به بهانه زادروز لس پال مخترع گیتار الکتریک

les paul

ثمر سعیدی/ مجله موسیقی ملودی: در چنین روزی ( ۹ ژوئن ۱۹۱۵) «لس پال» پدر گیتار الکتریک در ویسکانسین آمریکا زاده شد.

او یکی از سه نفری است که لقب پدر گیتار الکتریک را یدک می کشند و خدمات بسیار بزرگی را تا ابد به نوازندگان این ساز خوش آهنگ ارائه کرده است. لس پال یکی از شخصیت های مهم و تاثیرگذاری است که در نیم قرن اخیر در تاریخ موسیقی آمریکا ظهور کرده اند.
لس پال این موزیسین اسطوره ای که در زمره یکی از بزرگان تکنولوژی صدا و از جمله زبردست ترین نوازندگان گیتار جز و کانتری قرار می گیرد با نام اصلی «لستر ویلیام پالزفاس» زاده شد و نواختن گیتار اکوستیک را از دوران کودکی آغاز کرد. او از سیزده سالگی همزمان با اجرا در بارهای مخصوص موسیقی که «هانکی تانک» نامیده می شدند برای ضبط آثار خود قدم به استودیو گذاشت.

لس پال در بدو امر از صدای کم گیتارش ناراضی بود و این در حالی بود که او با سال ها تجربه نوازندگی گیتار، تکنیک هایی را برای تقویت صدای ساز خود فراگرفته بود.
بنابرابن پال تصمیم گرفت برای رفع این نقیصه، سازی را ابداع کند و تلاش هایش در سال ۱۹۴۱ نتیجه داد. در این زمان لس پال سازی را با بدنه صلیب مانند، و ۶ سیم فلزی ابداع کرد و نام آن را «لاگ» (The Log) گذاشت.
les paul

پیش از این که او به فکر ابداع دستگاهی برای پخش بهتر و بلندتر صدای گیتار بیفتد، دستگاه های برقی وجود داشتند که نوازندگان، گیتارهای توخالی را به آن ها متصل می کردند. انعکاس صدای این سازها در خودشان که به سبب توخالی بودن اتفاق می افتاد چندان گوش نواز نبود. از این رو لس پال گیتار الکتریک توپر را ابداع کرد و برای نخستین بار این ساز را در کافه ای نواخت تا به عموم معرفی اش کند.
در حدود ۱۰ سال زمان لازم بود تا کاستی های این دستگاه ابداعی، و گیتار توپر لس پال، اندک اندک برطرف شوند و بالاخره پس از همکاری های مستمر پال و شرکت گیتارسازی گیبسون، گیتار الکتریک ابداعی، تکمیل و به بازار عرضه شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی همزمان با ورود لس پال به جمع مخترعین در سال ۱۹۵۱ گیتار «لس پال» که بدنه ای طلایی رنگ داشت به بازار عرضه شد. این ساز طی زمانی اندک به یکی از محبوب ترین گیتارها مبدل شد و محبوبیت آن تا به امروز نیز باقی مانده است.

استفاده از گیتار الکتریک که از دهه ۴۰ میلادی آغاز شده بود در نیمه دهه ۵۰ به اوج خود رسید. با ظهور سبک های راک اند رول و فراگیر شدن استفاده از گیتار الکتریک در موسیقی بلوز، صدای این ساز به گوش شیفتگان موسیقی رسید و به قول لس پال: «کم کم آشکار شد که قدرت صدای ساز، یکی از فاکتورهای مهم در موسیقیِ خوب است.»
les paul

شرکت گیبسون چند مدل دیگر از گیتار لس پال را به بازار عرضه کرد و لس پال نیز در سال های پایانی دهه ۶۰ به طور رسمی خود را بازنشسته کرد. البته او پس از بازنشستگی به موسیقی کانتری علاقه پیدا کرد و با «چت اتکینز» نوازنده اسطوره ای کانتری، همکاری هایی را انجام داد.
وی همچنین بدون توقف به اختراعات خود در حوزه صداسازی و صدابرداری ادامه داد و ابداعات دیگری را نیز در این خصوص انجام داد.
در سال ۲۰۰۹ لس پال، پیر خستگی ناپذیر دنیای موسیقی که ۹۴ سال داشت کماکان در یکی از کلاب های شبانه نیویورک به نوازندگی مشغول بود.

در همان سال او به دلیل عوارض ناشی از کهولت سن، بیمار شد و مدتی بعد در بیمارستانی در نیویورک، بدرود حیات گفت.
لس پال در صنعت ضبط موسیقی نوآوری های زیادی داشت. او در طول دوران حرفه ای خود، استعدادی را که در زمینه خلق تکنیک های صوتی داشت برای نواختن گیتار نیز به کار می برد و از این رو، شیوه نواختنش منحصر به فرد و الهام بخش دیگر نوازندگان گیتار الکتریک بود.
لازم به یادآوری است که لس پال، ترانه نویس نیز بود و با همراهی همسرش «مری فورد» در اواسط قرن بیستم ترانه هایی پرفروش و به یادماندنی را به بازار موسیقی عرضه کرد.

وی همچنین جوایز و مقام های ارزشمند بسیاری را در دنیای موسیقی به خود اختصاص داده است.

آلات موسیقی اریک کلپتون حراج شدند

eric-clapton-01

«اريک کلپتون» گيتاريست راک بريتانيايي، بيش از هفتاد قلم از سازها و ادوات موسيقي خود را در يک حراجي خيريه در نيويورک فروخت.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در پايان اين حراجي که به همت «بون هامس» برگزار شد، بيش از ۲ ميليون و ۱۵۰ هزار دلار براي يک مرکز ترک مواد مخدر و الکل در آنتيگوا که اريک کلپتون از بنيان‌گذارانش است، جمع شده بود.
در اين حراجي، گيتار گيبسون ساخت ۱۹۸۴ با بيشترين قيمت، به مبلغ ۸۳ هزاردلار به فروش رفت.
کارشناسان برآورد کرده بودند که اين گيتار ۳۰ هزار دلار به فروش مي رسد. هم‌چنين آمپلي فايرها و کت و شلوار مارک ورساچه آقاي کلپتون که در کنسرت سال ۱۹۹۰ در «رويال آلبرت هال» لندن استفاده شده بود، در اين حراجي فروخته شد.
يکي ديگر از اقلام به فروش رسيده، نسخه بدلي از گيتار الکتريک مشهور اريک کلپتون معروف به بلکي بود که بيش از ۳۰ هزار دلار فروخته شد. اصل اين ساز که توسط «لئو فندر»، «جورج فولرتن» و «فردي تاوارس» طراحي شده و ساخت شرکت فندر است، هفت سال پيش در يک حراجي، در حدود يک ميليون دلار به فروش رسيده بود.
اريک کلپتون مرکز بازپروري کراس رودز را در سال ۱۹۹۸ پس از موفقيت در ترک اعتيادش به الکل و هروئين پايه گذاشت.
گفتني است دو حراجي قبلي سازها و وسايل آقاي کلپتون با هدف صرف درآمد آن براي امور خيريه در سال هاي ۱۹۹۹ و ۲۰۰۴ برگزار شده بود.

برنامه رادیو ملودی به‌مناسبت درگذشت گری مور

gary-moore-4
مجله‌ی موسیقی ملودی: گری مور، نوازنده‌ی ایرلندیِ گیتار در سن ۵۸ سالگی از دنیا رفت و صدای گیتار او برای همیشه خاموش شد. او یکی از چهره‌های سرشناس موسیقی در سبک‌های راک، هارد راک و بلوز راک بود.
گری مور در ۴ آوریل ۱۹۵۲ در شهر بلفاست ایرلند زاده شد و از دوران کودکی به فراگیری موسیقی علاقه نشان داد. او از ۸ سالگی نواختن گیتار اکوستیک را شروع کرد، در ۱۱ سالگی به‌طور جدی نواختن گیتار را دنبال کرد و زمانی‌که ۱۴ ساله بود اولین ساز جدی خود را خریداری کرد و با وجود این‌که چپ‌دست بود، نواختن گیتار را با دست راست فراگرفت.

«فایل رادیویی را بشنوید»

دانلود فایل رادیویی (۳/۳ مگابایت)

در سال ۱۹۶۸ گری مور در سن ۱۶ سالگی به پایتخت ایرلند رفت و در این دوره از نظر موسیقایی از هنرمندان و نوازندگانی مانند «آلبرت کینگ»، «الویس پریسلی» و «گروه بیتلز» تاثیر پذیرفت. وی سپس نوازندگی «جیمی هنریکس» و «جان مایال» را در دوبلین مشاهده کرد و نواختن به سبک بلوز راک را در پی تاثیر گرفتن از آن‌ها آغاز کرد.
در سال ۱۹۷۰ گری مور با همراهی گروه ایرلندی «اسکیدرو» اولین آلبوم خود را ضبط و به بازار موسیقی عرضه کرد. مدتی بعد یکی از اعضای «اسکیدرو» از این گروه جدا شد و گروه پرآوازه‌ی ایرلندی به‌نام «تین لیزی» را پایه‌گذاری کرد. گری نیز در سال ۱۹۷۴ به «تین لیزی» پیوست و به‌مدت یک‌سال با آن‌ها همکاری داشت.
نخستین آلبوم انفرادی گری مور در سال ۱۹۷۸ منتشر شد. این آلبوم، «بازگشت به خیابان» نام داشت و یکی از قطعات آن با نام «کوره‌راه‌های پاریس» در جدول آهنگ‌های پرفروش، خوش درخشید.
در طول دهه‌ی هشتاد میلادی، گری مور به‌طور مرتب آلبوم‌های انفرادی خود را منتشر می‌کرد و در سبک‌های مختلف به فعالیت می‌پرداخت. این دهه برای مور به‌صورتی آرام سپری شد و موسیقی راک و هارد راک از جمله اصلی‌ترین سبک‌هایی بود که گری در این دوران از فعالیت حرفه‌ای خود آن‌را آزمود.
در سال ۱۹۹۰ پس از انتشار یک آلبوم در سبک بلوز راک با نام Stil Got The Blues موفقیت و شهرت، باردیگر به گری مور روی خوش نشان داد.
gary-moore4
از اواسط دهه‌ی ۹۰ تا سال‌های ابتدایی قرن جدید گری مور به شیوه‌ی گذشته، با انتشار آلبوم‌های انفرادی که در برخی از آن‌ها با نوازندگان دیگر همکاری داشت سبک‌های متفاوتی را آزمود، تا زمانی‌که در سال ۲۰۰۲ به‌طور رسمی اعلام کرد که قصد دارد به ریشه‌های گذشته‌ی موسیقی خود بازگردد و نواختن در سبک هارد راک را تجربه کند.
این هنرمند تاکنون موفق به انتشار ۲۰ آلبوم استودیویی و ۷ آلبوم اجرای زنده شده است. او هم‌چنین ۱۱ آلبوم موسیقی دیگر را با همکاری افراد و گروه‌های مختلف وارد بازارهای موسیقی جهان کرد.
گری مور در طول دوران حرفه‌‌ای موسیقی خود با افرادی مانند «پیتر گرین»، «بی‌بی‌کینگ»، «جرج هریسون»، «آزی آزبورن»، «ون‌هالن» و گروه AC/DC همکاری کرد و در تعدادی از گروه‌های موسیقی نیز به نوازندگی پرداخت.

  • ثمر سعیدی / مجله‌ی موسیقی ملودی
  • تهیه و تنظیم فایل رادیویی از تیم رادیو ملودی

گری مور گیتاریست بلوزراک در ۵۸ سالگی درگذشت

gary-moore

«گری مور» خواننده و نوازنده‌ی سبک «بلوزراک» که بسیاری او را با آهنگ Still Got The Blues به یاد می‌آورند در سن ۵۸ سالگی به دلیلی نامعلوم در اسپانیا درگذشت.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این خواننده و گیتاریست ایرلندی برای گذراندن تعطیلات به اسپانیا سفر کرده بود و جسد او در هتل محل اقامتش در یکی از شهرهای این کشور، پیدا شد.
گری مور نوازنده‌ای زبردست به‌شمار می‌رفت که موسیقی وی مابین سبک‌های راک، هاردراک و بلوزراک در حرکت بود. او یکی از شاگردان «آلبرت کینگ» گیتاریست افسانه‌ای بلوزراک بود و برخی از قطعات این هنرمند را دوباره‌نوازی کرد.
مور نوازندگی را از سنین کودکی آغاز کرد و با چندین گروه موسیقی همکاری داشت. او هنرمندی به‌نسبت پرکار به‌شمار می‌رفت و حاصل فعالیت حرفه‌ای وی، چیزی بیش از ۲۰ آلبوم موسیقی در سبک‌های یادشده بود.
این هنرمند از اوایل دهه‌ی ۸۰ به انتشار آلبوم‌های انفرادی مشغول شد و با افراد و گروه‌هایی مانند «ادی ون هالن»، «آزی آزبورن» و «AC/DC» همکاری داشت.
او در سال ۱۹۹۰ آلبوم Still Got The Blues را به بازار موسیقی عرضه کرد. این آلبوم ترکیبی از قطعات بلوزراک و قطعات ساخته شده از سوی خود گری مور بود که در زمره‌ی آثار موفق این هنرمند قرار می‌گیرد.

به‌هم پیوستن اعضای گروه نیروانا بعد از ۱۶ سال

nirvana

برای نخستین بار پس از مرگ کرت کوبین، اعضای باقی‌مانده‌ی گروه نیروانا در کنار یکدیگر اجرا کردند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، این اتفاق، پنج‌شنبه‌ی گذشته به‌صورت غیرمنتظره‌ای در کنسرت گروه فوفایترز رخ داد.
دیو گرول درامر سابق نیروانا که گروهی به‌نام «فوفایترز» (مبارزان بوفالو) را رهبری می‌کند به‌همراه دو عضو باقی‌مانده‌ی نیروانا، به‌صورتی ناگهانی در کنسرت فوفایترز در کنار هم به اجرا پرداختند.
این نخستین بار است که پس از مرگ کرت کوبین رهبر نیروانا در سال ۱۹۹۴ اعضای گروه به‌هم پیوسته و در کنار یکدیگر اجرا می‌کنند.
باقی‌مانده‌ی نیروانا، تک‌آهنگ Marigold را اجرا کردند و «دیو گرول» هم در نقش خواننده، رل کرت کوبین را ایفا کرد و هم پشت درامز نشست و نقش سابق خود در گروه نیروانا را بازی کرد

گفتنی است گروه راک نیروانا در سال ۱۹۸۷ در آمریکا تشکیل شد و در سال ۱۹۹۴ پس از خودکشی کرت کوبین به کار خود پایان داد.

کرت کوبین، مردی که دنیا را فروخت

kurt-cobain-03

«کرت کوبین» با نام اصلی «کرت‌‌‌دانلد‌‌‌کوبین» (Kurt Donald Cobain) خواننده، نوازنده، ترانه‌‌‌سرا و آهنگ‌ساز آمریکایی که رهبر گروه راک «نیروانا» نیز بود، در سال ۱۹۶۷ در «آبردین» ایالت سیاتل آمریکا در خانواده‌‌‌ای کارگر به‌دنیا آمد و در سال ۱۹۹۴ در ۲۷ سالگی و در اوج شهرت در ویلایش خودکشی کرد.

پیرامون خودکشی کرت‌‌‌کوبین حرف و حدیث‌‌‌های فراوانی زده شده، که بسیاری از آن‌ها از سر بی‌اطلاعی و ناآگاهی از شخصیت او بوده است. در یکی از روایت‌های مشهور گفته شده، که او به این سبب خودکشی کرده است، که می‌‌‌دانسته که شهرتش رو به افول است و برای این‌که جاودانه شود، دست به چنین کاری زده. چنین چیزی به شدت دور از واقعیت است، زیرا هنگامی‌که کرت‌‌‌کوبین دست به خودکشی می‌‌‌زند، در اوج محبوبیت بوده و نشانه‌‌‌ای از کاهش شهرت و محبوبیت او دیده نمی‌‌‌شده است. دیگر این‌که نیروانا به شدت از چیزی به‌نام شهرت تنفر داشته و انسان مردم‌‌‌گریز و گوشه‌‌‌گیری بوده است. کافی‌ست که به این جملات در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش توجه کنیم:

«طی این سال‌ها از اولین آشنایی‌‌‌ام با اخلاقیاتی که هم‌راه استقلال می‌‌‌آید و تحقیرهای جامعه‌‌‌ی شما، ثابت شده است که (انزوای من) صحیح است. مثلن وقتی پشت‌صحنه هستم و چراغ‌‌‌ها خاموش می‌شود و فریاد دیوانه‌‌‌وار جمعیت شروع می‌‌‌شود، آن‌گونه که «فردی‌‌‌مرکوری» را تحت تاثیر قرار می‌‌‌داد، بر من اثر نداشت. به نظر می‌‌‌رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت می‌‌‌برد، لذتی که من کاملن به آن اجر می‌‌‌گذارم و به آن حسادت می‌‌‌کنم، اما حقیقت این است که من نمی‌‌‌توانم شما را تحمیق کنم، هیچ‌کدام از شما را، این اصلن برای شما یا خود من منصفانه نیست. بدترین جنایتی که فکرش را می‌توانم بکنم این است، که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد‌درصد حال می‌‌‌کنم، بچاپم. گاهی اوقات احساس می‌‌‌کنم، که باید بیش از این‌که از روی سن پایین بروم، کارت خروج بزنم. من با تمام قوا سعی کردم، که قدر شما را بدانم (و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم، اما کافی نیست). به این واقعیت که من و ما، بسیاری از مردم را تحت‌‌‌تاثیر قرار دادیم و سرگرم کردیم، اجر می‌‌‌گذارم. من باید از آن دسته آدم‌‌‌های خود شیفته‌‌‌ای باشم که وقتی چیزی گذشته است، تازه قدرش را می‌‌‌دانند. بسیار حساس هستم و احتیاج دارم که تقریبن بی‌‌‌حس باشم، تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم بازیابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می‌‌‌شناختم و هواداران موسیقی‌‌‌مان قدردانی بهتری داشتم، اما هنوز نمی‌‌‌توانم از احساس یاس گناه و همدلی‌‌‌ای که نسبت به همه دارم، عبور کنم… .»

kurt-cobain-01

من سعی می‌‌‌کنم تا دلیل منطقی دیگری برای این پایان کرت‌‌‌کوبین بیابم، که حداقل نگاهی باشد از پنجره‌‌‌ی ذهنم خودم به این ماجرا، نه آن‌که به راحتی دیدگاه‌‌‌های غیرمنطقی دیگران را بپذیرم. رهبر نیروانا کودکی سختی را پشت سر گذرانده بود. پدر و مادرش هنگامی‌که او فقط هشت سال داشت، از یک‌دیگر جدا شدند و او مدتی را با نامادری‌‌‌اش زندگی کرد، که رابطه‌‌‌ی خوبی با او نداشت. در نوجوانی به سبب مشکل روحی و روانی مجبور شد، داروهای التیام‌‌‌آور مصرف کند و مدت‌ها نیز مانند یک آواره در خانه‌‌‌های آشنایان و فامیل زندگی می‌‌‌کرد و چند ماهی هم هم‌چون یک کارتون‌‌‌خواب زیر یک پل روزگار گذراند و برخی شب ها از گرسنگی علف می‌‌‌خورد. او از طبقه اقتصادی می‌‌‌آمد که خرید یک گیتار هم برایشان سخت بود. کرت می‌‌‌خواست که در بزرگ‌سالی به نوعی تمام این محرومیت‌‌‌ها را جبران کند. اما تعارض‌‌‌ها از همین جا آغاز شدند. وقتی در فاصله‌‌‌ی کوتاهی به شهرت و ثروت رسید، به ناگاه خود را در زندگی یافت که از سویی فکر می‌‌‌کرد لیاقتش را ندارد و از سویی دیگر با وضعیت جامعه‌‌‌اش در تضاد است. و از همه سخت‌‌‌تر برای کوبین که سیاسی نبود، اما گرایشات آزادی‌‌‌خواهانه‌‌‌اش بر کسی پوشیده نبود، این قسمت ماجرا بود، که او نمی‌‌‌توانست کاری هم برای تغییر این وضعیت جامعه‌‌‌اش انجام دهد، این است که دست به ویرانی آن‌چه خود گردآورده می‌‌‌زند و با تبر به جان وسایل، دکور و تزیینات گران‌‌‌قیمت منزلش می‌‌‌افتد و تمامی آن‌ها را نابود می‌‌‌کند.

کرت به سبب زندگی نابه‌سامان خانوادگی که در کودکی به آن دچار شده بود، به شدت سعی می‌‌‌کرد که پدری نمونه و خوبی برای دخترش باشد. زمانی که او به چنین جمع‌‌‌بندی واقعی از شخصیت خود می‌‌‌رسد که به سبب عدم ثبات شخصیتی‌‌‌اش امکان دارد تا در آینده زندگی به سامانی نداشته باشد، همان‌طور که در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش می‌‌‌گوید، دست به خودویران‌گری می‌‌‌زند، به جای آن‌که دیگران را نابود کند. «همسری بسیار خوب دارم که از او بلند پروازی و هم‌دلی تراوش می‌‌‌شود. دختری که مرا بسیار به یاد آن‌چه خودم بودم می‌‌‌اندازد، سرشار از عشق و لذت. هر کسی را که می‌‌‌بیند، می‌‌‌بوسد، چون همه خوبند و هیچ آسیبی به او نمی‌‌‌رسانند، و این مرا به هراس می‌‌‌اندازد، تا جایی که کنترل خود را از دست می‌‌‌دهم. نمی‌‌‌توانم این خیال را تحمل کنم، که «فرانسیس» هم بینوا و خودویران‌گر و مرگ‌ غلطانکی شبیه به آن‌چه من شدم بشود…«کرتنی» خواهش می‌‌‌کنم ادامه بده، به خاطر فرانسیس، برای زندگی‌‌‌اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود… .»

و این‌گونه تراژدی یک هنرمند بزرگ به پایان می‌‌‌رسد، «مردی که جهان را فروخت»[۱] آن هم به بهای اندکی.

۱٫ اشاره به نام یکی از آهنگ‌های مشهورش «The man who sold the world»

  • اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

مسابقه «گیتار برتر ۲» اواخر آبان ماه برگزار می‌شود

old-guiar

مسابقات «گیتار برتر ۲» روزهای ‌۲۴ و ۲۵ آبان‌‌ماه جاری در خانه‌ هنرمندان برپا می‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از ایسنا، این مسابقات بدون محدودیت سنی و استانی در سه سطح «آزاد – پیشرفته / کلاسیک»، «فلامنکو» و «گیتار الکتریک» برگزار می‌شود.

مهلت ثبت نام دومین دوره‌ مسابقه گیتار برتر تا پنج روز قبل از تاریخ برگزاری این مسابقات است. دور قبلی مسابقات گیتار برتر در آذرماه سال گذشته برگزار شد.