
دیربازی ست که در جوامع پیشرو، حقوقی مختص خالقین آثار ادبی و هنری با عنوان حق مولف تنظیم و به صورت قانون در آمده که از این طریق خالقان اثر مورد حمایت جدی مراکز قضایی بوده و آثار آن ها از دستبرد فرهنگی مورد مصونیت قرار می گیرد. این موضوع را در جوامع بین المللی و همچنین در کشور مان با عنوان قانون “حق کپی رایت ” می شناسند.
شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی: از جمله بزرگترین این موضوعات مربوط به صدا و سیمای کشورمان می شود؛ در تمامی کشورهای پیشرفته، ساخت موسیقی برای تیزرهای تبلیغاتی یکی از مشاغل حرفه ای، پرسود و کاربردی برای تولید کنندگان محصولات بوده و در جهت بالا بردن سطح فروش آنها و البته سطح درآمد آهنگسازان است که با استفاده از نبوغ خود و با ساخت یک قطعه ی کوتاه بعضا چند ثانیه ای ، تحول شگرفی در شناسایی و فروش محصولات مراکز تولیدی ایجاد می کنند و حقوق مالکیت این قطعات موسیقی هم به همان شرکت و محصول تعلق می پذیرد .
اما در ایران، تولید کنندگان این تیزرها به راحتی همه ی حقوق مادی و معنوی را زیر پا گذاشته و با استفاده ی رایگان از آهنگ های داخلی، خارجی و حتی لس آنجلسی و… کلیپ های تبلیغاتی خود را عرضه کرده و مسئولان صدا و سیما نیز به راحتی و بدون کوچکترین نظارتی آن را چندین چند بار پخش می کنند و در بسیاری از موارد این موضوع به حصول سودی هنگفت برای خود سازمان،تولید کننده ی محصول و سازنده ی تبلیغات می شود .
اما در اینجا سود هنرمند و خالق اثر در کجا قرار می گیرد ، سوالی ست که کاملا بی پاسخ مانده!
در یکی از نشست های ناشران فرهنگی در اواخر سال گذشته ، رامين صديقي، مدير نشر موسیقی هرمس، درباره معضلات ناشران سخنان متفاوتي مطرح ميکند:
بزرگترين حقی که ناشران و هنرمندان بايد به دنبال آن باشند حق پخش آثارشان از راديو و تلويزيون است. در آلمان قانونی هست که هر شبکه از راديو يا تلويزيون که بخواهد اثر هنرمندی را پخش کند بايد برای هر بار پخش به هنرمند و ناشرش مبلغ ۵۰ سنت يعني نيم يورو بپردازد.
اين ناشر برگزيده تاکيد کرد: متاسفانه ناشران ما پيگيری مطالبات حقوقی و واقعی خود را فراموش کردهاند و به آن اهميت نمیدهند؛ درحالی که رايو و تلويزيون ما به راحتی تمامي حق و حقوق ما ناشران و هنرمندان را زير پا میگذارد و هيچکس نيز جلودارشان نيست.
در کنار این موضوع، يک ناشر ميتواند مبالغ لازم برای حق انتشار را از هنرمند درخواست کند اما در صورتی که فضا برای هنرمند آن قدر باز باشد که بتواند با روابط لازم برای فروش اثر، خودش بدون نياز به ناشر آن را منتشر کرده و به فروش رساند.
صدیقی افزود: در شرايط کنونی که سرمايه ناشران در خطر نظارت سليقهای قرار دارد و هر لحظه امکان شکسته شدن يخ و ورشکسته شدن آنها هست، آنها نيز مشکلات خود را با سوءاستفاده از هنرمند برطرف ميکنند. اما هنگام آن فرا رسيده است که با اعتماد به هنرمند و ناشر و برداشته شدن لزوم اخذ مجوز برای نشر هر اثر، فضا را برای ابراز خلاقيتهای هنری باز کنيم.
از سوی دیگر جمعی از ناشران موسیقی کشور، ۱۳ بهمن ماه به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نامهای ارسال داشته
و درخواست هایی را در حوزه نشر موسیقی مطرح کردند.

این نامه به امضای شرکتهای «ایران گام»، «رهگذر هفت اقلیم»، «هرمس»، «پردیس موسیقی معاصر»، «راوی آذر کیمیا»، «آوای مهربانی»، «آوای سوته دلان»، «آوای باغ مهر»، «آویژه هنر»، «هزار نغمه بسته نگار»، «خنیاگران شاهو»، «آواخورشید»، «استودیو صبا»، «آواز بیستون»، «نو نوای شب کویر»، «آوای نکیسا»، «نغمه حصار»، «ترانه شرقی»، «ایران صوت»، «هنر شهر»، «نی داوود»، «آوای ماندگار»، «آواز آهنگ»، «گلچین آوای شرق»، «پیام اسلام» و «سی لحن باربد» رسیده است.
از سوی دیگر، سید ابوالحسن مختاباد خواننده ی سرشناس موسیقی سنتی و بازرس خانه ی موسیقی نیز در میزگردی با نام رسانه و موسیقی که با حضور اهالی موسیقی و ارباب جراید برگزار شد ، از عدم رعایت حقوق مادی و معنوی هنرمندان موسیقی توسط رسانه ملی انتقاد کرد و افزود : با توجه به اینکه رئیس مرکز موسیقی صداو سیما از تدبیر این نهاد برای شکل دهی به راهبرد ملی برای موسیقی سخن گفته اند به گمان من هر راهبردی ابتدا باید مرزهای اخلاقی کار را مشخص کند. به این معنا که رعایت و پرداخت حقوق کسانی که خارج از سامانه صداو سیما کار موسیقی تولید کرده اند مهمترین وجه این راهبرد است ، چرا که اخلاق بالاتر از حقوق می نشیند.
وی با اشاره به تعالیم اخلاقی که در سنت ایرانی اسلامی وجود دارد گفت: وقتی ما بدون اجازه صاحب یک اثر بارها و به هر شکلی که خودمان دوست داریم کارآنها را پخش می کنیم و تازه به اعتراضات و فریاد های آنها هم بی توجه ایم؛ آن وقت چگونه می خواهیم که از راهبرد ملی سخن بگوییم.
در واقع و با رویکرد به این گفتگو ها می توان دریافت که ابتدا باید حقوق اولیه هنرمندان و ناشران توسط نهادهای رسمی کشور مورد توجه جدی قرار گیرد و ساز و کارهای صحیحی از جانب ایشان برای بهبود این وضع لحاظ شود تا با این تعامل بستر فرهنگ سازی آن برای جامعه نیز فراهم شود . به عنوان مثال : مسئولان صداوسيما بايد توجه داشته باشند كه احترام به حقوق هنرمندان تعامل خوبی بين رسانه و اهل هنر ايجاد مي كند كه در نهايت به نفع هر دو گروه است و اگر ناشر و هنرمند منافع رسمی خود را در خطر نبینند قادر به تعالی موسیقی و در پی آن فرهنگ و هنر ایران خواهند بود و همین امر زمینه ساز پیشرفت سطح حرفه ای و فاخرانه ی هنر ملی در سطح جهان خواهد شد.
پایان بخش دوم
- شروین کوهساری/ مجله موسیقی ملودی















