درگذشت غلام‌رسول دینارزهی موسیقی‌دان بلوچستانی

balouchestan-musician

غلام‌رسول دینارزهی موسیقی‌دان بلوچستانی بر اثر بیماری صبح روز پنجشنبه -۲۸ مهرماه – در بیمارستان چابهار درگذشت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی مدیرکل دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درگذشت غلام رسول دینارزهی از پیشکسوتان موسیقی محلی سیستان و بلوچستان را تسلیت گفت.
در پیام تسلیت سید محمد میرزمانی آمده است، هنر نوازندگی استاد دینارزهی برای علاقه‌مندان موسیقی سیستان و بلوچستان در ایران و پاکستان و برخی ازکشورهای حوزه خلیج فارس شناخته شده است.

او از استادان آواز موسیقی بلوچی بود و آهنگ‌های حماسی اش در وصف ایران و ترغیب جوانان برای اعزام به جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تاثیرگذار بوده است.

مدیرکل دفتر موسیقی در پایان این پیام نوشته است: درگذشت غلام رسول دینارزهی را به خانواده محترم و دوستداران فرهنگ و ادب سیستان و بلوچستان و جامعه هنری کشورتسلیت گفته و رحمت و مغفرت الهی و علو درجات را برای ایشان از خداوند متعال درخواست  دارم.

غلام دینارزهی از استادان آواز موسیقی بلوچی بود که دستی در شعر نیز داشت و برخی از آهنگ‌هایش را خود می ‌سرود.

یادداشت رضا عابدیان از گروه رستاک در مورد ماشاالله بامری

bameri-01

ایرانشهر ولوله بود. انفجار و خون و مرگ ؛ موج می زد. همان قصه قدیمی افراط. همان سناریوی همیشگی جنگ سنی و شیعه. استاد بامری را چطور پیدا کنیم؟ شماره تلفنی که از ایشان داریم بوق آزاد می زند اما آن‌طرف خط،کسی پاسخگو نیست! انجمن موسیقی هم گویا سال‌هاست از ایشان بی‌خبر است طوری‌که حتا یکی از انجمنی‌ها به ما می‌گوید: آقای بامری درگذشته است!

  • یافتن ماشاالله بامری

شماره تلفن را بار دیگر با اختلاف یک رقم آخر الله بختکی می‌گیرم. جوانک مهربان بلوچ می‌گوید اینجا آژانس است. می‌گویم آقای بامری را می‌شناسی؟ زنده‌اند؟ جواب میدهد بله. بازنشسته اداره برق هستند. ردش را می‌گیریم. دامادش را «لیلا مرات» پیدا می‌کند. گویا در روستایی حوالی ایرانشهر به‌سر می‌برند. بالاخره شماره موبایل استاد و صدای مهربان و نازنینش که می‌گوید «آقای عابدیان جان؛ ما سرمان می‌شود ها…»
با سیامک نزدیک ترمینال ۴ مهرآباد هستیم. استاد نزول اجلال می‌کنند. تنهایی سرک می‌کشم میان مسافران. همه از بلوچستان می‌آیند اما لباس پوشیدن‌شان کم از پایتخت‌نشینان ندارد. چشمم می‌خورد به آقای سیه چرده‌ای با لباس سفید بلند بلوچی که کت قهوه‌ای هم روی آن پوشیده است.کوتاه و جمع وجور! با سازی که لای پارچه‌ای پیچیده و چمدانی کوچک. خودش است. دنیایی از ملودی‌های زیبا… بامری است. همان‌که در فرانسه کلی پیش‌مرگ دارد و در ایران گمنام است هنوز. با شوق تمام چمدانش را از دستش می‌گیرم و با هم نزد سیامک می رویم. سیامک روی استاد را می‌بوسد و سوار می‌شویم. بامری می‌گوید، می‌نالد از وضعیت نابه‌سامان موسیقی. از آقای درویشی و زحماتش می‌گوید. از پسرش داوود که خوب دهلک می‌زند. از اسپندار… از عهدیه که کاری از استاد را با شعر فارسی سال‌ها پیش خواند…

  • ماشاالله بامری در گروه رستاک

در تمرین رستاک ترانه‌ای با نام «هال ٌهالو هالو» یادمان می‌دهد و اسم تک‌تک ما را لابه‌لای ترانه می‌گنجاند. ترانه‌ای برای دامادها. در کنسرت همیشه قبل از اجرا این توضیح را می‌داد که جوانان رستاک هم که ماشاءالله همه دامادند… اسم من را هم همیشه می‌گفت: «رضا جان». بعضی از دوستان معترض بودند که از ریتم می‌افتیم؛ همان رضا خوب است، اما استاد کوتاه نیامد…آخرین بار هفته‌ی بلوچ بود که در تهران برگزار شد. اردبیهشت ماه شاید!
bameri-01

«لیلا مرات» گفت استاد دلش گرفته. برای این‌که آب و هوایی عوض کند کمی خارج از تهران ببریم‌شان. این افتخار باز نصیب من شد تا به هتل شرق رفته و استاد را به‌همراه داوود فرزند برومندش؛ نزد رستاکیان ببرم. در راه باز کلی صحبت کردیم. داوود در صندلی عقب چرت می‌زد و استاد آرام‌آرام با من سخن می‌گفت. تازه آن‌جا بود که فهمیدم چه دردی دارد… موقع خداحافظی دستش را بوسیدم. آخرین بار قبل از عمل جراحی صدایش را شنیدم. گفت رستاک هرکاری می‌توانست برای من انجام داد. راضی به زحمت بیشتر نیستم. هر چه مصلحت خدا باشد. یادم آمد عمو صفر (صفرعلی رمضانی) به من گفت: رضا من از این مرد کرامات دیده‌ام. صحبت ها با هم کرده‌ایم. در کنسرت‌های شما وقتی با او هم‌اتاق بودم، هر بار نیمه‌شب چشم باز کردم سر بر سجده داشت، بر می‌خاست و آرام می‌گفت صفر جان چرا بیداری؟ بخواب.
در ارومیه وقتی فرزاد مرادی، قبل از اجرای قطعه بلوچی روی صحنه از استاد یاد می‌کرد چشمان سیامک اشک‌بار بود و من هم می‌گریستم. بی‌گمان دیگر اعضای رستاک هم در فراق استاد غمناک بودند. عاشیق ایمران پیشنهاد داد که پسر عمویش که پزشک خوبی است استاد را ببیند ولی… صدای گریان لیلا را می شنوم. می‌گوید استاد پورعطایی از غم هجران بامری آن‌چنان می‌گریست امشب که نگو… بیمارستان کرمان استاد را جواب کردند و امشب در ایرانشهر فوت کردند.
با آن ردای سفید وارد صحنه می شود. آرام میان فرزاد و بهزاد می‌نشیند. آغاز می‌کند: ب الله ناما. همه با هم می‌خوانیم «مروچان منش دحیرانا»: این روزها من نشسته و حیرانم.

صدای ما در ریگزار مکُران می‌پیچد. شب شده است. آسمان بیابان پر ستاره و شفاف و جازموریان پرآب و ساکت آرمیده است. بامری دیگر نیست. باورم نمی‌شود. دلم گرفته است!

  • رضا عابدیان / مجله‌ی موسیقی ملودی

درباره‌ ماشاالله بامری موسیقی‌دان بلوچ

bameri-mashaallah

عبدالستار دوشوکی: پیکر ماشاالله بامری یکی از نوازندگان و خواننده‌های سرشناس و صاحب سبک و نام‌دار بلوچ در قطعه هنرمندان گورستان شهرستان زادگاهش ایرانشهر، که شهر دلگان پیش از این جزوی از آن بود، به خاک سپرده شد. بامری که بعد از چندین ماه جدال با سرطان روده، عصر جمعه در سن ۶۰ سالگی دار فانی را وداع کرد، نه تنها یکی از پیش‌کسوتان و مقام دان‌های خلاق موسیقی بلوچی بود بلکه جزوء مفاخر هنری استان سیستان و بلوچستان و ایران شناخته می‌شود.

نگارنده حدود چهل سال پیش در عنفوان نوجوانی، با صدای گرم و سبک دوست داشتنی و مردمی ماشاالله بامری آشنا شدم. ترانه قدیمی و بسیار زیبای وی بنام «لاشار کوءرا سالونک ِ سیئرین» (جشن و سرور عروسی داماد در کنار رودخانه لاشار) به‌عنوان یک قطعه بیادماندنی موسیقی فولکلور بلوچی در تاریخ موسیقی و هنر بلوچستان ثبت شده است. حدود چهل سال پیش ماشاالله بامری در شعر و موسیقی خود همواره از شادی و شعف دادمادهایی سخن می‌گفت که بعد از مراسم کئورگان (آراستن داماد) در کنار رودخانه های بلوچستان با دُهل و سُرنای شاد بسوی خانه عروس بدرقه می‌شدند. دامادهای شادی که بدون حیرت و تعجب به وفور یافت می‌شدند. آخرین اثری که من از ماشاالله بامری دیدم، همکاری اخیر وی با گروه رستاک بود که ویدئوی زیبای آن در یوتوب موجود است. اما این بار بجای شور و شعف قدیمی در مورد وفور دامادهای شاد، در ترانه‌ای بنام مروچان (این روزها) وی به سبک همان موسیقی شاد همیشگی خود، اکنون (این روزها) از حیرت و درماندگی خود برای یافتن «آن‌گونه دامادها»، حکایت از گذر نامناسب زمان و حقیقت تلخ مکان  دارد. در نتیجه تعجب آور نیست اگر گروه با ارزش رستاک برای راهنمایی در مورد موسیقی بلوچی به سراغ ماشاالله بامری رفتند.

ماشاالله بامری همانند بسیاری از مشاهیر و پژوهشگران موسیقی فولکلور بلوچی نظیر «ملاکمال حان هوت»، «جـاروک» و «استاد دینارزهی» ریشه در فرهنگ غنی بلوچی داشت. بامری علاوه بر ایران به‌همراه گروه خود به نام «آوای دل» در کشورهای مختلف جهان از جمله آلمان، هلند، ترکیه، فرانسه، بلژیک، ونزوئلا، عمان و امارات کنسرت برگزار کرده بود و هنر موسیقی بلوچی را به عرصه نمایش گذاشته بود. اگرچه وی در بسیاری از جشنواره های ملی و بین المللی مورد تقدیر و ستایش قرار گرفته بود، اما جایگاه به اصطلاح «خاکی» و مردمی بودن و شیوه ساده زیستن وی در طی قریب به نیم قرن فعالیت هنری او را در اذهان مردم بلوچ و بقیه هموطنان برای همیشه ماندگار کرده است. بیاد دارم در اوایل دهه پنجاه شمسی ماشاءالله افتخار ما در کنسرت های موسیقی اردوگاه تابستانی نوجوانان در رامسر بود و بسیاری از ما نوجوانان شرکت کننده در اردوگاه رامسر به او افتخار می‌کردیم. آخرین اجرای ماشاالله بامری در تالار بتهـوون خانه هنرمندان تهران برگزار شد.
اگرچه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان مدعی است بخشی از هزینه عمل جراحی و مداوای ماشاالله بامری را تقبل کرده، اما بر طبق گزارش مندرجه در خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به تاریخ اول مرداد «وزارت ارشاد از هنرمندان بومی استفاده‌ی ابزاری می‌کند» ـ و بامری از این امر مستثنی نبود. خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به‌نقل از محمدرضا درویشی(هنرمند و پژوهشگر) در مرگ این هنرمند بومی می‌گوید: «هیچ‌کس در این کشور به ماشاءالله بامری کمک نکرد.» این هنرمند خاطرنشان کرد: «هزینه‌ی بیمارستان ماشاالله بامری سه میلیون تومان بود که با کمک فواد توحیدی و دو نفر از دوستان وی تامین شد تا جسم بامری از بیمارستان مرخص شود». وی اضافه می‌کند: «صندوق حمایت از هنرمندان به کدام فرهنگ این مملکت کمک کرده است که بزرگان موسیقی محلی‌اش برای هزینه‌های ناچیز جان خود را به راحتی از دست می‌دهند؟» بر طبق گزارش ایلنا ماشاالله بامری حتی هزینه‌ی شیمی‌درمان خودش را نداشت و اگر می‌توانست این هزینه‌ها را بپردازد حداقل تا یک سال دیگر می‌ماند. روانــش شاد و یادش گرامی بــاد!

  • عبدالستار دوشوکی/ مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

مدیرکل دفتر موسیقی درگذشت «ماشالله بامری» را تسلیت گفت

سید محمد میرزمانی مدیركل دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درگذشت ماشاالله بامری خواننده، نوازنده و مقام دان‌ برجسته بلوچستان را تسلیت گفت.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی سید محمد میرزمانی درگذشت ماشاالله بامری خواننده، نوازنده و مقام دان‌ برجسته بلوچستان را تسلیت گفت.
سیدمحمد میرزمانی در این پیام آورده است: موسیقی ایران طی چند دهه از فعالیت مستمر و تأثیرگذار ‌استاد ماشاالله بامری بسیار بهره برده است.خدمات فراوان این استاد فقید در زمینه آموزش و پژوهش موسیقی مقامی و نواحی ایران نام ایشان را در تاریخ هنرملی این سرزمین ثبت كرده است.
مدیركل دفتر موسیقی در پایان این پیام آورده است‌: درگذشت ماشاالله بامری هنرمند مؤمن و اهل معنی و اهل دل، را به خانواده محترم این هنرمند و به جامعه‌ هنری كشور و به همراهان باهنرِ آن مرحوم تسلیت ‌گفته و رحمت و مغفرت الهی و علو درجات را برای ایشان از خداوند متعال مسألت می‌كنم.
به گزارش روابط عمومی دفتر موسیقی، بامری كه از مشهورترین خوانندگان صوت یا ترانه‌های مردمی بلوچستان به سبك قدیم است از كودكی آموختن ساز دهلك را آغاز و سپس به خوانندگی پرداخت .
بامری در طول ۶۰ سال عمر پربركت خود به عنوان آگاهان جدی در عرصه موسیقی بلوچستان ، در معرفی موسیقی این منطقه تلاشی اثرگذار كرده و هنرمندان بسیاری را درحوزه موسیقی بلوچستان به جامعه هنری معرفی كرده است. او همچنین مقام اول جشنوارهایی چون نی‌نوازان، موسیقی حماسی،‌ آیینه و آواز، موسیقی فجر، ذكر و ذاكرین و موسیقی نواحی كرمان را كسب كرده است.
بامری با اجرا های بین‌المللی خود نقش قابل توجهی در معرفی فرهنگ بومی و موسیقی مقامی ایران در كشورهای فرانسه، آلمان، امارات، ونزوئلا، هلند و تركیه داشت.
این هنرمند فقید مدتی به دلیل بیماری تحت مراقبت‌های پزشكی در كرمان قرار گرفت و پس از تحمل چند عمل جراحی عصر روز جمعه ۳۱ تیر ماه در سن ۶۰ سالگی در زادگاهش ایرانشهر دارفانی را وداع گفت.

ماشاالله بامری استاد موسیقی بلوچستان درگذشت

bameri-01

خبر اختصاصی: استاد «ماشاالله بامری» یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان، نوازندگان و مقام‌دان‌های منطقه‌ی سیستان و بلوچستان عصر جمعه پس از طی بیماری طولانی‌مدت در سن ۶۰ سالگی در زادگاهش  ایرانشهر درگذشت.
به گزارش خبرنگار مجله‌ی موسیقی ملودی مراسم تشییع پیکر این استاد موسیقی نواحی ساعت ده صبح روز شنبه  اول مرداد ۹۰ در شهرستان ایرانشهر برگزار خواهد شد.
وی مدتی بود که با بیماری سرطان روده دست و پنجه نرم می‌کرد و در ابتدای خرداد ماه ۹۰ در در بیمارستان افضلی‌پور کرمان تحت عمل جراحی قرار گرفته بود.
بامری در سال ۱۳۳۰در ایرانشهر متولد شد و از سن ۸ سالگی به کار موسیقی وخوانندگی روی آورد.
وی از کودکی آموختن ساز دهلک را آغاز کرد و سپس به خوانندگی پرداخت.
او مقام اول جشنواره‌هایی چون نی‌نوازان، موسیقی حماسی،‌ آیینه و آواز، موسیقی فجر، ذکر و ذاکرین و موسیقی نواحی کرمان را کسب کرده است و در مجموع بیش از ۷۰ لوح تقدیر و سپاس در کارنامه‌ی حرفه‌ای موسیقایی خود داشت.

bameri

بامری هم‌چنین در کشورهای فرانسه، آلمان، امارات، ونزوئلا، هلند و ترکیه کنسرت‌هایی را برگزار کرده بود و از مشهورترین خوانندگان صوت یا ترانه‌های مردمی بلوچستان به سبک قدیم به شمار می‌رفت.

گفتنی است ماشاالله بامری در طی برگزاری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی به عنوان بزرگ‌ترین پژوهشگر موسیقی سیستان و بلوچستان مورد تقدیر قرار گرفته بود.

بامری در زمینه‌ی خوانندگی و آهنگ‌سازی، آموزش به جوانان و همکاری با گروه‌های مختلف موسیقی فعالیت داشت و از جمله همکاری‌های وی با گروه رستاک مورد توجه علاقمندان به موسیقی فولکلور قرار گرفته بود.
آخرین اجرای این موسیقی‌دان بلوچستانی در تالار بتهوون خانه‌ی هنرمندان تهران برگزار شد و مورد استقبال موسیقی‌دوستان قرار گرفت.
مراسم تشییع پیکر این هنرمند در شهرستان ایرانشهر سیستان و بلوچستان برگزار خواهد شد.

گزارشی از کنسرت گروه رستاک در برج میلاد

rastak

کنسرت گروه موسیقی رستاک تحت عنوان «همه اقوام من» به سرپرستی سیامک سپهری ۱۳ و ۱۴ آبان در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد. [عکس‌های کنسرت اسفند ۸۹ گروه رستاک در برج میلاد]

گروه رستاک با الهام از عناصر شنیداری موسیقی بومی و نواحی ایران و با رویکرد به گونه‌ای از موسیقی با قابلیت برقراری ارتباط با سایر فرهنگ‌ها، قطعات «بارون» با گویش لری، «لاکو دانه» و «رعنا» به زبان گیلکی، «بلال» با گویش بختیاری، «هلهله» با گویش قشقایی، «گَل گَل» به زبان آذری، «سوزله» به زبان کردی، «لیلا» با گویش خراسانی، «گِل آقا» به زبان مازندرانی و «سالونک نوا بینا» و «حیران» با گویش بلوچی اجرا کردند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از برنا، در سالن همایش‌های برج میلاد گروه موسیقی رستاک در اقدامی جالب توجه، برخی از قطعات‌شان را با اساتید موسیقی نواحی ایران به روی صحنه بردند.
«صفرعلی رمضانی»، «عاشیق ایمران حیدری»، «غلامعلی پورعطایی» و «ماشااله بامری» اساتید موسیقی نواحی و بومی ایران، به ترتیب به روی صحنه آمدند و موسیقی های نواحی گیلکی، آذری، خراسانی و بلوچی اجرا کردند.

خواننده های گروه جوان «رستاک»، بهزاد و فرزاد مرادی بودند اما به نوعی همه اعضای این گروه در اجرای قطعات، همسرایی می کردند، به طوری که تنوع خواننده های گروه در کنار تنوع سازها نمود داشت و وجدی را بین مخاطبان ایجاد کرده بود.

«رستاک» در تابستان سال ۱۳۷۶ فعالیت خود را در قالب یک گروه موسیقی تجربی آغاز کرد. این گروه با الهام از عناصر شنیداری موسیقی بومی ایران و با رویکرد به گونه‌ای از موسیقی با قابلیت برقراری ارتباط با سایر فرهنگ ها، اقدام به تحقیق و برگزاری جلساتی با حضور هنرمندان و اساتید حوزه‌های متفاوت موسیقی با هدف مورد بحث قرار دادن و بازجست نغمه‌های اصیل و کهن موسیقی مقامی ایران نمودند.

  • حاشیه ها:

* ساز «عاشیق ایمران حیدری» نوازنده چیره دست سازعاشیقی در حین اجرای برنامه، دچار مشکل شد، اما وی با تشویق مردم حاضر در سالن روبرو شد و پس از مدتی دوباره شروع به نواختن سازش کرد.

* استاد «غلامعلی پورعطایی» نیز به همراه ساز دوتارش به روی صحنه آمد و ترانه «نوایی» را با گویش خراسانی اجرا کرد.

* برگزاری کنسرت ها در برج میلاد، از لحاظ زمانی تاخیری ندارد و با توجه به این که مردم مشکل پارکینگ ندارند، بسیار مورد استقبال قرار می گیرد.

عکس‌های گروه رستاک خالق آلبوم همه اقوام من

[imagebrowser id=43]

گروه موسیقی «رستاک» به سرپرستی «سیامک سپهری» با احیا کردن موسیقی‌های زیبای محلی کشور و به روز کردن و اجرای مجدد آن‌ها آلبوم «همه اقوام من» را در بازارهای موسیقی منتشر کرد که با استقبال چشمگیر مردم هنردوست ایران روبرو شده است.

گروه رستاک اجراها و کنسرت‌های متعددی را در ایران و بسیاری از کشورهای جهان به روی صحنه برده‌اند و هنر و موسیقی زیبا و کار گروهی بسیار دلنشین خود را با نام پرآوازه فرهنگ ایران در اروپا به سمع و نظر مخاطبان رسانده‌اند.

بیشتر ببینید:

عکس‌های گروه رستاک خالق آلبوم همه اقوام من

اعضای گروه رستاک از شکل‌گیری آهنگ‌هایشان می‌گویند

کنسرت گروه رستاک در تهران، کرمان و ارومیه

عکس‌های کنسرت گروه رستاک در تالار وحدت

عکس‌های اجرای گروه رستاک در جشنواره موسیقی فجر 

[nggallery id=43]

استقبال از آلبوم «همه اقوام من» گروه رستاک

rastak08

آلبوم« همه اقوام من» اثر تصويري گروه موسيقي «رستاك» به سرپرستي سيامك سپهري و خوانندگي فرزاد و بهزاد مرادي مورد استقبال قرار گرفته است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی آلبوم همه اقوام من از گروه رستاک مجموعه‌اي است از ترانه هاي محلي، شامل قطعاتي چون بارون (لري)، رعنا (گيلكي)، گل گل (آذري)، ليلا (خراساني)، سوزله (كردي)، بلال (بختياري)، مروچان (بلوچي).

گروه رستاك متشكل از سيامك سپهري (سرپرست و نوازنده تار)، فرزاد مرادي (خواننده و نوازنده قوپوز، تارباس، دهل، تامبورين، دوتار و سه تار)، رضا عابديان (كمانچه و تارباس آرشه اي)، بهزاد مرادي (خواننده و نوازنده دف، دهل، قوپوز، كوزه، تاس، تامبورين و دسركتن)، پيران مهاجري (عود و دهلك)، سحر ابراهيم (قانون)، اكبر اسماعيلي پور (تار)، محمد مظهري (كمانچه)، سارا نادري (دوتار، رباب، سه تار، دسركوتن و دايره)، ياور احمدي فر (دف، دايره، دهل و پيپه)، كاوه سروريان (سرنا، بالابان، ني و لبك)، سارا احمدي (دف و سازهاي كوبه اي) است و ليلا مرآت نيز مديريت گروه را بر عهده دارد.[مصاحبه با اعضای گروه رستاک]

يكي از ويژگي‌هاي بارز اين اثر آن است كه مخاطب ضمن شنيدن و ديدن آثار موسيقيايي اين گروه با فرهنگ مناطق مختلف كشورمان نيز به طور اجمالي آشنا مي‌شود.

گفتنی است همه اقوام من توسط موسسه سينما ‪ ۲۴‬و پخش هنر اول در تيراژ ‪ ۳۰۰‬هزار نسخه در سراسر كشور عرضه شده است.

  • عکس از سایت رسمی گروه رستاک

آلبوم همه اقوام من از گروه رستاک

rastaak

آلبوم تصویری گروه «رستاک» با عنوان «همه‌ی اقوام من» با گویش‌های مختلف ایرانی وارد بازار موسیقی شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی گروه «رستاک» به سرپرستی «سیامک سپهری» و خوانندگی «فرزاد و بهزاد مرادی» این آلبوم را منتشر کرده‌اند که در تیراژ ۳۰۰ هزار نسخه عرضه شده است.
این آلبوم گویش‌های مختلف ایرانی چون بختیاری، آذری، لری، بلوچی، گیلکی، کردی را در بر می‌گیرد و شامل قطعات بارون(لری)، چند روایت از داستان رعنا، رعنا(گیلکی)، عاشیق ایمران حیدری، گل گل(آذری)، استاد غلامعلی‌ پورعطایی، لیلا(خراسانی)، سوزله(کردی)، بلال(بختیاری)، استاد ماشا‌لله بامری، مروچان(بلوچی) و پشت‌صحنه آثار می‌شود. آلبوم «همه‌ی اقوام من» را موسسه‌ی سینما ۲۴ توسط هنر اول در سراسر کشور پخش کرده است.
گفتنی است که اعضای گروه رستاک عبارتند از سیامک سپهری: تار، فرزاد مرادی: خواننده، قوپوز، تارباس، دهل، تامبورین، دوتار، سه‌تار، رضا عابدیان: کمانچه و تارباس آرشه‌ای، بهزاد مرادی: خواننده، دف، دهل، قوپوز، کوزه، طاس، تامبورین، دسرکتن، پیران مهاجری: عود و دهلک، سحر ابراهیم: قانون، اکبر اسماعیلی‌پور: تار، محمد مظهری: کمانچه، سارا نادری: دوتار، رباب، سه‌تار، پیپه، دسرکوتن و دایره، یاور احمدی‌فر: دف، دایره، دهل و پیپه، کاوه سروریان: سرنا، بالابان، نی، ‌لبک، سارا احمدی: دف و سازهای کوبه‌ای و لیلا مرات: مدیر گروه است.