامی است که به عده ای از ناشران و ترانه سراهای برجسته موسیقی پاپ در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم داده میشد. Tin Pan در واقع نام یک منطقه در شهر نیویورک در خیابان بیست و هشتم غربی منهتن (Manhattan ) و بین کوچه های پنجم و ششم است.
    melodymag

    با آنکه موسیقی کهن در طول قرن ۱۸ و ۱۹ در تمامی نقاط ایالات متحده به یک شکل اجرا میشد، در قرن بیستم بود که برای اولین بار به منطقه آپالاچیا ( Appalachia ) وارد شد.

    • سازبندی:

    گستره وسیعی از سازهای زهی در موسیقی کهن مورد استفاده قرار میگیرد. معمولا ساز بندی ها در یک گروه موسیقی کهن بر طبق سنت ها انتخاب میشوند یا اینکه هر سازی که در دسترس باشد، به کار گرفته میشود.متداول ترین سازها در این سبک، سازهای زهی آکوستیک هستند. اما ساز ملودیک اصلی در این سبک در طول تاریخ ویلون بوده است. سازی با اصالت اروپایی که معمولا نوازندگان آن اروپایی تبار بودند که یا بصورت بداهه نوازی یا از قبل تعیین شده این ساز را مینواختند. و در بعضی مواقع که ساز دیگری در دسترس نبود گروهی رقصنده ویولونیست را، که به او رهبر رقص نیز میگفتند، همراهی میکردند.
    melodymag

    در اوایل قرن نوزدهم و به خصوص در منطقه ایالات متحده جنوبی، ساز بانجو که اصالتا برای غرب آفریقا بود در کنار ویولن به ساز اصلی این سبک تبدیل شد. نوازندگان بانجو اکثرا سیاه پوستان آفریقایی تبار برده یا غیر برده بودند.
    بانجو سازی بدون فرت (Fret میله های عمودی روی بدنه سازهای زهی-زخمه ای که تغییر نت ها را به اندازه نیم پرده مشخص می‌کند. به این صورت که نت های نواخته شده روی یک سیم در دو طرف یک Fret نیم پرده با یکدیگر فاصله فرکانسی دارند ) بود که بدنه اش را از کدو میساختند و در آهنگ ها معمولا همان ملودی ویولون را در یک اکتاو پایین تر اجرا میکرد و به طور همزمان ریتمی را روی سیم کوتاه (سیم پنجم) ساز که اصطلاحا آنرا “Drone String” میگویند مینواخت. بانجویی که در موسیقی کهن از آن استفاده میشود، بانجوی پنج سیمه پشت باز است. (بانجوی رزوناتور دار اکثرا در سبک Bluegrass مورد استفاده قرار میگیرد)
    در طول قرن نوزدهم و بیستم میلادی ساز های دیگری به تدریج وارد این سبک شدند از جمله گیتار، ماندولین، دبل باس ( یا همان کنترباس موسیقی کلاسیککه نت های بم را بر مبنای ریتم و آکورد اجرا میکرد و در بعضی مواقع ملودی نیز مینواخت )، Washtub Bass، این سازها در کنار دوبرو (Dobro) تبدیل به سازهای اصلی سبک Old Time Music شدند.
    لازم به ذکر است که Washtub Bass در واقع یک سیم است که روی یک چوب قرار گرفته و در پایین روی یک تشت ( Washtub) قرار میگیرد که نقش رزوناتور را بازی میکند. این ساز عموما تک سیمه است اما میتوان آنرا با چهار سیم یا بیشتر، ساخت.
    melodymag

    سازبندی سبک Old Time Music عینا در سبک Bluegrass هم دیده میشود. با این تفاوت که در موسیقی کهن ساز بندی ها و تنظیم ها نسبت به سبک Bluegrass خلوت تر هستند.
    این ترکیب سازها در سبک کهن گاها بطور ساده “گروه زهی” نامیده میشود. به ندرت سازهایی غیر از ترکیب یاد شده در موسیقی کهن استفاده میشوند از جمه:ویولن سل، پیانو، سازی بسیار شبیه سنتور (Hammered Dulcimer)، Appalachian Dulcimer (بر عکس Hammered Dulcimer که با دو مضراب و بصورت ضربه ای نواخته میشود، سازی است زهی-زخمه ای و با پنجه آنرا مینوازند)، بانجوی تنور، گیتار تنور، و سازی به نام Mouth Bow که شامل یک سیم بر روی یک کمان چوبی قابل انعطاف است که برای نواختن آن، یک سر کمان را با دهان نگه میدارند و با یک دست سر دیگر کمان را میگیرند و برای تولید نت کمان را خم یا راست میکنند و با دست دیگر آرشه ای را روی سیم میکشند.Concertina که سازیست شبیه آکاردئون ولی کوچکتر،دو قاب هشت ضلعی دارد که با بخش آکاردئونی به هم متصل شده اند و ما ایرانیان آنرا به کرات در کارتونهای دوران کودکیمان دست شخصیت های مختلف دیده ایم.قاشقک، که به عنوان ساز ضربی از آن استفاده میشود، آکاردئون، ساز دهنی، Jaw’s Harp که در ایران به آن زنبورک میگویند.
    موسیقی کهن در مناطق مختلف گونه های متفاوتی دارد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

    • عرفان رضایت‌بخش/مجله موسیقی ملودی

    رابطه طبیعت، محیط و شخصیت با صدا و آواز

    melodymag

    محمدرضا سعیدی: زمانی‌که انسان پا به دنیای هستی و شگفت انگیز می‌نهد و از آنجایی‌که تحت تاثیر وراثت قرار می گیرد، یک سری از صفات را از پدر و مادر خود به ارث می‌برد پس عمده ای از صفات در انسان موروثی هستند. از جمله این صفات ، صداست که هر انسانی آن را از پدر و مادر خویش به ارث برده است. مخصوصاً صداهایی که قابلیت موسیقایی دارند می توانند تحت تربیت و پرورش صحیح به آواز خوش تبدیل شوند و این نمونه صداها جزو صداهای موروثی هستند که هر انسانی آن را از اجداد خود به ارث مي‌برد.

    • الف- رابطه طبیعت با صدا و آواز:

    طبیعت این معجزه زیبای آفرینش خداوند، از عوامل تاثیر گذار بر انسان است. زمانی‌که اجداد پیشین ما در بستر طبیعت قرار گرفته‌اند، دچار تغییر و تحول شده و طی عبور از مسیر بسیار طولانی زمان، با آموزش و یادگیری زندگی روزمره از طبیعت و مسایل دیگر، تبدیل به انسان های با شعور امروزی شده‌اند که در بعضی مباحث، طبیعت را نیز تحت سلطه خود در آورده اند.
    صدا نیز چون پدیده‌ای‌ست که از وجود جسمی انسان به نام حنجره تولید می‌شود ، صد درصد دچار تغییر و تحویل شده است.
    طبیعت در کره زمین را می‌توان به ۳ بخش تقسیم بندی کرد:
    ۱- طبیعت کوهستانی و سرد
    ۲- طبیعت معتدل و مرطوب
    ۳ – طبیعت گرم و خشک
    ۱- صداهایی که در طبیعت کوهستانی و سرد تربیت و پرورش یافته‌اند ، صداهایی هستند با قدرت و صلابت و محکمی. به‌خاطر این‌که سرد و کوهستانی بودن طبیعت بر جسم انسان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، تاثیر گذاشته و آنها را تبدیل به مردمانی توانمند و باقدرت، دارای نیروی بدنی مضاعف نموده و صدا نیز از این توانمندی و نیروی مضاعف تاثیر می‌پذیرد. مثل: مناطق آذربایجان کشورمان ایران
    ۲ – صداهایی که در طبیعت معتدل و مرطوب پرورش می‌یابند، صداهایی هستند نرم و لطيف . به این خاطر که طبیعت با شرایط معتدل و مرطوب، بدن را به صورت نرم و لطیف در می‌آورد و حنجره نیز چون بخشی از این جسم است، تحت تاثیر این عامل مهم قرار می‌گیرد. مثل: مناطق شمال میهن‌مان ایران.
    ۳ – و اما صداهایی که در طبیعت گرم و خشک تربیت یافته اند، صداهایی هستند با سوز خاص که نشان از انسان‌هایی دارد که با صبوری و رنج و زحمت فراوان، زندگی روزمره و طبیعی خود را می‌گذرانند و این زحمت زندگی به حنجره و در نهایت به صدایی که از آن تولید می شود نیز تاثیر مستقیم می‌گذارد. مثل: مناطق کویری و جنوب وطن‌مان ایران.

      melodymag

    • ب – رابطه محیط و شخصیت با صدا و آواز:

    محیط عاملی‌ است که به تحقیق دانشمندان، وراثت را نیز تحت سلطه خود در آورده و در بسياري موارد آن را تغيير داده است. کلیه انسان‌ها از آغاز تولد در جهان هستی و زندگی اجتماعی در ۳ نوع محیط پرورش و تربیت پیدا می‌کنند:
    ۱- محيط خانواده
    ۲- محيط اجتماع
    ۳- محیط درون خویشتن خویش
    ۱- انسان زمانی که متولد می‌شود با مادر خود قبلاً آشنایی داشته، این آشنایی و صمیمیت بعد از تولد بيشتر می‌شود و این‌که با پدر، برادر و خواهر آشنا شده و با آن‌ها نيز انس و الفت می‌گیرد. پس اولین محیطی که او در آن قرار گرفته و پرورش می‌یابد، خانواده است. در اصل خمیر مایه شخصیت او در خانواده شکل می‌گیرد. حتی حنجره که قسمتی از اعضای بدن اوست که جایگاه و کارگاه تولید صداست، در زندگی با خانواده دچار تغییر و تحول شده و شكل مي‌گيرد. به عنوان مثال در خانواده‌ای که پدر و مادر با فرزندان‌شان با نرمی و آرامش صحبت می‌کنند و آن‌ها را به آرامش و ادب دعوت می‌كنند، فرزند نیز تحت تاثیر این عامل، دارای صدایي با احساس و آرامش‌بخش می‌شود و در صورت عملکرد خشونت آمیز و تند خویی با فرزندان نتیجه را بر عکس خواهیم دید.
    ۲- دومین محیطی که انسان در آن پرورش می‌یابد، اجتماع است. وقتی که شروع به تحصیل علم و دانش می‌کند، اولین قدم خود را در اجتماع گذاشته و كم‌كم وارد مقاطع تحصیلی بالاتر و زندگی می‌شود. در محیط اجتماع، هر انسانی با ارتباط گرفتن از اطرافیان، (مردم جامعه، معلمان، اساتید و دوستان) که همه این‌ها تاثیر به‌سزایی در تربیت و پرورش او دارند، مرحله دوم پرورش شخصیت او شروع شده و به منزلت اجتماعی می‌رسد.
    صدا نیز اگر در درون این فرد از وراثت تا محیط اولیه (خانواده) ساخته و پرداخته شده باشد، در محیط اجتماع با پرورش صحیح نزد استاد و هنر آموز آواز تربیت یافته و به شکل موسیقائی ارائه می‌شود.
    ۳- عامل تربیتی دیگری که انسان تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد، تربیتی است که خویشتن خویش هر فردی به او می‌دهد و این مورد دارای اعجاز بوده و انسان را به تفکر و اندیشه وا مي‌دارد که چرا افرادی که در یک خانواده بزرگ و تربيت می‌شوند، در نهایت با همدیگر فرق می‌کنند پس حتماً تحت تربیت سومی قرا گرفته‌اند که این تغییرات و تحول را به خود داده‌اند.
    به عنوان مثال در یک خانواده که پدر و مادر دارای ۳ فرزند باشند، هر سه این فرزندان، دارای خصوصیات اخلاقی متفاوت در دوران نوجوانی و جواني خواهند شد. پس مطمئنأ تربیت و پرورش نهفته‌ای‌ست که باعث این تفاوت‌ها شده است، و آن جز تربیت خویشتن خویش هر فرد به خود نیست که این عامل مهم باعث تمایز هر کس از هم نوعان خود خواهد بود.
    در این‌جاست، صدایی که در حال پرورش است، تحت تاثیر عامل تربیتی اشاره شده قرار گرفته و احساسات درون شخص بر او غالب شده و رنگ و بوي خاص به خود می‌گیرد. به همین خاطر هر آوازی بازتابی‌ست از درون شخص خواننده.
    به عنوان مثال: شخصی که همیشه، خود را این‌طور تربیت کرده که با اطرافیان، با احساس و ملایمت و نرمی صحبت و رفتار کند، آیا ممکن است این شخص دارای صدایی خشن و خشک باشد؟ نه. امکان ندارد. حتماً او صاحب صدایی با حس و حال و آرامش بخش و لطیف خواهد بود.
    پس نتیجه می‌گیریم صدا در مرحله اول، در طبیعت تحت تاثیر عوامل طبیعی قرار گرفته و در مرحله دوم در محیط خانواده و اجتماع تربیت می‌شود و در مرحله سوم شخصیت درونی هر فرد آن را می‌سازد.
    پس بیاییم در درجه اول از طبیعت زیباي خداوند الهام گرفته و در محیطی زیبا و با آرامش قرار بگیریم و درون خویش را آلايش داده و شخصیت فردی خود را منزلت ببخشیم و فرزندان خود را نیز به شیوه صحيح و برازنده تربیت کنیم.
    هر صدایی شاید قابلیت موسیقایی یا گویندگی و یا دوبله نداشته باشد، تا در عرصه پرورش و آموزش قرار بگیرد، ولی می‌تواند گرمی و لطافت و مهربانی را درون خود داشته، و به اطرافیان خود این گرما و احساس و آرامش را انتقال دهد.

    امیدوارم همیشه محیط زندگی تان پرازاحساس وآرامش باشد.

    • محمدرضا سعيدی/ مجله موسیقی ملودی

    مقاله‌ای دیگر از این مولف: ردیف آوازی ایران از دیدگاه روانشناسی

    موسیقی کانتری؛ ریشه‌ها و زیرسبک‌ها

    melodymag

    موسیقی کانتری یعنی سه آکورد و حقیقت. (Harlan Howard)

    • موسیقی کانتری چیست؟

    موسیقی کانتری ( Country Music ) یک سبک موسیقی پرطرفدار در آمریکای شمالی ( شامل ایالات متحده امریکا و کانادا) است که عموماً از آن به عنوان موسیقی محلی سفیدپوستان آمریکا یاد می‌شود.

    با وجود اینکه این سبک در ایران و به طور کلی در آسیا و خاور میانه ( به استثنای ژاپن ) آنچنان که باید و شاید شناخته شده نیست، اما در آمریکای شمالی، استرالیا و بخش هایی از اروپای غربی به خصوص آلمان طرفداران بسیاری دارد. برای مثال اگر نگاهی به آمار نیلسن ساوند اسکن ( Nielson Sound Scan ) بیاندازیم، میبینیم که حداقل دو آلبوم کانتری در بین ۱۰ آلبوم پرفروش هر هفته در آمریکا وجود دارد. در سال ۲۰۰۹ اعلام شد که در اوج ساعات درخواست ترانه از رادیو های ایالات متحده، موسیقی کانتری بیشترین تعداد درخواست را در بعد از ظهرها داشته و در ساعات صبحگاهی رتبه دوم را داشته است.

    به گزارش مجله موسیقی ملودی در ایران گوش اکثر ما به ویژه کسانی که در دهه های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی دوران نوجوانی و جوانی را سپری می‌کردند با موسیقی کانتری آشناست اگرچه ممکن است نام آنرا ندانیم. این همان سبکی است که اکثر ما از آن به عنوان موسیقی متن فیلم های وسترن یاد می‌کنیم و نام آن Western Cowboy است که به نوعی یکی از اجداد موسیقی کانتری به حساب می‌آید.

    موسیقی کانتری در اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی در مناطق عمدتاً کشاورز نشین ایالات متحده جنوبی (Southern United States) ظهور کرد و ریشه اش را می‌توان در موسیقی محلی جنوب آمریکا و Western Cowboy یافت. البته مدهای سبک بلوز نیز به طور گسترده در آن استفاده می‌شوند.

    ایالات متحده جنوبی که به آن جنوب آمریکایی (American South  Dixie) و با به طور اختصار جنوب (the South ) هم می‌گویند به بخشی از کشور آمریکا اطلاق می‌شود که عمدتاً شامل ایالات جنوبی ، جنوب شرقی و تا حدی مرکزی این کشور است که از لحاظ فرهنگی، تاریخی، آیین ها، غذاها، سبک‌های موسیقی و غیره با دیگر مناطق آمریکا متفاوت است. اقتصاد این منطقه بیشتر بر پایه کشاورزی استوار است و شامل ایالات تکزاس، آرکانزاس، اوکلاهما، لویزیانا، میسیسیپی، آلاباما، جورجیا، فلوریدا، کارولینای شمالی، کارولینای جنوبی، کنتاکی، ویرجینیا، ویرجینیای غربی و تنسی است.

    موسیقی کانتری بطور کلی شامل ترانه هایی با ملودی های شاد است که با سازهایی عمدتاً زهی شامل گیتار الکتریک و آکوستیک، بانجو، ویولن، گیتار باس، درامز و هارمونیکا ( ساز دهنی) همراهی می‌شود. از دیگر سازها که معمولا در سبک کانتری مورد استفاده قرار میگیرند می‌توان به ماندولین،,Flat top دوبرو (Dobro),و پیانو اشاره کرد.موسیقی کانتری مانند هر موسیقی محلی دیگری اصولا فرم ساده ای دارد که به راحتی به خاطر می‌ماند.
    melodymag

    عبارت موسیقی کانتری ( Country Music ) در دهه ۱۹۴۰ میلادی بر سر زبان‌ها افتاد. تا پیش از آن به این سبک، موسیقی Hillbilly گفته می‌شد. امروزه برای تمامی زیر سبک‌های این موسیقی از عبارت Country Music استفاده می‌شود.

    کلمه Hillbilly از دو کلمه Hill به معنای تپه و Billy به عنوان همراه و آدم تشکیل شده و به مردمان دهکده ها و مناطق کوهستانی ایالات متحده به خصوص منطقه آپالاچی (Appalachia ) و بعضا منطقه Ozarks اطلاق می‌شود که ساکنان ابتدایی آن ایرندی ها و اسکاتلندی ها بودند. با اینکه این کلمه نخستین بار در روزنامه New York Journal در سال ۱۹۰۰ میلادی به رشته تحریر درآمد، اما بسیاری پیدایش آنرا مربوط به قرن ۱۷ میلادی در ایرلند می‌دانند. در آن زمان در جنگ میان کاتولیک ها ،طرفداران شاه جیمز دوم، و پروتستانها، طرفداران شاه ویلیام سوم، کاتولیک ها طرفداران شاه ویلیام را بچه های بیلی یا Billy Boys خطاب میکردند (Billy مخفف William است ).

    مهاجرانی که حدود ۳۰۰ سال پیش از اروپا به دنیای جدید پا گذاشتند موسیقی و سازهای دنیای قدیمی را با خود به آمریکای شمالی آوردند. یکی از ارزشمند ترین این سازها نزد آنها ویولن بود چرا که هم توانایی گریه انداختن مخاطب را داشت هم به رقص درآوردن.دیگر سازهایی که همراه با این مهاجران وارد دنیای جدید شدند عبارت بودند از، سازی زهی موسوم به Dulcimer از آلمان، ماندولین از ایتالیا، گیتار از اسپانیا و بانجو از غرب آفریقا. این مهاجران عموماً در مناطقی موسوم به Maritime Provinces که شامل استانهای نوا اسکوشیا، نیوبرنسویک و جزیره پرنس ادوارد در کانادا است و همچنین مناطق جنوبی کوه های آپالاچی در ایالات متحده امروزی،یعنی از جنوب ایالت نیویورک تا شمال آلاباما، میسیسیپی و جورجیا، ساکن شدند. همکاری موزیسین های مختلف با نژادها و ریشه های گوناگون سبب شد نوعی موسیقی خاص در این مناطق شکل بگیرد و گروه های کوچک زهی که بیشتر شامل ویولن، گیتار و بانجو بودند تشکیل شدند. این موسیقی کانتری اولیه بود و به آن Old Time Music یا موسیقی کهن میگویند.

    موسیقی کانتری با عنوان یک پدیده جنوبی به دنیا معرفی شد. در مناطق جنوبی، موسیقی محلی با ترکیب فرهنگ ها و موسیقی های سنتی مربوط به کشورهای مختلف به‌وجود آمد. برای مثال موسیقی کهن (Old Time Music)، که از آن موسیقی کانتری به‌وجود آمد، شامل تصنیف ها و آهنگ های محلی از بریتانیا و ایرلند بود.
    melodymag

    برخلاف این تصور کلی که موسیقی کانتری تنها تحت تاثیر آمریکایی های اروپایی تبار به‌وجود آمد، باید گفت که بخش عمده ای از سبک نوازندگی و به ویژه ساز بانجو که از سازهای اصلی در موسیقی کانتری محسوب می‌شود، مدیون آمریکایی های آفریقایی تبار است.برای مثال آرنولد شولتز ، گیتاریست سیاه پوستی بود که تکنیک Thumb Style را به‌وجود آورد.سندی دیگر بر این مدعا یکیاز ترانه های معروف کانتری به نامCotton Eyed Joe است که تاریخ ساخت و آهنگ ساز آن مشخص نیست اما طبق شواهد به پیش از سال ۱۸۶۱ میلادی باز میگردد.دوروتی اسکاربورو (۱۹۳۵-۱۸۷۸) ، فولکلور شناس آمریکایی در کتاب ردپای ترانه های محلی سیاه پوستی (On the Trail of Negro-Folk Songs) که در سال ۱۹۲۵ منتشر شد، عنوان می‌کند که خواهر بزرگترش این ترانه را از مردی یاد گرفته بود و آن مرد گفته بود که زمانی که بسیار کوچک بود این ترانه را از برده های سیاه پوست در لویزیانا شنیده بود که هنگام رفتن به مزارع آنرا میخواندند. بر طبق این اظهارات، اگر نتوان ادعا کرد که موسیقی کانتری تا حدی وامدار موسیقی آفریقایی است اما می‌توان آنرا متاثر از سیاه پوستان مهاجر و برده ها دانست و می‌توان گفت که سیاه پوستان به اندازه سفید پوستان اروپایی در به‌وجود آوردن موسیقی کانتری نقش داشتند.

    • ریشه های موسیقی کانتری:

    در این قسمت به بررسی انواع مختلف موسیقی که ریشه های سبک کانتری را به‌وجود آوردند میپردازیم و مختصری از تاریخچه آنها را بیان می‌کنیم. این سبک ها عبارتند از:

    Old Time Music

    Appalachian Music

    American Folk Music که موسیقی وسترن یا Western Cowboyرا نیز شامل می‌شود.

    در ادامه هر کدام از این سبک ها را جداگانه توضیح خواهم داد و پس از آن به بررسی نسل های مختلف موسیقی کانتری از دهه ۱۹۲۰ میلادی تاکنون و معرفی افراد برجسته هر نسل و زیر سبک‌هایی که در هر نسل به‌وجود آمده است پرداخته می‌شود.

    ادامه دارد..

    • عرفان رضایت‌بخش/مجله موسیقی ملودی

    بررسی تاریخچه موسیقی کانتری در مجله موسیقی ملودی

    melodymag

    تاریخچه موسیقی کانتری با انتشار سلسله مقالاتی به تالیف «عرفان رضایت‌بخش» در مجله موسیقی ملودی بررسی می‌شود.

    کانتری یکی از سبک‌های مهم موسیقی جهان است که به‌عنوان موسیقی فولکلور سفیدپوستان آمریکایی شناخته می‌شود.

    ایرانی‌ها این موسیقی را در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی با موسیقی متن فیلم‌های وسترن، شناختند و هم‌اکنون این موسیقی طرفداران خاصِ خود را در ایران پیدا کرده است.

    عرفان رضایت‌بخش، یکی از معدود موسیقیدان‌های سبک کانتری در خارج از آمریکای شمالی است که سرپرستی گروه «دریم روورز» را برعهده دارد. وی به‌عنوان آهنگ‌ساز، ترانه‌سرا و خواننده موسیقی کانتری شناخته می‌شود و با تالیف مقالاتی در زمینه معرفی این سبک از موسیقی به مخاطبان ایرانی با مجله موسیقی ملودی همکاری می‌کند.

    علاقمندان می‌توانند بخش نخست از این سلسله مقالات را با عنوانِ «موسیقی کانتری؛ ریشه‌ها و زیرسبک‌ها» در روزهای آینده در مجله موسیقی ملودی مطالعه کنند.

    نقدی بر موسیقی متن فیلم Total Recall

    melodymag

    آخرین ساخته ی Len Wiseman کارگردانی که بیشتر به خاطر ساخت دو قسمت اولِ سری فیلم های Underworld شناخته می شود، بازسازی اثر مشهور Paul Verhoeven کارگردان هلندی ست که ما ایرانی ها او را با پلیس آهنی اش (RoboCop) می شناسیم.
    در نسخه ی جدید Total Recall کالین فارل، به جای آرنولد نقش کارگری ساده به نام Doug را بازی می کند، مدتی ست دچار کابوس شده و برای حل کردن مشکلش به سازمانی به نام Rekall مراجعه می کند. این سازمان خاطراتی را که مشتری ها می خواهند، به ذهنشان تزریق می کند. داگ به زودی می فهمد در زندگی اش اتفاقاتی افتاده است که خودش از آن ها بی خبر بوده، و گروه ویژه ای به نام «یو اف بی» به رهبری Vilos با بازی برایان کرانستون (که او را به خاطر نقشش در سریال Breaking Bad می شناسیم) قصد نابود کردنش را دارد.
    موسیقی متن نسخه ی اصلی فیلم را «جری گلداشمیت» آهنگ ساز پرآوازه ای که ساخت موسیقی فیلم های بزرگی از جمله پاپیون و طالع نحس را در کارنامه دارد به عهده گرفته بود. این بار آهنگ ساز بریتانیایی «هری گرگسون ویلیامز» عضو سابق «ریموت کنترل» (استودیویی که هانس زیمر تاسیس کرده و هنرمندان شناخته شده ای مثل جان پاول، استیو جابلونسکی و رامین جوادی در آن کار کرده اند) این وظیفه را به دوش می کشد.
    اثری که گلداشمیت در سال ۱۹۹۰ خلق کرد به خاطر ترکیب منحصر به فرد موسیقی الکترونیک با سبک ارکسترال که در آن زمان نمونه ی زیادی نداشت توانست طرفداران بسیاری جذب کند. از آن جایی که «ویلیامز» به خاطر استفاده ی مناسب المان های الکترونیک در کارهایش شناخته می شود انتخاب شدنش به عنوان آهنگساز در این پروژه امیدوار کننده بود.
    قطعه ی اول با نام The Dream شما را به این فکر می اندازد که احتمالا «هری» قرار است از تِمی که «گلد اشمیت» نوشته بود و آن قطعه هم The Dream نام داشت استفاده کند ولی متاسفانه (یا خوشبختانه) این اتفاق هرگز نمی افتد. آلبوم به شدت اتمسفریک شروع می شود و افکت هایی که شنیده می شنود، شنونده را به یاد افکت های اثر «گلد اشمیت» می اندازد که یکی از نکات مثبت این آلبوم است. از اواسط The Dream سازهای کوبه ای و ارکستر، آن هم از نوع هانس زیمری اش اضافه می شوند.

    total-recall

    بلافاصله بعد ازThe Dream قطعه The Fall یکی از بهترین قطعات اکشنی که ویلیامز در سال های اخیر نوشته، اجرا می شود. سازهای کوبه ای با افکت هایی که کم تر شنیده شده اند و استرینگ ها (سازهای زهی مثل ویولون، چلو و ویولا) همراهی می شود و ملودی اصلی همان گونه که از یک اثر اکشن و حماسی انتظار می رود توسط بِرَس ها (سازهای بادی برنجی مثل ترومپت، ترومبون و توبا) نواخته می شود.
    Rekall به شدت الکترونیک شروع می شود، پرکاشن ها در این آهنگ غوغا می کنند، بر خلاف The Fall که نقش اصلی را در اجرای ملودی برس ها به عهده داشتند، این جا استرینگ ها خودنمایی می کنند.Rekall را می توان ترکیبی از موسیقی متن شاهزاده ی پارس و Wolverine دانست.
    با به پایان رسیدن Rekall، کارهای اتمسفریک شروع می شوند که The Vault را می توان به عنوان جذاب ترینشان انتخاب کرد. نحوه ی چینش قطعات آلبوم به شدت به کارهای پاپ و راک نزدیک است و سعی شده با ایجاد کردن تعادل بین کارهای ملایم و قطعات ریتمیک تر شنونده را به ادامه دادن تشویق کنند.
    Car Chase ها دقیقا همان چیزی هستند که می توان از آهنگسازی مثل ویلیامز که سال ها عضو «ریموت کنترل» بوده برای صحنه های اکشن انتظار داشت. مشابه این دوگانه را در کارهای Steve Jablonsky به ویژه در سری فیلم های Transformers شنیده اید با این تفاوت که اینجا تعادل بین ارکستر و سینتی سایزرها به درستی رعایت شده و نحوه ی تکامل پیدا کردن قطعات جذاب تر است.
    Elevator Chase به عنوان طولانی ترین اثر این آلبوم یکی دیگر از قطعات اکشن بی نقصی ست که خواهید شنید و درست همانند Rekall شما را به یاد شاهزاده ی پارس خواهد انداخت. بعد از پنج دقیقه ی طوفانی نوبت به Train to Matthias می رسد تا فرصتی برای تازه کردن نفس به شما بدهد. کار ویلیامز با It’s Hard to Believe به پایان می رسد، آهنگ ملایمی که کاملا مناسب پایان آلبومی ست که به شدت اکشن شروع می شود. «هری» حتی در قطعات ملایم آلبوم هم سعی کرده از سازهای کوبه ای استفاده کند و زیاد از فضای پرجنب و جوش کار فاصله نگیرد.
    در کنار Tron: Legacy که موسیقی متنش را گروه دو نفره ی الکترونیک Daft Punk نوشته بود «توتال ریکال» بهترین استفاده را از این نوع موسیقی کرده است. شاید یکی از مهم ترین دلایلش همکاری گروه بریتانیایی Hybrid که پیش از این هم با ویلیامز کار کرده بودند، در این پروژه باشد. اگر طرفدار موسیقی ارکسترال کلاسیک مثل کارهای «جان ویلیامز» هستید به هیج وجه طرف این آلبوم نروید ولی اگر مثل من از کارهای هانس زیمر، استیو جابلونسکی و هنری جکمن لذت می برید، این آلبوم خوراک چند هفته‌ تان را فراهم می کند.
    امتیاز نهایی: ۸ از ۱۰
    قطعات پیشنهادی: (The Dream)، (The Fall)، (Rekall)، (Elevator Chase)، (It’s Hard to Believe, Isn’t It?)

    • فراز صارمی/مجله موسیقی ملودی

    تاریخ موسیقی کانتری در یک نگاه – بخش دوم

    melodymag

    • ۱۹۴۴ : در این تاریخ، مجله بیلبورد در اولین شماره آن سال خود، برای اولین بار یک چارت با نام موسیقی فولک منتشر کرد که در آن ترانه های کانتری، جَز و بلوز را قرار می‌داد.
    • ۱۹۴۵ : در آن سال با پیوستن Lester Flatt و Earl Scruggs به گروه «بیل مونرو» که در سبک «بلوگراس» فعالیت میکرد، این گونه از موسیقی رسماً به عنوان زیر سبکی از موسیقی کانتری مطرح شد.
    • اول ژانویه ۱۹۵۳: مطرح ترین چهره موسیقی کانتری در تاریخ، یعنی هنک ویلیامز، در سن ۲۹ سالگی و در شب سال نو در صندلی عقب اتومبیل کادیلاک خود درگذشت.
    • سی و یکم دسامبر ۱۹۵۳ : الویس پریسلی اولین آلبوم خود را با کمپانی سان به مدیریت «سم فیلیپس» که مشاهیر بسیاری از جمله «جانی کش» را به موسیقی کانتری معرفی کرد، منتشر کرد. این آلبوم ترکیبی از سبک های گاسپل (موسیقی مذهبی) آر اند بی و کانتری بود.
    • سی و یک دسامبر ۱۹۵۴ : جانی کش در استودیو سان دو تا از ترانه های ساخته خودش با نام هایWide Open Road و You’re My Baby, را ضبط کرد. وی به یکی از سرشناس ترین چهره های موسیقی کانتری تبدیل شد. به علت اینکه عموما لباسی مشکی بر تن داشت به وی لقب مرد سیاه پوش را داده بودند. معروف است که وی کنسرت هایش را با این جمله آغاز میکرد. سلام، من جانی کش هستم.
    • دسامبر ۱۹۵۷ : جانی کش اولین کنسرت رایگانش را در زندان «سنت کوئنتین» اجرا کرد.
    • شانزدهم اکتبر ۱۹۶۱: «پتسی کلاین» ترانه «دیوانه» را که یکی از ترانه های ماندگار تاریخ موسیقی کانتری است، منتشر کرد. این ترانه ساخته یکی از مشهور ترین چهره های موسیقی کانتری و نماد سبک Out Low Country Music که یکی از زیر سبک های کانتری است، یعنی «ویلی نلسون» است. لازم به ذکر است که آن زمان ویلی هنوز شناخته نشده بود و به عنوان نوازنده گیتار باس در گروه «ری پرایس» فعالیت میکرد.
    • در سال ۱۹۶۱ تالار مشاهیر موسیقی کانتری در شهر نشویل ایالت تنسی کار خود را آغاز کرد. البته این تالار در سال ۲۰۰۱ به ساختمان فعلی منتقل شد.
    • پنجم مارچ ۱۹۶۳ : در این روز اولین ملکه موسیقی کانتری یعنی «پتسی کلاین» در یک سانحه هوایی در سن ۳۰ سالگی کشته شد.
    • در سال ۱۹۶۵ اولین و موفق ترین سوپر استار سیاه پوست موسیقی کانتری یعنی «چارلی پراید» اولین ترانه خود با نام Snakes Crawl at Night را منتشر کرد. در آن زمان به علت وجود تبعیض نژادی شدید، خیلی از کمپانی ها حاضر به پخش آثار وی نمی‌شدند. تا اینکه یک کپی از ترانه هایش به دست گیتاریست و آهنگساز مشهور کانتری «چت اتکینز» رسید. اتکینز که تا آن زمان هرگز آواز نخوانده بود، نوار را به کمپانی RCA برد و ادعا کرد که خودش خواننده آثار است و پس از آنکه با تحسین بسیار مسئولان کمپانی RCA مواجه میشود، اعلام میکند که این آثار در واقع متعلق به یک سیاه پوست به نام «چارلی پراید» است و با این کار آنها را در عمل انجام شده قرار میدهد. کمپانی RCAابتدا از افشای نژاد چارلی سر باز میزند. اما پس از مدتی که درخواست ها برای پخش آثارش از رادیو و جعبه های موسیقی ( Juke Box) زیاد میشود، وی را در یک برنامه زنده به مردم معرفی میکند. چارلی پراید تا کنون ۳۹ ترانه شماره یک را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.
    • در بیست و چهارم مارچ ۱۹۶۶ «باک اوونز» گیتاریست افسانه ای،Bakersfield sound ،که یکی از زیر سبک های موسیقی کانتری است را در یکی از کنسرت های گروه در کارنِگی هال در نیویورک به کار می‌گیرد که به اعتقاد برخی بی نظیر ترین آلبوم زنده تاریخ موسیقی کانتری لقب گرفته است. این زیر سبک در Bakersfield ایالت کالیفرنیا شکل گرفت و اکثر ترانه های ماندگار آن توسط «کِن نلسون» از کمپانی «کاپیتال رکوردز» منتشر شده است. از موفق ترین هنرمندان این سبک در کنار «باک اوونز» می‌توان به Buckaroos و «مرل هگارد» اشاره کرد.

    عرفان رضایت‌بخش/ مجله موسیقی ملودی

    یک کلیپ از موسیقی کانتری یوتیوب را تکان داد

    melodymag

    موزيك ويديوي جديد «باکی کاوینگتون» و «شوتر جنینگز» با نام Drinking Side Of Country در كمتر از ۲۴ ساعت بيش ار ۸۰۰،۰۰۰ بازديد كننده در سايت يوتيوب به‌دست آورد كه باعث شد اين موزيك ويديو رتبه اول را در چارت پرطرفداران در فضاي مجازي (Popular Around The Web ) به دست آورد.

    اين استقبال گسترده موجب شد كه ترانه یادشده به سرعت در سايت آی‌تیونز در دسترس علاقه مندان قرار گيرد.
    در اين موزيك ويديو از حضور افراد معروفي همچون «کلی پیکلر» خواننده سرشناس كانتري، «کنی بارترام» قهرمان مسابقات «ایکس گیمز» و همچنين «میکی جیمز» قهرمان كشتي كجِ زنان، استفاده شده است.
    اين ترانه توسط «باکی کاوینگتون» به همراه برادر دوقلويش «راکی» و با همراهي «داکی مِدلاک» نوشته شده و در دومين آلبوم «باکی کاوینگتون» با نام آدم هاي خوب (Good Guys ) قرار گرفته است.
    همچنین «جنیفر نتلز» و«کریستین بوش» اعضاي گروه كانتري «شوگرلند» در سي و چهارمين دوره جوايز تالار مشاهير موسيقي ايالت جورجيا (Georgia Music Hall of Fame ) به عضويت اين تالار در آمدند.
    ايالت جورجيا در كنار ايالت هاي تنسي، اوكلاهما، آلاباما، كاروليناي شمالي، تكزاس و آر كانزاس جز ايالاتي هستند كه موسيقي كانتري بيش از ديگر ايالات در آنها رواج دارد.

    • عرفان رضایت‌بخش/مجله موسیقی ملودی

    ۱- موزيك ويديوي جديد «باکی کاوینگتون» و «شوتر جنینگز» با نام Drinking Side Of Country در كمتر از ۲۴ ساعت بيش ار ۸۰۰،۰۰۰ بازديد كننده در سايت يوتيوب به‌دست آورد كه باعث شد اين موزيك ويديو رتبه اول را در چارت پرطرفداران در فضاي مجازي (Popular Around The Web ) به دست آورد.

    ۲- همچنين، اين استقبال گسترده موجب شد كه ترانه یادشده به سرعت در سايت I-Tunes در دسترس علاقه مندان قرار گيرد.

    در اين موزيك ويديو از حضور افراد معروفي همچون Kellie Pickler خواننده سرشناس كانتري، Kenny Bartram قهرمان مسابقات X Games و همچنين Mickie James قهرمان كشتي كج زنان، استفاده شده است.

    اين ترانه توسط «باکی کاوینگتون» به همراه برادر دوقلويش «راکی» و با همراهي «داکی مِدلاک» نوشته شده و در دومين آلبوم «باکی کاوینگتون» با نام آدم هاي خوب (Good Guys ) قرار گرفته است.

    ۳- همچنین Jennifer Nettles وKristian Bush اعضاي گروه كانتري Sugarland در سي و چهارمين دوره جوايز تالار مشاهير موسيقي ايالت جورجيا (Georgia Music Hall of Fame ) به عضويت اين تالار در آمدند.

    ايالت جورجيا در كنار ايالت هاي تنسي، اوكلاهما، آلاباما، كاروليناي شمالي، تكزاس و آر كانزاس جز ايالاتي هستند كه موسيقي كانتري بيش از ديگر ايالات در آنها رواج دارد.