عکس‌های منتشر نشده بیتلز حراج می‌شوند

beatles_0

عکس از اولین کنسرت گروه «بیتلز» در آمریکا که پیش از این منتشر نشده بودند حراج می‌شوند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، این عکس‌ها را سال ۱۹۶۴ یک نوجوان از اجرای گروه گرفته و حراجی کریستی تخمین می‌زند عکس‌ها به قیمت ۱۰۰ هزار دلار به فروش بروند.

  • عکس‌هایی با ۴۵ سال قدمت

این عکس‌های سیاه و سفید که بیش از ۴۵ سال در یک جعبه در زیرزمین خانه عکاس خاک می‌خوردند، شرح اولین سفر و اجرای گروه محبوب بریتانیایی در واشنگتن دی.سی. و بالتیمور آمریکا هستند. این آثار روز ۲۰ ژوئیه در نیویورک به صورت تک تک چکش خواهند خورد. کتی الکیز، مدیر مجموعه‌های تصویری کریستی گفت: «صمیمیت و نزدیکی این عکس‌ها به سوژه، آنها را از هر مجموعه عکس مشابهی متمایز می‌کند.»

این گروه چهارنفره اولین بار در ۱۱ فوریه سال ۱۹۶۴ در کولسئوم شهر واشنگتن به اجرای موسیقی پرداختند. دو روز پیش از این کنسرت، آنها در برنامه «نمایش اد سالیوان» حضوری به‌یادماندنی داشتند

beatles-02

مایک میچل، نوجوان واشنگتنی آن موقع ۱۸ سال شن داشت و زمان ورود اعضای این گروه به «یونیون استیشن» و واکنش دیوانه‌وار طرفداران آنها را ثبت کرد.

میچل که هنوز هم عکاسی می‌کند نشست خبری پیش از کنسرت را در عکس‌هایش پوشش داده و درتمام طول اجرا در کولسئوم حضور داشته است. چند ماه بعد او کنسرت این گروه در مرکز بالتیمور را نیز با دوربین خود ثبت کرد. دوستان این عکاس او را تشویق کردند مجموعه عکس‌هایش را که کمتر کسی آنها را دیده به فروش بگذارد.

  • عکاس نوجوان حالا ۶۵ ساله است

الکیز دراین مورد افزود: «دسترسی میچل به گروه و توانایی‌اش در ثبت احساسات، رخدادها و واکنش‌ها خارق‌العاده و بی‌نظیر بوده.»

میچل ۶۵ ساله با یادآوری آن روز گفت: «خیلی وقت پیش بود. مثل امروز نبود. دوربین من خیلی پیشرفته نبود. مثل خود کنسرت. کنسرت در یک مجموعه ورزشی برگزار شده بود و کیفیت صدا هم کیفیت صدای باندهای مجموعه بود.»

یکی از تاثیرگذارترین عکس‌های این مجموعه چهار عضو گروه را در نشست خبری نشان می‌دهد که پشتشان به دوربین است، این عکس درحالت ضدنور گرفته شده است.

beatles-01

کریستی اعلام کرده است طرفداران «بیتلز» و علاقه‌مندان به تاریخ موسیقی راک از این مجموعه استقبال می‌کنند اما به دلیل مشهور نبودن میچل قیمت‌ها بسیار متعادل هستند.

این عکس‌ها ماه ژوئن در کریستی و هتل «گاورنرز هاوس» در لندن برای عموم به نمایش درمی‌آیند.

در نیویورک و پیش از حراج نیز این مجموعه از یازدهم تا بیستم ژوئیه به نمایش درخواهد آمد.

فارغ‌التحصیل شدن اولین دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی مطالعات بیتل‌ها

beatles

نخستین فارغ‌التحصیل رشته‌ی مطالعات بیتل‌ها یک زن کانادایی است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی یک زن کانادایی که در مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی مطالعات بیتل‌ها (Beatles Studies) تحصیل می‌کرد به‌عنوان نخستین فارغ‌التحصیل این رشته شناخته شد.
«ماری‌لو زاهالان کندی» که پیش از این فینالیست مسابقات دختر شایسته‌ی کانادا شده بود یکی از ۱۲ دانشجویی بود که در سال ۲۰۰۹ در ترم درسی دانشگاه «هوپ» شهر لیورپول ثبت‌نام کرده بود تا رشته‌ی مطالعات گروه موسیقی بیتلز را بخواند. فارغ‌التحصیلی وی به‌طور رسمی از سوی دانشگاه نام‌برده، اعلام شده است.
وی این ترم دانشگاهی را رقابتی و لذت‌بخش توصیف کرده و از تلاش خود بسیار مفتخر است: « این دوره‌ی دانشگاهی دورنمایی عالی از تاثیر بیتل‌ها بر دوره‌ی خودشان و بر موسیقی امروز را به من داد.»
ماری‌‌لو نخستین دانش‌آموخته‌ای است که مدرک خود را از دانشگاه لیورپول در رشته‌ی یادشده، می‌پذیرد.
این ترم درسی نگاهی دارد به ترکیب موفقیت استودیویی ومطرح‌شدن اجتماعی بیتلز و هم‌چنین به شکلی مفصل به این موضوع که چگونه شهر لیورپول موسیقی بیتل‌ها را شکل داد می‌پردازد و آن‌را از نقطه‌نظر فرهنگی و هویت اجتماعی بررسی می‌کند.
گفتنی است «مایک بروکن» موسس و سرپرست درس مطالعات بیتل‌ها به‌صورت رسمی به خانم زاهالان شادباش گفته و او را یکی از کارشناسان موسیقی پاپ نامیده است.

جان لنون، پدیده‌ی اجتماعی

john-lennon00

یادداشت «علیرضا میراسداله» برای مجله‌ی موسیقی ملودی، به‌مناسبت هفتادمین زادروز جان لنون، موزیسینی که به یک پدیده‌ی اجتماعی تبدیل شد:

وقتی صحبت از جان لنون می‌شه بلافاصله نام «بیتلز» به ذهن خطور می‌کنه، گروهی که شهرتشون از هیچ‌کدوم از روسای جمهور امریکا کمتر نیست.

دهه‌ی شصت میلادی زمانی بود که دنیا با سرعتی شگفت انگیز تغییر می‌کرد و هر کس ‌که می‌تونست در این دریای پر تلاطم، بهتر موج‌سواری کنه موندگار‌تر بود و خیلی زود به نماد و سمبل تغییرات بدل می‌شد.
در چنین شرایطی گروه بیتلز با اندک سواد موسیقایی و کمترین تلاش برای بهره‌برداری از هنر ناب موسیقی به صرف ساختن چند قطعه‌ی زیبا که کاملن موافق جریانات اجتماعی بود به بزرگ‌ترین آیکن تبلیغاتی انگلستان تبدیل شدند و خواسته یا ناخواسته به شهرتی ورای باور، در کل دنیا رسیدند.
در همون ایام گروه «رولینگ استونز» کارهایی به مراتب جدی‌تر تولید می‌کرد که کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت و کمی دیرتر کسانی مثل «فرانک زاپا» و «کاپیتان بیف‌هارت» در امریکا موسیقی «راک» و «راک اند رول» رو وارد قالب‌های کاملن جدی موسیقایی کردند، که اصلن مورد توجه قرار نگرفت و فقط زمان بود که ارزش اون آثار رو آشکار کرد.

lennon

ولی برای «بیتلز» همه چیز محیا بود، مصداقِ بارزِ زمان درست و مکان درست.

جان لنون شاید تنها عضو گروه بود که می‌دونست شهرت بیتلز به واسطه‌ی کیفیت موسیقی این گروه نیست و در دهه‌ی هفتاد میلادی و بعد از فروپاشی گروه تلاش خودش‌ رو برای تولید آلبوم‌هایی با نگرش هنری، بیشتر کرد. اما از اون‌جا که لنون به عنوان مغز متفکر گروه مرکز توجه اقلیت و اکثریت به‌طور هم‌زمان بود، مرتب در دست اندازهای سیاسی، راه گم می‌کرد و دهه‌ی هفتاد هم برای لنون بیش از اینکه بار هنری داشته باشه، پر شده از کارهای نمادین سیاسی از آب در اومد.

شاید بشه گفت مهم‌ترین اتفاق دهه‌ی هفتاد در زندگی لنون، مبارزاتش بر علیه جنگ ویتنام و «نیکسون» رییس جمهور وقت امریکا بود و ماجرای پر سر و صدای اخراج شدنش از ایالات متحده. اما دهه‌ی هشتاد می‌تونست برای لنون زمان مناسبی باشه که بلاخره به کار اصلی خودش یعنی تولید موسیقی در استانداردهای بالاتر بپردازه که متاسفانه در همون سال آغازین دهه‌ی هشتاد، به قتل رسید و بیش از پیش تبدیل به یک نماد شد.
جان لنون از دوران نوجوانی علاقه به قصه‌نویسی و طراحی و نقاشی هم داشت و بر خلاف همتای بی‌استعدادش یعنی «پل مک‌کارتی»، آثار زیبا و منحصر به‌فردی خلق کرد که در چند مجموعه‌ی کوچیک قابل دسترسیه.
شاید غیر منصفانه به نظر برسه اما گذر ایام از جان لنون چهره‌ایی ساخته که با عینک گرد رنگی روی تی‌شرت‌ها خودنمایی می‌کنه و هنوز هم به هر بهانه‌ایی چهره‌اش از اکثر شبکه‌های موسیقی دنیا پخش می‌شه، در حالی‌که کمتر کسی در خلوت خودش هوس می‌کنه که آلبومی از این هنرمند گوش کنه.

  • علیرضا میراسداله

جان لنون و طنین آوای صلح در جهان

lennon

مجله‌ی موسیقی ملودی: جان لنون با نام اصلی «جان وینستون اونو لنون» هفتاد سال پیش در چنین روزی در بریتانیا زاده شد. جان از طبقه‌ی کارگر بود و علاقه داشت تا مانند پدرش ملوان شود. اما زمانی‌که سال‌های کودکی را در منزل خاله‌ی خود سپری می‌کرد از او یک گیتار هدیه گرفت و گوش سپردن به آهنگ‌های الویس پریسلی، لنون را طوری شیفته‌ی موسیقی کرد که از همان زمان به یادگیری گیتار همت گماشت و تا زمان دبیرستان گیتار می‌زد. در این هنگام با «پال مکارتنی» آشنا شد و این دو نوجوان، پایه‌های گروه «بیتلز» را تشکیل دادند. گروهی با سبک راک کلاسیک که بعدها با صفحه‌های پرفروش خود، یکی از ارکان موسیقی مردمی در واپسین سال‌های دهه‌ی ۶۰ میلادی شد.

اکثر آهنگ‌های گروه بیتلز ساخته‌ی جان لنون و پال مکارتنی بود و سایر اعضای این گروه را «جورج هریسون» و «رینگو استار» تشکیل می‌دادند. این گروه موسیقی با سرعت فراوانی نفوذ خود را در کشورهایی غیر از بریتانیا ادامه داد و به‌زودی به یکی از بت‌های موسیقی مبدل شد. در این هنگام اختلافاتی بین اعضای گروه درگرفت و در سال ۱۹۷۰ بیتلز به‌طور رسمی به کار خود پایان داد.

این در حالی بود که اولین آلبوم انفرادی جان لنون در سال ۱۹۶۸ و با همکاری معشوقه‌اش «یوکو اونو» منتشر شده بود. جان در سال ۱۹۶۹ با یوکو ازدواج کرد.

جان، یوکو اونو را انتخاب کرد، چون در او چیزی می‌دید که در هزاران دختر دیگر دور و برش نمی‌دید و صحت این انتخاب زمانی مشخص شد که ردپای او در بلوغ فکری و جهش هنری لنون به وضوح دیده شد. ازدواج جان و یوکو ماجرای پر سروصدایی داشت. آن‌ها برای ماه عسل به هتل «الیزابت مونترال» رفتند و به نشانه اعتراض به جنگ در سراسر دنیا، یک هفته اعتصاب کردند و از اتاق خارج نشدند. آن‌ها تابلوی بزرگی با عنوان «Bed Peace» را بالای سر خود نصب کرده بودند و در این مدت خبرنگاران زیادی عکس‌ها و گزارش‌های مفصلی از اعتراضات این دو در ماه عسل منتشر کردند. جان برگه‌هایی به دیوار آویخته بود که از صلح می‌گفت و علیه نیکسون و هم‌کارانش خطابه‌سرایی می‌کرد. ترانه «تصور کن» در این فضا سروده شد.

john-lennon

این‌چنین بود که فعالیت رادیکال سیاسی و ضد جنگ این زوج هنرمند، شهرت مضاعفی را برای آن‌ها درپی داشت و جان لنون سردم‌دار هنرمندان در راه بیداری مردم، مبارزه علیه جنگ ویتنام و گسترش صلح در دنیا شد. با پایان جنگ ویتنام در اوایل دهه ۷۰، لنون دست از فعالیت نکشید و در عوض بیش از فعالیت سیاسی به فعالیت‌های اجتماعی روی آورد. او در این سال‌ها – تا زمان مرگ- تلاش کرد با موسیقی خود، مردم و طبقات پایین را با حق خود آشنا کرده تا در برابر ظلم دولت‌ها ساکت ننشینند.

در هشتم دسامبر ۱۹۸۰، جان لنون در حالی‌که هم‌راه با همسرش یوکو به آپارتمان خود در ساختمان داکوتا در شهر نیویورک بازمی‌گشت به دست یکی از طرف‌داران سابقش به‌نام «مارک دیوید چپمن» با شلیک چهار گلوله کشته شد. جان ساعاتی پیش از آن‌که به قتل برسد، نسخه یکی از آلبوم‌های خود را برای دیوید چپمن امضا کرده بود. ساعاتی بعد چپمن او را هنگام ورود به مجتمع آپارتمانی محل سکونتش هدف گلوله قرار داد. جسد جان لنون دو روز بعد از قتل در گورستانی در نیویورک سوزانده شد و خاکسترش نزد همسرش باقی است. مرگ نابه‌هنگام جان لنون در ۴۰ سالگی و در اوج محبوبیت، احساسات جهانیان و به ویژه مردم بریتانیا را برانگیخت.

گفتنی است یکی از اظهارنظرهای جنجال برانگیز لنون در سال ۱۹۶۶ و در دوره اوج شهرت بیتل‌ها بود. وی طی مصاحبه‌ای در سال ۱۹۶۶ با یک روزنامه‌ی انگلیسی انجام داد گفته بود بیتل‌ها از مسیح هم محبوب‌تر هستند. پی‌آمد سخنان لنون برانگیخته‌شدن خشم مقامات واتیکان، تحریم محصولات بیتل‌ها، لغو کنسرت‌های‌شان و سوزانده‌شدن صفحه‌ها و عکس‌های‌شان به‌خصوص در ایالات متحده بود.

مقامات واتیکان در سال ۲۰۰۸ و پس از گذشت ۲۸ سال از مرگ لنون اعلام کردند او را به‌خاطر سخنان نسنجیده‌اش بخشیده‌اند.

الویس کاستلو از گروه بیتلز می‌گوید

beatles

«الویس کاستلو» در یادداشتی که برای مجله‌ی «رولینگ‌استون» نوشته از گروه «بیتلز» سخن به‌میان آورده است.

براي اولين‌بار وقتي كه ۹ ساله بودم اسم آن‌ها را شنيدم. آن هم در حالي كه يكي از دوستانم عليه آن‌ها و اسامي خاص‌شان تبليغات مي‌كرد. اين اتفاق در سال ۱۹۶۲ يا ۶۳ ميلادي رخ داد.

درست قبل از اين‌كه آن‌ها به آمريكا بيايند. عكسي كه ديده بودم كيفيت جالبي نداشت؛ شكل ظاهري و آرايش مو ي تقريبن نامرتب. من توجهي به اين‌جور چيزها نداشتم.

فقط پي برده بودم كه آن‌ها گروه موسيقي مورد علاقه‌ام هستند. مساله جالب اين بود كه خانواده و تمامي دوستان آن‌ها كه اهل ليورپول بودند نيز در مورد اين گروه كنجكاوي مي‌كردند و به آن‌‌ها افتخار مي‌كردند.

من دقيقا در سني بودم كه به طور كامل مجذوب و شيفته آن‌ها شوم و اخبار مربوط به اين گروه را به طور مرتب پيگيري كنم. تجربه پول جمع كردن براي خريداري آهنگ‌هايشان و گوش كردن به اخبار محلي در مورد موسيقي و نگهداري عكسي كه به دستم مي‌رسيد، بارها و بارها تكرار شد.

اين اولين باري بود كه چنين چيزي در چنين سطحي رخ مي‌داد و اين مساله فقط در مورد اعداد و ارقام صدق نمي‌كرد. شايد خيلي‌ها ركوردهاي شخصي‌شان را ساليان سال همچنان حفظ كنند، ولي آنها هيچ‌گاه به اندازه‌اي كه بيتل‌ها براي مردم اهميت داشتند، مهم نخواهند بود. هر ركوردي كه از سوي آن‌ها ثبت مي‌شد، شوك‌آور به نظر مي‌رسيد.

شايد در مقايسه با رولينگ استونز آن‌چه مي‌نواختند هيچ بود ولي آن‌ها نويسنده اشعار آهنگ‌هايشان هم بودند. جان لنون و پل مك كارتني جزو ترانه‌سراهاي استثنايي محسوب مي‌شدند و مهم‌ترين مساله درمورد آن‌ها هماهنگي فوق‌العاده و كم‌نظيرشان بود. رينگو استار با چنان احساسي درام مي‌نواخت كه هيچ‌كس واقعن نمي‌تواند از او تقليد كند.

the-beatles

بسياري از نوازندگان درام تلاش بسياري در اين زمينه كرده‌اند ولي در انجام آن ناكام مانده‌اند. بسياري از آن‌ها نظير جان و پل، خوانندگان برجسته و فوق‌العاده‌اي بودند. لنون و مك‌كارتني و هريسون در سطح بالايي اشعار آهنگ‌هاي گروه را مي‌سرودند كه نمونه‌هايي از آنها را در Ask me Why يا آهنگ Things We said Todey شنيده‌ايم. پس از گذشت مدتي، رشد آن‌ها واقعاً محسوس بود و نمونه‌اي از آن را مي‌شد در اشعار ساده عاشقانه براي بزرگسالان نظير ترانه Nowegion Wood كه درمورد بخش ناخوشايند عشق حرف مي‌زد، ملاحظه كرد.

آلبوم‌هاي مورد علاقه من Rubber Sow و Revolves بودند. وقتي كه شما Revolves را گوش مي‌داديد، مي‌دانستيد كه چيزي متفاوت است. روي جلد اين آلبوم آن‌ها در حالي كه عينك‌هاي آفتابي به چشم دارند و حتي به دوربين هم نگاه نمي‌كنند، ديده مي‌شوند و موسيقي آلبوم بسيار عجيب و همچنان در حال‌حاضر بسيار شاد و زنده است.

اگر من بخواهم آهنگ موردعلاقه‌ام را در بين آلبوم‌هاي آن‌ها انتخاب كنم،And Your Bird Can Sing، نه، Girl نه، For no one نه… و همين‌طور ادامه مي‌دهم. آلبومي كه پيش از جداشدن بيرون دادند تحت ‌عنوان Let it be، در عين حال هم زيبا بود و هم نامانوس.

من مي‌فهمم كه جاه‌طلبي و ضعف‌هاي روحي و جسمي بشر داخل هر گروهي نفوذ مي‌كند، ولي آن‌ها طوري با يكديگر هماهنگ بودند كه يك نمونه باورنكردني ارائه دادند. من يادم مي‌آيد كه براي تماشاي فيلم let it be در سال ۱۹۷۰، به ميدان لستر رفتم.

و در پايان با يك حس نوستالژيك ناراحت‌كننده آن محل را ترك كردم. واژه Beagttogue هنوز هم در فرهنگ لغات موسيقي وجود دارد. من مي‌توانم حضور آن‌ها را در آلبوم «پرينس» تحت ‌عنوان Around the world in a day حس كنم يا در ملودي‌هاي «هری نیلسن» يا اين‌كه «كرت كوبين» بيتل‌ها را گوش كنم و موسيقي آن‌ها را با پانك و متال در برخي از آهنگ‌هاي خود درآميزم.

من برخي از اشعار را با پل مك كارتني نوشتم و آن‌ها را در دو موقعيت ايجادشده در كنسرت‌ها اجرا كردم. در سال ۱۹۹۹ و مدتي پس از مرگ ليندا مك كارتني پل كنسرتي براي ليندا اجرا كرد كه از سوي Chrissie kyndo سازماندهي شده بود.

اجراي آن كنسرت بسيار سخت بود. به هنگام اجراي ترانه‌ها به حدي جمعيت حاضر تحت‌تاثير قرار گرفته بودند كه تمركز براي ما دشوار بود. شايد آن‌جا بود كه فهميدم چرا بيتل‌ها فعاليت خود را در قالب يك گروه متوقف كردند. چراكه ترانه‌هايشان ديگر متعلق به آن‌ها نبود، بلكه متعلق به همه مردم و دوست‌داران آن‌ها بود.

  • همشهری‌آنلاین/مجید رئوفی

معرفی محبوب‌ترین آهنگ‌های بیتلز توسط مجله‌ی رولینگ استون

beatles

مجله‌ی رولینگ استون برای اولین بار ۱۰۰ ترانه برتر گروه بریتانیایی بیتلز را معرفی کرد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، آهنگ «روزی از زندگی» سروده جان لنون و پل مک‌کارتنی در صدر این فهرست که روز چهارشنبه اعلام شد قرار گرفت. این ترانه سال ۱۹۶۷ سروده شده است.

«می‌خواهم دستت را بگیرم» سروده شده در سال ۱۹۶۳ دوم و «مزارع جاودانه توت‌فرنگی» که یادآور کودکی جان لنون در لیورپول است سوم شد.

این فهرست همزمان با به بازار آمدن مجموعه‌ای به نام «بیتلز: صد آهنگ برتر» منتشر شد، این مجموعه به مناسبت ۴۰ سالگی انتشار «بگذار باشد»، آخرین آلبوم استودیوی این گروه که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد عرضه شده است.

الویس کاستلو، موسیقیدان در مقدمه این فهرست در مجله رولینگ استونز نوشته است: «لنون، مک‌کارتنی و هریسون در نقش ترانه‌سرا به شکلی عجیب استانداردهای بالایی داشتند. بعد به بلوغ رسیدند: از داستان‌های ساده عاشقانه به داستان‌های بزرگسالانه رسیدند…و بعد به حرف‌هایی بسیار بزرگ که انتظار شنیدنشان را در موسیقی پاپ ندارید.»

۱۰ ترانه اول این فهرست به قرار زیر است: ۱٫ «روزی از زندگی»، ۲٫ « می‌خواهم دستت را بگیرم»، ۳٫ « مزارع جاودانه توت‌فرنگی»، ۴٫ «دیروز»، ۵٫ «در زندگی من»، ۶٫ «چیزی»، ۷٫ «هی جود»، ۸٫«بگذار باشد»، ۹٫ «نزدیک شدن» و ۱۰٫ «مادام که گیتارم به نرمی می‌گرید»

  • رویترز