سهیل ناصری و شور هنری یک پیانیست ایرانی

soheil-nasei

تنها پنج بهار از ۳۱ بهار زندگی‌اش گذشته بود که به‌خاطر عشقی که به نوای پیانو داشت به یادگیری این ساز روی آورد. او در کالیفرنیا، سرزمین همیشه آفتاب، از پدر و مادری ایرانی متولد شده است؛ پدر و مادری که اگرچه هنرمند و نوازنده نبودند و نیستند، اما استعداد نوازندگی را خیلی زود در فرزندشان کشف کردند.

«سهیل ناصری» امروز پیانیست موفقی است که بیشتر در برلین و نیویورک هنرنمایی می‌کند. نواختن سونات‌های بتهوون تخصص اصلی اوست. این هنرمند جوان که تا کنون ۲۷ اجرا از سونات‌های بتهوون در تالارهای بزرگ و مهم دنیا اجرا کرده، با خود پیمان بسته است که تا سال ۲۰۲۰، یعنی دویست‌وپنجاهمین سالگرد تولد بتهوون، همه‌ی آثاری را که این هنرمند نابغه برای اجرا با پیانو نوشته است، اجرا کند. وی علاوه بر این، در یک برنامه‌ی آموزشی برای شصت مدرسه‌ی دولتی در آمریکا، در مجموع برای ۲۵ هزار دانش‌آموز پیانو نواخته است.

سهیل ناصری معمولن کنسرت‌های سولوی پیانو اجرا می‌کند و اجرای این برنامه با گروه چهارنفری بیاوارکواتد یک حرکت جدید در کارنامه‌ی هنری او به‌شمار می‌آید. وی درباره‌ی این تجربه می‌گوید: «برنامه‌ی کنسرت فصل قبل کاملاً فروخته شده و کنسرت موفقی بود. بنابراین به من اجازه دادند تا دوباره برای این فصل برنامه‌ای اجرا کنم. به‌دلیل این‌که اغلب سعی می‌کنم قطعات جدیدی بنوازم که تاکنون آن‌ها را ننواخته‌ام، تصمیم به اجرای قطعاتی از سزار فرانک و روبرت شومن گرفتم.»

گروه موزیک چهار نفری بیاوارکواتد، از سال ۱۹۹۸ در آمریکای شمالی شروع به فعالیت کرده است. در این گروه، سه نفر ویولن و یک نفر چلو می‌نوازند. آن‌ها تا به امروز برنده‌ی جوایز متفاوتی از جمله جایزه‌ی نامبورگ شده‌اند. مری پرسین یکی از نوازندگان ویولن در گروه بیاوارکواتد می‌گوید: «ما یکدیگر را از یک جشنواره‌ی تابستانی می‌شناسیم، سهیل امسال به ما پیوست. اغلب از ما خواسته می‌شد که ویولن را به گروه اضافه کنیم و قطعاتی با همراهی پیانو بنوازیم که امسال این فرصت پیش آمد.»
soheil-naseriگروه بیاوارکواتد شش روز در هفته، هر روز چهار ساعت با هم تمرین می‌کنند. پرسین می‌گوید: «به دلیل این‌که سهیل در آمریکا زندگی نمی‌کند و بین نیویورک و آلمان مرتب در رفت‌و‌آمد است، این‌گونه تمرین همراه با او ممکن نیست. ما چند بار یکدیگر را ملاقات کردیم و با هم روی نت‌ها کار کردیم. بعد دیگر مسئله‌، تمرین‌های فردی است و این‌که چگونه با هم هماهنگ شویم. من حدود شش- هفت ساعت در روز ویولن می‌زنم و روزهای کنسرت حتی بیشتر. هیچ‌کدام از اعضای گروه فرزند ندارند. من ازدواج کردم و همسرم رهبر ارکستر است. به‌طور طبیعی چون در جریان کار موزیسین‌ها هست، می‌داند که چه اتفاق‌هایی در این زمینه می‌افتد و این خیلی خوب است.»

این هنرمند درباره کنسرتی که در کشتی اجرا کردند می‌گوید:«قطعه‌ی اول از سزار فرانک بود که خیلی او را دوست داریم. احساسی و پرتوان است. حتی اگر فردی آثار و هنر فرانک را نشناسد، موسیقی هیجان‌انگیز و بیان پر احساس او تاثیر ماندگاری می‌تواند روی او بگذارد. چون از دل برمی‌آید بر دل می‌نشیند.

فکر می‌کنم به همین علت است که خیلی از آدم‌ها می‌توانند با کارهای او ارتباط برقرار کنند. یک داستان تاریخی نیز در مورد او وجود دارد: فرانک عاشق یکی از دانشجویان خود می‌شود و همین قطعه‌ای که ما نواختیم را برای او می‌نوازد. وقتی همسر فرانک این قطعه را می‌شنود می‌گوید نمی‌خواهم این قطعه را بشنوم. زیرا میزان عشق و احساسی که فرانک در این قطعه نهاده کاملاً عریان و نمایان است. این قطعه بسیار رنگارنگ، پر احساس و قوی است.»

دومین قطعه‌ای که در این کنسرت اجرا شد از روبرت شومن بود: «این قطعه بیشتر کلاسیک است. شومن عاشق پیانو است و همسرش نیز پیانیست نام‌آوری بود. در آثارش نشاط و سرور و شادی موج می‌زند. او خیلی دوست داشت برای آهنگ‌هایی موزیک بنویسد که با شعر و خواننده توام هستند. به‌همین دلیل آثارش کیفیت شعری دارند و گویی با شعر و کلمه همراه هستند. آثار او به نظرم درخشانند. در نتیجه بسیار هیجان‌انگیز است که موقعیتی یافتیم تا آن‌ها را بنوازیم.»

اما سهیل ناصری از زاویه‌ی دیگری وارد صحبت با ما می‌شود. او بر این باور است که تفاوت بارزی میان موسیقی سنتی ایرانی با موسیقی کلاسیک غربی وجود دارد. وی توضیح می‌دهد: «در موسیقی سنتی ایران کلمات و لغات به نسبت نت‌ها از اهمیت بیشتری برخوردارند. موسیقی ایرانی بر پایه‌ی ملودی است و به خواننده در زمینه‌ی خواندن کمک می‌کند. در حالی که موسیقی کلاسیک برای ساز نوشته می‌شود، نه برای آواز.»

سهیل ناصری، خطاب به کسانی که می‌خواهند به موسیقی به عنوان بخشی از زندگی خود بنگرند و آن را به طور حرفه‌ای دنبال کنند، روی دو نکته تاکید می‌کند: «نظم فردی خیلی مهم است و پس از آن پیدا کردن یک معلم و راهنمای خوب. درواقع بخشی از مشکلات جوانانی که علاقه‌مند به موسیقی هستند در همین مورد دوم نهفته است. زیرا معلم باهوش ممکن است الزاماً فرد مناسبی برای تعلیم موسیقی نباشد.

در نتیجه ممکن است نوآموز موسیقی ناامید شود و دیگر کاری را که به آن علاقه‌مند است ادامه ندهد. معلم نامناسب می‌تواند علاقه‌ی فرد را ویران کند. شاید آن معلم آدم خوبی باشد ولی برای کار آموزش مناسب نباشد. معلم و شاگرد باید با هم خوب، جفت و هماهنگ شوند. اگر فرد تلاش می‌کند و می‌بیند با این حال با معلم خود نمی‌تواند پیش برود، باید در جست‌وجوی معلم دیگری باشد. افراد جوان باید نظم داشته باشند و معلم‌های خوب پیدا کنند.»

شهرزاد صادق، مادر سهیل ناصری که در میان تماشاگران کنسرت بود، درباره‌ی علاقه‌ی سهیل و شور و ظرافتی که در انگشتان او برای نواختن پیانو وجود دارد می‌گوید: «من و همسرم، وقتی سهیل یک یا دو سالش بود متوجه شدیم که خیلی به موسیقی گوش می‌دهد. وقتی جایی می‌رفتیم که پیانویی در آن‌جا بود، حتی وقتی سه ساله بود، از کنار آن پیانو جم نمی‌خورد. می‌نشست و ادا در می‌آورد که انگار خیلی جدی، مشغول نواختن پیانو است. وقتی پنج‌ساله شد او را پیش یک معلم پیانو بردیم و شروع به یادگیری کرد. ۱۵ ساله بود که گفت می‌خواهم پیانیست شوم.»

وی ادامه می‌دهد: «اول خیلی مخالفت کردیم. مدرسه را نیز تمام نکرد. یعنی کلاس یازدهم بود که گفت من یا باید پیانیست شوم یا به مدرسه بروم زیرا دوتای‌ آن‌ها با هم نمی‌شود. به‌مرور قانع‌مان کرد که می‌شود و نشان داد که پشتکارش را دارد. مرتب دنبال موسیقی بود و واقعاً هر اعتباری دارد به خودش برمی‌گردد. او توانست خودش را در فضای هنری پیدا کند و با آدم‌های مناسب برای فعالیت هنری ارتباط بگیرد.

تمام کیبرد و پلیر‌ها را خودش پیدا کرد. زیرا ما وارد نبودیم و کسی را نمی‌شناختیم. ما موسیقی‌دان و موسیقی‌شناس نبودیم. به او گفتیم مدرسه را تمام کن و پیانو را به عنوان فعالیتی جانبی دنبال کن. او برای ما مثال آورد که همه‌ی کسانی که موفق بوده‌اند، هیچ‌کدام کار دیگری نداشته‌اند. راست می‌گفت. شما اگر بیوگرافی تمام افراد موفق را بخوانید، اکثر آن‌ها دانشگاه نرفته‌اند.»

سهیل ناصری، به‌تازگی از سفر به ایران بازگشته است. او در این سفر چند کنسرت در زادگاه والدینش برگزار کرده است. وی می‌گوید: «هنرمند می‌تواند خودش انتخاب کند که تنها در خدمت هنر باشد یا در فعالیت‌های اجتماعی نیز شرکت کند. من از هنرمندان هم‌قطار خود خرده نمی‌گیرم، اگر بخواهند خودشان را تنها در خدمت هنر بگذارند. اما من از نظر اجتماعی خودم را به‌ روز نگه می‌دارم و تلاش می‌کنم تا هر روز، روزنامه بخوانم.»

این هنرمند ادامه می‌دهد: «در خارج از ایران افراد با استعداد و هنرمندی هستند که هرگز به ایران نرفته‌اند. به‌نظر من این وظیفه‌ی ماست که تخصص خودمان را در اختیار مردم ایران بگذاریم. بنابراین به ایران رفتم و برای مردم ایران برنامه اجرا کردم. از این کار احساس غرور می‌کنم. آن‌ها هم از برنامه‌ی من استقبال کردند. برنامه‌ریزی کردم که شش ماه دیگر به ایران بازگردم و سری کنسرت‌هایی را در آن‌جا اجرا کنم.»

  • پانته‌آ بهرامی/ رادیو زمانه

آلبوم موسیقی کلاسیک فراسو

farasoo

آلبوم موسیقی «فراسو» شامل ۴۲ قطعه از آهنگ‌سازان موسیقی کلاسیک توسط موسسه فرهنگی «سل» منتشر شد.

در بخش نخست این آلبوم، دوازده نغمه سنتی با تنظیم «ریچارد هال» شامل قطعاتی چون «بیایید وفادار باشیم»، «اولین نوئل»، «ونسلاس پادشاه خوب»، «خداوند تو را شاد بدارد»، «مقدس و عشقه»، «فرشتگان از دیار افتخار»، «در دالسی چوبیلو»، «این یک رز است»، «پادشاه هرود و خروس»، «سوزانی سوزانی»، «من سه کشتی دیدم» و « آوای محله» گنجانده شده است.

بخش دوم آلبوم فراسو به اجرای آثاری از آهنگ‌سازانی چون «بلا بارتوک» و «پال هیندمیت» اختصاص دارد. یازده قطعه برای آنسامبل سرفصل قطعات بارتوک است در این بخش قطعاتی مانند «آواز پرنده» ، «دزد پرنده» ، «انتخاب یک دختر»، «آواره تنها»، «وداع عاشق»، «رقص بالش»، «زاری»، «غم عشق»، «جای پا»، «به‌مناسبت روز میکاییل» و «وعده پرنده نغمه‌خوان» منعکس شده است.

هم‌چنین قطعه «هشت کانون» دیگر قطعه این آلبوم به آهنگ‌سازی هیندمیت است.

بخش سوم این آلبوم به اجرای قطعات آهنگ‌سازانی چون هالسی استیونس (سه موومان برای آنسامبل )، ادوارد موریتز و پال بودون اختصاص دارد. در این بخش قطعه «بارکارولا» (آندونته)، «کانون» (آندانته نون تریو)، «رقص» (آلگرو مارکاتو)، «دیورتیمنتو»، «پنج تصویر کوچک»، «پرلود»، «کنار آب‌نمای روستا»، «سرباز شطرنج»، «زندگی دل‌خواه» (در دره واگ) و «نی انبان می‌خواند» منتشر شده است.

بهمن مه آبادی سرپرست گروه موسیقی «سل» و سرپرست اجرای آلبوم «فراسو» در خصوص کم و کیف انتشار این آلبوم در دفترچه معرفی آن چنین آورده است : «موسیقی پنجره‌ای را می گشاید که آدمی می‌تواند از آن فراسوی آن زمان را ببیند و درهوای پاک آن نفسی تازه کند و بدین‌سان در آسمان اندیشه و معنا به پرواز درآید . ما از آن‌چه که دیگران درباره موسیقی می‌گویند و یا می‌نویسند بی‌خبریم زیرا گاه چیزی که به عنوان موسیقی تصور می‌شود اصلن موسیقی نیست و گاه پندار گوینده و یا نویسنده از موسیقی بسیار بسته و محدود است لذا نا آشنایی با دنیای ژرف اندیشه‌های موزیکال باعث ارایه آرا و افکار ناصحیحی می‌شود که هیچ ارتباطی با دنیای موسیقی ندارد. جهان پیشرفته و مدرن، آدم‌های دیگرگون شده جستجوگر به تعمق نیازمندند و ما در آنسامبل «سل» با وجود مشکلات و درک دشواری یک اجرای خوب، کنسرتی را به انجام رساندیم که حاصل آن آلبوم حاضر است.»

لازم به یادآوری است «پوریا کشاورز»، نوازنده‌ ویولن، «ارغوان صباحی» نوازنده ویولا و «سارا عبدالله‌زاده» نوازنده ارگن از نوازندگانی هستند که «بهمن مه‌آبادی» نوزانده ویولن را در انتشار آلبوم فراسو همراهی کرده‌اند.

  • مهر

تمدید مهلت ارسال آثار به جشن خانه موسیقی

jashn-khaneh-moosighiمهلت ارسال آثار براي شركت در بخش مسابقه بهترين آلبوم ، كتاب و جايزه مشكاتيان تا ۱۵ شهريور ماه تمديد شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از فارس ، دبيرخانه يازدهمين جشن خانه موسيقي اعلام كرد مهلت ارسال آلبوم ، كتاب و آثار مربوط به جايزه ويژه مشكاتيان تا ۱۵ شهريور ماه تمديد شد.

پيش از اين مهلت ارسال تمامي آثار تا روز اول شهريور ماه بود كه به علت ارسال آثار از شهرستانها اين مدت زمان تمديد شده است.

لازم به ذكر است: هيات داوران بخش مسابقه يازدهمين جشن خانه موسيقي از اول شهريور ماه آثار رسيده به دبيرخانه را بررسي خواهند كرد.

علاقه‌ی موجودات فضایی به موسیقی باخ و ویوالدی

classicals

دانشمندان مي گويند اگر روزي بتوانيم با بيگانگان فضايي ارتباط برقرار کنيم، هنرمنداني مانند ويوالدي و باخ بيشتر مورد توجه آنها قرار خواهند گرفت تا دانشمنداني مانند انيشتين و نيوتون.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، دانشمندان در کنفرانس SETIcon که درباره جستجوي حيات ماورا زميني برگزار شده بود اعلام کردند هنر بيشتر از علم نظر بيگانگان فضايي را به خود جلب خواهد کرد زيرا هر نوع تمدن فرازميني که بتوان با آن ارتباط برقرار کرد از تمدن زمينيان بسيار کهنسال‌تر بوده و از نظر علمي بسيار پيشرفته‌تر خواهد بود.

از اين رو انسان ها نمي‌توانند اطلاعات چنداني را در رابطه با دانشي که آنها از آن آگاه نباشند در اختيار بيگانگان قرار دهند با اين حال هنر و موسيقي منحصر به انسان‌ها است و مي‌تواند براي تمدن هاي بيگانه مورد پسند باشد.

داگلاس واکچ مدير بخش پيام‌هاي بين ستاره‌اي در SETI گفت: آن‌ها مي‌خواهد چه چيزي درباره ما بدانند؟ ما در جهان خود چه داريم که به آنها عرضه کنيم؟ در صورتي که آنها بسيار پيشرفته باشند احتمالا قادر نخواهيم بود چيز زيادي از دانش خود به آنها بياموزيم اما مي‌توانيم به آنها بگوييم قرار گرفتن در چنين نقطه پر هراسي که در آن امکان تشخيص احتمال ادامه بقاي بشر بسيار دشوار است، چه احساسي دارد.

به گفته وي به احتمال زياد تمدن‌هاي پيشرفته بيگانه با موضوعاتي از قبيل زندگي پايدار بدون آسيب رساندن به زمين و چگونگي آسيب وارد نکردن به نسل خود با سلاح‌هاي جنگي بيولوژيکي و تکنيکي که نسل تمدن جوان و نوپايي مانند تمدن انسان‌ها را با خطر تهديد مي‌کنند کنار آمده‌اند. اين تمدن‌ها احتمالن حتي فراموش کرده‌اند زندگي کردن با آينده‌اي در ابهام چه احساسي دارد. از اين رو بهترين راه براي نشان دادن اينکه انسان بودن و مانند انسان زندگي کردن چگونه است، ياد دادن موسيقي و هنر به آن‌ها است.

با اين همه به دليل تفاوت‌هاي زيادي که ميان دو تمدن وجود دارد، درک هنر زميني براي ماورائيان مي‌تواند دشوار باشد. به گفته دانشمندان قطعات موسيقي مانند قطعه «وارياسيون‌هاي گلدبرگ» باخ که در قالبي رياضي وار نوشته شده است مي تواند براي بيگانگان فضايي قابل درک‌تر باشد. از نظر بيگانگان آثار افرادي مانند باخ، ويوالدي و ديگر موسيقي‌دانان دوره باروک قابل لمس ترند زيرا بسيار هارمونيک و منظم تنظيم شده‌اند.

«سث شوستاک» اخترشناس و فضانورد کهنه کار عضو پروژه SETI مي گويد شايد اولين سوالي که بايد از بيگانگان پرسيد اين باشد که آيا شما موسيقي داريد؟

اعلام فراخوان یازدهمین جشن خانه موسیقی

فراخوان یازدهمین جشن خانه موسیقی كه مهرماه سال جاری در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار می‌شود، در سه رشته بهترین آلبوم موسیقی، بهترین كتاب سال موسیقی و جایزه ویژه مشكاتیان اعلام شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در یازدهمین جشن خانه موسیقی، بهترین كتاب و بهترین آلبوم سال موسیقی تقدیر و بهترین نوازنده سنتور و قطعه ضربی به عنوان جایزه ویژه مشكاتیان انتخاب خواهد شد بر اساس این فراخوان، علاقه مندان به شركت در این بخش‌ها می‌توانند با در نظر گرفتن شرایط زیر آثار خود را حداكثر تا تاریخ اول شهریور ‪ ۱۳۸۹‬به دبیرخانه یازدهمین جشن خانه موسیقی ارسال كنند.
بهترین آلبوم موسیقی در دو بخش موسیقی كلاسیك وموسیقی سنتی شامل آلبوم های موسیقی كه از تاریخ مهر ماه ‪ ۱۳۸۷‬تا اول شهریور ‪ ۱۳۸۹‬منتشر شده اند.
بهترین كتاب موسیقی در سه بخش آموزشی، تالیف (علمی پژوهشی) و ترجمه شامل كتاب‌های حوزه موسیقی كه از مهر ماه ‪ ۱۳۸۵‬تا خرداد ماه ‪ ۱۳۸۹‬به طبع رسیده اند. جایزه ویژه مشكاتیان در دو بخش آهنگسازی قطعه ضربی و تك نوازی سنتور، بخش آهنگسازی قطعه ضربی شامل قطعاتی كه مدت زمان آنها از ‪ ۳‬تا ‪۸‬ دقیقه باشند.
علاقه مندان شركت در بخش تك نوازی سنتور، برای گرفتن آزمون، باید تقاضای خود را به دبیرخانه ارسال كنند. دبیرخانه یازدهمین جشن خانه موسیقی در تهران، انتهای خیابان دكترفاطمی، نبش جمالزاده، شماره ‪ ۲۷۰‬واقع است. متقاضیان می‌توانند برای كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ‪ ۱۲‬و ‪ ۶۶۹۱۷۷۱۱‬تماس بگیرند.
یازدهمین جشن خانه موسیقی دهم مهرماه سال جاری در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار خواهد.

  • ایرنا / خانه‌ی موسیقی

چهارفصل ویوالدی، آهنگی برای تمام فصول

antonio-vivaldi

بهار، تابستان، پاییز و زمستان. چهارفصل سال در یک قطعه‌ی موسیقی کلاسیک. چهار فصل یک ست متشکل از ۴ ویلون کنسرتو است که درسال ۱۷۲۳ توسط آنتونیو ویوالدی نوشته شده است. قطعه‌ای در چهارموومان و دوازده بخش كه نشان‌دهنده‌ی چهارفصل سال و دوازده ماه آن است. این قطعه‌ بنا به استناد نتایج یک نظرسنجی که در سال ۲۰۰۰ انجام شده محبوب‌ترين قطعه‌ی تاريخ موسيقی كلاسيك است. قطعه‌ای بسيار تكنيكی و در عین حال حسی که برای تک‌نوازی ويولن با همراهی ارکستر سازهای زهی نوشته شده است.

فایل رادیویی را بشنوید ( فایل از رادیو کوچه)

آنتونیو ویوالدی موسیقی‌دان عصر باروک در سال ۱۶۸۵ در شهر ونیز ایتالیا به‌دنیا آمده است. پدر او هم یک موسیقی‌دان و نوازنده‌ی ویولون بود. آنتونیو درس‌های اولیه‌ی موسیقی را از پدر خود فراگرفت و در نواختن فلوت و ویولون مهارت بسیار به‌دست آورد. او در آغاز جوانی به‌عنوان رهبر کُر شاگردان یتیم‌خانه‌ی ونیز برگزیده شد و هم‌زمان در یک مدرسه نیز تدریس می‌کرد. ویوالدی تصمیم داشت کشیش شود و برای نیل به این منظور درس‌ نیز می‌خواند. او را با نام کشیش موحنایی می‌شناختند چرا که مانند پدرش موهای قرمزی داشت. ویوالدی در زمانی‌که رهبر گروه کر یتیم‌خانه بود هر هفته یک قطعه‌ی جدید برای کر می‌ساخت و گروه وی آن‌را در برابر بزرگان شهر ونیز و در کلیسا و شهر اجرا می‌کردند. این تلاش‌ها موجب شد خلاقیت ویوالدی روز به روز شکوفاتر شود و تجربیات وی در آفرینش موسیقی افزون گردد.

vivaldi01

مدتی بعد آنتونیو ویوالدی به‌خاطر بیماری تنگی نفس از شرکت در مراسم کلیسا معاف شد و تمام وقت خود را به نوشتن موسیقی اختصاص داد. او به‌زودی آهنگ‌ساز مشهوری شد و قطعاتی که می‌نوشت و برای اجرای عمومی منتشر می‌کرد با تحسین بسیاری روبرو می‌شدند. افراد بانفوذ شهر ونیز سفارش‌های زیادی برای خلق آثار موسیقایی به او محول می‌کردند و مدتی بعد ویوالدی ساختن اپرا برای تئاتر ونیز را آغاز کرد. او به سنین میانسالی رسیده بود و در حین این فعالیت‌ها با یک خواننده‌ی زن اپرا همکاری‌هایی داشت. اما اختلافاتی که بر سر قراردادهای او با مقامات بانفوذ پیش آمد موجب شد که زندگی حرفه‌ای ویوالدی نیز تحت‌الشعاع قرار بگیرد. در این هنگام شایعاتی از رابطه‌ی او و خواننده‌ی اپرا بر سر زبان‌ها افتاد و از آن‌جا که ویوالدی به‌خاطر مشکلات تنفسی از فعالیت در کلیسا سرباز می‌زد او را از ونیز تبعید کردند.
آنتونیو ویوالدی در طول ۴ سال باقی‌مانده از عمرش در تبعید به‌سر برد و قطعاتی که می‌نوشت با استقبال چندانی روبرو نمی‌شدند. در نهایت این هنرمند نابغه‌ی موسیقی در سال ۱۷۴۱ در فقر و گمنامی چشم از جهان فروبست. او در راه بازگشت به ونیز دچار مریضی سختی شد و در سن ۶۳ سالگی نتوانست از پس بیماری‌اش بربیاید. بعد از مرگ، کالبد ویوالدی را در گورستانی که متعلق به فقرا بود دفن کردند و شرکت کنندگان در مراسم خاک‌سپاری وی شاگردان یتیم‌خانه بودند.
ویوالدی حدود ۱۰۰ سال در گمنامی به‌سر برد تا این‌که یک قرن بعد از مرگ وی، هنرمندانی که قطعات ساخته شده‌ی او را اجرا می‌کردند نام آنتونیو ویوالدی را در جهان موسیقی مطرح ساختند. ویوالدی تاثیری شگفت‌انگیز را بر آهنگ‌سازان هم‌نسل خود و نیز موسیقی‌دانان بزرگی مانند باخ، بتهوون و هایدن گذاشته است. از قطعه‌ی چهارفصل او هنرمندان زیادی الهام گرفته‌اند. او این قطعه را بر اساس غزلیاتی که سروده‌ی خودش بود تنظیم کرد و دلیل ماندگاری و زیبایی بیش از اندازه‌ی موسیقی ویوالدی، حضورش در بین جامعه و نگارش موسیقی از حالات روزمره‌ی انسان‌های هم‌عصر او در ایتالیای قرن هجدهم میلادی بوده است.

  • ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

آلبوم شوخی از پیمان خازنی

آلبوم شوخی از پیمان خازنی

آلبوم موسیقی «شوخی» به آهنگ‌سازی «پیمان خازنی» كه تلفیقی از نوازندگی تار و پیانو است، تجربه‌ای جدید و متفاوت در هم‌نشینی سازهای ایرانی و غربی به شمار می‌آید.

در این اثر قطعاتی چون «سراب»، «تارانتلا»، «خاطرات یك روز پاییزی»، «وقتی كه بادبادك می‌رقصید»، «شوخی»، «برگ‌ریزان» و «معمای آفرینش» به چشم می‌خورد كه آهنگ‌ساز آن‌ها را در فرم آزاد همكاری پیانو با تار درقالب كلاسیك و مدرن ارائه كرده است. اگرچه این اثر با همراهی نوازندگان پیانو از جمله «شاهد علی‌زاده» و «بابك بروجردی» به وجود آمده، اما در واقع چیدمان آن بر اساس نوع ملودی‌پردازی‌هایی است كه به وسیله‌ی تار صورت می‌گیرد.
در این مجموعه پیانو لباس‌های مختلفی به تن می‌كند به‌طوری كه در برخی قطعات با توجه به روند ملودیك، كلاسیك است ودر پاره‌ای از قطعات، مدرن و جاهایی نیز در لباس موسیقی جاز فرو می‌رود.
یكی از نكات قابل توجه در این اثر، تلفیق‌های پی در پی است كه خازنی در هر قطعه به شیوه‌ای خاص از آن بهره جسته است. به عنوان مثال در اجرای قطعه تارانتلا كه به نوعی از فرم ایتالیایی گرفته شده، سعی كرده آن را با نگاه به تجربه استادان موسیقی غربی كه به آن پرداخته‌اند با اتود‌های خودش با ساز تار اجرا كند و البته در اجرای آن از موسیقی جز نیز بهره گرفته است.
در اجرای این قطعه، ۳ فرهنگ مختلف با ساختاری نو در كنار هم قرار گرفته كه البته این سبك از موسیقی تلفیقی، هنوز با گوش مخاطب اینجا چندان مانوس نشده است.
خازنی در شكل‌گیری این آلبوم از یك‌سو به دنبال معرفی ساز تار به مخاطبان جهانی موسیقی است و از طرف دیگر در پی آن است تا گام‌های منسوخ شده دیگر موسیقی ها را زنده كند. این نكته را مي‌توان در قطعه «معمای آفرینش» به‌وضوح دید.
در این قطعه خازنی از هیچ كدام از ۷ دستگاه موسیقی ایرانی و گام‌های ماژور و مینور استفاده نكرده بلكه این اثر را در گام دورین كه یك گام كلیسایی منسوخ شده از دوره‌‌ی باروك محسوب می‌شود، اجرا كرده است.
پیمان خازنی كه سال‌ها تحت نظر «كیوان ساكت» به تعلیم پرداخته با به‌كارگیری تكنیك‌های نوازندگی تار و تلفیق و اجرای آثار كلاسیك با این ساز ایرانی همانند استادش حركت كرده است اما انتقادی كه در این كار به او وارد است، كلاسیك بودن صرف این آلبوم است چرا كه بار ایرانی آن به قدری كم است كه شنونده تنها ردپای موسیقی ایرانی را در اجرای ساز تار می‌بیند.
هرچند خود او مي‌گوید، با این كار قصد داشته در گام اول با نواختن موسیقی كلاسیك، تار را به‌عنوان یك ساز كاملا ایرانی به دنیا معرفی كند.

  • جام‌جم آنلاین