[imagebrowser id=63]
[nggallery id=63]

مجله فرهنگی، هنری
[imagebrowser id=63]
[nggallery id=63]

«کیهان کلهر» به همراه «اردال ارزنجان» شب گذشته ۲۱ شهریور ماه، اولین اجرایشان را در تالار وحدت تجربه کردند.
در ابتدای این کنسرت، «اردال ارزنجان» هنرمند موسیقی ترک به همراه ساز «بائلاما» به روی صحنه آمد و در سبک «شلپه» نواخت. این هنرمند ترک در خلال نواختن بائلاما، آواز ترکی نیز خواند.
پس از حدود ۳۰ دقیقه، وی صحنه را ترک کرد و به همراه کیهان کلهر به روی صحنه آمد.
در این بخش از برنامه کنسرت، کیهان کلهر با ساز کمانچه به همراه اردال ارزنجان با نوع دیگری از ساز بائلاما به بداهه نوازی پرداختند. این بداهه نوازی در دو سبک مقامهای موسیقی علوی و مقامهای موسیقی غرب ایران نواخته شد.
در پایان کنسرت «کیهان کلهر» و «اردال ارزنجان» در میان تشویق حضار در سالن به کار خود خاتمه دادند.
کیهان کلهر همراه با نوازنده بائلامای ترکیه (اردال ارزنجان) کنسرتهایی در مناطق مختلف جهان اجرا نموده و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام «تا بیکران دوردست» ارائه کرد.
کلهر همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۸ میلادی کنسرتی را به همراه «کوارت زهی بروکلین رایدر» در شهرهای گوناگون آمریکا و اروپا به روی صحنه برد که حاصل این همکاری مشترک، آلبوم «شهر خاموش» است، در اختیار علاقه مندان قرار گرفت.
بر این اساس، اردال ارزنجان که از برترین شاگردان عارف ساء به شمار میآید، از هنرمندان برجسته ترک در زمینه نوازندگی بائلاما است.
ارزنجان در پائیز سال ۲۰۰۴ همراه با کیهان کلهر (کمانچه نواز ایرانی) کنسرتهایی را اجرا کرد. بعد از آن نیز هر ساله او به همراه کلهر در کشورهای مختلف کنسرت های متعدد داشته است.
این نخستین باری است ارزنجان به ایران میآید و همراه با کیهان کلهر به اجرای کنسرت میپردازد.
[imagebrowser id=61]
[nggallery id=61]

فروش اينترنتي و حضوري بليت كنسرت كيهان كلهر و اردل ارزنجان آغاز شد.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی از فارس، علاقهمندان براي خريد اينترنتي بليتهاي اين كنسرت ميتوانند به وبسايت WWW.T-NAY.IR مراجعه و بليت مورد نظر خود را تهيه كنند.
همچنين مراكز انجمن موسيقي ايران ، شركت رايساز ، ققنوس ،موسيقي ما،مركز موسيقي بتهوون، كافه كهن ، پاسارگاد ، تالار وحدت ، پرشيا، نيستان، پژواك ، خانه كتاب شهرآرا بليتهاي اين كنسرت را به صورت حضوري در اختيار علاقهمندان قرار ميدهند.
در اين كنسرت كه ۲۱ تا ۲۳ در تالار وحدت برگزار ميشود ،كيهان كلهر با كمانچه و اردل ارزنجان با باقلاما به دو نوازي به صورت بداهه خواهند پرداخت.

کیهان کلهر گفت : برگزاری ۱۵ کنسرت در تهران و شهرستان های ایران توسط گروه همنوازان کلهر تجربه بسیار خوبی بود و پس از دوری بسیار از هموطنانم محبت و عشق آنها به موسیقی ایرانی را درک کردم و آنقدر تحت تاثیرقرار گرفتم که به هیچ زبانی نمی توان تعریف کرد .
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی به نقل از مهر، در نشست خبری که به مناسبت برگزاری کنسرت دونوازی کمانچه و باغلاما و بدون حضور اردال ارزنجان نوازنده ترک در تالار وحدت برگزار شد؛ کیهان کلهر نوازنده کمانچه ضمن بیان این مطلب به دلایل برگزاری کنسرت های متعدد در ایران اشاره کرد و گفت : من سالهای بسیار در ایران نبودم و تمایلی هم برای برگزاری کنسرت نداشتم چراکه در آن دوران گروههای مختلف مشغول فعالیت بودند و احساس می کردم نیازی به هنرنمایی من نیست اما در حال حاضر شرایط فرق می کند و معتقدم که به دلیل وجود شرایط اجتماعی خاص در ایران باید بیش از هر زمانی حضور فعال داشت به همین دلیل تصمیم گرفتم از این پس در ایران و در میان هموطنانم باشم و برای آنها و با عشق به موسیقی ایرانی کنسرت دهم.
کیهان کلهر در ادامه افزود : به اعتقاد من در شرایط فعلی هنرمندان بیش از هر زمان دیگر باید در میان مردم باشند تا روح عمومی جامعه از حالت خمودگی و بالاتکلیفی بیرون آید .
این نوازنده کمانچه در ادامه صحبت های خود به تازه ترین کنسرت خود با اردال ارزنجان نوازنده ترک اشاره کرد و گفت : اجرای دو نوازی “کمانچه” و “باغلاما” با اجرای اردال ارزنجان از تاریخ ۲۱ شهریورماه به مدت سه شب ساعت ۲۱ در تالار وحدت برگزار می شود و پس از آن در تاریخ ۲۵ شهریور ماه در باغ عفیف آباد شیراز به اجرای برنامه می پردازم .
کلهر درخصوص کم و کیف اجرای قطعات این کنسرت گفت : اردال ارزنجان یکی از نوازندگان برجسته ساز “باغلاما” از کشور ترکیه است که کنسرتهای متعددی را با یکدیگر در اروپا و آمریکا اجرا کرده بودیم اما برای نخستین بار است که اجرای مشترکی در ایران به روی صحنه می بریم.در مجموع کنسرت هایی که با این نوازنده ترک داشتم به این ترتیب بوده قطعاتی را به صورت بداهه براساس مقام های موسیقی ترکیه اجرا می کنیم اما در این اجرا به دلیل اینکه برای اولین بار است ساز “باغلاما” در ایران به روی صحنه می رود اردال ارزنجان حدود ۲۰ دقیقه تکنوازی بدون مضراب فقط با دستان خود بر روی ساز خواهد داشت .
وی در ادامه افزود : قسمت دوم اجرای برنامه به دو نوازی کمانچه و باغلاما اختصاص دارد در این بخش علاوه بر اجرای قطعاتی از آلبوم “تا بیکران دور دست” قطعاتی بر اساس مقام های موسیقی ترکیه و موسیقی منطقه غربی ایران که بیشتر خاص مقام های کردی در منطقه شکاک و مناطق شمال غربی کردستان است را اجرا خواهیم کرد.
کیهان کلهر در پایان صحبت های خود افزود : درحال حاضر مشغول ضبط دو نوازی شاه کمان و سنتور بم به نوازندگی علی بهرامی فر هستم و قرار است تا ۴ ماه دیگر منتشر شود.

آلبوم موسيقي «قطعاتي براي كمانچه و اركستر» با تكنوازي کمانچه امیراحمد راستبد توسط كارگاه موسيقي منتشر شد.
اين اثر با همراهي اركستر سازهاي ملي جمهوري آذربايجان اجرا شده است و در آن قطعاتي همچون حركت دائمي، رقص شرقي، چهارگاه، تارانتلا و… نواخته شده است.
اميراحمد راستبُد متولد ۱۳۵۲، از محضر اساتيد مختلف از جمله استاد على سليمى بهرههاى فراوان برد. در سال ۱۳۷۱ بهخاطر آواز شوشترى كه براى يكى از ساختههاى استاد زده بود عنوان بهترين تكنواز صداوسيماى مراكز كشور را بهدست آورد. در سال ۱۳۸۱، مدتى بهعنوان تكنواز كمانچه با اركستر ملى و آقاى فخرالدينى همكارى كرد كه حاصل آن كنسرتهايى در داخل با همراهى اركستر ملى بود. او با اركسترهاى مختلف بينالمللى نيز همكارى كرده است؛ از جمله اركستر سازهاى ملى جمهورى آذربايجان به رهبرى آقاوردى پاشايف است كه يكى از آنها در اثر حاضر آمده است.
«قطعاتي براي كمانچه و اركستر» هماكنون در بازار موسيقي قابل دسترس علاقهمندان است.

«سبوی تشنه» نام آلبومی است به آهنگسازی و تنظیم «آرش کامور» نوازندهی جوان کمانچه. این آلبوم با اشعاری از مهدی اخوان ثالث در حال تهیه و تنظیم بود و آهنگساز آن مدتی پیش اعلام کرده بود که بهدنبال خوانندهای هستم تا با صدای خود غم دیرین اخوان ثالث را به گوش مخاطبان موسیقی برساند.
باخبر شدیم که آرش کامور سرانجام «سالار عقیلی» را بهعنوان خوانندهی آلبوم «سبوی تشنه» انتخاب کرده است و این آلبوم موسیقی با آواز سالار عقیلی در حال ضبط و ارائه به علاقمندان موسیقی است.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی سالار عقیلی نظر خود را در مورد آلبوم موسیقی «سبوی تشنه» چنین اعلام کرده است: « زماني که تصنيفها و قطعات اثري را که ساخته دوست عزيزم آرش کامور بود شنيدم، با ارائههاي روان و سليس در بيان شعر و آهنگسازي روبهرو شدم، لحن و شيوهاي که شايد سالهاست رنگ رخ باخته و يا اگر هست، نادر و کم رنگ شده است. بياني که شايد در آثار خوانندگان و آهنگسازان بهنام اين سرزمين به چشم خورده، اما حال در «سبوي تشنه» به شکل و رنگ ديگري مطرح شده است.»
وي افزود: «روند ملودي و مد گرديها در اين اثر همپا با روند شعر و معناي آن صورت گرفته است و فضاهايي را که موسيقي ميسازد با اندکي تأمل تصويرهايي را پي خويش دارند که آن تصاوير خارج از معاني شعر مهدي اخوان ثالث نيست. :قرعه بهنام من افتاد که با صدايم غم ديرين مهدي اخوان ثالث را نجوا کنم، کار سادهاي نبود آثار از اوجها، فرودها، شدتها و ملاحتهايي برخوردار است که لازمهاش شناخت شعر اخوان ثالث و درک و دريافت اثر آهنگسازي شده بود. از تواناييهاي صدايم و تجربيات بيست سالهام در حيطه موسيقي و شعر ايراني استفاده کردم تا بتوام اثري را درخور مردم کشورم بخوانم و به آنها ارائه دهم باشد که قبول افتد و ماندگار باشد»
گفتنی است آرش کامور قصد دارد پس از ارائه آلبوم سبوی تشنه، کنسرتهای این آلبوم را نیز برگزار کند.

کیهان کلهر به همراه اردال ارزنجان بعد از ماه مبارك رمضان در تالار وحدت تهران به اجرای موسیقی میپردازند.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی به نقل از پايگاه اطلاعرساني موسيقي ايران، کیهان کلهر آهنگساز و نوازنده ایرانی در این کنسرت، کنار اردال ارزنجان هنرمند برجسته اهل کشور ترکیه مینشیند تا به همنوازی کمانچه و باقلاما بپردازند.
این دو هنرمند پیش از این نیز در کشورهای بسیاری کنسرت دادهاند. همچنين آلبوم «تا بیکران دوردست» شامل بداههنوازي اين دو نوازنده، در ايران منتشر شده است.
این کنسرت در روزهای ۲۰، ۲۱ و ۲۲ شهریورماه ۱۳۸۹ در تالار وحدت برگزار میشود.

آرش کامور که سابقهی سالها همکاری با گروههای ایرانی چون عارف، شیدا، شهنازی، اقبال آذر و…. را دارد، قطعاتی را براساس اشعار مهدی اخوان ثالث، آهنگسازی و تنظیم کرده است و قصد دارد با ارکستری به نام «سروشان» در آلبومی با عنوان «سبوی تشنه» آنها را منتشر کند.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی به نقل از ایسنا، کار این آلبوم بر روی اشعار شاعر معاصر، مهدی اخوان ثالث انجام گرفته است و کامور این روزها به دنبال خوانندهای است که غم کهن مهدی اخوان ثالث را با صدای خویش فریاد بزند.
این آهنگساز دربارهی انتخاب اشعار مهدی اخوان ثالث در شرایطی که تنظیم آهنگ برای اشعار نو دشوارتر از اشعار با ردیف و قافیه است به ایسنا توضیح داد: یکی از خصلتهای اشعار مهدی اخوان ثالث، موسیقایی بودن واژگان و کلام آن است که کمتر در شاعران معاصرو شعر آزاد هم دوره او دیده میشود.
وی سپس به اولین تصنیفی که در آغاز این آلبوم آمده است، اشاره کرد و گفت: از تهی سرشار/ جویبار لحظهها جاری است/ چون «سبوی تشنه» که اندر خواب بیند آب/ وندر آب بیند سنگ/ دوستان و دشمنان را میشناسم من/ زندگی را دوست میدارم مرگ را دشمن / آه اما/ با که باید گفت این/ من دوستی دارم/ که به دشمنی خواهم از او التجا بردن/ جویبار لحظهها جاری… که در حقیقت نام آلبوم برگرفته از این شعر پر حرکت و پر پیام مهدی اخوان ثالث است، یعنی «سبوی تشنه».
کامور در رابطه با سازبندی قطعات این آلبوم توضیح داد: از سازهای ملی ایرانی در کار ساخت و تنظیم خویش استفاده کردهام و همچنین تنظیمهایی به صورت کنترپوانتیک که بیشتر در بخش باس به گوش میرسد، انجام دادهام و گروهی را که مرا در کار ضبط همیاری کردهاند، «سروشان» نامیدهام و در کار ضبط آلبوم افرادی چون« مسعود انتظاری»، «کمال شوهانی»، «سپهر حمزهلو»، «حسین قاسمزاده»،« مرتضی گازرانی»، «تورج زادپور»،« بهناز بهنام یار»، «گلشن دانش»، «مهدی رستمی»، «سیاوش کفاشی»، «زکریا یوسف» و … مرا همراهی کردهاند. البته خیلی از دوستان اولین تجربه کار ضبطشان بوده است اما عشق آنان به کار جدی موسیقی پشتوانه کارشان است.
این آهنگساز و نوازنده جوان کمانچه در رابطه با انتخاب نوع صدای خوانندهیی که میتواند آهنگهای ساخته شده و اشعار اخوان ثالث را همراهی کند، معتقد است: صدایی میخواهم که از توانایی اجرای بالایی برخوردار باشد (دینامیکها، قدرت دریافت ریتم، ملاحت و قدرت او در بیان احساس و شعر برایم بسیار مهم است) وهمچنین جنس صدای خواننده هم برایم مهم است که بتواند غم کهن مهدی اخوان ثالث را فریاد بزند. البته من به این نکات بسنده نخواهم کرد چون قصد دارم بعد از انتشار این آلبوم تور کنسرتهای «سبوی تشنه» را در ایران برگزار کنم. بنابراین خوانندهی این آلبوم باید توانایی سنگردانی، شور آفرینی در نوازندگان و مخاطب راداشته باشد و از شعور شناخت شعر علی الخصوص شعر نو برخوردار و در امر تلفیق شعر و موسیقی تلاشهایی را انجام داده باشد.
آهنگساز آلبوم «سبوی تشنه» دربارهی علاقهاش به اخوان ثالث یادآور شد: نیشابوریام و از کودکی با مهدی اخوان ثالث زندگی کردهام ودر دوران ساخت و تنظیم این آلبوم خانواده او مرا بیمضایقه همراهی کردهاند و من با این آلبوم توانستم احساس شخصیام را به نام مهدی اخوان ثالث و مردم ایران زمین تقدیم کنم.
کامور گفت: دو شاعر دیگر نیز در این آلبوم من را همراهی کردهاند. «علیرضا بدیع» که از شاعران جوان و غزل سراهای چیرهدست معاصر ایران و از دوستان عزیز من است، ترانهای را به نام «آواره دشت» بر روی ملودی ساخته شده، ساختهاند که دارای پیوند شعر و موسیقی عمیقی است و شعر آخرین تصنیف آلبوم را که به نام «شب طوفان» است «روح الله ابهری» شاعر جوان اهل قم سروده است که ایشان هم حق مطلب را به خوبی ادا کردهاند.
وی ادامه داد: به همکاری آهنگساز و شاعر معتقدم و با یک بررسی میتوان جاودانههای موسیقی ایران را که ماندگار شدهاند در این چارچوب جای داد.
آرش کامور متولد سال ۱۳۵۸ در شهر نیشابور است که در خانوادهای اهل هنر به دنیا آمده و از سال ۶۹ همکاری جدیاش را با اساتیدی چون «شادروان اسکندری»، «اردشیر کامکار»، «علیاکبر شکارچی»، «محمدعلی کیانینژاد»، «عبدالنقی افشارنیا» و «پرویز مشکاتیان»، «محمدرضا درویشی»، «محمدرضا لطفی»، «داریوش پیرنیاکان»، «کریم صالح عظیمی» و «رضا شاکری» و… آغاز کرده و ادامه داده است. او هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد موسیقی دانشگاه هنر است.
کامور با تاکید بر اینکه در کار هنرمند دو رکن اساسی وجود دارد، توضیحداد: اولین «عاطفه تاریخ» که با ذائقه مردم روبروست و ماندگاری چندانی در زمان ندارد. یعنی هنری ایجاد میشود، ابزاری و چون حباب آب با ظهوری کوتاه که بزرگترین خسارت را به فرهنگ و هنر و درک و دریافت مخاطب میزند. عنصر دوم «حافظه تاریخ» است که در حقیقت اثر ساخته شده توسط هنرمند در سالها بعد از سرایش او مورد نقد و بررسی قرار میگیرد و تاثیر عمیق بر روی شعور و آگاهی اجتماعی دارد یعنی بردی در تاریخ و تاریخ سازی خواهد داشت. در حقیقت در چنین ماندگاری آگاهی و احساس عمیق هنرمند حرف اول را میزند و طرز برخورد او با مردم و فضای دوران زندگیاش بسیار مهم است.

کیهان کلهر نوازندهی زبردست ساز کمانچه، که ساز ابداعی خود (شاه کمان) را نیز در کنسرتهای اخیرش استفاده میکند طی یادداشتی که برای خبرآنلاین نوشته از موسیقی، آهنگسازان و مسئولین وابسته به این هنر صحبت کرده است:
« شاید خیلی از ما به آهنگ سازی و شرایط آن آگاهی نداشته باشیم اما همه به خوبی با شعر و شاعری آشنا هستیم و شرایط آن را تا حد زیادی میدانیم. کسی که قرار است شعر بگوید حتما باید ادبیات و عروض و قافیه را در کنار تاریخ ادبیات و شعر بشناسد تا بتواند شعر بگوید. کسی مثل حافظ یا شفیعی کدکنی همه اینها را میداند و در کنار آن قریحه شاعری هم دارد، بعد می شود یک شاعر خوب که شعرش ماندگار است. اما مثلا یک استاد دانشگاه همه زیر و بم شعر و تاریخ آن را عالم است ولی بلد نیست شعر بگوید یا اگر شعر هم بگوید به دل مستمع نمی نشیند.
بحث آهنگسازی هم از همین قرار است. در این کار اگر تحصیلات وجود داشته باشد، آهنگ ساز میتواند قطعه ساخته شده اش را آنالیز کند و ضعف و قوت هایش را بشناسد اما باز هم اصولا اگر قریحهای وجود نداشته باشد کار به آهنگسازی نخواهد انجامید. کسی هم که قریحه داشته باشد اما دانش موسیقایی نداشته باشد، کمتر پیش میآید که بتواند آهنگساز شود. این دست آدمها در تاریخ انگشت شمار هستند.

باید گفت که آهنگسازان ما از نظر علمی چیزی از آهنگسازان دنیا کم ندارند چون، همان درس هایی که در دانشگاههای غربی تدریس میشود در دروس دانشگاهی ما هم وجود دارد. از طرفی، تکنیکهایی که اساتید موسیقی برای نوازندگی به دانشجویان یاد میدهند در حد دانشگاههای غربی است. پس میتوانیم ادعا کنیم که ما در زمینه هارمونی موسیقی و تکنیک و علم آن، معلمهای خوبی داریم اما در اینجا حلقه مفقوده، امکانات ما است.
به فرض، دانشجویان ما اگر ارکستری در دانشگاه داشته باشند که صدای خودشان را بتوانند بشنوند و تجربه کنند یا کارهایشان بیشتر اجرا شود، یا ارگانها به آنان سفارش کار بدهند، استعدادهای درخشانی در این مملکت ظهور خواهد کرد. اما ما می بینیم سفارش کار معمولا به آهنگسازان شناختهشده داده می شود، در حالی که این را میتوان به چند آهنگ ساز جوان هم سپرد.
اصلا ما چه نیازی به ساخت سمفونی داریم که اینروزها مد شده است؟ تولید یک اثر بیست دقیقهای و حتی بدون مناسبت هم میتواند تاثیرگذار باشد. مثلا وزارت ارشاد ۱۰ نفر از دانشجویانی که نمرات بالایی در آهنگسازی دارند، انتخاب کند و به آنها کار سفارش دهد.

یا رادیو و تلویزیون آهنگسازان جوان و مستعد را شناسایی کند و از آنها آهنگ طلب کند. زمینه کار باید برای جوانان فراهم شود تا آنها بتوانند کار کنند. باید گفت که امکانات ما برای اینکه جوانانمان را بشنویم نسبت به غرب کمتر است. اگر نه، از لحاظ علم و تکنیک موسیقی، چیزی از آنها کمتر نداریم.
با همه این اوصاف، هنرمند باید همواره بستری برای ارائه هنر خود بسازد و در آن بستر، خودش را بالا بکشد. در حال حاضر جوانان ما انتظار دارند بلافاصله پس از فارغالتحصیلی، ارکستر سمفونیک تهران در اختیارشان گذاشته شود تا آهنگهایشان را هر شب برای مردم اجرا کند؛ این کار شدنی نیست.
جوانان های ما باید کارشان را در قالب یک کوارتت یا گروه کوچک شروع کنند و به فکر پیشرفت باشند. بعد از آن، میتوانند گروهشان را بزرگتر کنند و برای گروههای بزرگتر هم سفارش بگیرند. این روشی است که در گذشته، همه بزرگان موسیقی ما پی میگرفتند و طی طریق می کردند. هیچ میانبری هم وجود نداشت و ندارد. ولی در حال حاضر توقعات به شکل دیگری شده است. ما تا کار نکنیم و پیشینه کاری برای خود مهیا نکنیم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم به ما توجه شود. متاسفانه صبر در زمانه ما از بین رفته است. »