
کیهان کلهر نوازندهی زبردست ساز کمانچه، که ساز ابداعی خود (شاه کمان) را نیز در کنسرتهای اخیرش استفاده میکند طی یادداشتی که برای خبرآنلاین نوشته از موسیقی، آهنگسازان و مسئولین وابسته به این هنر صحبت کرده است:
« شاید خیلی از ما به آهنگ سازی و شرایط آن آگاهی نداشته باشیم اما همه به خوبی با شعر و شاعری آشنا هستیم و شرایط آن را تا حد زیادی میدانیم. کسی که قرار است شعر بگوید حتما باید ادبیات و عروض و قافیه را در کنار تاریخ ادبیات و شعر بشناسد تا بتواند شعر بگوید. کسی مثل حافظ یا شفیعی کدکنی همه اینها را میداند و در کنار آن قریحه شاعری هم دارد، بعد می شود یک شاعر خوب که شعرش ماندگار است. اما مثلا یک استاد دانشگاه همه زیر و بم شعر و تاریخ آن را عالم است ولی بلد نیست شعر بگوید یا اگر شعر هم بگوید به دل مستمع نمی نشیند.
بحث آهنگسازی هم از همین قرار است. در این کار اگر تحصیلات وجود داشته باشد، آهنگ ساز میتواند قطعه ساخته شده اش را آنالیز کند و ضعف و قوت هایش را بشناسد اما باز هم اصولا اگر قریحهای وجود نداشته باشد کار به آهنگسازی نخواهد انجامید. کسی هم که قریحه داشته باشد اما دانش موسیقایی نداشته باشد، کمتر پیش میآید که بتواند آهنگساز شود. این دست آدمها در تاریخ انگشت شمار هستند.

باید گفت که آهنگسازان ما از نظر علمی چیزی از آهنگسازان دنیا کم ندارند چون، همان درس هایی که در دانشگاههای غربی تدریس میشود در دروس دانشگاهی ما هم وجود دارد. از طرفی، تکنیکهایی که اساتید موسیقی برای نوازندگی به دانشجویان یاد میدهند در حد دانشگاههای غربی است. پس میتوانیم ادعا کنیم که ما در زمینه هارمونی موسیقی و تکنیک و علم آن، معلمهای خوبی داریم اما در اینجا حلقه مفقوده، امکانات ما است.
به فرض، دانشجویان ما اگر ارکستری در دانشگاه داشته باشند که صدای خودشان را بتوانند بشنوند و تجربه کنند یا کارهایشان بیشتر اجرا شود، یا ارگانها به آنان سفارش کار بدهند، استعدادهای درخشانی در این مملکت ظهور خواهد کرد. اما ما می بینیم سفارش کار معمولا به آهنگسازان شناختهشده داده می شود، در حالی که این را میتوان به چند آهنگ ساز جوان هم سپرد.
اصلا ما چه نیازی به ساخت سمفونی داریم که اینروزها مد شده است؟ تولید یک اثر بیست دقیقهای و حتی بدون مناسبت هم میتواند تاثیرگذار باشد. مثلا وزارت ارشاد ۱۰ نفر از دانشجویانی که نمرات بالایی در آهنگسازی دارند، انتخاب کند و به آنها کار سفارش دهد.

یا رادیو و تلویزیون آهنگسازان جوان و مستعد را شناسایی کند و از آنها آهنگ طلب کند. زمینه کار باید برای جوانان فراهم شود تا آنها بتوانند کار کنند. باید گفت که امکانات ما برای اینکه جوانانمان را بشنویم نسبت به غرب کمتر است. اگر نه، از لحاظ علم و تکنیک موسیقی، چیزی از آنها کمتر نداریم.
با همه این اوصاف، هنرمند باید همواره بستری برای ارائه هنر خود بسازد و در آن بستر، خودش را بالا بکشد. در حال حاضر جوانان ما انتظار دارند بلافاصله پس از فارغالتحصیلی، ارکستر سمفونیک تهران در اختیارشان گذاشته شود تا آهنگهایشان را هر شب برای مردم اجرا کند؛ این کار شدنی نیست.
جوانان های ما باید کارشان را در قالب یک کوارتت یا گروه کوچک شروع کنند و به فکر پیشرفت باشند. بعد از آن، میتوانند گروهشان را بزرگتر کنند و برای گروههای بزرگتر هم سفارش بگیرند. این روشی است که در گذشته، همه بزرگان موسیقی ما پی میگرفتند و طی طریق می کردند. هیچ میانبری هم وجود نداشت و ندارد. ولی در حال حاضر توقعات به شکل دیگری شده است. ما تا کار نکنیم و پیشینه کاری برای خود مهیا نکنیم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم به ما توجه شود. متاسفانه صبر در زمانه ما از بین رفته است. »

