انتشار آلبوم جدیدی از ِسر پل مک‌کارتنی

melodymag

“سر پل مک کارتنی” موزیسین انگلیسی و یکی از اعضای کلیدی گروه افسانه ای “بیتلز” بر روی جدیدترین آلبوم انفرادی خود کار می‌کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از زمانی که “بیتلز” منحل شد “مک کارتنی” همراه با همسر خویش “لیندا مک کارتنی” و آشنایانش گروهی به نام “بالها “(“Wings”) تاسیس کرد.

در آن زمان که میانه های دهه ۷۰ و یا ۸۰ بوده ترانه و آلبوم های انفرادی و گروهی بسیاری از این خواننده بیرون آمد. هر چند که موفقیت بیتلز برایش تکرار نشد ولی وی توانست که محبوبیت خویش را افزایش دهد و در این زمینه پیشرفت کند. گروه “بالها” پس از مرگ “لیندا مک کارتنی” در ۱۷ آوریل ۱۹۹۸ منحل شد.
در دهه ۲۰۰۰ نیز شاهد حضور “پل مک کارتنی” در جوایزی همچون “گرمی” و همچنین نامزد شدن وی برای بردن رده های این جایزه معتبر موسیقی بودیم. وی در دهه اخیر آلبوم هایی را انفرادی منتشر کرد که بعضی از آنها مورد تحسین منتقدان موسیقی قرار گرفت.
آلبوم جدید “پل مک کارتنی” هنوز عنوانی ندارد زیرا جلسات ضبط به تازگی شروع شده اند. این آلبوم در استدیو “ابی رود”(“Abbey Road”) استدیویی که طرفداران بیتلز با آن خاطره دارند و جلد آلبوم معروف “بیتلز” یعنی “ابی رود” که در آن چهار اعضای گروه در حال قدم زدن هستند در آن‌جا نصب شده است قرار است ضبط شود.
“اتان جانز”(“Ethan Johns”) مدیر ضبط این آلبوم می‌گوید: “ضبط کردن صدای “پل” در آن فضا و گوش دادن به آن صداهای ضبط شده “بیتلز” مانند، برای من مانند یک الهام بود.”
سبک این کار به احتمال زیاد همچون آلبوم های قبلی “مک کارتنی” و “گروه “بیتلز” خواهد بود.
بی شک این آلبوم نیز باعث جنب و جوش در تاریخ موسیقی راک می شود.

  • ارسلان جعفری/مجله موسیقی ملودی

مارک نافلر کنسرت خود در روسیه را لغو کرد

melodymag

مارک نافلر، گیتاریست پرآوازه  و رهبر پیشین گروه «دایر استریتس» کنسرت خود در کشور روسیه را در اعتراض به نقض حقوق بشر لغو کرده است.

مارک نافلر خواننده و آهنگساز انگلیسی در وبسایت خود نوشت: “امیدوارم که وضعیت فعلی به زودی تغییر کند.”

او در بیانیه خود نوشته است: “با دیدن سرکوب توسط مقام های روسی،… متاسفانه تصمیم گرفته ام که کنسرت های آینده خود در مسکو و سن پترزبورگ را لغو کنم.”

مارک نافلر افزود: “من همیشه دوست داشته ام که در روسیه اجرا کنم و به این کشور و مردمانش علاقه وافری دارم.”

پل مک‌کارتنی در گفت‌وگو با روزنامه شرق: با بیتل‌ها معامله خوبی نشد

paul-mccartney

از گروه مشهور و افسانه‌ای بیتل‌ها تنها دو عضو باقی‌مانده است. «سر پل مک‌کارتنی» یکی از دو مغز متفکر بیتل‌ها برای اجرای برنامه به ابوظبی آمده بود. «پرویز براتی» گفت‌وگویی را با وی برای روزنامه‌ی شرق انجام داد که روز گذشته منتشر شد. این مصاحبه را در ادامه با هم می‌خوانیم:

پرویز براتی: هامر مدل H3 در بزرگراه می‌تاخت. عقربه کیلومترشمار از ۱۶۰ گذشته بود. ترانه‌ای راک از سی‌دی پلیر اتومبیل پخش می‌شد. به راننده گفتم: با موسیقی راک چقدر آشنا هستید؟ به انگلیسی اما با ته‌لهجه عربی گفت: زیاد! رانندگی با موسیقی راک برایش یک تفریح بود. می‌گفت با بزرگان موسیقی راک آشناست. عاقبت به ابوظبی رسیدیم و مستقیم رفتیم سراغ یکی از دو ستاره باقیمانده گروه «بیتل‌ها» یعنی پل مک کارتنی. مک‌کارتنی لاغراندام و گیاه‌خوار، در حد امکان به سوال‌های ما جواب داد. او تا چند روز دیگر قرار است در حاشیه مسابقات فرمول یک ابوظبی با گروهش روی صحنه برود. وقتی از علاقه ما به نقاشی و هنر آگاه شد، تصاویری از نقاشی‌هایش از جان لنون و اندی وارهول و همسر اولش لیندا را روی تبلتش نشان‌مان داد. دوست نداشت در مورد رابطه‌اش با «بیتل‌ها» سوال‌پیچش کنیم، اما مگر می‌شود پل مک کارتنی را دید و از همکاری‌اش با بیتل‌ها نپرسید؟! وقت تنگ بود. باید با تاکسی یا اتوبوس به دوبی برمی‌گشتیم. دیگر از هامر H3 که خیلی تصادفی ما را تا ابوظبی رساند، خبری نبود! خواننده و نوازنده ۶۹ساله انگلیسی تا چند روز دیگر برای اولین‌بار در امارات متحده عربی روی صحنه می‌رود.

  • خیلی‌ها، شما را به عنوان «عضو سابق گروه بیتل‌ها» می‌شناسند. این طرز تلقی تا چه حد برایتان قابل قبول است؟

این تصور تا حدی نزدیک به واقعیت است، اما به تنهایی بازگوکننده تمامی حقیقت نیست. بخشی از حیات هنری من- و نه همه آن- در کنار جان لنون، رینگو استار و جورج هریسون گذشت. عضویت در گروه بیتل‌ها یک دوره ۱۰ ساله از فعالیت موسیقی من را دربرگرفت، اما من بعد از آن در یک دوره ۱۰ساله دیگر (گروه وینگز) (Wings) را راه انداختم که از آن هم به خوبی یاد می‌کنند.

  • چرا گروه بیتل‌ها را ترک کردید؟

همیشه خودم را در جاده‌ای تصور کرده‌ام که انتهایی ندارد.

داستان جدایی‌ام از بیتل‌ها را قبلا هم چندبار در مصاحبه‌ها گفته‌ام. این مساله، مربوط به قبل از سال ۱۹۷۰ است، یعنی زمانی که مدیر هنری گروه ما، برایان اپستاین درگذشت. مرگ برایان، مخاطرات مالی فراوانی برایمان به وجود آورد.
beatles

  • گویا اول از همه رینگو استار و جورج هریسون از گروه منشعب شدند؟

از اوایل دهه ۷۰ هرکدام از ما، راه خودمان را رفتیم. آن زمان شرایط به گونه‌ای رقم خورد که عملا همکاری گروهی غیرممکن بود. فرقی نمی‌کند که چه کسی از گروه زودتر خارج شد. مهم این بود که در اوایل دهه ۷۰ ادامه همکاری فایده‌ای نداشت.

  • شما این امر را رسانه‌ای کردید. دلیل خاصی داشت؟

آن زمان من بسیار تحت فشار بودم. این فشار به دیگر اعضای گروه هم وارد می‌شد. علاقه‌‌مندان مدام می‌پرسیدند چرا از بیتل‌‌ها خبری نیست؟ من در سال ۱۹۷۰ در آستانه انتشار اولین آلبوم انفرادی‌ام خاتمه همکاری‌ام را با گروه با خبرنگاران در میان گذاشتم.

  • صحبت‌های دیگری هم در مورد دلایل فروپاشی بیتل‌ها خوانده و شنیده‌ایم…می‌توانید به آنها اشاره کنید؟

اینها صحبت‌هایی است که زیاد شده. از جمله اینکه گروه تا سال ۱۹۶۶ با هم متحد بودند، اما بعد از آن با هم اختلاف سلیقه پیدا کردند…این اختلاف سلیقه‌ها در هر گروهی طبیعی است؛ همچنان که من در گروه‌هایی که بعد از بیتل‌ها راه انداختم با اعضا اختلاف سلیقه داشتم.

  • سلیقه خاص شما در بیتل‌ها بر چه محوری بود یا چه نوع موسیقی‌ای را توصیه می‌کرد؟

توصیه‌ای در کار نبود! من تنها متکی به گرایش پاپ در موسیقی‌ام بودم. ‌

ولی گفته می‌شود علاقه جورج هریسون به موسیقی هندی بود و جان لنون هم طرفدار نوعی موسیقی تجربی، شخصی و در عین حال خلسه‌آمیز…
خب ممکن است این تمایل‌ها در کار بوده باشد. ممکن است من از عادت‌های برخی اعضا راضی نبوده باشم، اما اینها باعث ازهم‌گسیختگی و فروپاشی گروه ما نشد. من فکر می‌کنم دلایل متعددی زمینه‌ساز جدایی اعضا از یکدیگر شد اما تاکید می‌کنم که مرگ برایان، ضربه بدی به ما زد. مرگ او در سال ۱۹۶۷، ناگهان بیتل‌ها را با یک خلأ بزرگ مواجه کرد. لنون رابطه صمیمانه و نزدیک‌تری نسبت به ما با او داشت. فکر می‌کنم بیشترین ضربه روحی از این واقعه به او وارد شد.
beatles

  • جان لنون بعد از مرگ برایان گفته بود بقای گروه منوط به خواست شماست…

این هم از آن حرف‌هاست.

  • مصاحبه جنجالی لنون در سال ۱۹۶۶ که بیتل‌ها را از مسیح محبوب‌تر دانسته بود، تاثیر منفی روی کار گروه نداشت؟

شما در پی یافتن سرنخ‌هایی از جدایی بیتل‌ها از یکدیگر و فروپاشی این گروه هستید. ولی محال است به نتیجه مشخصی برسید!

  • دلیل این حرف چیست؟

به خاطر اینکه همان‌طور که گفتم مجموعه‌ای از شرایط ما را از هم جدا کرد. پایان همکاری اعضای بیتل‌ها محصول یک اختلاف سلیقه یا چیزی شبیه آن نبود.

  • به هر حال، اظهارنظر جان لنون عواقب ناخوشایندی برای اعضای گروه داشت. این اظهارنظر، خشم مقامات واتیکان را برانگیخت و باعث تحریم آلبوم‌های بیتل‌ها و حتی لغو کنسرت‌ها در آمریکا شد…

بله، ما تاوان این اظهارنظر را دادیم، ولی تصریح می‌کنم که این مساله، دلیل از هم‌پاشیدن گروه نبود، خصوصا از این نظر که لنون بعدا در نشستی خبری بابت اظهاراتش عذرخواهی کرد.

  • جان لنون چند ماه قبل از مرگش،‌ در مصاحبه‌ای گفته بود شخصی به نام لورن مایکل پیشنهاد پرداخت سه‌هزار دلار به شما برای همکاری مجددتان را با او، هریسون و استار داده بود. آیا این موضوع صحت دارد؟ در صورت مثبت بودن جواب، چرا این همکاری را پی نگرفتید؟

این داستان مربوط به سال ۱۹۷۶ است. مایکل تهیه‌کننده یک برنامه زنده تلویزیونی با نام «شب‌های شنبه» بود. او می‌خواست ما در برنامه‌اش حاضر شویم. اتفاقا این پیشنهاد را قبول کردیم و یادم هست من و جان، قصد داشتیم به استودیوی مایکل برویم، اما آن شب خیلی خسته بودیم.

خلاصه تماس گرفتیم و این برنامه را لغو کردیم اما صحبتی راجع به روی صحنه رفتن و همکاری مجدد نبود. من اینجا باید یادآوری کنم که با وجود جدایی‌ام از بیتل‌ها در سال ۱۹۷۰، در سال‌های بعد روابط خوبی با اعضای گروه داشتم. پایان همکاری به معنای پایان دوستی نبود. ما ۱۰ سال از بهترین سال‌های زندگی‌مان را در گروه بیتل‌ها سپری کردیم. با اینکه بعد از بیتل‌ها آلبوم‌های زیادی منتشر کردم، اما هنوز ترانه «دیروز» را که آن را برای بیتل‌ها ساختم، جزو بهترین کارهایم می‌دانم.

beatles

  • قتل جان لنون را چطور ارزیابی می‌کنید؟

یکی از روزهای ماه دسامبر بود. آن زمان در لندن بودم. لنون زمانی که به خانه‌اش در نیویورک بازمی‌گشت، هدف گلوله‌ قرار گرفت و کشته شد. قتل او یک اقدام کاملا حساب شده سیاسی بود. اعتراض‌های سیاسی وی در این اقدام وحشیانه بی‌تاثیر نبود. حتما می‌دانید که قاتلش را همان زمان دستگیر کردند. مرگ جان لنون من را بسیار متاثر کرد. متاسفانه قتل جورج هریسون در سال ۲۰۰۱ از دیگر رویدادهای ناگوار زندگی‌ام بوده است. نمی‌دانم چرا با بیتل‌ها چنین معامله‌ای شد! تصور کنید ظرف دو دهه، دو نفر از چهار عضو این گروه به قتل رسیدند. با بیتل‌ها معامله خوبی نشد. این یک گروه صلح‌طلب و طرفدار آرامش بود، قبول دارم که اشتباهاتی از ما سر زد اما «بیتل‌ها» مستحق ترور و قتل نبودند، من و رینگو استار تنها بازماندگان «بیتل‌ها» هستیم.

  • ‌شما بعد از «بیتل‌ها» گروه «وینگز» را راه انداختید. این گروه نتوانست به شهرت افسانه‌ای «بیتل‌ها» برسد. با این نظر موافق‌ هستید؟

این نگاه شخصی شماست. من اعتقادی به حرف شما ندارم. ترانه‌های ما در طی ۱۰ سال حیات گروه «وینگز» با استقبال زیادی روبه‌رو شد. فروش‌های میلیونی آلبوم‌های ما طی آن سال‌ها گواه این مساله است که گروه «وینگز» دست کمی از «بیتل‌ها» نداشت. البته شرایط خاص «بیتل‌ها» و حواشی پیرامون فعالیت اعضای این گروه باعث شد در تاریخ موسیقی راک بیشتر سرزبان‌ها بیفتد اما به گمان من گروه «وینگز» هم کارنامه درخشانی از خود باقی گذاشت. دلیلی ندارد که بخواهم از «وینگز» در برابر «بیتل‌ها» دفاع کنم، چرا که من عضو هر دو گروه بوده‌ام. باید همین‌جا بگویم که این دو گروه ذخیره ذهنی و روحی من هستند. من هرچه دارم از این دو گروه و ۲۰ سال نوازندگی و خوانندگی در آنهاست.

  • ‌به نوازندگی و خوانندگی‌تان اشاره کردید. فکر می‌کنید چرا بیشتر بابت نوازندگی مطرح هستید تا خوانندگی؟

شاید به این دلیل که در عکس‌هایم همیشه همراه با یک گیتار هستم (می‌خندد). واقعیت این‌طور نیست. نمی‌دانم چرا وجه نوازندگی کارم برجسته‌تر بوده. شاید یک دلیل ساده آن این باشد که من اساسا کارم را با نوازندگی گیتار شروع کردم. پدرم یک نوازنده ترومپت بود که گاه پیانو هم می‌نواخت. جالب اینجاست که پدربزرگ من هم ساز «توبا» می‌نواخت. از کودکی نواختن گیتار با دست راست برایم دشوار و تقریبا محال بود؛ چون آدم چپ‌دستی هستم! به هرحال همزمان با نوازندگی، کار آهنگسازی هم کردم. پدرم به من توصیه می‌کرد که در رشته موسیقی تحصیل کنم؛ اما من به مرور یاد گرفتم که با گوشم اصوات را بشنوم و زیاد روی آموزه‌های کلاس‌های موسیقی اتکا نکنم. بیان این خاطرات، برای آن بود که بگویم اساسا کارم را با نوازندگی شروع کردم و در محیطی رشد یافتم که نوازندگی را ترویج می‌کرد، با این حال من بعدها در گروه «بیتل‌ها» بارها آواز خواندم. البته در گروه «بیتل‌ها»، در آن اوایل کار، گیتارباس می‌نواختم.

  • ‌شما بعد از «بیتل‌ها» راه خود را رفتید. ۴۱ سال از آن زمان می‌گذرد. این زمان طولانی را چطور تفسیر می‌کنید؟

خب، من طی این سال‌ها در عرصه‌های مختلفی فعالیت داشته‌ام.

موسیقی یکی از عرصه‌های مهم زندگی‌ام بوده و البته اهمیت آن کمتر از دیگر علایقم نیست. حتما می‌دانید که من تا به حال ده‌ها نمایشگاه نقاشی برپا کرده‌ام. با هنرمندان زیادی حشر و نشر داشته‌ام. یکی از زمینه‌های مورد علاقه‌ام محیط زیست و وضعیت آینده کره زمین است. البته موسیقی سرجایش است.
beatles

  • ‌به نقاشی اشاره کردید. بیشتر از علایق‌تان در این زمینه می‌گویید؟

آشنایی من با عالم نقاشی به دهه ۶۰ برمی‌گردد، به روزهای اوج فعالیت «بیتل‌ها». یادم می‌آید اول بار از طریق رابرت فریزر با هنرمندان بزرگی چون اندی وارهول، پیتر بلیک، ریچارد همیلتون و کلس اولدنبرگ آشنا شدم. فریزر یک گالری‌دار و واسطه هنری بود. با او در نمایشگاهی‌ که سال ۱۹۶۶ از آثار جیم دین برپا کرد، آشنا شدم. فکر می‌کنم او یکی از تاثیرگذارترین آدم‌ها در فضای هنری دهه ۶۰ بود. بعد از آشنایی با او، نقاشی‌هایی از رنه مگریت را خریداری کردم. با این حال، علاقه‌ام به نقاشی زمانی شدت گرفت که تابلویی از ویلم دکونینگ را دیدم. دهه ۶۰ و ۷۰ فرصتی‌ برای نقاشی کردن برایم نگذاشت اما یادم می‌آید اوایل دهه ۸۰ بود که اولین تجربیاتم را در نقاشی آغاز کردم و در سال ۱۹۹۹ این کارها را در آلمان به نمایش گذاشتم. این آثار پرتره‌هایی از جان لنون، وارهول و دیوید بووی بود. از آن زمان تا حالا بیشتر از ۵۰ نقاشی‌ام در جاهای مختلف به نمایش گذاشته شده است. طی این سال‌ها با یوکو اونو (همسر جان لنون) هم همکاری‌های زیادی در عرصه هنر داشته‌ام و نمایشگاه‌های زیادی به طور مشترک برپا کرده‌ایم.

  • ‌چه شد تصمیم به برپایی کنسرت در ابوظبی گرفتید؟

حتما می‌دانید که این کنسرت، در حاشیه «جایزه بزرگ فرمول یک» این شهر برپا خواهد شد. این مسابقه سومین سال‌ خود را جشن می‌گیرد و امسال از من و بریتنی اسپیرز دعوت کردند که به صورت زنده روی صحنه برویم. البته چند گروه راک انگلیسی و آمریکایی دیگر هم قرار است در این برنامه روی صحنه بروند.

  • ‌این اولین حضور شما در خاورمیانه است؟

من پیش از این در کشورهای دیگری از این منطقه هم کنسرت برپا کرده‌ام. این اولین حضور در کشور امارات متحده عربی است. حضور در این فستیوال و اجرای برنامه زنده، بخشی از یک تور بزرگ موسیقی است که از ابوظبی شروع می‌شود. من بعد از اجرا در ابوظبی قرار است در کشورهای ایتالیا، فرانسه و آلمان به اجرای برنامه بپردازم و پنجم دسامبر به بریتانیا برمی‌گردم. بعد از آن هم در سوئد، فنلاند و روسیه به اجرای برنامه خواهم پرداخت. ۱۹ دسامبر هم در منچستر و لیورپول روی صحنه می‌روم.

  • ‌با این وصف روزهای پرکاری را در دو ماه آخر سال ۲۰۱۱ خواهید داشت؟

همیشه اجرای زنده یکی از لذت‌های زندگی‌ام است. مخاطبان من هر سال بیشتر و بیشتر می‌شوند. سطح تفکر موسیقی آنها هم مدام بالاتر می‌رود. این برای من مایه شعف است.

لد زپلین: پدر راک، پدر خوانده هوی متال – بخش دوم

led-zeppelin-reunion

«رابرت پلنت» که بسیاری او را برترین خواننده تاریخ راک می‌دانند در سال ۱۹۴۸ در وست‌برمویچ انگلستان متولد شد. پلنت تمامی ویژگی‌های لازم یک خواننده بزرگ موسیقی راک را دارد؛ صدایی پرقدرت که به خوبی می‌تواند محدوده‌ی آن را کنترل کند و بار احساسی شعرها را با استفاده از آن به تماشاگر انتقال بدهد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی علاقه‌ی رابرت پلنت به خوانندگی از کودکی در او نمایان بود. او درباره‌ی آن دوران می‌گوید: «زمانی‌که کودک بودم، به هنگام کریسمس در پشت پرده‌ی خانه مخفی می‌شدم و سعی می‌کردم ادای «الویس پریسلی» را در بیاورم. آن پرده و پنجره فرانسوی تصاویری است که من از ده سالگی خود به یاد دارم. و من همیشه می‌خواستم دقیقن همان نقش را بازی کنم.»
هنرمندان بسیاری از خوانندگی رابرت پلنت الهام می‌گرفتند از جمله خوانندگانی نظیر «سامی هاگار» از «ون هالن»، «جف باکلی»، «فردی مرکوری» از «کویین»، «ان ویلسون» از «هارت» و «گدی لی» از گروه «راش» را می‌توان اشاره کرد که به‌طور کامل تحت‌تاثیر وی بوده‌اند. «هیت پارادر» مجله‌ی معتبر موسیقی متال، رابرت پلنت را در صدر ۱۰۰ برترین خواننده متال تاریخ قرار داده است.
و اما «جیمی پیج» به معنای تاریخ زنده‌ی موسیقی راک و هوی متال است. صدای گیتار پیج به گونه‌ای است که گویی چند گیتار در حال نواختن هستند، سنگینی دست راستش کلیدی است برای شناسایی فوری موسیقی لد زپلین.
ریف‌های یکپارچه‌ی او موجب به وجود آمدن طرح اولیه سبکی شد که بعدها به هارد راک و سپس به هوی متال تبدیل شد. او نخستین بار در سیزده سالگی گیتار به دست گرفت، گیتار را در جریان اسباب‌کشی به خانه جدیدشان در گوشه‌ای از خانه‌ی جدید یافت، خود جیمی پیج گفته که هیچ وقت نفهمیده است که چه کسی گیتار را جا گذاشته بود.
این بزرگ‌ترین گیتاریست تاریخ بندهای راک، چنان نابغه بود که به جز چند مورد محدود، هرگز آموزش گیتار ندید و کاملن خودآموخته بار آمد. اما نخستین بار با شنیدن آهنگی از الویس پریسلی بود که جیمی پیج مشتاقانه به فکر نوازندگی گیتار افتاد.
led-zeppelin

نخستین سکوی پرش جیمی پیج کار در گروه افسانه ای «یاردبردز» بود. «اریک کلپتون» عضو این گروه بود و برای همین جیمی پیج همیشه هم‌کاری‌هایی با این گروه داشت. برای همین پس از این‌که کلپتون گروه را ترک کرد نخستین گزینه برای جایگزینی او جیمی پیج بود، اما پیج به دلیل بیماری‌اش از عضویت در گروه سرباز زد و دوستش «جف بک» را معرفی کرد. البته این پایان کار نبود. در کنسرت گروه «یاردبردز» در آکسفورد، بیسیست گروه، «پل اسمیت» به‌طور ناگهانی گروه را ترک کرد و چون کس دیگری آنجا نبود و برای این‌که اجرا به هم نخورد، پیج به عنوان بیسیست روی صحنه رفت و در کنار جف بک، سازی را که هرگز ننواخته بود در دست گرفت و نواخت. و این‌گونه بود که او هم وارد یاردبردز شد.
همکاری پیج با یاردبردز طولانی نشد و او این گروه را ترک کرد و به فکر تاسیس گروهی جدید افتاد. خود وی در این مورد بعدها گفت: «از زمانی‌که در یاردبردز بودم کلی ایده در ذهنم بود، یاردبردز به من اجازه می‌داد تا در اجراهای زنده زیادی شرکت کنم و همین موقع بود که من دفترچه‌ای از ایده‌هایی که سرانجام در گروه بعدی‌ام استفاده کردم تشکیل دادم. علاوه بر این ایده‌ها من می‌خواستم به موسیقی، تاروپودی آکوستیک بدهم. درنهایت من می‌خواستم موسیقی مورد نظرم تلفیقی از بلوز، هارد راک و موزیک آکوستیک باشد که با یک خوانندگی سنگین (هوی) همراه باشد. (تلفیقی که پیش از آن هرگز انجام نشده بود.) کلی سایه روشن در موسیقی. گروه مورد نظر جیمی پیج، لدزپلین نام گرفت. در این سطور از مرد بزرگی حرف می‌زنیم. اصلن تاریخ نوازندگی راک، یعنی جیمی پیج، اریک کلپتون، جف بک و البته، جیمی هندریکس.
آهنگی «پلکانی به بهشت» اثر لد زپلین با هنرنمایی جیمی پیج، در سال ۲۰۰۵ از طرف مجله بسیار معتبر «گیتار ورلد» به‌عنوان بهترین سولوی گیتار تاریخ انتخاب شده است و این در حالی‌ست که کنسرت آلبوم «خانه‌های مقدس» (۱۹۷۳) در فلوریدا با نزدیک شصت هزار تماشاگر، رکورد گروه بیتلز در جذب تعداد تماشاچی شکسته است.
در نظرسنجی  یکی از معتبرترین کانال‌های رادیویی پخش موسیقی راک، یعنی «پلانت راک» در بریتانیا، آهنگ «پلکانی به بهشت» از لد زپلین به‌عنوان برترین آهنگ تاریخ موسیقی راک انتخاب شده است. این انتخاب از سوی طرف‌داران پروپاقرص موسیقی راک از سراسر دنیا صورت گرفت. آهنگ «پلکانی به بهشت» در ۱۹۷۱ ساخته شده و موفق شده ۷۰ درصد از مجموع آرای شنوندگان این رادیو را به‌دست آورد.
«پلانت راک» که یکی از مشهورترین ایستگاه‌های رادیویی موسیقی راک است آهنگ‌های راک دهه‌های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میلادی را برای علاقمندان موسیقی به‌صورت دیجیتال و بر روی اینترنت در طول شبانه روز پخش می‌کند .در میان ده آهنگ نخست، دو آهنگ دیگر از لد زپلین در مکان ششم و هشتم این نظرسنجی قرار دارند.

لد زپلین: پدر راک، پدر خوانده هوی متال – بخش نخست

led-zeppelin-01

گروه راک انگلیسی «لد زپلین» با معیار موفقیت تمام آثار به شکل آلبوم، نه تنها برترین گروه تاریخ راک بلکه برترین گروه تاریخ موسیقی به شمار می‌رود و این در حالی‌ست که آنها برای چند آلبوم اول خود حتا نامی هم انتخاب نمی کردند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی گروه «لد زپلین» در سال ۱۹۶۸ با حضور چهار نابغه یعنی خواننده: «رابرت پلنت»، گیتاریست: «جیمی پیج»، بیسیست: «جان پاول جونز» که اهمیت این ساز را در گروه‌های راک به شکلی بی سابقه بالا برد و «جان بونهام» درامری که کوبنده و پیچیده، طبل زدن را در راک شکل داد به وجود آمد.
تمامی آلبوم‌های لد زپلین به شکلی بی‌سابقه در تاریخ موسیقی در صدر جدول فروش قرار گرفته‌اند و این بند تنها گروهی در تاریخ موسیقی شد که تمامی آلبوم‌های آنها در صدر جدول پرفروش‌ها وارد بیلبورد تاپ تن شده و بیش از سیصد میلیون نسخه فروش داشته است. این گروه به‌تازگی در «وی‌اچ‌وان» در لیست ۱۰۰ گروه برتر تاریخ هارد راک در صدر جدول قرار گرفته است. لد زپلین از نظر تاریخی و فنی یکی از پدر خوانده های موسیقی هوی متال نیز محسوب می‌شود.

با وجود این‌که گروه لد زپلین یکی از پرآوازه‌ترین و موفق‌ترین بندهای موسیقی راک دنیا در سراسر طول دهه‌ی ۷۰ میلادی بود اما در سال ۱۹۸۰ با مرگ «جان بونهام» (درامر لد زپلین) این گروه دچار ضربه شدیدی شد و در حالی‌که افراد بزرگی چون «کازی پاول» قصد جانشینی او را داشتند لد زپلین اعلام کرد که دیگر به فعالیت خود ادامه نخواهد داد و به‌طور رسمی از هم پاشید.
آن‌ها میتوانستند آن‌قدر افتخار کسب کنند که رکورد بیتلز را در فروش بشکنند اما چنین نکردند. در حقیقت، آن‌ها ترجیح دادند بدون یکی از اعضای گروه، به خانه‌های‌شان بروند و از فعالیت دست بکشند. بعید است هیچ گروهی دیگر بتواند چنین موفقیتی را در موسیقی به دست بیاورد، موفقیتی که حتا بیتلز نیز نتواند به آن نزدیک شود.

led-zeppelin

موسیقی راکی که گروه لد زپلین ارایه می‌کرد به نوعی، یگانه بود. از طرفی آن‌ها که به‌خوبی با بلوز و جز آشنا بودند در جوی افسانه‌ای و فلسفی که بر موسیقی‌شان حاکم بود به فکر فرم‌هایی بسیار پیچیده و ذهنی بودند و از طرف دیگر لد زپلین از سر و صدای بسیار بلند دریغ نمی کرد. بسیاری از منتقدین و مخاطبان، آلبوم اول آنها را آغازی بر موسیقی هوی متال می‌دانند در حالی‌که آنها اصالت بلوزشان را چه با آواز پلنت و چه با نوازندگی‌شان حفظ می‌کردند.
جالب این‌که با وجود همه‌ی پیچیدگی‌های فرمی‌شان همیشه مورد اقبال مخاطبان هم بودند. این در حالی‌ست که برای کسی که با راک دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ آشنا نیست درک آثار آنها اندکی دشوار است. علت اینکه لد زپلین در ایران که مثل هر کشور جهان سومی خانه‌ی راک و متال است زیاد محبوب نیست درست مثل «دیوید بووی» موسیقی و اشعار پیچیده و دشوارفهم آنهاست که البته برای جوانان هیپی چهل سال پیش یک موهبت بزرگ بود.
لد زپلین یک ابر گروه همه کاره به لحاظ سبکی نیز بود گذشته از هارد راک و هوی متال، گروه در سبک فولک، بلوز، رگی، سول، فانک، پاپ و حتا آهنگ‌هایی به سبک هندی، عربی، لاتین و کانتری را هم با قدرت اجرا می‌کرد. تا مدت‌ها مردم بر این عقیده بودند که لد زپلین تنها بر دوش دو عضو اول این گروه یعنی جیمی پیج و رابرت پلنت می‌چرخد اما با مرگ جان بونهام درامر این گروه در سال ۱۹۸۰ ، گروه اعلام کرد که دیگر نمی‌تواند به کار ادامه دهد و در حالی‌که که گروه در اوج کار خود بود به این عقیده پایان داد. البته لد زپلین در سال ۲۰۰۷ با برگزاری چندین شب کنسرت در لندن دوباره بازگشت خود را اعلام کردند. نکته جالب این کنسرت یکی درام‌نوازی «جیسون» پسر «جان بونهام» بود و دیگری استقبال فوق العاده پرشور مردم از این کنسرت‌ها که پس از ۲۵ سال از نابودی لد زپلین بسیار غیر منتظره به شمار می‌رفت.
ترانه‌ها و اشعار آنها هم به نوبه‌ی خود، آوانگارد و پیشرو بود و حضور عناصر اساطیری و زبان پیچیده‌ی آنها به مانند موسیقی پیچیده و سرگیجه آور آنها گاه در فهم ترانه مشکل ایجاد می‌‌کرد.
البته لد زپلین این پیچیدگی و نوآوری صدایی را در راک پایه‌گذاری کرد و اشعار هوی متال را می‌توان فرزند خلف آن دانست.

اجرایی از کاپیتان بیف‌هارت هنرمند آوانگارد موسیقی راک

captain-beefheart

کاپیتان بیف‌هارت هنرمند آوانگارد موسیقی راک دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، هفته‌ی گذشته در سن ۶۹ سالگی درگذشت. او با همراهی گروه خود به نام «مجیک‌بند» سهم عمده‌ای در پیش‌برد موسیقی راک ایفا کرد. در زیر اجرایی از کاپیتان بیف‌هارت را با هم می‌بینیم.

 

| Open Player in New Window

کاپیتان بیف‌هارت موزیسین آوانگارد درگذشت

captain-beefheart

در هفته‌ای که گذشت دنیای موسیقی راک یکی از هنرمندان آوانگارد خود را از دست داد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی «کاپیتان بیف‌هارت» موزیسین و نقاش معاصر که خواننده‌ای با صدای منحصر به‌فرد بود در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ و در سن ۶۹ سالگی درگذشت.
کاپیتان بیف‌هارت خواننده، ترانه‌نویس، نوازنده‌ی هارمونیکا، ساکسیفون، کلارینت و تعدادی از سازهای بادی بود و با همراهی گروه خود با نام «مجیک‌بند» به‌عنوان یکی از مهره‌های کلیدی موسیقی راک در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی شناخته می‌شود.
کاپیتان بیف‌هارت با نام اصلی «دان ون‌ویلت» (Don Van Vliet) فعالیت موسیقایی خود را در دهه‌ی ۶۰ میلادی و با تجربه‌ی سبکی پیشرو در حوزه‌ی موسیقی راک آغاز کرد و تلاش‌های هنری‌اش گرچه از اقبال عمومی کم‌بهره بود اما در پیشبرد موسیقی راک سهم ویژه‌ای داشت.
بیف‌هارت هم‌چنین تعامل گسترده‌ای با «فرانک زاپا» دیگر هنرمند موسیقی راک پیشرو داشت.
این هنرمند در طول سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۸۲ که به فعالیت موسیقی مشغول بود ۱۲ آلبوم را تهیه و عرضه کرد.
او در زیرشاخه‌های راک تجربی، بلوزراک، سایکدلیک‌راک، راک پیشرو و … موسیقی می‌ساخت و علاوه بر آن در زمینه‌ی نقاشی، سرودن شعر و حتی کارگردانی فیلم نیز به فعالیت مشغول بود.
کاپیتان بیف‌هارت در حالی در سن ۶۹ سالگی درگذشت که از بیماری رنج می‌برد.

الویس کاستلو از گروه بیتلز می‌گوید

beatles

«الویس کاستلو» در یادداشتی که برای مجله‌ی «رولینگ‌استون» نوشته از گروه «بیتلز» سخن به‌میان آورده است.

براي اولين‌بار وقتي كه ۹ ساله بودم اسم آن‌ها را شنيدم. آن هم در حالي كه يكي از دوستانم عليه آن‌ها و اسامي خاص‌شان تبليغات مي‌كرد. اين اتفاق در سال ۱۹۶۲ يا ۶۳ ميلادي رخ داد.

درست قبل از اين‌كه آن‌ها به آمريكا بيايند. عكسي كه ديده بودم كيفيت جالبي نداشت؛ شكل ظاهري و آرايش مو ي تقريبن نامرتب. من توجهي به اين‌جور چيزها نداشتم.

فقط پي برده بودم كه آن‌ها گروه موسيقي مورد علاقه‌ام هستند. مساله جالب اين بود كه خانواده و تمامي دوستان آن‌ها كه اهل ليورپول بودند نيز در مورد اين گروه كنجكاوي مي‌كردند و به آن‌‌ها افتخار مي‌كردند.

من دقيقا در سني بودم كه به طور كامل مجذوب و شيفته آن‌ها شوم و اخبار مربوط به اين گروه را به طور مرتب پيگيري كنم. تجربه پول جمع كردن براي خريداري آهنگ‌هايشان و گوش كردن به اخبار محلي در مورد موسيقي و نگهداري عكسي كه به دستم مي‌رسيد، بارها و بارها تكرار شد.

اين اولين باري بود كه چنين چيزي در چنين سطحي رخ مي‌داد و اين مساله فقط در مورد اعداد و ارقام صدق نمي‌كرد. شايد خيلي‌ها ركوردهاي شخصي‌شان را ساليان سال همچنان حفظ كنند، ولي آنها هيچ‌گاه به اندازه‌اي كه بيتل‌ها براي مردم اهميت داشتند، مهم نخواهند بود. هر ركوردي كه از سوي آن‌ها ثبت مي‌شد، شوك‌آور به نظر مي‌رسيد.

شايد در مقايسه با رولينگ استونز آن‌چه مي‌نواختند هيچ بود ولي آن‌ها نويسنده اشعار آهنگ‌هايشان هم بودند. جان لنون و پل مك كارتني جزو ترانه‌سراهاي استثنايي محسوب مي‌شدند و مهم‌ترين مساله درمورد آن‌ها هماهنگي فوق‌العاده و كم‌نظيرشان بود. رينگو استار با چنان احساسي درام مي‌نواخت كه هيچ‌كس واقعن نمي‌تواند از او تقليد كند.

the-beatles

بسياري از نوازندگان درام تلاش بسياري در اين زمينه كرده‌اند ولي در انجام آن ناكام مانده‌اند. بسياري از آن‌ها نظير جان و پل، خوانندگان برجسته و فوق‌العاده‌اي بودند. لنون و مك‌كارتني و هريسون در سطح بالايي اشعار آهنگ‌هاي گروه را مي‌سرودند كه نمونه‌هايي از آنها را در Ask me Why يا آهنگ Things We said Todey شنيده‌ايم. پس از گذشت مدتي، رشد آن‌ها واقعاً محسوس بود و نمونه‌اي از آن را مي‌شد در اشعار ساده عاشقانه براي بزرگسالان نظير ترانه Nowegion Wood كه درمورد بخش ناخوشايند عشق حرف مي‌زد، ملاحظه كرد.

آلبوم‌هاي مورد علاقه من Rubber Sow و Revolves بودند. وقتي كه شما Revolves را گوش مي‌داديد، مي‌دانستيد كه چيزي متفاوت است. روي جلد اين آلبوم آن‌ها در حالي كه عينك‌هاي آفتابي به چشم دارند و حتي به دوربين هم نگاه نمي‌كنند، ديده مي‌شوند و موسيقي آلبوم بسيار عجيب و همچنان در حال‌حاضر بسيار شاد و زنده است.

اگر من بخواهم آهنگ موردعلاقه‌ام را در بين آلبوم‌هاي آن‌ها انتخاب كنم،And Your Bird Can Sing، نه، Girl نه، For no one نه… و همين‌طور ادامه مي‌دهم. آلبومي كه پيش از جداشدن بيرون دادند تحت ‌عنوان Let it be، در عين حال هم زيبا بود و هم نامانوس.

من مي‌فهمم كه جاه‌طلبي و ضعف‌هاي روحي و جسمي بشر داخل هر گروهي نفوذ مي‌كند، ولي آن‌ها طوري با يكديگر هماهنگ بودند كه يك نمونه باورنكردني ارائه دادند. من يادم مي‌آيد كه براي تماشاي فيلم let it be در سال ۱۹۷۰، به ميدان لستر رفتم.

و در پايان با يك حس نوستالژيك ناراحت‌كننده آن محل را ترك كردم. واژه Beagttogue هنوز هم در فرهنگ لغات موسيقي وجود دارد. من مي‌توانم حضور آن‌ها را در آلبوم «پرينس» تحت ‌عنوان Around the world in a day حس كنم يا در ملودي‌هاي «هری نیلسن» يا اين‌كه «كرت كوبين» بيتل‌ها را گوش كنم و موسيقي آن‌ها را با پانك و متال در برخي از آهنگ‌هاي خود درآميزم.

من برخي از اشعار را با پل مك كارتني نوشتم و آن‌ها را در دو موقعيت ايجادشده در كنسرت‌ها اجرا كردم. در سال ۱۹۹۹ و مدتي پس از مرگ ليندا مك كارتني پل كنسرتي براي ليندا اجرا كرد كه از سوي Chrissie kyndo سازماندهي شده بود.

اجراي آن كنسرت بسيار سخت بود. به هنگام اجراي ترانه‌ها به حدي جمعيت حاضر تحت‌تاثير قرار گرفته بودند كه تمركز براي ما دشوار بود. شايد آن‌جا بود كه فهميدم چرا بيتل‌ها فعاليت خود را در قالب يك گروه متوقف كردند. چراكه ترانه‌هايشان ديگر متعلق به آن‌ها نبود، بلكه متعلق به همه مردم و دوست‌داران آن‌ها بود.

  • همشهری‌آنلاین/مجید رئوفی