افشای ناگفته‌هایی از موسیقی ایران در «فی فن الالحان»

music-blue

«فی فن الالحان» عنوان کتابی است پژوهشی در مورد موسیقی ایران از سیدمحمدتقی حسینی است که مرکز موسیقی حوزه هنری آن‌را تولید کرده و به زودی توسط انتشارات سوره مهر منتشر می‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، نویسنده کتاب درباره شکل‌گیری کتاب گفت: در اواسط دهه هشتاد در بازدیدی که از کتابخانه سلطان محمد فاتح در شهر استانبول ترکیه داشتم با یک رساله تاریخی موسیقی ایران مواجه شدم که در آن هیچ اثری از نام نویسنده کتاب دیده نمی‌شد.
وی ادامه داد: پس از بررسی این کتاب احساس کردم این اثر به خوبی زوایای تاریخ موسیقی ما را در قرن نهم هجری بازگو کرده است لذا تصمیم به بسط و تحریر این کتاب را گرفتم.

حسینی سپس به مطالب کتاب اشاره و بیان کرد: این اثر به مانند رساله موسیقی فارابی، بیشتر مباحث نظری و تعاریف و اصطلاحات موسیقایی را بیان داشته است. این کتاب کمک شایانی به پژوهشگران و دانشجویان حوزه تاریخ موسیقی خواهد داشت.

وی در پایان به دورنمایی که این کتاب به خواننده می‌دهد اشاره کرد و افزود: فارغ از اینکه این کتاب یک اثر تاریخی درباره پیشینه موسیقی است یک متن ادبی است که می‌تواند به نوعی زوایای ادبی در آن سده تاریخی را بازگو کند.

پیش از این انتشارات سوره مهر کتاب «نغمه رود» را از سیدمحمد تقی حسینی درباره نشان‌ها و سازنامه‌های عبدالقادر بن‌غیبی حافظ مراغه‌ای به چاپ رسانده است.

کتاب عبدالقادر مراغی در حوزه موسیقی منتشر شد

book

کتاب «عبدالقادر مراغی» نوشته رئوف یکتا با ترجمه سیروس جمالی توسط موسسه ماهور وارد بازار کتاب و موسیقی شد.
این كتاب دومين جزءِ از سرى بيوگرافی‌هاى موسيقى‏دانان است كه رئوف يكتا (۱۸۷۱-۱۹۳۵) آنها را به سال ۱۳۱۸ق تحت عنوان «اساتيذ الحان» در استانبول به چاپ رسانده است.

جزءِ اول به زكايى دده، جزءِ دوم به عبدالقادر مراغى و جزءِ سوم به دده افندى اختصاص دارد. اگرچه جزءِهاى اول و سوم اين كتاب نيز اهميت دارند اما فعلاً ترجمه جزءِ دوم آن به چاپ مى‏رسد. اصل كتاب به خط تركى عثمانى است و برگردان آن، در سال ۲۰۰۰ ميلادى، به خط تركى استانبولى توسط دكتر مصطفى اِركان صورت گرفته و توسط انتشارات پان در استانبول منتشر شده است.

جداى از اهميت جایگاه عبدالقادر مراغى در موسیقی و هنر و اينكه هر مطلبى درباره او نوشته شود به‏خودىِ‏خود مهم است، كتاب حاضر از چند منظر اهميت دارد. اين اثر اولين نوشته مدون و اختصاصى درباره زندگى و آثار عبدالقادر مراغى است.

از جالب‏ترين مباحث كتاب قسمتى است كه صحبت از صحت يا سقم انتساب آثار موسيقايى به عبدالقادر مراغى به ميان مى‏آيد. رئوف يكتا كه عضو هيئت تصنيف و تثبيت رپرتوار موسيقى عثمانى بوده است خود در اين زمينه صاحب‏نظر است و در فهرست خود در آخر كتاب با شك به انتساب برخى تصنيف‏ها به مراغى نگاه مى‏كند و برخى از آنها را مردود مى‏داند. بعدها نيز افراد ديگرى آثار ديگرى را به مراغى منسوب كردند يا در ردّ انتساب برخى از تصنيف‏ها به مراغى سخن گفتند.

محمدرضا درویشی از پژوهش‌گران برجسته عرصه موسیقی کشور در مقدمه این کتاب نوشته است: “من بر اين باورم كه ترجمه فارسى اين كتاب توسط كسى ممكن بود كه مى‏بايست داراى خصوصيات و توانايى‏هاى خاصى باشد. اين توانايى‏ها در سيروس جمالى مترجم فارسى اين كتاب جمع است…”

«عبدالقادر مراغی» در ۳۲ صفحه و با قیمت ۴۰۰۰ تومان به تازگی منتشر شده است.

مقاله‌ای در مورد اصوات ملایم یا متنافر از بابک رجبی

music-01_0

مجله‌ی موسیقی ملودی: «بابک رجبی» سرپرست گروه موسیقی نوژان طی مقاله‌ای که برای مجله‌ی موسیقی ملودی نگاشته به بررسی موسیقی و لحن در متون قدیم تاریخ موسیقی ایران پرداخته است که با هم آن‌را می‌خوانیم:

«ابو نصر فارابی» در موسیقی الکبیر می‌فرماید: بدان که موسیقی لفظی است یونانی و معنی آن الحان است.
لحن، گاه بر جماعت نغمه های مختلف که به ترتیب معینی مرتب شده باشند اطلاق می‌شود وگاه بر گروهی ازنغمه ها که به وجهی معین تألیف شده باشند.گاه نیز لحن به معنای دیگریست که دراین مقام به آن نیازی نیست.
«عبد القادر مراغی» معتقد است که در تعریف فارابی از موسیقی اصوات متنافر داخل می‌شوند. و هم‌چنین «صفی‌الدین ارموی» تخصیص کرده است لحن را به جماعت نغمات ملایمه.
عبدالقادر در «جامع الالحان» میفرماید: بعضی از حکما گفته اند علم موسیقی عبارت است از علم ریاضی که بحث کنند و در آن از احوال نغمات از آن حثیت که ملایم است یا متنافر واحوال ازمنه ای که متخلل اند میان آنها؛ تامعلوم شود که چکونه تألیف کرده شود. وبعضی دگر گفته اند که موسیقی عبارت است از صناعتی که مشتمل باشد بر الحان وآنچه التیام الحان بدان باشد و بدان کامل شود، به تصویت انسانی یا به آلات.پس گوییم:موسیقی عبارت است از جمع نغمات ملایمه که بر شعری ترتیب کنند، در دوری از ادوار ایقاعی.
از منابعی که در دست است اینچنین بر می آید که قدما ملایم بودن اصوات را شرط اصلی تعریف لحن می‌دانستند.
تنها در موردی که عبد القادرهم به آن اشاره کرده است در تعریف فارابی از لحن ،اصوات متنافر یا(غیر مطبوع)وارد میشوند.ملایمت اصوات از جهت مطبوع بودن به جنس،رنگ وشدت تولید صوت باز میگردد.
اما در مورد نسبت زیر و بمی اصوات «صفی الدین ارموی» معتقد است؛ هیچ صوتی فارق از زیر وبمی نیست.صوت اصل است وزیرو بمی صورت اند.واینها بدون یکدیگریافت نمیشوند، ونیز زیر وبمی علاوه بر اینکه از خواص صوت هستند میتوانند تداوم محسوس داشته باشند مثل صدایی که از کشیدن اجسام روی زمین به گوش میرسد، و زیر وبمی به سختی و متخلل بودن آن بستگی دارد، وبا اینکه دراین صوت تداوم محسوسی از زیر و بمی وجود دارد، نمی توان آن را نغمه به شمار آورد، پس باید در جستجوی یک ویژگی دیگر بود که نغمه را از صوت متمایز کند و آن ویژگی را نمی توان در عبارت «طبع آدمی از آن محظوظ شود»یافت زیرا نغمه هایی از حنجره های نابهنجار شنیده می شود ،که شنونده آن را نازیبا می یابد با این حال این صداها در شمار نغمه هستند.*
آن‌چه موسیقی را تشکیل می دهد صوت است و سکوت .حال ا گر کسی با استفاده از اصوات نازیبا فضائی بیامیزد که در تعریف و شاکله ی نهایی خود بیانگر مفهومی باشد که در آن استفاده از آن صوت ضرورت بیابد چه اتفاقی می افتد؟.آیا نویسنده ای که با استفاده از کلمات نازیبا متنی مینویسد یا نقاشی که با استفاده از خطوط و زوایای مزاحم، اثری تولید می کند که بیانگر فرمی خاص یا گویای مفهومی جدید است ،خارج از تعریف ادبیات و نقاشی عمل کرده است؟
زیبائی شناسی انسان گرچه به ریشه های فرهنگی،تاریخی وجغرافیائی وصل است ولی در هر برهه از زمان دستخوش تغییرات است حال این سوال مطرح میشود که آیا یک پدیده میتواند به همراه خود زیبائی شناسی جدیدی بیافریند یا زیبائی منحصر به یک ارتباط یک‌طرفه توسط مخاطب با اثر هنری است؟
بحث راجع به اینکه معنا و مفهوم چیزی به اسم موسیقی کجا ودرکدام لایه ی اثر موسیقی هویداست،از حوصله ی این مقال خارج است،ولی اگر معنای جنگ در مارش ،مفهوم صبح در ماهور واحساس غم در دشتی اتفاق بیفتد ،یعنی ریتم ومد در موسیقی دارد معنا میسازد .
حال اینکه بخش عمده ای از معنای موسیقی به جنس ابزار مولد صوت بستگی دارد. استفاده از ابزاری که جنس،ریتم وفواصل خود را می طلبد ،ابزاری که به فراخور انتخاب و استفاده آهنگساز به کار میاید،خارج از این که بخواهیم با یک ساز حالتی مجازی ایجاد کنیم تا معنا را تولید کند، استفاده ی مستقیم از ابزار واقعی است که میتواند بدون مستعار کردن صوت به آن چیز دیگر، قابلیت استعاره در لایه های دیگر موسیقی را بوجود آورد که شاید با حقیقت موسیقی نسبت نزدیکتری دارد.
استفاده ی ابزاری خارج از حوزه ی اینسترومنتال موسیقی در کار های کیتارو ،تئودوراکیس و یا گروه استامپ به عنوان عناصر مولد موسیقی از مصادیق این موضوع است.
قاعده مندی اصوات در فواصل تمام،نیم و ربع پرده ای همچنان که ریتم آنها به هر بازه ی زمانی قابل تغییر است میتواند دستخوش تغییر و تعریف جدیدی منحصر به خودش باشد.
برخی آثار شوئنبرگ کیج و اشتوکهاوزن در غرب و تجاربی مثل تمرینات تونال و کارگاه پست مدال در کشور خودمان مصداق تعریف جدیدی از قاعده مندی اصوات به جهات تونالیته،تغیرات گام وتغیرات اینسترومنتال میباشد.
ملایمت را اگر به عنوان یکی از صفات صوت در نظر بگیریم میتوانیم موسیقی را بعنوان دست ورزی با اصوات به شکل گسترده تری ببینیم.
با نگرش به موسیقی از این منظر می‌توان آوازهای «لویی آرمسترانگ»، «تام ویتس»، «جنیس جاپلین» و برخی از خوانندگان راک و هوی متال را از جمله آثار هنری شاخص قرار داد. حضور سینتی سایزر و گیتار الکتریک با افکت‌های خاص و عجیب ورود صدا هایی را در حوزه ی موسیقی مهر تایید زده است که در تعریف ملایمت صوت نمی‌گنجد.
شیوه‌ی آواز خواندن «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی»، چنان که به‌قول «اسفندیار منفرد زاده» به‌گوش برخی دل‌خراش می‌آمد اما در آن دوران بیانگر مفهوم درون خود بود که شاید اعتراض به وضعیت زمان خود را رقم می زد. جنس و رنگ صدای افرادی مثل «محسن چاووشی»، «شاهین نجفی»، «سروش لشکری» و «بابک میرزاخانی» تعریف جدیدی از تولید صوت را بوجود میاورد که در ساختار و فرم خود جای تأمل دارد.
مثلا خاصیت صدای «محسن نامجو» بدون این‌که ساز کوکی داشته باشد یا تکنیک برجسته‌ای در حوزه نوازندگی ارائه دهد و حتی در خواندن از فالشی نپرهیزد همه و همه گویی جز بیانمندی اجراییش هستند که شنوندگان خودش را هم دارد.
روحیه و زیبایی شناسی ایرانی بیشتر تکیه بر ظرائف و لطافت و ملایمت پدیده‌ها دارد، ازین رو آثار «استاد فرشچیان»، مینیاتور «رضا عباسی»، موسیقی دستگاهی،خط میرداماد معرق کاری کاشی کاری مینا کاری و کلاً فرمهای متقارن مملو از ظرایف و زیباییهای کشنده را می پسندد. اما انگار گریزی نیست از اینکه؛ هنر را با انیمیشن های تخیلی، فضاهای رمانتیک زندگی را با ابزار و افکتهای تکنولوژیک ونشستن در کنار رود بر بستری از سبزه را در بالکن بالای خیابان در صدا و تصاویر آهنی باز یافت.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

همکاری محمدرضا درویشی و همایون شجریان در شوق‌نامه

mohammad-reza-darvishi

محمدرضا درویشی از انتشار مجموعه پروژه عبدالقادر مراغه‌ای با صدای همایون شجریان خبر داد.

محمدرضا درویشی آهنگ‌ساز و محقق با اعلام این خبر گفت: «این مجموعه در واقع بازخوانی تصانیف عبدالقادر مراغه‌ای است که توسط گروه عبدالقادر مراغه‌ای به سرپرستی خودم اجرا شده و همایون شجریان آن را خوانده است.»

او افزود: «سه عدد سی‌دی، سه عدد کاست، کتابچه متن و توضیحات، فولدر نت‌ها در قطع بزرگ و اطلاعات مربوط به سازها، نوازنده‌ها و گروه، بخش‌های مختلف این مجموعه موسیقی را تشکیل می‌دهد که قرار است بعداز عید فطر توسط انتشارات کانون پرورش فکری منتشر شود.»

این پژوهش‌گر افزود: «مجموعه «شوق‌نامه» حاصل پنج سال کار است که سه سال تمرین و ضبط آن طول کشید و دو سال هم نت‌نویسی آن وقت برده است.»

محمدرضا درویشی درخصوص این اثر گفت: «غیر از روایت‌های مکتوب درباره عبدالقادر مراغه‌ای نوشته تقی بینش که در رساله‌های جام اللحان، مقاصد الحان و ادوار صفی‌الدین ارموی موجود است، ما سند دیگری از مراغه‌ای در ایران نداشتم.»

او هم‌چنین گفت: «۳۰ تصنیف به عبدالقادرمراغه‌ای منسوب شده است. من در سفر به ترکیه توانستم ۲۴ تصنیف را جمع‌آوری کنم، اما شش تصنیف دیگر را هنوز پیدا نکرده‌ام. محمدرضا درویشی در ابتدا کار مجموعه «شوق نامه» را با یک گروه هفت نفره آغاز کرد که به تدریج به یک گروه ۲۲ نفره تبدیل شد و سپس شماره گروه به ۹ نفر کاهش یافت.»

homayoun-seemorgh01

این گروه به سرپرستی محمدرضا درویشی و خوانندگی همایون شجریان، ۲۴ تصنیف منسوب به عبدالقادر مراغه‌ای را براساس اشعاری از حافظ، جامی، خیام، فیضی دکنی، فصیحی و شاعران ناشناخته اجرا می‌کند. درویشی در این پروژه؛ اشعار عربی و مصرع‌های ترکی را نیز در قالب آلبوم «شوق‌نامه» ضبط کرده‌است.

عبدالقادر مراغه‌ای، ریاضیدان، موسیقیدان و نوازنده ایرانی قرن نهم هجری است که لقب معلم ثانی را در موسیقی دارد. او علاوه بر نوازندگی در خوشنویسی، شعر و نقاشی تبحر داشته است. ارتباط بین موسیقی ایرانی و موسیقی ترک ازجمله پژوهش‌های اوست. او همراه با فارابی، ابوعلی سینا، صفی‌الدین ارموی و قطب‌الدین شیرازی از بزرگترین نظریه‌پردازان موسیقی ایرانی به شمار می‌رود.

محمدرضا درویشی متولد ۱۳۳۴ در شیراز، آهنگ‌ساز، پژوهش‌گر موسیقی و مؤلف دایره‌المعارف سازهای ایران است. او سال ۱۳۵۷ در رشته آهنگسازی از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغ‌التحصیل شد. او علاوه بر آهنگ‌سازی، از ۲۰ سال پیش پژوهش در موسیقی نواحی مختلف را با سفر به شهرها و روستاهای ایران آغاز کرده است. موسیقی کلیدر که براساس رمان «کلیدر» محمود دولت آبادی ساخته شده‌ است، یکی از ساخته‌های درویشی است. آلبوم‌های «گنبد مینا» و «جان عشاق» حاصل همکاری او با پرویز مشکاتیان است.

  • ایلنا