توهین تلویزیون و مجری شبکه آموزش به محسن چاوشی

melodymag

شبکه آموزش در در یکی از برنامه های خود تصاویری از سگ های ولگرد پخش کرد که قطعاتی از آلبوم سنتوری روی آن میکس شده بود به شکلی که به نظر می رسید این سگ ها در حال آواز خواندن هستند.

به نقل از مشرق نیوز بعد از پخش تصاویر، مجری برنامه با ذوق و شوق گفت: این سگ با صدای خشدارش ناله می کرد: پیر شدم پیر تو ای جوانی!

متوجه نشدیم چرا باید صدای یک خواننده که بارها قطعاتی زیبا و دلنشین را در وصف امامان معصوم(ع)، شهدا و خاک کشورمان خوانده بر روی تصویر یک سگ مونتاژ کنند. شاید مدیران صداوسیما از این که چند وقت پیش این خواننده نسبت به پخش بدون اجازه آثارش از تلویزیون گلایه کرد، خوششان نیامده و این گونه پاسخش را دادند.

محسن چاووشی فعالیت رسمی خود را از سال ۸۷ و با آلبوم “یک شاخه نیلوفر” آغاز کرد و تا امروز در کنار آلبوم های خود بانی انتشار سه آلبوم مناسبتی و زیبا به نام های دلصدا( در وصف رشادت رزمندگان دفاع مقدس)، سلام آقا (در وصف شهدای گرانقدر کربلا) و هشت( عرض ارادت به امام هشتم) شده است.

بررسی ریشه‌های روانی در سبک‌ها و رویکردهای جدید محسن چاووشی

melodymag

  • آسمان به سادگی دلالت بر ناممکن بودن کلاغ‌ها دارد (فرانتس کافکا)
  • امیر ضرابی/مجله موسیقی ملودی:‌ هرکس با منش و شیوه‌ای زندگی می‌کند که در راستای فعالیت‌هایش گام برمی‌دارد. زندگی یک هنرمند از نوع خواننده‌اش با مسلک‌هایی خاص گره می‌خورد که می‌توان از طریق سبک زندگی وی، واکاوی‌اش کرد. همان‌طور که مطرح شد، مسلک و سبک زندگی هرکسی هم‌سوی فعالت‌هایش بوده که از این وادی می‌توان کارهای خوانده شده از یک خواننده را هم‌سنگ هنر و فعالیت‌اش دانست و از سوی دیگر سبک کارهای وی را در زمره مسالک او جای داد. پرداختن به حیطه سبک و سیاق خوانندگی بیش‌تر از آن‌که دست‌خوش نگاه نقدگرایانه و فنی‌بینانه باشد به خصلت‌های روانی هنرمند (خواننده) باز می‌گردد. به شخصیت خودبیانگر (Self-Definition) و جامعه‌بیانگر (Social-Definition) باز می‌گردد (وینتر و استوارت ۱۹۷۴). تحت حوزه اکتیو و یا پسیو بودن روحیه‌ی خواننده تفسیر خواهد شد. تلویحا، رسیدن به یک سبک الزامی نبوده و یک خواننده می‌تواند به سبک‌های مختلفی چنگ بزند. راک و پاپ بودن مهم نیست، کلاسیک و تلفیقی بودنش نیز مدنظر نیست چرا که مقوله موسیقی اساسا از دو دیدگاه خواننده و شنونده مطرح می‌شود. به همین دلیل وجود سبکب واحد برای یک خواننده، به مخاطب عام و خاص او باز می‌گردد که تا چه حد این روند را برتابند.
  • محسن چاووشی: دیگر کارهای “هاوس” از من نخواهید شنید!

گرایش این روزهای محسن چاووشی به سبک‌های تحت حوزه راک، آن‌هم به دلیل و اسباب مختلف که در ادامه بدان پرداخته شده از سویی سبب شده که مخاطبان خاص وی که به دسته هواداران تعبیر می‌شوند، بیش از پیش تمجیدهایشان را روانه حنجره وی کنند و از سویی دیگر یک مخاطب عام را هنوز درگیر آثاری چون: نفرین، سه‌شنبه‌ها،کم‌تحمل و امثالهم نگه دارد. البته شاید نقش افرادی که گوش سپردن به تراک‌های راک (نه در مایه‌های Pink Floid) را دست‌مایه‌ی به‌روز بودن خود قرار داده‌اند، دست‌کم گرفت!. چندی پیش م.یگانه در مصاحبه‌ای تند و بی‌پروا، تغییر سبک چاووشی از پاپ محض به راک نسبتا محض را نقطه ضعف کارهای او برشمرد (به عنوان یک مخاطب عام که حرفش شنیده می‌شود!) و از آن‌طرف مخاطبان خاص م.چاووشی بیش‌تر به تراک‌هایی با رنگ و بوی راک مثل “هر روز پاییزه” روی خوش نشان می‌دهند و این به مرور زمان اثرات خودش را می‌گذارد تا این‌که م.چاووشی با روحیه‌ی خودبیانگری و به عقیده مارشال ریو (Marshal Reeve) روان‌شناس انگیزش درونی، با یک منبع علیت درونی، پس از دوره‌ی ۵ ساله مجاز بودنش تصمیم قطع به ترک برخی سبک‌ها من جمله هاوس می‌گیرد (تراک‌هایی شبیه حریص و چمدون). این موضوع که تا چه اندازه تحت یک انگیزه درونی بوده و یا یک منبع کنترل از جانب هواداران و به تبع آن واکنش‌پذیری شخص چاووشی نسبت به آن‌ها، بیش‌تر به یک سوبژه می‌ماند تا اوبژه! بررسی آن اجتناب‌ناپذیر لیکن تفسیر آن آسان نیست. تنها چیزی که مسلم است، م.چاووشی برخلاف دیگر خواننده‌های هم‌ردیف و طراز خودش قدری بیش از اندازه از هواداران نزدیک خودش سیگنال می‌گیرد! و این موجب می‌شود که منبع علیت درونی وی جای‌گاهش را به کنترلی بیرونی بخشد که نتیجه‌اش می‌شود آلبوم‌هایی نظیر پرچم هفت‌صد رنگ سفید(!) و یا حریص که بیش‌تر میدان به رخ کشیدن تنظیم‌ها و البته تغییر لحن و خوانش خود شخص اوست. در پایان می‌توان این انتظار را داشت که طبق آخرین گفته‌های او در باب گرایش به سبک سافت راک، دریچه‌ای گشوده می‌شود به سمت همان علیت‌های درونی که منشا آن را شاید بتوان به طرف سال‌ها قبل و تجربه‌های پیشین او سوق داد.

محسن چاووشی دهه ۹۰ همان آسمانی است که کلاغ‌ها حتا قادر به سیاه‌نمودن گوشه‌ای از آن نخواهند بود.

  • امیر ضرابی/مجله موسیقی ملودی

روز عصیان؛ نیم نوشته ای در باب اجرای کنسرت محسن چاووشی

melodymag

آفریدن؛ هر موجودی را خداگون میکند. و هیچ ارضایی لذتبخش تر از رضایت از آفرینش نیست!

با خلق کردن است که لمحه ای از جاودانگی را تجربه میکنی…
با مخلوق هایت میتوانی خود را از بند زمان و مکان، جسم و روان خلاص کنی و در آسمان هستی برای همیشه پرسه بزنی…
با دیگران سهیم می شوی و به دنیا چیزی می افزایی…
و تو دنیا را پُر کردی از خود!
کنج آن استودیو، جایی که “کی‌بورد” افسانه‌ای‌ات را گذاشتی، آرام می نشینی و کلیدهای بی طاقت و دلتنگ ِ انگشتانت را لمس می‌کنی…
این تشویش ها و پُر بودن ها، این لبریز بودن ها را فقط خالقی چون تو تجربه می‌کند. آری زاده می شود، ملودی از میان پنجه هایت سر ریز می‌شود و فضای اتاق را پر میکند و بار دیگر نوزاد دیگری را به دنیا تقدیم می‌کنی….
گاهی هم شبها فرشته ها بی اجازه و یواشکی به استودیو سر میزنند و صدایشان ناآگاهانه در میان “پروانه “هایت ، همراه صدای شر شر باران ضبط می‌شود!
نمیدانم شب ها چند بار از ترس بمباران و خراب شدن آوار بر سرت از خواب می پری، شاید هم برای همین است که تا صبح مشغول آفرینش میشوی و در بیشتر عکس ها چشمانت کاسه ی خون است!
ملودی های بعد از یک کابوس انگار زخمی ترند، نه؟
می بینم! می بینم آن روز را که همگی زیر یک سقف جمع شده ایم و تو برایمان بی مهابا فریاد میزنی و پای بر زمین میکوبی، و ما دیوانگانِ آن دالان تنگ و پیچ آ پیچ ، اشک و هق هق و همصدایی مان را نثارت میکنیم .
آری،
آن شب، شب معراج است. شب به اشراق رسیدن مان!
شبی که تو تماما خالی میشوی و ما نیز هم! شبی که انتهایش جز سکوت ژرف چیزی باقی نمی ماند.
از اتاق بی پنجره ات بیرون بیا!
دیگر نیازی به اثبات نیست که تو اگر تنها یک آهنگ هم میخواندی، کار ما را تمام میکردی!کار دل که باشی تمام است عزیزم!
بیا و این بار رو در رو زخمهایت را با ما در میان بگذار
بیا و از دردهای مشترکمان بگو
از گله ها و بی خوابی ها، از مرگ گل ها و ریزش پُل ها !
بجنب!
تا وقتی به زخم نور و هوا نرسانی التیام نمی یابد و چرکین تر میشود یاغی جان!
بیا که این بغض های سرخورده، گندید در این حنجره!
تا به کی سازش؟ تا به کی سکوت؟

تا به کی شرم؟ تا به کی خجالت؟
خجالت از دوگانگی می آید، ولی ما که یگانه ایم؟ نیستیم؟
گور پدر تمام رسانه های پُر بغض و نقادان پر ادعا !
بیا و تمام شب را فالش بخوان!
بیا و اجرای کنسرت را خراب کن!
میدانی که این چیزها ارزشی ندارد! که ما درون را می نگریم و حال را …
و تو حال خوب ِ مایی

  • علی اسفندیار/مجله موسیقی ملودی

نقدی بر آلبوم جدید محسن چاوشی؛ من خود آن سیزدهم

mohsen-chavoshi

نقد آلبوم (من خود آن سیزدهم) محسن چاووشی به نگاشته علی اسفندیار و امیرضرابی را با هم در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم:

نگاهی به اسامی شاعران می‌اندازم. از وحشی بافقی تا مولانا! از واسوخت‌سُرای پُر آوازه دیار یزد تا شاعری که بیشتر عاشق است تا عارف!

وحشی: تکیه و تاکید‌های پایانی هر مصرع (غلط، عبث، بد، خطا) و آن از دست معشوق ِ خونین‌دل، دست‌کشیدن‌ها و پریدن‌ها و رمیدن‌ها از شاخص‌های اشعار وحشی بافقی است که چه دل‌نشین و به‌جا توسط واسوخت‌خوان‌ترین جوان موسیقی ایران خوانده شد! شاید روح وحشی بافقی‌ست که در جسم و جان چاووشی حلول کرده و شاید هم بالعکس، چاوشی در زیر لایه‌های این اشعار آنقدر فرو رفته که این‌چنین، کلامی که می‌خواند قابل باور و پذیرش است. حالا می‌خواهد هر چقدر هم قدیمی و خاک‌گرفته باشند این حرف‌ها.

مولانا: هیچ‌وقت نمی‌توانستم تصور کنم که تلفیق مولانا و چاووشی چنین شاه‌کار دل‌نشین و متفاوتی از آب درآید:”کو به کو”. کار هوشمندانه‌ی ترکیب دو تا از بهترین غزل‌های دیوان شمس و ملودی‌گذاری بر روی وزن‌های عروضی و کلاسیک بیش از پیش نشان داد که چاووشی ملودی‌ساز قهاری‌ست و باید نامش را هم ردیف افرادی چون سیاوش قمیشی، فرید زلاند و حسن شماعی‌زاده قرار داد. لرزش‌های این صدا در هنگام ادای کلمات “خاص و خلاص”  رعشه‌های لذت‌آوری به شنونده منتقل می‌کند و آن “از بر ما گریختی” مانند تلنگری بر تنگ ماهی، آدم را می‌لرزاند و سرهوش می‌آورد. مولانا برای اهل موسیقی پاپ و راک همیشه مایه دردسر بوده! اشعار مولانا دنیای غریب و لامکانی دارد و گزینش و تاویل و تفسیر اشعارش کار هرکسی نیست و این باعث شده بر حق این اشعار ستم‌های زیادی، چه در حوزه ی موسیقی پاپ و راک وچه در حوزه فلسفه وعرفان، برود. ولی چاووشی که قدر هنر و زیبایی را می داند به خود اجازه چنین مداخله‌ای را نمی‌دهد. خودش را به دست مولانا می‌سپارد و این را می‌توان از ملودی قراضه‌چین به خوبی حس کرد. چاووشی بدون هیچ تاویل و دست بردن به مفاهیم مولانا خودش را به دنیای اشعار او می‌سپارد و حتا با کمک گرفتن از تنبور و دف و نواهای موسیقی اصیل ایرانی فضا را برای شنونده آماده می‌سازد. وقتی می‌شنوم”شیرمردا”، می‌گویم اجتماعی ‌رین آهنگ چاووشی! آن هم به مدد آرایه‌ها و کنایات بی‌نظیر حضرت مولانا که سبب شد این شعر به سلامت از فیلترینگ ارشاد گذر کند و به گوش ما برسد.

شهریار: عاشقانه‌های پر سوز و گداز این آلبوم به عهده شهریار است. وقتی یک جوان مجرد می‌خواند “تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار/ گشتم آواره  و ترک سر و همسر کردم” و یا “تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم” خیلی متاثر کننده است. انتخاب این اشعار در گذشته و زمانی که چاووشی هنوز ازدواج نکرده بود نشان از هم‌ذات پنداری عمیق و نزدیکی است که خالق اثر با کلام شهریار پیدا کرده است. ملودی‌هایی که چاووشی بر روی این دو شعر گذاشته به راستی در خور و شایسته است ولی افسوس که تنظیم پر از کلارینت شهاب اکبری هیچ کمک شایانی به فضای شعر زیبای من خود آن سیزدهم نمی‌کند. شاید هدف و تفکرِ در پس این تنظیم، ناشی از تلاش نافرجام شهاب اکبری برای نزدیک کردن حال و هوای این تراک به سمت و سوی موسیقی نواحی آذربایجان  که زادگاه شهریار است، باشد که متاسفانه، آدم را به یاد موسیقی متن فیلم‌های ترکیه‌ای می اندازد و شنونده را به دست حسرت می‌سپارد و حریص می‌کند برای شنیدن تنظیم‌های پیشین این کار (شاید تنظیم محمدرضا آهاری در گوشه‌ای از آن استدیو دارد خاک می خورد…)

باباطاهر: نگار باباطاهر همدانی شاید نقطه جوش خیلی از آنهایی باشد که چاووشی گوش نمی‌دهند. آهنگی که ملودی شیرین در مایه‌های دشتی و تنظیمی در حال و هوای ملودی و موسیقی دهه‌های گذشته دارد. این شاخصه‌ها باعث گوش‌آشنا بودن این آهنگ می‌شود و خیلی‌ها که شاید اصلن از چاووشی خوششان نمی آید را جذب خود می‌کند که ممکن است این کشش دریچه‌ای برای ورود به دنیای موسیقی چاووشی باشد!

خیام: ترس از کاور بودن تنظیم را که کنار بگذاریم، بهترین شیوه برای بیان این چهار بیت همین تنظیم شهاب اکبری است! چهار بیت از خیام بزرگ. بزرگ به اندازه‌ی شکسپیر و گوته و حافظ! رباعیات خیام یکی از پر فروش ترین کتاب‌های دنیاست. چه انتخابی بهتر از این برای اتمام یک مجموعه‌ی موسیقیایی فاخر؟ دو رباعی هشداردهنده و انذارکننده! مخاطبش هم آدمی است! بشر، موجودی که هیچ‌گاه از گذشتگانش درس نمی‌گیرد و دائمن در تلاطم و اغتشاش و خون و خون‌ریزی‌ست. این صدا چه طنین حماسه‌واری دارد! طنینی که در هیچ کدام از آهنگ‌های گذشته از او نشنیده بودیم و باید به چاووشی تبریک گفت که به جای دست‌کاری بیش از اندازه، گلویش را جایگاه فریاد خیام کرد و خطاب به سران و سردم‌داران چنین نکوهشی را سرداد : “شاهان و سران و سروران زیر گلند”

بعد از این آلبوم ، کار برای ادامه دو چندان سخت خواهد شد! گوش‌هایی که از حنجره عزیزش چنین کلام و چنین اشعاری نوش می‌کنند برای‌شان سخت خواهد بود که ترانه‌ای هم‌چون “خلیج ایرانی” (که یک مشت کلمات بی‌معنی و درهم و برهم مثل “آزادی” و “آبادی” را با هم مخلوط کرده بود.) را به جان بخرند. این آلبوم می‌تواند به منزله نقطه صعود ِ دیگری باشد و وانگهی حتا می‌تواند آغاز یک زوال بی‌برگشت را هشدار دهد. انتخاب با خود اوست. یا یک “شیرمرد” بماند یا یک “مردم آزار” شود !

  • کاور، بایسته‌ها و شایسته‌ها:

عابد بسطامی بیشتر از این‌که در زمینه موسیقی مهارت داشته باشد، طراح خوبی است (فرزاد متین/طراح کاور آلبوم ژاکت محسن چاووشی/ مصاحبه باوبسایت چاووشی ها/ دی‌ماه ۱۳۹۰).
و اینک پس از پنج سال بازگشته تا همان نام‌واره (لوگوتایپ) لنگه‌کفش و متاسفم را به رخ این انبوهه خیره‌سر بکشاند! طراح و خواننده این‌بار دست‌به‌یکی کرده تا سِنس نیمه اول دهه هشتاد را به خریداران این حس تسری دهند. چشمک‌زدن‌های خواننده پیش از ریلیز آلبوم و اشاره‌هایی به کاور خاصش این‌بار بیشتر حواس‌ها را پرت خود می‌کند(!). بعد از سورمه‌ای – سفید بودن و فیروزه‌ای – قهوه‌ای شدن و گشتن به سمت زرد – مشکی، این‌بار لجنی(=یشمی)، عابد بسطامی می‌آید، تا نوید خاص‌بودن را بدهد!
پیش از بررسی (نمودار سینوسی، نقطه عطف):
رنگ‌بندی مناسب، تبلیغلات ناشیانه، قوت مقوایی کاور، کدهای پیشواز، فونت نامناسب “من خود آن سیزدهم”، لوگوتایپ جذاب، تایپوگرافی ساده و گیرا، تصویر نه چندان جالب رو، عدم مفهوم‌سازی روی جلد، عکس جذاب استند، پرتی ولت‌ها، تکرار “من خود آن سیزدهم”های پایین کاور…
با رعایت حدود انصاف و درنظرگرفتن حس مثبت به طراح کاور نیز، مابه ازای هر پوئن مثبت در فاکتورهای منفی از موانع گرفتن امتیاز کامل در طراحی خواهد بود. روتین شدن تبلیغات آلبومی (منهای مزیت‌های آن برای تهییه کننده) یک ضعف است! البته نه از جانب طراح.(طراح فقط عامل است). لیکن وجود کدهای پیشواز (که شاید) سود چندانی به دنبالش نیست، بیش از پیش بر نقاط ضعف یک طراحی پافشاری کند. که البته در این یک مورد، ترکیبی از زرد ایرانسلی(!) و یشمی زمینه (این رنگ در برخی کاورها تیره‌تر و دربعضی روشن‌تر مشاهده شد)، در نگاه نخست قدری از آن ذوق‌شکنی بکاهد. فونت کوفی “سیزده” کشیده شده در استند ۲ و ۳ آن هم با تاری حدودن ۶۵ درصد و درحاله‌ای از ابهام بودنش به نوعی تداعی‌گر نحوست این “۱۲+۱” است(!)
هرچند لیست نوازندگان (که معمولن در بک کاور درج می‌شود) و آن تیبل پررنگ کدها سبب پرکردن فضاهای پرت استندها شده، اما می‌توانست جای خود را به ابیات دهد. عکس افکتیو و اسپلش شده و چه بسا خاص (خاص نه هم‌سنگ سلطان!) در استند چهارم می‌توانست جای‌گزین عکس بی‌حال روی کاور باشد! تا بیننده به هنر هرچه بیشتر طراح واقف شود. این است که نمودار سینوسی خوبی‌ها و بدی‌ها این‌بار با هم‌سویی نکات مثبت و منفی در نقطه عطف قرار می‌گیرد و همین حد تعادل، بستر را برای پیشرفت‌های آتی فراهم می‌کند (انشاا…).

  • علی اسفندیار – امیرضرابی/مجله موسیقی ملودی

نقدی بر آهنگ جدید محسن چاووشی با نام «مترو»

melodymag

«محسن چاووشی» خواننده پرطرفدار کشور، چند روز پیش به مناسبت تولد خود آهنگ جدیدش با نام «مترو» را منتشر و آن‌را به هوادارانِ خود تقدیم کرد. نقد «امیر ضرابی» یکی از هواداران این خواننده در مورد آهنگ جدید وی را در مجله موسیقی ملودی با هم می‌خوانیم.

محسن چاووشی که این‌روزها یکی از برجسته‌ترین خوانندگان راک، رسته از پاپ محسوب می‌گردد این‌بار با اجرای قطعه مترو آن‌هم به مناسبت روز تولدش و تقدیم به تمام مخاطبانش بیش از پیش قدم در راه موسیقی راک گذاشته و بی‌وقفه در این سبک کاری به پیش می‌رود.

قطعه مترو این‌بار با سبکی جدید با شعری از خود خواننده (محسن چاووشی) و تنظیم اشتراکی محسن چاووشی و اشکان دباغ و با نوازندگی گیتار الکتریک مسعود همایونی و گیتار آکوستیک کیان ایرجی و میکس‌ و مسترینگ امیر جمال‌فرد برای دانلود روی صفحه‌های مجازی قرار گرفت.

این تراک کوتاه (۲:۴۰) با شعری نسبتا قافیه‌دار و با رنگ و لعابی از پست‌مدرنیسم، جلوه‌گر عشقی رنگین در پس صداهای نخراشیده گیتارالکتریک است که البته اقتضای اشعار این‌چنینی (در سبک پست‌مدرنیسم) نیز به همین‌گونه است. البته نباید ناگفته بماند که تکرار عبارت «به تو فکر می‌کنم و به تو فکر می‌کنم» قدری از قدرت و گیرایی ترانه کاسته و باعث واپس‌زنی شنونده می‌شود. اما صدای نخراشیده ساز را شاید بتوان به پای ناپختگی نوازنده در این حیطه گذاشت و قدری به آن نقد وارد کرد.

اگر در زمینه نوازندگی آن‌هم گیتارالکتریک از «شاهرخ پورمیامی» یا «سیامک شکوری» در این تراک بهره برده می‌شد سبب قوت هرچه بیشتر و انسجامی با شدت و حدت افزون‌تری می‌گردید.

امیر جمال‌فرد با میکس و مستر نسبتا خوب و گیرا توانست در این‌زمینه گوش‌ها را از ناملایمات پاک‌سازی و نمره قبولی را کسب کند. و اما اشکان دباغ که عضو جدیدالورود به تیم کاری محسن چاووشی‌ست با تنظیمی اشتراکی که با خود چاووشی رقم زد توانست پایه‌های کاری خود را مستحکم‌تر کند. البته نباید ناگفته بماند که به احتمال قوی اشکال دباغ در تنظیم قطعه فولک‌لری که محسن چاووشی گنجانده شدنش را در آلبوم «پرچم سفید» مقرر کرده بود و به دلایلی حذف شد نیز دخیل بوده و به احتمال زیاد، میکس و مستر آن را نیز دامون دهقانی عهده‌دار بوده است.

  • امیر ضرابی/ مجله موسیقی ملودی

ترافیک ستاره‌های موسیقی در آلبوم «دل صدا»

del-seda

آلبوم «دل صدا» با حضور ستاره های موسیقی پاپ یکی از مهمترین آثار موسیقی در زمینه دفاع مقدس محسوب می شود، بهنام صفوی از تجربه حضور در این آلبوم که قرار است اواخر آذر وارد بازار موسیقی شود، می گوید.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از روزنامه هفت‌صبح، تولید آلبوم های گروهی یا چندخواننده ای در ایران تبدیل به یک سنت شده است. چندسالی هست که به مناسبت های مختلف تهیه کننده هایی پیدا می شوند که خواننده های نامدار را کنار یکدیگر جمع می کنند و یک آلبوم مناسبتی و به ظاهر متفاوت منتشر می کنند. «دل صدا» هم آلبومی از همین جنس است. آلبومی مانند «خاص» و «سلام آقا»؛ البته این بار به بهانه دفاع مقدس، حدود سه ماهی می شود که تولید آلبوم به صورت چراغ خاموش شروع شده است اما با این حال حواشی زیادی هم به دنبال داشته است.
در ابتدا صحبت هایی مبنی بر این که ستاره های دیگری مثل بنیامین و مازیار فلاحی هم حضور داشته باشند، شنیده می شد اما خواننده هایی که در این آلبوم حضور دارند برخی از پایه های مهم آلبوم های گروهی هستند. در این آلبوم که هر خواننده ای تنها سهم اجرای یک ترانه را داشته، اغلب خواننده ها مسئولیت کارهای خود را مثل آهنگسازی و تنظیم را خود برعهده داشته اند و به همین منظور کمتر خواننده ای از فضای کار خواننده دیگر اطلاع دارد.

این برای اولین بار است که مدیران حوزه دفاع مقدس تصمیم گرفته اند به سراغ موسیقی پاپ بروند. تعدادی از ستاره های پاپ سعی کردند به شیوه متفاوتی ازسال های جنگ حرف بزنند. محسن چاوشی، فرزاد فرزین، بهنام صفوی، شهاب رمضان، مهدی یغمایی و فریدون آسرایی از فعالان این عرصه، هرکدام با اجرای یک قطعه احساس تعلق خاطر خود را نسبت به این موضوع نشان می دهند. بهنام صفوی از چگونگی پیوستن اش به این آلبومن و حرف هایی که در این سال ها می خواسته عنوان کند، می گوید…

  • منتظر یک فرصت بودم

بهنام صفوی، خواننده این آلبوم که پیش از این هم با همکاری در آلبوم «خاص» در کنار محسن چاووشی، علی اصحابی، رضا یزدانی حضور داشت از چگونگی پیوستن اش به دومین آلبوم گروهی اش می گوید: «زمانی که از طرف موسسه «بشارت حق» با من تماس گرفتند تا کاری را برای دفاع مقدس بسازم، احساس کردم مدت ها منتظر چنین پیشنهادی بودم تا به نوعی تشکر و تقدیرم را نسبت به شهدای هشت سال دفاع مقدس ابراز کنم. چون به هر حال سال های جنگ برای هر ایرانی یک ارزش محسوب می شود که به نظرم اگر هر شخص دیگری با چنین پیشنهادی مواجه می شد، نمی توانست آن را رد کند. در کنار این مسئله مهم حضور خواننده های دیگر این آلبوم از امتیازهای مهم آن محسوب می شد. خوشبختانه همه کسانی که در این آلبوم حضور دارند از همدوره های همدیگر هستند و تا حدودی شروع فعالیت هایمان هم در موسیقی در یک دوره بود.»

pop-stars

  • حس نزدیک شدن به آن دوران

بهنام صفوی که خود در آبادان به دنیا آمده و خاطرات بسیاری هم از لحظات جنگ در ذهنش مانده، سعی بر این داشته تا حس نزدیکی به آن دوران را عمیق تر در ترانه اش جای دهد: «از آنجایی که پذیرفتن این کار از همان ابتدا هم احساس مسئولیت بالایی را می طلبید، هریک از ما ا بتدا باید حس قرارگرفتن در آن مقطع را در وجودمان ایجاد می کردیم تا بتوانیم با اجرا و ارائه اش حس کنیم که واقعیت ها را زنده نگه داشته ایم و باید برای نسل جدید بازگو کنیم.»

  • توجه به سلیقه های مردمی

یکی از امتیازهای مهم این آلبوم همانطور که بیش از هر مسئله دیگری آشکار است، حضور خواننده های مطرح پاپ است که هریک با اجرای یک ترک سهم مهمی شاید در موفقیت آن داشته باشند: «نکته بسیار مهمی که شاید این نوع آلبوم ها در بازار به موفقیت نسبتا بالایی دست پیدا می کنند؛ درنظرگرفتن سلیقه های مردمی است تا آنها به خاطر اینکه خواننده دلخواهشان در اثری حضور دارد و می خواهند کار جدید او را گوش دهند به طروف آن بروند، چون به هر حال هر خواننده ای مخاطب خاص خودش را دارد.

البته در مقابل این قضیه، عده ای هم به این خاطر که خواننده های متعددی در یک آلبوم حضور دارند به طرف آن می روند. به همین منظور معتقدم که درصد مخاطبان آلبوم های گروهی، تقریبا بالاست. باتوجه به اینکه تنها هدفی که برای آلبوم های گروهی از ابتدا در نظر گرفته می شود، جمع شدن عده ای از خوانندگان در یک مجموعه است تا همه بخواهند در رابطه با موضوع واحد و مشخصی صحبت کنند اما نباید فراموش کرد، تنها مسئله ای که چه در کارهای گروهی و چه انفرادی مهم است و باید به آن توجه شود، تولید و ارائه یک اثر خوب و ماندگار است.»

  • تفاوت در اجرا و لحن

صفوی، در رابطه با ترک «طاقت ندارم» و اصولی که سعی کرده در ساخت این قطعه به آنها توجه کند، می گوید: «شعر این قطعه را سید محمد کاظمی سروده که آهنگسازی و تنظیم اش را هم خودم به عهده گرفتم. باتوجه به اینکه حین انجام کار سعی بر این داشتم که زیاد به بازار توجه نکنم تا چه کاری با استقبال مواجه می شود و چه کاری نه؛ مهم ترین مسئله این بود که خیلی تلاش کردم «طاقت ندارم» با دیگر کارهایم در نوع اجرا و لحن اش متفاوت باشد. این کار در ابتدا با کلام شروع می شود که در ادامه، داستان در قالب یک ترانه روایت می شود».

  • تشخیص از روی احساس

از نظر صفوی در سال های اخیر، توجه مردم نسبت به موسیقی و دیدگاهشان نست به آن دچار تغییراتی بوده: «به نظرم این سال ها دیدگاه و نگرش مردم نسبت به موسیقی خیلی بهتر شده و احساس می کنم مردم حتی دقیق تر هم به موسیقی گوش می کنند. اما اغلب مردم هیچ نوع شناختی از ساختار و ترکیب موسیقی که به آن گوش می دهند، ندارند و اغلب فقط شنونده صرف هستند. حتی اگر شنونده ای هم تشخیص دهد که چه نوع کاری خوب است یا بد، یقیا از روی احساسش گفته است.»

  • باید موسیقی هم در مدارس آموزش داده شود

از نظر او این بی توجهی باید به صورت ریشه ای بررسی شود: «باتوجه به اینکه درصد مخاطبان و هنردوستان در کشور مان بالاست، همانطور که می دانید ما کمتر رسانه اطلاعاتی در اختیار داریم که به موسیقی و اخبار موسیقی بپردازد، چون به غیر از دو سایت و مجله موسیقی رسانه دیگری نداریم که به صورت جدی به موسیقی بپردازد. البته چه خوب بود که موسیقی هم مثل نقاشی و خطاطی از همان ابتدا در مدرسه ها آموزش داده می شد و این هنر هم از جایگاه بسیار مهمتری برخوردار می شد. چون اگر از ابتدا تعریف کارآمدتری از موسیقی ارائه می دادند، به تدریج مردم هم با سبک های موسیقی آشنا می شدند و این شناخت هم با آنها و فرهنگشان عجین می شد.»

behnam-safavi

  • تبعیض های تبلیغاتی

از نظر او موسیقی در این سال ها به گونه ای رشد کرده که در حال حاضر رقابت بین خواننده های پاپ بیش از هر عرصه دیگری و آلبوم هایشان در فصل هایی که عرضه می شوند، بیشتر احساس می شود: «متاسفانه ما خواننده ها به خاطر برخوردار نبودن از تبلیغات محیطی، بیشترین ضربه ها را می خوریم که این مسئله بسیار برای اهالی موسیقی آزاردهنده است. درصورتی که در تمام مناطق شهر تبلیغات و بیلبوردهای سینمایی را می بینیم که هنرپیشه ها با آرایش های عجیب و افتضاحی در معرض دید مردم قرار می گیرند. در حالی که در هیچ یک از این مناطق حیت یک بیلبورد کنسرت و آلبوم هم وجود ندارد. متاسفانه این تبعیض ها باعث عدم یکدستی در کشورمان می شود که همین تبعیض ها بین فعالان این دو عرصه، به مسئله ای آزاردهنده برای قشر ما تبدیل شده.»

  • ما احتیاج به معروف شدن نداریم!

او در ادامه درباره این تبعیض ها توضیح می دهد: «باتوجه به اینکه هنرپیشه همیشه از کانال هایی چون نصب بیلبوردهایشان سر در سینماها، مجله و روزنامه ها همیشه در معرض دید قرار دارند اما نمی دانم چرا فقط نسبت به ما که می خواهیم تبلیغاتی برای کارهایمان کنیم تا مردم اطلاعات بیشتری نسبت به آن داشته باشند، کوتاهی می کنند و این مسئله در این سال ها به داستان بلندبالایی تبدیل شده. البته خواننده ها نیازی به این مسئله ندارند که چهره هایشان بیشتر شناخته شود، چون معروفند اما آنها می خواهند کارهایشان معرفی شود چون واقعا ما خواننده ها در حال حاضر با کمترین امکاناتی، کارهایمان را به مردم تحویل می دهیم. درحالی که هریک از ما هم احتیاج داریم در رابطه با کارهایمان اطلاع رسانی کنیم ولی با فضای موجود مخاطب هم به نوعی از اینکه سریع تر با کاری ارتباط برقرار کند و بداند چه آلبوم و کنسرتی در چه زمانی می آید، بی نصیب می ماند.»

  • در حال و هوای آلبوم قبلی

از نظر او اهالی اصلی موسیقی مخالفتی با این موضوع ندارند: «من خودم همیشه پیگیر این قضیه هستم و می دانم اهالی موسیقی مشکلی با این قضیه ندارند و این اطرافیان هستند که عدم توجه به این مسئله را پررنگ تر کرده اند ولی من از طریق رسانه شما عنوان می کنم که مسئولان در رابطه با این مسئله بسیار مهم تصمیم جدی بگیرند.»

اما صفوی بعد از آلبوم «دل صدا» این روزها درگیر تولید و اتمام آلبوم جدیدش است تا به زودی آن را روانه بازار کند: «عشق من باش» آلبوم جدیدی است که در تلاشم انشاالله نیمه اول بهمن ماه آن را روانه بازار کنم. محتوای این آلبوم در راستای آلبوم قبلی ام «بگو دوستم داری» است که به صورت به روز شده تری تولید شده و امیر ارجینی و پگاه موسیقی شاعر و محمد کاظمی ترانه سرای آن هستند. سیروان و زانیار خسروی تنظیم این کار را به عهده گرفتند و خودم و شهاب رمضان هم ملودی و آهنگسازی را انجام دادیم.»

محسن چاوشی: آنها که پشت‌سرم حرف می‌زنند می‌فهمند که اشتباه کرده‌اند!

melodymag

صدای موزیک خیلی بلند است و بعضی حرف هایش را متوجه نمی‌شوم. معلوم است که برای انرژی گرفتن همیشه سراغ موسیقی می‌رود و انصافا هم همیشه نتیجه گرفته است. برایش لقب های جور واجوری از طرف هوادارانش انتخاب شده است. «سلطان» و «آقای خاص» تنها نمونه هایی از این القاب است ولی او نه رفتارهای خاصی دارد و نه مثل اغلب سلاطین خودش را می‌گیرد. خیلی «راحت تر» از آن چیزی است که همه فکر می‌کنند. موقع حرف زدن شمرده و آرام حرف می‌زند و لزومی‌ ندارد برای گرفتن جوابی «سروصدادار» اصرار داشته باشی. سکوت می‌کند و نگاهش را از چشم هایت می‌گیرد و لبخند محوی می‌زند. دو سال پیش هم که برای اولین بار رو به رویش نشسته بودم، همین رفتارها را داشت ولی آن روزها هنوز تا این حد از دسترس خارج نشده بود. هنوز تا این حد از رسانه ها ناامید نبود و بعضی اوقات روی جلد مجله ها آفتابی می‌شد.

یادش بود و می‌گفت: «آن سال ها هنوز به نظرم رسانه ها تا این حد گستردگی نداشتند». ظاهرا دل خوشی از آنها ندارد و زیاد وارد بحث های رسانه ای اش نمی‌شود. ولی همین که قانعش می‌کنم که هنوز هم هستند کسانی که برای طرف مصاحبه شونده احترام قائل اند و آن لبخند محو دیگر در صورتش دیده نمی‌شود، برای من کافی است.

این مصاحبه محتاج یک مقدمه بلندبالا و طولانی است که در آن همه مراحل عملی شدنش از لحظه شروع رایزنی ها برای گفت و گو تا اتمام پروژه، مو به‌مو عنوان شود. هفت خوانی که شاید خیلی ها نتوانند حتی فکرش را بکنند. ولی حالا همه آن ماجراها تمام شده و شما در حال خواندن این سطرها هستید. به همین چند خط بسنده می‌کنم. ناهمگونی بخشی از سوالات این گفت و گو را بگذارید به حساب اینکه یکی از شروط محسن چاوشی ضبط نشدن صدایش در این گفت و گو بود و هیچ فایل صوتی ای از این گفت و گو وجود ندارد. پس طبیعی است که بخش هایی از صحبت های استاد از دستم خارج شود و همین باعث بالا پایین شدن موضوعی و مفهومی‌ بخش هایی از آن شده است. صدای بلند موسیقی هم دلیل دیگری بود که مزید بر علت شد و محصول، همینی شد که می‌بینید. همه این کاستی ها را بگذارید به حساب آن روز بارانی لعنتی که ماشین تازه از کارواش برگشته چاوشی را به گند کشیده بود و حالش گرفته بود!

  • همیشه پر حرف و حدیث ترین ماجرا درمورد تو این است که گفته می‌شود روحیات خاصی داری و معمولا نمی‌شود واکنشت را در قبال مسائل مختلف پیش بینی کرد. ولی در یک مورد تقریبا این قانون نقض شده و آن هم زمانی که صحبت جنگ و خرمشهر می‌شود. آن وقت است که لحن تو عوض می‌شود و بهم می‌ریزی. دلیل این حساسیتت به خرمشهر و جنگ چیست؟

هرکسی شهرش را دوست دارد و عرق خاصی به زادگاهش دارد. من همان حسی را دارم که همه مردم ایران به خرمشهر و جنگ دارند. اینکه چیز عجیبی نیست.

  • نوایی بوده که با شنیدن آن همیشه یاد خرمشهر و جنگ بیفتی و آن تصویرها اذیتت کنند؟

صدای سنج و دمام را که می‌شنوم، به حال و هوای آن زمان می‌روم.

  • بدترین و تلخ ترین خاطره تو از آن زمان و جنگ که همیشه از آن فراری بوده ای چیست؟

من یک قطعه ساخته ام به نام «پرچم سفید» که تمام اتفاقات و احساساتم را در آن قطعه درمورد جنگ بیان کرده ام. با انتشار آن خود به خود این سوال پاسخ داده خواهد شد. بگذار موضوعش همین طور سکرت باقی بماند.

  • پیشنهاد حضور در آلبوم «دلصدا» چطور و از طریق چه کسی مطرح شد؟

از موسسه «بشارت» با من تماس گرفتند و موضوع آلبوم را با من مطرح کردند و من هم پذیرفتم. به همین راحتی!

  • ده سال بعد وقتی دلصدا را گوش می‌کنی چه حسی به تو دست می‌دهد؟ دوست دارم آن حس لحظه تولد این اثر را بدانم.
    مطمئنا این حس، حس پشیمانی نخواهد بود.
  • این آلبوم را می‌شود نوعی ادای دین اهالی پاپ به جنگ و هشت سال دفاع مقدس دانست؟

جنگ یک موضوع اجتماعی است که همه مردم ایران با آن درگیر بوده اند. دوست داشتم هرچند تلخ ولی با انجام این کار و خواندنش خاطره ای از آن را برایشان تداعی کرده باشم و سهم کوچکی داشته باشم. حالا اسمش را اگر دوست داری بگذاری ادای دین، من مشکلی ندارم.

  • می‌دانم که هیچ وقت درمورد بقیه همکارانت صحبت نکرده و نمی‌کنی ولی این پروژه چون محتوایی مفهومی‌ دارد می‌خواهم درمورد بقیه خواننده هایی که در این آلبوم حضور دارند، نظرت را بدانم.
    همه زحمت کشیدند و خوشحالم که دوستانی دارم که به ارزش ها اهمیت می‌دهند.
  • برخلاف صحبت هایی که همیشه درمورد تو در رسانه ها شده، تو آدم انتقادپذیری هستی و به خاطر همین می‌خواهم از تو انتقادی کنم. علت اینکه معمولا در همه آلبوم های گروهی حضور داری ولی آلبوم شخصی خودت دیر به دیر در بازار منتشر می‌شود چیست؟

من کار گروهی را دوست دارم و همیشه از آن استقبال می‌کنم. معمولا کارهای گروهی تک تِرَک است و سفارشی. ولی آلبوم خودم نیاز به تمرکز و وقت بیشتری دارد. همین باعث قبول کردن این پیشنهادها می‌شود. تو مشکلی با این مسئله داری؟

  • نه ولی به نظرم همین حضورهای مقطعی و کوتاه آلبوم هایت را به تاخیر می‌اندازد.

آلبوم در مراحل آخر ساخت و تولید است.

  • درمورد آلبومت «پرچم سفید» اطلاعات کمی‌به بیرون درز کرده. ولی می‌خواهم از زبان خودت بشنوم که این آلبوم به جنگ و آن دوران و لحظات و تجربه های شخصی تو ربطی دارد؟ کمی‌ درمورد جزئیاتش صحبت می‌کنی؟

بله. به شدت مشغول تولید آلبوم جدیدم هستم و اسمش را هم «پرچم سفید» گذاشته ام. شعر پرچم سفید از حسین صفا است و تنظیم آن را نیز خودم انجام داده ام. جزئیات بیشتر هم به وقتش منتشر می‌شود.

  • برسیم به یکی از اصلی ترین مباحثی که در مورد تو این روزها مطرح است. ماجرای کنسرت ندادن تو بحث روز خیلی از محافل خبری است. خواننده ای هم که کنسرت ندهد، هزاران حرف و حدیث پشت سرش گفته می‌شود. اعم از اینکه صدایش ساختگی است و افکت دارد و… قرار نیست بالاخره این طلسم شکسته شود؟

نمی‌دانم چرا برای دیگران مسائل خصوصی من مهم است. من هیچ وقت به حرف و حدیث ها و حتی حاشیه ها اهمیت نداده ام و سعی می‌کنم کار خودم را انجام دهم. این حرف را به خاطر هوادارانم می‌زنم نه به خاطر حرف و حدیث هایی که وجود دارد و تو درمورد آنها صحبت می‌کنی. هروقت شرایطی که در ذهن من است مهیا شود با قدرت تمام کنسرت هم خواهم گذاشت. آن وقت همه آنهایی که پشت سر من حرف می‌زنند، می‌فهمند که چه اشتباهی کرده اند.

  • تک ترک های پرهیجان و قوی ای از قبیل «دیوار بی در» و «نخل های بی سر» را منتشر کرده ای که به شدت موردتوجه قرار گرفته اند. دوست دارم بدانم این روزها محسن چاوشی بیش از همه شبیه کدام یک از قطعاتش است؟

همه قطعات، حال و روز این روزهای من اند. من کار می‌سازم که مخاطبانم گوش کنند و موردتوجه شان قرار بگیرد. در ضمن من نباید نظر بدهم و این مردم هستند که باید هنرمند مورد علاقه شان را انتخاب کنند.

  • جواب سوالم را ندادی و می‌دانم دلیل جواب ندادنت هم چیست. بگذریم! گفته می‌شود برای پروژه های کاری، محسن چاوشی قیمت های نجومی‌و کلان دریافت می‌کند. در قبال این صحبت ها چه جوابی داری؟

دلیلش را باید از تهیه کننده ها بپرسید نه از من!

  • دلیلش احیانا این نیست که تو کنسرت نمی‌دهی و دیر به دیر هم آلبوم منتشر می‌کنی و برای گذران زندگی ات همیشه قیمت بالا می‌دهی؟

این سوال خیلی سوال شخصی ای است. مگر من از تو می‌پرسم که خرج زندگی ات را از کجا می‌آوری؟! اینکه خدا روزی رسان است، فقط یک حرف نیست…

  • از سوالم ناراحت شدی؟

نه ولی کلا این قبیل سوالات، سوالات درستی نیستند.

  • هیچ وقت از تجربه حضور در فیلم «سنتوری» صحبت نکردی. دلیلش همان روحیات خاص تو نیست که دوست نداری درمورد دیگران اظهارنظر کنی؟

قبل ترها درمورد سنتوری صحبت کرده ام. اما اگر مثل همیشه دنبال این هستی که آیا من با کسی مشکل دارم یا نه، باید بگویم مطمئن باش تا به حال با هیچ کدام از دوستان آن مجموعه هیچ مشکلی نداشته ام.

  • سوال آخرم هم درمورد نظرسنجی شبکه ایرانیان است که تو در آن رتبه اول بهترین خواننده جوان ایران را کسب کردی. آن لحظه چه احساسی به تو دست داد؟

اولا که از همه تشکر می‌کنم و صد البته احساس مسئولیتم بیشتر و بیشتر می‌شود. رابطه ای که بین من و مخاطبانم وجود دارد رابطه بسیار عجیب و غریبی است. آنها همیشه مرا شگفت زده می‌کنند. هیچ کس نمی‌دانم که من چقدر آنها را دوست دارم و به آنها احترام می‌گذارم و خوشحالم از اینکه به تصمیمات من احترام می‌گذارند و خوشحالم از اینکه آنها را دارم.

  • روزنامه تماشا

آلبوم سنتوری «محسن چاووشی» به بازار می‌آید

santoori

جدیدترین آلبوم محسن چاووشی، متشکل از ترانه‌های فیلم سنتوری و با آهنگسازی اردوان کامکار مهرماه وارد بازار موسیقی می‌شود.
به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از روابط عمومی شرکت پخش ایران‌گام، جدیدترین آلبوم محسن چاووشی با عنوان «سنتوری»، که در واقع بازاجرایی است از ترانه‌های فیلم سنتوری با صدای محسن چاووشی و آهنگسازی اردوان کامکار مهرماه وارد بازار موسیقی می‌شود.

این آلبوم به جز قطعات فیلم سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی، شامل قطعاتی از آلبوم‌های قدیمی از جمله «متاسفم»، «کلاغ» و «پائیز» محسن چاووشی می‌شود که برای اولین بار و با کیفیت بالا به صورت رسمی وارد بازار موسیقی می‌شوند.

محسن چاووشی پیش از این آلبوم‌های «یه شاخه نیلوفر»، «ژاکت» و «حریص» را وارد بازار کرده است که با استقبال زیاد علاقه‌مندان روبرو شد. سنتوری محصول سال ۱۳۸۵ به کارگردانی داریوش مهرجویی است که پس از اکران در جشنواره فیلم فجر توقیف شد. در آن زمان هنوز چاووشی هیچ آلبوم رسمی در بازار موسیقی نداشت و این فیلم یکی از دلایل شهرت و محبوبیت او در موسیقی به شمار می‌آید.

این آلبوم هم‌اکنون مراحل ضبط و میکس خود را پشت سر گذاشته و در مهرماه توسط شرکت ایران‌گام وارد بازار می‌شود.

نوآورانه یا دچار تکرار: نقدی بر آلبوم «حریص» از محسن چاوشی

mohsen-chavoshi_1

آلبوم «محسن چاوشی» با نام «حریص» در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ انتشار یافت و علاقمندان او منتظر بودند تا فضای تازه‌ای را در این آلبوم احساس کنند.
مکنونه صافی: یکی از نخستین نکاتی که در مورد آلبوم حریص از محسن چاوشی توجه‌ را به خود جلب می‌کند کاور آن است. برخلاف آلبوم‌های «یه شاخه نیلوفر» و «ژاکت» که کاور و طرح روی جلد بسیار ساده بود و به نظر می‌رسید که با عجله و بدون برنامه‌ریزی خاصی تهیه شده، کاور آلبوم حریص تصویر خود خواننده را دارد و به نظر می‌رسد که با وسواس بیشتری روی آن کار شده است.  زمانی که نگاهی به داخل آلبوم بیندازیم متوجه می‌شویم که مانند آلبوم «یه شاخه نیلوفر» متن تمامی آهنگ‌ها در کتابچه‌ی معرفی موجود است و وسواس چاوشی  بر روی کارهایش به‌طور کامل در گوشه گوشه‌ی آلبوم به چشم می‌خورد.
آهنگ‌سازی تمام قطعات آلبوم حریص، کار خود محسن چاوشی است، اما در کل این آلبوم به آن زیبایی که همه انتظارش را داشتند نبود. شاید بزرگ‌ترین ضعف آلبوم چاوشی، یک‌نواخت نبودن آهنگ‌هاست که مخاطب را گیج می‌کرد. چیزی که با وجود نقاط قوت آلبوم، بدجوری توی ذوق مخاطبان می‌زند. نکته‌ی بعدی، تنظیم‌های تکراری «کوشان حداد» است که اگرچه در آهنگ اول به دلیل متفاوت بودن، حس جالبی را به وجود می‌آورد اما به دلیل نبودنِ خلاقیت، قطعات بعدی تکراری به‌نظر می‌رسند. عناصر ناامیدی، تنفر و انزجار از خیانت نیز هنوز در آهنگ‌های چاوشی به چشم می‌خورد و شاید کمی قدیمی و نخ نما شده است.

  • قطعه‌ی چمدون، ترانه : امیر ارجینی – تنظیم : کوشان حداد

«چمدون» نخستین آهنگ آلبوم است و همان‌طور که از کوشان حداد انتظار می‌رفت «چمدون» را به‌صورتی جوان‌پسند و ریتمیک تنظیم کرده است. این  آهنگ شروعی خوب و حساب‌شده‌ است برای آلبومی که عمده‌ی مخاطبان آن‌را جوانان تشکیل می‌دهند. اما شاید ضعف بزرگ این قطعه، ترانه‌سرایی «امیر ارجینی» است که به نظر می‌رسد تا حدی باعث افت آهنگ شده است. گویا باید ارجینی را تمام شده دانست و از همان آهنگ «یه شاخه نیلوفر» می‌شد فهمید که او ترانه‌سرایی در حد و اندازه‌های چاوشی نیست. این در حالی‌ست که در تمام طول آهنگ، خواننده تلاش دارد ضعف شعر را با فراز و فرودهایش جبران کند.

    greedy

  • قطعه‌ی پروانه ها، ترانه : حسین صفا – تنظیم : محسن چاوشی

دومین آهنگ آلبوم حریص با تنظیم خود محسن چاوشی زیبایی خاصی پیدا کرده است. هر چند در آلبوم‌های قبلی که چاوشی کار تنظیم تمام قطعات را بر عهده داشت یک نکته به‌طور کامل مشخص بود: تکرار! و می‌شد آهنگ را حتا بدون گوش دادن به آن حدس زد. اما به نظر می‌رسد در این آلبوم، سپردن تنظیم به کوشان حداد فضای آلبوم را تا حدی عوض کرده است و در ۲ آهنگی که چاوشی در مقام تنظیم‌کننده قرار گرفته کاری بی نقص و بدیع را به معرض نمایش گذاشته ‌است.  این قطعه در ابتدا با نوختن سازهای بادی سنتی شروع میشود و چاوشی با ریتمی پایین و سنگین خواندن را آغاز می‌کند و درست در زمانی که شنونده حس می‌کند که ریتم تکراری و یک‌نواخت شده، با تغییری سریع، ریتم را تند می‌کند و همین زیبایی آهنگ را دوچندان کرده است . اما شاید نقص بزرگ این آهنگ هم شعر آن است. در شعر «حسین صفا» ترجیع‌بندها رعایت نشده است و هم‌چنان قافیه‌های شعر کمی بی‌ربط و ابتدایی نوشته شده‌است . برای مثال در مصراع «حال و هوای برگ‌ریزون چشمامو، هه پاییزم نمی‌دونه». به هر حال این آهنگ هم در سطح متوسط رو به بالاست.

  • قطعه‌ی غیرمعمولی، ترانه : علی بحرینی – تنظیم : کوشان حداد

«غیرمعمولی» را می‌توان یکی از بهترین آهنگ‌های این آلبوم دانست چرا که «علی بحرینی» کار ترانه‌سرایی متفاوت خود را به خوبی بلد است و می‌داند که چه‌طور می‌شود از عامیانه‌ترین کلمات فرهنگ ایران ترانه‌ای به‌دردبخور درآورد. این را می‌توان از لا‌به‌لای مصرع‌های ترانه بیرون کشید مثل: «می‌دونستم خوبی ولی نه تا این حد» یا «این دیگه دست من نیست بستگی داره به تو…». یک آهنگ ۶/۸ به تمام عیار با تنظیم زیبای کوشان حداد. شاید بهتر بود این آلبوم به نام کوشان حداد نام‌گذاری می‌شد چون تنظیم‌های متفاوت و جوان پسند او این آلبوم را زیباتر کرده است. اگر قرار بود من نام‌گذاری این آلبوم را به عهده داشته باشم شاید نام آن را «غیرمعمولی» می‌گذاشتم چون به مراتب زیباتر و متفاوت‌تر از «حریص» است.

  • قطعه‌ی بوف‌ کور، ترانه : امیر ارجینی – تنظیم : امیرحسین سرگزی

به‌نظر می‌رسد شاعر تلاش کرده این قطعه را به مفهوم اصلی رمان مشهور «بوف‌ کور» نزدیک کند البته ترانه اشاره‌ی چندان مشخصی به رمان ندارد. امیر ارجینی در این قطعه به‌مراتب بهتر از قطعه‌ی اول عمل کرده و شعر آن حرفه‌ای‌تر و دارای مضامین بهتری نسبت به قطعه‌ی اول است. تنظیم امیر حسین سرگزی نیز خوب است و در کل این قطعه یکی از آهنگ‌های قوی آلبوم محسوب می‌شود. درضمن استفاده از ویلن و گام‌های پایین خواننده در شروع کار، به زیبایی آن افزوده است.
mohsen-chavoshi_1

  • قطعه‌ی غم و شادی، ترانه : امیر ارجینی – تنظیم : شهاب اکبری

غم و شادی شاید متفاوت‌ترین آهنگ چاوشی باشد. گیتار کلاسیک غمناک اول آهنگ، فکر انسان را به جای دیگری می‌برد و بعد آن صداهای عجیب و غریب که فقط از تنظیم‌کننده ای چون شهاب اکبری برمی‌آید. سپردن تنظیم به شهاب اکبری بهترین انتخاب برای این قطعه‌ی متفاوت است. به نظر می‌رسد تناقض بین قسمت‌های نخستین آهنگ، آن گیتار ملایم و آن صدای «له» برای سبک موسیقی چاوشی چیزی از یک انقلاب کم ندارد. البته برایم سخت است که عبارت بسیار ضعیف را برای شعر این آهنگ به کار ببرم. به نظر می‌رسد شاعر هیچ مفهوم خاصی را در شعر دنبال نمی‌کند و نتیجه‌ی خاصی نیز از شعر برداشت نمی‌شود. بهترین قسمت این آهنگ شاید همان تنظیم زیبای شهاب اکبری باشد.

  • قطعه‌ی حریص، ترانه : امیر ارجینی – تنظیم : کوشان حداد

این قطعه یکی از ضعیف‌ترین آهنگ‌های آلبوم است. ترکیب تنظیم، ترانه و آهنگ‌سازی به‌معنای واقعی کلمه، تکراری‌ست و این از جذابیت آهنگ کاسته است. شعر آن به سبک کارهای قدیمی محسن چاوشی صحبت از خیانت، ناامیدی و سرخوردگی می‌کند و فضایی خسته‌کننده و قدیمی دارد. اما با وجود تمام این ضعف‌ها خواننده کار خوبی ارائه داده است. شروع از گام های پایین‌تر به آهنگ، جلوه‌ای زیبا داده است و ادای کلمه حریص با عصبانیتی طبیعی باعث می‌شود حس ترانه به شنونده القا شود. به نظرم این قطعه می‌توانست خیلی بهتر از این‌ها تنظیم شود و به عنوان اسم آلبوم، آهنگ ضعیفی است.

  • قطعه‌ی پرنده غمگین، ترانه : حسین صفا – تنظیم : امید حجت

چاوشی در این آهنگ، خودش است. همانی که سال‌هاست از او می‌شنویم و دوست داریم. «حسین صفا» ترانه‌ای در همین راستا برای آهنگ سروده و «امید حجت» نیز به‌صورتی کم‌نقص آن‌را تنظیم کرده است. شروع آرام این قطعه بسیار مناسب است و خواننده در همین فضا شروع به خواندن می‌کند: «چه مرگته…»… این قطعه در سطح بالایی قرار دارد و چاوشی یک بار دیگر نشان داد که سبک منحصر به فرد خودش را بهتر از هر سبک دیگری می‌تواند اجرا کند.

  • قطعه‌ی زیبایی، ترانه : امیر ارجینی – تنظیم : کوشان حداد

به نظر می‌رسد که ترکیب ارجینی و حداد همیشه باید لنگ بزند. در یک جا هم که ترانه‌ی به نسبت بهتری از امیر ارجینی دیدیم، تنظیم تکراری و ضعیف کوشان حداد کار را خراب کرده است. حداد سعی کرده ترانه را با شلوغ‌کاری جذاب کند اما شلوغی بیش از حد، صدای خواننده را گم کرده‌است و به‌سختی می‌شود با آرامش به این قطعه گوش سپرد. این طور به‌نظر می‌آید که وقتی خلاقیت حرف اول را بزند کوشان حداد جایی برای صحبت کردن ندارد. تنظیم حداد بزرگ‌ترین ضعف این آهنگ است، گویی خود او هم سبک کار از دستش در رفته و نتوانسته کاری در خور این آلبوم و بزرگی خواننده‌اش ارائه کند.

    mohsen-chavoshi_1

  • قطعه‌ی بادبادکای رنگی، ترانه : امیر ارجینی – تنظیم : شهاب اکبری

باز هم شهاب اکبری و تنظیمی کم نظیر! این آهنگ بر خلاف بقیه آهنگ‌های آلبوم، هم ترانه و هم تنظیمی قوی دارد. صدای اول آهنگ دوران کودکی را تداعی می‌کند و ترانه زیبای امیر ارجینی این بار در سطحی قابل قبول ارائه شده است. گرچه پرداختن او به دوران کودکی و بعد از آن جوانی نشان می‌دهد که او از روی دوران نوجوانی پریده است اما روش اتصال این ۲ دوران به هم قابل قبول است . ملودی آرام و زیبای این آهنگ و تنظیم استادانه شهاب اکبری نقاط قوت «بادبادکای رنگی» است و زمانی‌که از صدای خنده و بازی بچه‌ها در پس‌زمینه‌ی آهنگ استفاده می‌شود حسی که مورد نظر خواننده‌ی این قطعه بوده به شنوندگان منتقل می‌شود.

  • قطعه‌ی کافه‌های شلوغ، ترانه : حسین صفا – تنظیم : محسن چاوشی

شاید حرفه‌ای ترین قطعه‌ی آلبوم حریص، همین «کافه‌های شلوغ» باشد. شعر بسیار زیبای «حسین صفا» که بر خلاف ترانه‌های «امیر ارجینی» روایت مشخصی را پیش می‌برد و شنونده بعد از اتمام آهنگ قادر به نتیجه‌گیری است.‌ هم‌چنین تنظیم بسیار قوی محسن چاوشی که باعث دو چندان شدن زیبایی آهنگ می‌شود از نکات قابل توجه کافه‌های شلوغ هستند. نواخته شدن گیتار الکتریک در ملودی‌های بدون کلام نیز ریتم زیبایی به آهنگ داده است. این قطعه از آن دسته آهنگ‌هایی‌ست که دل هر شنونده‌ای را به لرزه در می‌آورد. دکلمه‌ی به‌جا، کوتاه و زیبای حسین صفا در پایان آهنگ نیز بسیار زیباست و نشان از آهنگی قوی و حرفه‌ای دارد.

  • قطعه‌ی دلم تنهاس، ترانه : امیر ارجینی – تنظیم : شهاب اکبری

این آهنگ با صدای خود چاوشی شروع می‌شود و فقط چند ثانیه وقت لازم است که مخاطب متوجه‌ی این موضوع شود: باز هم امیر ارجینی و باز هم ترانه‌ای بدون مفهوم و بچه‌گانه… : «تو می‌دونی، تو خیلی وقته می‌دونی…»  قافیه‌های این شعر ضعیف و غیرقابل گوش دادن است. شهاب اکبری هر چه در توان داشته به اجرا گذاشته تا این قطعه اندکی حرفه‌ای به نظر برسد .شاید همین تنظیم باعث شده که در نهایت، آهنگ قابلیت گوش دادن پیدا کند! اما ضعف ترانه تا حدی مشهود است که کسی نمی‌تواند آن‌را انکار کند. البته سه‌تاری که در ملودی بی کلام آهنگ استفاده شده قابل تحسین است.

  • مکنونه صافی/ مجله‌ی موسیقی ملودی

آلبوم حریص از محسن چاوشی

greedy

آلبوم موسیقی «حریص» کار دیگری‌ست از «محسن چاوشی» خواننده‌ی پرطرف‌دار موسیقی پاپ ایران. این آلبوم ۱۱ قطعه دارد و از سوی نشر تصویر دنیای هنر به بازارهای موسیقی کشور عرضه شده است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی محسن چاوشی آهنگ‌سازی این اثر را برعهده دارد و «امید حجت»، «شهاب اکبری»، «کوشان حداد» و «امیرحسین سرگزی» در کنار خود محسن چاوشی از تنظیم‌کنندگان قطعه‌های آلبوم حریص هستند.
هم‌چنین «حسین صفا»، «امیر ارجینی» و «علی بحرینی» متن ترانه‌های آلبوم را سروده‌اند.
آلبوم حریص که در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ منتشر شده با نوازندگی امید حجت (گیتار الکتریک و آکوستیک)، فیروز ویسانلو (گیتار اسپانیش)، شهاب اکبری (کیبورد)، پیام طونی (ویلن)، میثم مروستی (ویلن قطعه ی بوف کور)، رضا تاجبخش (پیانو)، بابک صفرنژاد (هارمونیکا) و محمد جاسمی (سه تار) و در سبک پاپ در اختیار علاقمندان به موسیقی قرار گرفته است.

محسن چاوشی با توجه به استقبال مخاطبان از تنوع قطعات منتشر شده در آلبوم‌های پیشین، این‌بار نیز با بهره‌گیری از تنظیم هنرمندانی چون کوشان حداد تلاش می‌کند فضای جدیدتر و جوان‌پسندتری را در آلبوم حریص خلق کند. با این وجود ردپای موسیقی منحصر به‌فرد و لحن صدای غم‌ناک وی در تمامی آثار این آلبوم نیز وجود دارند.

آهنگ‌های «چمدون»، «پروانه‌ها»، «غیرمعمولی»، «بوف کور»، «غم و شادی»، «حریص»، «پرنده‌ی غمگین»، «زیبایی»، «بادبادک‌های رنگی»، «کافه‌های شلوغ» و «دلم تنهاس» در این آلبوم گنجانده شده‌اند.
این آلبوم موسیقی با نام حریص از سوی تصویر دنیای هنر منتشر شده و هم‌اکنون در بازارهای کشور قابل دسترسی است.