عکس جدیدی از فردریک شوپن کشف شد

chopin

متخصصان زندگی و آثار شوپن در تلاش هستند صحت و اعتبار عکسی که در لهستان منتشر شده و گفته می‌شود متعلق به آهنگساز مطرح قرن نوزدهم است مشخص کنند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، اگر صحت عکس منتشر شده تائید شود، آن وقت یکی از سه عکس باقی‌مانده از شوپن خواهد بود که بین سال‌های ۱۸۱۰ تا ۱۸۴۹ می‌زیست.

ولادیسلاو زوچوفسکی، عکاس و صاحب گالری در گدانسک روز پنجشنبه گفت این داگرئوتیپ یا عکس لوحی (نوع اولیه عکس) را ماه دسامبر از شخصی در اسکاتلند خریده است.

زیر این عکس که قاب گرفته شده کاغذی قرار دارد که رویش نوشته شده: «فردریک شوپن ۱۸۴۹»، همچنین نام لوئیس آگوستین بیسن، به عنوان عکاس روی عکس دیده می‌شود. سال ۱۸۴۹ سال مرگ شوپن و بیسن نیز عکاس یکی از عکس‌های باقیمانده از این پیانیست بزرگ است.

chopin

زوچوفسکی اظهار داشت احتمال دارد این عکس جزو مجموعه‌ای باشد که توسط جین استرلینگ جمع‌آوری شده است. استرلینگ دانشجویی اسکاتلندی و از طرفداران شوپن بود. زوچوفسکی نام صاحب قبلی عکس و همچنین مبلغی را که برای خرید آن پرداخت کرده عنوان نکرد.

وی افزود قصد دارد این عکس را در سراسر دنیا به نمایش بگذارد. این در حالی است که چندین متخصص درمورد صحت عکس شک و تردید دارند.

آلبا ناست، مدیر موزه فردریک شوپن در ورشو گفت هیچ کجا ثبت نشده چنین عکس لوحی از شوپن برداشته شده و اشاره کرد بازار عکس‌های تقلبی این هنرمند بسیار داغ است.
مالگورزاتا گرابچوسکا، متخصص عکاسی در کتابخانه لهستان در پاریس گفت به صحت عکس شک دارد، زیرا بیسن هرگز روی عکس‌های لوحی خود نام و تاریخ نمی‌نوشت و چون چنین چیزی روی عکس موجود دیده می‌شود پس عکس تقلبی است.

به گفته این بانوی متخصص تصویر شوپن در عکس کمترین شباهتی با نقابی که پس از مرگ از چهره آهنگساز ساخته شد ندارد و علاوه بر این ترکیب عکس یادآور کمپوزیسیون عکس‌های دهه ۱۸۵۰ یعنی چند سال پس از مرگ آهنگساز است.

گرابچوسکا گفت: «هیچ شکی ندارم این عکس متعلق به آن دوران است، اما آیا این واقعا شوپن مرده در بستر است و عکاس هم بیسن؟»

استیون لگربرگ، متخصص زندگی و آثار شوپن نیز معتقد است «عکس تقلبی است و کار تقلبی بسیار ضعیفی هم است» زیرا چهره فرد اصلا شبیه شوپن نیست و همچنین افرادی که سه روز پس از مرگ شوپن کنار جسد او نشستند هرگز اشاره نکردند عکسی از او گرفته شد. آن هم در آن دوران که عکس گرفتن وقت بسیار می‌برد.

لگربرگ در خاتمه گفت: «نبودن عکسی خوب از شوپن اجازه می‌دهد این شکل تقلب‌ها جدی گرفته شوند.» این متخصص نویسنده کتاب «قلب شوپن: جستجویی برای کشف بیماری رازآمیز محبوب‌ترین آهنگساز دنیا» است که به تازگی به چاپ رسیده.

فردریک فرانسوا شوپن در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی به دنیا آمد. پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری‌اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را به مقصد پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده، معلم موسیقی و آهنگساز شروع به فعالیت کرد.

شوپن در تمام طول عمر خود از ضعف جسمانی رنج می‌برد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت. قطعات این آهنگساز برای پیانو از شهرت جهانی برخوردار هستند.

آسوشیتدپرس / ترجمه: حسین عیدی‌زاده

فردریک شوپن احتمالا به بیماری صرع مبتلا بود

chopin

پژوهشگران اسپانیایی می گویند که «فردریک شوپن»، آهنگساز معروف موسیقی کلاسیک که در تمام دوران کوتاه عمر خود با مشکل وهم و نوعی حس وحشت دست و پنجه نرم می کرد احتمالا به بیماری صرع مبتلا بوده است.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از بی‌بی‌سی این پیانیست و آهنگساز لهستانی در سال ۱۸۴۹ و در سن ۳۹ سالگی پس از یک دوره طولانی ابتلا به یک نوع بیماری ریوی درگذشت. اخیرا اینطور گفته می شد که دلیل بیماری و مرگ وی سیستیک فیبروز (بیماری سیستماتیک مادرزادی که دستگاه های تنفسی و گوارش را درگیر می کند) بوده است.

ولی اکنون گروهی از پزشکان اسپانیایی می گویند که شوپن احتمالا دچار بیماری صرع گیجگاهی نیز بوده است. یکی از دلایلی که آنها برای این نتیجه گیری خود مطرح می کنند دچار شدن این آهنگساز به خیالات و توهمات ترسناک است.

  • ارواح و وحشت

شوپن در نامه ای از لحظات اجرای یکی از آثار خود در یک سالن خصوصی در شهر لندن در سال ۱۸۴۸ می گوید. در آن لحظات او موجودات ترسناکی را می بیند که از پیانوی او خارج شده و چنان او را دچار وحشت می کنند که مجبور است سالن را ترک کرده تا کنترل احساس خود را بازیابد

«ژرژ ساد» (نام مستعار آمانتی لوسیل دوپان) معشوقه شوپن در خاطرات خود به موارد متعددی اشاره می کند که در آن شوپن از دیدن اوهام و تصاویر ترسناک شکایت می کرده است. در یکی از این موارد شوپن به هنگام دیدار از یک صومعه می گوید: «این فضا برای او پر از ارواح و وحشت بود.»

شوپن در نامه ای که برای دختر ژرژ ساد نوشته از لحظات اجرای یکی از آثار خود در یک سالن خصوصی در شهر لندن در سال ۱۸۴۸ می گوید. در آن لحظات او موجودات ترسناکی را می بیند که از پیانوی او خارج شده و چنان او را دچار وحشت می کنند که مجبور است سالن را ترک کرده تا کنترل احساس خود را بازیابد.

دچار شدن به کابوس یا وهم همراه با وحشت معمولا با چند نوع بیماری جسمی و یا نارسایی روحی – روانی همراه است، از جمله اسکیزوفرنی. ولی در اکثر موارد این اوهام وحشت آفرین به شکل صدا و نه تصویر به فرد بیمار منتقل می شوند.

  • بیماری فردریک شوپن

پزشکان اسپانیایی می گویند به احتمال زیاد دلیل هجوم این اوهام تصویری یک نوع خاص از ابتلا به بیماری صرع است. تحت تاثیر ابتلا به این بیماری دیدن اوهام و یا ابتلا به حالت روحی عجیب و بسیار شدیدی که شوپن آنرا توصیف کرده معمولا اتفاق می افتد.

این پزشکان به این نکته نیز واقف اند که شوپن برای کاهش درد ناشی از مشکلات جسمی متعدد خود از نوعی داروی مسکن با ترکیب تریاک استفاده می کرده است. ولی آنها استفاده از این دارو را دلیل هجوم اوهام و کابوس نمی دانند. چون کیفیت و جزییات کابوسهای شوپن به گونه دیگری بوده و علاوه بر این او مدتها قبل از استفاده از این دارو دچار این حالت وهم و کابوس می شده است.

شوپن در ۱۷ اکتبر سال ۱۸۴۹ پس از سالها بیماری در پاریس درگذشت. این پزشکان معتقدند که بیماری میگرن نیز نمی توانسته دلیل بروز این حالت در شوپن بوده باشد چون معمولا این حالات در وی برای لحظات یا مدت کوتاهی بروز می کرده است.

دکتر «مانوئل وارگز کارونچو» و تیم تحقیقاتی او به این نکته اذعان دارند که بدون کمک آزمایشهای پزشکی مدرن نمی توان یک تشخیص و نظر قطعی را اعلام کرد. ولی آنها معتقدند که پزشکان شوپن ممکن است دلیل بیماری وی را به درستی تشخیص نداده باشند چون در آن زمان جامعه پزشکی در مورد بیماری صرع اطلاعات اندکی داشت.

  • تشخیص پزشکان امروزی

گروه پزشکی اسپانیایی در گزارش خود که در مجله «پزشکی انسانی» به چاپ رسیده می نویسند: «بعید است که افزودن یک تشخیص پزشکی دیگر به فهرست بیماریهایی که برای شوپن منظور شده به درک جهان هنری این آهنگساز کمکی کند. ولی ما معتقدیم که این مشکل پزشکی وی می تواند از افسانه سازی در مورد شوپن جلوگیری کرده و به درک بهتری از این مرد و زندگی واقعی او کمک خواهد کرد.»

شوپن اول مارس ۱۸۱۰ از پدری فرانسوی و مادری لهستانی در نزدیکی ورشو به دنیا آمد. او تنها نیمی از زندگی خود را در لهستان سپری کرده بود که در سال ۱۸۳۱ برای همیشه به پایتخت فرانسه کوچ کرد. برخی عقیده دارند که مهاجرت شوپن به فرانسه، به خاطر عقاید آزادی‌خواهانه و گریز از سرکوب روس‌ها بوده است.

شوپن در ۱۷ اکتبر سال ۱۸۴۹ پس از سالها بیماری در پاریس درگذشت. پیکر او در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد، اما به وصیت او و به ابتکار خواهرش، قلب او به میهن اصلی او لهستان برده شد و امروز در کلیسایی در ورشو نگه‌داری می‌شود.

یک پیانیست ژاپنی کنسرتی۱۸ساعته را اجرا می‌کند

pianist_0

یک نوازنده پیانو ژاپنی اعلام کرد قصد دارد رکورد خودش را بشکند و در کنسرتی ۱۸ ساعته در توکیو تمام ۲۱۲ قطعه شوپن برای تکنوازی پیانو را بنوازد.

یوکیو یوکویاما در نشستی مطبوعاتی گفت: «می‌خواهم شوپن را بیشتر درک و افراد بیشتری را با او آشنا کنم.»

او گفت می‌خواهد تمام ۲۱۲ قطعه شوپن را بدون استفاده از نُت در کنسرت سوم ماه مه در سالن «اپرا سیتی» شهر توکیو از ساعت ۸ صبح به وقت محلی تا ۲ صبح روز بعد با چند استراحت کوتاه اجرا کند.

یوکویاما ماه مه سال گذشته در اجرایی که بیش از ۱۶ ساعت طول کشید ۱۶۶ قطعه از شوپن را به ترتیب تاریخ ساخت و بدون استفاده از نت موسیقی اجرا کرد. این حرکت که رکورد گینس را برای او به همراه داشت همزمان با سالگرد ۲۰۰ سالگی آهنگساز بزرگ صورت گرفت. عنوان رکورد او «اجرای بیشترین قطعات موسیقی توسط یک هنرمند در ۲۴ ساعت» است.

این نوازنده اعلام کرد علاوه بر ۱۶۶ قطعه سال پیش ۴۶ قطعه دیگر از این هنرمند زاده لهستان را نیز اجرا می‌کند. این ۴۶ قطعه به خواست شوپن چاپ نشده‌اند و شامل یک قطعه است که شوپن در هفت سالگی آن را ساخته.

یوکویاما متولد ۱۹۷۱ و از ۱۶ سالگی در کنسرواتور پاریس به تحصیل موسیقی پرداخته است. او سال ۱۹۹۰ فارغ‌التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه سوم رقابت بین‌المللی دوازدهمین دوره نواختن شوپن با پیانو شد.

او گفت: «از همان ابتدا نواختن آثار شوپن را آغاز کردم و همیشه سعی کردم ببینم تا کجا می‌توانم به این آهنگساز نزدیک شوم. می‌خواهم زیبایی برخی از آثار شوپن را که خودش هم متوجه آن نبود به گوش همه برسانم.»

  • خبرآنلاین/خبرگزاری فرانسه

آلبوم آثار بتهوون با پیانوی سهیل ناصری

beethoven-naseri

مجموعه‌ی منتخبی از آثار موسیقی‌دان کلاسیک، «بتهوون» با اجرای پیانوی سهیل ناصری منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی آلبوم منتخب آثار بتهوون با نوازندگی پیانوی سهیل ناصری از سوی موسسه‌ی فرهنگی-هنری ماهور منتشر شد.
در این آلبوم موسیقی، قطعه‌های «رندو کاپریچو در سُل ماژور» (خشم برسر یک پشیز گم‌شده)، «آندانته در فاماژور» ، «آندانته فوری»، «۳۲ واریاسیون در دو مینور»،«فانتزی»،«پولونز در دو ماژور» و «۱۵واریاسیون و فوگ در می‌بمل ماژور» (واریاسیون های اروئیکا) اجرا شده‌اند.
سهیل ناصری در خانواده‌ای ایرانی در «سانتامونیکای کالیفرنیا» به دنیا آمد. وی قبل از آشنایی با معلم فعلی‌اش «ژرومه لونتال» با «کارل اُلریش اِشنابِل» متوفی به طور خصوصی کار کرده‌است.

نیویورک تایمز از سهیل ناصری با کلماتی چون «همواره پر کشش»، «همواره دقیق»، «قوه‌ی تخیلی قوی»، «تکنیکی بی نظیر» و برلینز زایتوگ با کلماتی نظیر «عالی»، «بی‌نظیر»، «دست مریزاد» و «استعدادی حقیقی» تمجید کرده‌اند.
گفتنی است ناصری ۲۳ اثر جدید را برای اولین‌بار اجرا کرده و تاکنون ۸ آهنگ‌ساز نیز قطعاتی را به‌صورت انحصاری برای او نوشته‌اند.
هم‌چنین برنامه‌ی آموزش موسیقی ترتیب داده شده از سوی سهیل ناصری در ۶۰ مدرسه‌ی آمریکایی و برای ۲۵ هزار دانش‌آموز اجرا شده است.

چرا آمادئوس موتسارت بدهکار مرد؟

mozart

دو دهه پیش دیدن نام موتسارت آهنگساز اتریشی در یکی از اسناد شهرداری وین بحث زیادی را درمورد زندگی این هنرمند به راه انداخت.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، مدارک زندگی موتسارت، نامه‌ها، خاطرات دوستان او، پرتره‌ها و کاغذبازی‌های اداری درمورد او همیشه مورد بررسی دقیق قرار گرفته‌اند.

سند مذکور متعلق به سال ۱۷۹۱ است و نشان می‌دهد یکی از دوستان اشراف‌زاده او به نام شاهزاده کارل لیشنوسکی از موتسارت به دلیل طلب هزار و ۴۳۵ فلورین و ۳۲ کروتزری پول اتریش از این آهنگساز شکایت کرده است. این مبلغ دو برابر درآمد سالانه موتسارت بوده. این شکایت دو هفته پیش از مرگ آهنگساز به دادگاه ارائه شده بود.

این ماجرا بسیار رازآمیز است.چون هیچ اطلاع دیگری از این پرونده در دست نیست، هرچند متخصصان معتقد هستند وامی که موتسارت دریافت کرده مربوط به سفر دو مرد به برلین بوده است.

حالا پیتر هویت، متخصص زندگی و آثار موتسارت به نظریه‌ای جدید در این مورد رسیده است: روز دوم مه سال ۱۷۸۹ شاهزاده به همراه خدمه‌اش راهی سفر برلین می‌شود، موتسارت که پولی نداشته و از پس خرج سفر برنمی‌آمده مبلغ هزار تالرز به واحد پول پروس وام می‌گیرد و راهی سفر می‌شود.

اگر این نظر درست باشد ما با حقیقتی جدید از زندگی موتسارت روبرو می‌شویم؛ نگرانی او از مشکلات مالی در آخر عمرش و وضعیت اجتماعی او در یکی از آخرین سفرهایش. حداقلش این است که متوجه وسواس متخصصان به کوچکترین امور زندگی او می‌شویم.

هویت در مصاحبه‌ای گفت: «این مسئله تصویری دقیق از سختی که موتسارت در دو سال و نیم آخر عمرش کشید به ما نشان می‌دهد.» او ابراز امیدواری کرد این نظریه موجب شود دیگر متخصصان نیز توجه‌اشان را معطوف پیدا کردن مدارکی درمورد جزئیات این وام کنند.

موتسارت در نامه‌های آن سالها به مشکلات مالی‌اش اشاره کرده است و متخصصان وقت زیادی صرف تفسیر لحن نامه‌ها کرده‌اند. آیا او بیخودی سروصدا می‌کرد؟ آیا نامه‌ها خبر از دلشوره دیگری می‌دهند؟

موتسارت در نامه‌ای به تاریخ ژوئیه ۱۷۸۹ به میشائیل پوشبرگ می‌نویسد: «بدون کمک تو عزت، آرامش و شاید حتی زندگی دوستت نابود می‌شد.»

بروس آلن بروس، پروفسور جامعه‌شناسی موسیقی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دراین مورد گفت: «این نظریه تصویر موتسارت را شفاف می‌کند. این نظریه نه تنها اطلاعاتی درمورد وضعیت مالی موتسارت به ما می‌دهد بلکه روش او در کنار آمدن با زندگی اشرافی را هم نشان می‌دهد.» موتسارت در آن زمان بزرگترین چهره موسیقی وین بود.

هویت برای رسیدن به نظریه‌اش مجبور بوده به گذشته برگردد، در آن زمان نرخ بهره وام چهار درصد بوده، وی همچنین برای تبدیل واحدهای پول به یکدیگر به یکی از نامه‌های موتسارت به همسرش رجوع کرده است.

لیشنوسکی به دلیل مقام نظامی‌اش در پروس مجبور بوده به این سفر برود، او از موتسارت هم دعوت می‌کند همراهش باشد. آنها هشت آوریل به راه می‌افتند و در درسدن، لیپزیگ، پوستدام و برلین توقف می‌کنند، بعد لیشنوسکی به لیپزیگ برمی‌گردد و موتسارت هم در تاریخ چهار ژوئن به وین بازمی‌گردد. این آخرین سفر طولانی آهنگساز بزرگ پس از سالها سفر بوده است.

این سفر بار موسیقایی چندانی نداشته است، موتسارت قطعه‌های اندکی در رابطه با این سفر ساخت و از لحاظ اقتصادی هم که هیچ سودی نبرد.

هرچند این نظریه کاملا تایید نشده است اما دو چیز آشکار است؛ موتسارت بدهکار از دنیا رفت و لیشنوسکی پس از مرگ وی از بیوه او طلبش را درخواست نکرد.

  • نیویورک تایمز

کنسرت موسیقی کلاسیک شب شومان برگزار می‌شود

rober-schumann-01

کنسرت موسیقی کلاسیک «شب شومان» به‌مناسبت دویستمین زادروز روبرت شومان، آهنگ‌ساز آلمانی در تالار وحدت برگزار می‌شود.

این کنسرت به سرپرستی «پانیذ فریوسفی» در تاریخ ۸ آذرماه ساعت ۲۱ در تالار وحدت برگزار می‌شود.

پانیذ فریوسفی نوازنده ویولن درخصوص جزئیات برگزاری برنامه به مهر گفته بود : این کنسرت به منظور مروری بر آثار شومان آهنگساز آلمانی به روی صحنه می رود و قرار است یک کوارتت زهی و پیانو اجرا شود. این اجرا که با همراهی خاچیک بابائیان نوازنده ویولن و سه نوازنده از ارمنستان، آرام طالالیان نوازنده‌ی ویولن‌سل، لیلیت مختیاریان/ ویولن آلتو و جولیتا وارطانیان نوازنده پیانو برگزار می‌شود، قرار است در شهرهای قزوین، رشت و شیراز نیز به روی صحنه برود.

هنریک گورتسکی آهنگساز لهستانی درگذشت

henryk-gorecki

«هنريک گورتسکی»، آهنگساز لهستاني که از بزرگترين هنرمندان معاصر موسيقي کلاسيک نیز بود در ۷۶ سالگي به دلیل بیماری مزمن درگذشت.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، اين آهنگساز نوگرا در پی تلفیق موسیقی آوانگارد با موسیقی محلی کشورش به سبکی مختص خود دست پیدا کرد که به عنوان ویژگی اصلی کارهای وی شناخته می‌شد.

گورتسکی عمده شهرت خود را با خلق سمفونی شماره سه تحت عنوان «آهنگ سوگواري» يا «ترانه‌های غمگین» به دست آورده بود.

این سمفونی با همکاری «داون آپشاو»، خواننده سوپرانو آمریکایی در سال ۱۹۷۶ تصنيف شد، اما به ويژه پس از اجرايي در لندن به سال ۱۹۹۲ با استقبالي کمرنگي روبرو شد.
با این حال سمفوني «آهنگ سوگواري» پس از بازنشر در اوایل دهه‌ی ۹۰ از استقبال و با فروش بيش از يک ميليون نسخه، موفق‌ترين اثر موسيقي کلاسيک مدرن شناخته مي‌شود. اين اثر با لحني کشدار و دلگير و حزين، فضاي خفه و اندوه بار اردوگاه‌هاي مرگ آلمان نازي را مجسم مي‌کند، گفتنی است که هنریک گورتسکی بخشی از این سمفونی را بر روی دیوار زندان نازی‌ها نوشته بود.
هنريک ميکولاي گورتسکي در سال ۱۹۳۳ در نزديکي شهر صنعتي کاتوويتس در جنوب لهستان به دنيا آمد. او در همين شهر به کنسرواتوار رفت و سپس به تدريس موسيقي پرداخت. سمفوني اول گورتسکي که در سال ۱۹۵۹ اجرا شد او را به عنوان چهره راديکال موسيقي مدرن لهستان معرفي کرد. وی سپس با قطعه سکونتري که در سال ۱۹۶۰ عرضه کرد، به عنوان پرچمدار موسيقي آوانگارد لهستان شناخته شد.
گورتسکي با وجود این‌که در ابتدای فعالیت حرفه‌ای موسیقی خود به عنوان آهنگ‌سازی نوگرا و آوانگارد شناخته می‌شود اما به ملودي‌هاي مردمي و موسيقي کليسايي لهستان نیز توجه داشت. او با گذشت زمان در موسيقي خود از عناصر سنتي بیشتر استفاده کرد و به یک ترکیب موسیقایی همگن دست پیدا کرد.
از آثار گورتسکي سه کوارتت براي سازهاي زهي نيز از معروفيت برخوردار هستند. دومين سمفوني گورتسکي به نام «کوپرنيکوس» لحني ارام و محتاطانه داشت.
گورتسکي در دهه ۱۹۸۰ کمتر در زندگي اجتماعي شرکت مي‌کرد و در انزوا به خلق آثار موسيقي ادامه مي‌داد.

این هنرمند ساخت سمفونی چهارم خود را نیز به پایان رسانده بود، اما رونمایی از آن به دلیل بیماری این هنرمند به تعویق افتاد.

گفتنی است که گورتسکی یک ماه پیش نشان «عقاب سفید»، بالاترین افتخار لهستان را دریافت کرد.

آثار نوگراي گورتسکي بي‌ درنگ در غرب ستايشگران فراوان يافت، اما در داخل لهستان با ناخرسندي مقامات کمونيست روبرو شد.
این آهنگ‌ساز موسیقی کلاسیک شامگاه جمعه در بيمارستاني در زادگاه خود در سن ۷۶ سالگي دار فاني را وداع گفت.

پس از ۴۲ سال: بازگشت ارکستر فیلارمونیک برلین به جهان عرب

orchestra-04

ارکستر فیلارمونیک برلین برای اولین بار پس از ۴۲ سال با کنسرتی در ابوظبی به جهان عرب باز می‌گردد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه این ارکستر به رهبری سر سایمون راتل بریتانیایی آثار کلاسیک یوزف هایدن، یوهانس برامس، آلبان برگ و موسیقی‌دان معاصر، برت دین، را بعدازظهر سه‌شنبه ۹ نوامبر در هتل مجلل Emirates Palace را اجرا کردند.

آخرین باری که این ارکستر در یک کشور عربی به اجرا پرداخت در سال ۱۹۶۸ در “جشنواره بین‌المللی بعلبک” لبنان به رهبری هربرت فون کارایان بود.

ارکستر فیلارمونیک برلین در سال ۱۹۷۵ در تهران نیز به اجرا پرداخته بود.

کنسرت ابوظبی بخشی از رشته کنسرت‌های “شاهکارهای سمفونیک” است که شامل اجرای گروه Staatskapelle Berlin (ارکستر اپرای دولتی برلین) به رهبری دانیل بارنبویم در ۲۸ ژانویه و کنسرت چلو‌نواز مشهور یو-یو ما در ۳ مارس می‌شود.

ابوظبی، که پایتخت فدراسیون امارات متحده عربی و ثروتمندترین آنهاست،‌ قصد دارد خودش را به عنوان مرکز فرهنگی منطقه خلیج فارس تثبیت کند.

این امیرنشین یک نمایشگاه هنر مدرن با نام “هنر ابوظبی”، را در هفته گذشته برگزار کرد و در ماه اکتبر میزبان “جشنواره بین‌المللی فیلم ابوظبی” بود.

این شهر همچنین در حال ساخت یک “منطقه فرهنگی” در جزیره سعدیات است که شامل هشت موزه از جمله شعبه‌های موزه‌های گوگنهایم در نیویورک و لوور در پاریس است.

موسیقی کلاسیک جرائم یک شهر نیوزیلند را کاهش داد

piano_keys

مغازه‌داران می‌گویند پخش موسیقی کلاسیک از طریق بلندگو‌ها میزان جرائم را در مرکز دومین شهر بزرگ نیوزیلند کاهش داده است

به گزارش خبرگزاری فرانسه این فروشندگان گفتند پخش موسیقی آرام‌بخش از موسیقی‌دانانی مانند موتسارت شمار حوادث ضداجتماعی را که نیاز به حضور گاردهای امنیتی پیدا کرده بود، ‌در مرکز خرید شهر کریست‌چرچ در نیوزیلند از ۸۶ مورد هفته در سال ۲۰۰۸ به دو مورد در هفته در امسال،‌ سال ۲۰۱۰، کاهش داده است.

مدیر انجمن کاسبکاران مرکزی شهر، پل لانسدیل، گفت این موسیقی به ساکنان کمک کرده و کار فروشندگان در این مرکز خرید احیا کرده است.

لانسدیل گفت بهترین موسیقی ضدجرم، موسیقی است که با پس‌زمینه در‌آمیزد و ریتم توجه‌برانگیزی نداشته باشد

او گفت انجمن تجار در ابتدای شروع این برنامه در ۱۲ ماه پیش پخش موسیقی «بری مانیلو»، آهنگساز و خواننده پاپ آمریکایی، را از بلندگوها را در نظر داشتند، اما بعد تصمیم خود را عوض کردند زیرا احتمال دادند این موسیقی باعث فراری‌شدن مشتریان شود.

موسیقی شومان و بتهوون با سهیل ناصری

schubert-schumann-naseri

سه آلبوم موسیقی کلاسیک با تک‌نوازی پیانوی «سهیل ناصری» پیانیست ایرانی‌الاصل با شهرت جهانی، از سوی موسسه‌ی فرهنگی – هنری ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی آلبوم‌های سه‌گانه‌ی موسیقی کلاسیک با تک‌نوازی «سهیل ناصری» پیانیست ایرانی‌الاصل ساکن آمریکا منتشر شد.
آلبوم‌های «شوبرت و شومان»، «لودویگ فان بتهوون» و «راخمانینف و پروکفیف» با پیانونوازی سهیل ناصری هم‌اکنون در بازارهای موسیقی کشور موجود است.

سهیل ناصری در خانواده‌ای ایرانی در «سانتامونیکای کالیفرنیا» به دنیا آمد. وی قبل از آشنایی با معلم فعلی‌اش «ژرومه لونتال» با «کارل اُلریش اِشنابِل» متوفی به طور خصوصی کار کرده‌است.

نیویورک تایمز از سهیل ناصری با کلماتی چون «همواره پر کشش»، «همواره دقیق»، «قوه‌ی تخیلی قوی»، «تکنیکی بی نظیر» و برلینز زایتوگ با کلماتی نظیر «عالی»، «بی‌نظیر»، «دست مریزاد» و «استعدادی حقیقی» تمجید کرده‌اند.
گفتنی است ناصری علاوه بر این‌که زندگی اش را وقف آثار پیانوی بتهوون کرده نوازنده‌ی بی‌رقیب موسیقی معاصر نیز هست.