رضا رویگری از «کازابلانکا» سومین آلبومش می‌گوید

melodymag

شاید کمتر کسی هست که بداند تاکنون دو آلبوم رسمی در بازار موسیقی کشور دارد و حالا سومین آلبومش نیز به نام «کازابلانکا» در بازار موسیقی کشور منتشر شده است. هنرمندی که بیش از سابقه موسیقیایی‌اش، او در در سینما و تلویزیون و نقش‌آفرینی‌هایش در ذهن داریم و اگر قرار باشد به نقش‌ها برجسته او در وادی تصویر اشاره‌ای داشته باشیم. بدون شک حضور در فیلم «بوتیک» را باید جزو نقش‌افرینی‌های درخشان او به شمار آورد. اما حالا و با گذشت سال‌های زیادی از انتشار آثار قبلی «رضا رویگری» تصمیم گرفته که نعمت خدادادی در عر

خبرنگار همشهری جوان چند روز قبل از انتشار آلبوم، با این هنرمند درباره ذائقه مخاطب این روزهای بازار موسیقی، ترانه به یادماندنی (ایران ایران) آلبوم جدید و انگیزه‌هایش برای حضور در بازار موسیقی کشور گپ زده است. گپی که ناخوادآگاه به برخی حاشیه‌های آلبومش هم رسید.

  • اولین لحظه‌ای که به فکر خواننده شدن افتادید دقیقاً چه فکری در ذهن‌تان بود؟

من اول از همه با تلاوت کلام خدا بود که متوجه شدم صدا دارم. چون شب‌ها در مسجد و روزها سرصف مدرسه قرآن می‌خواندم. از اینجا بود که در نوجوانی تصمیم گرفتم در آینده با صدایم کاری انجام بدهم. اما نمی‌دانستم چه کاری. چون خیلی کوچک بودم و نمی‌شد در آن مقطع تصمیمی پخته و جدی گرفت.

  • شما با ترانه «ایران ایران» نام و شهرت خوبی در موسیقی کشور داشتید. ولی چرا آنقدر دیر وارد گود شدید؟

به‌خاطر اینکه وارد عرصه بازیگری شدم. سینما و تلویزیون خیلی وقت است من را به سلطه خود گرفته و فرصت اینکه به صدایم بپردازم را نداشتم. ولی در دهه ۷۰ یک آلبوم (به نام «از عشق گفتن) را منتشر کردم که آهنگ‌هایش را خودم ساخته بودم. از ان زمان به بعد دیگر فعالیت‌های موسیقی‌ام به دلیل دغدغه‌های کاری‌ام دیگر متوقف شد و رفتم سراغ حرفه خودم. اما بازهم اوایل دهه ۸۰ بود که آلبوم «غوغا» را با آهنگسازی خودم وارد بازار موسیقی کشور کردم. دوباره بعد از انتشار این آلبوم برخی پروژه‌های کاری پیش آمدند که من را برای بار چندم از موسیقی جدا کردند و باعث شدند که نتوانم آن را به صورت جدی ادامه بدهم. برای همین است که مردم هنوز هم من را با قطعه «ایران ایران» که بیشتر از تلویزیون پخش می‌شود می‌شناسند.

  • با گذشت سال‌ها از انتشار قطعه «ایران ایران» هنوز هم خیلی‌ها آن را دوست دارند. خود شما هم ظاهراً تعصب خاصی روی آن دارید و همیشه با انرژی تمام در موردش صحبت می‌کنید.

این قطعه چون به صورت دلی ساخته و تولید شد، خیلی‌ها توانستند با آن ارتباط برقرار کنند شما هم اگر جای من بودید و این اتفاقات و ماجراهای در مورد اثرتان رخ می‌داد همیشه نسبت به آن تعصب داشتید.

  • مگر چه اتفاقی در مورد این قطعه افتاده؟

زمانی که این قطعه را ساختم، آن را روی کاست‌های استخوانی قدیمی و به تعداد ۱۰۰ نسخه تولید کردیم و در میدان توپخانه آن را به یکی از دوستان این کاره واگذار کردیم و از او خواستیم که آن را پخش کند و بفروشد. خوب یادم هست که بابت این کار هیچ پولی از ایشان نگرفتیم و حتی تا اینجا پیش رفتیم که اگر هم توانست چیزی از آن را بفروشد، کلیه درآمد حاصل از آن مال خودش! چند روز بعد بود که با آقای خشنودی سری به لاله‌زار زدیم که ببینیم چه خبر است. دیدیم که از بلندگوهای شیپوری لاله‌زار کار من در حال پخش است و ملت مثل صف نانوایی برای خرید آن کاست صف بسته بودند. خیلی صحنه عجیبی بود.

  • تفکرات موسیقی شما در مقایسه با آن دوره که این قطعه را ساختید چقدر عوض شده؟

سعی کرده‌ام بیشتر بیاموزم و یاد بگیرم. آن زمان و در آن دوره به هر حال جامعه کار و آثاری در آن فرم را می‌طلبید. این روزها بیشتر باید حواست به جوان‌ها باشد. به‌خاطر همین است که سعی کرده‌ام در آلبوم جدید وارد سبک پاپ شوم. پاپی که متفاوت‌تر از سابقه قبلی من ا ست و طبیعی هم هست که باید با زمان جلو رفت.

  • نام «کازابلانکا» را برای آلبوم‌تان انتخاب کرده‌اید. دلیلش چیست؟

دلیل خاصی ندارد. نام یکی از قطعات آلبوم‌ام همین نام است و ان را برای آلبوم انتخاب کردیم.

  • اما کلا قبول دارید کمی این نام برای بازار موسیقی داخلی نام عجیبی است؟

من نام‌های عجیب‌تر زیادی را در همین سال ها دیده‌ام. می‌خواهی نام ببرم؟

  • نه ولی کلاً ظاهراً همین اسم خاص جزو داستان‌های جالب آلبوم بوده.

شاید، ولی کلاً از ابتدا سعی کردم با محتوای اثر آن را در بازار ارائه و معرفی کنم.

  • علت تأخیرهای فراوان در انتشار این اثر واقعاً چه بود؟

شاید وسواس‌های شخصی من. حدود دو سال برای تولید این اثر وقت گذاشتم تا ۱۰ قطعه بسازم و بتوانم در قالب یک البوم آن را منتشر کنم. من حاضر بودم البوم دیر منتشر شود ولی از آن طرف هم دیر از چشم مخاطب بیفتد. خیلی حساس شده بودم و به خاطر همین فکر می‌کنم نتیجه خوبی هم بگیرم. بارها و بارها آهنگ‌های این آلبوم دستخوش تغییر شدند و با آمدن کارها و آثار خوب در بازار، سعی کردم از انها هم الهام بگیرم تا اثر قوی‌تر را روانه بازار کنم. نکات خوب این آثار را بررسی کردم و چیزهایی که باعث شده بود برخی آثار گل کند را وارد کارم کردم.

  • تصمیم‌تان برای حضور در این بازار این بار جدی است یا بازهم مثل دفعات قبلی سینما و تلویزیون نسبت به موسیقی بیشتر برای شما اهمیت دارند؟

نه. دیگر قرار است این بار تمام بی‌وفایی‌هایی را که به صدایم داشته‌ام، جبران کنم. دیگر می‌خواهم به موسیقی و این هنر بیشتر احترام بگذارم.

  • چه فکری به حال مخاطب این روزهای بازار موسیقی کشور دارید؟ مخاطب موسیقی و نسل جدید چطور قرار است با این آلبوم ارتباط برقرار کند؟

این آلبوم برای تمام مردم ایران در تمام سنین خوانده شده است. همه فکرم این بوده که نسل جوان بتوانند با آن ارتباط خوب و نزدیکی برقرار کنند. اجازه بدهید آلبوم منتشر شود. بعد از چند هفته می شود درباره آن صحبت کرد. سبکی که من کار کرده‌ام در واقع تفکرات من در عرصه موسیقی روز کشور است و در آن همه جوانب را درنظر گرفته‌ام. شاید صددرصد آن چیزی که می‌خواستم نباشد ولی همه توانم را در آن به کار گرفته‌ام که بتوانم پذیرش و نظر مثبت مخاطبانم را به دست بیاورم.

  • خودتان از بین آثار موجود در بازار کاری بوده که دوستش داشته باشید؟

جوان‌های این دوره خیلی پرانرژی و فعال شده‌اند و کارهای خوب زیادی را هم در بازار می‌بینیم. ولی من از کسی اسم نمی برم تا مبادا دلخوری ایجاد شود اما در کل آلبوم‌ها و اثار خیلی خوبی در بازار می‌بینیم که امیدوارم این روند به صورت صعودی همچنان ادامه داشته باشد.

  • گفته می‌شود حمید عسگری یکی از قطعاتی که برای شما ساخته بوده را به کس دیگری واگذار کرده و همین باعث دلخوری شما شده صحت دارد؟

عرض کردم. بهتر است در مورد ایشان صحبتی نکنم که مبادا اتفاق بدی بیفتد و دلخوری‌ای پیش بیاید.

  • برنامه اجرای زنده را هم در برنامه‌تان دارید؟

اصلی‌ترین هدف من از انتشار این آلبوم و حضور در بازار موسیقی، اجرای کنسرت در سراسر ایران است. خیلی دوست دارم که در مناطق محروم و دورافتاده به اجرای برنامه بپردازم. به‌زودی برنامه‌ریزی‌های من در این باره اعلام خواهد شد و دوست دارم رسانه‌های هم اطلاع‌رسانی کنند. در تهران هم برنامه‌ریزی‌هایی برای اجرای زنده دارم که به زودی اعلام می‌شوند. منتظر برخی واکنش‌ها و قضاوت‌ها در مورد آلبومم هستم و پس از آن، برنامه کنسرت‌هایم را هم اعلام خواهم کرد.

  • ظاهراً تجربه اجرای زنده را هم در خارج از کشور داشته‌اید؟

بله. من در آمریکا یک بار تجربه برگزاری کنسرت دارم ولی هنوز در ایران موفق به این مهم نشده‌ام. اجرای زنده، تجربه عجیبی است. همه چشم‌ها روی توست و تو باید خودت را کنترل کنی و علاوه بر اینکه حواست به خودت هست، باید تمرکز هم بگیری و اجرایت را به بهترین شکل ممکن ارائه دهی امیدوارم هرچه زودتر شرایط اجرای در داخل کشور هم فرام شود تا بتوانم توانایی‌هایم را به اثبات برسانم.

  • همشهری جوان

سهیلا پورگرامی: موسیقی پاپ به ابتذال کشیده شده است

melodymag

سرپرست گروه آوای مهربانی گفت: جوانان ما این روزها بیش از هر چیز گرایش به سمت موسیقی پاپ دارند ولی متاسفانه این نوع موسیقی بیش از هر چیز به ابتذال کشیده شده است. به نظرم گروهی که شاخص است و جایگاه خوبی دارد باید یک موسیقی ارائه دهد که مناسب و در شان مخاطب باشد.

سهیلا پورگرامی، خواننده و سرپرست گروه موسیقی آوای مهربانی در گفتگو با خبرنگار «نامه» درباره اجرای این گروه در تیرماه به همراه استاد دولتمندخلف گفت: پیش از این در اخبار تاریخ ۳ و ۴ خرداد اعلام شده بود اما به دلیل نزدیکی به زمان انتخابات ریاست جمهوری، این برنامه به تیرماه موکول شد.

این خواننده با اشاره به اینکه این اجرا در چهار بخش تدارک دیده شده، اظهار داشت: در بخش نخست به رسم میهمان‌نوازی آقای دولتمند به صحنه می‌رود و قطعاتی چون بوی جوی مولیان، آشنایی، خنده آسمان نگر را اجرا می‌کند. همچنین در ادامه گروه موسیقی آوای مهربانی به صحنه می‌آید و قطعات ای عاشقان، طالب دیدار و غیره را اجرا می‌کند.

سرپرست گروه موسیقی آوای مهربانی درباره دو بخش دیگر برنامه گفت: در بخش سوم گروه آوای مهربانی چند قطعه محلی آذری، لری، خراسانی و کردی را اجرا می‌کند. اجرای قطعات ای قوم به حج رفته، دریا دریا (شعر لایق شیرعلی)، وطنم و ای سرزمین من نیز در بخش پایانی گنجانده شده است که با همراهی آقای دولتمند و گروه آوای مهربانی اجرا خواهد شد.

وی درباره عدم استفاده از یک آهنگساز خاص در گروه و استفاده از آهنگسازهای مختلف در اجراهای گوناگون گفت: اگر من بخواهم با یک آهنگساز کار کنم به دلیل اینکه سلیقه‌اش در یک طیف است کار به تکرار خواهد افتاد اما ما در کار، ترانه‌ها و ابیات را تغییر می‌دهیم، هر کسی مهر خودش را دارد و ما هم به دلیل تنوع مجبوریم که مهرها را تغییر دهیم تا سلیقه مخاطب را بیشتر بشناسیم.

وی افزود: این تغییر آهنگساز به دلیل تنوعی است که باید در کار ایجاد کنیم تا بتوانیم مخاطبان خود را حفظ کنیم. مسلما وقتی آهنگساز تغییر می کند کار سخت می‌شود و نوازنده هم باید خودش را با آنچه که آهنگساز می‌خواهد تطبیق دهد اما از آنجایی که هر آهنگساز تنها در یک ژانر کار می‌کند، تصمیم ما بر این است که بتوانیم با تغییر آهنگساز تنوع را در کارمان ایجاد کنیم.

وی با اشاره به اینکه خود نیز یکی از خوانندگان تلفیقی‌خوان درایران است درباره مزایای این نوع از موسیقی عنوان کرد: ما نمی‌توانیم صد درصد سنتی خوان و یا صد در صد پاپ خوان باشیم. به این دلیل که جوانان ما گرایش به سمت موسیقی پاپ دارند ولی متاسفانه این روزها این نوع موسیقی بیش از هر چیز به ابتذال کشیده شده است. به نظرم گروهی که شاخص است و جایگاه خوبی دارد باید یک موسیقی ارائه دهد که مناسب و در شان مخاطب باشد.

وی افزود: جوانان امروزی با یکسری موسیقی که در آن سوی مرزها می‌بینند و می‌شنوند روبه رو هستند و با آنچه که در این سمت است بیگانه‌اند. کار من نیز از این جهت سخت‌تر می‌شود و باید با یک قالب کاری جدید مخاطب را جذب کنم.

پورگرامی ادامه داد: من در کنار تمام سازهای ایرانی چند نوازنده پاپ هم اضافه کرده‌ام چرا که به لحاظ ساختاری درکارم این نیاز را احساس می‌کنم. من با پدرام درخشانی موسیقی پاپ سنتی کار کردم و زمانی که قرار شد با هم کار کنیم با او این شرط را گذاشتم که پایه کار بر مبنای موسیقی سنتی باشد، اشعار هم به همین گونه باشد. وقتی من شعری از مولانا می‌خوانم باید ژانر اصلی کار و مبنایش سنتی باشد این در حالی است که ژانر اصلی کار خود آقای درخشانی پاپ است.

وی گفت: من باید بتوانم به عنوان کسی که دراین عرصه است جوانان را مخاطب کار خود کنم. بنابراین نمی‌توانم صرف پاپ و یا سنتی بخوانم. از سوی دیگر قرار نیست صرفا کنسرت بانوان بگذارم، می‌خواهم مخاطبم از هر طیفی باشد و این کار را انجام داده‌ام و فکر می‌کنم تنها خانمی باشم که سه مجوز پاپ- سنتی، تلفیقی، سنتی و مجوز بانوان را دارم و درصدد هستم تا مجوز موسیقی مقامی را بگیرم.

سرپرست گروه موسیقی آوای مهربانی در پایان درباره مکان اجرایش گفت: من هرگز دلم نمی‌خواهد که مکان اجرایم را تغییر دهم چرا که تالار وحدت برای ما که خانم هستیم و اجرا می‌کنیم بسیار مناسب است ضمن اینکه هویت مشخص، جاافتاده و باکلاسی دارد. اگر من بخواهم این نوع از موسیقی را در مکانی دیگر اجرا کنم قطعا فرمت کارم تغییر می‌کند.

فریدون شهبازیان: این موسیقی پاپ را دوست ندارم

melodymag

یک مدرس موسیقی گفت در همین موسیقی پاپ که زمانی با تلاش ما راه افتاد و برخی هم از آن زمان از من با عنوان پدر موسیقی پاپ یاد کردند و اصلا هم تمایلی به این عنوان ندارم، اتفاقاتی افتاد که اصلا مورد علاقه و کیفیت مد نظر من نبود و باعث شد من از این موسیقی هم کناره‌گیری کنم.

به گزارش مجله موسیقی ملودی فریدون شهبازیان، آهنگساز و مدرس موسیقی در گفتگو با مهر درباره اینکه چرا این روزها کمتر در عرصه موسیقی فعالی است، گفت: خیلی خوب است که این سوال را از من می پرسید و جویای کم‌کاری من در عرصه‌های مختلف آهنگسازی هستید و باید بگویم این کم‌کاری نشات گرفته از عوامل مختلفی است. البته من هیچ‌گاه کم‌کار نبودم و همواره حضور فعالی در عرصه موسیقی دارم که اگر به آنها اشاره ای نمی‌کنم دلیل بر کم‌کاری نیست.

شهبازیان ادامه داد: کار در موسیقی، کار عرضه و تقاضاست. یعنی شما باید تهیه‌کننده داشته باشید تا بتوانید در کنار او آثارتان را منتشر کنید که البته این امر به چند عامل بستگی دارد که مهم‌ترین آن مسائل مالی است. متاسفانه در این سال‌ها همین مسائل مالی است که به واسطه آن اعتبار آدم‌ها سنجیده می‌شود و به عنوان معیار مدنظر قرار می‌گیرد.

به گفته این آهنگساز، کسی که می‌خواهد برای فیلم خود موسیقی بسازد دنبال این است که چه هنرمندی پول کمتری می‌گیرد و این یکی از غلط‌ترین معیارهایی که در هر صورتی به کلیت موسیقی ضرر می زند حتی باعث این می‌شود خالق اثر فارغ از مسائل مادی ضررهای جبران‌ناپذیر معنوی را نیز محتمل شود.

آهنگساز فیلم “پاییزان” تصریح کرد: من از کسانی هستم که هرگاه در کشور خودم مشغول کار آهنگسازی بودم سعی کردم با گروه ارکستر کار کنم چراکه آنچنان تمایلی به کار با سازهای الکترونیک ندارم و علیرغم اینکه می‌دانم کار ارکسترال همواره هزینه‌های زیادی را به همراه دارد اما ترجیح می‌دهم اینگونه به فعالیت خودم ادامه بدهم که هر کسی هزینه پرداخت آن را نمی‌کند. بنابراین همین موضوع هم به خودی خود باعث کم کاری می شود که به آن اشاره کردم.

شهبازیان ادامه داد: من همیشه تلاش می‌کنم کاری را انجام دهم که دلخواهم باشد و آن را دوست داشته باشم وگرنه خیلی کارها به من پیشنهاد می‌شود که نمی‌پذیرم. در همین موسیقی پاپ که زمانی با تلاش ما راه افتاد و برخی هم از آن زمان به من عنوان پدر موسیقی پاپ یاد کردند و اصلا هم تمایلی به این عنوان ندارم، اتفاقاتی افتاد که اصلا مورد علاقه و کیفیت مد نظر من نبود و باعث شد من از این موسیقی هم کناره‌گیری کنم.

آهنگساز فیلم “میرزا کوچک خان” با بیان اینکه هدف از احیای موسیقی پاپ در ایران جذب کردن جوانان هنرمند به موسیقی و پرهیز از رفتن آنها به سمت موسیقی‌های بی‌هویت بود، خاطرنشان کرد: اوایل کاری که در موسیقی پاپ انجام گرفته شد اتفاقات بسیار خوبی افتاد و روند کار به شکل فزاینده‌ای رو به رشد بود اما بعد از مدتی شاهد این بودم که هر کسی اندک صدایی داشت توانست با یک سرمایه‌گذاری مختصر به عنوان ملودی‌ساز و خواننده پاپ پا به این عرصه بگذارد و این آغاز آفت‌هایی بود که موجبات کناره‌گیری من از موسیقی پاپ را فراهم کرد.

وی افزود: در این شرایطی که به وجود آمده بود دیگر نمی‌شد توقع داشت که من هم درگیر این آدم‌ها باشم و با این آدم‌ها کنار بیایم برای اینکه من هم دلم می‌خواست آنچه که فکر می‌کردم در موسیقی پاپ درست است، انجام دهم که متاسفانه این امر محقق نشد. به همین دلیل مجبور شدم خودم را از این آشفته بازار موسیقی پاپ کنار بکشم اما با تمام این احوال از آهنگسازی دست نکشیدم و همچنان به کار خود ادامه دادم اما نه به آن شکلی که شرایط موسیقی پاپ این سال‌ها طالب آن است.

آهنگساز فیلم “لیلا” در پایان تصریح کرد: متاسفانه فارغ از شرایط نابسامانی که در عرصه موسیقی وجود دارد موقعیت‌های اجتماعی نیز باعث برخی بی‌انگیزگی‌ها و کم فعالیتی‌ها برای هنرمندان می‌شود به همین منظور اگرچه شاید به نظر بیاید من در حوزه موسیقی کم‌کار شده‌ام اما به طور حتم به فعالیت‌های خودم ادامه خواهم داد و هر زمان هم که شرایط مناسبی برای انتشار آثارم وجود داشته باشد به طور حتم از آن فرصت استفاده خواهم کرد.

امیر تاجیک: استقبال از آلبوم «زندگی» رضایتبخش بود

melodymag

امیر تاجیک گفت: بازخورد آلبوم زندگی علیرغم پخش ضعیف آن بسیار خوب بود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این خواننده باسابقه موسیقی پاپ کشورمان در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران، گفت: آلبوم زندگی حاصل یک کار گروهی منسجم بود که علیرغم پخش ضعیف آن بازخورد بسیار خوبی داشت.

وی ادامه داد: شاید اگر آلبوم در زمان مناسب تری منتشر می شد نیاز به تبلیغات و پخش مجدد نداشت ولی متأسفانه این اتفاق افتاد و انتشار آلبوم تنها یک هفته به پایان سال کمی روی شنیده شدن آن تأثیرگذار بود.

تاجیک درباره سبک موسیقیایی آلبوم عنوان کرد: در این آلبوم تغییر سبک نداده ام و نباید کارهای مناسبتی و تک آهنگ ها را با آلبوم مقایسه کرد.

روزبه نعمت‌اللهی در مورد کنسرت و آلبومش می‌گوید

melodymag

روزبه نعمت‌اللهی گفت: بعد از انتشار آلبوم جدید و استقبال مخاطبان از آن، قرار است کنسرت‌هایم را از یک ماه دیگر آغاز کنم.

به گزارش مجله موسیقی ملودی «روزبه نعمت‌اللهی» خواننده موسیقی پاپ درمورد زمان برگزاری کنسرت‌های جدیدش به برنا گفت: در این مورد برنامه‌ریزی‌های زیادی انجام دادیم و باید بگویم اگر مشکلی پیش نیاید، از یک ماه دیگر کنسرت‌هایم را برگزار می‌کنم.

وی در رابطه با آلبوم خود نیز گفت: خوشبختانه آلبوم «داروگ »که در تیراژ بالایی هم منتشر شده بود، ظرف مدت کوتاهی از انتشارش با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد.

خواننده آلبوم «داروگ» گفت: این آلبوم در ابتدا «رؤیای روزهای بارانی» نام داشت، اما بعد از مدتی تصمیم گرفتیم نام آن را به «داروگ»، که برگرفته از اسم یکی از قطعات است، تغییر دهیم. انتشار این آلبوم نزدیک به سه سال به طول انجامید و در طول این مدت، سعی داشتیم که با وسواس خاصی قطعات را انتخاب کنیم.

نعمت‌اللهی درمورد عواید حاصل از فروش این آلبوم که قرار است به کودکان بی‌سرپرست اهدا شود، تصریح کرد: سال گذشته هم من کنسرتی را به تهیه‌کنندگی مهناز افشار برگزار کردم که عواید حاصل از آن به کودکان نیازمند اهدا شد. خوشبختانه استقبال از آن کنسرت باعث شد تا من به این فکر بیفتم تا اگر خداوند توفیق دهد، این کار را درمورد آلبوم جدیدم هم انجام دهم و بخشی از درآمد حاصل از فروش این آلبوم را به کودکان بی‌سرپرست اختصاص دهم. امیدوارم با این کار بتوانم قدمی هر چند کوچک در حل مشکلات این عزیزان بردارم.

خواننده آلبوم‌های «عمو زنجیرباف» و «هفته عاشقی» ادامه داد: اکثر قطعات توانستند مورد توجه مخاطبان قرار بگیرند. در این میان، برخی، قطعات عاشقانه را بیشتر دوست داشتند و عده‌ای دیگر نیز قطعاتی که مربوط به «مولانا» بود را پسندیدند. قطعه چهار آلبوم هم تا به امروز جز کارهای پرطرفدار محسوب می‌شود. به همین دلیل، نمی‌توانم به یک جمع‌بندی خاص در این مورد برسم.

بهنام صفوی در تهران و کیش روی صحنه می‌رود

melodymag

«بهنام صفوی» ۲۱ اردیبهشت‌ماه در برج میلاد تهران و ۱۹ اردیبهشت‌ماه در جزیره کیش روی صحنه خواهد رفت.
به گزارش مجله موسیقی ملودی بهنام صفوی، خواننده پاپ موسیقی کشورمان، در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی برنا، گفت: ۲۱ اردیبهشت‌ماه در برج میلاد تهران و ۱۹ اردیبهشت‌ماه در جزیره کیش کنسرت اجرا می‌کند.

وی در ادامه افزود: در این دو کنسرت، با آهنگ‌هایی از دو آلبوم «عشق من باش» و «آرامش» به استقبال علاقه‌مندان خواهم رفت.

صفوی همچنین درباره آلبوم جدیدش گفت: ملودی‌های آلبوم به پایان رسیده است و نیمه دوم سال راهی بازار موسیقی می‌شود.

این خواننده با بیان اینکه نام آلبوم هنوز مشخص نشده است، افزود: تعداد کارهای این آلبوم در حدود ده ترانه با شعرهایی از محمد کاظمی، مریم اسدی و امیر ارجینی است.

گفتنی است، آخرین باری که بهنام صفوی در تهران کنسرتی برگزار کرد به جشنواره موسیقی فجر سال گذشته بازمی‌گردد که برنامه تک سانس او با استقبال خوبی همراه شد.

برنامه کنسرت‌های اردیبهشت ماه ۹۲

melodymag

اردیبهشت ۹۲ ماه پر کاری برای خوانندگان و گروه‌های موسیقی محبوب ایرانی است که با اجراهای زنده به ملاقات هواداران خود بیایند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی  گروه موسيقي «هفت» (سون) به سرپرستي «آرش قنادي» و خوانندگي «اميرقنادي» و «كيارش پوزشي» به روی صحنه می‌رود.

این کنسرت درروزهاي ۱۵ و ۱۶ ارديبهشت ساعت ۱۸:۳۰ و ۲۲ هرشب دو اجرا درسالن ميلاد نمايشگاه بين المللي برگزار می‌شود. گروه سون در این برنامه ۲۲ قطعه  از جمله قطعاتي چون دوست داره، محتاج، خواهش وعشق من را اجرا خواهند کرد.

همچنین گروه «شوك» به سرپرستي وخوانندگي «فرزاد فرزين» درروزهاي ۱۳ الی ۱۷ ارديبهشت ساعت در سانس‌های ۱۸:۳۰ و۲۲ هرشب دو اجرا در سالن ميلاد نمايشگاه بين المللي تهران به روی صحنه می‌رود.
melodymag

فرزاد فرزین در این برنامه  ۱۹ قطعه  از آثار خود را اجرا خواهد کرد و قطعاتي چون شانس، سوپراستار، هموطن، دنياي صلح برای علاقمندان اجرا خواهد شد.

شهرام شكوهي نیز  در روز  ۱۸ ارديبهشت ساعت ۱۸ و۲۲ هرشب دو اجرا درسالن ميلاد نمايشگاه بين المللي به اجرای کنسرت خواهد پرداخت.

در این برنامه شهرام شکوهی با اجراي ۱۸ قطعه  از جمله قطعاتي چون شب و بارون، شب شد، نورچشات و دل ديونه با هواداران خود دیدار می‌کند.

ماني رهنما خواننده قدیمی پاپ بعد از انقلاب  در روز۱۹ ارديبهشت ساعت ۱۸ و ۲۱ يك شب دو اجرا در تالار ايوان شمس خواهد داشت. وی با اجراي ۱۴ قطعه از آثار قدیمی و جدید خود از جمله قطعاتي چون قاب عكس، نازلي، شهرزاد و مرسدس کنسرت خود را برگزار می‌کند.
melodymag

به گزارش مجله موسیقی ملودی گروه «ايليا» به سرپرستي و خوانندگي «فرمان فتحعليان» در روز۲۶ ارديبهشت ساعت ۲۰:۳۰ يك شب يك اجرا در سالن ميلاد نمايشگاه بين المللي با اجراي ۴ قطعه، قطعاتي چون مست و خراب، با مردم بيگانه، مقيم و راه عشق کنسرتی را برگزار خواهد کرد.

در پایان کنسرت موسیقی «سيروان خسروي» درروزهاي ۱۹ و ۲۸ ارديبهشت ساعت ۱۸ و ۲۱:۳۰ هرشب دو اجرا در سالن ميلاد نمايشگاه بين المللي تهران  با اجراي ۱۵ قطعه و قطعاتي چون دلم گرفته، رسم دنيا، منونگاه كن و بارون برگزار می‌شود.

بهرام بیات سال جدید را با «نقطه چین» آغاز کرد

bahram-bayat

بهرام بیات که تا به امروز قطعات «زندگی»، «دلسپرده»، «رویا»، «از پشت دیوار غروب» و «برای آخرین دفعه» با ترانه هایی از رضا هاشمی فرزاد، بابک صحرایی و نازیلا شجاعیان را از او شنیده ایم، سرانجام در اوایل سال جاری آلبوم «نقطه چین» که هشت سال تولید آن به طول انجامید را منتشر کرد که طی دو ماه، به تکثیر مجدد رسید.
به گزارش مجله موسیقی ملودی این آلبوم شامل ۹ قطعه به نام های «ماه و ستاره»، «معنی»، «غروب پاییز»، «دلسپرده»، «عاشق بی افاده»، «مرگ پنجره»، «خوب من»، «نقطه چین» و «مشق وفا» است. رضا هاشمی فرزاد، یغما گلرویی و افشین سیاهپوش به عنوان ترانه سرا در این اثر حضور داشته اند که سید بهنام ابطحی، مازیار عطاریان، کیان مقدم و معراج طبسی آثار آن ها را آهنگسازی و تنظیم کرده اند. سه ترانه از بین سروده های خواننده اثر انتخاب شده و ساخت همین تعداد ملودی نیز را خود او انجام داده است.
آلبوم «نقطه چین» در دو استودیو تهران و بیکران آبی صدا ضبط، میکس و مسترینگ شده است، همچنین این خواننده به زودی تک قطعه «ترانه» را منتشر خواهد کرد.

گفتنی ست بهرام بیات دو قطعه به نام های «دل های شادمان» و «ایران سرافزار» را برای صدا و سیما اجرا کرده که ساخت موسیقی این دو را محمد احمدی بر عهده داشته است. این آلبوم جزء معدود آثاری ست که در کنار پخش در مراکز فرهنگی، قابلیت دانلود و خرید از طریق اینترنت را نیز داراست.

بابک جهانبخش برای اجراهای خارج از کشور آماده می‌شود

melodymag

بابک جهانبخش که سال گذشته با ارائه آلبوم دلنشین «من و بارون» در تیر ماه و دو تک قطعه «بی تو میمیرم» و «تو چشمای منی» ارتباط خود را با طرفدارانش حفظ کرد، یکی از خواننده هایی بود که بیشترین تعداد اجرا را در سال گذشته داشت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این خواننده موسیقی پاپ به خبرنگار موسسه تک‌نواز گفت: «به جز اجراهایی که در تهران داشتیم که خوشبختانه مجموع آن ها جزء بالاترین سانس های کنسرت در سال ۹۱ بود، از ابتدای سال با انجام هماهنگی های لازم، تور کنسرت در شهرستان ها نیز برگزار شد و تا پایان سال حدودا در ۱۵ شهرستان موفق به اجرای برنامه شدیم که هر کدام به نوبه خود راضی کننده و پر مخاطب بودند».
جهانبخش ادامه داد: «برای سال آینده ارائه آلبومی تازه را در اولویت کار قرار داده ایم که البته به علت تمام نشدن آن، زمان انتشارش هنوز مشخص نیست.»

وی در خصوص برنامه‌های آتی خود افزود: «کنسرت های تهران و شهرستان ها را ادامه خواهیم داد به اضافه این که اجرا در چند کشور نیز به برنامه های امسال افزوده شده است و امیدوارم هر کدام به نوعی بتوانند رضایت مخاطبینم را به همراه داشته باشند.»

نقدی بر آلبوم جدید محسن چاوشی؛ من خود آن سیزدهم

mohsen-chavoshi

نقد آلبوم (من خود آن سیزدهم) محسن چاووشی به نگاشته علی اسفندیار و امیرضرابی را با هم در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم:

نگاهی به اسامی شاعران می‌اندازم. از وحشی بافقی تا مولانا! از واسوخت‌سُرای پُر آوازه دیار یزد تا شاعری که بیشتر عاشق است تا عارف!

وحشی: تکیه و تاکید‌های پایانی هر مصرع (غلط، عبث، بد، خطا) و آن از دست معشوق ِ خونین‌دل، دست‌کشیدن‌ها و پریدن‌ها و رمیدن‌ها از شاخص‌های اشعار وحشی بافقی است که چه دل‌نشین و به‌جا توسط واسوخت‌خوان‌ترین جوان موسیقی ایران خوانده شد! شاید روح وحشی بافقی‌ست که در جسم و جان چاووشی حلول کرده و شاید هم بالعکس، چاوشی در زیر لایه‌های این اشعار آنقدر فرو رفته که این‌چنین، کلامی که می‌خواند قابل باور و پذیرش است. حالا می‌خواهد هر چقدر هم قدیمی و خاک‌گرفته باشند این حرف‌ها.

مولانا: هیچ‌وقت نمی‌توانستم تصور کنم که تلفیق مولانا و چاووشی چنین شاه‌کار دل‌نشین و متفاوتی از آب درآید:”کو به کو”. کار هوشمندانه‌ی ترکیب دو تا از بهترین غزل‌های دیوان شمس و ملودی‌گذاری بر روی وزن‌های عروضی و کلاسیک بیش از پیش نشان داد که چاووشی ملودی‌ساز قهاری‌ست و باید نامش را هم ردیف افرادی چون سیاوش قمیشی، فرید زلاند و حسن شماعی‌زاده قرار داد. لرزش‌های این صدا در هنگام ادای کلمات “خاص و خلاص”  رعشه‌های لذت‌آوری به شنونده منتقل می‌کند و آن “از بر ما گریختی” مانند تلنگری بر تنگ ماهی، آدم را می‌لرزاند و سرهوش می‌آورد. مولانا برای اهل موسیقی پاپ و راک همیشه مایه دردسر بوده! اشعار مولانا دنیای غریب و لامکانی دارد و گزینش و تاویل و تفسیر اشعارش کار هرکسی نیست و این باعث شده بر حق این اشعار ستم‌های زیادی، چه در حوزه ی موسیقی پاپ و راک وچه در حوزه فلسفه وعرفان، برود. ولی چاووشی که قدر هنر و زیبایی را می داند به خود اجازه چنین مداخله‌ای را نمی‌دهد. خودش را به دست مولانا می‌سپارد و این را می‌توان از ملودی قراضه‌چین به خوبی حس کرد. چاووشی بدون هیچ تاویل و دست بردن به مفاهیم مولانا خودش را به دنیای اشعار او می‌سپارد و حتا با کمک گرفتن از تنبور و دف و نواهای موسیقی اصیل ایرانی فضا را برای شنونده آماده می‌سازد. وقتی می‌شنوم”شیرمردا”، می‌گویم اجتماعی ‌رین آهنگ چاووشی! آن هم به مدد آرایه‌ها و کنایات بی‌نظیر حضرت مولانا که سبب شد این شعر به سلامت از فیلترینگ ارشاد گذر کند و به گوش ما برسد.

شهریار: عاشقانه‌های پر سوز و گداز این آلبوم به عهده شهریار است. وقتی یک جوان مجرد می‌خواند “تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار/ گشتم آواره  و ترک سر و همسر کردم” و یا “تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم” خیلی متاثر کننده است. انتخاب این اشعار در گذشته و زمانی که چاووشی هنوز ازدواج نکرده بود نشان از هم‌ذات پنداری عمیق و نزدیکی است که خالق اثر با کلام شهریار پیدا کرده است. ملودی‌هایی که چاووشی بر روی این دو شعر گذاشته به راستی در خور و شایسته است ولی افسوس که تنظیم پر از کلارینت شهاب اکبری هیچ کمک شایانی به فضای شعر زیبای من خود آن سیزدهم نمی‌کند. شاید هدف و تفکرِ در پس این تنظیم، ناشی از تلاش نافرجام شهاب اکبری برای نزدیک کردن حال و هوای این تراک به سمت و سوی موسیقی نواحی آذربایجان  که زادگاه شهریار است، باشد که متاسفانه، آدم را به یاد موسیقی متن فیلم‌های ترکیه‌ای می اندازد و شنونده را به دست حسرت می‌سپارد و حریص می‌کند برای شنیدن تنظیم‌های پیشین این کار (شاید تنظیم محمدرضا آهاری در گوشه‌ای از آن استدیو دارد خاک می خورد…)

باباطاهر: نگار باباطاهر همدانی شاید نقطه جوش خیلی از آنهایی باشد که چاووشی گوش نمی‌دهند. آهنگی که ملودی شیرین در مایه‌های دشتی و تنظیمی در حال و هوای ملودی و موسیقی دهه‌های گذشته دارد. این شاخصه‌ها باعث گوش‌آشنا بودن این آهنگ می‌شود و خیلی‌ها که شاید اصلن از چاووشی خوششان نمی آید را جذب خود می‌کند که ممکن است این کشش دریچه‌ای برای ورود به دنیای موسیقی چاووشی باشد!

خیام: ترس از کاور بودن تنظیم را که کنار بگذاریم، بهترین شیوه برای بیان این چهار بیت همین تنظیم شهاب اکبری است! چهار بیت از خیام بزرگ. بزرگ به اندازه‌ی شکسپیر و گوته و حافظ! رباعیات خیام یکی از پر فروش ترین کتاب‌های دنیاست. چه انتخابی بهتر از این برای اتمام یک مجموعه‌ی موسیقیایی فاخر؟ دو رباعی هشداردهنده و انذارکننده! مخاطبش هم آدمی است! بشر، موجودی که هیچ‌گاه از گذشتگانش درس نمی‌گیرد و دائمن در تلاطم و اغتشاش و خون و خون‌ریزی‌ست. این صدا چه طنین حماسه‌واری دارد! طنینی که در هیچ کدام از آهنگ‌های گذشته از او نشنیده بودیم و باید به چاووشی تبریک گفت که به جای دست‌کاری بیش از اندازه، گلویش را جایگاه فریاد خیام کرد و خطاب به سران و سردم‌داران چنین نکوهشی را سرداد : “شاهان و سران و سروران زیر گلند”

بعد از این آلبوم ، کار برای ادامه دو چندان سخت خواهد شد! گوش‌هایی که از حنجره عزیزش چنین کلام و چنین اشعاری نوش می‌کنند برای‌شان سخت خواهد بود که ترانه‌ای هم‌چون “خلیج ایرانی” (که یک مشت کلمات بی‌معنی و درهم و برهم مثل “آزادی” و “آبادی” را با هم مخلوط کرده بود.) را به جان بخرند. این آلبوم می‌تواند به منزله نقطه صعود ِ دیگری باشد و وانگهی حتا می‌تواند آغاز یک زوال بی‌برگشت را هشدار دهد. انتخاب با خود اوست. یا یک “شیرمرد” بماند یا یک “مردم آزار” شود !

  • کاور، بایسته‌ها و شایسته‌ها:

عابد بسطامی بیشتر از این‌که در زمینه موسیقی مهارت داشته باشد، طراح خوبی است (فرزاد متین/طراح کاور آلبوم ژاکت محسن چاووشی/ مصاحبه باوبسایت چاووشی ها/ دی‌ماه ۱۳۹۰).
و اینک پس از پنج سال بازگشته تا همان نام‌واره (لوگوتایپ) لنگه‌کفش و متاسفم را به رخ این انبوهه خیره‌سر بکشاند! طراح و خواننده این‌بار دست‌به‌یکی کرده تا سِنس نیمه اول دهه هشتاد را به خریداران این حس تسری دهند. چشمک‌زدن‌های خواننده پیش از ریلیز آلبوم و اشاره‌هایی به کاور خاصش این‌بار بیشتر حواس‌ها را پرت خود می‌کند(!). بعد از سورمه‌ای – سفید بودن و فیروزه‌ای – قهوه‌ای شدن و گشتن به سمت زرد – مشکی، این‌بار لجنی(=یشمی)، عابد بسطامی می‌آید، تا نوید خاص‌بودن را بدهد!
پیش از بررسی (نمودار سینوسی، نقطه عطف):
رنگ‌بندی مناسب، تبلیغلات ناشیانه، قوت مقوایی کاور، کدهای پیشواز، فونت نامناسب “من خود آن سیزدهم”، لوگوتایپ جذاب، تایپوگرافی ساده و گیرا، تصویر نه چندان جالب رو، عدم مفهوم‌سازی روی جلد، عکس جذاب استند، پرتی ولت‌ها، تکرار “من خود آن سیزدهم”های پایین کاور…
با رعایت حدود انصاف و درنظرگرفتن حس مثبت به طراح کاور نیز، مابه ازای هر پوئن مثبت در فاکتورهای منفی از موانع گرفتن امتیاز کامل در طراحی خواهد بود. روتین شدن تبلیغات آلبومی (منهای مزیت‌های آن برای تهییه کننده) یک ضعف است! البته نه از جانب طراح.(طراح فقط عامل است). لیکن وجود کدهای پیشواز (که شاید) سود چندانی به دنبالش نیست، بیش از پیش بر نقاط ضعف یک طراحی پافشاری کند. که البته در این یک مورد، ترکیبی از زرد ایرانسلی(!) و یشمی زمینه (این رنگ در برخی کاورها تیره‌تر و دربعضی روشن‌تر مشاهده شد)، در نگاه نخست قدری از آن ذوق‌شکنی بکاهد. فونت کوفی “سیزده” کشیده شده در استند ۲ و ۳ آن هم با تاری حدودن ۶۵ درصد و درحاله‌ای از ابهام بودنش به نوعی تداعی‌گر نحوست این “۱۲+۱” است(!)
هرچند لیست نوازندگان (که معمولن در بک کاور درج می‌شود) و آن تیبل پررنگ کدها سبب پرکردن فضاهای پرت استندها شده، اما می‌توانست جای خود را به ابیات دهد. عکس افکتیو و اسپلش شده و چه بسا خاص (خاص نه هم‌سنگ سلطان!) در استند چهارم می‌توانست جای‌گزین عکس بی‌حال روی کاور باشد! تا بیننده به هنر هرچه بیشتر طراح واقف شود. این است که نمودار سینوسی خوبی‌ها و بدی‌ها این‌بار با هم‌سویی نکات مثبت و منفی در نقطه عطف قرار می‌گیرد و همین حد تعادل، بستر را برای پیشرفت‌های آتی فراهم می‌کند (انشاا…).

  • علی اسفندیار – امیرضرابی/مجله موسیقی ملودی