لد زپلین: پدر راک، پدر خوانده هوی متال – بخش دوم

led-zeppelin-reunion

«رابرت پلنت» که بسیاری او را برترین خواننده تاریخ راک می‌دانند در سال ۱۹۴۸ در وست‌برمویچ انگلستان متولد شد. پلنت تمامی ویژگی‌های لازم یک خواننده بزرگ موسیقی راک را دارد؛ صدایی پرقدرت که به خوبی می‌تواند محدوده‌ی آن را کنترل کند و بار احساسی شعرها را با استفاده از آن به تماشاگر انتقال بدهد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی علاقه‌ی رابرت پلنت به خوانندگی از کودکی در او نمایان بود. او درباره‌ی آن دوران می‌گوید: «زمانی‌که کودک بودم، به هنگام کریسمس در پشت پرده‌ی خانه مخفی می‌شدم و سعی می‌کردم ادای «الویس پریسلی» را در بیاورم. آن پرده و پنجره فرانسوی تصاویری است که من از ده سالگی خود به یاد دارم. و من همیشه می‌خواستم دقیقن همان نقش را بازی کنم.»
هنرمندان بسیاری از خوانندگی رابرت پلنت الهام می‌گرفتند از جمله خوانندگانی نظیر «سامی هاگار» از «ون هالن»، «جف باکلی»، «فردی مرکوری» از «کویین»، «ان ویلسون» از «هارت» و «گدی لی» از گروه «راش» را می‌توان اشاره کرد که به‌طور کامل تحت‌تاثیر وی بوده‌اند. «هیت پارادر» مجله‌ی معتبر موسیقی متال، رابرت پلنت را در صدر ۱۰۰ برترین خواننده متال تاریخ قرار داده است.
و اما «جیمی پیج» به معنای تاریخ زنده‌ی موسیقی راک و هوی متال است. صدای گیتار پیج به گونه‌ای است که گویی چند گیتار در حال نواختن هستند، سنگینی دست راستش کلیدی است برای شناسایی فوری موسیقی لد زپلین.
ریف‌های یکپارچه‌ی او موجب به وجود آمدن طرح اولیه سبکی شد که بعدها به هارد راک و سپس به هوی متال تبدیل شد. او نخستین بار در سیزده سالگی گیتار به دست گرفت، گیتار را در جریان اسباب‌کشی به خانه جدیدشان در گوشه‌ای از خانه‌ی جدید یافت، خود جیمی پیج گفته که هیچ وقت نفهمیده است که چه کسی گیتار را جا گذاشته بود.
این بزرگ‌ترین گیتاریست تاریخ بندهای راک، چنان نابغه بود که به جز چند مورد محدود، هرگز آموزش گیتار ندید و کاملن خودآموخته بار آمد. اما نخستین بار با شنیدن آهنگی از الویس پریسلی بود که جیمی پیج مشتاقانه به فکر نوازندگی گیتار افتاد.
led-zeppelin

نخستین سکوی پرش جیمی پیج کار در گروه افسانه ای «یاردبردز» بود. «اریک کلپتون» عضو این گروه بود و برای همین جیمی پیج همیشه هم‌کاری‌هایی با این گروه داشت. برای همین پس از این‌که کلپتون گروه را ترک کرد نخستین گزینه برای جایگزینی او جیمی پیج بود، اما پیج به دلیل بیماری‌اش از عضویت در گروه سرباز زد و دوستش «جف بک» را معرفی کرد. البته این پایان کار نبود. در کنسرت گروه «یاردبردز» در آکسفورد، بیسیست گروه، «پل اسمیت» به‌طور ناگهانی گروه را ترک کرد و چون کس دیگری آنجا نبود و برای این‌که اجرا به هم نخورد، پیج به عنوان بیسیست روی صحنه رفت و در کنار جف بک، سازی را که هرگز ننواخته بود در دست گرفت و نواخت. و این‌گونه بود که او هم وارد یاردبردز شد.
همکاری پیج با یاردبردز طولانی نشد و او این گروه را ترک کرد و به فکر تاسیس گروهی جدید افتاد. خود وی در این مورد بعدها گفت: «از زمانی‌که در یاردبردز بودم کلی ایده در ذهنم بود، یاردبردز به من اجازه می‌داد تا در اجراهای زنده زیادی شرکت کنم و همین موقع بود که من دفترچه‌ای از ایده‌هایی که سرانجام در گروه بعدی‌ام استفاده کردم تشکیل دادم. علاوه بر این ایده‌ها من می‌خواستم به موسیقی، تاروپودی آکوستیک بدهم. درنهایت من می‌خواستم موسیقی مورد نظرم تلفیقی از بلوز، هارد راک و موزیک آکوستیک باشد که با یک خوانندگی سنگین (هوی) همراه باشد. (تلفیقی که پیش از آن هرگز انجام نشده بود.) کلی سایه روشن در موسیقی. گروه مورد نظر جیمی پیج، لدزپلین نام گرفت. در این سطور از مرد بزرگی حرف می‌زنیم. اصلن تاریخ نوازندگی راک، یعنی جیمی پیج، اریک کلپتون، جف بک و البته، جیمی هندریکس.
آهنگی «پلکانی به بهشت» اثر لد زپلین با هنرنمایی جیمی پیج، در سال ۲۰۰۵ از طرف مجله بسیار معتبر «گیتار ورلد» به‌عنوان بهترین سولوی گیتار تاریخ انتخاب شده است و این در حالی‌ست که کنسرت آلبوم «خانه‌های مقدس» (۱۹۷۳) در فلوریدا با نزدیک شصت هزار تماشاگر، رکورد گروه بیتلز در جذب تعداد تماشاچی شکسته است.
در نظرسنجی  یکی از معتبرترین کانال‌های رادیویی پخش موسیقی راک، یعنی «پلانت راک» در بریتانیا، آهنگ «پلکانی به بهشت» از لد زپلین به‌عنوان برترین آهنگ تاریخ موسیقی راک انتخاب شده است. این انتخاب از سوی طرف‌داران پروپاقرص موسیقی راک از سراسر دنیا صورت گرفت. آهنگ «پلکانی به بهشت» در ۱۹۷۱ ساخته شده و موفق شده ۷۰ درصد از مجموع آرای شنوندگان این رادیو را به‌دست آورد.
«پلانت راک» که یکی از مشهورترین ایستگاه‌های رادیویی موسیقی راک است آهنگ‌های راک دهه‌های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میلادی را برای علاقمندان موسیقی به‌صورت دیجیتال و بر روی اینترنت در طول شبانه روز پخش می‌کند .در میان ده آهنگ نخست، دو آهنگ دیگر از لد زپلین در مکان ششم و هشتم این نظرسنجی قرار دارند.

لد زپلین: پدر راک، پدر خوانده هوی متال – بخش نخست

led-zeppelin-01

گروه راک انگلیسی «لد زپلین» با معیار موفقیت تمام آثار به شکل آلبوم، نه تنها برترین گروه تاریخ راک بلکه برترین گروه تاریخ موسیقی به شمار می‌رود و این در حالی‌ست که آنها برای چند آلبوم اول خود حتا نامی هم انتخاب نمی کردند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی گروه «لد زپلین» در سال ۱۹۶۸ با حضور چهار نابغه یعنی خواننده: «رابرت پلنت»، گیتاریست: «جیمی پیج»، بیسیست: «جان پاول جونز» که اهمیت این ساز را در گروه‌های راک به شکلی بی سابقه بالا برد و «جان بونهام» درامری که کوبنده و پیچیده، طبل زدن را در راک شکل داد به وجود آمد.
تمامی آلبوم‌های لد زپلین به شکلی بی‌سابقه در تاریخ موسیقی در صدر جدول فروش قرار گرفته‌اند و این بند تنها گروهی در تاریخ موسیقی شد که تمامی آلبوم‌های آنها در صدر جدول پرفروش‌ها وارد بیلبورد تاپ تن شده و بیش از سیصد میلیون نسخه فروش داشته است. این گروه به‌تازگی در «وی‌اچ‌وان» در لیست ۱۰۰ گروه برتر تاریخ هارد راک در صدر جدول قرار گرفته است. لد زپلین از نظر تاریخی و فنی یکی از پدر خوانده های موسیقی هوی متال نیز محسوب می‌شود.

با وجود این‌که گروه لد زپلین یکی از پرآوازه‌ترین و موفق‌ترین بندهای موسیقی راک دنیا در سراسر طول دهه‌ی ۷۰ میلادی بود اما در سال ۱۹۸۰ با مرگ «جان بونهام» (درامر لد زپلین) این گروه دچار ضربه شدیدی شد و در حالی‌که افراد بزرگی چون «کازی پاول» قصد جانشینی او را داشتند لد زپلین اعلام کرد که دیگر به فعالیت خود ادامه نخواهد داد و به‌طور رسمی از هم پاشید.
آن‌ها میتوانستند آن‌قدر افتخار کسب کنند که رکورد بیتلز را در فروش بشکنند اما چنین نکردند. در حقیقت، آن‌ها ترجیح دادند بدون یکی از اعضای گروه، به خانه‌های‌شان بروند و از فعالیت دست بکشند. بعید است هیچ گروهی دیگر بتواند چنین موفقیتی را در موسیقی به دست بیاورد، موفقیتی که حتا بیتلز نیز نتواند به آن نزدیک شود.

led-zeppelin

موسیقی راکی که گروه لد زپلین ارایه می‌کرد به نوعی، یگانه بود. از طرفی آن‌ها که به‌خوبی با بلوز و جز آشنا بودند در جوی افسانه‌ای و فلسفی که بر موسیقی‌شان حاکم بود به فکر فرم‌هایی بسیار پیچیده و ذهنی بودند و از طرف دیگر لد زپلین از سر و صدای بسیار بلند دریغ نمی کرد. بسیاری از منتقدین و مخاطبان، آلبوم اول آنها را آغازی بر موسیقی هوی متال می‌دانند در حالی‌که آنها اصالت بلوزشان را چه با آواز پلنت و چه با نوازندگی‌شان حفظ می‌کردند.
جالب این‌که با وجود همه‌ی پیچیدگی‌های فرمی‌شان همیشه مورد اقبال مخاطبان هم بودند. این در حالی‌ست که برای کسی که با راک دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ آشنا نیست درک آثار آنها اندکی دشوار است. علت اینکه لد زپلین در ایران که مثل هر کشور جهان سومی خانه‌ی راک و متال است زیاد محبوب نیست درست مثل «دیوید بووی» موسیقی و اشعار پیچیده و دشوارفهم آنهاست که البته برای جوانان هیپی چهل سال پیش یک موهبت بزرگ بود.
لد زپلین یک ابر گروه همه کاره به لحاظ سبکی نیز بود گذشته از هارد راک و هوی متال، گروه در سبک فولک، بلوز، رگی، سول، فانک، پاپ و حتا آهنگ‌هایی به سبک هندی، عربی، لاتین و کانتری را هم با قدرت اجرا می‌کرد. تا مدت‌ها مردم بر این عقیده بودند که لد زپلین تنها بر دوش دو عضو اول این گروه یعنی جیمی پیج و رابرت پلنت می‌چرخد اما با مرگ جان بونهام درامر این گروه در سال ۱۹۸۰ ، گروه اعلام کرد که دیگر نمی‌تواند به کار ادامه دهد و در حالی‌که که گروه در اوج کار خود بود به این عقیده پایان داد. البته لد زپلین در سال ۲۰۰۷ با برگزاری چندین شب کنسرت در لندن دوباره بازگشت خود را اعلام کردند. نکته جالب این کنسرت یکی درام‌نوازی «جیسون» پسر «جان بونهام» بود و دیگری استقبال فوق العاده پرشور مردم از این کنسرت‌ها که پس از ۲۵ سال از نابودی لد زپلین بسیار غیر منتظره به شمار می‌رفت.
ترانه‌ها و اشعار آنها هم به نوبه‌ی خود، آوانگارد و پیشرو بود و حضور عناصر اساطیری و زبان پیچیده‌ی آنها به مانند موسیقی پیچیده و سرگیجه آور آنها گاه در فهم ترانه مشکل ایجاد می‌‌کرد.
البته لد زپلین این پیچیدگی و نوآوری صدایی را در راک پایه‌گذاری کرد و اشعار هوی متال را می‌توان فرزند خلف آن دانست.

درباره‌ The Ways گروه راک ایرانی و آلبوم استرس از این گروه

the-ways

موسیقی راک از ابتدای پیدایش خود در دهه‌ی ۶۰ میلادی تاثیری را که باید و شاید بر جوانان کشورهای دیگر گذاشت.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی موسیقی راک در ایران هم سرک کشید و از سال‌های پیش از انقلاب، افرادی مانند کوروش یغمایی و فرهاد این موسیقی را با شعر و درون‌مایه‌ی فرهنگ فارسی آمیخته کردند. کارهای قابل توجهی نیز خلق شد.
بعد از انقلاب ایران، رکودِ اجتناب‌ناپذیری که در اثر گذار از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر به‌وجود آمد، بیشتر سبک‌های موسیقی کشور را کم‌رنگ و حتا محو کرد. در این دوره، موسیقی راک، زنده بود و به‌صورت زیرزمینی (حتا در دهه‌ی ۶۰ شمسی) به‌صورتی کاملن محدود تولید می‌شد.
مدت‌ها زمان برد تا موسیقی راک زیرزمینی به گوش سایر علاقه‌مندان به موسیقی برسد. گروه اوهام و شهرام شعرباف، عبدی بهروانفر، رامین بهنا، رضا یزدانی و سایرین به تولید موسیقی در سبک راک مشغول شدند.
این‌روزها فعالیت راکرهای زیرزمینی بسیار گسترش یافته، به‌گونه‌ای که برخی از شهرهای کشور (مانند مشهد) به قطب‌های اصلی این موسیقی تبدیل شده‌اند.
گروه The Ways نیز یکی از گروه‌های جوان و پرآتیه‌ی موسیقی راک ایرانی‌ست. این از ۴ نفر تشکیل می‌شود. «کاوه آفاق» خواننده، نوازنده‌ی گیتار و ترانه‌سرا، «حامد قناد» نوازنده‌ی گیتار، «ایمان محمدی» نوازنده‌ی درامز و «علیرضا پور رضا» نوازنده‌ی سازهایی مانند کی‌بورد و ساکسیفون و مهندس صدای این گروه.

the-ways-band

این گروه ۷ سال پیش از سوی کاوه آفاق و علیرضا پوررضا تشکیل شد و سایر اعضای آن نیز اندکی بعد، به The Ways پیوستند. گفته می‌شود که آثار گروه The Ways به‌تنهایی راک نیست و مخلوطی از سبک‌های پاپ و راک است.
۳ آلبوم استودیویی و چندین اجرای زنده در شهرهای مختلف ایران از جمله دستاوردهای این گروه است.
کاوه آفاق در مورد آلبوم «استرس» از این گروه که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته می‌گوید: «این آلبوم حاصل ۲ سال کار است و در یازده قطعه بسته شده است. کار ضبط آن از پاییز ۸۶ آغاز شد و پویا ثابتی در تهیه‌ی قطعه‌ی «اتاق آبی» که برای شرکت دادن در جشنواره‌ی «بنیاد فرهاد» تهیه شده بود با من همکاری داشت.»
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی آلبوم استرس در چهار استودیو ضبط شده است اما بیشترین قطعات گروه در استودیوی اختصاصی The Ways که محل زندگی، کار و تمرین کاوه آفاق در شهر مشهد است تهیه می‌شوند. بخشی از کارها نیز در استودیوی سام مشهد با صدابرداری «محمد جواد سام‌نژاد» تهیه شده‌اند. «آراد شاکری»، «پویا ثابتی» و «علیرضا پوررضا» که نوازنده‌ی کیبرد و مهندس صدای گروه The Ways است در تهیه‌ی آثار، همکاری داشته‌اند.
کاوه آفاق در مورد آلبوم استرس می‌گوید: «آخرین قطعه‌ای که از آلبوم ضبط شد «دیگه شعری نیست» نام داشت و در مجموع، این آلبوم حاصل ۲ سال کار بی‌وقفه، فشارها و استرس‌هایی بود که در شرایط کنونی فصل مشترک زندگی تمامی اهل شرف موسیقی‌ست. این آلبوم به‌صورت کادویی ناقابل و به‌صورت رایگان در اختیار هواداران موسیقی پاپ – راک قرار گرفته‌ است.»

گروه کلد پلی، نواهای دل‌انگیز با موسیقی راک

coldplay

گروه انگلیسی «کلدپلی» (Coldplay) در سبک راک آلترنیتو فعالیت می‌کند. این گروه تاکنون بیش از ۵۰ میلیون نسخه از آلبوم‌هایش را به فروش رسانده و جوایز بسیاری را نیز دریافت کرده است. موسیقی کلدپلی محبوب مخاطبان و موردپسند منتقدان است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این گروه در اواسط دهه‌ی ۹۰ میلادی با همت تعدادی از دانشجویان کالج لندن تاسیس شده است. اعضای گروه، همگی از کودکی، یادگیری موسیقی را آغاز کرده‌اند و آشنایی آن‌ها در دوران دانشجویی صورت گرفته است.
کلدپلی فعالیت حرفه‌ای خود را در واپسین سال‌های دهه‌ی ۹۰، با اجرا در کلاب‌های مختلف آغاز کرد. اعضای گروه در ابتدا تعدادی از آهنگ‌های خود را ضبط کرده و در تیراژ بسیار اندک برای دست‌اندرکاران موسیقی عرضه کردند تا بتوانند خودشان را مطرح کنند. طولی نکشید که رادیوی بی‌بی‌سی، تعدادی از تک‌آهنگ‌های کلدپلی را پخش کرد و موجب به شهرت رسیدن آن‌ها شد.
کلدپلی با شروع قرن جدید، نخستین کارهای خود را به بازار موسیقی فرستاد. سه تک‌‌آهنگ پرفروش و محبوب و یک آلبوم که در واقع، نخستین آلبوم استودیویی آن‌ها بود. استقبال خوبی که از این آثار صورت گرفت، منتقدین را واداشت که نقدهای مثبتی را در مجله‌های موسیقی جهان راجع به این گروه بریتانیایی منتشر کنند.
موفقیت‌های کلدپلی با فرستادن آلبوم‌های بعدی‌شان به بازار موسیقی، به‌طور مرتب تجدید شد. این گروه هم‌اکنون با پختگی بیشتری، ترانه‌سرایی می‌کند و در آهنگ‌سازی نیز تلاش دارد که موسیقی نقاط مختلف جهان را در راک آلترنیتو خود تلفیق کند تا به ترکیب‌های بدیع‌تری دست پیدا کند.

کریس مارتین، رهبر و مغز متفکر این گروه، هنرمندی‌ست که گروه کلدپلی با صدای او در تک‌آهنگ «زرد» به جهانیان معرفی شد. سبک زیبا و موسیقی دل‌نشین این گروه با صدای کریس مارتین ترکیبی یک‌دست و شنیدنی را فراهم می‌کند تا هواداران این گروه را در سراسر جهان راضی نگه دارد.

  • ثمر سعیدی / مجله موسیقی ملودی

عکس‌های اختصاصی از کنسرت راک و کانتری گروه تندر

[imagebrowser id=133]

عکس‌هایی از کنسرت  پژوهشی راک – کانتری گروه «تندر» به سرپرستی و خوانندگی «اردوان انزابی‌پور» را که «احسان خانمحمدی» عکاس مجله موسیقی ملودی آن‌ها را گرفته است با هم می‌بینیم. اعضای گروه تندر عبارتند از «بیتا صادقی» نوازنده‌ی گیتار الکتریک، «صمیم مهدی‌زاده» نوازنده‌‌ی گیتار بیس، «آیدین انزابی‌پور»/ «رامتین حاجت‌دوست»، نوازنده‌ی درامز، «علی اظهری»/ خواننده مهمان.

[nggallery id=133]

خواننده گروه راک هایپرنوا: موسیقی مرزها را در هم می‌شکند

hypernova

گروه راک «هایپرنوا» (Hypernova) چند سالی ست که از زیرزمین های تهران به روی زمین در آمریکا نقل مکان کرده است. این گروه از چهار جوان بااستعداد در عرصه ی موسیقی راک به نام های رام، کامی، کودی و جم در سال ۱۳۷۹ (۲۰۰۰ میلادی)، زمانی که موسیقی مجالی برای نفس کشیدن پیدا کرده بود، تشکیل شده است. در آمریکا نفر پنجمی به گروه پیوست به نام Aaron Johnson و پس از اولین اجراها مورد توجه مردم، مطبوعات و رسانه های آمریکا قرار گرفتند.
این گروه با سختی‌ ها و مشکلات دست و پنجه نرم کرد تا به موقعیت امروزی خود برسد. آنها به اندازه‌ کافی معروف، محبوب و بین المللی شده اند و مجله‌ موسیقی ملودی از شما دعوت می‌ کند تا داستان این موفقیت را به نقل از سایت شهروند و در گفت‌وگوی «رام» خواننده هایپرنوا با «محمود شریکر» بخوانید:
«سال ۲۰۰۰ بود که من با جازیست گروهمون «کامی» در سربازی دوست شدم. البته از قبل همدیگر را می شناختیم ولی دشمن هم بودیم، در حین سربازی اتفاقی در یک پادگان افتادیم. البته سربازی واقعی که نبود، بیشتر معافی بود تا سربازی. آن‌جا چون آشنای دیگری نبود با هم دوست شدیم و شروع کردیم با هم راجع به موزیک راک صحبت کردن و این‌که چه موسیقی دوست داریم. آن موقع همه ما Grunge وAlternative و Punk و بیشتر سبک های کلاسیک تر گوش می دادیم.

hypernova

خلاصه به هم پیشنهاد دادیم که باهم یک Band راه بیندازیم. کامی خودش گروه دیگری داشت، از من پرسید که چه سازی می زنم، گفتم ساز نمی زنم، او پیشنهاد کرد: حالا که ساز نمی زنی بیا تو خواننده شو چون انگلیسی بلدی. خلاصه سر این قضیه ما یک شبه خواننده شدیم.» (با خنده)

  • موسیقی زیرزمینی در تهران

رام ادامه می‌دهد: «به هر حال ما گروه خودمان را تشکیل دادیم و در تهران موسیقی زیرزمینی می زدیم. چند سالی گذشت و ما هم به طور مرتب اعضای گروه را عوض می کردیم و پس از چند سال با پنج نفر گروه هایپرنوا را تشکیل دادیم و شروع کردیم خیلی جدی تر کار کردن. تا قبل از آن فقط به صورت تفریحی و سرگرمی کار می کردیم، یعنی چون واقعن در تهران کار دیگری جز موزیک زدن نبود. یعنی تنها با موسیقی مان می توانستیم با بیرون ارتباط برقرار کنیم.

خلاصه خیلی جدی شروع کردیم تمرین کردن و فکر کردیم که شاید بشود این را تبدیل به کار و شغل اصلی مان کنیم و آرزویمان این شد که یک روز موزیسین شویم. فکر کردیم دنیا به اندازه‌ی کافی مهندس و دکتر و وکیل دارد. ضمن این‌که یکی از خوبی های کار هنری این است که آدم ساعات خودش را دارد.

hypernova

کم‌کم در موسیقی زیرزمینی شناخته شدیم و برای یک فستیوال به اروپا دعوت شدیم. این فستیوالی بود درباره موسیقی زیرزمینی ایران که گروه های دیگری هم در آن حضور داشتند از جمله Zed Bazi، آبجیز و اوهام و چند تا از بچه های دیگر ایرانی که این طرف و آن طرف دنیا بودند.
آن‌جا که بودیم برای یک فستیوال به نام South by South West اقدام کردیم و اصلن فکر نمی کردیم که ما را قبول کنند. یک نمونه کار واقعا ضعیف برای‌شان ارسال کردیم و چند ماه بعد در تهران یک ایمیل گرفتیم که گفته بود قبول شدید و بیایید موزیک بزنید. روزی که این خبر را گرفتیم یکی از شادترین روزهای زندگی مان بود برای اینکه می توانستیم برویم آمریکا و با خیال راحت موسیقی کار کنیم و سفر کنیم ولی درکل آمدن به آمریکا هم آسان نبود به‌ویژه ویزا گرفتن خیلی سخت بود. در دوبی رد شدیم چون اثبات کردن این‌که ما یک گروه موسیقی هستیم خیلی سخت بود. مثلن چه جوری می شود که یک گروه راک ایرانی برای سفارت آمریکا هویت خودش را اثبات کند؟ خیلی کار سختی‌ست و آن روز که ویزای‌مان رد شد یکی از غم انگیزترین روزهای زندگی ما شد.
تا این‌که بالاخره موفق شدیم سناتور «جک شابر» آمریکایی را داخل ماجرای‌مان کنیم و او یک نامه نوشت برای سفارت آمریکا در دوبی و ما برای بار دوم به آنجا رفتیم و این بار موفق شدیم.»
hypernova

  • هایپرنوا در آمریکا

«پس از گرفتن ویزا، یکسره به نیویورک آمدیم. اولش نمی دانستیم باید چه کار کنیم. نه آشنایی داشتیم و نه دوستی که کمک‌مان کند. یعنی همه‌ی پول‌مان را همان هفته‌ی اول خرج کردیم، ولی در همان اجراهای اول، «نیویورک تایمز» و MTV برنامه‌ی ما را پسندیدند، درباره‌ی ما نوشتند و با ما مصاحبه کردند. چنین عکس‌العملی برای ما غیرمنتظره بود و همین باعث شد که مورد توجه مردم قرار بگیریم و کلی درهای دیگر به روی‌مان باز شد. ما هم بیشتر تمرین می‌کردیم و خیلی بهتر شدیم. به لس‌آنجلس رفتیم و آن‌جا هم خیلی به ما کمک کردند، در واقع ما را زنده نگه داشتند، چون هیچ چیزی نداشتیم و همین باعث شد که ما بتوانیم این همه وقت این‌جا دوام بیاوریم و برنامه‌های بیشتری اجرا کنیم.
دو تور هم در سراسر آمریکا گذاشتیم و الان سه سال است که در آمریکا هستیم و با یک کمپانی ضبط آمریکایی هم قرارداد امضا کردیم.
hypernova

ما اولین گروه راک ایرانی هستیم که با شرکت پخش آمریکایی کارگرفته و خود این باعث شد که در را به‌روی بقیه هم باز کنیم و خودمان هم به این کار خیلی افتخار می‌کنیم. چون ما از همان ابتدا هدف‌مان این بود که وجه دیگر ایران، یعنی وجه مثبت آن‌را، به جای آن وجه کلیشه‌ای منفی به غیرایرانی ها و آمریکایی‌ها نشان دهیم و موفق هم شدیم، چون موسیقی واقعا مرزها را می شکند. مردم را به هم نزدیک می‌کند و همه آن را درک می‌کنند.»

لازم به یادآوری است که در وب‌سایت گروه هایپرنوا می‌توانید نظراتی که در نشریات و رسانه های معتبر آمریکا در مورد آنها آمده، ببینید و بخوانید. این توجه فقط به خاطر این‌که آنها گروهی از جوانان ایرانی هستند و از ایران آمده اند، نیست، بلکه به خاطر اجرای خوب آنها و ترانه های زیبایی ست که می نویسند.

کنسرت گروه موسیقی فاصله در اریکه ایرانیان

faseleh

گروه موسيقي «فاصله» بيست و سوم تيرماه در اريکه ايرانيان اجرا دارد.
گروه موسيقي فاصله كه از سال ۸۶ شروع به كار كرده است بيست و سوم تيرماه چهارمين كنسرت خود را در تهران روي صحنه مي‌برد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در اين كنسرت قطعاتي بر اساس ملودي‌هاي خراساني و قطعاتي که نگاه جديدي به موسيقي سنتي ايران دارد همراه با اجراي متفاوتي از موسيقي جهان اجرا خواهد شد و در هر كدام از اين قطعات تلفيقي ميان موسيقي ستني ايراني و موسيقي غربي هم‌چون راك، بلوز، پاپ است.

بر اساس این گزارش «آرش قاسمي» خواننده و مدير گروه فاصله درباره كنسرت اين هفته به خبرنگار شهر گفت: كنسرت در دو پارت متفاوت برگزار خواهد شد كه پارت نخست تركيب سازبندي سنتي و محلي شامل (دو تار، بم تار، دهل، دف، دايره، كمانچه، سه‌تار، تار) است.

وي اظهار داشت: در بخش نخست ۷ قطعه اجرا خواهد شد كه ۶ قطعه از ساخته‌هاي گروه است و يك قطعه هم از آهنگ‌هاي محلي است كه با تنظيم گروه فاصله و رنگ و بوي موسيقي گروه فاصله به اجرا در خواهد آمد.

وي افزود: پارت دوم برنامه شامل ۸ قطعه است كه هفتاد درصد نوازندگان بخش اول به همراه سازهاي (گيتار باس، گيتار الكتريك، پركاشن، درام، فلوت، ساز دهني،) روي صحنه خواهند رفت و تلفيقي از موسيقي محلي ايراني و غربي را كه ساخته‌هاي گروه است اجرا خواهند كرد.

در اين قطعات از اشعار، مهرداد بهزاد اول، اخوان ثالث، مولانا، و هوشنگ ابتهاج، استفاده شده است.

مدير گروه فاصله در مورد انتشار آلبوم‌هاي اين گروه گفت: با توجه به شيوه و تفاوت اجراي گروه فاصله به دنبال انتشار آلبوم‌هاي تصويري هستيم كه به زودي آلبوم تصويري اجراي گروه در تالار ايوان شمس به عنوان دومين آلبوم منتشر خواهد شد.

كنسرت پيش روي در سالن اريكه ايرانيان در دو نوبت (ساعت ۱۸ و ۲۱) اجرا خواهد شد، در اين اجرا، آرش قاسمي(خواننده و مدير گروه)، مهرداد بهزاد اول(سرپرست گروه، خواننده و آهنگ‌ساز،) ايليار خسروي(درامز)، آگرين حامدي(کمانچه)، سامان حقيقي‌وند(دف، دايره و کوزه)، محبوبه بهزاد اول(سه‌تار)، مسعود مبيني (گيتار باس)، بهاره بهزاد اول(فلوت و سازدهني)، سعيد نودهي(دو تار)، هومن صالحي(دوهل)، احسان شفيعي(پرکاشن)، امير تهراني(گيتار الکتريک) و کاوه آهنگراني(بم تار) مي‌نوازند.

درباره کلارنس کلمونس ساکسیفونیست بروس اسپرینگستین

clarence-clemons-reuters

چندی پیش «کلارنس کلمونس» نوازنده‌ی ساکسیفون گروه «ای استریت» در سن ۶۹ سالگی درگذشت.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از بی‌بی‌سی کلمونس در نورفوک ایالت فلوریدا به دنیا آمد و نواختن ساکسیفون را از ۹ سالگی، پس از اینکه پدرش به عنوان هدیه کریسمس به او یک ساکسیفون داد، آغاز کرد.
کلمونس در سال ۱۹۸۹ در گفت‌وگو با خبرگزاری اسوشیتدپرس گفته بود: من دلم می خواست برای کریسمس، قطار برقی هدیه بگیرم ولی پدرم به من ساکسیفون هدیه داد. از خوشحالی بالا پریدم.

او در پی حادثه تصادف با ماشین، ناگزیر شد رویای فوتبالیست شدن را کنار بگذارد و به موسیقی روی آورد.

کلمونس در سال ۱۹۷۱ با «بروس اسپرینگستین» که در آن زمان یک خواننده و ترانه سرا از اهالی نیوجرسی بود، آشنا شد و به عضویت ثابت گروه «ای استریت» درآمد.

در سال ۲۰۰۹ کلمونس در گفت و گویی پیوند عمیق دوستانه خود را با «بروس اسپرینگستین» که به «رییس» معروف است، چنین توصیف کرد: علاقه‌ی ما  بیشترین اشتیاق و علاقه ای است که می‌شود صرف‌نظر از جنسیت نسبت به کسی داشت.»

او علاوه بر این‌که بارها در صفحه تلویزیون و پرده سینما دیده شد، با گروه‌های موسیقی «گریتفول دد»، گروه «جری گارسیا»، «رینگو استار» و گروه« آل استار او» هم نواخت.

کلارنس کلمونس همچنین با هنرمندان افسانه ای دنیای موسیقی از جمله «آرتا فرانکلین»، «روی اوربیسن» و «جکسون براون» همکاری کرد.

او همچنین در سال ۱۹۹۳ در مراسم تحلیف بیل کلینتون، رئیس جمهور اسبق آمریکا، در کنار خواننده هایی چون «مایکل جکسون» به هنرنمایی پرداخت.

کلمونس که به «مرد گنده» شهرت داشت در سال ۲۰۰۹ کتاب زندگینامه خود را با عنوان «مرد گنده: زندگی واقعی و داستان های بلند» منتشر کرد.

او زمانی گفته بود: «صحنه برای من همیشه مثل خانه است؛ جایی که من به آن تعلق دارم.»

کلارنس در حدود ۴۰ سال با بروس اسپرینگستین و گروه ای‌استریت همکاری می‌کرد.

او که در سال‌های اخیر وضعیت جسمانی چندان مناسبی نداشت ماه گذشته در سن ۶۹ سالگی در فلوریدای آمریکا درگذشت.

ساکسیفونیست گروه بروس اسپرینگستین در ۶۹ سالگی درگذشت

clarence-clemons-reuters

تماشای کنسرت‌های پرشور «بروس اسپرینگستین» بدون لحظات مهیجی که ساکسیفون‌نوازی «کلارنس کلمونس» آن‌ها را خلق می‌کرد قابل تصور نیست.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی «کلارنس کلمونس» نوازنده‌ی ساکسیفون گروه «ای استریت» در سن ۶۹ سالگی درگذشت. این هنرمند سیاه‌پوست با قدرتی که در نواختن ساکسیفون داشت به‌عنوان یکی از عناصر اصلی موفقیت و محبوبیت موسیقی راک بروس اسپرینگستین و «ای‌استریت بند» به شمار می‌رفت. کلارنس در حدود ۴۰ سال با بروس اسپرینگستین و گروه ای‌استریت همکاری می‌کرد.
بی‌بی‌سی گزارش داد: کلمونس ده روز قبل پس از حمله قلبی در خانه‌اش در «سینگر آیلند» در ایالت فلوریدای آمریکا، به بیمارستان منتقل شده بود.
تک‌نوازی های او که به دلیل جثه بزرگش به «مرد گنده» معروف بود، در توفیق آهنگ های محبوب اسپرینگستین از جمله «زاده شده برای دویدن» (Born to Run) و «سرزمین جنگلی» (Jungleland) مؤثر بود.
اسپرینگستین در وب سایتش نوشته که غم از دست دادن کلمونس «بی حساب» است و او و سایر اعضای گروهش افتخار داشته اند که حدود چهل سال در کنار کلارنس بایستند.

clarence-bruce-the-boss

در این نوشته آمده است: «کلمونس زندگی فوق العاده ای داشت. او در دل خودش عشق به مردم را داشت؛ عشقی که سبب می شد مردم هم به او عشق بورزند. او عاشق ساکسیفون بود، هواداران ما را دوست داشت و هرشب که پا برصحنه می‌گذاشت، هر چه را داشت ارائه می کرد.»

برایان آدامز، خواننده راک کانادایی نیز تأثر خود را در توییتر خود ابراز کرده است و کلمونس را «یکی از بزرگ ترین ساکسیفونیست های راک» خوانده است. از هنگامی که خبر مرگ کلمونس منتشر شده، هوادارانش بیرون استون پونی، کلوب راک افسانه ای و همان جایی که کلمونس، اسپرینگستین و سایر اعضای گروه ای استریت کار خود را آغاز کردند، به یادبود او هدیه و یادگاری و نوشته به جا می‌گذارند.
کلمونس در سال‌های اخیر، به خصوص پس از جراحی ستون فقراتش در ژانویه سال ۲۰۱۰، وضعیت جسمانی چندان خوبی نداشت.

با این حال، او در مسابقه سوپر باول سال ۲۰۰۹، در پی دوبار جراحی زانو، از روی ویلچر برخاست و همراه با بروس اسپرینگستین نواخت. وی هم‌چنین در ماه مه امسال، در آخرین قسمت برنامه تلویزیونی «امریکن آیدل» در کنار لیدی گاگا ساکسیفون نواخت.