[imagebrowser id=197]
ارکستر زهی استونی به رهبری خانم «سیگرید کولمان» (Sigrid Kuulmann) در دو شب در تالار وحدت به اجرای موسیقی پرداخت. گزارش این کنسرت را در اینجا بخوانید. برای ارتباط و همکاری با عکاس، اینجا را ببینید.
[nggallery id=197]
اجرای ارکستر زهی استونی با صندلیهای خالی
تالار وحدت در ششمین شب از جشنواره موسیقی فجر میزبان ارکستر زهی استونی بود.
به گزارش مجله ملودی در این اجرا که در دو روز و با دو پارتیتور اجرا شد ارکستر زهی استونی قطعات مختلفی را اجرا کردند. [دیدن عکسهای اجرا]
در اولین شب از اجرا، ارکستر زهی قطعاتی چون “نغمه وطن”، “آرووپارت” به یاد بنجامین بریتن ساخته سال ۱۹۳۵، “ولجوتورمیس” ۱۹۳۰، نوستالژی ۲۰۰۹، “پنج آهنگ محلی استونیایی برای ارکستر زهی” و “رداکسیون پنج آهنگ اول برای گروه کر مختلط ها” را در بخش اول اجرا کردند.
در بخش دوم ارکستر استونی به سراغ قطعاتی چون “لیوسومرا”، “سکولار” برای ارکستر زهی، “گالیناگریگورجوا”، “دعا” برای ویلن سل و سازهای زهی، رداکسیون برای ویلن سل توسط “آلارر کاسیک”، تک نوازی “آره تامسلو”، “ویلم کپ”، “سوگنامه” برای ارکستر زهی، “ارکی-سون تور”، “وهم” ۱۹۹۳ برای ارکستر زهی رفت.
به نقل از باشگاه خبرنگاران در ابتدا با ورود ارکستر زهی به صحنه، نوازندگان قطعه “هینوالر” را اجرا کردند و در ادامه نیز قطعاتی چون “نغمه وطن”، “پنج قطعه برای ارکستر زهی”، “پیتر واهی”، “یادبود H.M” برای دو ویلن اجرا و در انتهای بخش اول موسیقی کوبه ای نیز به ارکستر زهی اضافه و در ادامه قطعاتی چون “نیایش شبانه” برای کمانچه، دهل و ارکستر زهی، “جان راتس”، “آلگرو” از کنسرتوی ارکستر مجلسی، “اپوس”، “آرووپارت” و “برادره” برای کوبه ای و ارکستر زهی اجرا شد.
رپرتوار ارکستر زهی استونی سیری است در قرن ها موسیقی جهان و گذری به موسیقی قدیم و جدید دارد، از باخ تا تور، از کرولی تا پیاتزولا و جالب است که نام این گروه از جشنواره ای با همین نام برگرفته و الهام گرفته از رمانی از “هرمان هسه” است.
ارکستر زهی استونی در این اجرا بیشتر به صورت آنسامبلی زهی از تک نوازان اجرا می کرد.
از گروه نوازندگان ارکستر استونی باید به “سیگرید کولمان”، “ژلنا لاس” و “کرسیتی تیما” ویلن یک، “مارلیس اوبو”، “کایدی اوگاندی” و “مای روزنروث” ویلن دو، “آره تامسلو” و “مارکوس آلترو” ویلن سل، “هایکو-ژوزف رمل” کنترباس، “کارل یوهان لاتیکاس” پرکاشن و “حمیدرضا آفریده” کمانچه اشاره کرد.
تعداد زیاد صندلیهای خالی در اجرای دوم این ارکستر زهی در تالار وحدت، جلب توجه میکرد.
شلوغترین شب تالار وحدت؛ اجرای ارکستر ایران و اتریش
در ششمین روز از جشنواره موسیقی فجر تالار وحدت میزبان چندین گروه موسیقی از کشورهای استونی و اتریش بود.
به گزارش مجله ملودی به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ شب گذشته تالار وحدت و تالار رودکی از شلوغ ترین شب های خود را سپری کردند؛ از جمله اجرای آخر تالار وحدت که در آن یک ارکستر ۱۵۰ نفره به روی صحنه رفت و یکی از شلوغ ترین ارکسترهای جشنواره سی ام موسیقی فجر را رقم زد.
این اجرا با عنوان ارکستر سمفونیک آی سو یا ارکستر سمفونیک ایران-اتریش از ۲۰۰۶ در انجمن فرهنگی اتریش در تهران آغاز به کار نموده و مدیریت هنری آن برعهده “کریستین شولتز” رهبر اتریشی است.
رپرتوار ارکستر سمفونیک در برگیرنده آثار کلاسیک اروپایی و ایرانی و موسیقی فولکلوریک محلی است.
در این ارکستر قطعاتی چون “مولدا” از “بدریش اسمتانا”، “آرایشگر شهر سویل” از “جیاچینو روسینی”، دوبل کنسرتو برای فلوت و پیانو ساخته “امین هنرمند”، سولیست فلوت از “شقایق صادقیان” و سولیست پیانو از “کاوه ابراهیمیان” اجرا شد.
در تالار رودکی نیز در سانس اول یک رسیتال پیانو و فلوت با اجرای “آریا باستانی نژاد” و “کارین لیتنر” فلوت، “مارگارتا بابینسکی” و “رعنا حیدریان” پیانو برگزار شد.
در بخش استعدادهای درخشان نیز روز گذشته متعلق به نوجوان ها بود و هنرمندانی چون “هاله آخودسامانی”، “گلنوش اخوان”، “سحر طاهرخانی” و “هلیا گلمقانی آذر” به هنرنمایی پرداختند.
۱۰ واقعیت در مورد زندگی ولفگانگ آمادئوس موتزارت

«ولفگانگ آمادئوس موتزارت» نابغه دنیای موسیقی کلاسیک است که تنها ۳۴ سال عمر کرد اما در این مدت زمان کوتاه، تاثیری شگرف را بر موسیقی جهان در زمان خود و قرنها پس از خود گذاشته است. او تعدادی از کمنظیرترین قطعات موسیقی کلاسیک را خلق کرده و هماکنون ۱۰ نکته جالب از زندگی این نابغه را گرد هم آوردهایم که به شما تقدیم میکنیم.
۱- اوّلین قطعه موسیقی ساخته شده توسط موتزارت: تنها ۳۰ دقیقه طور کشید تا موتزارت توانست اوّلین قطعه موسیقی را یاد گرفته و بنوازد. این رویداد در ۲۴ ژانویه سال ۱۷۶۱ اتفاق افتاد در حالیکه او هنوز به سن پنج سالگی نرسیده بود.
۲- افسون گری موتزارت: موتزارت هنگامیکه بسیار جوان بود، برای آنکه خانواده بتواند مسیر سفر و عبور از گذرگاه ها را راحت تر طی کنند، برای نگهبانان ویولون مینواخت.
۳- موسیقی، نویسندگی، و علم حساب: موتزارت در واقع پیش از آنکه نوشتن کلمات را آغاز کند، نت های موسیقی را یاد گرفت. او همچنین بعدها بسیار به ریاضیات علاقه مند شد.
۴- زندگی خسته کننده در جادّه ها: مشکلات سلامتی موتزارت، هنگامیکه بسیار کوچک بود آغاز گشت. هنگامیکه برای اجرای برنامه همراه با خانواده خود به دیگر کشورها سفر میکرد، علائم اوّلیه ابتلا به سل را نشان داد. پدر موتزارت، لئونارد، دارویی موقّتی برای او تهیه کرد- ترکیبی از شیر با دانه های خربزه زمینی و دانه های خشخاش. دارویی که دکتری محلّی پیشنهاد کرده بود.
۵- ذهن سیّال موتزارت: موتزارت بزرگسال، قطعات موسیقی را در ذهن خود و هنگام سوارهای طولانی و سوار بر کلاسکه های ناراحت کننده و خسته کننده میساخت. و این قطعات را در ذهن خود ذخیره میکرد تا هنگام یافتن فرصت آنها را بر روی کاغذ بنویسد.
۶- برای لویی پانزدهم موسیقی اجرا کرد: موتزارت هنگامیکه در پاریس بود، از او خواستند تا برای لویی پانزدهم و ملکه ماریا لیسزیناسکا قطعه ای را اجرا کرده و بنوازد. او و خانواده اش توانستند تا همراه با پادشاه و ملکه و در کنار یک میز شام بخورند.
۷- پیانو موتزارت: موتزارت اوّلین سیمفونی چهارگانه خود را در دسامبر سال ۱۷۳۶ ساخت.
۸- دوران آکادمیک موتزارت: در نهم اکتبر سال ۱۷۷۰، ولفگانگ آمادوس موتزارت، او امتحانی را پشت سر گذاشت که برای ورود به آکادمی موسیقی بولونیا مورد نیاز بود.
۹- پیوند زناشویی موتزارت: موتزارت در تاریخ چهار آگوست سال ۱۷۸۲، در کلیسای جامع سنت استفان شهر وین، با کنستاین وِبِر ازدواج کرد.
۱۰- موتزارت و بتهوون: در چهارم آوریل سال ۱۷۸۷، لودینگ فان بتهوون ۱۶ ساله برای یادگیری درس های موسیقی ارزشمند نزد موتزارت، به وین آمد.
- سیمرغ
استاد کالج موسیقی اتریش به ایران میآید

استاد كالج موسيقي اتريش «فیروزه نوایی» نوازنده برجسته فلوت به منظور برگزاري مستر كلاس فلوت نوازی به ایران میآیند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از پايگاه اطلاع رساني موسيقي ايران در اين مستر كلاس آموزشي كه به همت آموزشگاه كوشا و به صورت دورهاي در تهران برگزار ميشود، مواردي چون آموزش نوازندگی فلوت، تکنیک تنفس و گروه نوازی فلوت زیر نظر فیروزه نوایی برگزار میشود كه علاقهمندان میتوانند جهت اطلاعات بیشتر از نحوه برگزاری کلاسها با شماره های ۷۷۶۲۰۷۷۴ و ۷۷۶۲۰۷۵۳ تماس حاصل نمايند.
فيروزه نوايي پس از اتمام تحصیلات در هنرستان عالی موسیقی تهران با اخذ بورس تحصیلی وارد دانشگاه موسیقی وین شد و تحت نظر پروفسور هانس رزنی چک Hans Reznicek مدرک کارشناسی ارشد را با رتبه ممتاز را اخذ کرد.
وی پس از اتمام تحصیلات به ایران بازگشت و فعالیتهایی نظیر نوازندگی فلوت با ارکستر های رادیو و تلویزیون و سمفونیک تهران داشت همچنین در مدت حضورش در ايران مدرس مدرسه ایران آلمان در تهران بود.
اين نوازنده فلوت بعد از بازگشت دوباره به اتریش عضو فعال مستر کلاسهای اورله نیکولت جیمز گالوی Aurele Nicolet and James Galway و کلاسهای تکنوازی و موسیقی مجلسی و مستر کلاسهای دانشگاه موسیقی وین زیر نظر پروفسور ولفگانگ شولتز Wolfgang Shults شد و در مدارس موسیقی وین اتریش هم تدریس كرد.
وی هم اکنون در سوئیس اقامت داشته و در کالج موسیقی دولتی در شهر دورن بیرن اتریش مشغول تدریس در رشته فلوت نوازی و موسیقی مجلسی است.
مقاله: ناگفتههای زبان موسیقایی فریدریک شوپن

شوپن آن بزرگ مردیست که به نسبت بی انتها و شگرف بودن آثارش، زندگی طولانی ای نداشت. ما از دهلیزهای پرپیچ و خم زندگی او تصویر شفافی -به عنوان سند و دست نوشته- در دست نداریم.
محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی: فردریک شوپن پیانیست لهستانی مانند بتهوون بزرگ، زندگی به نسبت طولانی و پر سندی نداشت که بتوانیم با مدرک درمود وقایع روی داده سخن بگوییم اما .. بروید به سالهایی از تاریخ بشر که زندگی در سطح اولیه خود بود و مردمان افسانه ها را شکل می دادند. سحر و جادو بین مردم رواج داشت و هرکس خدایی داشت برای پرستیدن. مردی را در نظر بیاورید که در این هیاهوی کر کننده ، هنوز صدای درونی اش را می شنود ، متفکر است و ساعت ها در خود غرق می شود . او در این سفرهای درونی به مرزهایی می رسد و دیدنی ها را آنطور که شایسته ی خلقت یک انسان است ، می بیند. از این حس رهایی خدامانند به وجد می آید و میخواهد آسمان و زمین را با فریاد خود به وحدت و یکپارچگی دعوت کند . میخواهد سیر پرواز را بدون ترس و تردید تا آخرین قدم طی کند و بعد خداوند را در ورای تمام اشیاء ببیند. عاشق شود و با عشق خود دنیا را سیراب کند .. او میخواهد همه ی این کار ها را انجام دهد اما .. امان از انسان ها که محدودند. امان از زمان و مکانی که در آن متولد شده است . امان از مردمی که صدای حقیقت را به گور سکوت و خاک و خون میفرستند. چاره چیست .. او باید در آن زمانی که مردم را به جرم بازگو کردن حقایق می کشند ، زنده بماند نه برای زندگی کردن. بلکه برای پایان رسالت آفرینش خود و زنده نگه داشتن آن حس خدامانند که به اش نائل شده بود. و آن مرد هیچ چاره ای ندارد مگر اینکه تن به جبر جغرافیا و فرهنگ و زمان دهد چون تن از خاک است و محدود. اما این پایان رسالت اش نیست . روح بلند او در هیچ قالبی محدود نمیشود ؛ هر شب ، پس از رفت و آمد از سلوک و مکاشفه ، مرد یافته هایش را با یک زبان رمز دار در جایی می نویسد. او نمیداند آیا مردمان قادر خواهند بود روزی این رمز ها را به درستی دریافت و درک کنند یا نه. با اندک امیدی که قلبش را زنده نگه داشته است هر شب می نویسد و می نویسد..
ما از شوپن دست نوشته و طرح چهارچوب بندی شده ای نداریم. ما اسناد شگرف تری داریم ؛ قطعه های او! شوپن همان مردیست که در دیاری زندگی میکند که حرف هایش را به طرز ناراحت کننده ای نمیفهمند. بتین در نامه ای به بتهوون زیبا سخنی می گوید : « نابغه همیشه تنهاست و ناشناخته. خود او راهش را پیدا می کند، و این راه نه در روشنایی، بلکه در ناخودآگاهی و بی خبری جلوی پای او گذاشته می شود، راهی که حتی در جستجوی آن هم نبوده است.»

و شوپن هم تنهاست. با وجود اینکه در سده ی ۱۸۰۰ و بخصوص در دوره ای که شوپن زندگی میکرد ، نگرش به موسیقی جنبه مثبت تری پیدا کرده بود و اشرافیان احترام و ارزش بسیاری برای موسیقی دان ها قائل بودند، او مرد تنهایی بود و شگرف تر آنکه تنهایی برای او هدیه ای بود از طرف خداوند. زندگی در اقیانوس وجودی آن بهشت موعود است .. شاید اگر او حرف هایش را روی کاغذ می آورد یکی از بزرگترین و بهترین نویسندگان قرن میشد .
برای همین است که همیشه گفته ام موسیقی شوپن روایتگر داستان و حکایت های معمول نیست. شوپن همان مردیست که هر شب می نویسد. زبان رمز دار او موسیقی ست.
و او اینچنین گنج های پنهانی را برای ما فرستاده است. دستیابی به این گنج ها بسیار دشوار است چون حقیقتِ آن، درحالی که تجلی ظاهر -آوای موسیقی- رو به روی ماست و میشنویماش، در اعماق پنهان است. و هنر دقیقا همین جاست که آنچنان آوای زیبایی از پیانو بیرون بیاوری که مردم عامی هم از شنیدن آن به وجد بیایند ولی در عملِ نواختن، سخت ترین تکنیک ها را داشته باشد!
موسیقی شوپن سهل الممتنع است همچون شعر های سعدی . آنقدر روان و گویا در بستر زندگی جاری ات میکند که دیگر هیچ نمیفهمی . شوپن در موسیقی اش طرحی از یک نقاشی مجلل و پرشکوه را مجسم نمیکند. او از قوی ترین سلاح انسانی استفاده میکند؛ حرف زدن! به آرامی، از اولین نت نواخته شده در یک قطعه، حرف هایش را آغاز میکند.
بعضی اوقات درحین گوش دادن به قطعه هایش، حس میکنم درحال خواندن دفتر یادداشت های او هستم. حرف هایی که در ژرفای وجودش باقی مانده و ترجیح داده با زبان بی زبانی آنها را کلمه کند.
- محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی
شوپن در اوج؛ درباره نوکتورن پیانوی شوپن

نت ها پشت سر هم ردیف میشوند درحالی که صدای یک آکورد ملایم و غمگین مثل یک نجوای شبانه به گوش میرسد . یک میزان چند بار تکرار میشود ..
محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی: اما با اینکه نت ها در هر بار نواختن همان نت هاست با همان هارمونی ، هربار حرف تازه ای دارد برای گفتن ؛ «تو همان جا بودی همان روز که چهره ی روشنت همچون خورشید بر من میتابید » .. در تکرار بعدی « چرا امشب دوباره یادت افتادم ؟ یاد آن چهره ی بی مانند ؟ .. آه محبوب ِمن سرنوشت از کدام سو تو را از من گرفت ؟ .. » این حرف ها را دارد در آن آکورد ملایم غمگین میگوید . اما شگفت انگیز است . در عبور از این خاطرات بیم و امید ، شوپن در درون خود ، بعد از یک جنگ بین هر آنچه از آن فرار کرده بود – که امشب بنا به دلایل نامعلومی دوباره به سراغش آمده بودند – به نقطه ای میرسد . با صدایی غمیده و چهره ای آشفته تاریکی را پشت سر میگذارد .. « دیگر چه چیز اهمیت دارد ؟ » .. او تنها به این جمله فکر میکند که ناگهان از نقطه ای – همان نقطه ای که از درون به آن سلوک کرده بود – نوری پخش میشود روی صورت غمیده او . لبخند میزند .. این نور ، نور امید است .. امید ِترس های او .. نوری که از درد به جان آدمی تابیده باشد . نور میتابد و شوپن با لبخندی محو و مسخ شده قطعه را پایان میدهد .
من حس میکنم اگر این قطعه ادامه پیدا میکرد ، بدون شک ، شوپن را میدیدیم درحالی که نور تمام او را احاطه کرده است . او آرام است چون اکنون میداند از زندگی چه میخواهد و این خود ِخوشبختی ست . اما او قطعه را درست در جایی که حکایت دیگری آغاز میشود رها میکند . انگار که به عمد خاموشی را انتخاب میکند . نمیخواهد آن حال ِخوش درونی را برای کسی فاش کند ؛ « نوری که مرا فرا گرفت تنها در قلبم خواهد ماند ، با این نور دنیا را روشن خواهم کرد بدون اینکه درباره ی آن اندک سخنی با کسی بگویم .. »
اگر بخواهم از اول قطعه شروع کنم باید راوی داستان زندگی مردی باشم که در هر میزان ، زندگی اش را به اوج میرساند . برای او هیچ ” متوسطی” وجود ندارد . اگر غمگین است در اوج خود است و اگر خوشحال است آن را با ساده ترین و زیباترین لبخند به نشان شما میدهد . اما آن چیزی که در این مرد هست که زبان آدم را ناتوان میکند در تفسیر و توضیح قطعه هایش ، این است که او گویی بر زمین زندگی نمیکند . سیاره ای که تنها مخصوص خود اوست ، جای گاه قدم های خیال اوست .
برای اینکه منظورم را متوجه شوید یک مثال میزنم . اگر قطعه ی Ave Maria را گوش کنید بدون شک متوجه میشوید که در آن شوبرت چه حال آشفته ای داشته است . او درحالی که از زندگی گریزان شده است ، دارد با آغوش باز به سمت آن میدود . در این قطعه درد هست و یک حس قوی از شکنجه ی یک انسان . نه شکنجه ی فیزیکی . حسی مثل آنکه بدانی معشوقه ات سخت بیمار است و تا یک روز دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند . اشک میریزی ، درد میکشی اما برای اینکه لبخند او را ببینی ، حتی برای یک روز ، حاضری هرکاری انجام دهی تا تمام لحظه ها را کنارش باشی .. این همان حس مرگ و رنج در عین دویدن به سمت زندگی ست که شوبرت به زیباترین شکل در این قطعه نمایان میکند . ..

یادمان باشد که این حرف ها چیزی از ارج آن کم نمیکند . شوبرت یک موسیقیدان گرانقدر است که به عنوان یکی از سرشناسان موسیقی قرن رمانتیک از آن یاد میکنیم اما سخن من ، سخن از یک تفاوت است . تفاوتی که شوپن را شوپن میکند و شوبرت را شوبرت ! .. شما در هیچ کدام از قطعه های شوپن ، هیچ وقت یک همچین روایتی – مثل Ave maria – را از او نخواهید شنید . موسیقی او موسیقی حس های زمینی نیست . شاید فکر کنید مبالغه میکنم اما برای دانستن این موضوع لازم است با کلیتی به نام « فردریک شوپن » آشنا باشید .
این نوکتورن شوپن بی نظیر است . بروید به سال ۱۸۳۰ .. زمانی که شوپن جوان بیست ساله ، در اوج شور و شعف خود بود . در این روزهای گرما و دغدغه ، تنها چیزی که کمی مرا آرام میکند نوشتن از موسیقی ست..
توضیح: نوکتورن (گرفته شده از واژه فرانسوی noturnal) قطعهای موسیقی است که بر پایه سنت اروپایی برای نواختن در شب ساخته شده است یا حال و هوای شبانه دارد. نخستین مجموعه نوکتورنها برای پیانو در سال ۱۸۱۳ توسط آهنگساز ایرلندی، جان فیلد منتشر شد. نوکتورن توسط فردریک شوپن به کمال رسید.
فرم نوکتورن عامیانهتر از قطعات تک موومانی است که اغلب برای پیانو سلو نوشته میشد. این فرم در قرن نوزدهم گستردهتر شد. اولین کسی که قطعاتی با عنوان نوکتورن نوشت، جان فیلد آهنگساز ایرلندی بود که پدر نوکتورن رمانتیک خوانده میشود اما با این حال فردریک شوپن مشهورترین آهنگساز در زمینه تصنیف نوکتورن است که ۲۱ نوکتورن برای پیانو نوشته است. از آهنگسازان پس از شوپن که نوکتورنهایی نوشتهاند میتوان به گابریل فوره، الکساندر اسکریابین و اریک ساتی اشاره کرد.
موزیسین ایتالیایی موسیقی کلاسیک را با آکاردئون مینوازد

«ریچارد گالیانو» آکاردئونیست مشهور ایتالیایی با فعالیت های هنری اش زندگی جدیدی به موسیقی کلاسیک داده است.
به گزارش مجله موسیقی ملودی او در آثار جدیدش به اجرای موسیقی های مشهور کلاسیک با آکاردئون پرداخته است و بر این اساس سال ۲۰۱۰ آلبومی از موسیقی باخ با اجرای آکاردئون، و اخیرا نیز آلبوم جدیدی از اجرای موسیقی ویوالدی با آکاردئون را وارد بازار کرده است.
او در گفت وگو با یورونیوز می گوید: من همیشه به اجرای موسیقی کلاسیک با آکاردئون می پرداختم، اما در ۲۰ سالگی دریافتم که چنین اجرایی روی سن بسیار سخت و پر استرس است. به همین دلیل پس از اولین اجرایم در بیست سالگی، حضور بر روی سن را ترک کردم.
ریچارد گالیانو ادامه می دهد: اجرای موسیقی باخ با آکاردئون آسان است. حتی من فکر می کنم این موسیقی برای آکاردئون نوشته شده است. من قسمت هایی از موسیقی باخ که برای فلوت، اوبوا و کلاوسن نوشته شده بود را با آکاردئون اجرا کردم. ایده دیگر من نیز اجرای قطعه ویوالدی با آکاردئون بود. البته اجرای ویوالدی با ویولون و یا آکاردئون بسیار سخت است،اما من متقاعد شده بودم که این کار شدنی است و می توان موسیقی های باخ و ویوالدی را با آکاردئون اجرا کرد. می خواستم که حس جدیدی به این موسیقی ها بدهم. این قطعات موسیقی کاملا شناخته شده هستند، بنابراین برای
اجرای جدیدشان کمی استرس داشتم و احساس راحتی نمی کردم.
او در گفت وگو، از دوست و مربی خود آستور پیتزولا، خالق موسیقی ترکیبی تانگو و چهارفصل ویوالدی که دارای ساختاری شبیه به آثار خود اوست نیز یاد می کند. وی در این باره می گوید: آستور پیاتزولا نوازنده معروف آرژانتینی نیز از موسیقی ویوالدی تاثیر پذیرفته بود و ما می توانیم ساختار مشابهی را در قطعه تانگو که توسط او اجرا شده است بیابیم. ما می توانیم همان ساختار و همان ملودی را بیابیم.
ویولونیست فرانسوی ژان مارک فیلیپ ورجابدیان درباره چگونگی آغاز فعالیت گروهشان و همکاری با ریچارد گالیانو می گوید: بیش از ۲۵ سال است که او را می شناسم. در گذشته من یک ارکستر مجلسی کلاسیک داشتم و از ریچارد دعوت کرده بودم که برای اجرا به ما ملحق شود. فکر کنم این یکی از اولین تجربه های ریچارد بوده است.
از آنجا که من از طرفداران پیاتزولا بودم، تصمیم گرفتیم به معرفی مشترک موسیقی تانگو بپردازیم. بنابراین ریچارد آهنگسازی برای تانگو را آغاز کرد و به این ترتیب ماجراجویی ما در این گروه آغاز شد.
همیشه در موسیقی کلاسیک برای آکاردئون جایی وجود دارد. زیرا آکاردئون را می توان تا حدودی جایگزین ارگ کرد و این به ویژه در موسیقی روسی کاملا طبیعی است. البته ما در غرب در این باره دیدگاهی مانند روس ها نداریم. بنابراین فکر می کنم بسیار خوب است که ستارگانی مانند ریچارد، اجرای قطعات باخ یا ویوالدی با آکاردئون را نشان دهند.
ریچارد گالیانو می گوید: من اعتقاد دارم که تا زمانی که موسیقی اجرا می کنیم همیشه مانند نوجوانی هستیم که در ابتدای راه قرار دارد. این خوب است زیرا باعث می شود که همواره احساس جوانی کنیم.
سه درسگفتار برنشتاین در موسیقی منتشر شد

سه درسگفتار لئونارد برنشتاین درباره برخی از فرمهای مهم موسیقی کلاسیک غرب در قالب سه دی وی دی تصویری و با ترجمه بابک بوبان از سوی انتشارات ماهور به بازار موسیقی عرضه شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی برنشتاین در دی وی دی اول درباره ارکستر سمفونیک سخن میگوید و معتقد است هر موسیقیای که با ارکستر سمفونیک اجرا شود سمفونیک نیست. او در این برنامه با معرفی روشهای مختلفی که در موسیقی سمفونیک مورد استفاده قرار میگیرند، مشخصات این نوع موسیقی را تشریح میکند و با مثالها و قطعات متنوعی از موتسارت، بتهوون، چایکوفسکی، گرشوین و برامس به بینندگان نشان میدهد که چه موسیقیای سمفونیک به حساب میآید.
دومین دی وی دی کنسرتو چیست؟ نام دارد که برنشتاین در آن توضیح می دهد که به چه نوع قطعهای کنسرتو گفته میشود و سیر تغییر و تحول آن از باخ و ویوالدی تا بارتوک چگونه بوده است. در این برنامه میبینیم که کنسرتو در طول تاریخ همواره در حال تغییر بوده و از گروههای کوچک در دل یک ارکستر تا حضورِ فقط یک تکنواز و تا تبدیل تمام گروهِ سازهای ارکستر به تکنوازان سیری پر فراز و نشیب داشته است.
فرم سونات سومین دی وی دی است که برنستاین درباره آن توضیح می دهد. او میگوید که موضوع فرمِ سونات موضوع سختی است؛ اما نه به دلیل خود موضوع، بلکه به خاطر شکلِ مطرح شدن آن در آموزش موسیقی. فرم سونات نقشهای نیست پر از نامهای عجیب و سخت که در کلاسهای درک و دریافت عنوان شده؛ بلکه قالبی است سهبخشی که با تناسب بخش اول و سوم از سویی و تقابل بخش دوم با بقیه از سوی دیگر شکل میگیرد.
مانند دیگر کنسرتهای برنشتاین این برنامه نیز پر از مثالها و اجراهای متنوع، سمفونی شمارهی ۴۱ موتسارت، سونات دو ماژور موتسارت، سمفونی کلاسیک پروکوفیف و چند مثال از ترانههای قدیمی و شناخته شده است.
آلبوم موسیقی «طلوع رنگها» از گروه سل منتشر شد

آلبوم موسیقی «طلوع رنگها» اثر جدید گروه «سل» به بازار موسیقی کشور عرضه شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا در آلبوم «طلوع رنگها» آثاری از ژرژ بیزه، کلود دبوسی، ادوارد الگار، پیترو ماسکانی، موریس راول، یواخیم راف، چارلز گونو، گایتانو براگا، لویی کلود داکن، لیلی بولانژه، فلوران اشمیت و فرانتز لها اجرا شده است.
همچنین، در این آلبوم بهمن مهآبادی(سولیست ویلن و سرپرست گروه)، نهال محبی(ویلن)، سارا عبداللهزاده(پیانو) و مریم تاجیک، سیامک سلطانیزاده، شهاب ابطحی، پوریا کشاورز، ارغوان صباحی و پرنشید شکوهی هنرنمایی کردهاند.
گروه موسیقی سل پیش از این آلبوم «توتفرنگی» را منتشر کرده بود.
