شاهین فرهت نقد در موسیقی ایران را بررسی می‌کند

shahin-farhat.jpg

برنامه «گام هفت» اين هفته با حضور دکتر «شاهين فرهت» به بررسي اوضاع نقد در موسيقي کشورمان مي‌پردازد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از ايسنا، برنامه زنده تحليلي «گام هفت» در ادامه سلسله مباحث بررسي مسايل روز موسيقي اين هفته موضوع جريان نقد در موسيقي را مورد بررسي قرار خواهد داد.

براساس اين گزارش، به گفته حشمت‌الله کلهر تهيه‌کننده اين برنامه حوزه موسيقي در حال حاضر فاقد يک جريان موثر در نقد موسيقي است که نبود اين جريان باعث تغيير ذائقه موسيقيايي مردم شده و به همين دليل در برنامه اين هفته با حضور دکتر شاهين فرهت و هادي منتظري به واکاوي اين موضوع مي‌پردازد که البته نيم‌ نگاهي نيز به شرايط کلي موسيقي کشور خواهد داشت.

همچنين به جز صحبت در خصوص شرايط نقد در موسيقي و نيم‌نگاهي به شرايط کلي موسيقي در برنامه اين هفته «گام هفت» دو ترانه «گريه کن» و «تا بهار دل نشين» با صداي مرحوم غلامحسين بنان پخش خواهد شد.

براساس اين گزارش، برنامه زنده موسيقيايي «گام هفت» با هدف بررسي شرايط و ارائه اطلاعات و اخبار مفيد در حوزه موسيقي کشور روزهاي جمعه ساعت ۲۳ به تهيه‌کنندگي حشمت‌الله کلهر روي آنتن شبکه آموزش سيما مي‌رود.

درنشست پژوهشی مطرح شد:ایرانی‌ها در تداوم آموزش‌های لومر چه کردند؟

melodymag

نشست «اولين گام‌هاي چند صدايي شدن موسيقي ايراني» با سخنراني حميدرضا اردلان و علي اكبر شكارچي در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا كنسرت پژوهشي آموزشي «اولين گام‌هاي چند صدايي شدن موسيقي ايراني» با روايت قطعاتي از رديف پيانويي و بازخواني آثار آلفرد لومر و تاثير اين هنرمند فرانسوي بر موسيقي ايران، شامگاه گذشته ـ دهم آبان‌ماه ـ به همت گروه تحقيقات هنرهاي قاجاري و با همكاري فرهنگي سفارت فرانسه در ايران، برپا شد.

در آغاز اين مراسم، مهران پورمندان ـ سرپرست گروه تحقيقات هنرهاي قاجاري ـ با اظهار خرسندي از استقبال حاضران از چنين نشست پژوهشي گفت: ده سال است كه اين گروه بر روي تاريخ اجتماعي هنر قاجار در سه حوزه موسيقي، نقاشي و معماري، پژوهش مي‌كند.

او با برشمردن اهداف گروه تحقيقات هنر قاجاري عنوان كرد: ما تلاش داريم تا بگوييم يك اثر هنري چگونه در روند زمان شكل مي‌گيرد و بازتاب دوران خودش مي‌شود. كوارتت ژوآن نيز در راستاي همين تفكر شكل گرفت و در اين كنسرت پژوهشي آموزشي يك اثر دوگانه را اجرا خواهد كرد. اجراي اين آثار به گفته پورمندان ،بازتابي از رديف موسيقي ايراني با گويش لومر است.

در ادامه ،رايزن فرهنگي سفارت فرانسه در ايران از برپا كنندگان اين برنامه تقدير كرد و گفت: سفارت فرانسه از آن جهت همكاري خود را در برپايي اين كنسرت پژوهشي اعلام كرد، زيرا اين موسيقيدان فرانسوي چند دهه در ايران زندگي كرده و يك نوع همكاري براي موسيقي رديفي ايران به ارمغان آورده است ،پس فكر كرديم بهتر است كار ويژه اين موسيقيدان به ويژه فعاليت‌هايي را كه گروه تحقيقات هنر قاجار انجام داده در چنين نشستي معرفي كنيم. در ادامه فيلم كوتاه «زمان و دوران خلق يك اثر» با مرور حضور و جايگاه آلفرد ژان باتيست لومر از ساخته‌هاي مهران پورمندان پخش شد. سپس حميدرضا اردلان ـ پژوهشگر ـ با موضوع «زبان و موسيقي» سخنراني كرد.

حمیدرضا اردلان با اشاره به فيلم كوتاه پخش شده، گفت: اين فيلم پرسپكتيوي از زمان قاجار تا اوايل دوره پهلوي ارائه مي‌دهد و در اين فاصله مي‌توانيم اجزاي فعاليت لومر را درك كنيم كه خود يك بحث توصيفي راجع به فعاليت‌هاي اين هنرمند فرانسوي و تاثير عميق او بر دوران قاجار است اما من در اين نشست از گذشته شروع مي‌كنم و سخنراني خود را با طرح چند پرسش آغاز خواهم كرد.

او با طرح كلي پرسش‌هايش اين گونه آغاز كرد: اساسا موسيقي چند صدايي از نظر ايرانيان چيست؟ و گوش و ذهن ايراني‌ها اين موسيقي را چگونه ديده و آلفرد لومر كجاي اين موسيقي مستقر شده است؟ اردلان با پاسخ به اين سوالها بيان كرد: به موازات آمدن لومر به ايران، جنس ديگري از موسيقي در اين كشور شنيده مي‌شد، در حاليكه اولين شاخه موسيقي ما متعلق به دوران قبل از اسلام است كه در آن زمان ايران داراي فرهنگ قوي است و ما با يك تمدن تمام عيار سر و كار داريم كه گوش آنها طي قرن‌ها برآمده از زبان بود.

اين مدرس و محقق اضافه كرد: اين موسيقي كه متعلق به قبل از انقلاب است تا همين پنجاه سال پيش هم به واسطه مردمان غرب ايران دوام آورد و نمونه‌هاي آن را مي‌توان در موره و آوازهاي باستاني ايران مشاهده كرد كه به گونه‌اي است كه تا ساعت‌ها،‌روزها و شايد ساليان سال بتواند ادامه پيدا كند و صدايي كه به واسطه آن مي‌شنويم پلي فوني نيست، لذا مي‌بينيد كه در زمان ورود لومر به ايران و در دورن قبل از اسلام، نوعي از موسيقي چند صدايي وجود داشته است.

اين پژوهشگر با ارزيابي دلايل مهجور شدن اين موسيقي چند صدايي در فرهنگ ايراني طي گذر زمان گفت: بعد از ورود اسلام اين موسيقي جاي خود را به انواع ديگري مي‌دهد و به مرور منزوي مي‌شود. در حالي كه در دوران رنسانس اين جنس صدا كه در گلوي انسان وجود دارد و با تحريرهاي درشت پرتاب مي‌شود، مورد توجه قرار مي‌گيرد تا به واسطه آن فرهنگشان را ابقا كنند.

اردلان خاطر نشان كرد: در دوره اسلام موسيقي به سمت باطني سير مي‌كند و همه صداها در جستجوي امر واحد است، لذا اين نحوه تلقي در دوران پيش از اسلام كه به دنبال كثرت اصوات بوده قدغن مي‌شود. يعني موسيقي چند صدايي به دليل ايدئولوژي حاكم بر اين سرزمين اجازه دوام پيدا نمي‌كند، اما در موسيقي رديفي كه لومر در دوره قاجار روي آن كار كرد ديگر حكومت و مذهب مطيع هم نيستند.

به گفته اردلان، لومر زماني به جامعه ايران وارد مي‌شود كه مدرنيته آغاز شده و اومانيزم در حال شكل‌گيري است و عالم انساني اهميت پيدا كرده ،لذا موسيقي چند صدايي قابل شنيدن است. اردلان معتقد است: تاثير لومر بر موسيقي ايران آنچنان زياد و فراگير بوده كه هنوز بعد از آن دوران، موسيقيدانان ما تعليم خود را نمي‌توانند از داشته‌هاي لومر خارج كنند و اغلب تربيت آهنگسازان به سمت گرايش رمانتيك و كلاسيك است. پس آنجايي كه وظيفه لومر بوده به خوبي انجام شده است اما آنجايي كه بايد از سوي ما كارهايي صورت مي‌گرفت كوتاهي صورت گرفته است.

سپس قسمتي از موسيقي «به زندان شوشتري» از ساخته‌هاي حسين دهلوي پخش شد و سپس حميدرضا اردلان گفت: دهه‌ها از حضور لومر در ايران گذشته و بيش از چند نسل عوض شده است اما اگر اين قطعه «به زندان شوشتري» را با كوارتت لومر مقايسه كنيم يك سولوي ويلن در دستگاه شوشتري مي‌شنويم و در اثر لومر هم يك ملودي و زمينه را گوش مي‌دهيم كه شباهت‌هايي با هم دارند.

وي ادامه داد: لومر به اين واسطه يك گويش ايراني را براي كشور به ارمغان آورد كه شنيدار جديدي دارد. او اولين نگارش‌ها را براي موسيقي صورت داد و واسطه كاغذ را براي ما به ارمغان آورد. اينجا واسطه عقل شديدتر است در حالي كه در دوران قبل از لومر واسطه قلبي وجود داشت اما اينجا صوت و تصوير با هم به دست مي‌آيد زيرا ضرورت تاريخي اين گونه ايجاب مي‌كند.

اين مدرس در پايان سخنان خود عنوان كرد: لومر در كار خود تعصب جانبدارانه‌اي نداشت،بلكه آنقدر انعطاف به خرج داد كه هم از ايرانيان بياموزد و هم به آنها آموزش دهد و بنده گواهي مي‌دهم كه لومر وظيفه خود را به خوبي انجام داده است اما آيا ما ايراني‌ها در تداوم آموزش‌هاي لومر وظيفه خود را ايفا كرديم؟

به گزارش ايسنا، در ادامه اين برنامه قطعاتي در چهارگاه و همايون توسط كوارتت ژوآن اجرا شد و سپس علي اكبر شكارچي با موضوع «تطابق آثار نوشته شده آلفرد لومر و رديف موسيقي ايراني» سخنراني كرد.

او گفت: هر اتفاق خاصي كه در جامعه‌اي بيفتد ريشه‌هاي ديگري دارد كه به مرور زمينه تحولات اجتماعي را فراهم مي‌كند. در دوراني كه لومر در ايران زندگي مي‌كرد نيز در دنيا و به ويژه اروپا جنبش‌هاي بسياري حاصل شده بود. لذا دولتمردان ايراني براي عقب نماندن از اين رشد و دگرگوني در عرصه‌هاي مختلف همچون موسيقي اقدامات فراواني انجام دادند. به گفته شكارچي، لومر در دوره‌اي وارد ايران مي‌شود كه انحطاط حكومتي و عقب ماندگي همه جانبه غوغا مي‌كند و در اين دوره همه چيز به طور طبيعي به سمت نو شدن مي‌رود كه اين سرآغاز بهار انقلاب مشروطيت است.

او خاطر نشان كرد: در راس اين انقلاب، اميركبير قرار دارد كه دستور ساخت دارالفنون را مي‌دهد، اما حكومتي كه به انحطاط رسيده در مراسم افتتاح دارالفنون اميركبير را به باغ فين تبعيد و او را مي‌كشد، به همين دليل هم موسيقيداناني كه در خدمت دربار بودند چه به لحاظ فاصله از حكومت و چه به لحاظ شيوه نواختنشان دچار تغيير مي‌شوند.

اين پژوهشگر و نوازنده كمانچه معتقد است: مي‌توان وضعيت مردم ايران را در اين دوره و به واسطه موسيقي آنها احساس كرد. لومر نيز در اين ميان وظيفه دارد به آموزش خواندن و نوشتن موسيقي بپردازد. به همين دليل مردم ما به سرعت و با استعداد و ذوق ايراني نت را فرا مي‌گيرند، اركسترهاي متعددي تشكيل مي‌دهند و حتي لومر اشاره مي‌كند كه در اين زمان ۳۵ ترانه عاميانه را براي پيانو تنظيم مي‌كند.

شكارچي ادامه داد: در كنار فعاليت‌هاي لومر، گروه‌هايي شكل مي‌گيرند كه اين بار در كنار مردم قرار دارند پس در اين عرصه به سادگي نمي‌توان از شكل‌گيري اركستر انجمن اخوت گذشت، زيرا تا قبل از آن چنين وضعيتي فراهم نبود. در حاليكه در اين اركستر برجسته‌ترين موسيقيدانان ايراني حفظ شده و كار مي‌كنند و مي‌توان ديد كه اين چهره‌هاي برجسته چگونه موسيقي ايران را پاس داشتند و به نسل بعد منتقل كردند. او ريشه چنين اتفاقي را در همان جنبشي دانست كه آن زمان در ايران شكل گرفته بود.

اين استاد ادامه داد: چنين فعاليت‌هايي بازتاب آن بود. البته لومر اشاره دارد كه قطعات را به سفارش مظفرالدين شاه ساخته و مورد توجه شاه قرار داشته اما بنده معتقدم كه اين اتفاقات در جهت هم‌سويي همه چيز تغيير مي‌كند.

شكارچي، همچنين در بخش پاياني سخنان خود با ارزيابي قطعات ساخته شده توسط لومرعنوان كرد: كار خلاقانه لومر در نوشتن اين قطعات در نظر گرفتن يك بخش اعلان براي معرفي اثر است كه تحت تاثير موسيقي‌هاي توصيفي و يا اورتورها ساخته شده است و به نوعي اين اعلان‌ها از انسان‌هايي كه همديگر را صدا مي‌كنند و درخواست كمك دارند دور نيست.

به گزارش ايسنا، در بخش پاياني اين كنسرت پژوهشي آموزشي ،سومين كوارتت زهي لامينور اثر شارل گونو توسط كوارتت ژوان نواخته شد.

بنا بر اين گزارش،«آلفرد ژان باتيست لومر فرزند يك پرورش‌دهنده گل در يكي از شهرهاي كوچك شمال فرانسه بود كه در شانزده سالگي به واسطه استعداد و علاقه‌اي كه از خود در موسيقي نشان داد وارد كنسرواتوار پاريس شد.

لومر در سال ۱۸۶۳ پس از فارغ‌التحصيل شدن در نوازندگي فلوت، آهنگسازي و اصول رهبري براي خدمت در دسته موزيك هنگ سربازان زبده‌ي گارد جمهوري فرانسه را براي هفت سال ياد گرفت و در سال ۱۸۶۴ به نيابت رهبري موزيك انتخاب شد.

او در سال ۱۸۶۸ به درخواست دولت ايران و حكم وزير جنگ دولت فرانسه به ايران عازم شد، تا موسيقي نظامي ناصرالدين شاه را سامان بخشد از اين رو تا پايان عمرش در ايران باقي ماند.

مصادف با اولين سفر مظفرالدين شاه به اروپا اولين اشكال نت‌نويسي از رديف موسيقي ايراني نيز به ثبت رسيد و در اين ميان آلفرد لومر به همراهي ارسلان خان ناصرهمايون گوشه‌هايي از دستگاه چهارگاه،‌همايون و ماهور را براي پيانو به شكل يك سوييت تنظيم كرد و آنرا در فرانسه به چاپ رساند. ارزش اين نت‌نگاري هيچ وقت و در هيچ كجا به عنوان برداشتي از موسيقي كلاسيك ايراني مطرح نشد و ويژگي‌هاي آن هيچگاه مورد بررسي قرار نگرفت مگر تا اين اواخر كه فقط نسخه‌اي از آن با اجراي آن به چاپ رسيد.

راه اندازي شعبه موزيك دارالفنون، نوشتن اولين سرود ملي قاجار با عنوان «سلام»،نوشتن قطعاتي چند براي پيانو براساس موسيقي ايراني، انتشار اولين رساله‌هاي تئوري موسيقي و هارموني و هچنين اولين نت‌نويسي از رديف موسيقي ايراني براي پيانو از جمله اقدامات موسيقي او بود كه زير بناي موسيقي آكادميك و نوين ايران را به وجود آورد.»

یک نقد موسیقی خوب چه ویژگی هایی دارد؟

melodymag

یک نقد موسیقی خوب چه ویژگی هایی دارد؟ «سهند اطهری» مقاله‌ای را در خصوص نقد نویسی در حوزه‌ی موسیقی برای مجله‌ موسیقی ملودی نگاشته است که با هم آن‌را می‌خوانیم. در این نوشته سعی شده است تا با مروری سریع بر رویکردهای نقد در موسیقی، ملاک و روشی عملگرایانه برای نوشتن نقدی خوب و اصولی در موسیقی ارائه شود.
سهند اطهری: کلمه ی نقد در زبان فارسی به معانی مختلفی به کار رفته است. اغلب این معانی به پول و سیم و زر ربط پیدا می کنند. مثل جدا کردن درم های سره از ناسره، سره کردن سیم، نظر کردن در درم ها و جز آنها و خوب و بد آنها را از هم جدا کردن. اما در لا به لای معانیِ مرتبط با سیم و زر، معانی دیگری هم یافت می شوند، مثل: بهینِ چیزی بر گزیدن، آشکار کردن عیب کلام را، نظر کردن در شعر و سخن و تمیز دادن خوبِ آن از بدش. در واقع یعنی وقتی ما چیزی را نقد می کنیم، قصد داریم خوبی هایش را از بدی هایش جدا کنیم و به نمایش بگذاریم. در مورد یک اثر هنری هم کم و بیش ماجرا همین است. نقد یک اثر هنری به مثابه درشت نمایی کردن نقاط قوت و نقاط ضعف آن است که همینطوری، در اثر با هم مخلوط هستند. با این هدف که از طرفی، مخاطبِ آن اثر با اطلاعات و تحلیل هایی دقیق از همان اثر آشنا شود و از طرف دیگر، اگر خالق اثر هم مایل بود نظراتی در مورد اثرش بداند این امکان برایش فراهم باشد. نظراتی که از دید مطلع و اصطلاحاً کارشناسی بیان شده اند.
نقد، در انواع و اقسام رسانه ها و مدیوم های هنری وجود دارد. مثلاً نقد کتاب، نقد داستان، نقد فیلم، نقد تئاتر و … . در هر کدام از این رسانه ها هم، معیارهای مختلفی برای نقد وجود دارد. در واقع اتفاقی که در نقد می افتد این است که یک اثر، بر اساس معیار ها و محک های مشخصی که متناسب با آن اثر هستند مورد بررسی قرار می گیرند و سبک و سنگین می شوند. در مورد موسیقی هم، فرایند نقد تقریباً مشابه است. یعنی در درجه ی اول، نظراتِ بیان شده در نقد، از دید کارشناسی مطرح شده اند و در واقع دیدگاهِ این فرد منتقد قرار است به افزودن بر آگاهی خوانندگانِ نقد بیانجامد. در درجه ی بعدی هم، وجود معیار و محکی متناسب با بستر یا مکتبی که نقد در آن صورت می گیرد ضروری است. حال پرسشی که ممکن است در اینجا مطرح شود این است که منظور از دیدگاه کارشناسی چیست؟
در واقع منظور این است که اگرچه انگیزه ی آغازین یک نقد تا حد زیادی سلیقه یا عقیده ی فردیِ منقتد است، اما این سلیقه زمانی به عنوان بُن مایه ی نقد قابل ارائه است که ساخته و پرداخته شده باشد و چیزی پر و پیمان تر از یک ابراز سلیقه ی عادی باشد. مثال های زیر را در نظر بگیرید:

  • ۱- من آبدوغ خیار را به تاس کباب ترجیح می دهم. اگرچه تاس کباب هم بد نیست.
  • ۲- من تحمل کله پاچه را ندارم. بویش را اصلن دوست ندارم.
  • ۳- شکلات تلخ بهتر از شکلات شیری است. این از لحاظ علمی هم ثابت شده است.

در این مثال ها، ما مواجه با ابراز سلیقه های ساده ای هستیم که معیار مشخصی را برایشان نمی توان ارئه داد. به عبارت دیگر، دلیل یا سلسله دلایل منسجم و قاطعی برایشان موجود نیست، و دلیلی هم ندارد موجود باشد. حال آن که در مورد هنری مثل موسیقی که قواعد، ساختار، اصول و مفاهیم زیباشناختی و ژانر ها و سبک های زیادی دارد، معیارهای زیادی هم برای بررسی نقاط قوت و ضعف یک اثر وجود دارد. حالا مثال های زیر را در نظر بگیرید:

  • ۱- بازه ی صدایی آقای «ایکس» بیشتر از محدوده ی دو اکتاو را پوشش می دهد که این به لحاظ تکنیکی نقطه قوت بزرگی است.
  • ۲- خانم «ایگرگ» موقع خواندن از حنجره ی خود استفاده می کند، یعنی به تارهای صوتی اش فشار می آورد و این امر در آواز کلاسیک نقطه ضعف به شمار می رود. اگرچه رنگ صدایی که تولید می شود، بی شباهت به رنگ آواز کلاسیک نیست و این می تواند نقطه قوتی برای ایشان باشد.
  • ۳- گروه «فلان» تناقض های اجتماعی را به عنوان دستمایه ی شعرها و ترانه هایشان انتخاب کرده اند و این، به آثارشان رنگ و بوی طنز تلخ اجتماعی می دهد. ویژگی ای که در دهه ی ۶۰ میلادی در کارهای گروه «فلان ها» هم وجود داشت.

در این مثال ها، ما مواجه با نظراتی هستیم که از دید شخصی نسبتن مطلع از اصول و تاریخچه ی موسیقی و تناقض های اجتماعی بیان شده و در عین این که اطلاعات مفیدی در بر دارند، نشان دهنده ی ظرایفی هم هستند که ممکن است شنونده یا مخاطبِ کم دقت تر، از آنها به راحتی گذشته باشد.
علاوه بر اینها، باید توجه داشت که نقد موسیقی گونه های مختلفی دارد. یک گونه ی رایج نقد، گزارش کنسرت است. این بخش از ژورنالیسم موسیقی، که معمولن اختصاص به طیف گسترده ای از مخاطبین دارد، در پی این است که آنچه در یک کنسرت رخ داده است را ارزیابی کند، تا هم یک برآورد برای کسانی که در کنسرت شرکت نداشته اند به دست بدهد و هم از زاویه های جدیدی، برای کسانی که در کنسرت شرکت داشته اند تفاسیر و توضیحاتی ارائه دهد. این توضیحات معمولن شامل دو بخش است: یکی شرح آنچه اجرا شده است و این که چقدر خوب اجرا شده، و دومی اظهار نظر نویسنده ی گزارش بر اساس معیارها و عقاید مشخص.
و اما در گونه ی تخصصی تری از نقد، موسیقی از دیدگاه زیبایی شناختی، اثرگذاری یا ارزشمندی هنری ارزیابی می شود. یکی از رایج ترین فوت و فن های مفید در این گونه نقد، مقایسه است: آثاری که در یک ژانر قرار می گیرند یا در یک دوره ی تاریخی خلق شده اند یا توسط یک آهنگساز ساخته شده اند، می توانند با وام گیری از یکدیگر مورد بررسی قرار بگیرند. بدین ترتیب، با نگاه کردن به اثر از یک چشم انداز موسیقایی وسیع تر، تصویرِ گویاتری از موسیقی یا اثر مورد نقد به خواننده ارائه می شود.
علاوه بر اینها، گونه ای دیگر از نقد وجود دارد که در آن، موسیقی در پرتو فرهنگ و جامعه، گذشته و حال مورد ارزیابی قرار می گیرد. نقطه ی آغازین نقدهایی از این دست، این دیدگاه است که موسیقی در خلاء به وجود نمی آید، بلکه در اساس، زوایای مختلف جامعه ای که در آنها تولید شده، و آهنگسازانی که آنها را تولید می کنند را باز می تابند. در این گونه از نقد، رویکرد های مختلفی وجود دارد. از جمله مهم ترین رویکردهایی که در نقدِ از دیدگاه فرهنگی اجتماعی وجود دارند عبارتند از نقد فرهنگی، نقد فمینیستی، نقد جنسیتی و نقد مارکسیستی. در اینجا تنها مختصری درباره ی این رویکرد ها ارائه می شود و در پایان این نوشتار منابعی برای علاقمندان به مطالعه ی بیشتر پیشنهاد خواهد شد.

نقد فرهنگی: در نقد از منظر تاریخ اجتماعی یا تاریخ فرهنگی این امر مورد مطالعه قرار می گیرد که موسیقی از چه طریقی با محیط فرهنگی اش ارتباط می یابد و آیا این محیط مربوط به گذشته است، یا حال، یا تلفیقی از این دو. به عنوان مثال از آنجایی که سبک موسیقی جَز در اوایل قرن بیستم از خلال سبک های آفریقایی- امریکایی ظهور کرده است، می تواند نه تنها به ازای محتوای موسیقایی اش مورد مطالعه قرار بگیرد، بلکه می تواند به ازای پیوندهای مفهومی ای که بین شنونده و نوازنده یا خواننده ی آفریقایی- امریکایی برقرار می کند هم مورد بررسی قرار بگیرد.

نقد فمینیستی: نقد موسیقی از منظر فمینیستی از این طرز فکر سرچشمه می گیرد که جنسیت آهنگسازان و شنوندگان نه تنها بر شیوه ی تولید و شنود موسیقی اثر می گذارد، بلکه بر نحوه ی پذیرشِ موسیقی در جامعه نیز اثر می گذارد. باید توجه داشت که نباید نقد فمینیستی را صرفن به نقد نوشته شده توسط زنان یا نقدِ موسیقی دانان زن تلقیل داد. این رویکرد، سرفصل های زیادی را گشوده است [۳].

نقد جنسیتی: نقد جنسیتی که اشتراکات زیادی با نقد فمینیستی دارد، اغلب در حوزه ای به نام مطالعات جنسیت با آن پیوند می خورد.

نقد مارکسیستی: این رویکرد که پیش از فروپاشی کمونیسم، در کشورهای کمونیستی خصوصن اتحاد جماهیر شوروی رایج بوده است، به دلیل اثرگذار بودنش مهم ترین رویکرد در نوشتار موسیقایی به شمار می رود. دیدگاه سیاسی مارکسیستی بر این امر تکیه می کند که تقابل بنیادی ای بین کارگران و صاحبان سرمایه، و پیش از آن بین طبقه ی رعیت و طبقه ی فئودال یا ارباب وجود دارد [۲]. بررسی گرایش به سبک های ساده تر و ارزانتر در طبقات زیرین جامعه و گرایش به موسیقی پیچیده تر و پرهزینه تر در طبقات بالای جامعه می تواند در بستر نقد مارکسیستیِ موسیقی موضوعیت بیابد.

بنابر آنچه گفته شد، نقد موسیقی به لحاظ محتوا ممکن است شامل بررسی یک کنسرت یا یک اثر هنری و یا فعالیت های یک هنرمند باشد که در آن، منتقد، از دیدگاهی مطلع و اصولی به ارزیابی موضوع می پردازد. منتقد باید نظرات شخصی خود را نیز به گونه ای اصولی و عاری از “خشونت قلم” و همینطور “دلدادگی و سرسپردگی” بیان کند. در عین حال ممکن است منتقد در نقدش، یکی از رویکردهای ذکر شده را انتخاب کرده باشد. و اما این محتوا هرچه باشد، نیاز به ساختاری برای نوشته شدن دارد.
ساختارهای مختلفی را می توان برای نوشتن نقد موسیقی انتخاب کرد. یکی از ساختارهایی که می توان به مثابه یک استاندارد از آن سود جست، که هم مفید و گویاست و هم خالی از زواید، به شرح زیر است:

  • ۱. مقدمه: این بخش در واقع آغاز متن است. هدف از نوشتن متن و معرفی موضوع نقد در این بخش بیان می شود. اگر مناسبتی یا بهانه ای انگیزه ی نوشتن متن شده، خالی از لطف نیست که به آن نیز اشاره ای بشود. این بخش در مجموع معرف چیزی است که خواننده قرار است در طول متن بخواند.
  • ۲٫ شرح: در این بخش توضیحاتی در باب هنرمند، گروه یا ساختار اثر مورد بررسی یا آنچه در کنسرت گذشته است ارائه می شود. در واقع در این قسمت کلیات آنچه قرار است نقد بشود به شکلی عینی و بدون قضاوت فراهم می شود. اگر موضوعِ نقد یک آلبوم موسیقی باشد، ممکن است کلیاتی در مورد میکس و مسترینگ هم بیان شود.
  • ۳٫ نقاط قوت: حالا در این قسمت، نقاط قوت موضوع مورد نقد به لحاظ هنری – و اگر لازم باشد و از توان منتقد بر بیاید از دیدهای فنی مثل صدابرداری، ضبط، میکس و مسترینگ و … – بسط و توضیح داده می شود. طبعن به اقتضای ضرورت، باید از اطلاعات ارائه شده در بخش ۲ یعنی شرح هم استفاده کرد. بیان نقاط قوت، باید با پرهیز از به کار گیری صفات اغراق آمیز انجام شود تا القا کننده ی “سرسپردگی” منتقد نسبت به اثر نباشد.
  • ۴٫ نقاط ضعف: می توان این بخش از نقد را بخش ظریف و حساس آن شمرد. بیان نقاط ضعف یک اثر هنری یا فعالیت های یک هنرمند این نگرانی را با خود به همراه دارد که باعث ناراحتی خودِ هنرمند یا طرفداران و علاقمندان او یا هنرش گردد. از این رو همچنان مثل بخش ۳، لازم است که به دور از غرض ورزی یا “خشونت قلم” و بر اساس معیارهای متناسب با رویکرد انتخابی مان به بیان نقاط ضعف پرداخته شود. این روش درواقع به نوعی “اخلاق نقد” مورد توجه قرار می دهد.
  • ۵٫ نتیجه گیری: در این بخش که بخش پایانی نقد است، آنچه در بخش های ۲ و ۳ پرورانده شد، به بار می نشیند و به صورت یک پاراگراف کوتاه بازنویسی می شود. به عنوان یک نمونه ی کلیشه ای ساده می توان نقاط مثبت بخش ۳ را دوباره برشمرد و از آنها ابراز خرسندی کرد و در عین حال ابراز امیدواری کرد که نقاط منفی بیان شده در بخش ۴ در کارهای بعدی یا آثار بعدی بهبود بیابند.

بد نیست به خاطر داشته باشیم که موسیقی ایران شرایط آسیب پذیری را از سر می گذراند و نیاز به فضا برای رشد و بلوغ دارد. خوب است نقدهایمان همواره پیام تشویق آمیزی را در خورد نهفته داشته باشد ولی در عین حال از نقاط ضعف یا راه حل های ممکن برای بهبود آنها چشم نپوشند. هدف اصلی ما از نوشتن نقد این است که با دقت و وسواس اطلاعات و تحلیل های مفیدی را به مخاطب اثر ارائه دهیم. بعد از آن هدف ما بیان آن چیزی است که به مثابه منتقد، معتقدیم. فراموش نکنیم که هدف از نقد نویسی این نیست که کسی را مذموم یا محکوم کنیم و یا اینکه روش کاری یک یا چند هنرمند را به کل متحول کنیم. کاربردی ترین روش برای رسیدن به این هدف هم به همان شیوه که در این نوشته آمد، بیان نقاط قوت و نقاط ضعف اثر هنری به طور همزمان است. با امید به این که در عرصه ی موسیقی و نقد موسیقی شاهد نوشتارهای متین و پرباری باشیم.

  • سهند اطهری / مجله موسیقی ملودی

آواز جارچی‌های قدیم در همایش آواهای موسیقی

دبير دومين همايش كار آواهاي موسيقي از حضور پرقدرت ۱۷ گروه موسيقايي از ۱۵ استان كشور براي اجراي برنامه در حوزه هنري خبر داد .

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی هوشنگ جاويد اعلام كرد: طبق برنامه‌ريزي‌هايي كه انجام گرفته در كنار ۱۷ گروهي كه در طول همايش به اجراي برنامه خواهند پرداخت، يك نفر سخنران نيز براي تشريح موسيقي آن گروه نمايشي و منطقه توضيحاتي را به مخاطبان ارائه خواهد داد.

او درباره‌ي نحوه‌ي حضور گروه‌هاي مختلف شهرستاني در اين دوره از همايش به ایسنا گفت: يك گروه بافنده از قاليبافان طارم عليا دراستان زنجان آوازهاي قاليبافي را ارائه خواهد داد. ضمن اين كه از منطقه بادرود و نطنز آوازهاي كوزه گران، آوازهاي چله كش‌هاي قالي و آوازهاي پنبه‌زن‌ها را براي مخاطبان عرضه مي‌كنند.

دبير دومين همايش كارآواهاي موسيقي به پايگاه حوزه هنري همچنين خبر داد: از سه استان تهران، لرستان و قزوين آوازجارچي‌هاي قديم را مي شنويم. ضمن اين كه از منطقه جنوب خراسان آيين‌هاي موسيقايي كشاورزان و شبانان را به صورت بازي‌هاي آييني به علاقه‌مندان موسيقي كار ارائه خواهيم كرد.

جاويد گفت: از منطقه بندر لنگه و استان هرمزگان نيز شاهد اجراي آواهاي كار اين منطقه خواهيم بود كه به شكل ويژه‌يي در قالب يك گروه ۲۰ نفره اجرا مي‌شود.

دبير دومين همايش كارآواهاي موسيقي خاطر نشان كرد: تلاش كرده‌ايم كه اين دوره از همايش پربارتر از گذشته و در تكميل پرونده موسيقي كار در كشور باشد و اميدوارم در اين دوره چيزي از قلم نيفتاده باشد.

افشای ناگفته‌هایی از موسیقی ایران در «فی فن الالحان»

music-blue

«فی فن الالحان» عنوان کتابی است پژوهشی در مورد موسیقی ایران از سیدمحمدتقی حسینی است که مرکز موسیقی حوزه هنری آن‌را تولید کرده و به زودی توسط انتشارات سوره مهر منتشر می‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، نویسنده کتاب درباره شکل‌گیری کتاب گفت: در اواسط دهه هشتاد در بازدیدی که از کتابخانه سلطان محمد فاتح در شهر استانبول ترکیه داشتم با یک رساله تاریخی موسیقی ایران مواجه شدم که در آن هیچ اثری از نام نویسنده کتاب دیده نمی‌شد.
وی ادامه داد: پس از بررسی این کتاب احساس کردم این اثر به خوبی زوایای تاریخ موسیقی ما را در قرن نهم هجری بازگو کرده است لذا تصمیم به بسط و تحریر این کتاب را گرفتم.

حسینی سپس به مطالب کتاب اشاره و بیان کرد: این اثر به مانند رساله موسیقی فارابی، بیشتر مباحث نظری و تعاریف و اصطلاحات موسیقایی را بیان داشته است. این کتاب کمک شایانی به پژوهشگران و دانشجویان حوزه تاریخ موسیقی خواهد داشت.

وی در پایان به دورنمایی که این کتاب به خواننده می‌دهد اشاره کرد و افزود: فارغ از اینکه این کتاب یک اثر تاریخی درباره پیشینه موسیقی است یک متن ادبی است که می‌تواند به نوعی زوایای ادبی در آن سده تاریخی را بازگو کند.

پیش از این انتشارات سوره مهر کتاب «نغمه رود» را از سیدمحمد تقی حسینی درباره نشان‌ها و سازنامه‌های عبدالقادر بن‌غیبی حافظ مراغه‌ای به چاپ رسانده است.

مدخلی بر نوآوری در صناعت موسیقی

music-010

مجله‌ی موسیقی ملودی – بابک رجبی: «وهر صناعتی که به دست مردم کرده می شود هیولی، و اشکال آن جسمانی باشد، الا صناعت موسیقی که موضوع آن جواهر روحانی است.» (رساله چهارم اخوان الصفا)

فارابی(۲۶۰ ه ق) در موسیقی الکبیر، عبدالقادر مراغی(۶۹۳ ه ق) در جامع الحان و کوکبی بخارایی در رساله موسیقی همگی صناعت موسیقی را مبتدای کتاب خود قرار داده اند و از توضیح و تعریف انواع صناعت موسیقی(نظری،عملی و…) شروع به نوشتن کرده اند. علما وقدمای موسیقی، علم صناعت و شناخت آلات و فواصل را در فصول بعدتر مورد توجه قرار داده‌اند. این بیانگر درجه اهمییت تولید موسیقی نزد آنهاست.
اصل خطر کردن و جسارت ریسک در حیات بشر، منشا تولیدات جالب توجه در تاریخ بوده است.تولیداتی که زندگی انسانها را باتحولات بنیادین مواجه کرده است.
آنجا که انسان از در نظر گرفتن برخی شرایط و محدودیتها در آفرینش اثر، دست بر می‌دارد و به باور و خواست شخصی اش نسبت به تولید پا می دهد، می توان منتظر ظهوراتفاقی جدید در تولید بود.
مخاطب و مولف از طریق شناخت و دریافتی که از محصول انتظار دارد با اثر مواجه می شود، واین با یاد آوری آنچه در پس زمینه ی ذهنی اش وجود دارد اتفاق می‌افتد. او به خود زحمت نمی دهد تا نسبت به اثری با مولفه های یکسر جدید به دریافت و شناختی تازه برسد، او همواره در اثر به دنبال ما به ازاهای شنیده شده‌ی خود است،که به نحوی دیگر با هم ترکیب شده باشند.
چه چیزی باعث می شود هنرمند از تولید خلاق ونوآوری در ساخت و ساز بپرهیزد، و در تکرار فرم و محتوای سبکهای تایید شده و تثبیت شده باقی بماند؟

  • ترس از قضاوت دیگران و تایید طلبی در تکیه به مخاطب، از عوامل باز دارنده ی آهنگساز در برخورد صادقانه با احساس و ایده پردازی اوست. از آنجا که هنر مجال آزادی واقعی در زندگی است، اندکی فاصله گرفتن از خواست وقضاوت دیگران می تواند به موزیسین در شکل دادن به خصوصیات ناب آفرینش هنری کمک کند. در واقع نزدیک شدن به احساسات شخصی و توان فردی به گونه ای می تواند خاصیت تولید را افزایش دهد.
  • -تنهایی هنرمند- همیشه مضر نبوده است. از آنجا که هیچ قدرتی توان مبارزه و فایق آمدن بر نیستی هنر را ندارد، ایزوله شدن هنرمند در شرایط خاص می تواند خود به ایجاد یک محیط جدید در تولید هنر کمک کند. پیدایش قدرت در تکنوازی و ظهور هنرمندانی با بیانمندی شخصی هم‌چون «جلیل شهناز»، «حسن کسایی»، «شاه‌میرزا مرادی»، «حاج قربان سلیمانی»، «اسپندار» و…. از مصادیق باز نمود هنر موسیقی در تنهایی هنرمند هستند.لذا ترسی از تنهایی و شخصی گرایی در هنر وجود نخواهد داشت.
  • ایمان نداشتن به نتیجه‌ی کار احساس سوئی است از طرف هنرمند که مانع حرکت او می شود.فکر کردن به فعلیت در هنرورزی و این‌که اصل کار و حرکت است که زندگی هنری و لذت را به همراه دارد و می تواند باعث شود تا هنرمند با داشته های خود دست به خلق بزند به وجهی که از انجام حرکت محظوظ شود و نه از تاییداتی که در نتیجه ی کار به دست می آورد.اعتماد و باور به اینکه در هر وضعیتی از توان هنری تولید میسر است.پرهیز از خود سانسوری و احترام به پردازش ایده و تولید هنری آن، از عوامل موثر در نوآوری است.

music-01

  • تعصب بر چهارچوب های موجود به گونه های مختلف بر نگاه مولف تاثیر دارد.الگوهای رفتاری در تحصیل هنرموسیقی،تکیه ی بی رویه به اساتید فن و پیشینه ی مکتوب و منقول موسیقی، به عنوان وحی منزل،کیش شخصیت وشیوه های آموزشی هنر ،می تواند از عوامل ایجاد تعصب و چهارچوب در مقابل حرکت و بدعت گزاری هنرمند در هنر موسیقی باشد.
  • تجربی بودن نگاه هنرورز در تالیف می تواند کمک شایانی به خلق آثار متفاوت داشته باشد. بسیاری از هنرمندان در جهان به کاری که انجام می دهند مسلط هستندو از کلیشه ها ی ذهنی و هنری خود(حتی کلیشه های خلاق) استفاده می کنند. آنجا ،در ابعاد تولید اثر، جایی برای این که مولف درگیر تجربه ومقابله با رفتار کنش مند فضای هنری شود باقی نمی ماند.

هنرمند غالبن تجربه را در محیط شخصی اش انجام می دهد و در کارهایی که ارائه می دهد، نتیجه ی بدست آمده را بکار می گیرد در حالی که یکی از لذات وجذابیتهای بداهه پردازی در هنر، ساحت بی واسطگی مولف با اثر، و تالیف تجربی، و در لحظه ی آن است.
وقتی یک موزیسین با شناخت تئوریک وتکنولوژیک دست به ساخت می زند، و هنگامی که شناخت او نسبت به آنچه دارد، نسبی و در تغیر و تکمیل است، استفاده از ابعاد تجربی نشانگر ضعف اثرش نیست و لحاظ کردن عناصر تجربی در اثر، وقتی مولف به شکل حضور تجربه در فضاسازی واقف باشد و آنرا هدایت کند،یکی از جذاب ترین شاخصه های تولید هنری را باعث می شود.شک ورزی در تولید به این معنا نیست که آهنگساز نسبت به کاری که می کند باور نداشته باشد،بلکه او دانسته و سنجیده شک را در کار خود لحاظ می کند،اوبه حضور شک در تجربه ایمان دارد. به وجهی که مخاطب به این دریافت برسد کاری زیبا در موسیقی انجام شده و اینکه بداند تجربه ی جدیدی اتفاق افتاده است و همه چیز در دست مولف نبوده است.

  • جایگاه هنری(آبروی هنری) برای هنرمندان گاهن با جایگاه اجتماعی یا شخصیت اجتماعی اشتباه گرفته می شود.وقتی موزیسین با تولید یک آلبوم در یک ژانر موسیقی به گونه ای خاص مطرح می شود، دیگر سعی دارد آنرا حفظ کند و از امتحان و بکار گیری سایر استعدادهایش در وضعیت های دیگر خود داری می کند.خاصه که این وضعیت برای او امکاناتی بوجود آورد که در واقع به جبر ادامه در همان فضا تن بدهد. هنرمندانی هستند که سالها خودشان یا دیگران را تکرار کرده اند، بیمناک از اینکه آبروئی به دست آورده اند وآن در خطر است.
  • تلفیق یکی از تلاش‌هایی است که به سودای نوآوری در موسیقی انجام شده است.ترکیب موسیقی غرب با موسیقی سایر ملل از گونه ی متداول تلفیق در موسیقی است. آنچه موزیسین امروز را علاقه مند یا مجبور می کند با این دو مساله یعنی موسیقی غرب،و شعر و موسیقی سرزمین اش کار کند چیست؟
  • آیا حضور تکنولوژی موسیقی غرب در کشورهای در حال توسعه قدرتی غیر قابل کنترل دارد؟ آیا حضور این تکنولوژی به کیفیت فرهنگ موسیقایی در سایر کشورها می چربد و وسوسه های مصرف مولف را از نظر برخورد فرهنگی و هنری تحت تاثیر می گذارد؟

music-01

این تکنولوژی در کیفیت ابزار مولد صوت، غالبن نگاه در ترکیب عناصر صوتی و هنرورزی با اصوات را هم با خود می آورد.درست است که تولید تکنولوژی در غرب آنقدر جلو افتاده که چاره ای جز مصرف وجود ندارد، ولی هوشمندی در مصرف، نقش اساسی در تولید هنر دارد.

به صورت کلی حضور عناصر تلفیق در موسیقی اگر در نسبتهای متوازی قرا رگیرند، بهتر می توانند به شکل گیری یکدست اثر کمک کنند.تلفیق از زوایای اینسترومنتال، ملودیک و ریتمیک وتلفیق کلام در موسیقی قابل بررسی است. سازهای زهی غرب با تعدد بسیار در گستره های صوتی، ظهور سازهای بادی برنجی مختلف، وپیدایش سازهای الکترونیک نشانگر روند رو به رشد ابزار و آلات تولید موسیقی در غرب است .اتفاقی که در صنعت سازهای سایر کشورها رخ نداده است.

  • تلفیق اینسترومنتال به این معنی است که سازهایی از فرهنگ و جغرافیای مختلف با هم ادغام شود.این ترکیب به صورت معمول بین ابزار موسیقی مدرن غرب با ابزار فقیر تر اتفاق می افتد که بعضن به تولیدات جالب و شنیدنی تبدیل می شود.
  • در تلفیق ملودیک، ملودی ها تا حیطه ی گستردگی سازها می توانند همسان شوند یعنی مثلن سی تار هندی ملودی گیتار الکتریک را عینن اجرا کند ویا بلعکس.به شکل دیگر فضاهای ملودیک یا ریتمیک مشترک یا نزدیک به هم در موسیقی دو فرهنگ می توانند با هم بیامیزند.این تلفیق در اجرای قطعات سمفونیک،پاپ و یا سبکهای دیگر با سازبندی ارکسترهای ایرانی اتفاق افتاده است.
  • تلفیق در کلام به این گونه که شعری به زبان دیگر یا مربوط به تاریخ گذشته را با موسیقی جغرافیا و تاریخ دیگر ترکیب کنند.مثلن شعر حافظ را به سبک اپرا بخوانند یا شعر لورکا را در ابوعطا بخوانند و یا شعر مولوی با سبک بلوز بیامیزد.تلاش برای این تلفیق نیز از دغدغه های جدی شماری از هنرورزان می باشد.

کار کردن روی اشعار کلاسیک ایران با موسیقی مدرن غربی جای درنگ دارد. چرا که ساحت آن اشعار با این نوع موسیقی از جنبه های بسیار فاصله دارد. موقعیت جغرافیایی، تاریخی خاستگاه مولف، عرفان موجود در ذات شعر و موسیقی و غیره همه نشانگر فواصل نجومی این دو مقوله اند. به عنوان مثال موسیقی جز با همراهی سازهای بادی برنجی و ریتم خاص و تنظیم های پیچیده با موسیقی انیسون و هموفونیک ایرانی چه ارتباطی برقرار می کند؟ موسیقی ایرانی مبتنی بر احساسات درون‌گرا و تکنوازی هاست، آن‌جا هم که به گروه‌نوازی می رسد همه‌ی سازها یک ملودی را می نوازند و هارمونی پولیفونیک در آن وجود نداشته است. این موسیقی وحدت‌گراست و از فرودی به فرازی می‌رود و باز می گردد ودر هم‌زیستی با شعر کلاسیک ایرانی حرکت کرده است. در موسیقی جز، معمولن جملات یا ترانه های هم تاریخ با موسیقی اجرا می شود. زادگاه و زیستگاه موسیقی جز با آداب و فرهنگ زندگی امریکایی در طول این سالیان پیوندی ناگسستنی دارد. این فواصل غریب بین موسیقی ایرانی وسبک‌های دیگر موسیقی غرب مثل راک، بلوز و پاپ هم مشهود است، آن موسیقی برای مصرف کننده با آن فرهنگ و زیست تولید شده است. ولی این‌ها همه به این معنی نیست که تلفیق مردود است.

music-01

اگر موسیقی یا شعری از جایگاه و زیستگاه اصلی خود خارج شود و معنای تازه ای بیابد یعنی زیست خود را در فرم یک اثر از سر بگیرد می تواند موفق باشد.

  • به عنوان مثال در تصنیف «آمد نوبهار» که تولید آن مربوط به سال ۱۳۲۷ است قصیده ای چند بیتی از «نواب صفا» با آهنگسازی «مهدی خالدی» از سوی «خانم دلکش» اجرا شده است.دارای تلفیقی یکدست است و در آن همنشینی فرم موسیقی اورتورکه به سبک های بلوز و جز نزدیک است با فضای مفهومی مطلع شعر به خوبی اتفاق افتاده است.
  • در آلبوم«باز آمدم» (از رعنا فرحان) شعر «سرمست شد نگارم» از مولوی به سبک بلوز اجرا شده که باز دارای هم نشینی است تلفیق شعر و موسیقی ،سرمستی در فضاسازی موسیقی و مفهوم شعرو فراز و فرود های گام با معنی شعر ترکیبی جدید بوجود آورده است.
  • آهنگ «زلف بر باد مده» از «محسن نامجو» بر شعر حافظ، بیانی جدید با به‌کارگیری سبک خاص در خوانش فواصل موسیقی پاپ و راک وترکیب آن با تحریر هایی از ردیف خوانی موسیقی ایرانی در ایجاد فضایی یکدست موسیقایی با معنی جدید کمک کرده است.هم نشینی این فرم موسیقی با مفهوم عاشقانه غزل شنیدنی است. سر بر کوه نهادن عاشق در شکوه های اعتراض آمیز عاشقانه در نارضایتی از معشوق جذبه دارد و ایجاد جانشست هنری کرده است به این معنی که تمام عناصر مورد استفاده به گونه ای ترکیب شده اند که چیز دیگری سوای آنچه بوده اند آفریده شده است وعناصر، زندگی جدیدی را از سر گرفته اند و این همان خاصیتی است که یک اثرتلفیقی موفق به آن نیاز دارد.
  • «علی فارکاتوره» خواننده ی مالیایی ونوازنده ی «انجارکا» (ساز کششی مالی) با تلفیق سازهای گیتار الکتریک وسازدهنی تک سیم آفریقای غربی از نظر سازبندی به تلفیقی بدیع و یکدست رسیده است . او ملودی ترانه های محلی مالی و آفریقای غربی را با موسیقی جز و بلوز امریکا همسو دیده و در بسیاری از ترانه هایش از تلفیق ملودیک و ریتمیک این سبکها استفاده کرده است.آهنگ Ai Du نمونه بارز و زیبای این تلفیق است.موفقیت کار های تلفیقی فارکاتوره سال‌ها او را کاندید جایزه های گرمی کرده است.کار فارکاتوره در جایزه‌ی بهترین آهنگساز بی‌بی‌سی کنار آهنگ «به تماشای آب‌های سپید» از «حسین علیزاده» وکار هنرمندانی چون «ربیع ابو خلیل»، «یان گار باک»، «راوی شانکار»، «ذکیر حسین»  و … قرار گرفته و مقام آورده است.

فاصله گرفتن از آموزه های تحصیلی موسیقی و برگذشتن از آنچه مولف در حافظه ی شناختی خود دارد می تواند به خاصیت و متمایز بودن تولید کمک کند.این به این معنی است که آهنگ‌ساز همانطور که سال‌ها در مسیر تحصیل قدم برداشته است، مثلن هارمونی و کنترپوان خوانده است، انواع ردیف موسیقی را شناخته است است، به ارکستراسیون مسلط است، در موسیقی نواحی تحقیق کرده است، ساز می‌زند و به تکنولوژی موسیقی واقف است، همه‌ی این دانسته ها به‌طور ناخوداگاه در حافظه‌ی او عمل می‌کنند و نیازی به این نیست که از آنها مستقیمن استفاده کند، و به گونه‌ای باید از دانسته‌های پژوهشی و تحصیلی خود برگذشته باشد. شاید بتوان گفت تولید خلاق و نوآوری، هنر چگونه استفاده نکردن از آموخته هایی‌ست که تولیدات ما را به کارهای انجام شده در گذشته نزدیک می‌کند.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

مهرداد هویدا با آلبومی جدید می‌آید

old-guiar

«مهرداد هویدا» از انتشار آلبوم جدیدش که منطبق بر تحقیقات و پژوهش‌هایش در مورد موسیقی نواحی مختلف میانه و غرب آسیا است، تا چند ماه آینده خبر داد.
«مهرداد هویدا» آهنگساز و خواننده گروه موسیقی آوای مهربانی از انتشار آلبوم جدیدش تا چند ماه آینده خبر داد و گفت: این آلبوم حاصل ۱۲ سال کار تحقیقاتی من است که شامل هشت قطعه می‌شود و آهنگسازی و تنظیم قطعات آن توسط خودم صورت گرفته است.

وی که پژوهشگر و محقق موسیقی ملل به خصوص موسیقی بومی آسیای میانه و غرب آسیا نیز هست، در توضیح این آلبوم اظهار داشت: آلبومی که در دست دارم کاملا منطبق بر تحقیقات و پژوهش‌هایم در مورد موسیقی نواحی مختلف میانه و غرب آسیا است. ارکستر در این آلبوم، صدادهی کاملا غیر ایرانی دارد، ولی تمام خط وُکال آن برگرفته از موسیقی آسیای میانه و غرب آسیا همچون کشورهای ایران، هند و … است؛ اما نکته جالب توجه این است که مخاطب متوجه این صدادهی غیر ایرانی نمی‌شود.

هویدا ادامه داد: در واقع یک روح نامرئی شرقی در خط ملودی‌ها وجود دارد اما ارکستر به ظاهر غربی صدا می‌دهد. آن چیزی که در آلبوم از نظر موسیقی تلفیقی، مدنظر من بوده، اجرا شده است. تمام ملودی‌های آلبوم، شخصیت مستقل خودشان را دارند و ارکستر و سازها در اختیار این روند است.

این خواننده و آهنگساز در مورد اشعار این آلبوم بیان داشت: اکثر اشعار این آلبوم را از میان اشعار بیدل دهلوی، مولوی و حافظ انتخاب کرده‌ام.

وی در ادامه در خصوص فعالیت‌هایش در گروه‌های مختلف موسیقی به گفت: به جز گروه آوای مهربانی در گروه موسیقی «رومی» و «جم» که متعلق به خودم است، نیز فعالیت می‌کنم. در گروه آوای مهربانی کارهای تلفیقی و فیوژن را با سازهای ایرانی و غربی اجرا کردیم و من نیز به عنوان خواننده در این گروه همکاری دارم. همچنین «صبا ضامنی» و «سهیلا پورگرامی» که سرپرستی گروه موسیقی آوای مهرابی را دارد، نیز به عنوان هم‌خوان مرا همراهی کردند.

این خواننده در پایان به اجرای قطعات قبلی گروه «آوای مهربانی» اشاره کرد و افزود: قطعاتی که در کنسرت آوای مهربانی اجرا کردیم برخی از قطعات قبلی این گروه به اضافه چند قطعه جدید بود.

  • برنا

پورتراب: پژوهش سبب نوآوری در موسیقی می‌شود

kamal-pour-toraab

آهنگ ساز و استاد دانشكده موسيقي دانشگاه هنر گفت: نوآوری و خلاقیت لازمه هنراست و پژوهش در این زمینه کارگشاست.
مصطفي كمالِ پورتراب آهنگساز و استاد دانشكده موسيقي دانشگاه هنر درباره اهمیت مبحث پژوهش در موسیقی گفت: تحقیق موجب دست‌یابی به حقیقت می‌شود و به حقیقت رسیدن به این معنی است که با نیل به منشا هر چیز به اجزاء سازنده آن دست یابیم.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از پایگاه اطلاع‌رسانی موسیقی، پورتراب افزود: دراین باره که چه اجزایی و چگونه باید ترکیب شوند که یک اثر موسیقایی تولید شود، کتاب ها و متدهای زیادی در کشورهای مختلف تالیف و ترجمه شده است. ولی از آنجا که هیچ گاه موسیقی در ایران جدی، تلقی نشده و همچنین موسیقی دانان ما نیز بیشتر سنتی و به طریق تقلید از استاد به فراگیری این هنر می پرداختند، آثار تحقیقی و تالیفی انگشت شمار و محدودی تهیه و تالیف شده است.
پورتراب با بیان اینکه آموزش موسیقی تقلیدی در کنار مزایایی که دارد، با معایبی نیز همراه است خاطرنشان کرد: تقلید در موسیقی سنتی ما از آن جهت که تمام اجزاء و جزئیات موسیقی از استاد به شاگرد منتقل می شود خوب است ولی از آنجا که تقلید نعل به نعل فاقد نوآوری است مشکلاتی را در زمینه ارتقاء و اعتلای موسیقی ما ایجاد می کند. چون نوآوری و خلاقیت لازمه هر هنری است.
وی ادامه داد: البته هر کار نویی، نوآوری محسوب نمی شود بلکه زمانی نوآوری صورت می گیرد که به روشی دست یابیم و به واسطه آن راه رسیدن به حقیقت را نزدیک کنیم. به عنوان مثال آهنگسازی که به خلق موسیقی می پردازد، ابتدا تکنیک های قدیمی اساتید این هنر را آموخته و به دنبال آن سعی در رفع نواقص و خلاء های آن اصول می کند تا بدین طریق بتواند اثری بدیع و خلاق به وجود آورد. در واقع جامعه هنری ما با پر کردن نواقص متدهای گذشتگان، به تکامل می رسند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه هنر باید با یک زبان صحیح آبیاری شود افزود: موسیقی متشکل از صدا، ملودی، هارمونی و اجزاء دیگری است که باید به نوبه خود و تک به تک مورد توجه قرار گرفته و درست استفاده شوند. در کشورهای اروپایی این مسایل از قرون اولیه مسیحیت تکامل پیدا کرده و کتاب هایی نیز در این زمینه نوشته شده است و به تدریج رشد کرده و به تکامل رسیده اند ولی در ایران در زمینه موسیقی، افراد متخصص یا نداشتیم و یا خیلی محدود بوده اند.
نویسنده کتاب «تئوری موسیقی» خاطرنشان کرد: در کشور ما هنر موسیقی بیشتر به عنوان یک امر تفریحی تلقی شده و بودجه و امکانات کمی برای رشد این هنر اختصاص یافته و این در حالی است که موسیقی دارای یک منشا علمی است و باید تئوری موسیقی به درستی شناخته و شناسانده شود. چون در غیر این صورت، به مثابه یک بازیچه در آمده و هر کس به نوعی با آن بازی می کند.
پورتراب به ضعف کتاب های تالیفی موسیقی در ایران اشاره کرد و افزود: در زمینه موسیقی و اصول آن کتاب های زیادی نوشته شده ولی به ندرت می توان از بین آنها اثر در خور توجهی پیدا کرد. برای نمونه کتاب های متعددی درباره موسیقی ایران از جمله سنتور نوشته شده ولی اکثرا نقص های زیادی دارند. در باره هارمونی نیز آثار زیادی تالیف شده ولی همه شبیه هم هستند و مطلب جدیدی را بیان نمی کنند.
وی در پایان به اهمیت نقد آثار موسیقی اشاره کرد و گفت: متاسفانه در کشور ما منتقد آثار هنری از جمله موسیقی نداریم و تعداد معدودی که در این زمینه فعالیت می کنند از سطح سواد بالایی برخوردار نیستند و اگر هم نقدی صورت گیرد حمل بر عیب جویی می شود. و این درحالی است که اگر شرایط نقد حرفه ای آثار هنری و تالیفی فراهم شود زمینه رشد کیفی آثار هنری از جمله موسیقی مهیا می شود.

تاسیس پژوهش‌کده متمرکز عامل ارتقای موسیقی

music-01_0

يك آهنگ‌ساز گفت: متاسفانه اغلب پژوهش‌ها در کشور ما به‌صورت فردی انجام می‌شود در حالی‌که با تاسیس یک پژوهش‌کده موسیقی کمک موثرتری به ارتقای این هنر می‌توان کرد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی امیر بکان آهنگ‌ساز و مدیر اجرایی مرکز موسیقی حوزه هنری در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران درباره ضرورت و اهمیت مبحث پژوهش در موسیقی گفت: واژه پژوهش شامل تحقیق میدانی، کتابخانه‌ای، پرسش و پاسخ، آمار و … می‌شود که همگی تفکیک‌های خود را دارند. پژوهش و آموزش لازم و ملزوم هم هستند و بعضی معتقدند آموزش مقدمه پژوهش و پژوهش مقدمه خلق اثر درست و اصولی است.
وی افزود: متاسفانه در کشور ما یک پژوهش‌کده متمرکز در حوزه موسیقی وجود ندارد. البته مراکز مختلفی هستند که در این زمینه به‌صورت محدود فعالیت می‌کنند مانند پژوهش‌کده هنر که وابسته به فرهنگستان هنر است، آموزش‌کده موسیقی صدا و سیما، دانشگاه‌ها، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اما یک مکان مخصوص و متمرکز برای پژوهش در نظر گرفته نشده که به‌صورت جدی و مستمر با بودجه مشخص در این زمینه فعالیت کند.
بکان خاطرنشان کرد: ما به بحث پژوهش در همه زمینه‌ها از جمله موسیقی نگاهی غیرجدی و سرسری داريم. در گذشته پژوهش‌گران مسلط و متخصص زیادی داشتیم و در حال حاضر نیز به صورت محدود وجود دارند ولی بدون حمایت قدم مهمی نمی‌توانند بردارند.
این آهنگ‌ساز با بیان این‌که پژوهش پشتوانه می‌خواهد اظهار کرد: بدون پشتوانه علمی و سرمایه‌گذاری مطلوب، پژوهش در خور توجهی که از دل آن چندین اثر مثبت خلق شود، به وجود نمی‌آید. با کمال تاسف در حال حاضر این‌طور باب شده که هر کس یک مقاله بنویسد پژوهش‌گر ناميده مي‌شود. اين نام‌گذاري درست نيست زيرا به هر کس كه موسيقي كار مي‌كند نمی‌توان لفظ آهنگ‌ساز و رهبر ارکستر اتلاق کرد.
وی ادامه داد: یکی دیگر از مباحثی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد نقد موسیقی و آثار پژوهشی است که موجب افزایش سطح کیفی و استانداردسازی در این بخش‌ها می شود.
مدیر اجرایی مرکز موسیقی حوزه هنری به گنجینه آثار شنیداری اقوام مختلف کشور اشاره کرد و گفت: بسياري از آيین‌های اقوام مختلف ایرانی هنوز بازگویی نشده است. در حالی‌که بخش زیادی از فرهنگ ما، شنیداری است باید بیش از این برای جمع‌آوری و نگهداری این آثار سرمایه‌گذاری شود.
وی افزود: پژوهش کاری تیمی است ولی در حال حاضر کارهای تحقیقاتی با سرمایه‌گذاری یک‌سری انتشارات خاص و توسط چند نفر انجام شده و به‌صورت آثار مکتوب و شنیداری منتشر می‌شوند ولی اگر یک پژوهش‌کده متمرکز وجود داشته باشد مثمر ثمر خواهد بود و کارهای بزرگ‌تر و ماندگارتری می‌توان انجام داد.

محدودیت پژوهش سازمانی در موسیقی ایران

سيدابوالحسن مختاباد گفت: اکثر تحقيقات و پژوهش هايي که در زمينه موسيقي ايراني صورت مي‌گيرد به صورت شخصي انجام مي شود و تحقيقات سازماني و دولتي با بودجه و برنامه مشخص کمتر صورت گرفته است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از پايگاه اطلاع رساني موسيقي ايران، سيدابوالحسن مختاباد پژوهش‌گر موسيقي درباره وضعيت پژوهش در موسيقي کشور گفت: اساسا بحث پژوهش در زمينه موسيقي به دو طريق شخصي و دولتي انجام مي شود. در بحث پژوهش شخصي هر فرد علاقه مندي مقوله خاصي از موسيقي را مورد بررسي قرار داده است که خوشبختانه در اين زمينه موفق بوده ايم. جديد ترين کاري که در اين راستا انجام شده تلاش آقاي ساسان فاطمي بود که با همکاري گروهي براي نخستين بار بر روي آهنگسازي تحقيق کردند که منجر به توليد آلبوم «سرخانه» شد.
وي افزود: فريبرز رستمي نيز ۱۲ سال بر روي موسيقي کودک کار کرد و نتيجه کار را در تالار وحدت به اجرا گذاشت. پژوهش ديگري را نيز محمدرضا درويش و ساسان فاطمي انجام داده اند که همگي آنها تحقيقات فردي بودند که نتيجه فردي نيز داشتند.
مختاباد در ادامه از کمبود پژوهش هاي برآمده از يک سازمان دولتي خاص خبر داد و گفت: پژوهشي که يک سازمان با تخصيص بودجه و با يک ذهنيت از پيش تعيين شده انجام دهد در ايران به ندرت اتفاق افتاده است. معاونت هنري در يک دوره اي بودجه اي اختصاص داد که کتاب موسيقي بر اساس موسيقي ايراني تاليف و در مدارس راهنمايي و دبيرستان تدريس شود که با نام «تئوري موسيقي ايراني» منتشر شد.
وي افزود: فرهنگستان هنر نيز دستاوردهايي در زمينه موسيقي قديمي ايران داشت. همچنين کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان با پروژه محمدرضا دريش آثار عبدالقادر نراقي را مورد بررسي قرار داد. حتي کارهايي که در جشنواره موسيقي نواحي ارائه مي شود نيز گاها در اين مقوله مي گنجن ولي پژوهش هايي که از يک نظام واحد سرچشمه بگيرد بيشتر از جانب فرد بوده اند و نهاد خاصي پيشنهاد دهنده نبوده است.
اين پژوهشگر به فعاليت هاي پژوهشي در سال هاي قبل از انقلاب اسلامي اشاره کرد و گفت: قبل از انقلاب راديو و تلويزيون اقداماتي در اين زمينه انجام مي دادند براي مثال هوشنگ ابتهاج که در آن سال ها مديريت موسيقي راديو را به عهده داشت برنامه هايي را به جرا گذاشت. برنامه «گلها» محصول نشست هاي متعدد شوراي موسيقي راديو بود تا اينکه در دهه ۳۰ تا ۴۰ مرحوم پيرنيا مديريت برنامه «گلها» را به عهه داشت.
مختاباد اظهار کرد: بعد از انقلاب اسلامي پژوهش هاي دولتي سازمان يافته در زمينه موسيقي کمتر انفاق افتاده و شوراي عالي انقلاب فرهنگي تا کنون در زمينه موسيقي کاري انجام نداده است. در حالي که موسيقي يکي از تاثير گذارترين هنرها محسوب مي شود.
وي پيکان جنگ نرم را، موسيقي عنوان کرد و افزود: اول موسيقي در ذهن افراد رسوب مي کند و بعد پيام ها ارسال مي شود. به اعتقاد من به وسيله موسيقي مي توان جلوي انواع تهاجمات فرهنگي را در راستاي جنگ نرم بگيريم. و براي اين منظور بايد ابتدا مباني نظري آن را تعريف و تقويت کنيم تا به واسطه آن در بخش عملي نيز توليدات در خورد توجهي خلق کنيم و در اينجا اهميت پژوهش بيش از پيش نمايان مي شود.
به تازگي کتاب زندگي و آثار مرحوم روح‌الله خالقي از مجموعه مفاخر موسيقي نوشته سيدابوالحسن مختاباد از سوي انتشارات اميرکبير منتشر شده است.