انتشار آلبوم جدیدی از ِسر پل مک‌کارتنی

melodymag

“سر پل مک کارتنی” موزیسین انگلیسی و یکی از اعضای کلیدی گروه افسانه ای “بیتلز” بر روی جدیدترین آلبوم انفرادی خود کار می‌کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از زمانی که “بیتلز” منحل شد “مک کارتنی” همراه با همسر خویش “لیندا مک کارتنی” و آشنایانش گروهی به نام “بالها “(“Wings”) تاسیس کرد.

در آن زمان که میانه های دهه ۷۰ و یا ۸۰ بوده ترانه و آلبوم های انفرادی و گروهی بسیاری از این خواننده بیرون آمد. هر چند که موفقیت بیتلز برایش تکرار نشد ولی وی توانست که محبوبیت خویش را افزایش دهد و در این زمینه پیشرفت کند. گروه “بالها” پس از مرگ “لیندا مک کارتنی” در ۱۷ آوریل ۱۹۹۸ منحل شد.
در دهه ۲۰۰۰ نیز شاهد حضور “پل مک کارتنی” در جوایزی همچون “گرمی” و همچنین نامزد شدن وی برای بردن رده های این جایزه معتبر موسیقی بودیم. وی در دهه اخیر آلبوم هایی را انفرادی منتشر کرد که بعضی از آنها مورد تحسین منتقدان موسیقی قرار گرفت.
آلبوم جدید “پل مک کارتنی” هنوز عنوانی ندارد زیرا جلسات ضبط به تازگی شروع شده اند. این آلبوم در استدیو “ابی رود”(“Abbey Road”) استدیویی که طرفداران بیتلز با آن خاطره دارند و جلد آلبوم معروف “بیتلز” یعنی “ابی رود” که در آن چهار اعضای گروه در حال قدم زدن هستند در آن‌جا نصب شده است قرار است ضبط شود.
“اتان جانز”(“Ethan Johns”) مدیر ضبط این آلبوم می‌گوید: “ضبط کردن صدای “پل” در آن فضا و گوش دادن به آن صداهای ضبط شده “بیتلز” مانند، برای من مانند یک الهام بود.”
سبک این کار به احتمال زیاد همچون آلبوم های قبلی “مک کارتنی” و “گروه “بیتلز” خواهد بود.
بی شک این آلبوم نیز باعث جنب و جوش در تاریخ موسیقی راک می شود.

  • ارسلان جعفری/مجله موسیقی ملودی

یک تابلوی نقاشی از بیتل‌ها به حراج گذاشته می‌شود

melodymag

یک تابلوی نقاشي كه توسط چهار عضو گروه موسيقي پرآوازه «بيتل‌ها» كشيده شده در نیویورک به حراج گذاشته می‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا این نقاشي كه گروه موسيقي «بيتلز» در سال ۱۹۶۶ براي پُر كردن وقت‌شان كشيدند، در یک حراجی در نيويورك به معرض فروش گذاشته مي‌شود.

اين نقاشي كه توسط «پل مك‌كارتني»، «جان لنون»، «جورج هريسون» و «رينگو استار» خلق شد، قرار است هفته آينده در نيويورك چكش حراج بخورد. تور جهاني گروه «بيتلز» در سال ۱۹۶۶ در توكيوي ژاپن اجرا داشت به اين دليل كه اعضاي اين گروه چندين بار تهديد به مرگ شدند، مجبور با سپري چندين روز در هتل شدند.

به گزارش اورنج، مدير گروه براي رفع خستگي و پر كردن اوقات اين چهار اسطوره‌اي موسيقي بومي بزرگ و رنگ‌هاي نقاشي برايشان خريد. بدين ترتيب تابلوي ابسترماي بزرگي كه ۱۴ سپتامبر حراجي «ويس» آن را عرضه مي‌كند، خلق شد. هر يك از اين موسيقي‌دانان گوشه‌اي از بوم را انتخاب كردند و در پايان كار آن را به نام خود امضا كردند.

مردی که جان لنون را به قتل رساند تا به شهرت برسد

melodymag

از اتمام دوران حبس «مارک دیوید چپمن» قاتل «جان لنون» ۱۱ سال می‌گذرد اما او هنوز مایل به باقی ماندن در زندان است.
به گزارش مجله موسیقی ملودی مارک دیوید چپمن متولد ۱۹۵۵ آدمکش آمریکایی است که در ۸ دسامبر ۱۹۸۰ خواننده و موسیقی دان انگلیسی جان لنون را با اسلحه گرم، بیرون خانه اش در نیویورک به قتل رساند. او به تحمل ۲۰ سال زندان تا حبس ابد محکوم شد.
چپمن که یکی از مشهورترین چهره‌های موسیقی قرن بیستم را کشت سه ساعت پیش از این جنایت، از جان لنون امضا گرفته بود.
او در یک مصاحبه تلویزیویی در اوایل دهه هشتاد گفته بود: «من در تاریکی انتظار کشیدم. لیموزین توقف کرد. جان لنون پیاده شد. صدایی در کله‌ام شنیدم که به من گفت شلیک کن و من این‌کار را کردم.»
هواداران جان لنون می‌گویند اگر مارک چپمن از زندان بیرون بیاید ما او را زنده نخواهیم گذاشت. یکی از طرفداران لنون که پسری‌ست بسیار جوان رو به دوربین تلویزیونی می‌گوید: «آخر چطور می‌شد جان لنون را کشت؟ ۳۰ سال برای این قاتل کم است و اگر او بیرون بیاید خودم او را می‌کشم.»
دیگری می‌گوید: «افرادی مثل چپمن که نمادهای آزادی و صلح را از بین می‌برند نباید آزاد شوند و در جامعه حضور پیدا کنند.»
در لابه‌لای فیلم‌های آرشیوی که از این اتفاق مهم تاریخ موسیقی در اوایل دهه هشتاد موجود است، تصاویری از جان لنون، هنرمند بزرگ صلح‌طلب و فعال ضدجنگ به چشم می‌خورد و دادستان می‌گوید: «این شخص – مارک چپمن – در زمان ارتکاب قتل تنها بود. او جان را صدا می‌کند و جان برنمی‌گردد. او یک اسلحه ریوولور داشت و در یک لحظه ۵ گلوله شلیک می‌کند که ۴ تای آن‌ها به جان اصابت می‌کند و او را می‌کشد. همسر ژاپنی جان، یوکو اونو شاهد صحنه بود. گلوله‌ها درست از پشت شلیک شد و چپمن تا زمان دستگیری توسط پلیس در صحنه باقی ماند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی قاتل تاکنون ۶ بار تقاضای عفو کرده که یوکو اونو آن‌را رد کرده است.
چپمن در جواب این پرسش که چرا جان لنون را کشتی می‌گوید: می‌خواستم با این کار، شهرت او با من تقسیم شود.

  • مونا مهربان/ مجله موسیقی ملودی

پرفروش‌ترین تک‌آهنگ‌های شصت سال اخیر متعلق به بیتل‌هاست

melodymag

گروه موسیقی «بیتلز» در ۶۰ سال اخیر بیش‌ترین تک‌آهنگ را در انگلستان فروخته اند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی از بی‌بی‌سی آثار این گروه پر طرفدار که بیش از ۴۰ سال پیش اعضای آن از هم جدا شدند در طول ۸ سالی که نامشان همواره در میان پرفروش ترین ها بود هفده بار عنوان پرفروش ترین را به خود اختصاص داد. آنها توانستند هنرمندان موفقی چون الویس پریسلی، کلیف ریچارد و مدونا را پشت سربگذارند.
شبکه دو رادیوی بی بی سی قرار است ۶۰ ترانه پرفروش را در طول ۶۰ سال زمامداری ملکه بریتانیا یعنی از سال ۱۹۵۲ پخش کند.
در ۱۰ سال گذشته آثار الویس همواره از فروش فوق العاده ای برخوردار بوده است. نام کلیف ریچارد هم ۱۲۴ بار در میان فهرست ۴۰ تایی پرفروش ترین ها بود و در این میان ۱۴ بار پرفروش ترین شد. مدونا هم بیش از ۶۰ بار در فهرست ۴۰ تایی پرفروش ترین ها قرار گرفته است.
در سال ۲۰۰۵ برای اولین بار نام ریحانا به این لیست اضافه شد و اکنون نیز در رده دهم قرار دارد. این در حالی‌ست که گروه رولینگ استونز فقط تا جایگاه سیزدهم صعود کرده است.
میک جَگِر از سال ۱۹۸۱ در میان فهرست ۱۰ تایی پرفروش ترین ها نبوده و پال مک کارتنی که در جایگاه یازدهم قرار دارد برای زمانی که در گروه بیتل ها بود و زمانی که خودش به تنهایی کار می کرد در این فهرست قرار گرفت.

جرج مایکل هم که در جایگاه ۲۱ قرار دارد هم به خاطر کارهایی که خودش به تنهایی انجام داده و هم به خاطر آثاری که از وی در گروه “وام” منتشر شده در این فهرست جاگرفته است.

ستاره راک در ابوظبی: رابطه بین آش و پول!

melodymag

اشاره: در پی برگزاری کنسرت پل‌ مك‌كارتنی عضو سابق گروه پرآوازه بیتل‌ها در شهر ابوظبی امارات، بابک ریاحی‌پور گیتاریست و موزیسین راک ایران مقاله‌ای را برای روزنامه شرق نوشته بود که در ادامه آن‌را با هم می‌خوانیم:

پل‌ مك‌كارتنی به ابوظبی می‌رود، چون پولش را گرفته است. این یك گزاره كاملا منطقی است و تنها منحصر به پل مك‌كارتنی خواننده و نوازنده مشهور و عضو گروه قدیمی بیتلز نمی‌شود. وقتی اریك كلپتون موسیقیدان بزرگ بلوز نیز برای كنسرت ابوظبی رفت، علت اصلی فقط مالی بود و نه هیچ چیز دیگر. موسیقیدانان غربی هیچ علاقه‌ای به اجرای كنسرت در سرزمینی خشک و بی‌آب و علف ندارند. سروصداهای زیادی در قبل و حین اجرای گروه‌ها و موسیقدانان غربی در ابوظبی به راه می‌افتد و تا حدودی اینگونه القا می‌کنند که هنرمندان غربی برای کنسرت در ابوظبی دست‌وپا می‌شکنند. این تبلیغات کاملا بی‌پایه و اساس است. نمی‌دانم آیا شیخ‌های این جزایر قبیله‌نشین در نهایت خواهند فهمید که با دعوت از هنرمندان از جمله موسیقیدانان، نقاشان، فیلمسازان و سایرین نخواهند توانست فرهنگ و هنر را به کشور (بخوانید قبیله) خود بیاورند. همه چیز خریدنی است. به جز فرهنگ که رابطه‌ای مستقیم به تاریخ و تمدن دارد. خداوند را شکر کنند که به آنان شانسی داده، در بیابانی بی‌آب و علف چاه نفتی پیدا شده، عده‌ای استخراج می‌کنند و عده‌ای دیگر که تعدادشان بسیار کم است به درآمدهای هنگفت می‌رسند، نفت می‌فروشند و پول می‌شمارند. پول باید خرج شود اما گاهی راه‌های خرج کردنش را نمی‌دانند.
هرچقدر هم که معماری غربی با کمی حاشیه‌های عربی برایشان جالب باشد و معمارانی چون نورمن فاستر به را وسیله پول‌های کلان به ابوظبی دعوت کنند تا پروژه‌هایی چون «مصدر» احداث کنند، روزی خواهد رسید که از بلندمرتبه‌سازی‌های کاذب خسته خواهند شد یا شاید خسته شده‌اند.
melodymag

شاید روزی برسد که متوجه شوند با ساختمان‌های عظیم و شگفت‌انگیز نخواهند توانست جایگاهی در رتبه‌بندی‌های فرهنگی جهان پیدا کنند. بگذریم که ساختمان‌سازی‌های «شگفت‌انگیز» اعراب احتمالا در عقده خود کم‌بینی و اختگی آنان دارند. این حضرات احساس می‌کنند به دلیل فقدان فرهنگ بومی همان‌گونه که معماری غرب را به بیابان تزریق کردند، می‌توان موسیقی غربی را نیز به بیابان تزریق کرد. بسیاری از ناظران و موسیقیدانان اذعان کرده‌اند که مقامات فرهنگی ابوظبی در این زمینه موفق نبودند. تماشاگران و مخاطبان عمده این کنسرت‌ها سه دسته هستند. اول اروپاییانی که برای کار، تجارت و تفریح به ابوظبی آمده‌اند. دوم ایرانیان مهاجری که برای کار و ساختن زندگی بهتر به آن برهوت رفته‌اند و سوم ایرانیانی که به عشق شنیدن آثار راک، بلوز، جاز یا پاپ خوانندگان غربی با صرف هزینه‌های زیاد یا کم رنج سفر را به جان می‌خرند و به ابوظبی می‌آیند. حال پرسش این است که چند نفر از مردم عرب ابوظبی با آثار پل‌مک کارتنی آشنا هستند؟ خدا می‌داند. ای کاش و ای کاش که مسوولان فرهنگی ایران امتحان می‌کردند و می‌دیدند که با دعوت از هنرمندان غربی هیچ اتفاق فاجعه‌باری روی نخواهد داد. خطری پیش نمی‌آید برای فرهنگ اصیل و غنی ایران که ریشه‌هایش در عمق تاریخ است. امتحان کنید و خواهید دید که دعوت از هنرمندان و موسیقیدانان غربی از هر جهت به نفع کشور و ملت ایران است. اجازه دهید با ورود و حضور موسیقیدانان سبک‌های مختلف جهان بار دیگر به اعتماد به نفس ایرانیان پی ببرند که ایرانیان هراسی از دیگران ندارند و همواره پذیرای گفت‌وگو و تعامل با سایر فرهنگ‌ها هستند و از سوی دیگر همسایگان ایران نیز متوجه توانایی و قابلیت‌های ایرانیان در تفاهم با فرهنگ‌های دیگر خواهند شد. شاید کمی از هیاهوی خود بکاهند و در نهایت با دعوت از هنرمندان موسیقی غرب چند خبر خوش و مفرح از ایران در رسانه‌ها بازتاب یابد.

دندان کشیده شده جان لنون ۳۰ هزار دلار فروخته شد

melodymag

دندان کشیده‌شده جان لنون به عنوان یکی از نادرترین یادگاری‌های هنری دنیا بیش از ۳۰ هزار دلار فروخته شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی یک دندانپزشک کانادایی، دندان کشیده‌شده جان لنون را به عنوان یکی از نادرترین یادگاری‌های هنری دنیا خریده است.

گفته می‌شود که این دندان بیش از ۴۰ سال پیش از دهان جان لنون، خواننده معروف انگلیسی کشیده شده و با توجه به سیاه‌شدگی و سوراخ بزرگی که روی آن وجود دارد، احتمالا جان لنون پیش از کشیدنش، درد زیادی داشته است.

بی‌بی‌سی خبر داد که میکائیل زوک برای خرید این دندان زردشده از یک حراجی، بیش از ۳۰ هزار دلار پرداخت.

جان اونو لنون (متولد ۹ اکتبر ۱۹۴۰) خواننده، ترانه سرا، موسیقیدان، آهنگساز و شاعر، از معروف‌ترین، شناخته‌ترین و برجسته‌ترین چهره‌های دنیای موسیقی راک، در انگلیس، به دنیا آمد.

او به‌عنوان یکی از اعضای موسس گروه بیتلز و یکی از اعمالی‌ترین افراد در افزایش بافت تاریخی موسیقی عامه‌پسند، در سراسر جهان شناخته شد.

وی به‌همرا پل مک کارتنی یکی از موفق‌ترین مشارکت‌ها را در نوشتن ترانه‌ در قرن بیستم انجام دادند. در سال ۱۹۶۰ که گروه آن‌ها از هم پاشید، وی در یک حرفه انفرادی ادامه داد، اما باعت انتقاد و حتی تحسین‌آمیز شدن آلبوم او «جان لنون پلاستیک باند» شد.

لنون در سال ۱۹۷۵ ارجعیت زمان را برای خانواده‌اش گذاشت و آلبوم جدیدش «فانتزی دو» را در سال ۱۹۸۰ منتشر کرد، اما سه هفته پس از انتشار این آلبوم، به ضرب گلوله به‌قتل رسید.

پل مک‌کارتنی در گفت‌وگو با روزنامه شرق: با بیتل‌ها معامله خوبی نشد

paul-mccartney

از گروه مشهور و افسانه‌ای بیتل‌ها تنها دو عضو باقی‌مانده است. «سر پل مک‌کارتنی» یکی از دو مغز متفکر بیتل‌ها برای اجرای برنامه به ابوظبی آمده بود. «پرویز براتی» گفت‌وگویی را با وی برای روزنامه‌ی شرق انجام داد که روز گذشته منتشر شد. این مصاحبه را در ادامه با هم می‌خوانیم:

پرویز براتی: هامر مدل H3 در بزرگراه می‌تاخت. عقربه کیلومترشمار از ۱۶۰ گذشته بود. ترانه‌ای راک از سی‌دی پلیر اتومبیل پخش می‌شد. به راننده گفتم: با موسیقی راک چقدر آشنا هستید؟ به انگلیسی اما با ته‌لهجه عربی گفت: زیاد! رانندگی با موسیقی راک برایش یک تفریح بود. می‌گفت با بزرگان موسیقی راک آشناست. عاقبت به ابوظبی رسیدیم و مستقیم رفتیم سراغ یکی از دو ستاره باقیمانده گروه «بیتل‌ها» یعنی پل مک کارتنی. مک‌کارتنی لاغراندام و گیاه‌خوار، در حد امکان به سوال‌های ما جواب داد. او تا چند روز دیگر قرار است در حاشیه مسابقات فرمول یک ابوظبی با گروهش روی صحنه برود. وقتی از علاقه ما به نقاشی و هنر آگاه شد، تصاویری از نقاشی‌هایش از جان لنون و اندی وارهول و همسر اولش لیندا را روی تبلتش نشان‌مان داد. دوست نداشت در مورد رابطه‌اش با «بیتل‌ها» سوال‌پیچش کنیم، اما مگر می‌شود پل مک کارتنی را دید و از همکاری‌اش با بیتل‌ها نپرسید؟! وقت تنگ بود. باید با تاکسی یا اتوبوس به دوبی برمی‌گشتیم. دیگر از هامر H3 که خیلی تصادفی ما را تا ابوظبی رساند، خبری نبود! خواننده و نوازنده ۶۹ساله انگلیسی تا چند روز دیگر برای اولین‌بار در امارات متحده عربی روی صحنه می‌رود.

  • خیلی‌ها، شما را به عنوان «عضو سابق گروه بیتل‌ها» می‌شناسند. این طرز تلقی تا چه حد برایتان قابل قبول است؟

این تصور تا حدی نزدیک به واقعیت است، اما به تنهایی بازگوکننده تمامی حقیقت نیست. بخشی از حیات هنری من- و نه همه آن- در کنار جان لنون، رینگو استار و جورج هریسون گذشت. عضویت در گروه بیتل‌ها یک دوره ۱۰ ساله از فعالیت موسیقی من را دربرگرفت، اما من بعد از آن در یک دوره ۱۰ساله دیگر (گروه وینگز) (Wings) را راه انداختم که از آن هم به خوبی یاد می‌کنند.

  • چرا گروه بیتل‌ها را ترک کردید؟

همیشه خودم را در جاده‌ای تصور کرده‌ام که انتهایی ندارد.

داستان جدایی‌ام از بیتل‌ها را قبلا هم چندبار در مصاحبه‌ها گفته‌ام. این مساله، مربوط به قبل از سال ۱۹۷۰ است، یعنی زمانی که مدیر هنری گروه ما، برایان اپستاین درگذشت. مرگ برایان، مخاطرات مالی فراوانی برایمان به وجود آورد.
beatles

  • گویا اول از همه رینگو استار و جورج هریسون از گروه منشعب شدند؟

از اوایل دهه ۷۰ هرکدام از ما، راه خودمان را رفتیم. آن زمان شرایط به گونه‌ای رقم خورد که عملا همکاری گروهی غیرممکن بود. فرقی نمی‌کند که چه کسی از گروه زودتر خارج شد. مهم این بود که در اوایل دهه ۷۰ ادامه همکاری فایده‌ای نداشت.

  • شما این امر را رسانه‌ای کردید. دلیل خاصی داشت؟

آن زمان من بسیار تحت فشار بودم. این فشار به دیگر اعضای گروه هم وارد می‌شد. علاقه‌‌مندان مدام می‌پرسیدند چرا از بیتل‌‌ها خبری نیست؟ من در سال ۱۹۷۰ در آستانه انتشار اولین آلبوم انفرادی‌ام خاتمه همکاری‌ام را با گروه با خبرنگاران در میان گذاشتم.

  • صحبت‌های دیگری هم در مورد دلایل فروپاشی بیتل‌ها خوانده و شنیده‌ایم…می‌توانید به آنها اشاره کنید؟

اینها صحبت‌هایی است که زیاد شده. از جمله اینکه گروه تا سال ۱۹۶۶ با هم متحد بودند، اما بعد از آن با هم اختلاف سلیقه پیدا کردند…این اختلاف سلیقه‌ها در هر گروهی طبیعی است؛ همچنان که من در گروه‌هایی که بعد از بیتل‌ها راه انداختم با اعضا اختلاف سلیقه داشتم.

  • سلیقه خاص شما در بیتل‌ها بر چه محوری بود یا چه نوع موسیقی‌ای را توصیه می‌کرد؟

توصیه‌ای در کار نبود! من تنها متکی به گرایش پاپ در موسیقی‌ام بودم. ‌

ولی گفته می‌شود علاقه جورج هریسون به موسیقی هندی بود و جان لنون هم طرفدار نوعی موسیقی تجربی، شخصی و در عین حال خلسه‌آمیز…
خب ممکن است این تمایل‌ها در کار بوده باشد. ممکن است من از عادت‌های برخی اعضا راضی نبوده باشم، اما اینها باعث ازهم‌گسیختگی و فروپاشی گروه ما نشد. من فکر می‌کنم دلایل متعددی زمینه‌ساز جدایی اعضا از یکدیگر شد اما تاکید می‌کنم که مرگ برایان، ضربه بدی به ما زد. مرگ او در سال ۱۹۶۷، ناگهان بیتل‌ها را با یک خلأ بزرگ مواجه کرد. لنون رابطه صمیمانه و نزدیک‌تری نسبت به ما با او داشت. فکر می‌کنم بیشترین ضربه روحی از این واقعه به او وارد شد.
beatles

  • جان لنون بعد از مرگ برایان گفته بود بقای گروه منوط به خواست شماست…

این هم از آن حرف‌هاست.

  • مصاحبه جنجالی لنون در سال ۱۹۶۶ که بیتل‌ها را از مسیح محبوب‌تر دانسته بود، تاثیر منفی روی کار گروه نداشت؟

شما در پی یافتن سرنخ‌هایی از جدایی بیتل‌ها از یکدیگر و فروپاشی این گروه هستید. ولی محال است به نتیجه مشخصی برسید!

  • دلیل این حرف چیست؟

به خاطر اینکه همان‌طور که گفتم مجموعه‌ای از شرایط ما را از هم جدا کرد. پایان همکاری اعضای بیتل‌ها محصول یک اختلاف سلیقه یا چیزی شبیه آن نبود.

  • به هر حال، اظهارنظر جان لنون عواقب ناخوشایندی برای اعضای گروه داشت. این اظهارنظر، خشم مقامات واتیکان را برانگیخت و باعث تحریم آلبوم‌های بیتل‌ها و حتی لغو کنسرت‌ها در آمریکا شد…

بله، ما تاوان این اظهارنظر را دادیم، ولی تصریح می‌کنم که این مساله، دلیل از هم‌پاشیدن گروه نبود، خصوصا از این نظر که لنون بعدا در نشستی خبری بابت اظهاراتش عذرخواهی کرد.

  • جان لنون چند ماه قبل از مرگش،‌ در مصاحبه‌ای گفته بود شخصی به نام لورن مایکل پیشنهاد پرداخت سه‌هزار دلار به شما برای همکاری مجددتان را با او، هریسون و استار داده بود. آیا این موضوع صحت دارد؟ در صورت مثبت بودن جواب، چرا این همکاری را پی نگرفتید؟

این داستان مربوط به سال ۱۹۷۶ است. مایکل تهیه‌کننده یک برنامه زنده تلویزیونی با نام «شب‌های شنبه» بود. او می‌خواست ما در برنامه‌اش حاضر شویم. اتفاقا این پیشنهاد را قبول کردیم و یادم هست من و جان، قصد داشتیم به استودیوی مایکل برویم، اما آن شب خیلی خسته بودیم.

خلاصه تماس گرفتیم و این برنامه را لغو کردیم اما صحبتی راجع به روی صحنه رفتن و همکاری مجدد نبود. من اینجا باید یادآوری کنم که با وجود جدایی‌ام از بیتل‌ها در سال ۱۹۷۰، در سال‌های بعد روابط خوبی با اعضای گروه داشتم. پایان همکاری به معنای پایان دوستی نبود. ما ۱۰ سال از بهترین سال‌های زندگی‌مان را در گروه بیتل‌ها سپری کردیم. با اینکه بعد از بیتل‌ها آلبوم‌های زیادی منتشر کردم، اما هنوز ترانه «دیروز» را که آن را برای بیتل‌ها ساختم، جزو بهترین کارهایم می‌دانم.

beatles

  • قتل جان لنون را چطور ارزیابی می‌کنید؟

یکی از روزهای ماه دسامبر بود. آن زمان در لندن بودم. لنون زمانی که به خانه‌اش در نیویورک بازمی‌گشت، هدف گلوله‌ قرار گرفت و کشته شد. قتل او یک اقدام کاملا حساب شده سیاسی بود. اعتراض‌های سیاسی وی در این اقدام وحشیانه بی‌تاثیر نبود. حتما می‌دانید که قاتلش را همان زمان دستگیر کردند. مرگ جان لنون من را بسیار متاثر کرد. متاسفانه قتل جورج هریسون در سال ۲۰۰۱ از دیگر رویدادهای ناگوار زندگی‌ام بوده است. نمی‌دانم چرا با بیتل‌ها چنین معامله‌ای شد! تصور کنید ظرف دو دهه، دو نفر از چهار عضو این گروه به قتل رسیدند. با بیتل‌ها معامله خوبی نشد. این یک گروه صلح‌طلب و طرفدار آرامش بود، قبول دارم که اشتباهاتی از ما سر زد اما «بیتل‌ها» مستحق ترور و قتل نبودند، من و رینگو استار تنها بازماندگان «بیتل‌ها» هستیم.

  • ‌شما بعد از «بیتل‌ها» گروه «وینگز» را راه انداختید. این گروه نتوانست به شهرت افسانه‌ای «بیتل‌ها» برسد. با این نظر موافق‌ هستید؟

این نگاه شخصی شماست. من اعتقادی به حرف شما ندارم. ترانه‌های ما در طی ۱۰ سال حیات گروه «وینگز» با استقبال زیادی روبه‌رو شد. فروش‌های میلیونی آلبوم‌های ما طی آن سال‌ها گواه این مساله است که گروه «وینگز» دست کمی از «بیتل‌ها» نداشت. البته شرایط خاص «بیتل‌ها» و حواشی پیرامون فعالیت اعضای این گروه باعث شد در تاریخ موسیقی راک بیشتر سرزبان‌ها بیفتد اما به گمان من گروه «وینگز» هم کارنامه درخشانی از خود باقی گذاشت. دلیلی ندارد که بخواهم از «وینگز» در برابر «بیتل‌ها» دفاع کنم، چرا که من عضو هر دو گروه بوده‌ام. باید همین‌جا بگویم که این دو گروه ذخیره ذهنی و روحی من هستند. من هرچه دارم از این دو گروه و ۲۰ سال نوازندگی و خوانندگی در آنهاست.

  • ‌به نوازندگی و خوانندگی‌تان اشاره کردید. فکر می‌کنید چرا بیشتر بابت نوازندگی مطرح هستید تا خوانندگی؟

شاید به این دلیل که در عکس‌هایم همیشه همراه با یک گیتار هستم (می‌خندد). واقعیت این‌طور نیست. نمی‌دانم چرا وجه نوازندگی کارم برجسته‌تر بوده. شاید یک دلیل ساده آن این باشد که من اساسا کارم را با نوازندگی گیتار شروع کردم. پدرم یک نوازنده ترومپت بود که گاه پیانو هم می‌نواخت. جالب اینجاست که پدربزرگ من هم ساز «توبا» می‌نواخت. از کودکی نواختن گیتار با دست راست برایم دشوار و تقریبا محال بود؛ چون آدم چپ‌دستی هستم! به هرحال همزمان با نوازندگی، کار آهنگسازی هم کردم. پدرم به من توصیه می‌کرد که در رشته موسیقی تحصیل کنم؛ اما من به مرور یاد گرفتم که با گوشم اصوات را بشنوم و زیاد روی آموزه‌های کلاس‌های موسیقی اتکا نکنم. بیان این خاطرات، برای آن بود که بگویم اساسا کارم را با نوازندگی شروع کردم و در محیطی رشد یافتم که نوازندگی را ترویج می‌کرد، با این حال من بعدها در گروه «بیتل‌ها» بارها آواز خواندم. البته در گروه «بیتل‌ها»، در آن اوایل کار، گیتارباس می‌نواختم.

  • ‌شما بعد از «بیتل‌ها» راه خود را رفتید. ۴۱ سال از آن زمان می‌گذرد. این زمان طولانی را چطور تفسیر می‌کنید؟

خب، من طی این سال‌ها در عرصه‌های مختلفی فعالیت داشته‌ام.

موسیقی یکی از عرصه‌های مهم زندگی‌ام بوده و البته اهمیت آن کمتر از دیگر علایقم نیست. حتما می‌دانید که من تا به حال ده‌ها نمایشگاه نقاشی برپا کرده‌ام. با هنرمندان زیادی حشر و نشر داشته‌ام. یکی از زمینه‌های مورد علاقه‌ام محیط زیست و وضعیت آینده کره زمین است. البته موسیقی سرجایش است.
beatles

  • ‌به نقاشی اشاره کردید. بیشتر از علایق‌تان در این زمینه می‌گویید؟

آشنایی من با عالم نقاشی به دهه ۶۰ برمی‌گردد، به روزهای اوج فعالیت «بیتل‌ها». یادم می‌آید اول بار از طریق رابرت فریزر با هنرمندان بزرگی چون اندی وارهول، پیتر بلیک، ریچارد همیلتون و کلس اولدنبرگ آشنا شدم. فریزر یک گالری‌دار و واسطه هنری بود. با او در نمایشگاهی‌ که سال ۱۹۶۶ از آثار جیم دین برپا کرد، آشنا شدم. فکر می‌کنم او یکی از تاثیرگذارترین آدم‌ها در فضای هنری دهه ۶۰ بود. بعد از آشنایی با او، نقاشی‌هایی از رنه مگریت را خریداری کردم. با این حال، علاقه‌ام به نقاشی زمانی شدت گرفت که تابلویی از ویلم دکونینگ را دیدم. دهه ۶۰ و ۷۰ فرصتی‌ برای نقاشی کردن برایم نگذاشت اما یادم می‌آید اوایل دهه ۸۰ بود که اولین تجربیاتم را در نقاشی آغاز کردم و در سال ۱۹۹۹ این کارها را در آلمان به نمایش گذاشتم. این آثار پرتره‌هایی از جان لنون، وارهول و دیوید بووی بود. از آن زمان تا حالا بیشتر از ۵۰ نقاشی‌ام در جاهای مختلف به نمایش گذاشته شده است. طی این سال‌ها با یوکو اونو (همسر جان لنون) هم همکاری‌های زیادی در عرصه هنر داشته‌ام و نمایشگاه‌های زیادی به طور مشترک برپا کرده‌ایم.

  • ‌چه شد تصمیم به برپایی کنسرت در ابوظبی گرفتید؟

حتما می‌دانید که این کنسرت، در حاشیه «جایزه بزرگ فرمول یک» این شهر برپا خواهد شد. این مسابقه سومین سال‌ خود را جشن می‌گیرد و امسال از من و بریتنی اسپیرز دعوت کردند که به صورت زنده روی صحنه برویم. البته چند گروه راک انگلیسی و آمریکایی دیگر هم قرار است در این برنامه روی صحنه بروند.

  • ‌این اولین حضور شما در خاورمیانه است؟

من پیش از این در کشورهای دیگری از این منطقه هم کنسرت برپا کرده‌ام. این اولین حضور در کشور امارات متحده عربی است. حضور در این فستیوال و اجرای برنامه زنده، بخشی از یک تور بزرگ موسیقی است که از ابوظبی شروع می‌شود. من بعد از اجرا در ابوظبی قرار است در کشورهای ایتالیا، فرانسه و آلمان به اجرای برنامه بپردازم و پنجم دسامبر به بریتانیا برمی‌گردم. بعد از آن هم در سوئد، فنلاند و روسیه به اجرای برنامه خواهم پرداخت. ۱۹ دسامبر هم در منچستر و لیورپول روی صحنه می‌روم.

  • ‌با این وصف روزهای پرکاری را در دو ماه آخر سال ۲۰۱۱ خواهید داشت؟

همیشه اجرای زنده یکی از لذت‌های زندگی‌ام است. مخاطبان من هر سال بیشتر و بیشتر می‌شوند. سطح تفکر موسیقی آنها هم مدام بالاتر می‌رود. این برای من مایه شعف است.

کشف سندی از فعالیت‌های بشر‌دوستانه بیتل‌ها

beatles

قراردادی که مربوط به یکی از کنسرت‌های گروه بیتل‌ها در آمریکاست، نشان می‌دهد که بیتل‌ها در حمایت از جنبش حقوق مدنی آمریکا، حاضر نشده بودند در مقابل تماشاچیانی که بر اساس رنگ پوستشان از یکدیگر جدا شده بودند، کنسرت اجرا کنند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی بی‌بی‌سی نوشت: این سند، که قرار است هفته آینده به حراج گذاشته شود، مربوط به کنسرت بیتل‌ها در سال ۱۹۶۵ در کالیفرنیاست. در این سند، که به امضای برایان اپستاین، مدیر گروه رسیده است، تاکید شده که «نیازی نیست که بیتل‌ها در مقابل جمعیت تفکیک شده کنسرت اجرا کنند.» دستمزد بیتل‌ها هم در این قرارداد، ۴۰ هزار دلار تعیین شده است.

از نکات دیگری که در قرارداد لحاظ شده تعبیه سکوی مخصوصی برای رینگو استار، نوازنده جاز گروه است. در این قرارداد همچنین خواسته شده که ۱۵۰ مامور لباس شخصی، به منظور حفاظت از اعضای گروه، به محل کنسرت اعزام شوند. اما تدابیر امنیتی به آن شکلی که انتظار می‌رفت، اجرا نشد.
beatles

گروه بیتل‌ها در روز ۳۱ ماه اوت سال ۱۹۶۵ میلادی، دو کنسرت در Cow Palace اجرا کرد؛ یکی در بعد از ظهر و یکی هم در عصر همان روز. در نوبت دوم کنسرت، از میان ۱۷ هزار تماشاچی، عده‍ای موفق شدند که از موانع امنیتی عبور کرده و خود را به صحنه برسانند. نمایش متوقف شد، و به بیتل‌ها گفته شد که به پشت صحنه بروند و تا زمانی که آرامش به محل باز نگشته، در آنجا بمانند. آنها سرانجام کنسرت خود را که شامل ۱۲ آهنگ بود، با آهنگ Help و پس از آن با I’m Down به پایان بردند.

بیتل‌ها یک بار دیگر هم در سال ۱۹۶۴، حمایت خود را از جنبش مدنی به نمایش گذاشته بودند. در آن سال هم بیتل‌ها حاضر نشدند که در محلی کنسرت اجرا کنند که تماشاچیان سفید پوست و سیاه پوست آن از یکدیگر جدا شده باشند. مقامات شهر جکسون‌ویل در فلوریدا، محل برگزاری کنسرت، سرانجام راضی شدند که همه تماشاچیان در یک محل جمع شوند، و بیتل‌ها هم راضی شدند که کنسرت خود را اجرا کنند.

جان لنون گفت: «ما هرگز در مقابل مردمی که تفکیک شده باشند کنسرت اجرا نکرده‌ایم و خیال نداریم این بار هم چنین کاری کنیم. من ترجیح می‌دهم که پول اجرای کنسرت را نگیرم.»

انتظار می‌رود سندی که هفته آینده در لوس آنجلس به حراج گذاشته می‌شود، در حدود ۵ هزار دلار به فروش برسد.

پرفروش‌های موسیقی هفته/بیتلز به صدر جدول نزدیک شد

در هفته‌ی گذشته آلبوم لیل وِین در صدر باقی ماند و آلبوم‌هایی از گروه بیتلز و جرج استریت به صدر جدول نزدیک شدند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، طبق آمار نیلسن ساونداسکن در هفته‌ای که ۱۱ سپتامبر روز پایانی آن بود «گاریچی ۴» با صدای لیل وین با فروش ۲۱۹ هزار نسخه (۷۷ درصد افت فروش) صدر جدول را حفظ کرد. این خواننده رپ اهل نیواورلئان هفته پیش با «گاریچی ۴» و فروش ۹۶۴ هزار نسخه صدرنشین جدول شد.

آلبوم «۲۱» آدل همچنان در رتبه‌های بالای جدول قرار دارد، این آلبوم که بیش از ۲۰ هفته از انتشارش می‌گذرد با فروش ۱۲۱ هزار نسخه (۲۱ درصد افت) در رتبه دوم قرار گرفت، «۲۱» پرفروش‌ترین آلبوم سال است.

«اینجا هستم برای شادی» با صدای جرج استریت با فروش ۹۱ هزار نسخه سوم شد. دو آلبوم قبلی این خواننده با نام‌های «Twang» و «Troubadour» در هفته اول فروش خود صدرنشین شده بودند. فروش «اینجا هستم برای شادی» برابر با فروش اولین آلبوم استریت به نام «خیلی طبیعی» است که در هفته اول فروش خود سوم شده بود.

۵۰ سال پس از انتشار اولین آلبوم گروه بیتلز، این گروه با آلبوم گلچینی به نام «۱» موفق شد دوباره به جدول پرفروش‌های موسیقی هفته راه باز کنند و با فروش ۶۰ هزار نسخه چهارم شود. این مجموعه در سال ۲۰۰۰ منتشر شده و از آن موقع تاکنون ۱۱٫۸ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.

«با تو هستم» گروه «رد هات چیلی پپرز» (فلفل‌های سرخ آتشین) با سه پله سقوط و فروش ۵۸ هزار نسخه پنجم شد. این آلبوم ۷۵ درصد افت فروش داشت.

دو آلبوم قدیمی دیگر در جدول باقی ماندند. آلبوم «بازی تمام است» گروه مرون۵ به لطف افزوده شدن آهنگ Move Like Jagger با همراهی کریستینا آگوئیلرا ۱۶ پله در جدول بالا آمد و با فروش ۲۹ هزار نسخه (۹۷ درصد رشد) هفتم شد. این آلبوم حدود یک سال پیش عرضه شده بود و در هفته اول صدرنشین بود.

«مشعل‌ها» کار گروه «فاستر د پیپل» دو پله بالا آمد و با اینکه ۱۴ درصد افت فروش داشت با فروش ۲۵ هزار نسخه دهم شد. این آلبوم سه ماه پیش از جدول ۱۰ آلبوم پرفروش بیرون افتاده بود.

دیگر رتبه‌های جدول را آلبوم‌های «مراقب تاج و تخت باش» با صدای جی-زی و آنیِی وست با فروش ۴۹ هزار نسخه (۳۸ درصد افت) ششم، گلچین «بله این را موسیقی می‌نامم ۳۹» با فروش ۲۷ هزار نسخه (۲۵ درصد افت) هشتم و «۴» با صدای بیانسه با فروش ۲۵ هزار نسخه (۳۵ درصد افت) نهم پر کرده‌اند.

آلبوم جدید گروه سه‌نفره لیدی آنتبلوم به نام «شب را از آن خود کن» هفته آینده به بازار می‌آید، این آلبوم دنباله‌ای است بر «اکنون نیازمند تو هستم» که سال پیش منتشر شد و جوایز بسیاری را از آن خود کرد و البته بسیار هم پرفروش بود. این آلبوم شانس اصلی صدر جدول هفته آینده است.

  • ورایتی/ ترجمه: حسین عیدی‌زاده

برنامه رادیویی سال‌روز انتشار آهنگ یستردی از گروه بیتلز

paul-mccartney

۴۶ سال قبل در چنین روزی (۱۴ جون ۱۹۶۵) آهنگ «دیروز» (Yesterday) برای اولین بار ضبط شد. ترانه‌ای که در تمام این سال‌ها از رادیوهای سراسر جهان، پخش می‌شود و هرگز تازگی‌اش را از دست نمی‌دهد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی آهنگ «Yesterday» ترانه‌ای‌ست از حسرت‌های دیروز که به درازای غربت تمام انسان‌های روی زمین، جریان دارد. هر یک از ما حسرت‌هایی را در زندگی خود داریم و گاهی در زندگی، به دیروز فکر می‌کنیم و آن‌چه را که از دست داده‌ایم در ذهن می‌آوریم. این آهنگ به طرز خیره‌کننده‌ای کوتاه و غم‌ناک است.

«فایل رادیویی را بشنوید»

دانلود فایل رادیویی (۵/۲ مگابایت)

آهنگ Yesterday برای نخستین بار از سوی گروه بیتلز در اواسط دهه‌ی شصت میلادی ضبط و عرضه شد. این آهنگ اگرچه با نام بیتل‌ها شناخته می‌شود اما خالق اصلی آن یکی از اعضای گروه بیتلز است. «پل مکارتنی» در ابتدا ملودی این آهنگ را خلق کرد و بعد شعری را برایش سرود.
این قطعه، به عقیده‌ی بسیاری از منتقدین موسیقی بهترین و موفق‌ترین کار موسیقی مکارتنی‌ست.
او در باره این آهنگ می‌گوید: «ملودی، هنگام شب به ذهنم خطور کرد، از تختخواب بلند شدم و پای پیانو رفتم و بعد از یکی دو ساعت کل قطعه را پرورش دادم. در ابتدا فکر می‌کردم این آهنگ ممکن است شبیه یکی دیگر از کارهای خودمان یا حتی دیگران بشود که به‌طور ناخودآگاه به ذهنم خطور کرده، اما خوشبختانه این‌چنین نشد.»

paul-mccartney

پل مکارتنی در ابتدا تصمیم گرفت نام قطعه را Scrambled Eggs (تخم مرغ های املت شده) بگذارد. او بر اساس همین نام، شعری نیز تهیه کرد. اما پس از آن‌که حدود یک‌ماه این قطعه را برای دوستان و آشنایان اجرا کرد، به دو نتیجه‌ی مهم رسید. نخست آن‌که این قطعه را هیچ‌کس پیش از این نشنیده است و دوم آن‌که شعر، مناسب موسیقی نبود. از این‌رو وی نام قطعه را به Yesterday تغییر داد و متن ترانه را نیز به همین‌صورت عوض کرد.
اما برخلاف Scrambled Eggs که سروده‌ای ساده و شوخ‌طبعانه بود، ترانه‌ی Yesterday جزو پخته‌ترین و با معنی‌ترین سروده‌های مکارتنی است که به‌نوعی نمایان‌گر وجود مشکلات در زندگی، حالت‌های افسردگی و ناراحتی‌ها مربوط به گذشته است. در واقع اگر به معنی و مفهوم کارهای بیتلز بعد از این ترانه‌ی زیبا دقت کنیم خواهیم دید که این آِهنگ، هم از دیدگاه سازبندی و تنظیم موسیقی و هم از دیدگاه نگرش به متن ترانه، نقطه‌ی عطفی در موسیقی بیتلز به شمار می‌رود.
این ترانه نخستین کاری بود که پل مکارتنی به‌تنهایی و فقط با یک گیتار آن‌را اجرا کرد و تنها از یک کوارتت سازهای زهی برای همراهی خود استفاده کرد.
هم‌چنین این نخستین باری بود که سازهای زهی در گروه محبوب بیتلز استفاده می‌شد و به همین‌دلیل به نوعی از المان‌های موسیقی کلاسیک چه از لحاظ ساز و چه از لحاظ فرم و تنظیم موسیقی، در آن استفاده شد.
paul-mccartney

این قطعه بسیار زیبا پس از انتشار، نخستین قطعه ای بود که در زمان خود – در حالی‌که طرف‌داران بیتلز اغلب جوانان بودند – مورد توجه افراد بزرگ‌سال نیز قرار گرفت و نیز نسخه‌های متعدد بی‌کلام آن از سوی بسیاری از کمپانی‌های ضبط موسیقی منتشر شد.

این آهنگ را بزرگانی چون الویس پریسلی، فرانک سیناترا، اندی ویلیامز، تام جونز و ری چارلز دوباره‌خوانی کرده‌اند و پیش از انقلاب، فرهاد هنرمند گران‌قدر موسیقی کشور آن‌را به زبان اصلی و با زیبایی بسیار اجرا کرده است.
جالب است که در زمان انتشار این ترانه بسیاری از طرف‌داران دو آتشه‌ی بیتلز، پل مکارتنی را به باد انتقاد گرفتند که چرا آن‌را به‌تنهایی اجرا کرده و عده‌ای از هواداران نیز بیم‌ناک شدند که ممکن است زمان فروپاشی گروه بیتل‌ها فرا رسیده باشد. البته این اتفاق تا ۵-۶ سال آینده رخ نداد.

  • ثمر سعیدی / مجله‌ی موسیقی ملودی
    تهیه و تنظیم فایل رادیویی از تیم رادیو ملودی