نیل یانگ، هنرمندی که قلبی از طلا دارد

نیل یانگ

در مراسم گرمی سال ۲۰۱۰ «نیل یانگ» نوازنده و آوازه‌خوان موسیقی راک، فولک و کانتری با اثری به نام «چنگال در خیابان» (Fork In The Road) حضور داشت و از کاندیداهای دریافت جایزه‌ی بهترین اجرای راک تک نفره بود. نیل یانگ موزیسین ۶۵ ساله‌ی کانادایی علاوه بر نواختن سازهایی مانند گیتار، پیانو و هارمونیکا (سازدهنی) آهنگ‌ساز و ترانه‌نویس نیز هست. وی تاکنون ۵ فیلم را با نام مستعار «برنارد شِکی» (Bernard Shakey) کارگردانی کرده است.

عشق نیل یانگ به موسیقی از آغاز نوجوانی وی شروع شد، زمانی‌که با رادیوی ترانزیستوری، ایستگاه‌های موسیقی را گوش می‌کرد و الگوی او مانند بسیاری از هم‌دوره‌هایش کسی غیر از «الویس پریسلی» نبود.
نیل یانگ تحت تاثیر موسیقی «راک اند رول»، «آر اند بی» و «کانتری» پس از ورود به دبیرستان، نواختن گروهی را در یک گروه موسیقی دبیرستانی برای نخستین بار تجربه کرد و این شروعی توام با آزمون و خطا، برای دوره‌ی حرفه‌ای موسیقی نیل یانگ بود.

آهنگ « قلبی از طلا » را که نیل یانگ به‌وسیله‌ی گیتار و سازدهنی در سال ۱۹۷۵ اجرا کرده است در زیر ببینید.

 

| Open Player in New Window

در اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ نیل یانگ در تعدادی از گروه‌های راک شهر محل سکونتش در کانادا، گیتار نواخت و برای مدتی نیز در زمینه‌ی موسیقی فولک فعالیت کرد. در این دوره وی ترانه نویسی را شروع کرد و شعر بعضی از آهنگ‌های ماندگار خود در موسیقی فولک را سرود. نیل یانگ در اواسط دهه‌ی ۶۰ به آمریکا مهاجرت کرد و پس از آشنایی با چند نوازنده و موزیسین جوان، به کمک آنها گروه موسیقی «بوفالو اسپرینگ‌فیلد» (Buffalo Springfield) را تاسیس کرد. موزیکی که آنها می‌نواختند مخلوطی از فولک، کانتری و راک بود.
گروه بوفالو اسپرینگ‌فیلد به زودی موفقیت قابل توجهی از نظر جذب مخاطب عام و راضی نگه داشتن منتقدین موسیقی به‌دست آورد. گرچه در سال ۱۹۶۸ فعالیت این گروه پس از عرضه‌ی ۳ آلبوم موسیقی، پایان یافت و از آن تاریخ به بعد نیل یانگ به‌طور مستقل به ضبط آلبوم مشغول شد.

نخستین آلبوم نیل یانگ به‌عنوان یک خواننده‌ی مستقل در اواخر سال ۱۹۶۸ عرضه شد و این هنرمند ۲ سال بعد طی مصاحبه‌ای، نارضایتی خود را از آلبوم نخست ابراز کرد. سپس برای آلبوم‌های بعدی از هنرمندانی استفاده کرد که بتوانند سطح کار را بالاتر ببرند. به همین دلیل در این دوره، نیل یانگ اغلب موفق بود. در سال ۱۹۷۲ وی آلبوم « هنگام درو » (Harvest) را به بازار موسیقی عرضه کرد که موفقیت تجاری بسیار خوبی برای او به ارمغان آورد و در چارت‌های مختلف به رده‌های بالا دست پیدا کرد. تک آهنگ ماندگار « قلبی از طلا » (Heart Of Gold) با همین آلبوم عرضه شده بود، آهنگی که در آمریکا، شماره‌ی یک جدول پرفروش‌ها را به خود اختصاص داد.
نیل یانگ در اوایل دهه‌ی هفتاد به همراه سه هنرمند دیگر، گروهی ۴ نفره که به اختصار CSNY نامیده می‌شود را نیز تشکیل دادند و در مجموع ۸ آلبوم استودیویی به‌ همراه یکدیگر تهیه کردند.
طی دهه‌های هشتاد و نود میلادی و دهه‌ی نخست قرن جدید، نیل یانگ هرگز از فعالیت دست نکشید و در مواقعی هم‌چنان در اوج و گاهی نیز در حاشیه قرار گرفت. وی ۳۳ آلبوم استودیویی، ۷ آلبوم اجرای زنده، ۴ آلبوم موسیقی فیلم را تهیه کرده و ۴ آلبوم عرضه نشده نیز در کارنامه‌ی حرفه‌ای خود دارد. نام نیل یانگ دوبار در تالار افتخارات راک اند رول وارد شده است. نخست در سال ۱۹۹۵ به‌عنوان یک هنرمند مستقل، و در سال ۱۹۹۷ به عنوان عضوی از گروه بوفالو اسپرینگ‌فیلد. در ۱۹۸۲ نیز نام وی در تالار افتخارات موسیقی کشور کانادا ثبت شده است.

  • ثمر سعیدی / مجله‌ی موسیقی ملودی

سازدهنی و آرزوهای بزرگ

harmonica

آفتاب که غروب می‌کرد کابوی تنها، ساز دهنی را از جیب‌اش بیرون می‌آورد و می‌نواخت. این ساز هم‌دم تنهایی او بود و سکوت بیابان را می‌شکست. صحنه‌هایی از این دست را در فیلم‌ها زیاد دیده ایم، زمانی که یک ساز کوچک و ساده، احساساتی مانند غم، شادی، آرامش یا اضطراب را منتقل می‌کند.
سازدهنی همه‌جا حضور دارد، در یک ظهر تابستانی در زمان استراحت کارگران، بین متقاضیان نواختن دست به دست می‌شود و یا دلتنگی‌های ملوانانی را که هفته‌ها از خشکی دور بوده‌اند، روی عرشه‌ی کشتی به آوا تبدیل می‌کند.
در سال ۱۸۱۸ یک نوجوان ۱۶ ساله در آلمان، وسیله‌ی کوچکی را ساخت که در حقیقت، همان سازدهنی امروزی بود. چند سال بعد این وسیله به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی اولین محموله‌ی سازدهنی که ساخت یک کارخانه‌ی آلمانی بود از طریق کشتی به بندرهای آمریکا رسید و به سرعت جای خود را در بین مردم عادی پیدا کرد. چون علاوه بر این که کوچک، ارزان و قابل حمل بود، قابلیت نواختن آهنگ‌های شاد و ریتمیک و ترانه‌های غمگین را به صورت هم‌زمان به نوازنده می‌داد، از این رو سازدهنی با اقبال گسترده‌ای از جانب مردم آمریکا روبرو شد.
سیاهپوستان آمریکایی از جمله طرفداران پروپاقرص سازدهنی بودند چرا که قیمت بسیار ناچیزی داشت. علاوه بر آن، ورود سازدهنی به آمریکا هم‌زمان شده‌بود با صدور اعلامیه‌ی آزادی بردگان، بنابراین سیاهپوستان که از کار اجباری فراغت یافته‌بودند، وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی پیدا کردند. آن‌ها سازدهنی را به تدریج در موسیقی‌های جَز و بلوز وارد کردند و این‌گونه بود که این ساز کوچک و اعجاب‌انگیز، بیش از پیش شکوفا شد.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه