انتخاب مجید انتظامی به‌عنوان چهره ماندگار موسیقی

majid-entezami

مجيد انتظامي چهره ماندگار موسيقي در هشتمين همايش انتخاب چهره‌هاي ماندگار شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از ایسنا، مجید انتظامي كه در مراسم شب گذشته ـ پنج شنبه ۲۷آبان ـ تنديس اين همايش را از پدرش عزت‌الله انتظامي دريافت كرد، متولد ۱۳۲۶ در تهران است كه فعاليت موسيقي‌اش را بعد از فارغ‌التحصيلي در كنسرواتوار برلين با اركستر فيلارمونيك آلمان آغاز كرد و از سال ۵۳ پس از بازگشت به ايران فعاليت‌اش را در اركستر‌سمفونيك ايران ادامه داد.

وي با ساخت موسيقي فيلم «سفر سنگ» وارد سينما شد و طي بيش از ۳۰ سال فعاليت در اين حوزه آثار ماندگاري را خلق كرد.

از ميان آنها مي‌توان به «عقاب‌ها»، «دست‌فروش»، «كاني‌مانگا»، «باي‌سيكل ران»، «ابليس»، «وصل نيكان»، «ناصرالدين‌شاه آكتور سينما»، «از كرخه تا راين»، «بازمانده»، «روز واقعه»‌، «بوي پيراهن يوسف»، «ديوانه از قفس پريد»، «آژانس شيشه‌اي»، «اعتراض»، «مريم مقدس»، «من ترانه ۱۵ سال دارم» و »دوئل» اشاره كرد.

مجيد انتظامي در چندين دوره جشنواره‌ فيلم فجر موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين موسيقي شده است.

اين آهنگساز در سال‌هاي اخير سمفوني‌هاي« ايثار»، «انقلاب» و «مقاومت» را ساخت و سوئيت سمفوني «اين فصل را با من بخوان» را در تالار وحدت اجرا كرد.

تامس نیومن:ساخت موسیقی فیلم کار ترسناکی‌ست

newman

تامس نیومن که به تازگی وارد ۵۵ سالگی شده خاطراتش از بیش از ۲۰ سال ساخت موسیقی فیلم را به یاد می‌آورد.

تامس نیومن در حومه لس‌آنجلس که مملو از استودیوهای موسیقی است رشد کرده، اما سازهای عجیب و غریب که بخشی از موسیقی او هستند ریشه در جاهای دیگر دارد.

او خودش به کلکسیونر اشیاء عجیب بودن واقف است و با شور و شوق بسیار درمورد پیدا کردن سازهایش در عتیقه فروشی‌های لندن صحبت می‌کند. این کندوکاو بخشی از جستجوی او برای «نواهای ناخوانده» است؛ نواهای ناخوانده‌ای که سبک متفاوت او را رقم زدند.

با این حال کیفیت غریب و تجربی سازهای این هنرمند با شخصیت او در تضاد است، اگر او را نشناسید مطمئنا با شلوار جین و کاپشن سبکی که می‌پوشد نمی‌توانید او را از عابران معمولی تشخیص دهید.

اما تامس نیومن را میلیون‌ها نفر می‌شناسند.این آهنگساز بیش از ۲۰ سال است موسیقی فیلم‌های خاطره‌انگیزی را ساخته است؛ «رستگاری از شاوشنک» در سال ۱۹۹۴، «زیبایی آمریکایی» ۱۹۹۹ و «وال-ای»‌ انیمیشن پرفروش سال ۲۰۰۸٫ علاوه بر این او تاکنون ۱۰ بار نامزد جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم شده هرچند به این جایزه دست نیافته است.

آلفرد نیومن، پدر فقید او ۹ بار برنده اسکار شده و در دوران درازمدت کاری اش موسیقی فیلم‌هایی چون «بلندی‌های بادگیر» در سال ۱۹۳۹ و «همه چیز درباره ایو» در سال ۱۹۵۱ را ساخته است. رهایی از سایه چنین پدری مطمئنا سخت بوده، اما توماس نیومن خودش اکنون به یکی از بزرگان این عرصه بدل شده است.

شاید باورش سخت باشد، اما نیومن در جوانی علاقه‌ای به موسیقی نداشته است و مثل خیلی از بچه‌های دیگر به زور و از روی ناچاری همراه پدرش به دفتر و استودیو کار او می‌رفت.

خودش می‌گوید: «یادم می‌آید به جلسه رهبری ارکستر پدرم می‌رفتم. اما وقتی بچه هستید تا ربع ساعت همه چیز جذاب است و بعدش یکی دو ساعت دائم می‌گویی کی می‌رویم خانه!»

آهنگساز «وال-ای» کودکی ساده‌ای را در کنار مارتا، مادرش و آلفرد نیومن به یاد می‌آورد؛ پدرش «آقای» خانواده‌ای بزرگ بوده که بسیاری از آنها خودشان در موسیقی مطرح بودند، دیوید برادر بزرگترش نیز آهنگسازی مطرح است.

او به همراه پسرعموی بااستعدادش ترجیح می‌دادند بسکتبال بازی کنند. پسرعموی او رندی نیومن است که در دهه ۱۹۷۰ با ترانه‌سرایی به شهرت رسید و سپس در آهنگسازی موسیقی فیلم نامی برای خود دست و پا کرد.

نیومن با تواضع از تحصیل موسیقی صحبت می‌کند: «کلاس پیانو و ویلن می‌رفتم، اما نوازنده خوبی نبودم.» اما رندی نظر دیگری دارد: «پدر توماس پیانیست قابلی بود و توماس هم بهترین نوازنده پیانو خانواده بود.»

همان زمانیکه رندی با ترانه‌سرایی به شهرت می‌رسید، توماس حتی نمی‌دانست در آینده چه می‌خواهد بکند. او می‌دانست می‌خواهد موسیقی را ادامه دهد اما نه در مسیر پدرش.

این آهنگساز برجسته می‌گوید: «هیچ وقت درمورد ادامه موسیقی شک نداشتم اما ساخت موسیقی فیلم ترسناک است. اصلا هوس آهنگسازی برای فیلم نداشتم. اصلا فکر نمی‌کردم توانایی‌اش را داشته باشم.»

پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه ییل در رشته موسیقی، او چندان از امتحان کردن آهنگسازی بدش نمی‌آمد. او با یادآوردن آن دوران می‌گوید: «یک فکرهایی داشتم. خیلی‌هایشان خوب بودند، اما واقعا نمی‌دانستم چطور این ایده‌ها را باید اجرا کنم.»

بنابریان چندین سال به تجربه گذشت، از ساخت موسیقی برای تئاتر تا ساخت آهنگ ترانه‌های راک‌اند‌رول و در نهایت در «بی‌قرار» ساخته جیمز فولی درمورد جوانان شورشی دهه ۱۹۸۰ او آهنگسازی فیلم را تجربه کرد. پس از این فیلم برای یک دهه او فقط موسیقی فیلم‌های کمدی سبک ساخت.

در کنار آهنگسازی، تکامل در عرصه کار گروهی و کنارآمدن با رد شدن آهنگ‌ها، همگی درس‌هایی بودند که در این دوره آموخت.

اما او به پشرفت فکر می‌کرد و واقعا هم پیشرفت کرد. کم‌کم راه خودش را به فیلم‌های سطح بالا باز کرد. در سال ۱۹۹۲ او آهنگسازی فیلم «بازیگر» ساخته رابرت آلتمن را برعهده گرفت. این فیلم هجویه دنیای هالیوود بود و بدین شکل توماس در مسیر پدرش افتاد.

خودش درمورد این فیلم می‌گوید: «فیلم «بازیگر» یک جورهایی اولین تجربه بالغانه من بود. شاید به این دلیل که رابرت آلتمن یک بار مرا تهدید به اخراج کرد. یک جاهایی اوضاع اصلا خوب نبود چون او بداهه‌پرداز بهتری بود تا «تمام‌کننده». «تمام کردن» بخشی از برنامه پس از تولید است که با خودت می‌گویی «خب بیایید جمعش کنیم و کار را تمام کنیم.» من اخراج نشدم، اما به این فکر افتادم که چطور باید بهترین کارم را انجام دهم که حتی اگر اخراج شدم هم بتوانم بگویم همه تلاشم را کردم؟»

او موفق شد پاسخی درخور پیدا کند؛ دو سال بعد با فیلم‌های «رهایی از شاوشنک» و «زنان کوچک» نامزد جایزه اسکار شد. در این موقع همه می‌دانستند که او جایگزین پدرش است، اما نیومن این را نمی‌خواست و در سال ۱۹۹۹ با موسیقی فیلم «زیبایی آمریکایی» نشان داد که سبک خودش را دارد.

پس از این فیلم او جا پای خودش را محکم کرد. و در عرض سه سال موسیقی متن ۱۲ فیلم را ساخت. از پروژه پرفروش و پرهزینه «مسیر سبز» گرفته تا فیلم مستقل جسورانه «در اتاق خواب» و ملودرام سیاه «جاده‌ای به پردیشن» و همچنین موسیقی متن انیمیشن موفق «درجستجوی نیمو».

سام مندس، کارگردان «زیبایی آمریکایی» می‌گوید: «یکی از مهارت‌های هنرمندی بزرگ این است که در سبک‌های مختلف فعالیت کند اما هویتش در این آثار قابل تشخیص باشد. توماس در این کار موفق شد. کار او برای «زیبایی آمریکایی» و «جاده‌ای به پردیشن» کاملا متفاوت بودند، اما مشخص بود هر دو اثر تام نیومن بزرگ هستند.»

نیومن درمورد پدرش که در سال ۱۹۷۰ درگذشت می‌گوید: «هیچ وقت درمورد موسیقی بحث نکردیم. بیشتر دوست داشتیم درمورد علایق دیگر همدیگر صحبت کنیم.»

در خاتمه آهنگساز «درجستجوی نمو» درمورد موسیقی فیلم می‌گوید: «موضوع عجیب درمورد موسیقی فیلم این است که بدانی اصلا داری چه کار می‌کنی؟. وقتی به این مسئله فکر کنی متوجه عجیب بودنش می‌شوی. اما چرا موسیقی متن وجود دارد و موسیقی چه کاری برای فیلم انجام می‌دهد؟ چقدر باید خودنما یا زیرمتنی باشد؟ داستانگویی آن کجاست؟ چگونه درام را پیش می‌برد؟ جایگاهش در داستانگویی کجاست؟»

  • خبرآنلاین/رویترز

انتخاب الکساندر دپلا به‌عنوان بهترین آهنگ‌ساز فیلم

alexandrew-desplat

الکساندر دپلا برای دومین سال متوالی بهترین آهنگساز موسیقی متن فیلم نام گرفت.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از خبرآنلاین، مراسم دهمین دوره جوایز سالانه موسیقی فیلم روز شنبه برگزار شد و الکساندر دپلا برای ساخت موسیقی فیلم‌های «آقای فاکس شگفت‌انگیز»، «حماسه گرگ و میش: ماه نو»، «جولی و جولیا» و «نویسنده پشت پرده» به این افتخار دست یافت.

«آقای فاکس شگفت‌انگیز» همچنین جایزه بهترین موسیقی متن را دریافت کرد. دپلا پارسال نیز همین افتخار را با موسیقی فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» به دست آورده بود.

جایزه بهترین ترانه نیز به «The Weary Kind» از فیلم «دل دیوانه» رسید. موسیقی این ترانه کار رایان بینگام و تی بون برنت بود.

ابل کورژنیوسکی برای کار روی موسیقی «یک مرد جدی» به عنوان کشف سال معرفی شد، او جایزه موسیقی انتخابی مردم را نیز به خود اختصاص داد.

جایزه یک عمر فعالیت در حاشیه صوتی و موسیقی متن فیلم به جان بری، برنده پنج جایزه اسکار برای فیلم‌های «آزاده» (دو جایزه)، «شیر در زمستان»، «از درون آفریقا» و «با گرگ‌ها می‌رقصد» رسید.

دهمین دوره جایزه سالانه موسیقی فیلم همزمان با جشنواره فیلم «Ghent» در بلژیک برگزار شد.

  • ورایتی

سامان احتشامی از هم‌نوازی دو ساز ناکوک می گوید

saman-ehteshami

سامان احتشامي نوازنده جوان پيانو كه سال‌هاي زيادي در كنار جواد معروفي ساز زده و از او تكنيك‌هاي نوازندگي پيانو را آموخته، در حال حاضر با فعاليت مستمر خود توانسته شاگردان زيادي را تربيت كند.

او كه انتقال‌دهنده آموزه‌هاي معروفي به نسل آينده است، با نوازندگي متفاوت خود توانسته با اين ساز انواع نغمات ايراني و موسيقي بومي را با همان تكنيك‌هاي موسيقي غربي بنوازد.

اين نوازنده پيانو در آخرين كنسرت خود در تالار وحدت براي ايجاد فضايي جديد در موسيقي خود، پيانوي تشريفاتي و گرانقيمت را با يك ساز بومي و ساده از منطقه ساحل خليج فارس (ني انبان) همراه كرد كه در نوع خود بي‌نظير بود.

  • ايده قرار گرفتن پيانو و ني‌انبان در كنار هم از كجا شكل گرفت؟

براي اولين بار در تاريخ موسيقي ايران ساز پيانو كه يك ساز كاملا كلاسيك و آكادميك، شيك و بين‌المللي به شمار مي‌آيد در كنار ني‌انبان كه يك ساز محلي و زيباي موسيقي جنوب ايران است، قرار گرفت كه در نوع خودش تجربه‌اي موفق بود. من در اين كنسرت قابليت پيانو را نشان دادم و هدفم اين بود كه به مردم بگويم بايد ابتدا تكنيك‌هاي جهاني يك ساز را فرا گرفت و سپس به سوي تجربه‌هاي نو حركت كرد.

  • آيا از زماني كه پيانو را به عنوان ساز اصلي انتخاب كرديد، هدفتان اين بوده يا اين‌كه در چند سال اخير براي خلق يك سبك جديد اين كار را انجام داديد؟

من اولين اثرم را در سن ۱۴ سالگي با نام «باغ به باغ» منتشر كردم كه مشوق آن هم استاد فرامرز پايور، سيامك بنايي و موسسه ماهور بود. از آنجايي كه پيانو زدن من با بقيه تفاوت داشت با تشويق‌هاي استاد پايور اين اثر را منتشر كردم. همچنين ايشان اجازه دادند ۲ تا از آثارشان را در آن آلبوم اجرا كنم و اين واقعا براي من جاي خوشحالي داشت و هم‌اكنون متوجه شدم كه استاد چه محبتي به من كردند و موجب شدند كه تشويق شوم و بتوانم در اين زمينه كار كنم.

به طور كلي من در كارهايم حرف دل خودم را مي‌زنم و سعي مي‌كنم آن چيزي كه احساس مي‌كنم و برداشتم از موسيقي است را اجرا كنم. اينها همه موجب مي‌شود آدم احساس دروني خودش را بيان كند.

  • در ادامه ارتقاي تكنيك‌هايتان روي پيانو، چرا به سراغ ني‌انبان و اجراي تلفيقي با اين ساز رفتيد؟

دوستي من و محسن شريفيان به ۱۰ الي ۱۵ سال گذشته برمي‌گردد. من و او كارهايمان را در استوديوي بابك شهركي ضبط مي‌كرديم كه همان‌جا باهم آشنا شديم.

وقتي هم كه كنسرت اين نوازنده را در تالار وحدت ديدم و از آن بسيار لذت بردم از او خواستم كه ني‌انبانش را به آموزشگاه من بياورد تا ببينيم مي‌شود با هم ساز بزنيم يا خير.

همان لحظه شروع همكاري من با او بود، چراكه با ساز زدن متوجه شديم كه يكسري نغمات را مي‌شود با پيانو و ني‌انبان اجرا كرد. ولي نكته جالب در اين است كه هيچ‌كدام از نت‌هاي ني‌انبان با پيانو يكي نيست كه من صداي آن را ناكوك شنيدني گذاشتم.

  • موسيقي ايراني چقدر قابليت اين را دارد كه بتوان آن را با موسيقي‌هاي ديگر تلفيق كرد؟

موسيقي ايراني موسيقي بومي يك منطقه است و به اين خاطر كمتر مي‌شود به صورت آكادميك آن را ياد گرفت. براي يادگيري نوازندگي‌ و حالات موسيقي ايران بايد حتما مدت زيادي را با استادي كه در زمان خودش حرف اول را مي‌زند كاركرد. البته يكي از موارد مهم در يادگيري موسيقي ايران اين است كه شخص بايد حتما در ايران زندگي كند و مراسم و مناسبت‌هايي چون عاشورا، تاسوعا، نوروز، صله رحم و… را بفهمد و در كل احساس يك ايراني را داشته باشد.

به نظر من در كنار همه اين موارد زبان حرف اول را مي‌زند، چراكه بيان موسيقي ما براساس زبان است.

موسيقي ايراني چون از دل آن افرادي كه در يك منطقه كار مي‌كنند و ساز مي‌زنند بيرون مي‌آيد، نوشته نمي‌شود، چراكه نمي‌توان احساس را نوشت، ولي ديگر موسيقي‌ها نوشته مي‌شوند و داراي يك نظام مشخص و منطقي هستند.

  • نظرتان درباره اجراي موسيقي ايراني با اركستر بزرگ چيست؟

در بسياري موارد ديده مي‌شود كه موسيقي ايراني با يك اركستر بزرگ اجرا مي‌شود، اما من معتقدم كه اجراي اين نوع موسيقي با يكي ۲ ساز خيلي بهتر است، چراكه وقتي با اركستر اجرا مي‌شود، ديگر ايراني نيست. البته مي‌شود كه موسيقي ايراني را با سازهاي جهاني هم اجرا كرد، اما ديگر حال و هواي ايراني ندارد. مثل اين‌كه من با ساز ابوا نغمات جنوبي را بزنم كه البته ديگر موسيقي نواحي ايران نيست و بلكه خارجي است.

  • شما در يك دوره‌اي با خواننده هم كار مي‌كرديد ولي چند سالي است كه بيشتر موسيقي‌هايتان بي‌كلام هستند؟

من هيچ وقت با هيچ خواننده‌اي كار نكرده‌ام و هميشه آنان بوده‌اند كه با من كار كرده‌اند. در واقع هيچ موزيسيني با خواننده كار نمي‌كند و خواننده‌ها هميشه پيشنهاد كار با آهنگساز را مي‌دهند كه اگر غير از اين باشد آن موسيقيدان به خاطر مسائل مالي مي‌خواسته آلبومش خوب بفروشد.

  • مثل اين كه نگاه چندان مثبتي به خواننده‌ها نداريد؟

اصلا اين طور نيست. من معتقدم كه خواننده هم مثل ديگران يك مجري است كه اثري ساخته شده از سوي آهنگساز را مي‌خواند.

  • اما فكر نمي‌كنيد مخاطب موسيقي بي‌كلام در ايران خيلي كم است؟

موسيقي ايراني چون از دل بيرون مي‌آيد، نوشته نمي‌شود، چراكه نمي‌توان احساس را نوشت ولي ديگر موسيقي‌ها نوشته مي‌شوند و داراي يك نظام مشخص و منطقي هستند

خواننده‌سالاري در تمام دنيا وجود دارد، چون كلام ماجرا را خواننده بيان مي‌كند. اما من به شخصه اين را نمي‌پذيرم كه خودم و تمام افراد گروه مسائل سخت برگزاري كنسرت را طي كنيم و در نهايت يك نفر ديگر مطرح ‌شود.

  • شما از شاگردان استاد معروفي هستيد كه سبك ايراني را روي پيانو پياده كرديد. براي منتقل كردن اين شيوه به نسل آينده تا كنون چه اقداماتي را انجام داده‌ايد؟

كسي كه مي‌خواهد اين شيوه را ياد بگيرد، علاوه بر شنيدن قطعات نواخته شده، بايد دست‌هاي نوازنده را هم ببيند. به اين منظور من رديف محمود كريمي و ميرزاعبدالله را به وسيله ۲ نفر از هنرجويانم ماني باستاني پاريزي و سينا سليم‌زاده با پيانوي ديجيتالي اجرا و تصويربرداري كرده‌ايم كه در آينده منتشر خواهد شد.

كساني كه فيلم ضبط شده اين پيانوها را تماشا مي‌كنند، مي‌‌توانند دست‌هاي نوازنده را هم روي صفحه ببينند.

علاوه بر اين يكي از كارهايي كه دلم مي‌خواهد در زندگي‌ام انجام دهم و سعي مي‌كنم تا زنده هستم انجام دهم اين است كه موسيقي ايران و تمام نغمات موسيقي ايران در طي ۱۰۰ سال اخير و نيز تمامي نغمات موسيقي آييني را كه به نوعي تاريخچه موسيقي ايران هستند، با پيانو اجرا، ضبط و در اختيار مردم ايران و جهان قرار دهم. البته چه خوب مي‌شد كه ارگان‌هايي براي حمايت از اين كار وجود مي‌داشت، چراكه همه ما با سرمايه خودمان كار مي‌كنيم.

  • شما موسيقي فيلم هم كار كرده‌ايد. چه تفاوتي بين موسيقي‌هايي كه براي آلبوم ضبط مي‌كنيد و موسيقي‌هايي كه براي فيلم مي‌سازيد از نظر نوع آهنگسازي وجود دارد؟

موسيقي كه براي آلبوم ساخته مي‌شود بايد شنيدني باشد در حالي كه موسيقي فيلم به روند فيلم كمك مي‌كند.

به نظر من موسيقي فيلم ۲ نوع است؛ يك نوع كه ممكن است به صورت ترانه‌‌اي روي فيلم باشد كه شنيدني است و نوع ديگر كه بدون فيلم ديگر كارايي ندارد. من به شخصه قصد دارم موسيقي فيلم‌هايي كه تاكنون ضبط كرده‌ام را منتشر ‌كنم ولي جالب اينجاست كه خودم خيلي قسمت‌هاي آن را اصلا نمي‌توانم گوش كنم.

  • پس چرا منتشر مي‌كنيد؟

مي‌خواهم بمانند. در عين حال معتقدم كه هر چيزي كه منتشر مي‌شود دليل برخوب بودنش نيست.

  • به هر حال چيزي كه منتشر مي‌شود، قابليت شنيدن دارد؟

قابليت شنيدن دارد، اما قابل شنيدن براي كسي كه بخواهد موسيقي گوش كند و از آن لذت ببرد، نيست. چراكه موسيقي فيلم با تصوير خودش را نشان مي‌دهد. البته در تمام دنيا موسيقي‌هاي فيلم را بدون تصوير هم منتشر مي‌كنند، اما در كشور ما باب نيست.

  • به طور كلي موسيقي فيلم‌هاي ما در چه وضعيتي قرار دارند. آيا منطبق بر استانداردهاي جهاني ساخته مي‌شوند؟

مگر فيلم‌هاي ما در قالب استانداردهاي جهاني ساخته مي‌شوند كه موسيقي‌اش بخواهد جهاني ساخته شود. متاسفانه هم‌اكنون هر كسي هزينه كمتري مي‌گيرد به آن سفارش ساخت موسيقي مي‌دهند. از طرف ديگر به خاطر اين‌كه هزينه‌ها خيلي بالاست، همه موسيقي فيلم‌ها كاميپوتري شده كه متاسفانه آن گرما و حس لازم را ندارند.

  • چند سال اخير به سراغ موسيقي كودك رفته‌ايد كه آخرين كارتان آلبوم «سبزه ريزه ميزه» است. چه انگيزه‌اي شما را به اين شاخه از موسيقي كشانده است؟

اولا كودك درونم هنوز زنده است. ثانيا اين كه معتقدم براي موسيقي كودك خيلي كم كار مي‌شود و سرمايه‌گذاري براي آن صورت نمي‌گيرد. بر اين اساس من تا آنجايي كه بتوانم براي كودكان اين مملكت كار مي‌كنم و موسيقي ضبط مي‌كنم.

از سوي ديگر در زمان كودكي ما نوار قصه زياد منتشر مي‌شد كه ما با آنها مانوس بوديم، اما امروزه بازار فروش سي‌دي و كاست به خاطر شبكه‌هاي تلويزيوني و ديگر سرگرمي‌ها خيلي كم شده كه اين خود يكي از معضلات موسيقي ماست.

با اين حال من در حال حاضر علاوه بر اين‌كه آلبومي را با صداي عليرضا گلشن و نيز آلبوم موسيقي‌هاي فيلم‌هايم را در دست انتشار دارم، قصد دارم موسيقي داستان حسنك و اسب بالدار نوشته رضا اشعاري را نيز بسازم.

  • اميرسعيد بورنگ ‌/‌ جام‌جم

بیورک و انیو موریکونه برندگان جایزه‌ موسیقی پولار

bjork

«انیو موریکونه»، آهنگ‌ساز مشهور ایتالیایی و« بیورک» خواننده‌ی به‌نام ایسلندی جایزه موسیقی پولار سال ۲۰۱۰ را از کارل شانزدهم گوستاف، پادشاه سوئد دریافت کردند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از خبرآنلاین، روز دوشنبه در مراسمی باشکوه در استکهلم جوایز این دو چهره سرشناس دنیای موسیقی اهدا شد. جایزه نقدی پولار یک میلیون کرون معادل ۱۳۶ هزار دلار است.

بیورک پس از دریافت این جایزه گفت از گرفتن این جایزه به خودش افتخار می‌کند و از قرار گرفتن نامش در کنار نام برندگان دوره‌های پیشین این جایزه چون پینک فلوید و جونی میچل احساس غرور می‌کند.

موریکونه تاکنون بیش از ۴۵۰ موسیقی متن فیلم سینمایی نوشته است که از این میان می‌توان به موسیقی فیلم‌های «خوب، بد و زشت» سرجیو لئونه، «تسخیرناپذیران» برایان دی‌پالما، «سینما پارادیزو» جوزپه تورناتوره و «ماموریت مذهبی» رولند جافی اشاره کرد.

morricone-01

کمیته داوران در مورد موریکونه ۸۱ ساله، گفت:«آهنگ‌ها و تنظیم‌های او هستی ما را یک پله ارتقا داده است، به شکلی که با شنیدن موسیقی‌اش حتی معمولی‌ترین احساساتمان شبیه به صحنه‌ای دراماتیک در فیلمی سینمایی شده است.»

جایزه موسیقی پولار بزرگترین جایزه بین‌المللی موسیقی سوئد محسوب می‌شود. این جایزه سالانه به یک چهره از دنیای موسیقی پاپ و یک چهره از دنیای موسیقی کلاسیک تعلق می‌گیرد.

گفتنی است این جایزه در سال ۱۹۸۹ توسط استیگ اندرسون، مدیر گروه آبا، گروه موسیقی افسانه‌ای سوئد تاسیس شده است.

  • آسوشیتدپرس

به مناسبت سال‌روز درگذشت نصرت فاتح علی‌خان

nusrat-fateh-ali-khan01

استاد موسیقی قوالی، «نصرت فاتح علی‌خان» در چنین روزی ۱۶ اگوست ۱۹۹۷ درگذشت. این استاد بزرگ در موسیقی ملل جایگاه بسیار رفیعی داشت و توانسته بود با کمک نوآوری‌هایی که در موسیقی قوالی ایجاد کرده بود آن‌را جهانی کند و به همکاری با بسیاری از هنرمندان مطرح دنیا بپردازد.
مجله‌ی موسیقی ملودی: آن‌دسته از مردم آمریکا که در تورها و کنسرت‌های نصرت فاتح علی‌خان شرکت کرده بودند اعتقاد داشتند که موسیقی وی انسان را هیپنوتیزم می‌کند. هم‌چنین بنا به بازتاب حضور پرطرف‌دار استاد نصرت در عرصه‌های جهانی موسیقی، دولت آمریکا قصد داشت از وی تقاضای تدریس تکنیک‌ها و فنون موسیقی قوالی را در دانشگاه‌های این کشور کند که البته نصرت فاتح علی‌خان درسن ۴۲ سالگی و در روزی مانند امروز درگذشت. اما سوال این است که چگونه این استاد موسیقی قوالی توانست صدای افسون‌کننده‌ی خود و قوالی را به گوش دنیا برساند؟
نصرت در ۱۳ اکتبر سال ۱۹۴۸ در شهر لیال‌پور پاکستان (فیصل‌آباد کنونی) زاده شد. او در خانواده‌ای از قوال‌ها به‌دنیا آمد که بیش از ۶ قرن به قوالی، این موسیقی پر رمز و راز اشتغال داشتند. پدر نصرت و عموی وی هر دو از اساتید برتر قوالی در نیم قرن گذشته بودند و با این پیشینه، استاد نصرت فاتح علی‌خان از کودکی نواختن ساز طبلا و آموختن قوالی را فرا گرفت.
در سال ۱۹۶۴ استاد «فاتح علی‌خان» پدر نصرت درگذشت و بنا به اصرار اعضای گروه (که از اعضای خانواده و بستگان نصرت بودند) وی سرپرستی گروه خانوادگی قوالی را برعهده گرفت و در پی راهنمایی‌های پدرانه‌ی عموی خود، استاد «مبارک علی‌خان» به سرعت به جایگاه رفعی دست پیدا کرد. اولین اجرای نصرت فاتح علی‌خان در مراسم چهلم پدر وی بود.
نصرت از ابتدا با رسم و رسوم کهنه و با درجا زدن سر ناسازگاری داشت و قصد وی اضافه کردن نوآوری به موسیقی قوالی بود. از این‌رو با شناختی که در فرم‌های موسیقی کلاسیک پاکستانی داشت شیو‌ه‌ی «خیال» را به قوالی اضافه کرد. این اتفاقات باعث مطرح شدن بیش از پیش وی شد و به‌زودی نصرت فاتح علی‌خان، از همه‌ی گروه‌های کشورش پیشی گرفت. عده‌ای این نوآوری‌ها را نکوهش کردند و نصرت در پاسخ آن‌ها گفت: « رسم و رسوم موجودی مرده و بی‌جان نیستند و برعکس، کاملن زنده و در حال رشد و تکامل‌اند. وظیفه‌ی من به‌عنوان یک موسیقی‌دان این است که برای مردم زمان خودم موسیقی بیافرینم.»
nusrat-fateh-ali-khan

به گزارش مجله موسیقی ملودی در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی، نصرت وارد عرصه‌ی آهنگ‌سازی برای فیلم شد و در ابتدا سینمای پاکستان، سپس بالیوود (صنعت فیلم‌سازی هند) و در نهایت هالیوود از این استاد بزرگ برای ساخت موسیقی فیلم دعوت کردند. فیلم‌سازان پاکستان و هند نصرت را می‌پرستیدند و حضور آثار موسیقایی وی در یک فیلم تضمینی برای فروش بالا و استقبال مردم بود.
در سال ۱۹۸۵ پیتر گبریل موسیقی‌دان انگلیسی که علاوه بر پژوهش‌های موسیقی و سبک تجربی خود برای تاسیس کردن گروه جنه‌سیس نیز شهرت دارد از نصرت دعوت به همکاری کرد تا برای فیلم آخرین وسوسه‌ی مسیح موسیقی بسازند. این همکاری‌ها ادامه پیدا کرد و گبریل با شرکت پخش موسیقی خود تهیه‌ی ۵ آلبوم نصرت را تا پایان عمر وی برعهده داشت. هم‌چنین گیتاریست کانادایی، مایکل بروک نیز علاوه بر همکاری با نصرت در تهیه‌ی موسیقی فیلم در تولید و تهیه‌ی ۲ آلبوم موسیقی وی نیز مشارکت داشت. جف باکلی، هنرمند تحسین شده که در جوانی در اثر تصادف از دنیا رفت از طرف‌داران نصرت بود و موسیقی وی را افسون کننده می‌دانست. لوچیانو پاواروتی بزرگ، استاد مسلم اپرا با صدای تنور، در تلاش بود که آلبومی را با همکاری نصرت فاتح علی‌خان عرضه کند.
در سال ۱۹۹۵ موسیقی فیلم «راه رفتن مرد مرده» را ادی ودر از گروه پرل جم، با همکاری نصرت تهیه کردند. این همکاری‌ها ادامه داشت تا زمانی که در سال ۱۹۹۷ نصرت فاتح علی‌خان به‌دلیل مشکلاتی در زمینه‌ی سلامت جسمی خود داشت تصمیم گرفت به لس‌آنجلس سفر کند و در آن‌جا بیماری نارسایی کبد و کلیه‌اش را مداوا کند. متاسفانه در میانه‌ی راه به‌علت وخامت حال نصرت فاتح علی‌خان، بیمارستانی در لندن او را بستری کرد و در ۱۶ اگوست ۱۹۹۷ دنیا از شنیدن صدای پر رمز و راز این استاد قوالی محروم شد.
از نظر مخاطب غربی، قوالی موسیقی مرموزی است. شاید به این دلیل که این موسیقی هم صوفیانه است و هم درون مایه‌ای از مذهب را با خود همراه دارد و شنونده را به یک سفر معنوی می‌برد. مجله‌ی بیلبورد در سال ۲۰۰۱ استاد نصرت فاتح علی‌خان را تار زرین این موسیقی پر رمز و راز خواند.

  • ثمر سعیدی / مجله‌ی موسیقی ملودی

معرفی نامزدهای جایزه بهترین موسیقی فیلم سال

music-02

نام آهنگ‌سازهای مشهوری چون کارتر برول، الکساندر دپلا، جیمز هورنر و هانس زیمر در میان نامزدهای دهمین دوره جوایز بهترین موسیقی فیلم به چشم می‌خورد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، جوایز این دوره روز ۲۳ اکتبر در جریان اختتامیه جشنواره بین‌المللی فیلم گنت در بلژیک اهدا می‌شود.

در بخش بهترین آهنگساز سال که به کارنامه ۱۲ ماه گذشته آهنگ‌سازان نگاه می‌اندازد و شامل فیلم‌های نیمه دوم سال ۲۰۰۹ و نیمه اول سال ۲۰۱۰ می‌شود نام افراد زیر دیده می‌شود: کارتر برول برای فیلم‌های «نقطه کور»، «یک مرد جدی»، «جایی که وحشی‌ها هستند»، «حال بچه‌ها خوب است» و «زوزه» که به زودی اکران می‌شود.

هانس زیمر برای موسیقی فیلم‌های «شرلوک هلمز»، «من نفرت‌انگیز» و «پیچیده است» نامزد این جایزه شده است. دپلا که سال گذشته با فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» دو جایزه از این مراسم به خانه برد برای فیلم‌های «آقای فاکس شگفت‌انگیز»، «حماسه گرگ و میش: ماه نو»، «جولی و جولیا» و «نویسنده در سایه» نامزد این جایزه معتبر شده است.

دیگر نامزدهای این جایزه از این قرار هستند؛ دنی الفمن برای «آلیس در سرزمین عجایب» و «مرد گرگ‌نما»، جان پاول برای «منطقه سبز»، «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید»، «عصر یخبندان: ظهور دایناسورها» و «شوالیه و روز».

دپلا، هورنر و زیمر نامزدهای اسکار بهترین آهنگساز جایزه اسکار سال گذشته بودند. جایزه‌ای که در نهایت به مایکل جاچینو برای موسیقی انیمیشن «بالا» رسید. جاچینو با موسیقی «بالا» یکی از نامزدهای سال گذشته بهترین آهنگساز سینمایی از آکادمی جهانی موسیقی فیلم بود.

در بخش بهترین موسیقی برول به همراه کارن اورزولک برای «جایی که وحشی‌ها هستند»، دپلا برای «آقای فاکس شگفت‌انگیز»، جیمز هورنر برای «آواتار»، ابل کورزنیوسکی برای «یک مرد مجرد» و زیمر برای «شرلوک هلمز» نامزد دریافت جایزه شده‌اند.

در بخش بهترین ترانه نوشته‌شده برای فیلم رایان بینگام و تی بون برنت با ترانه «The Weary Kind» برای فیلم «دل دیوانه» یکی از نامزدها هستند، این دو نفر جایزه اسکار سال گذشته برای بهترین ترانه را برای همین ترانه به خانه برده‌اند. دیگر نامزدهای این بخش رندی نیومن با ترانه «تقریبا آنجا» برای فیلم «شاهزاده و قورباغه» که نامزد جایزه اسکار بود، هورنر به همراه گروهش برای «تو را می‌بینم» از فیلم «آواتار»، پل مک‌کارتنی با «می‌خواهم به خانه بیایم» برای فیلم «حال همه خوب است» و جان برجیسن برای «چوب و سنگ» از فیلم «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید» هستند.

نامزدهای جوایز بهترین موسیقی فیلم را بیش از ۳۰۰ تن از آهنگ‌سازان، تهیه‌کنندگان موسیقی و دیگر دست اندرکاران موسیقی که عوض آکادمی جهانی موسیقی فیلم هستند انتخاب کرده‌اند.

باربرا استرایزند چهره موسیقی سال می‌شود

barbra

باربرا استرایزند بازیگر و خواننده‌ی مشهور موسیقی پاپ به عنوان چهره سال دنیای موسیقی سال ۲۰۱۱ معرفی شد. این هنرمند برنده‌ی اسکار از دهه‌ی ۷۰ میلادی تاکنون به فعالیت حرفه‌ای مشهور است.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، آکادمی رکوردینگز و بنیاد اهالی موسیقی روز چهارشنبه اعلام کرد استرایزند روز ۱۱ فوریه در ضیافتی در لس ‌آنجلس جایزه چهره موسیقی سال ۲۰۱۱ را دریافت می‌کند.

این جایزه سالانه یکی از پیش‌درآمدهای جایزه گرمی، معتبرترین جایزه موسیقی جهان است. جایزه گرمی امسال ۱۳ فوریه دو روز پس از معرفی چهره سال دنیای موسیقی برگزار می‌شود. مراسم جایزه گرمی از شبکه سی‌بی‌اس بطور زنده پخش می‌شود.

استرایزند ۶۸ ساله تاکنون هشت بار برنده جایزه گرمی شده است. او دو بار نیز جایزه اسکار بهترین ترانه را برای فیلم‌های «آینه دو چهره دارد» ساخته خودش و «ستاره‌ای متولد می‌شود» ساخته فرانک پیرسن به خانه برده است. استرایزند به واسطه فعالیت‌های خلاقانه‌اش در عرصه موسیقی و خدمات بشردوستانه‌اش به عنوان چهره سال معرفی می‌شود.

از برندگان دوران پیشین این جایزه می‌توان از جیمز تایلر و آرتا فرانکلین نام برد.

  • خبرآنلاین/رویترز

این فصل را با من بخوان از مجید انتظامی

majid-entezami

آلبوم تصویری سوییت ‌سمفونی «این فصل را با من بخوان» به آهنگ سازی و رهبری مجید انتظامی به زودی وارد بازار موسیقی خواهد شد.

این سوییت‌سمفونی تركیبی از موسیقی و حركات نمایشی است كه قصه‌ای بر اساس برخی آثار موسیقی را روایت می‌كند. نخست با موسیقی فیلم روز واقعه آغاز شده و سپس با اجرای كرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف، آژانس شیشه‌ای به سمفونی ایثار می‌رسد.

كارگردانی نمایشی این اثر برعهده حسین پارسایی بوده و شرح حال مظلومیت رزمندگان و در عین حال مبین جشنی برای شكوه و پایداری است. در این اثر عزت‌الله انتظامی، حبیب رضایی و مریلا زارعی بازیگری می‌كنند. روح‌الله زمزمه نیز كارگردانی تلویزیونی آن را برعهده دارد.

در این لوح تصویری، مستند پشت صحنه داستان یك سمفونی نیز ارائه شده است.

این فصل را با من بخوان به زودی از سوی انجمن موسیقی ایران، به صورت تصویری منتشر می‌شود.

گزارشی از بدرقه‌ی آندره آرزومانیان

andere

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از برنانیوز، مراسم تشییع پیکر آندره آرزومانیان صبح امروز در تالار وحدت برگزار شد.

در ابتدای مراسم دکتر محمد سریر به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: در این شرایط صحبت کردن بسیار سخت است، آندره آرزومانیان نامی است که در بیشتر آثار چهار دهه اخیر حضور داشته و صدای سازش شنیده شده است.
وی افزود: آندره همیشه سعی می‌کرد بیشتر از آن که در کنار آثارش باشد پشت آنها بماند، مردم معمولاً موسیقی‌هایی که می‌شنوند را نمی‌دانند متعلق به کیست و آندره یکی از کسانی بود که فقط موسیقی او شناخته شده بود ولی نامش را مردم عادی نمی‌دانستند.
سریر ادامه داد: وجود آندره در عرصه موسیقی یک نعمت بود، او در آهنگسازی و ساخت موسیقی فیلم نیز کار کرد ولی همان طور که گفتم نمی‌خواست نامش مطرح شود.
وی درباره جدیت و تعهد کاری آرزومانیان گفت: آنچه که در حوزه هنر من از او آموختم تعهدش بود زیرا به کارش اعتقاد شدیدی داشت و در آن بسیار جدی بود. هر چند آندره انسان پر انرژی‌ای بود ولی سال‌های آخر عمر آندری برای او بسیار دشوار بود و بیماری او را اذیت می‌کرد.
سریر تصریح کرد: آندره هنرمند خود آموخته‌ای بود که ما نمی‌دانستیم این همه توانایی را از کجا آورده است. او هنرمند به دنیا آمد و هنرمند ماند و به نظر بنده هنوز به پایان نرسیده است، زیرا آثار او باقی است. آندره از آن دست هنرمندانی است که وقتی می‌نوازد ما حضور او را درک می‌کنیم و احساس می کنیم اینجاست.
وی در انتهای صحبت‌هایش گفت: بنده به سهم خودم از طرف هیئت مدیره خانه موسیقی از همه عزیزان و هنرمندانی که در این مراسم حضور پیدا کردند، تشکر می‌کنم.

پس از دکتر سریر، دکتر حسن ریاحی طی سخنانی گفت: این مصیبت را به همه هنرمندان تسلیت عرض می‌کنم. خانواده آندره اهل موسیقی بودند و برادر او روبین نیز نوازنده است، از همان بچگی من آندره را پر استعداد دیدم و آینده‌ی روشنی در موسیقی برای او متصور بودم که این طور هم شد.
وی افزود: آندره هنرمند شیرین نوازی بود که صدای سازش به دل می‌نشست. او از لحاظ شخصیتی نیز بسیار قابل احترام بود، بنده باز هم این واقعه را تسلیت می‌گویم و آرزوی سلامتی دیگر هنرمندان را می‌کنم.

در ادامه مراسم کارن همایون‌فر دیگر آهنگساز کشورمان، پشت میکروفون رفت و گفت: برای این سخنرانی آمادگی نداشتم و اگر هم آماده بودم به هیچ وجه توان صحبت درباره آندره عزیز را ندارم.
همایون‌فر پس از خواندن شعری برای آرزومانیان گفت: بسیار ناراحت‌تر از آن هستم که بتوانم صحبت خاصی بکنم و فقط می‌توانم از طرف همه اهالی موسیقی این اتفاق را به خانواده او تسلیت بگویم.

هنرمند بعدی بابک ریاحی پور بود که در صحبت‌هایی گفت: فکر می‌کنم با کوچ آندره موسیقی ما بسیاری از زیبایی‌های خود را از دست داد. در بسیاری از این نغمه‌هایی که در این مدت شنیدیم صدای پیانوی او همیشه وجود داشت و جایگزین دیگری برای او وجود نخواهد داشت.
وی ادامه داد: در آهنگ‌های آندری همیشه یک لبخند زیبایی وجود داشت، در آلبومی که به همراه مانی رهنما در حال آماده کردنش بودیم اکثر سازها را آندره برای ما نواخت ولی آن زمان تصور نمی‌کردیم که آندره به این زودی ملودی مرگ را بنوازد.

پس از ریاحی، هنرمند نام آشنای کشورمان لوریس چکناواریان نیز درباره آندره آرزومانیان صحبت کرد و بیان داشت: صحبت‌کردن راجب یک دوست و هنرمند بزرگ بسیار سخت است، بنده آخرین بار با آندری تماس تلفنی داشتم ولی متاسفانه نتوانستم به دیدارشان بیایم و ناگهان خبر خداحافظی همیشگی آندره را شنیدم.
وی تصریح کرد: به عنوان یک هنرمند ارمنی و از طرف ارامنه می‌گویم که ما واقعاً افتخار می‌کنیم که چنین هنرمندی داشتیم، کسی که به معنای واقعی ایرانی بود و امیدوارم یک کنسرت را به یاد این عزیز رهبری کنم و برای سال آینده اجرا کنم.

آخرین سخنران این مراسم مانی رهنما بود که طی سخنانی گفت: این غم به هیچ عنوان برای من قابل تحمل نیست زیرا در این مدت اخیر که مشغول آماده کردن آلبوم جدیدم بودم با این هنرمند ارتباط بسیار نزدیکی داشتم.
وی ادامه داد: زیبایی نوازندگی ایشان وامدار نسلی است که همگی آثار برگزیده‌ای را خلق کرده اند. هر هنرمندی که از این نسل بیرون آمده بسیار ماندگار است و باید قدر عزیزانی که از این نسل باقی مانده اند را دانست و ارج نهاد.
مانی رهنما سپس قطعه‌ای از آلبوم آخر خود که با آرزومانیان در حال آماده کردن آن بود، برای حاضرین اجرا کرد.

در این مراسم هنرمندانی چون مجید انتظامی، محمد سریر، لوریس چکناواریان، فردین خلعتبری، فریدون صدیق تعریف، حسن ریاحی، فاضل جمشیدی، مانی رهنما، روحانیان، روبن آرزومانیان(برادر آندره)، شهرام میرآقا، مسعود کرامتی و … حضور داشتند.
همچنین اعلام شد که خانه سینما چهارشنبه هفته آینده از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در ساختمان خانه سینما واقع در بهار جنوبی، مراسمی به یاد این هنرمند درگذشته برگزار خواهد کرد.