موسیقی نواحی ایران با گردآوری پرتو هوشمند راد

gooran-folk

آلبوم موسیقی آیینی «گوران» از سری آلبوم‌های موسیقی نواحی ایران به همت «پرتو هوشمند راد» از سوی موسسه فرهنگی – هنری ماهور در بازارهای موسیقی کشور منتشر شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این مجموعه که با پژوهش و گردآوری پرتو هوشمند راد عرضه شده، منتخبی است از مقام‌ها یا نظم‌های دسته‌جمعی و تک‌خوانی موسیقی تنبور گوران که توسط کلام‌خوان‌های معاصر منطقه اجرا و در محیط طبیعی زندگی‌شان ضبط شده است.

این مجموعه نتیجه‌ی بخشی از کار میدانی دوازده ساله‌ی پرتو هوشمندراد، پژوهشگر و استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست.

او راجع به شیوه‌ی تحلیل و مشاهداتش در مورد نظم‌ها می‌گوید: «من نظم‌ها را براساس برداشت خودِ موسیقی‌دان‌های گوران معرفی کرده‌ام، یعنی به‌عنوان مجموعه‌ای از «نغمه»ها و شیوه‌ی از پیش‌تعیین‌شده‌ای که در آن متن با موسیقی هماهنگ می‌شود و نه به‌عنوان تعریف کلی که از «مقام» در مباحث موسیقی‌شناسی وجود دارد.

به این نظم‌ها به‌عنوان مُدهایی (یا مواد مورد استفاده) برای آهنگ‌سازی و بداهه‌پردازی نگاه کرده نمی‌شود. به لحاظ سنت اجرایی، پدیده‌ی واریاسیُن در این موسیقی فقط به مقدار بسیار اندکی مجاز است.

با بررسی شیوه‌ی فرمولی که در آن متن‌ها با موسیقی هماهنگ می‌شوند، به نظر می‌رسد این مجموعه‌ی مشخص ارائه‌کننده‌ی یک زبان ویژه، یکدست و به‌هم‌پیوسته است، به این صورت که گویی یک آهنگ‌ساز (به اعقاد مردم یارسان از عالم روح) با هدفی واضحاً نیایشی و با توجه به متن‌ها آن را آفریده است».
کلام‌خوان‌های این دو سی‌دی عبارتند از: استاد طاهر یارویسی، سیدناصر یادگاری، کاکا بِرار استاد، سید تیمور مهرابی، سید عابد مهرابی و کاکی عزیز پناهی.

برگزیده موسیقی‌های محمدرضا درویشی رونمایی می‌شود

melodymag

برگزیده‌ی موسیقی‌های محمدرضا درویشی رونمایی می‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی آلبوم «برگزیده موسیقی سینما و تئاتر» اثر محمدرضا درویشی از سوی موسسه فرهنگی هنری «آوا خورشید» منتشر می‌شود.

این آلبوم در تاریخ ۱۷ دی‌ماه در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران رونمایی‌ می‌شود و از ۱۸ دی‌ماه این اثر در تمام مراکز فرهنگی و فروشگاه‌های موسیقی کشور توزیع خواهد شد.

به نقل از شبکه ایران آلبوم «برگزیده موسیقی سینما و تئاتر» اثر محمدرضا درویشی در پنج سی‌دی است که در آن از آثار منتخب سینما و تئاتری که محمدرضا درویشی در سال‌های گذشته ساخته است، کارهایی انتخاب شده است.

شاهین فرهت نقد در موسیقی ایران را بررسی می‌کند

shahin-farhat.jpg

برنامه «گام هفت» اين هفته با حضور دکتر «شاهين فرهت» به بررسي اوضاع نقد در موسيقي کشورمان مي‌پردازد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از ايسنا، برنامه زنده تحليلي «گام هفت» در ادامه سلسله مباحث بررسي مسايل روز موسيقي اين هفته موضوع جريان نقد در موسيقي را مورد بررسي قرار خواهد داد.

براساس اين گزارش، به گفته حشمت‌الله کلهر تهيه‌کننده اين برنامه حوزه موسيقي در حال حاضر فاقد يک جريان موثر در نقد موسيقي است که نبود اين جريان باعث تغيير ذائقه موسيقيايي مردم شده و به همين دليل در برنامه اين هفته با حضور دکتر شاهين فرهت و هادي منتظري به واکاوي اين موضوع مي‌پردازد که البته نيم‌ نگاهي نيز به شرايط کلي موسيقي کشور خواهد داشت.

همچنين به جز صحبت در خصوص شرايط نقد در موسيقي و نيم‌نگاهي به شرايط کلي موسيقي در برنامه اين هفته «گام هفت» دو ترانه «گريه کن» و «تا بهار دل نشين» با صداي مرحوم غلامحسين بنان پخش خواهد شد.

براساس اين گزارش، برنامه زنده موسيقيايي «گام هفت» با هدف بررسي شرايط و ارائه اطلاعات و اخبار مفيد در حوزه موسيقي کشور روزهاي جمعه ساعت ۲۳ به تهيه‌کنندگي حشمت‌الله کلهر روي آنتن شبکه آموزش سيما مي‌رود.

درنشست پژوهشی مطرح شد:ایرانی‌ها در تداوم آموزش‌های لومر چه کردند؟

melodymag

نشست «اولين گام‌هاي چند صدايي شدن موسيقي ايراني» با سخنراني حميدرضا اردلان و علي اكبر شكارچي در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا كنسرت پژوهشي آموزشي «اولين گام‌هاي چند صدايي شدن موسيقي ايراني» با روايت قطعاتي از رديف پيانويي و بازخواني آثار آلفرد لومر و تاثير اين هنرمند فرانسوي بر موسيقي ايران، شامگاه گذشته ـ دهم آبان‌ماه ـ به همت گروه تحقيقات هنرهاي قاجاري و با همكاري فرهنگي سفارت فرانسه در ايران، برپا شد.

در آغاز اين مراسم، مهران پورمندان ـ سرپرست گروه تحقيقات هنرهاي قاجاري ـ با اظهار خرسندي از استقبال حاضران از چنين نشست پژوهشي گفت: ده سال است كه اين گروه بر روي تاريخ اجتماعي هنر قاجار در سه حوزه موسيقي، نقاشي و معماري، پژوهش مي‌كند.

او با برشمردن اهداف گروه تحقيقات هنر قاجاري عنوان كرد: ما تلاش داريم تا بگوييم يك اثر هنري چگونه در روند زمان شكل مي‌گيرد و بازتاب دوران خودش مي‌شود. كوارتت ژوآن نيز در راستاي همين تفكر شكل گرفت و در اين كنسرت پژوهشي آموزشي يك اثر دوگانه را اجرا خواهد كرد. اجراي اين آثار به گفته پورمندان ،بازتابي از رديف موسيقي ايراني با گويش لومر است.

در ادامه ،رايزن فرهنگي سفارت فرانسه در ايران از برپا كنندگان اين برنامه تقدير كرد و گفت: سفارت فرانسه از آن جهت همكاري خود را در برپايي اين كنسرت پژوهشي اعلام كرد، زيرا اين موسيقيدان فرانسوي چند دهه در ايران زندگي كرده و يك نوع همكاري براي موسيقي رديفي ايران به ارمغان آورده است ،پس فكر كرديم بهتر است كار ويژه اين موسيقيدان به ويژه فعاليت‌هايي را كه گروه تحقيقات هنر قاجار انجام داده در چنين نشستي معرفي كنيم. در ادامه فيلم كوتاه «زمان و دوران خلق يك اثر» با مرور حضور و جايگاه آلفرد ژان باتيست لومر از ساخته‌هاي مهران پورمندان پخش شد. سپس حميدرضا اردلان ـ پژوهشگر ـ با موضوع «زبان و موسيقي» سخنراني كرد.

حمیدرضا اردلان با اشاره به فيلم كوتاه پخش شده، گفت: اين فيلم پرسپكتيوي از زمان قاجار تا اوايل دوره پهلوي ارائه مي‌دهد و در اين فاصله مي‌توانيم اجزاي فعاليت لومر را درك كنيم كه خود يك بحث توصيفي راجع به فعاليت‌هاي اين هنرمند فرانسوي و تاثير عميق او بر دوران قاجار است اما من در اين نشست از گذشته شروع مي‌كنم و سخنراني خود را با طرح چند پرسش آغاز خواهم كرد.

او با طرح كلي پرسش‌هايش اين گونه آغاز كرد: اساسا موسيقي چند صدايي از نظر ايرانيان چيست؟ و گوش و ذهن ايراني‌ها اين موسيقي را چگونه ديده و آلفرد لومر كجاي اين موسيقي مستقر شده است؟ اردلان با پاسخ به اين سوالها بيان كرد: به موازات آمدن لومر به ايران، جنس ديگري از موسيقي در اين كشور شنيده مي‌شد، در حاليكه اولين شاخه موسيقي ما متعلق به دوران قبل از اسلام است كه در آن زمان ايران داراي فرهنگ قوي است و ما با يك تمدن تمام عيار سر و كار داريم كه گوش آنها طي قرن‌ها برآمده از زبان بود.

اين مدرس و محقق اضافه كرد: اين موسيقي كه متعلق به قبل از انقلاب است تا همين پنجاه سال پيش هم به واسطه مردمان غرب ايران دوام آورد و نمونه‌هاي آن را مي‌توان در موره و آوازهاي باستاني ايران مشاهده كرد كه به گونه‌اي است كه تا ساعت‌ها،‌روزها و شايد ساليان سال بتواند ادامه پيدا كند و صدايي كه به واسطه آن مي‌شنويم پلي فوني نيست، لذا مي‌بينيد كه در زمان ورود لومر به ايران و در دورن قبل از اسلام، نوعي از موسيقي چند صدايي وجود داشته است.

اين پژوهشگر با ارزيابي دلايل مهجور شدن اين موسيقي چند صدايي در فرهنگ ايراني طي گذر زمان گفت: بعد از ورود اسلام اين موسيقي جاي خود را به انواع ديگري مي‌دهد و به مرور منزوي مي‌شود. در حالي كه در دوران رنسانس اين جنس صدا كه در گلوي انسان وجود دارد و با تحريرهاي درشت پرتاب مي‌شود، مورد توجه قرار مي‌گيرد تا به واسطه آن فرهنگشان را ابقا كنند.

اردلان خاطر نشان كرد: در دوره اسلام موسيقي به سمت باطني سير مي‌كند و همه صداها در جستجوي امر واحد است، لذا اين نحوه تلقي در دوران پيش از اسلام كه به دنبال كثرت اصوات بوده قدغن مي‌شود. يعني موسيقي چند صدايي به دليل ايدئولوژي حاكم بر اين سرزمين اجازه دوام پيدا نمي‌كند، اما در موسيقي رديفي كه لومر در دوره قاجار روي آن كار كرد ديگر حكومت و مذهب مطيع هم نيستند.

به گفته اردلان، لومر زماني به جامعه ايران وارد مي‌شود كه مدرنيته آغاز شده و اومانيزم در حال شكل‌گيري است و عالم انساني اهميت پيدا كرده ،لذا موسيقي چند صدايي قابل شنيدن است. اردلان معتقد است: تاثير لومر بر موسيقي ايران آنچنان زياد و فراگير بوده كه هنوز بعد از آن دوران، موسيقيدانان ما تعليم خود را نمي‌توانند از داشته‌هاي لومر خارج كنند و اغلب تربيت آهنگسازان به سمت گرايش رمانتيك و كلاسيك است. پس آنجايي كه وظيفه لومر بوده به خوبي انجام شده است اما آنجايي كه بايد از سوي ما كارهايي صورت مي‌گرفت كوتاهي صورت گرفته است.

سپس قسمتي از موسيقي «به زندان شوشتري» از ساخته‌هاي حسين دهلوي پخش شد و سپس حميدرضا اردلان گفت: دهه‌ها از حضور لومر در ايران گذشته و بيش از چند نسل عوض شده است اما اگر اين قطعه «به زندان شوشتري» را با كوارتت لومر مقايسه كنيم يك سولوي ويلن در دستگاه شوشتري مي‌شنويم و در اثر لومر هم يك ملودي و زمينه را گوش مي‌دهيم كه شباهت‌هايي با هم دارند.

وي ادامه داد: لومر به اين واسطه يك گويش ايراني را براي كشور به ارمغان آورد كه شنيدار جديدي دارد. او اولين نگارش‌ها را براي موسيقي صورت داد و واسطه كاغذ را براي ما به ارمغان آورد. اينجا واسطه عقل شديدتر است در حالي كه در دوران قبل از لومر واسطه قلبي وجود داشت اما اينجا صوت و تصوير با هم به دست مي‌آيد زيرا ضرورت تاريخي اين گونه ايجاب مي‌كند.

اين مدرس در پايان سخنان خود عنوان كرد: لومر در كار خود تعصب جانبدارانه‌اي نداشت،بلكه آنقدر انعطاف به خرج داد كه هم از ايرانيان بياموزد و هم به آنها آموزش دهد و بنده گواهي مي‌دهم كه لومر وظيفه خود را به خوبي انجام داده است اما آيا ما ايراني‌ها در تداوم آموزش‌هاي لومر وظيفه خود را ايفا كرديم؟

به گزارش ايسنا، در ادامه اين برنامه قطعاتي در چهارگاه و همايون توسط كوارتت ژوآن اجرا شد و سپس علي اكبر شكارچي با موضوع «تطابق آثار نوشته شده آلفرد لومر و رديف موسيقي ايراني» سخنراني كرد.

او گفت: هر اتفاق خاصي كه در جامعه‌اي بيفتد ريشه‌هاي ديگري دارد كه به مرور زمينه تحولات اجتماعي را فراهم مي‌كند. در دوراني كه لومر در ايران زندگي مي‌كرد نيز در دنيا و به ويژه اروپا جنبش‌هاي بسياري حاصل شده بود. لذا دولتمردان ايراني براي عقب نماندن از اين رشد و دگرگوني در عرصه‌هاي مختلف همچون موسيقي اقدامات فراواني انجام دادند. به گفته شكارچي، لومر در دوره‌اي وارد ايران مي‌شود كه انحطاط حكومتي و عقب ماندگي همه جانبه غوغا مي‌كند و در اين دوره همه چيز به طور طبيعي به سمت نو شدن مي‌رود كه اين سرآغاز بهار انقلاب مشروطيت است.

او خاطر نشان كرد: در راس اين انقلاب، اميركبير قرار دارد كه دستور ساخت دارالفنون را مي‌دهد، اما حكومتي كه به انحطاط رسيده در مراسم افتتاح دارالفنون اميركبير را به باغ فين تبعيد و او را مي‌كشد، به همين دليل هم موسيقيداناني كه در خدمت دربار بودند چه به لحاظ فاصله از حكومت و چه به لحاظ شيوه نواختنشان دچار تغيير مي‌شوند.

اين پژوهشگر و نوازنده كمانچه معتقد است: مي‌توان وضعيت مردم ايران را در اين دوره و به واسطه موسيقي آنها احساس كرد. لومر نيز در اين ميان وظيفه دارد به آموزش خواندن و نوشتن موسيقي بپردازد. به همين دليل مردم ما به سرعت و با استعداد و ذوق ايراني نت را فرا مي‌گيرند، اركسترهاي متعددي تشكيل مي‌دهند و حتي لومر اشاره مي‌كند كه در اين زمان ۳۵ ترانه عاميانه را براي پيانو تنظيم مي‌كند.

شكارچي ادامه داد: در كنار فعاليت‌هاي لومر، گروه‌هايي شكل مي‌گيرند كه اين بار در كنار مردم قرار دارند پس در اين عرصه به سادگي نمي‌توان از شكل‌گيري اركستر انجمن اخوت گذشت، زيرا تا قبل از آن چنين وضعيتي فراهم نبود. در حاليكه در اين اركستر برجسته‌ترين موسيقيدانان ايراني حفظ شده و كار مي‌كنند و مي‌توان ديد كه اين چهره‌هاي برجسته چگونه موسيقي ايران را پاس داشتند و به نسل بعد منتقل كردند. او ريشه چنين اتفاقي را در همان جنبشي دانست كه آن زمان در ايران شكل گرفته بود.

اين استاد ادامه داد: چنين فعاليت‌هايي بازتاب آن بود. البته لومر اشاره دارد كه قطعات را به سفارش مظفرالدين شاه ساخته و مورد توجه شاه قرار داشته اما بنده معتقدم كه اين اتفاقات در جهت هم‌سويي همه چيز تغيير مي‌كند.

شكارچي، همچنين در بخش پاياني سخنان خود با ارزيابي قطعات ساخته شده توسط لومرعنوان كرد: كار خلاقانه لومر در نوشتن اين قطعات در نظر گرفتن يك بخش اعلان براي معرفي اثر است كه تحت تاثير موسيقي‌هاي توصيفي و يا اورتورها ساخته شده است و به نوعي اين اعلان‌ها از انسان‌هايي كه همديگر را صدا مي‌كنند و درخواست كمك دارند دور نيست.

به گزارش ايسنا، در بخش پاياني اين كنسرت پژوهشي آموزشي ،سومين كوارتت زهي لامينور اثر شارل گونو توسط كوارتت ژوان نواخته شد.

بنا بر اين گزارش،«آلفرد ژان باتيست لومر فرزند يك پرورش‌دهنده گل در يكي از شهرهاي كوچك شمال فرانسه بود كه در شانزده سالگي به واسطه استعداد و علاقه‌اي كه از خود در موسيقي نشان داد وارد كنسرواتوار پاريس شد.

لومر در سال ۱۸۶۳ پس از فارغ‌التحصيل شدن در نوازندگي فلوت، آهنگسازي و اصول رهبري براي خدمت در دسته موزيك هنگ سربازان زبده‌ي گارد جمهوري فرانسه را براي هفت سال ياد گرفت و در سال ۱۸۶۴ به نيابت رهبري موزيك انتخاب شد.

او در سال ۱۸۶۸ به درخواست دولت ايران و حكم وزير جنگ دولت فرانسه به ايران عازم شد، تا موسيقي نظامي ناصرالدين شاه را سامان بخشد از اين رو تا پايان عمرش در ايران باقي ماند.

مصادف با اولين سفر مظفرالدين شاه به اروپا اولين اشكال نت‌نويسي از رديف موسيقي ايراني نيز به ثبت رسيد و در اين ميان آلفرد لومر به همراهي ارسلان خان ناصرهمايون گوشه‌هايي از دستگاه چهارگاه،‌همايون و ماهور را براي پيانو به شكل يك سوييت تنظيم كرد و آنرا در فرانسه به چاپ رساند. ارزش اين نت‌نگاري هيچ وقت و در هيچ كجا به عنوان برداشتي از موسيقي كلاسيك ايراني مطرح نشد و ويژگي‌هاي آن هيچگاه مورد بررسي قرار نگرفت مگر تا اين اواخر كه فقط نسخه‌اي از آن با اجراي آن به چاپ رسيد.

راه اندازي شعبه موزيك دارالفنون، نوشتن اولين سرود ملي قاجار با عنوان «سلام»،نوشتن قطعاتي چند براي پيانو براساس موسيقي ايراني، انتشار اولين رساله‌هاي تئوري موسيقي و هارموني و هچنين اولين نت‌نويسي از رديف موسيقي ايراني براي پيانو از جمله اقدامات موسيقي او بود كه زير بناي موسيقي آكادميك و نوين ايران را به وجود آورد.»

یک نقد موسیقی خوب چه ویژگی هایی دارد؟

melodymag

یک نقد موسیقی خوب چه ویژگی هایی دارد؟ «سهند اطهری» مقاله‌ای را در خصوص نقد نویسی در حوزه‌ی موسیقی برای مجله‌ موسیقی ملودی نگاشته است که با هم آن‌را می‌خوانیم. در این نوشته سعی شده است تا با مروری سریع بر رویکردهای نقد در موسیقی، ملاک و روشی عملگرایانه برای نوشتن نقدی خوب و اصولی در موسیقی ارائه شود.
سهند اطهری: کلمه ی نقد در زبان فارسی به معانی مختلفی به کار رفته است. اغلب این معانی به پول و سیم و زر ربط پیدا می کنند. مثل جدا کردن درم های سره از ناسره، سره کردن سیم، نظر کردن در درم ها و جز آنها و خوب و بد آنها را از هم جدا کردن. اما در لا به لای معانیِ مرتبط با سیم و زر، معانی دیگری هم یافت می شوند، مثل: بهینِ چیزی بر گزیدن، آشکار کردن عیب کلام را، نظر کردن در شعر و سخن و تمیز دادن خوبِ آن از بدش. در واقع یعنی وقتی ما چیزی را نقد می کنیم، قصد داریم خوبی هایش را از بدی هایش جدا کنیم و به نمایش بگذاریم. در مورد یک اثر هنری هم کم و بیش ماجرا همین است. نقد یک اثر هنری به مثابه درشت نمایی کردن نقاط قوت و نقاط ضعف آن است که همینطوری، در اثر با هم مخلوط هستند. با این هدف که از طرفی، مخاطبِ آن اثر با اطلاعات و تحلیل هایی دقیق از همان اثر آشنا شود و از طرف دیگر، اگر خالق اثر هم مایل بود نظراتی در مورد اثرش بداند این امکان برایش فراهم باشد. نظراتی که از دید مطلع و اصطلاحاً کارشناسی بیان شده اند.
نقد، در انواع و اقسام رسانه ها و مدیوم های هنری وجود دارد. مثلاً نقد کتاب، نقد داستان، نقد فیلم، نقد تئاتر و … . در هر کدام از این رسانه ها هم، معیارهای مختلفی برای نقد وجود دارد. در واقع اتفاقی که در نقد می افتد این است که یک اثر، بر اساس معیار ها و محک های مشخصی که متناسب با آن اثر هستند مورد بررسی قرار می گیرند و سبک و سنگین می شوند. در مورد موسیقی هم، فرایند نقد تقریباً مشابه است. یعنی در درجه ی اول، نظراتِ بیان شده در نقد، از دید کارشناسی مطرح شده اند و در واقع دیدگاهِ این فرد منتقد قرار است به افزودن بر آگاهی خوانندگانِ نقد بیانجامد. در درجه ی بعدی هم، وجود معیار و محکی متناسب با بستر یا مکتبی که نقد در آن صورت می گیرد ضروری است. حال پرسشی که ممکن است در اینجا مطرح شود این است که منظور از دیدگاه کارشناسی چیست؟
در واقع منظور این است که اگرچه انگیزه ی آغازین یک نقد تا حد زیادی سلیقه یا عقیده ی فردیِ منقتد است، اما این سلیقه زمانی به عنوان بُن مایه ی نقد قابل ارائه است که ساخته و پرداخته شده باشد و چیزی پر و پیمان تر از یک ابراز سلیقه ی عادی باشد. مثال های زیر را در نظر بگیرید:

  • ۱- من آبدوغ خیار را به تاس کباب ترجیح می دهم. اگرچه تاس کباب هم بد نیست.
  • ۲- من تحمل کله پاچه را ندارم. بویش را اصلن دوست ندارم.
  • ۳- شکلات تلخ بهتر از شکلات شیری است. این از لحاظ علمی هم ثابت شده است.

در این مثال ها، ما مواجه با ابراز سلیقه های ساده ای هستیم که معیار مشخصی را برایشان نمی توان ارئه داد. به عبارت دیگر، دلیل یا سلسله دلایل منسجم و قاطعی برایشان موجود نیست، و دلیلی هم ندارد موجود باشد. حال آن که در مورد هنری مثل موسیقی که قواعد، ساختار، اصول و مفاهیم زیباشناختی و ژانر ها و سبک های زیادی دارد، معیارهای زیادی هم برای بررسی نقاط قوت و ضعف یک اثر وجود دارد. حالا مثال های زیر را در نظر بگیرید:

  • ۱- بازه ی صدایی آقای «ایکس» بیشتر از محدوده ی دو اکتاو را پوشش می دهد که این به لحاظ تکنیکی نقطه قوت بزرگی است.
  • ۲- خانم «ایگرگ» موقع خواندن از حنجره ی خود استفاده می کند، یعنی به تارهای صوتی اش فشار می آورد و این امر در آواز کلاسیک نقطه ضعف به شمار می رود. اگرچه رنگ صدایی که تولید می شود، بی شباهت به رنگ آواز کلاسیک نیست و این می تواند نقطه قوتی برای ایشان باشد.
  • ۳- گروه «فلان» تناقض های اجتماعی را به عنوان دستمایه ی شعرها و ترانه هایشان انتخاب کرده اند و این، به آثارشان رنگ و بوی طنز تلخ اجتماعی می دهد. ویژگی ای که در دهه ی ۶۰ میلادی در کارهای گروه «فلان ها» هم وجود داشت.

در این مثال ها، ما مواجه با نظراتی هستیم که از دید شخصی نسبتن مطلع از اصول و تاریخچه ی موسیقی و تناقض های اجتماعی بیان شده و در عین این که اطلاعات مفیدی در بر دارند، نشان دهنده ی ظرایفی هم هستند که ممکن است شنونده یا مخاطبِ کم دقت تر، از آنها به راحتی گذشته باشد.
علاوه بر اینها، باید توجه داشت که نقد موسیقی گونه های مختلفی دارد. یک گونه ی رایج نقد، گزارش کنسرت است. این بخش از ژورنالیسم موسیقی، که معمولن اختصاص به طیف گسترده ای از مخاطبین دارد، در پی این است که آنچه در یک کنسرت رخ داده است را ارزیابی کند، تا هم یک برآورد برای کسانی که در کنسرت شرکت نداشته اند به دست بدهد و هم از زاویه های جدیدی، برای کسانی که در کنسرت شرکت داشته اند تفاسیر و توضیحاتی ارائه دهد. این توضیحات معمولن شامل دو بخش است: یکی شرح آنچه اجرا شده است و این که چقدر خوب اجرا شده، و دومی اظهار نظر نویسنده ی گزارش بر اساس معیارها و عقاید مشخص.
و اما در گونه ی تخصصی تری از نقد، موسیقی از دیدگاه زیبایی شناختی، اثرگذاری یا ارزشمندی هنری ارزیابی می شود. یکی از رایج ترین فوت و فن های مفید در این گونه نقد، مقایسه است: آثاری که در یک ژانر قرار می گیرند یا در یک دوره ی تاریخی خلق شده اند یا توسط یک آهنگساز ساخته شده اند، می توانند با وام گیری از یکدیگر مورد بررسی قرار بگیرند. بدین ترتیب، با نگاه کردن به اثر از یک چشم انداز موسیقایی وسیع تر، تصویرِ گویاتری از موسیقی یا اثر مورد نقد به خواننده ارائه می شود.
علاوه بر اینها، گونه ای دیگر از نقد وجود دارد که در آن، موسیقی در پرتو فرهنگ و جامعه، گذشته و حال مورد ارزیابی قرار می گیرد. نقطه ی آغازین نقدهایی از این دست، این دیدگاه است که موسیقی در خلاء به وجود نمی آید، بلکه در اساس، زوایای مختلف جامعه ای که در آنها تولید شده، و آهنگسازانی که آنها را تولید می کنند را باز می تابند. در این گونه از نقد، رویکرد های مختلفی وجود دارد. از جمله مهم ترین رویکردهایی که در نقدِ از دیدگاه فرهنگی اجتماعی وجود دارند عبارتند از نقد فرهنگی، نقد فمینیستی، نقد جنسیتی و نقد مارکسیستی. در اینجا تنها مختصری درباره ی این رویکرد ها ارائه می شود و در پایان این نوشتار منابعی برای علاقمندان به مطالعه ی بیشتر پیشنهاد خواهد شد.

نقد فرهنگی: در نقد از منظر تاریخ اجتماعی یا تاریخ فرهنگی این امر مورد مطالعه قرار می گیرد که موسیقی از چه طریقی با محیط فرهنگی اش ارتباط می یابد و آیا این محیط مربوط به گذشته است، یا حال، یا تلفیقی از این دو. به عنوان مثال از آنجایی که سبک موسیقی جَز در اوایل قرن بیستم از خلال سبک های آفریقایی- امریکایی ظهور کرده است، می تواند نه تنها به ازای محتوای موسیقایی اش مورد مطالعه قرار بگیرد، بلکه می تواند به ازای پیوندهای مفهومی ای که بین شنونده و نوازنده یا خواننده ی آفریقایی- امریکایی برقرار می کند هم مورد بررسی قرار بگیرد.

نقد فمینیستی: نقد موسیقی از منظر فمینیستی از این طرز فکر سرچشمه می گیرد که جنسیت آهنگسازان و شنوندگان نه تنها بر شیوه ی تولید و شنود موسیقی اثر می گذارد، بلکه بر نحوه ی پذیرشِ موسیقی در جامعه نیز اثر می گذارد. باید توجه داشت که نباید نقد فمینیستی را صرفن به نقد نوشته شده توسط زنان یا نقدِ موسیقی دانان زن تلقیل داد. این رویکرد، سرفصل های زیادی را گشوده است [۳].

نقد جنسیتی: نقد جنسیتی که اشتراکات زیادی با نقد فمینیستی دارد، اغلب در حوزه ای به نام مطالعات جنسیت با آن پیوند می خورد.

نقد مارکسیستی: این رویکرد که پیش از فروپاشی کمونیسم، در کشورهای کمونیستی خصوصن اتحاد جماهیر شوروی رایج بوده است، به دلیل اثرگذار بودنش مهم ترین رویکرد در نوشتار موسیقایی به شمار می رود. دیدگاه سیاسی مارکسیستی بر این امر تکیه می کند که تقابل بنیادی ای بین کارگران و صاحبان سرمایه، و پیش از آن بین طبقه ی رعیت و طبقه ی فئودال یا ارباب وجود دارد [۲]. بررسی گرایش به سبک های ساده تر و ارزانتر در طبقات زیرین جامعه و گرایش به موسیقی پیچیده تر و پرهزینه تر در طبقات بالای جامعه می تواند در بستر نقد مارکسیستیِ موسیقی موضوعیت بیابد.

بنابر آنچه گفته شد، نقد موسیقی به لحاظ محتوا ممکن است شامل بررسی یک کنسرت یا یک اثر هنری و یا فعالیت های یک هنرمند باشد که در آن، منتقد، از دیدگاهی مطلع و اصولی به ارزیابی موضوع می پردازد. منتقد باید نظرات شخصی خود را نیز به گونه ای اصولی و عاری از “خشونت قلم” و همینطور “دلدادگی و سرسپردگی” بیان کند. در عین حال ممکن است منتقد در نقدش، یکی از رویکردهای ذکر شده را انتخاب کرده باشد. و اما این محتوا هرچه باشد، نیاز به ساختاری برای نوشته شدن دارد.
ساختارهای مختلفی را می توان برای نوشتن نقد موسیقی انتخاب کرد. یکی از ساختارهایی که می توان به مثابه یک استاندارد از آن سود جست، که هم مفید و گویاست و هم خالی از زواید، به شرح زیر است:

  • ۱. مقدمه: این بخش در واقع آغاز متن است. هدف از نوشتن متن و معرفی موضوع نقد در این بخش بیان می شود. اگر مناسبتی یا بهانه ای انگیزه ی نوشتن متن شده، خالی از لطف نیست که به آن نیز اشاره ای بشود. این بخش در مجموع معرف چیزی است که خواننده قرار است در طول متن بخواند.
  • ۲٫ شرح: در این بخش توضیحاتی در باب هنرمند، گروه یا ساختار اثر مورد بررسی یا آنچه در کنسرت گذشته است ارائه می شود. در واقع در این قسمت کلیات آنچه قرار است نقد بشود به شکلی عینی و بدون قضاوت فراهم می شود. اگر موضوعِ نقد یک آلبوم موسیقی باشد، ممکن است کلیاتی در مورد میکس و مسترینگ هم بیان شود.
  • ۳٫ نقاط قوت: حالا در این قسمت، نقاط قوت موضوع مورد نقد به لحاظ هنری – و اگر لازم باشد و از توان منتقد بر بیاید از دیدهای فنی مثل صدابرداری، ضبط، میکس و مسترینگ و … – بسط و توضیح داده می شود. طبعن به اقتضای ضرورت، باید از اطلاعات ارائه شده در بخش ۲ یعنی شرح هم استفاده کرد. بیان نقاط قوت، باید با پرهیز از به کار گیری صفات اغراق آمیز انجام شود تا القا کننده ی “سرسپردگی” منتقد نسبت به اثر نباشد.
  • ۴٫ نقاط ضعف: می توان این بخش از نقد را بخش ظریف و حساس آن شمرد. بیان نقاط ضعف یک اثر هنری یا فعالیت های یک هنرمند این نگرانی را با خود به همراه دارد که باعث ناراحتی خودِ هنرمند یا طرفداران و علاقمندان او یا هنرش گردد. از این رو همچنان مثل بخش ۳، لازم است که به دور از غرض ورزی یا “خشونت قلم” و بر اساس معیارهای متناسب با رویکرد انتخابی مان به بیان نقاط ضعف پرداخته شود. این روش درواقع به نوعی “اخلاق نقد” مورد توجه قرار می دهد.
  • ۵٫ نتیجه گیری: در این بخش که بخش پایانی نقد است، آنچه در بخش های ۲ و ۳ پرورانده شد، به بار می نشیند و به صورت یک پاراگراف کوتاه بازنویسی می شود. به عنوان یک نمونه ی کلیشه ای ساده می توان نقاط مثبت بخش ۳ را دوباره برشمرد و از آنها ابراز خرسندی کرد و در عین حال ابراز امیدواری کرد که نقاط منفی بیان شده در بخش ۴ در کارهای بعدی یا آثار بعدی بهبود بیابند.

بد نیست به خاطر داشته باشیم که موسیقی ایران شرایط آسیب پذیری را از سر می گذراند و نیاز به فضا برای رشد و بلوغ دارد. خوب است نقدهایمان همواره پیام تشویق آمیزی را در خورد نهفته داشته باشد ولی در عین حال از نقاط ضعف یا راه حل های ممکن برای بهبود آنها چشم نپوشند. هدف اصلی ما از نوشتن نقد این است که با دقت و وسواس اطلاعات و تحلیل های مفیدی را به مخاطب اثر ارائه دهیم. بعد از آن هدف ما بیان آن چیزی است که به مثابه منتقد، معتقدیم. فراموش نکنیم که هدف از نقد نویسی این نیست که کسی را مذموم یا محکوم کنیم و یا اینکه روش کاری یک یا چند هنرمند را به کل متحول کنیم. کاربردی ترین روش برای رسیدن به این هدف هم به همان شیوه که در این نوشته آمد، بیان نقاط قوت و نقاط ضعف اثر هنری به طور همزمان است. با امید به این که در عرصه ی موسیقی و نقد موسیقی شاهد نوشتارهای متین و پرباری باشیم.

  • سهند اطهری / مجله موسیقی ملودی

آواز جارچی‌های قدیم در همایش آواهای موسیقی

دبير دومين همايش كار آواهاي موسيقي از حضور پرقدرت ۱۷ گروه موسيقايي از ۱۵ استان كشور براي اجراي برنامه در حوزه هنري خبر داد .

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی هوشنگ جاويد اعلام كرد: طبق برنامه‌ريزي‌هايي كه انجام گرفته در كنار ۱۷ گروهي كه در طول همايش به اجراي برنامه خواهند پرداخت، يك نفر سخنران نيز براي تشريح موسيقي آن گروه نمايشي و منطقه توضيحاتي را به مخاطبان ارائه خواهد داد.

او درباره‌ي نحوه‌ي حضور گروه‌هاي مختلف شهرستاني در اين دوره از همايش به ایسنا گفت: يك گروه بافنده از قاليبافان طارم عليا دراستان زنجان آوازهاي قاليبافي را ارائه خواهد داد. ضمن اين كه از منطقه بادرود و نطنز آوازهاي كوزه گران، آوازهاي چله كش‌هاي قالي و آوازهاي پنبه‌زن‌ها را براي مخاطبان عرضه مي‌كنند.

دبير دومين همايش كارآواهاي موسيقي به پايگاه حوزه هنري همچنين خبر داد: از سه استان تهران، لرستان و قزوين آوازجارچي‌هاي قديم را مي شنويم. ضمن اين كه از منطقه جنوب خراسان آيين‌هاي موسيقايي كشاورزان و شبانان را به صورت بازي‌هاي آييني به علاقه‌مندان موسيقي كار ارائه خواهيم كرد.

جاويد گفت: از منطقه بندر لنگه و استان هرمزگان نيز شاهد اجراي آواهاي كار اين منطقه خواهيم بود كه به شكل ويژه‌يي در قالب يك گروه ۲۰ نفره اجرا مي‌شود.

دبير دومين همايش كارآواهاي موسيقي خاطر نشان كرد: تلاش كرده‌ايم كه اين دوره از همايش پربارتر از گذشته و در تكميل پرونده موسيقي كار در كشور باشد و اميدوارم در اين دوره چيزي از قلم نيفتاده باشد.

افشای ناگفته‌هایی از موسیقی ایران در «فی فن الالحان»

music-blue

«فی فن الالحان» عنوان کتابی است پژوهشی در مورد موسیقی ایران از سیدمحمدتقی حسینی است که مرکز موسیقی حوزه هنری آن‌را تولید کرده و به زودی توسط انتشارات سوره مهر منتشر می‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، نویسنده کتاب درباره شکل‌گیری کتاب گفت: در اواسط دهه هشتاد در بازدیدی که از کتابخانه سلطان محمد فاتح در شهر استانبول ترکیه داشتم با یک رساله تاریخی موسیقی ایران مواجه شدم که در آن هیچ اثری از نام نویسنده کتاب دیده نمی‌شد.
وی ادامه داد: پس از بررسی این کتاب احساس کردم این اثر به خوبی زوایای تاریخ موسیقی ما را در قرن نهم هجری بازگو کرده است لذا تصمیم به بسط و تحریر این کتاب را گرفتم.

حسینی سپس به مطالب کتاب اشاره و بیان کرد: این اثر به مانند رساله موسیقی فارابی، بیشتر مباحث نظری و تعاریف و اصطلاحات موسیقایی را بیان داشته است. این کتاب کمک شایانی به پژوهشگران و دانشجویان حوزه تاریخ موسیقی خواهد داشت.

وی در پایان به دورنمایی که این کتاب به خواننده می‌دهد اشاره کرد و افزود: فارغ از اینکه این کتاب یک اثر تاریخی درباره پیشینه موسیقی است یک متن ادبی است که می‌تواند به نوعی زوایای ادبی در آن سده تاریخی را بازگو کند.

پیش از این انتشارات سوره مهر کتاب «نغمه رود» را از سیدمحمد تقی حسینی درباره نشان‌ها و سازنامه‌های عبدالقادر بن‌غیبی حافظ مراغه‌ای به چاپ رسانده است.

نقد استفاده از آهنگ‌های پاپ در نوحه‌خوانی

taazieh

يك پژوهشگر حوزه‌ي تاريخ هنر معتقد است: در نوحه‌خواني‌ها و مراسم عزاداري و حتا تعزيه‌خواني‌ها، رديف‌ها و دستگاه‌هاي آوازي ايران كه از قديم در اين مراسم استفاده مي‌شد، رعايت نمي‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از ایسنا، محمودرضا سليماني گفت: متأسفانه برخي افراد در نوحه‌خواني‌ها از ترانه‌هاي جديد و حتا يكسري آهنگ‌هاي پاپ استفاده مي‌كنند، در صورتي كه عاشورا مسأله‌اي بسيار اساسي و زاييده‌ي فرهنگ ايراني است.

وي بيان كرد: به‌جز ايران، در هيچ فرهنگي فرهنگ عاشورا را نمي‌بينيم. اين فرهنگ به ايران متعلق است و موسيقي ايراني نيز جايگاه خاصي در آن دارد.

او اصلي‌ترين جايگاه در فرهنگ عاشورا و فضاي فرهنگي و هنري عاشورا را موسيقي آن دانست و اظهار كرد: مسائلي مانند نقاشي، نگارگري، خط، تذهيب و صنايع دستي دست به دست هم داده‌اند تا فرهنگ عاشورا را زنده نگه دارند. به همين دليل، اين زاييده‌ي فرهنگ و هنر ايراني است.

اين عضو مركز پژوهشي مطالعات راهبردي فرهنگي جهان اسلام دانشگاه امام رضا (ع) افزود: بخش انبوهي از تاريخ هنر ايران به برخي مسائل در فرآيند شيعه، شيعه‌گري و عاشورا برمي‌گردد. بنابراين درست نيست برخي مسائل را به موسيقي عاشورايي وارد كنيم.

یک پژوهشگر: موسیقی پاپ بر مداحی تاثیر می گذارد

music
منصوره ثابت‌زاده گفت: رواج موسيقي‌هاي پاپ بر الحان موسيقي و مداحي تاثير گذاشته كه اين خود حاصل بي‌توجهي به موسيقي مداحي به عنوان يك نوع از موسيقي مذهبي است.

منصوره ثابت‌زاده پژوهشگر موسيقي در خصوص وضعيت نامناسب موسيقي مذهبي در شرايط كنوني گفت: رواج موسيقي‌هاي پاپ بر الحان موسيقي و مداحي تأثير گذاشته كه اين خود حاصل بي‌توجهي به موسيقي مداحي به عنوان يك نوع از موسيقي مذهبي است. چرا كه وقتي كنترل مناسبي صورت نگيرد اين نوع موسيقي‌ها و راويان آنها هم گرايشات معاصر را كه بيشتر از راديو تلويزيون پخش مي‌شود، به خود مي‌گيرند.

وي ادامه داد: راديو و تلويزيون بيشتر موسيقي غيرسنتي، پاپ و تلفيقي را پخش مي‌كنند كه اين مسئله خواه ناخواه در الحان تمام قشرهاي مختلف موسيقي وارد مي‌شود و تأثير خود را بر موسيقي مذهبي مي‌گذارد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از فارس، اين پژوهشگر با بيان اين كه در مواردي شاهد اجراي موسيقي‌هاي بسيار نامناسب در مراسم‌هاي مذهبي هستيم، اظهار داشت: به عقيده من اين موسيقي و مداحي كه در داخل و بويژه در شهرهاي بزرگ مثل تهران، مشهد، شيراز، تبريز و …وجود دارد يك نوع موسيقي بسيار سبك است كه هيچ ارتباطي به موسيقي مداحي كه عميقا با مسائل مذهبي در ارتباط است، ندارد. در اين نوع موسيقي‌ها تنها ممكن است كلمات مذهبي باشد كه به دليل اين كه ملودي‌ها ملودي‌هاي بسيار سبكي هستند، هيچ ارتباطي با موسيقي مذهبي ندارند.

وي در خصوص ارتباط موسيقي سنتي و مذهبي گفت: بعد از اسلام و بعد از ورود اعراب به ايران موسيقي هم مثل مجسمه‌سازي دو جايگاه پذيرش و نفي پيدا ‌كرد.جايگاه نفي براي موسيقي به خاطر استفاده از لهو و لعب بود كه به صورت كلي زير سوال برده شده اما بعد از اسلام موسيقي را به شرط اين كه هدف متعالي داشته و سالم باشد مجاز مي‌دانستند. در واقع برخورد با اين موسيقي‌هاي مجاز در خانقاه‌ها و در افكار عارفانه شكل گرفت.

ثابت‌زاده بيان داشت: موسيقي از قرن‌ها پيش در ايران بوده و با ورود اسلام اين موسيقي وارد حيطه مذهب شده و اشعار عرفاني و مذهبي را هم در برگرفته. بنابراين در يك مقاطعي از تاريخ موسيقي ايران، مذهب موجب ثبات، دوام و اشاعه موسيقي از طريق موسيقي مذهبي شده است.

اين پژوهشگر در خصوص نقش مراكز هنري در اشاعه مداحي‌هاي مناسب اظهار داشت: متاسفانه در شرايط كنوني هيچ مركز و نهاد دولتي در اين زمينه اقدامي نمي‌كند و هيچ برنامه‌اي هم براي حفظ و اشاعه سنت‌هاي اصيلي موسيقي و طور كلي موسيقي مذهبي ندارد. 

تعزیه از اصول موسیقی دستگاهی فاصله می گیرد

taazieh

ساختار موسیقی تعزیه بر مرکب خوانی استوار است و در هنر تعزیه به اندازه هر یک از شخصیتها گویش موسیقایی مبتنی بر موسیقی ردیف دستگاهی وجود دارد ولی متاسفانه تعداد زیادی از تعزیه خوانها از اصول و مبانی موسیقی ردیف دستگاهی فاصله گرفته اند.

ایرج نعیمایی پژوهشگر موسیقی ضمن بیان این مطلب هنر تعزیه را از مهمترین فاکتورهای حفظ میراث معنوی دانست و گفت : هنر تعزیه بر ردیف موسیقی دستگاهی استوار است و یکی از عوامل حفظ میراث موسیقی ردیف تعزیه بوده است. از همین رو، اگر نگاهی دقیق به هنر تعزیه و نوحه خوانی و مداحی در گذشته بیاندازیم به درستی متوجه می شویم که نوحه خوانها و مجریان تعزیه آشنایی کامل با موسیقی دستگاهی داشته اند به عنوان مثال اساتیدی چون طاهرزاده و تاج اصفهانی تسلط کامل به ردیفهای موسیقی داشتند و حتی در این زمینه تعلیماتی به علاقمندان به هنر تعزیه و یا مداحان و نوحه سرایان می دادند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از مهر، نعیمایی در ادامه به کاربرد موسیقی دستگاهی در اجرای آیینهای عاشورایی اشاره کرد و گفت: هر یک از فواصل موسیقایی کاربرد و تاثیرات خاص خودش را دارد. این فواصل در جهت ایجاد هیجان، برانگیختن روح حماسی، رحمت و شجاعت در روح انسان موثر است اما متاسفانه آنچه به عنوان موسیقی عاشورایی در حال حاضر از آن یاد می شود آن نوع موسیقی نیست که کاربرد آیینی داشته باشد. این در حالی است که اجرای تعزیه غیر از رعایت اصول موسیقی دستگاهی امکانپذیر نیست البته در بخش مخالف خوانی که متعلق به اجرای نقشهای منفی چون شمر، یزید و یا عمرسعد است اجازه آوازخوانی وجود ندارد و مجریان این نقشها دیالوگهای خود را با صدای بلند و حفظ خشونت در لحن صدا به صورت دکلمه اجرا می کنند تا زشتی رفتار این پرسوناژها برای مخاطب بیش از پیش مطرح شود.

این پژوهشگر موسیقی در ادامه صحبتهای خود ضمن انتقاد از تغییر شیوه اجرای تعزیه و نزدیک شدن آن به نمایشهای تئاتری گفت: هنر تعزیه از جمله مراسم خاصی است. در تعزیه گردانی و نوحه خوانی تماشاگر وجود خارجی ندارد و هر یک از مخاطبهای اجرا جزئی از صحنه تعزیه هستند از همین رو، هر گونه تغییر و دخل و تصرف در شیوه اجرای آن را نادرست می دانم.

نعیمایی در ادامه نقش کلام در شکل گیری موسیقی عاشورایی را مهم ارزیابی کرد و گفت : شعر به عنوان عاملی برای ارتباط بهتر مفاهیم با مردم همواره مورد توجه بوده است و مردم از طریق شعر با تاریخ و اعتقادات ارتباط پیدا می کنند اما در دهه اخیر شعر هم از گزند تخریب دور نمانده است و ادامه این روند همه دارایی گذشته ما را به زودی از بین می برد و در این بین رسانه ملی به اشاعه موسیقی نادرست عاشورایی با اشعاری سخیف و بسیار نازل دامن زده است و ردپای موسیقی مبتذل هم در آیین عاشورا دیده می شود و متاسفانه اشاعه این نادرستی تا اندازه ای بوده که ذائقه مردم را تغییر داده است.

وی در ادامه افزود : برای جلوگیری از این کجرویها در درجه اول باید محاوره از کلام موسیقی آیینی به خصوص حذف شود چون زبان محاوره زبان عام است اما در هنر در عین توجه به عام باید ادبیات مناسب به کار رود و هیچکس حق ندارد با هر عنوانی سطح را نازل کند به اعتقاد من وظیفه هنرمند و مسئولان و متولیان فرهنگی این است که عام را ارتقا دهد نه اینکه خاص را به انزال بکشانند به همین دلیل بیان محاوره در بحث موسیقی عاشورایی باید حذف شود چرا که کل جریان عاشورا را سخیف می کند و حتی در برخی موارد توهین به مقدسات تلقی می شود.

وی در ادامه به چگونگی احیای هنر تعزیه و موسیقی عاشورایی اشاره کرد و گفت : برای اجرای یک متن نمایشی در قالب تئاتر از مدتها قبل از اجرا تمرینهای متوالی انجام می شود تا نقش هریک از بازیگران تفهیم شود و برای اجرای یک تعزیه در گذشته هم چنین بوده که از مدتها پیش تمرینها آغاز می شده و به هر یک از افراد براساس نقشی که ایفا می کردند موسیقی ردیف دستگاهی را تعلیم می دادند و تحت آموزش کارگران و تعزیه گردان بودند و نقش افراد را هم از جهت حرکتی و هم از لحاظ لحن آوازی کنترل می کردند در حالی که در حال حاضر چنین آموزشی صورت نمی گیرد.

نعیمایی در پایان افزود : در۵۰ سال گذشته موسیقی هایی بسیار فرهیخته داشته ایم که باید با یک بازنگری به موسیقی امروزی درآید و آن را به مخاطب ارائه کرد و در این ارتباط نیاز به الگو سازی مناسب داریم.