جدیدترین اخبار از بروس اسپرینگستین خواننده پیشکسوت آمریکا

bruce-springsteen

«بروس اسپرینگستین» و گروه «ای استریت» پانزدهم مارچ، کنسرتی را در گردهمایی سالانه حرفه‌ای‌های موسیقی، فیلم و تکنولوژی در کنفرانس و فستیوال جنوب از جنوب‌غربی برگزار می‌کنند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی بروس اسپرینگستین یکی از پیشکسوتان موسیقی پاپ و راک آمریکاست که نه تنها در زادگاهش نیوجرسی که در سراسر ایالات متحده، طرفداران پروپاقرصی را در بین حداقل سه‌نسل از آمریکایی‌ها دارد. بروس در دهه ۱۹۷۰ به شهرت رسید و از آن زمان گروه نوازندگان خود با نام «ای‌استریت» را در کنار خودش حفظ کرده است.
این گروه سال گذشته ساکسوفونیست مشهورشان «کلارنس کلمونس» را از دست دادند.
اسپرینگستین با آهنگ‌های مانند «متولد آمریکا» و «زاده شدم تا فرار کنم» شهرت جهانی دارد. کنسرت‌های این خواننده و آهنگ‌ساز پیشکسوت، همیشه بسیار پرشور و حال و پرطرفدار هستند.
آلبوم جدید بروس اسپرینگستین با نام Wrecking Ball در تاریخ ۶ مارچ ۲۰۱۲ به بازار می‌آید و با همراهی «ای‌استریت»، بروس اسپرینگستین تور ۲۰۱۲ خود را از ۱۸ مارچ آغاز می‌کند. این تور دور دنیا از شهر آتلانتای آمریکا آغاز خواهد شد.

از آغاز فعالیت بروس اسپرینگستین در عرصه موسیقی نزدیک به چهار دهه گذشته است و در تمام این سال‌ها وی جزو هنرمندان محبوب موسیقی که همیشه حرفی برای گفتن داشته‌اند به شمار می‌رود.

مکاتب موسیقی در نیمه اول قرن بیستم

melodymag

موسیقی در نیمه اول قرن بیستم دارای تنوع زیادی در مکاتب مختلف نبود و هیچ نظام یکتایی در قرن بیستم بر موسیقی حاکم نبود. شاید دلیل آن این باشد که تغییر جدی در مبنای هنر پیدا شد که به تبع آن مبنای فرهنگی و جمعی به مبنای شخصی و فردی تبدیل شد؛ بنابراین تنوع آثار موسیقی در قرن بیستم بیشتر بر اساس ذوق فردی است تا سبک های گروهی.

  • توجه به موسیقی محلی در غرب

در این قرن عده‌ای از آهنگسازان به بررسی دقیق‌تری از موسیقی محلی و فولکلور پرداختند. موسیقی محلی در تمام فرهنگ ها و اقلیم‌ها به طور سینه به سینه به افراد منتقل می‌شده است و در این قرن فرصتی پیش می‌آید تا آهنگسازان علاقه‌مند از نظر علمی به موسیقی محلی نگاه کنند و تکنیک‌ها و زیبایی‌های بدیع آن را کشف کنند و در قالب مدرن از آن ها استفاده کنند و در آثار خود از آن ها الهام بگیرند مانند؛ استراوینسکی، بارتوک و … .

قرن بیستم دورانی است که غرب به بحرانی در زمینه ایده‌های جدید در رشته های مختلف هنری دچار می‌شود، در نتیجه عده ای دیگر از آهنگسازان غربی به موسیقی شرق و غیر اروپایی روی می آورند به این ترتیب که ملودی اصلی را از شرق و کشورهای غیر اروپایی می‌گرفتند و در قالب‌های غربی گسترش می‌دادند. آهنگسازانی مانند؛ دبوسی و مسیان از اين سبك پيروي كردند.

  • موسیقی جز؛ موسیقی سیاهپوستان آمریکایی

گروه دیگری از آهنگسازان غربی هم از موسیقی جز آمریکایی که برخاسته از موسیقی سیاهپوستان آمریکاست، تاثیر پذیرفتند مانند دبوسی، جورج گرشوین، استراوینسکی و …

جز سبکی است که ریشه در بداهه‌پردازی دارد و ویژگی آن ریتم سنکپ دار و ضرباهنگ مداوم است و با سازها و رنگ آمیزی خاصی اجرا می‌شود. این سبک در آمریکا و بیشتر به وسیله سیاهپوستان تکامل یافت و در اوایل قرن بیستم به سبکی محبوب بدل شد.

قرن بیستم زمانی است که زنان بیشتر از قبل به فعالیت در زمینه موسیقی می‌پردازند مانند؛ امی بیچ، باربارا کالب و … .

  • مکاتب نیمه اول قرن بیستم
  • امپرسیونیسم؛ تأکید بر فضاسازی در هنر

در این مکتب بیشتر بر رنگ آمیزی، فضاسازی و سیلان تاکید می‌شد و موسیقی و نقاشی آن از آثار ادبی سمبولیسم تاثیر می‌گرفتند و آهنگسازان این مکتب عبارتند از؛ دبوسی، موریس راول و گابریل فوره.

  • نئوکلاسیسم

این مکتب واکنشی نسبت به رمانتیسم و امپرسیونیسم بوده و به موسیقی باخ رجوع کرده است و هنرمندان این مکتب؛ تی. اس. الیوت در شعر، پابلو پیکاسو در نقاشی و استراوینسکی و پل هیندمیت در موسیقی بودند.

  • اکسپرسیونیسم؛ ناشی از نارضایتی اجتماعی

تاکید بر حس شدید درونی این جنبش ریشه در نارضایتی اجتماعی دارد و مرکز آن آلمان و اتریش است و آهنگسازان آرنولد شوئنبرگ، آلبان برگ، آنتوان وبرن بودند.

  • فاطمه قائلی

گروه بی‌جیز: سه برادر و یک دنیا خاطره – بخش دوم

bee-gees_0

گروه بی‌جیز با حضور سه برادر انگلیسی که در استرالیا بزرگ شده بودند در سال ۱۹۶۳ نخستین آلبوم حرفه‌ای خود را ضبط کرده و در استرالیا عرضه کردند. این گروه سپس به دلیل مهاجرت خانواده‌شان به انگلیس آمدند و در این کشور معروف شدند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی بی‌جیز پیش از ترک استرالیا با مدیر برنامه‌های گروه بیتل‌ها ارتباط برقرار کردند و این شخص از کارهای آن‌ها خوشش آمد. او مدیر یک کمپانی ضبط موسیقی بود و تصمیم گرفت از این گروه جوان و ناشناخته حمایت کند. در این بین فردی به نام استینگ‌وود که به تازگی وارد کمپانی مذکور شده بود معتقد بود که برادران گیب، آینده‌ی بسیار درخشانی دارند و کارهای آن‌ها را با گروه بیتلز که آن زمان در اوج شهرت و محبوبیت قرار داشت مقایسه می‌کرد.
استینگ‌وود یکی از کارهای ضبط شده‌ی بی‌جیز را برای یک ایستگاه رادیویی فرستاد و دست‌اندرکاران رادیو که در زمان پخش متوجه شده بودند آهنگ مورد نظر، نام خواننده ندارد از روی سبک کار حدس زدند که این آهنگ باید یکی از کارهای جدید بیتلز باشد و آن‌را با همین عنوان از رادیو پخش کردند. طولی نکشید که آهنگ در اوج قرار گرفت و دست‌اندرکاران رادیو نیز متوجه‌ی اشتباه خود شدند. اما تا زمانی‌که اشتباه را تصحیح کنند مردم بسیاری زیادی آهنگ را شنیده بودند و به اصطلاح، کار از کار گذشته بود. این تبلیغات به‌طور ناخواسته، به نفع گروه گمنام بی‌جیز تمام شد و آهنگ در بین ۲۰ قطعه‌ی برتر انگلیس و آمریکا جای گرفت.

bee-gees

این در حالی بود که تهیه‌کننده‌ی گروه بیتلز بعدها اعلام کرد که هم‌خوانی و اجرای سه‌نفره‌ی بی‌جیز حتا از اجراهای بیتلز نیز برتر است. گروه بی‌جیز بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه از آهنگ‌هایش را فروخته است.

آهنگ دیسکویی «زنده ماندن» یکی از مشهورترین آثار بی‌جیز است که در دهه‌ی ۷۰ در فیلم «تب شنبه شب» با بازی «جان تراولتا»ی ۲۳ ساله استفاده شد.
این آهنگ در بین ۵۰۰ ترانه برتر تمام دوران‌ها به انتخاب مجله‌ی «رولینگ استون» رده‌ی ۱۸۹ را به خود اختصاص داده و در فهرست ۵۰۰ ترانه‌ی برتر راک‌ اند ‌رول نیز جا دارد. هم‌چنین این آهنگ در رده‌ی ۴۶ از فهرست ۱۰۰ تایی برترین ترانه‌ها به انتخاب مجله‌ی «بیلبورد» قرار دارد. گروه بی‌جیز در سال ۱۹۷۷ برای این ترانه برنده‌ی یک جایزه‌ی گرمی شد و در ساندترک بیش از ۲۰ فیلم از این آهنگ استفاده شده است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی «بری گیب» برادر بزرگ‌تر گروه بی‌جیز در اوج شهرت خود با ملکه‌ی زیبایی اسکاتلند ازدواج کرد. هم‌چنین جالب این‌جاست که این سه برادر خواننده‌ی مشهور، یک برادر دیگر هم داشتند که از ابتدا با آن‌ها همراه نشد و در گروه عضو نبود. موریس و رابین دوقلو بودند و در سال ۲۰۰۳ موریس درگذشت. گروه تا زمان مرگ موریس فعالیت رسمی داشت و در یکی از سری‌های برنامه‌ی «آمریکن ایدل» دو برادر باقی‌مانده به‌صورت افتخاری بی‌جیز دو نفره را روی صحنه بردند.
در پایان گفتنی است اعضای گروه در حین فعالیت در کنار بی‌جیز به‌صورت انفرادی و یا با همکاری هنرمندان دیگر، آثاری را از خود برجا نهاده‌اند. گروه بی‌جیز در سال ۱۹۹۷ وارد تالار مشاهیر راک اند رول شد.

  • ثمر سعیدی/ مجله‌ی موسیقی ملودی

گروه بی‌جیز: سه برادر و یک دنیا خاطره – بخش نخست

bee-gees

نام گروه «بی‌جیز» (Bee Gees) گرچه برای بسیاری از جوانان نسل امروز ناآشناست اما برای نسل گذشته، یادآور خاطرات دوران جوانی‌شان است.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی بی‌جیز گروهی متشکل از سه برادر انگلیسی بود که در استرالیا بزرگ شده بودند. اسم گروه نیز مخفف «برادران گیب» (Brothers Gibb) نام خانوادگی این سه برادر است.
«بری»، «موریس» و «رابین» از کودکی علاقه به خوانندگی داشتند و در سن نوجوانی خوانندگی را با اجرا در مراسم و جشن‌های مختلف، آموختند و تمرین کردند.

یک تهیه‌کننده‌ی موسیقی در کشور استرالیا از استعداد این سه برادر آگاه شد و برای ضبط آهنگ و عرضه‌ی آن به ایستگاه‌های رادیویی، برادران گیب را کمک کرد. «بری» برادر بزرگ‌تر، در این گروه هم خواننده بود و هم گیتار ریتم می‌نواخت.

«موریس» نیز علاوه بر خوانندگی، چند ساز را می‌نواخت و تنها، «رابین» برادر دوقلوی موریس، سازی را نمی‌زد و به خواندن مشغول بود.
پس از عرضه‌ی یکی دو آهنگ، خانواده‌ی گیب تصمیم به بازگشت به موطن خود یعنی انگلستان گرفتند. این سفر، شانس زیادی برای موفقیت و مطرح شدن به پسران خانواده داد.

طولی نکشید که برادران گیب بسیار موفق و مطرح شدند و در دهه‌ی ۷۰ میلادی یکی از آهنگ‌های این گروه با نام «زنده ماندن» در اکثر کشورهای جهان به‌عنوان سلطان بلامنازع دیسکوها شناخته شد.
داستان مطرح شدن بی‌جیز در انگلستان و اشتباه گرفته شدن آن‌ها به‌جای گروه معروف و پرآوازه‌ی «بیتلز» ماجرای جالبی دارد.

در حقیقت بی‌جیز گروهی‌ست که در اثر یک اشتباه، به شهرت رسید. آهنگ آن‌ها با نام آهنگ جدید بیتل‌ها از ایستگاه‌های رادیویی پخش شد و پیش از اصلاح این اشتباه، طرفداران پرشمار بیتل‌ها آهنگ را شنیدند و از کار این سه برادر جوان خوششان آمد.

آن‌ها پس از این اتفاق در فهرست ۲۰ آهنگ برتر انگلیس و آمریکا قرار گرفتند و محبوبیت آنی‌شان به‌گونه‌ای رقم خورد که بی‌جیز از یک گروه محلی تبدیل به سلطان دیسکوهای جهان شد.

  • ثمر سعیدی / مجله‌ی موسیقی ملودی

لد زپلین: پدر راک، پدر خوانده هوی متال – بخش دوم

led-zeppelin-reunion

«رابرت پلنت» که بسیاری او را برترین خواننده تاریخ راک می‌دانند در سال ۱۹۴۸ در وست‌برمویچ انگلستان متولد شد. پلنت تمامی ویژگی‌های لازم یک خواننده بزرگ موسیقی راک را دارد؛ صدایی پرقدرت که به خوبی می‌تواند محدوده‌ی آن را کنترل کند و بار احساسی شعرها را با استفاده از آن به تماشاگر انتقال بدهد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی علاقه‌ی رابرت پلنت به خوانندگی از کودکی در او نمایان بود. او درباره‌ی آن دوران می‌گوید: «زمانی‌که کودک بودم، به هنگام کریسمس در پشت پرده‌ی خانه مخفی می‌شدم و سعی می‌کردم ادای «الویس پریسلی» را در بیاورم. آن پرده و پنجره فرانسوی تصاویری است که من از ده سالگی خود به یاد دارم. و من همیشه می‌خواستم دقیقن همان نقش را بازی کنم.»
هنرمندان بسیاری از خوانندگی رابرت پلنت الهام می‌گرفتند از جمله خوانندگانی نظیر «سامی هاگار» از «ون هالن»، «جف باکلی»، «فردی مرکوری» از «کویین»، «ان ویلسون» از «هارت» و «گدی لی» از گروه «راش» را می‌توان اشاره کرد که به‌طور کامل تحت‌تاثیر وی بوده‌اند. «هیت پارادر» مجله‌ی معتبر موسیقی متال، رابرت پلنت را در صدر ۱۰۰ برترین خواننده متال تاریخ قرار داده است.
و اما «جیمی پیج» به معنای تاریخ زنده‌ی موسیقی راک و هوی متال است. صدای گیتار پیج به گونه‌ای است که گویی چند گیتار در حال نواختن هستند، سنگینی دست راستش کلیدی است برای شناسایی فوری موسیقی لد زپلین.
ریف‌های یکپارچه‌ی او موجب به وجود آمدن طرح اولیه سبکی شد که بعدها به هارد راک و سپس به هوی متال تبدیل شد. او نخستین بار در سیزده سالگی گیتار به دست گرفت، گیتار را در جریان اسباب‌کشی به خانه جدیدشان در گوشه‌ای از خانه‌ی جدید یافت، خود جیمی پیج گفته که هیچ وقت نفهمیده است که چه کسی گیتار را جا گذاشته بود.
این بزرگ‌ترین گیتاریست تاریخ بندهای راک، چنان نابغه بود که به جز چند مورد محدود، هرگز آموزش گیتار ندید و کاملن خودآموخته بار آمد. اما نخستین بار با شنیدن آهنگی از الویس پریسلی بود که جیمی پیج مشتاقانه به فکر نوازندگی گیتار افتاد.
led-zeppelin

نخستین سکوی پرش جیمی پیج کار در گروه افسانه ای «یاردبردز» بود. «اریک کلپتون» عضو این گروه بود و برای همین جیمی پیج همیشه هم‌کاری‌هایی با این گروه داشت. برای همین پس از این‌که کلپتون گروه را ترک کرد نخستین گزینه برای جایگزینی او جیمی پیج بود، اما پیج به دلیل بیماری‌اش از عضویت در گروه سرباز زد و دوستش «جف بک» را معرفی کرد. البته این پایان کار نبود. در کنسرت گروه «یاردبردز» در آکسفورد، بیسیست گروه، «پل اسمیت» به‌طور ناگهانی گروه را ترک کرد و چون کس دیگری آنجا نبود و برای این‌که اجرا به هم نخورد، پیج به عنوان بیسیست روی صحنه رفت و در کنار جف بک، سازی را که هرگز ننواخته بود در دست گرفت و نواخت. و این‌گونه بود که او هم وارد یاردبردز شد.
همکاری پیج با یاردبردز طولانی نشد و او این گروه را ترک کرد و به فکر تاسیس گروهی جدید افتاد. خود وی در این مورد بعدها گفت: «از زمانی‌که در یاردبردز بودم کلی ایده در ذهنم بود، یاردبردز به من اجازه می‌داد تا در اجراهای زنده زیادی شرکت کنم و همین موقع بود که من دفترچه‌ای از ایده‌هایی که سرانجام در گروه بعدی‌ام استفاده کردم تشکیل دادم. علاوه بر این ایده‌ها من می‌خواستم به موسیقی، تاروپودی آکوستیک بدهم. درنهایت من می‌خواستم موسیقی مورد نظرم تلفیقی از بلوز، هارد راک و موزیک آکوستیک باشد که با یک خوانندگی سنگین (هوی) همراه باشد. (تلفیقی که پیش از آن هرگز انجام نشده بود.) کلی سایه روشن در موسیقی. گروه مورد نظر جیمی پیج، لدزپلین نام گرفت. در این سطور از مرد بزرگی حرف می‌زنیم. اصلن تاریخ نوازندگی راک، یعنی جیمی پیج، اریک کلپتون، جف بک و البته، جیمی هندریکس.
آهنگی «پلکانی به بهشت» اثر لد زپلین با هنرنمایی جیمی پیج، در سال ۲۰۰۵ از طرف مجله بسیار معتبر «گیتار ورلد» به‌عنوان بهترین سولوی گیتار تاریخ انتخاب شده است و این در حالی‌ست که کنسرت آلبوم «خانه‌های مقدس» (۱۹۷۳) در فلوریدا با نزدیک شصت هزار تماشاگر، رکورد گروه بیتلز در جذب تعداد تماشاچی شکسته است.
در نظرسنجی  یکی از معتبرترین کانال‌های رادیویی پخش موسیقی راک، یعنی «پلانت راک» در بریتانیا، آهنگ «پلکانی به بهشت» از لد زپلین به‌عنوان برترین آهنگ تاریخ موسیقی راک انتخاب شده است. این انتخاب از سوی طرف‌داران پروپاقرص موسیقی راک از سراسر دنیا صورت گرفت. آهنگ «پلکانی به بهشت» در ۱۹۷۱ ساخته شده و موفق شده ۷۰ درصد از مجموع آرای شنوندگان این رادیو را به‌دست آورد.
«پلانت راک» که یکی از مشهورترین ایستگاه‌های رادیویی موسیقی راک است آهنگ‌های راک دهه‌های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میلادی را برای علاقمندان موسیقی به‌صورت دیجیتال و بر روی اینترنت در طول شبانه روز پخش می‌کند .در میان ده آهنگ نخست، دو آهنگ دیگر از لد زپلین در مکان ششم و هشتم این نظرسنجی قرار دارند.

لد زپلین: پدر راک، پدر خوانده هوی متال – بخش نخست

led-zeppelin-01

گروه راک انگلیسی «لد زپلین» با معیار موفقیت تمام آثار به شکل آلبوم، نه تنها برترین گروه تاریخ راک بلکه برترین گروه تاریخ موسیقی به شمار می‌رود و این در حالی‌ست که آنها برای چند آلبوم اول خود حتا نامی هم انتخاب نمی کردند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی گروه «لد زپلین» در سال ۱۹۶۸ با حضور چهار نابغه یعنی خواننده: «رابرت پلنت»، گیتاریست: «جیمی پیج»، بیسیست: «جان پاول جونز» که اهمیت این ساز را در گروه‌های راک به شکلی بی سابقه بالا برد و «جان بونهام» درامری که کوبنده و پیچیده، طبل زدن را در راک شکل داد به وجود آمد.
تمامی آلبوم‌های لد زپلین به شکلی بی‌سابقه در تاریخ موسیقی در صدر جدول فروش قرار گرفته‌اند و این بند تنها گروهی در تاریخ موسیقی شد که تمامی آلبوم‌های آنها در صدر جدول پرفروش‌ها وارد بیلبورد تاپ تن شده و بیش از سیصد میلیون نسخه فروش داشته است. این گروه به‌تازگی در «وی‌اچ‌وان» در لیست ۱۰۰ گروه برتر تاریخ هارد راک در صدر جدول قرار گرفته است. لد زپلین از نظر تاریخی و فنی یکی از پدر خوانده های موسیقی هوی متال نیز محسوب می‌شود.

با وجود این‌که گروه لد زپلین یکی از پرآوازه‌ترین و موفق‌ترین بندهای موسیقی راک دنیا در سراسر طول دهه‌ی ۷۰ میلادی بود اما در سال ۱۹۸۰ با مرگ «جان بونهام» (درامر لد زپلین) این گروه دچار ضربه شدیدی شد و در حالی‌که افراد بزرگی چون «کازی پاول» قصد جانشینی او را داشتند لد زپلین اعلام کرد که دیگر به فعالیت خود ادامه نخواهد داد و به‌طور رسمی از هم پاشید.
آن‌ها میتوانستند آن‌قدر افتخار کسب کنند که رکورد بیتلز را در فروش بشکنند اما چنین نکردند. در حقیقت، آن‌ها ترجیح دادند بدون یکی از اعضای گروه، به خانه‌های‌شان بروند و از فعالیت دست بکشند. بعید است هیچ گروهی دیگر بتواند چنین موفقیتی را در موسیقی به دست بیاورد، موفقیتی که حتا بیتلز نیز نتواند به آن نزدیک شود.

led-zeppelin

موسیقی راکی که گروه لد زپلین ارایه می‌کرد به نوعی، یگانه بود. از طرفی آن‌ها که به‌خوبی با بلوز و جز آشنا بودند در جوی افسانه‌ای و فلسفی که بر موسیقی‌شان حاکم بود به فکر فرم‌هایی بسیار پیچیده و ذهنی بودند و از طرف دیگر لد زپلین از سر و صدای بسیار بلند دریغ نمی کرد. بسیاری از منتقدین و مخاطبان، آلبوم اول آنها را آغازی بر موسیقی هوی متال می‌دانند در حالی‌که آنها اصالت بلوزشان را چه با آواز پلنت و چه با نوازندگی‌شان حفظ می‌کردند.
جالب این‌که با وجود همه‌ی پیچیدگی‌های فرمی‌شان همیشه مورد اقبال مخاطبان هم بودند. این در حالی‌ست که برای کسی که با راک دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ آشنا نیست درک آثار آنها اندکی دشوار است. علت اینکه لد زپلین در ایران که مثل هر کشور جهان سومی خانه‌ی راک و متال است زیاد محبوب نیست درست مثل «دیوید بووی» موسیقی و اشعار پیچیده و دشوارفهم آنهاست که البته برای جوانان هیپی چهل سال پیش یک موهبت بزرگ بود.
لد زپلین یک ابر گروه همه کاره به لحاظ سبکی نیز بود گذشته از هارد راک و هوی متال، گروه در سبک فولک، بلوز، رگی، سول، فانک، پاپ و حتا آهنگ‌هایی به سبک هندی، عربی، لاتین و کانتری را هم با قدرت اجرا می‌کرد. تا مدت‌ها مردم بر این عقیده بودند که لد زپلین تنها بر دوش دو عضو اول این گروه یعنی جیمی پیج و رابرت پلنت می‌چرخد اما با مرگ جان بونهام درامر این گروه در سال ۱۹۸۰ ، گروه اعلام کرد که دیگر نمی‌تواند به کار ادامه دهد و در حالی‌که که گروه در اوج کار خود بود به این عقیده پایان داد. البته لد زپلین در سال ۲۰۰۷ با برگزاری چندین شب کنسرت در لندن دوباره بازگشت خود را اعلام کردند. نکته جالب این کنسرت یکی درام‌نوازی «جیسون» پسر «جان بونهام» بود و دیگری استقبال فوق العاده پرشور مردم از این کنسرت‌ها که پس از ۲۵ سال از نابودی لد زپلین بسیار غیر منتظره به شمار می‌رفت.
ترانه‌ها و اشعار آنها هم به نوبه‌ی خود، آوانگارد و پیشرو بود و حضور عناصر اساطیری و زبان پیچیده‌ی آنها به مانند موسیقی پیچیده و سرگیجه آور آنها گاه در فهم ترانه مشکل ایجاد می‌‌کرد.
البته لد زپلین این پیچیدگی و نوآوری صدایی را در راک پایه‌گذاری کرد و اشعار هوی متال را می‌توان فرزند خلف آن دانست.

به بهانه زادروز لس پال مخترع گیتار الکتریک

les paul

ثمر سعیدی/ مجله موسیقی ملودی: در چنین روزی ( ۹ ژوئن ۱۹۱۵) «لس پال» پدر گیتار الکتریک در ویسکانسین آمریکا زاده شد.

او یکی از سه نفری است که لقب پدر گیتار الکتریک را یدک می کشند و خدمات بسیار بزرگی را تا ابد به نوازندگان این ساز خوش آهنگ ارائه کرده است. لس پال یکی از شخصیت های مهم و تاثیرگذاری است که در نیم قرن اخیر در تاریخ موسیقی آمریکا ظهور کرده اند.
لس پال این موزیسین اسطوره ای که در زمره یکی از بزرگان تکنولوژی صدا و از جمله زبردست ترین نوازندگان گیتار جز و کانتری قرار می گیرد با نام اصلی «لستر ویلیام پالزفاس» زاده شد و نواختن گیتار اکوستیک را از دوران کودکی آغاز کرد. او از سیزده سالگی همزمان با اجرا در بارهای مخصوص موسیقی که «هانکی تانک» نامیده می شدند برای ضبط آثار خود قدم به استودیو گذاشت.

لس پال در بدو امر از صدای کم گیتارش ناراضی بود و این در حالی بود که او با سال ها تجربه نوازندگی گیتار، تکنیک هایی را برای تقویت صدای ساز خود فراگرفته بود.
بنابرابن پال تصمیم گرفت برای رفع این نقیصه، سازی را ابداع کند و تلاش هایش در سال ۱۹۴۱ نتیجه داد. در این زمان لس پال سازی را با بدنه صلیب مانند، و ۶ سیم فلزی ابداع کرد و نام آن را «لاگ» (The Log) گذاشت.
les paul

پیش از این که او به فکر ابداع دستگاهی برای پخش بهتر و بلندتر صدای گیتار بیفتد، دستگاه های برقی وجود داشتند که نوازندگان، گیتارهای توخالی را به آن ها متصل می کردند. انعکاس صدای این سازها در خودشان که به سبب توخالی بودن اتفاق می افتاد چندان گوش نواز نبود. از این رو لس پال گیتار الکتریک توپر را ابداع کرد و برای نخستین بار این ساز را در کافه ای نواخت تا به عموم معرفی اش کند.
در حدود ۱۰ سال زمان لازم بود تا کاستی های این دستگاه ابداعی، و گیتار توپر لس پال، اندک اندک برطرف شوند و بالاخره پس از همکاری های مستمر پال و شرکت گیتارسازی گیبسون، گیتار الکتریک ابداعی، تکمیل و به بازار عرضه شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی همزمان با ورود لس پال به جمع مخترعین در سال ۱۹۵۱ گیتار «لس پال» که بدنه ای طلایی رنگ داشت به بازار عرضه شد. این ساز طی زمانی اندک به یکی از محبوب ترین گیتارها مبدل شد و محبوبیت آن تا به امروز نیز باقی مانده است.

استفاده از گیتار الکتریک که از دهه ۴۰ میلادی آغاز شده بود در نیمه دهه ۵۰ به اوج خود رسید. با ظهور سبک های راک اند رول و فراگیر شدن استفاده از گیتار الکتریک در موسیقی بلوز، صدای این ساز به گوش شیفتگان موسیقی رسید و به قول لس پال: «کم کم آشکار شد که قدرت صدای ساز، یکی از فاکتورهای مهم در موسیقیِ خوب است.»
les paul

شرکت گیبسون چند مدل دیگر از گیتار لس پال را به بازار عرضه کرد و لس پال نیز در سال های پایانی دهه ۶۰ به طور رسمی خود را بازنشسته کرد. البته او پس از بازنشستگی به موسیقی کانتری علاقه پیدا کرد و با «چت اتکینز» نوازنده اسطوره ای کانتری، همکاری هایی را انجام داد.
وی همچنین بدون توقف به اختراعات خود در حوزه صداسازی و صدابرداری ادامه داد و ابداعات دیگری را نیز در این خصوص انجام داد.
در سال ۲۰۰۹ لس پال، پیر خستگی ناپذیر دنیای موسیقی که ۹۴ سال داشت کماکان در یکی از کلاب های شبانه نیویورک به نوازندگی مشغول بود.

در همان سال او به دلیل عوارض ناشی از کهولت سن، بیمار شد و مدتی بعد در بیمارستانی در نیویورک، بدرود حیات گفت.
لس پال در صنعت ضبط موسیقی نوآوری های زیادی داشت. او در طول دوران حرفه ای خود، استعدادی را که در زمینه خلق تکنیک های صوتی داشت برای نواختن گیتار نیز به کار می برد و از این رو، شیوه نواختنش منحصر به فرد و الهام بخش دیگر نوازندگان گیتار الکتریک بود.
لازم به یادآوری است که لس پال، ترانه نویس نیز بود و با همراهی همسرش «مری فورد» در اواسط قرن بیستم ترانه هایی پرفروش و به یادماندنی را به بازار موسیقی عرضه کرد.

وی همچنین جوایز و مقام های ارزشمند بسیاری را در دنیای موسیقی به خود اختصاص داده است.

الویس کاستلو از گروه بیتلز می‌گوید

beatles

«الویس کاستلو» در یادداشتی که برای مجله‌ی «رولینگ‌استون» نوشته از گروه «بیتلز» سخن به‌میان آورده است.

براي اولين‌بار وقتي كه ۹ ساله بودم اسم آن‌ها را شنيدم. آن هم در حالي كه يكي از دوستانم عليه آن‌ها و اسامي خاص‌شان تبليغات مي‌كرد. اين اتفاق در سال ۱۹۶۲ يا ۶۳ ميلادي رخ داد.

درست قبل از اين‌كه آن‌ها به آمريكا بيايند. عكسي كه ديده بودم كيفيت جالبي نداشت؛ شكل ظاهري و آرايش مو ي تقريبن نامرتب. من توجهي به اين‌جور چيزها نداشتم.

فقط پي برده بودم كه آن‌ها گروه موسيقي مورد علاقه‌ام هستند. مساله جالب اين بود كه خانواده و تمامي دوستان آن‌ها كه اهل ليورپول بودند نيز در مورد اين گروه كنجكاوي مي‌كردند و به آن‌‌ها افتخار مي‌كردند.

من دقيقا در سني بودم كه به طور كامل مجذوب و شيفته آن‌ها شوم و اخبار مربوط به اين گروه را به طور مرتب پيگيري كنم. تجربه پول جمع كردن براي خريداري آهنگ‌هايشان و گوش كردن به اخبار محلي در مورد موسيقي و نگهداري عكسي كه به دستم مي‌رسيد، بارها و بارها تكرار شد.

اين اولين باري بود كه چنين چيزي در چنين سطحي رخ مي‌داد و اين مساله فقط در مورد اعداد و ارقام صدق نمي‌كرد. شايد خيلي‌ها ركوردهاي شخصي‌شان را ساليان سال همچنان حفظ كنند، ولي آنها هيچ‌گاه به اندازه‌اي كه بيتل‌ها براي مردم اهميت داشتند، مهم نخواهند بود. هر ركوردي كه از سوي آن‌ها ثبت مي‌شد، شوك‌آور به نظر مي‌رسيد.

شايد در مقايسه با رولينگ استونز آن‌چه مي‌نواختند هيچ بود ولي آن‌ها نويسنده اشعار آهنگ‌هايشان هم بودند. جان لنون و پل مك كارتني جزو ترانه‌سراهاي استثنايي محسوب مي‌شدند و مهم‌ترين مساله درمورد آن‌ها هماهنگي فوق‌العاده و كم‌نظيرشان بود. رينگو استار با چنان احساسي درام مي‌نواخت كه هيچ‌كس واقعن نمي‌تواند از او تقليد كند.

the-beatles

بسياري از نوازندگان درام تلاش بسياري در اين زمينه كرده‌اند ولي در انجام آن ناكام مانده‌اند. بسياري از آن‌ها نظير جان و پل، خوانندگان برجسته و فوق‌العاده‌اي بودند. لنون و مك‌كارتني و هريسون در سطح بالايي اشعار آهنگ‌هاي گروه را مي‌سرودند كه نمونه‌هايي از آنها را در Ask me Why يا آهنگ Things We said Todey شنيده‌ايم. پس از گذشت مدتي، رشد آن‌ها واقعاً محسوس بود و نمونه‌اي از آن را مي‌شد در اشعار ساده عاشقانه براي بزرگسالان نظير ترانه Nowegion Wood كه درمورد بخش ناخوشايند عشق حرف مي‌زد، ملاحظه كرد.

آلبوم‌هاي مورد علاقه من Rubber Sow و Revolves بودند. وقتي كه شما Revolves را گوش مي‌داديد، مي‌دانستيد كه چيزي متفاوت است. روي جلد اين آلبوم آن‌ها در حالي كه عينك‌هاي آفتابي به چشم دارند و حتي به دوربين هم نگاه نمي‌كنند، ديده مي‌شوند و موسيقي آلبوم بسيار عجيب و همچنان در حال‌حاضر بسيار شاد و زنده است.

اگر من بخواهم آهنگ موردعلاقه‌ام را در بين آلبوم‌هاي آن‌ها انتخاب كنم،And Your Bird Can Sing، نه، Girl نه، For no one نه… و همين‌طور ادامه مي‌دهم. آلبومي كه پيش از جداشدن بيرون دادند تحت ‌عنوان Let it be، در عين حال هم زيبا بود و هم نامانوس.

من مي‌فهمم كه جاه‌طلبي و ضعف‌هاي روحي و جسمي بشر داخل هر گروهي نفوذ مي‌كند، ولي آن‌ها طوري با يكديگر هماهنگ بودند كه يك نمونه باورنكردني ارائه دادند. من يادم مي‌آيد كه براي تماشاي فيلم let it be در سال ۱۹۷۰، به ميدان لستر رفتم.

و در پايان با يك حس نوستالژيك ناراحت‌كننده آن محل را ترك كردم. واژه Beagttogue هنوز هم در فرهنگ لغات موسيقي وجود دارد. من مي‌توانم حضور آن‌ها را در آلبوم «پرينس» تحت ‌عنوان Around the world in a day حس كنم يا در ملودي‌هاي «هری نیلسن» يا اين‌كه «كرت كوبين» بيتل‌ها را گوش كنم و موسيقي آن‌ها را با پانك و متال در برخي از آهنگ‌هاي خود درآميزم.

من برخي از اشعار را با پل مك كارتني نوشتم و آن‌ها را در دو موقعيت ايجادشده در كنسرت‌ها اجرا كردم. در سال ۱۹۹۹ و مدتي پس از مرگ ليندا مك كارتني پل كنسرتي براي ليندا اجرا كرد كه از سوي Chrissie kyndo سازماندهي شده بود.

اجراي آن كنسرت بسيار سخت بود. به هنگام اجراي ترانه‌ها به حدي جمعيت حاضر تحت‌تاثير قرار گرفته بودند كه تمركز براي ما دشوار بود. شايد آن‌جا بود كه فهميدم چرا بيتل‌ها فعاليت خود را در قالب يك گروه متوقف كردند. چراكه ترانه‌هايشان ديگر متعلق به آن‌ها نبود، بلكه متعلق به همه مردم و دوست‌داران آن‌ها بود.

  • همشهری‌آنلاین/مجید رئوفی

ترانه جان لنون یک میلیون دلار فروخته شد

john-lennon-handwriting

دست‌نویس ترانه‌ی «روزی در زندگی» که جان لنون برای گروه بیتلز نوشته بود در حراجی سوتبی به قیمت یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار فروخته شد.
این دست‌نویس فراتر از انتظارات به فروش رسید. حراجی سوتبی تخمین زده بود این اثر بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار دلار فروخته شود.
اثر فروخته شده برگ کاغذی است که در دو طرف آن دست‌خط جان لنون و متن این ترانه دیده می‌شود. این ترانه آخرین آهنگ هشتمین آلبوم استودیویی گروه بیتلز با عنوان «گروه باشگاه قلب‌های تنها گروهبان پپر» را شکل داد که سال ۱۹۶۷ به بازار آمد.
متخصصان معقتد هستند این یک برگ کاغذ شیوه کار جان لنون و پل مک‌کارتنی، خواننده اصلی گروه بیتلز روی یک آهنگ را نشان می‌دهد.
ترانه «روزی در زندگی» نقطه عطف کارنامه گروه بریتانیایی بیتلز و گذر آنها از موسیقی پاپ به موسیقی جدی است.
خریداری آمریکایی که هویتش فاش نشد از طریق تلفن این دست‌نویس را خریداری کرد.

  • خبرآنلاین/خبرگزاری فرانسه

روزی که مرد سیاه‌پوش زاده شد

johnny-cash

امروز ۲۶ فوریه سال‌روز تولد ۷۸ سالگی «جانی کَش» (Johnny Cash) هنرمند بزرگ موسیقی کانتری است. کسی که به مرد سیاه‌پوش شهرت داشت و هفت‌سال از مرگ‌اش می‌گذرد.

این خواننده‌ی آمریکایی، به‌خاطر جنس صدا، نحوه‌ی خواندن و همین‌طور تسلط قابل توجهی که بر موسیقی فولک و کانتری داشت، تحسین و توجه علاقمندان بسیاری را در سراسر جهان به موسیقی‌اش جلب کرد. جانی کش آهنگ‌ساز و ترانه‌نویس هم بود و در مدت پنج دهه فعالیت حرفه‌ای در زمینه‌ی موسیقی فولک و کانتری، بیش از ۷۰ آلبوم موسیقی را تهیه کرده بود.

آهنگ‌هایی که او می‌نوشت و اجرا می‌کرد مفاهیمی چون عشق و زندگی را دربر می‌گرفتند و از حس وطن‌پرستی، محبت و توجه به خانواده و مفاهیم کنایی سرشار بودند. عده‌ای از منتقدین موسیقی، ترانه‌هایی که در دهه‌های پنجاه تا هفتاد میلادی توسط جانی کش نوشته شده است را آغازگر ادبیاتی نوین در ترانه‌سرایی موسیقی کانتری می‌دانند.

گفتنی است «جون کارتر» خواننده‌ی زنِ موسیقی کانتری، همسر و همکار جانی کش بود و این دو هنرمند در دهه‌ی هفتاد، فعالیت‌های بشردوستانه‌ی بسیاری را در زمینه‌ی کارهای خیریه و تلاش برای کسب برابری رنگین‌پوستان در آمریکا انجام داده‌اند.