آلبوم «ژور» از پوریا پورناظری

zhour

آلبوم موسیقی «ژور» که اثری‌ست از پوریا پورناظری از سوی نشر موسیقی هرمس وارد بازار موسیقی شد.
این آلبوم موسیقی شامل تنبورنوازی پوریا پورناظری‌ست و سه قطعه‌ی «پوکستان»، «پاک دیوانه» و «تکه بومی» در آن گنجانده شده‌اند.

قطعات آلبوم شامل تلفیق موسیقی شرق و غرب بوده و فرم تازه‌ای را در تنبورنوازی ارائه می‌دهند. «ژور» يك واژه‌ی كردي و به‌معنی «رهگذر» است.

بداهه نوازی‌های تنبور پوریا پورناظری اگرچه ملهم از مقام‌های کهن تنبور است اما برای روایت داستان‌اش، به صدادهی و شیوه‌های نوازندگی سنتی وفادار نمانده و فضایی امروزی را تصویر می‌کند. به همین منظور برای اجرای این قطعات، یک ساز تنبور با مشخصاتی ویژه طراحی و ساخته شده است.

گفتنی است پوریا پورناظری متولد کرمانشاه بوده و از کودکی در فضای کار پدر و عموی‌اش کیخسرو پورناظری، حضور داشت. وی از شش سالگی به آموختن تنبور نزد پدر روی آورد. از سال ۱۳۷۷ به مدت دو سال در گروه شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری فعالیت کرد که حاصل آن، همکاری در آلبوم «مستان سلامت می کنند» و کنسرت‌هایی با این گروه بود.

آلبوم موسیقی «ژور» از سوی نشر هرمس به بازار عرضه شده و در دسترس علاقه‌مندان است.

آلبوم موسیقی شَروه‌خوانی در بوشهر

sharveh

آلبوم موسیقی «شَروه‌خوانی در بوشهر» از سری موسیقی نواحی ایران توسط موسسه‌ی فرهنگی-هنری ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی «شَروه» قدیمی‌ترین، مهم‌ترین و معروف‌ترین گونه‌ی آوازی در موسیقی بوشهر است. به لحاظ لغت‌شناسی می‌توان حدس زد که این آواز، دست‌کم از دوران هخامنشیان یا شاید حتی قبل از آن در جنوب ایران و استان امروزی بوشهر رایج بوده است.
قدیمی‌ترین ردِ واژه‌ی «شَروه» را می‌توان در زبان و ادبیات اوستایی یافت. «شَروه» واژه‌ای است اوستایی از ریشه‌ی «شَراو»، به‌معنی آواز و سرودن.
بخش دوم آن «ـوه» به معنیِ خوب است و به این ترتیب این واژه روی‌هم‌رفته به معنی «آواز خوب» است. شَروه اغلب در مناطق روستایی استان بوشهر رایج است و از این‌رو می‌توان آن‌را موسیقی روستایی به‌شمار آورد.
این آواز امروزه یکی از شاخصه‌های موسیقی آوازی استان بوشهر محسوب می‌شود. از عصر قاجار به بعد، و به‌ويژه بعد از این‌که اشعار «محمدعلی دشتی» متخلص به «فایز» ( متولد روستای کردوان از توابع دشتی، ۱۲۹۸-۱۲۰۹) مورد توجه قرار گرفت، شَروه‌خوانی نیز به کانون توجه عوام بدل شد.
اگر رنسانسی برای شَروه‌خوانی قایل شویم، مربوط به همین دوره است. پس‌از‌آن شهرت شَروه و فایز از مرز روستاها گذشت و به سایر شهرها و مناطق ایران نفوذ کرد، طوری‌که اغلب شَروه‌خوانی را «فایزخوانی» نیز نامیدند. زیرا به‌طور معمول در این آواز از دوبیتی‌های فایز استفاده می‌شد.

آلبوم هفت روز دریا از هوشیار خیام

seas-seven-days

آلبوم موسيقی «هفت روز دريا» با آهنگ‌سازی و نوازندگی پيانو هوشيار خيام از سوی نشر موسيقي معاصر منتشر شد.

هوشیار خیام، آهنگ‌ساز، رهبر ارکستر و نوازنده‌ی پیانو کار ساخت این آلبوم را از تابستان ۸۸ آغاز کرده و در تابستان امسال به پایان رسانده است.

اين آلبوم شامل يك قطعه بلند براي پيانو مي‌شود كه در هفت قسمت با نام‌هاي «روز اول»،روز دوم» … تا «روز هفتم» نوشته شده و هفت روز دريا را با زبان پيانو روايت مي‌كند.

گفتنی است هوشیار خیام در سال ۱۳۵۷ در بدفورد انگلستان به دنیا آمد. تحصیلات موسیقی را از هفت سالگی شروع کرد و تحت نظر استادان مختلف به فراگیری موسیقی پرداخت. تحصیلات دانشگاهی را همزمان در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر و کالج ترینیتی لندن ادامه داد و به اخذ مدرک کاردانی نوازندگی پیانو در سال ۱۳۷۵ و لیسانس تئوری موسیقی در سال ۱۳۷۶ از ترینیتی کالج لندن و کارشناسی موسیقی ایرانی از دانشگاه هنر ایران در سال ۱۳۷۸ نائل آمد.

هوشيار خيام نوازندگي و آهنگسازي آلبوم‌هايي همچون «تاتاري»،«هزار اقاقيا»،«ابرها» و … برعهده داشته است.او سال ۸۱ با ساختن قطعه «منظره‌هاي کودکي من» جايزه اول فستيوال بين‌المللي آهنگسازان جوان را از آن خود کرد و از جمله کنسرت‌هاي متعددي که در تهران برگزار کرده مي‌توان به اجراي پيانو کنسرتو گريک، در تالار رودکي و پيانو کنسرتو موزار در تالار وحدت و تکنوازي در تالار فارابي و رسيتال پيانو در فرهنگسراي نياوران اشاره کرد.

او همچنين در کنسرت «فيه ما فيه» که براي بزرگداشت مولانا برگزار شده بود شرکت داشت.

در كنسرت «كليدر» با حضور حسين عليزاده و محمدرضا درويشي كه با همراهي ارکستر ناسيونال اوکراين در تالار وزارت کشور برگزار شد، قطعه‌هاي «عصيان» و «ترکمن» ساخته حسين عليزاده را براي اجراي ارکسترال تنظيم کرد و قطعه «شيشه رنگي» از ساخته‌هاي خود را نيز به اجرا درآورد.

او با همراهي امير اسلامي – نوازنده‌ي ني و مدرس دانشگاه، روز جمعه ـ ۵ آذرماه ـ نيردر كينگز كالج لندن با موضوع «موسيقي اقوام و نواحي ايران» و «بداهه نوازي در اين موسيقي» سخنراني كرد.

آلبوم بهار از جاوید افسری‌راد

bahar

آلبوم موسیقی «بهار» کاری از جاوید افسر‌ی‌راد توسط کارگاه موسیقی وارد بازار موسیقی شد.

در این آلبوم که جاوید افسری‌راد (سنتور)، بهنام سامانی (سازهای کوبه‌ای) و شهرام غلامی (عود) در آن حضور دارند قطعات نجوای جویبار، بهار، لیلی، بی‌کران، فراق،‌ ای عاشقان و رقص عشق در دستگاه ماهور و همایون اجرا شده است.

جاويد افسرى‌راد متولد اصفهان، از شانزده‌‏سالگى نزد پرويز مشكاتيان و فرامرز پايور به فراگيرى ساز سنتور و رديف موسيقى ايران پرداخت. پس از مهاجرت به نروژ تحصيلات موسيقى خود را در دانشگاه اسلو در رشته‏ى موسيقى‏شناسى ادامه داد و در همان كشور فعاليت هنرى خود را به‏عنوان تكنواز در فستيوال‏هاى معتبر بين‏المللى در بايرويتِ آلمان، هند، برزيل، آفريقاى جنوبى و هلند آغاز كرد. او با موسيقى‏دانان شناخته‏شده‏ى جهانى همچون پانديت هارپيراساد چوراسيا، دكتر ال. سوبرامانيام در گروه‏نوازى همكارى داشته است. او اكنون در كشور نروژ نوازنده‏اى مبتكر و آهنگسازى اصيل به‏ شمار مى‏آيد.

بهنام سامانى در سال ۱۳۴۶ در چهارمحال بختيارى به دنيا آمد و به مدت سيزده سال نزد جمشيد محبّى در شهر اصفهان به فراگيرى ساز تمبك مشغول بود. او در سال ۱۳۶۶ در اروپا با چندتن از مطرح‏ترين موسيقى‏دانان ايرانى همچون فرامرز پايور، هوشنگ ظريف و رحمت‌‏الله بديعى و نيز هنرمندانى چون چاراسيا، اشنايدر و ميچكه به نوازندگى و برپايى كنسرت مشغول بوده است. بهنام رهبر گروه سامانى است و با گروه كاروان اجرا داشته است و اخيراً به عضويت گروه دستان درآمده و با اين گروه به شهرهاى ايالات متحد آمريكا، اروپا، برزيل و كانادا رفته است. بهنام در چندين جشنواره‏ى معتبر بين‏المللى، از جمله فستيوال موسيقى ۲۰۰۱ در سائوپائولو، فستيوال موسيقى ايرانى ۲۰۰۱ در مونيخ، فستيوال موسيقى ايرانى۲۰۰۰ در سوئد و ايتاليا، فستيوال ريتم استيك ۱۹۹۶ و ۲۰۰۰ در لندن و فستيوال ريتم ۱۹۷۷ در زوريخ اجرا داشته است. او همچنين براى ايستگاه‏هاى راديويىِ SWF و WDR اجرا داشته و ضبطهاى بى‏شمار و حضور تلويزيونىِ متعدد داشته است. او اكنون مقيم شهر كُلنِ آلمان است.

شهرام غلامى در سال ۱۳۵۳ در تهران به دنيا آمد و در سن بيست‏سالگى شروع به فراگيرى سازِ عود و موسيقى سنتى كرد. شهرام زيرنظر استاد نريمان شروع به ضبط آثارى با آهنگسازانى چون استاد پرويز مشكاتيان و اردشير كامكار كرد. او به مدت ۹سال عضو اركستر ملى ايران بود و متعاقباً در فستيوال‏هاى گوناگونى چون فستيوال موسيقى صوفى (۲۰۰۳)، امير خسرو در هند، گروه رومى و فستيوال موسيقى جهانى اُسلو با گروه سروستان (۲۰۰۶) اجرا داشته است. از سال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ با استاد شهرام ناظرى همكارى كرده است. در اروپا، همراه با گروه رومى و جاويد افسرى‏راد و نيز پيمان يزدانيان و گروه زنيا و اخيراً به‏صورت تكنوازى در تئاتر دو لا ويلِ پاريس اجرا داشته است.

«بهار» هم‌اکنون در مراکز عرصه محصولات فرهنگی قابل دسترسی است.

  • برنا

آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی

alireza-ghomeishi

آلبوم «اسیر» با صدای علیرضا قمیشی(پسر سیاوش قمیشی) از سوی موسسه فرهنگی هنری «آوای باربد» منتشر شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از ایسنا، آلبوم «اسیر» که تاریخ ضبط آن به سال ۸۵ برمی‌گردد، این روزها با تنظیم سیروان خسروی و آهنگهایی از علیرضا قمیشی و سیروان و همچنین با اشعاری از ترانه مکرم، علیرضا قمیشی و شهرام فرشید از سوی موسسه فرهنگی هنری آوای باربد منتشر شده است.

در آلبوم «اسیر» می‌توان قطعاتی همچون « دو هفته»، «ستاره»، « جاده»، « باور نمی‌کنم»، « درد دوری»، «سرنوشت» و «اسیر» را شنید.

قمیشی در یادداشتی کوتاه بر این آلبوم نوشته است: «برای همه آنها که در نرمی عشق گم شده‌اند و همچو شمع از گرمی عشق چکیده‌اند.

…چون آبشاران، پر غرور ولی ساده زیستن را آموخته‌اند و بودن را در هر لحظه و هرجا با عشق آمیخته‌اند.

و آنان که اندوه سیاهی شب را به امید نگاه روشن روز گذرانده‌اند،در بارش دلگیر ابر به خیال طراوت غنچه‌ای خوش بوده‌اند و دربرگ‌ریزان هر خزان، زایش بهاران را دیده‌اند.

این حضور عاشقانه را تقدیم می‌کنم به پدر و مادر عزیزم:سیاوش و لیلا.»

این در حالی‌ست که اخباری تایید نشده حاکی از نارضایتی سیاوش قمیشی نسبت به استفاده‌ی فرزندش از ملودی آهنگ‌های وی در برخی سایت‌ها منتشر شده است.

چنان‌که سایت ایران-ایران می‌نویسد: «سیاوش قمیشی خواننده معروف طی اطلاعیه ایی اعلام کرده است که تحت هیچ عنوان امتیاز هیچ اثر هنری خود را شامل ملودی ، آهنگ و تنظیم به هیچ خواننده و هنرمند ایرانی واگذار نکرده است.هر نوع اجرای مجدد،کپی کردن انتشار و حمایت های غیر اصل گونه ایی دستبرد هنری محسوب می شود. لذا آلبوم اسیر توسط شخصی به اسم علیرضا قمیشی دستبرد هنری محسوب شده مورد پیگری قانونی قرار خواهد گرفت.
با سپاس
سیاوش قمیشی و تیم مدیریت!»

آلبوم موسیقی قطره با سه‌تارنوازی فریبا هدایتی

qatre

آلبوم موسیقی «قطره» با سه‌تار نوازی «فریبا هدایتی» توسط موسسه‌ی فرهنگی- هنری ماهور منتشر شد. در این آلبوم موسیقی، «بهنام معصومی» با نواختن سازهای تمبک و کوزه، هدایتی را همراهی می‌کند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، فريبا هدايتى نيك‏ فكر متولد تهران، از كودكى همراه نواى نى پدر با موسيقى آشنا شد. از سال ۱۳۶۱ آموزش سه ‏تار را نزد زنده ‏ياد عطاءالله جنگوك آغاز كرد و رديف‏ها را نزد ايشان به اتمام رساند.
او آموزش دوره‏ى عالى و بداهه‏ نوازى را از سال ۱۳۶۶ نزد حسين عليزاده شروع كرد و از محضر ايشان بهره‏ها جُست. همچنين سبك‏ هاى مختلف سه ‏تارنوازى را نزد استادان جلال ذوالفنون، داريوش طلايى و زنده ‏ياد احمد عبادى نيز تجربه كرده است.

وی آهنگسازى و سرپرستى گروه «آواى دوست» را از سال ۷۸ تاكنون برعهده‌ داشته است. هم‌چنین از دیگر فعالیت‌های حرفه‌ای فریبا هدایتی به اجراى كنسرت‌هاى متعدد از جمله: فستيوال فاس در مراكش، فستيوال سن فلورانس در فرانسه، كنسرت در تالار وحدت، تور هلند (Rasa)، تور اسپانيا، اجرا در تئاتر شهر پاريس، بزرگداشت مولانا در Sodra Teatern و Pustervik سوئد و غيره می‌توان اشاره کرد. و نیز آهنگسازى و نوازندگى در سى‏دى روزنه که در خارج از کشور منتشر شده است و حضور در سی‌دی «آسمان مراکش» از آثار منتخب فستیوال فاس از دیگر آثار منتشر شده از این هنرمند هستند.

سيد بهنام معصومى، متولد ۱۳۶۵ در تهران. از سال ۱۳۷۷ شروع به فراگيرى تمبك كرد. او از آموزش‏هاى هنرمندانى چون رامين رحيمى، آرش فرهنگ‏فر، مسعود حميدى و پژمان حدادى بهره‏ها جست.
همچنين در اجراى موسيقى فيلم‏هاى چناران و كلوت و نيز اجرا در چندين گروه مختلف در سطح كشور همكارى داشته و از سال ۱۳۸۱ عضو پيوسته‏ى گروه «طلوع» است.

فریبا هدایتی در مورد این اثر می‌گوید: قسمت اول (افشارى) برداشتى شخصى است كه از رديف آوازى گرفته شده است. هنگام اجراى گوشه‏ها و آرايش ملودى‏ها، صداى ماندگار و زيباى قمر همواره در گوشم طنين‏انداز بوده است. در اينجا در گذار از افشارى به مقام صبا الگوهاى ملوديك و ريتميك با بيان آزادترى نسبت به رديف سنتى اجرا شده‏اند.

قسمت دوم (چهارگاه) باوجود اينكه كار سنتى‏اى نيست اما از ويژگى‏هاى موسيقى سنتى، با برداشتى جديد، برخوردار است.

آلبوم رباب هراتی از محمدرحیم خوش‌نواز

robab

آلبوم موسیقی «رباب هراتی» به نوازندگی «محمدرحیم خوش‌نواز»، نوازنده‌ی چیره‌دست ساز رباب از سوی موسسه‌ی فرهنگی ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این آلبوم موسیقی، شامل اجراهایی از آهنگ‌های سنتی هرات افغانستان و موسیقی هنری سازی کابل اثر محمدرحیم خوش‌نواز نوازنده‌ی افغانی است.
محمدرحیم خوش‌نواز از خانواده‌ی موسیقی‌دانی برخاسته است که در هرات زندگی می‌کردند. (او در دوران جنگ داخلی افغانستان در ایران زندگی می‌کرد.)
محمد رحیم دو برادر موسیقی‌دان داشت: محمود، خواننده و محمد نعیم که در قطعات ۹ تا ۱۳ طبلا می‌زند.
پدرشان استاد« امیرجان خوش‌نواز»، خواننده و نوازنده‌ی هارمونیوم، پیش‌کسوت موسیقی شهری هرات بین سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ میلادی بود.
گفتنی است در سال ۱۹۷۴ زمانی که این اجراها ضبط شد، رحیم به‌عنوان نوازنده‌ی چیره‌دست رباب ـ هم‌نواز و تک‌نواز ـ در هرات شناخته شده بود. او بیشتر با رباب کوچک که دو پرده بیشتر داشت ساز می‌زد.
دوتا از کارگان‌های بزرگ رحیم در این اجراها آمده است: آهنگ‌‌های سنتی هراتی و موسیقی هنری سازی کابل.

آلبوم سرودهای قدیمی ایران از منوچهر صهبایی

iranian-hymns

آلبوم موسیقی سرودهای قدیمی ایران با گردآوری و اجرای پیانوی «منوچهر صهبایی» از سوی موسسه‌ی ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، آهنگ‌سازان این آلبوم موسیقی «آلفرد ژان-باتیست لومر»، «غلام‌رضا مین‌باشیان»، «علی‌محمد خادم‌میثاق»، «غلام‌حسین مین‌باشیان»، «فریدون فرزانه» و «ضیا مختاری» هستند.
منوچهر صهبانی که گردآوری آثار و اجرای پیانوی آن‌ها را در این آلبوم برعهده دارد در مورد اثر می‌نویسد: « در دهه‏ى ۱۳۷۰ شمسى، زمانى كه مشغول تحقيق در زمينه‏ى موسيقى چندصدايى ايران به منظور ارائه‏ى دومين تز دكتراى خود به دانشگاه استراسبورگ (فرانسه) بودم، در كنار آثار متعدد براى اركستر سمفونيك و يا گروه‏هاى مختلف موسيقى مجلسى، به قطعاتى براى پيانو دست يافتم. مهم‏ترينِ اين آثار مجموعه‏اى بود به نامِ «آوازها و تصنيف‏هاى ايرانى» اثر آلفرد ژان باتيست لومر. اين آثار را كه قبل از سال ۱۹۰۰ ميلادى تصنيف شده بودند، اينجانب در دهه‏ى ۱۳۷۰ شمسى براى اولين‏بار در سوئيس اجرا و ضبط و در سال ۱۳۸۲، با همكارى مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور، در تهران منتشر كردم. گروه دوم از اين آثار قطعاتى بودند كه قبل از سال ۱۳۲۰ شمسى به‏عنوان »سرود« به‏وسيله‏ى موسيقيدانان آن زمان نوشته و سپس اكثر آنها، بدون اينكه اجرا شوند، به دست فراموشى سپرده شده بودند. در آلبوم حاضر با تعدادى از اين آثار آشنا مى‏شويد.

در كتاب‏‌هاى تاريخ موسيقى و رساله‌ها آمده است كه در سال ۱۲۵۲ شمسى (۱۸۷۳ ميلادى)، در مراسم ميهمانى‏اى كه ملكه ويكتورياى انگلستان به افتخار ناصرالدين‏شاه قاجار در قصر ويندسُر برگزار كرده بود، سرود ملى ايران نواخته شد. اين سرود تا سال ۱۲۸۸ شمسى، يعنى تا آخر سلطنت محمدعلى‏شاه قاجار، سرود ملى ايران بود. پس از جستجوى زياد، به يك نت‏نوشت براى پيانو از يك سرود ملى دست يافتم كه حدس مى‏زنم مى‏تواند همان سرودى باشد كه به آن اشاره شد. متأسفانه تابه‏امروز هيچ نت‏نوشتِ اركسترى‏اى از اين اثر نيافته‏ام. در اينجا سعى كرده‏ام نسخه‏ى پيانويى، كه تنها نت‏نوشتِ اصلى از اين اثر است، را بدون هيچ تغييرى اجرا كنم (قطعه‏ى ۱). هرگونه سازآرايى و يا شعرگذارى جديد بر روى اين اثر مى‏تواند به اصالت آن صدمه‏ى جبران‏ناپذيرى وارد آورد.

در سال ۱۲۸۸ شمسى، زمان سلطنت احمدشاه قاجار، سرود ملى جديدى به‏وسيله‏ى غلام‏رضا مين‏باشيان تصنيف شد (قطعه‏ى ۲) كه دومين سرود ملى ايران و اولين سرود ملى بعد از انقلاب مشروطيت است.

علی‌محمد خادم‏ميثاق يكى از بزرگ‏ترين خدمتگزاران به موسيقى ايران بود. در كنار فعاليت‏هاى ديگر هنرى، او قطعات متعددى تصنيف كرد كه از ميان آنها هشت سرود (قطعه‏هاى ۳ تا ۱۰) در اين مجموعه معرفى شده‏اند.

«سرود فوزيه» و سرود «جشن درخت‏كارى» (قطعه‏هاى ۱۱ و ۱۲) از ساخته‏هاى غلام‏حسين مين‏باشيان است.

قطعه‏هاى ۱۳ و ۱۴ در اين مجموعه هر دو نامِ «سرود هواپيمايى» دارند و گويا هر دو اثر براى مناسبت خاصى نوشته شده‏اند. قطعه‏ى ۱۳ اثر فريدون فرزانه است كه به‏خاطر دارم در اولين سال‏هاى تحصيلات موسيقى‏ام، يعنى اواسط دهه‏ى ۴۰، استاد سلفژ هنرستان عالى موسيقى بود. قطعه‏ى ۱۴ اثرى است از ضياء مختارى.

يكى از بزرگ‏ترين خدماتى كه اين موسيقيدان به تاريخ موسيقى كشورمان كرد اهداى نسخه‏اى از مجموعه‏ى «آوازها و تصنيف‏هاى ايرانى» اثر لومر به روح‏الله خالقى بود. در آذرماه ۱۳۳۳، يك نسخه‏ى چاپى از آن اثرِ ۵۰ صفحه‏اى از طرف ضياء مختارى به روح‏الله خالقى اهدا شد. خالقى اين مجموعه را در كتابخانه‏ى هنرستان ملى موسيقى، با شماره‏ى ۳۱۴، ثبت كرد. پشت جلد آن مجموعه جمله‏ى اهدايى و تاريخ آن از طرف ضياء مختارى و شماره‏ى فهرست كتابخانه از طرف روح‏اللَّه خالقى ديده مى‏شود. آن مجموعه را اينجانب از روى كپى نسخه‏ى اصل، كه به‏وسيله‏ى فرهاد فخرالدينى در اختيارم قرار گرفت، اجرا و ضبط كردم. اگر سخاوتمندى ضياء مختارى و درست‌كارى روح‏الله خالقى و دوستى فرهاد فخرالدينى نبود، براى من دستيابى به آن اثر غيرممكن مى‏شد و در نتيجه آن مجموعه‏ى بسيار مهم، كه يكى از اسناد پراهميت موسيقى ايرانى و يكى از اولين نت‏نويسى‏هاى آوازها و تصنيف‏هاى موسيقى كشورمان است، مثل بسيارى از آثار پرارزش ديگر كه براى هميشه مفقود شدند، هرگز به‏صورت كامل و اصيل اجرا و بر روى سى‏دى نمى‏آمد تا براى هميشه ماندگار بماند.

اميدوارم با انتشار مجموعه‏ى «سرودهاى قديمى ايران» شمعى، هرچند كم‏نور، در راه موسيقى چندصدايى ايران روشن و بدين‏وسيله خدمتى ناچيز به موسيقى كشورمان كرده باشم.»

آلبوم موسیقی تصنیف‌های دوره‌ی قاجار

nowruzi

آلبوم موسیقی «تصنیف‌های دوره‌ی قاجار» در ۲ سی‌دی از سوی موسسه‌ی فرهنگی- هنری ماهور منتشر شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در این آلبوم که تصنیف‌های خوانده شد توسط «رضاقلی نوروزی» در آن گردآوری شده است، بخشی از موسیقی ایران در دوره‌‌ی قاجار را می‌توان شنید.

آثار نوازندگانی چون «درویش خان»/ تار، «باقرخان»/ کمانچه، «اکبرخان» /قانون، «مشیر همایون»/ پیانو، «حسین‌خان»/ویلن و «اسدالله خان»/سنتور، در کنار تصنیف‌خوانی رضاقلی نوروزی این مجموعه را شکل می‌دهند.

رضاقلى نوروزى شامبياتى (در برخى از منابعى كه اخيراً منتشر شده است رضاقلى نوروزى را همان رضاقلى تجريشى قلمداد كرده‌‏اند) از خوانندگان تصنيف و آواز ضربى و هم‌چنين از نوازندگان تمبك در اواخر دوره‌ی قاجار است. تاريخ تولد او به‌درستى مشخص نيست ولى قرائن حاكى از آن است كه وى در نيمه‌ی قرن سيزدهم يا حدود سال ۱۲۵۰ شمسى به‌دنيا آمده است. او در جوانى به شهربانى راه يافته و از اين‏رو به «رضاقلى‏خان نظميه» نيز مشهور بوده است (مشحون ۶۶۹ :۱۳۷۳).
شخصيت هنرى رضاقلى‏خان در تاريخ موسيقى دوره‏ى قاجار بسيار جالب و درخور توجه است. او از طرفى با موسيقى‏دانان طراز اول زمان خود همچون درويش‏خان (ف . ۱۳۰۵ش) و باقرخان رامشگر و حسين‏خان اسماعيل‏زاده، معاشرت و مراودت داشته و در كنسرت‏هاى انجمن اخوت كه به‏صورت گاردن پارتى در اوائل دوره‏ى مشروطيت به رهبرى درويش‏خان برپا مى‏شد نقش تصنيف‏خوان و نوازنده‏ى تمبك را داشته است (خالقى ۸۲ :۱۳۸۱ ). از طرف ديگر چون امرار معاش او از طريق كار در شهربانى بوده ظاهراً، برخلاف ساير نوازندگان تمبك زمان خود كه شأن اجتماعى پائينى داشته‏اند، از احترام بالايى نزد موسيقى‏دانان برخوردار بوده است. تصاويرى از رضاقلى برجاى مانده كه گوياى آن است كه موسيقى‏دانى خوش‏گذران و خوش‏محضر بوده و اوقات فراغت خود را با نوازندگان اهل حال زمان خود، مانند جهانگيرمراد معروف به حسام‏السلطنه (ف . ۱۳۴۰ش)، به عيش و طرب در باغ و طبيعت و مجالس انس مى‏گذرانده است.
شهرت رضاقلى‏خان عموماً به اجراى تصنيف و آواز ضربى بوده و، از آنجا كه اين نوع خوانندگى عامه‏پسند و مورد توجه زنان بوده است، در حلقه‏ى دوستان و شاگردان او دختران جوانى بوده‏اند كه از شيوه‏ى خوانندگى و معلومات او بهره مى‏برده‏اند؛ از آن جمله مى‏توان به قمرالملوك وزيرى (ف . ۱۳۳۸ش) و بتول پروانه اشاره كرد. قمر در حقيقت پس از آنكه به تهران آمد با رضاقلى‏خان آشنا شد و مدتى نزد او مشق آواز و تصنيف كرد (مشحون ۶۸۸ :۱۳۷۳). تصاويرى نيز از قمر و رضاقلى‏خان باقى مانده كه مبين رابطه‏ى نزديك بين آنهاست. بتول پروانه نيز، چنان‌كه سليمان اميرقاسمى (ف . ۱۳۵۵ش) عنوان كرده، مدتى نزد رضاقلى‏خان به فراگيرى تصنيف و آواز ضربى پرداخته است (همان: ۶۹۰).
از اشخاص ديگرى كه با رضاقلى‏خان رابطه‏اى نزديك داشته‏اند مشيرهمايون شهردار (ف . ۱۳۴۸ش)، پسرخواهر رضاقلى‏خان، بوده است. اين دو به همراه عده‏ى ديگرى از موسيقى‏دانان كه در ادامه درباره‏ى آنها صحبت خواهد شد براى ضبط صفحه به لندن مسافرت كردند.
رضاقلى‏خان در محله‏ى گلوبندك تهران كه اكنون جزو پارك شهر است زندگى مى‏كرده و احتمالاً در نظميه‏ى همين محله هم مشغول به كار بوده است (بديع‏زاده ۱۵۸ :۱۳۸۰). همسر او پرى‏جهان اصانلو خواهر مديرالدوله اصانلو (استاندار كرمانشاه) بود. او از پرى‏جهان‏خانم صاحب پنج فرزند شد. در اين ميان يكى از دخترانش به نام اخترالزمان به عقد جواد بديع‏زاده (ف . ۱۳۵۸ش) درآمد و بدين صورت بين اين دو خواننده‏ى بزرگ نيز وصلت صورت گرفت (همان).
بديع‏زاده در خاطرات خود عنوان مى‏كند كه او تحت تأثير رضاقلى‏خان صفحاتى را در آواز گريلى و رهاب اجرا كرده است (همان) امّا، از آنجا كه رضاقلى بلافاصله بعد از آشنايى بديع‏زاده با دخترش فوت كرده، در خاطرات بديع‏زاده اشاره‏ى زيادى به نام و احوال او نشده است. بديع‏زاده تنها مى‏نويسد: «پدرخانم من، رضاخان، زياد از آواز عارف و اخلاقيات او سخن نمى‏گفت ] …[ من گاهى از رضاقلى‏خان مى‏پرسيدم آواز عارف را شما مى‏پسندى؟ مى‏گفت: چنگى به دل نمى‏زند» (همان: ۷۶). از اين عبارت چنين بر مى‏آيد كه رضاقلى علاقه‏ى چندانى به عارف قزوينى (ف . ۱۳۱۲ش)، كه بدون شك بزرگ‏ترين سراينده‏ى تصنيف زمان خود بوده، نداشته است. از اين رو جاى تعجب هم نيست كه او در صفحات خود تصنيفى از عارف اجرا نكرده است.

رضاقلى نوروزى در سال ۱۳۰۹ شمسى از جهان رخت بربست.

آلبوم موسیقی محلی بختیاری

bakhtyiari

آلبوم موسیقی ایل بختیاری مشتمل بر موسیقی های مراسم مختلف این قوم از سوی موسسه ماهور منتشر شد.

در این آلبوم قطعات مختلفی چون لالایی‌ها،موسیقی عزا،موسیقی کار،موسیقی جشن و شادمانی،موسیقی چوپانی،آوازهای مخصوص عروسی،منظومه‌های مکتب خانه‌ای،آوازهای حماسی،داستان‌های ایلی،آوازهای عاشقانه،ترانه‌های جشن و سرور و… در ۴ سی‌دی منتشر شده است.

موسیقى بختیارى براساس پراکندگى مناطقِ قشلاقى و ییلاقىِ این ایل در استان چهارمحال و بختیارى و قسمت‏هایى از استان کهگیلویه و بویراحمد و نیز، به‏ طور عمده و به ترتیب اهمیت، در مناطقى از لرستان، خوزستان، اصفهان، بوشهر و فارس رواج دارد و این پراکندگى ناشى از قرن‏ها کوچ و جابه‏جایى ایلات و طوایف بختیارى در استان‏ها و نواحى مذکور است. این امر موجب شده است که موسیقى این ایل به‏طور محسوسى بر موسیقى مناطق فوق تأثیر گذاشته و در مواردى نیز از آن متأثر شود.

با این‏همه، موسیقى بختیارى از نظر ساختارِ آهنگ‏ها از چنان شاخصه‏هایى برخوردار است که به آن شخصیتى مستقل و ممتاز بخشیده و، به همین دلیل، به‏عنوان یکى از مهم‏ترین گونه‏ها و رپرتوارهاى موسیقىِ قومى و ایلى در ایران قابل بررسى است. درونمایه و مبناى مضمونىِ این موسیقى عمدتاً بر محور معیشت و دامپرورى و روابط اجتماعى، اقتصادى و فرهنگىِ آن معطوف است و موسیقى حماسى نیز بخش عظیمى از این موسیقى را دربرمى‏گیرد.

اصیل‏ترین قطعاتِ موسیقى بختیارى عمدتاً در زاگرس مرکزى، به‏ویژه مناطقى از چهارمحال و بختیارى تا خوزستان و منطقه‏ى مُگویى و سرِآقاسید و قسمت‏هایى از لردگان، قابل ردیابى است.

موسیقى ایل بختیارى را مى‏توان به دو بخشِ کلىِ‏سازى و آوازى تقسیم کرد.موسیقىِ سازىِ این منطقه شامل قطعاتى است که توسط کرنا، که اساسى‏ترین ساز منطقه است، و سرنا، سرناى دوبَر، دهل، دایره – عمدتاً در بخش میزدج – نِىْ‏شیت و نىِ چوپانىِ هفت‏بند اجرا مى‏شوند. مهم‏ترین بخش این گروه از قطعاتِ‏سازى عبارت است از موسیقىِ انواعِ بازى‏ها، رقص‏ها، مراسم سوگ‏آمیزِ کُتَل، که چپى نام دارد و توسط کرنا و سُرنا و دهل نواخته مى‏شود، و نیز قطعات چوپانى که توسط شبانان با نى چوپانى اجرا مى‏شوند.

بخش بزرگى از موسیقى ایل را موسیقى آوازى تشکیل مى‏دهد که عمدتاً شاملِ سه نوع آوازهاى با وزن آزاد، مانندِ “شُلِیل”، “بَلال” و غیره؛ آوازهاى با وزن فراخ، مانندِ “چپى”، “نظامى‏خوانى” و آوازهاى با وزن مشخص،مانندِ”داى‏نى‏ناى”، “داینى داینى” و غیره است.

موسیقى بختیارى، مانند دیگر انواعِ موسیقىِ ایلى و قومىِ نواحى ایران، از کارکردهاى مختلف و متنوعى برخوردار بوده، اقشار مختلف ایل – در سنین مختلف، چه زن و چه مرد – با آن مأنوس هستند. یادآورى و قید نام افراد در لالایى‏ها، نغمه‏هاى عروسى و بلال‏ها، نغمات حماسى و گاگِریوْ (موسیقى عزا) مبین این نکته است که این موسیقى از تولد تا مرگ با یکایک افراد ایل در ارتباط است؛ حتی در هنگام کار و تلاش نیز موسیقى خستگى را از تن مردان و زنان ایل بیرون مى‏کند. آوازهاى مربوط به کارهاى روزمره در هنگام دروگرى – با آواز برزگرى و بِئُرو – و هنگام گاودوشى و خرمن‏کوبى و نیز ترانه‏هاى هُلِى‏هُلِى قطعاتى است که با گوش‏هاى پیرمردان ایل آشناست و آنها این باور را نیز دارند که با زمزمه‏ى این آهنگ‏ها برکت بر مال سرازیر مى‏شود.

منظومه‏خوانى و شاهنامه‏ خوانى نیز بخش مهم آوازهاى مکتب‏خانه‏اى و مجلسى را دربرمى‏گیرد. پیران در مجالس بزرگان و شب‏نشینى‏ها، علاوه بر شاهنامه‏خوانى و منظومه‏خوانى، داستان‏هاى پهلوانى از حماسه‏آفرینان ایل خود نیز مى‏خوانند که شاملِ “علیداد”، “سردار اسعد”، “جنگِ طهرون”، “جنگِ شیمبار”، “جنگِ مُنار” و غیره است. موسیقى بختیارى یکى از اصلى‏ترین وجوه فرهنگ ایل و بازتاب تفکر، ذوق و زیباشناسى مردم ایل است.