درباره‌ The Ways گروه راک ایرانی و آلبوم استرس از این گروه

the-ways

موسیقی راک از ابتدای پیدایش خود در دهه‌ی ۶۰ میلادی تاثیری را که باید و شاید بر جوانان کشورهای دیگر گذاشت.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی موسیقی راک در ایران هم سرک کشید و از سال‌های پیش از انقلاب، افرادی مانند کوروش یغمایی و فرهاد این موسیقی را با شعر و درون‌مایه‌ی فرهنگ فارسی آمیخته کردند. کارهای قابل توجهی نیز خلق شد.
بعد از انقلاب ایران، رکودِ اجتناب‌ناپذیری که در اثر گذار از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر به‌وجود آمد، بیشتر سبک‌های موسیقی کشور را کم‌رنگ و حتا محو کرد. در این دوره، موسیقی راک، زنده بود و به‌صورت زیرزمینی (حتا در دهه‌ی ۶۰ شمسی) به‌صورتی کاملن محدود تولید می‌شد.
مدت‌ها زمان برد تا موسیقی راک زیرزمینی به گوش سایر علاقه‌مندان به موسیقی برسد. گروه اوهام و شهرام شعرباف، عبدی بهروانفر، رامین بهنا، رضا یزدانی و سایرین به تولید موسیقی در سبک راک مشغول شدند.
این‌روزها فعالیت راکرهای زیرزمینی بسیار گسترش یافته، به‌گونه‌ای که برخی از شهرهای کشور (مانند مشهد) به قطب‌های اصلی این موسیقی تبدیل شده‌اند.
گروه The Ways نیز یکی از گروه‌های جوان و پرآتیه‌ی موسیقی راک ایرانی‌ست. این از ۴ نفر تشکیل می‌شود. «کاوه آفاق» خواننده، نوازنده‌ی گیتار و ترانه‌سرا، «حامد قناد» نوازنده‌ی گیتار، «ایمان محمدی» نوازنده‌ی درامز و «علیرضا پور رضا» نوازنده‌ی سازهایی مانند کی‌بورد و ساکسیفون و مهندس صدای این گروه.

the-ways-band

این گروه ۷ سال پیش از سوی کاوه آفاق و علیرضا پوررضا تشکیل شد و سایر اعضای آن نیز اندکی بعد، به The Ways پیوستند. گفته می‌شود که آثار گروه The Ways به‌تنهایی راک نیست و مخلوطی از سبک‌های پاپ و راک است.
۳ آلبوم استودیویی و چندین اجرای زنده در شهرهای مختلف ایران از جمله دستاوردهای این گروه است.
کاوه آفاق در مورد آلبوم «استرس» از این گروه که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته می‌گوید: «این آلبوم حاصل ۲ سال کار است و در یازده قطعه بسته شده است. کار ضبط آن از پاییز ۸۶ آغاز شد و پویا ثابتی در تهیه‌ی قطعه‌ی «اتاق آبی» که برای شرکت دادن در جشنواره‌ی «بنیاد فرهاد» تهیه شده بود با من همکاری داشت.»
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی آلبوم استرس در چهار استودیو ضبط شده است اما بیشترین قطعات گروه در استودیوی اختصاصی The Ways که محل زندگی، کار و تمرین کاوه آفاق در شهر مشهد است تهیه می‌شوند. بخشی از کارها نیز در استودیوی سام مشهد با صدابرداری «محمد جواد سام‌نژاد» تهیه شده‌اند. «آراد شاکری»، «پویا ثابتی» و «علیرضا پوررضا» که نوازنده‌ی کیبرد و مهندس صدای گروه The Ways است در تهیه‌ی آثار، همکاری داشته‌اند.
کاوه آفاق در مورد آلبوم استرس می‌گوید: «آخرین قطعه‌ای که از آلبوم ضبط شد «دیگه شعری نیست» نام داشت و در مجموع، این آلبوم حاصل ۲ سال کار بی‌وقفه، فشارها و استرس‌هایی بود که در شرایط کنونی فصل مشترک زندگی تمامی اهل شرف موسیقی‌ست. این آلبوم به‌صورت کادویی ناقابل و به‌صورت رایگان در اختیار هواداران موسیقی پاپ – راک قرار گرفته‌ است.»

«ساعت فراموشی» از رضا یزدانی منتشر می‌شود

reza-yazdani11

آلبوم جدیدی از «رضا یزدانی» خواننده‌ی موسیقی راک ایرانی به‌زودی در بازار موسیقی کشور منتشر می​شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی نام آلبوم جدید رضا یزدانی «ساعت فراموشی» است و این خواننده‌ی سبک‌های راک و پاپ آلبوم «ساعت فراموشی» را تابستان امسال منتشر خواهد کرد.

تنظیم قطعات آلبوم تازه‌ی یزدانی را هنرمندانی چون «بهروز پایگان»، «میلاد عادل»، «آرش زمانیان» و« مازیار احمدپور»  انجام داده‌اند و علی اوجی تهیه‌کنندگی این کار را به عهده دارد.

شنیده‌ها حاکی‌ست که این آلبوم نیز حال و هوای قطعات قبلی رضا یزدانی و آلبوم پیشین وی با نام «ساعت ۲۵» را دارد.

خرید آلبوم ساعت فراموشی رضا یزدانی

خواننده گروه راک هایپرنوا: موسیقی مرزها را در هم می‌شکند

hypernova

گروه راک «هایپرنوا» (Hypernova) چند سالی ست که از زیرزمین های تهران به روی زمین در آمریکا نقل مکان کرده است. این گروه از چهار جوان بااستعداد در عرصه ی موسیقی راک به نام های رام، کامی، کودی و جم در سال ۱۳۷۹ (۲۰۰۰ میلادی)، زمانی که موسیقی مجالی برای نفس کشیدن پیدا کرده بود، تشکیل شده است. در آمریکا نفر پنجمی به گروه پیوست به نام Aaron Johnson و پس از اولین اجراها مورد توجه مردم، مطبوعات و رسانه های آمریکا قرار گرفتند.
این گروه با سختی‌ ها و مشکلات دست و پنجه نرم کرد تا به موقعیت امروزی خود برسد. آنها به اندازه‌ کافی معروف، محبوب و بین المللی شده اند و مجله‌ موسیقی ملودی از شما دعوت می‌ کند تا داستان این موفقیت را به نقل از سایت شهروند و در گفت‌وگوی «رام» خواننده هایپرنوا با «محمود شریکر» بخوانید:
«سال ۲۰۰۰ بود که من با جازیست گروهمون «کامی» در سربازی دوست شدم. البته از قبل همدیگر را می شناختیم ولی دشمن هم بودیم، در حین سربازی اتفاقی در یک پادگان افتادیم. البته سربازی واقعی که نبود، بیشتر معافی بود تا سربازی. آن‌جا چون آشنای دیگری نبود با هم دوست شدیم و شروع کردیم با هم راجع به موزیک راک صحبت کردن و این‌که چه موسیقی دوست داریم. آن موقع همه ما Grunge وAlternative و Punk و بیشتر سبک های کلاسیک تر گوش می دادیم.

hypernova

خلاصه به هم پیشنهاد دادیم که باهم یک Band راه بیندازیم. کامی خودش گروه دیگری داشت، از من پرسید که چه سازی می زنم، گفتم ساز نمی زنم، او پیشنهاد کرد: حالا که ساز نمی زنی بیا تو خواننده شو چون انگلیسی بلدی. خلاصه سر این قضیه ما یک شبه خواننده شدیم.» (با خنده)

  • موسیقی زیرزمینی در تهران

رام ادامه می‌دهد: «به هر حال ما گروه خودمان را تشکیل دادیم و در تهران موسیقی زیرزمینی می زدیم. چند سالی گذشت و ما هم به طور مرتب اعضای گروه را عوض می کردیم و پس از چند سال با پنج نفر گروه هایپرنوا را تشکیل دادیم و شروع کردیم خیلی جدی تر کار کردن. تا قبل از آن فقط به صورت تفریحی و سرگرمی کار می کردیم، یعنی چون واقعن در تهران کار دیگری جز موزیک زدن نبود. یعنی تنها با موسیقی مان می توانستیم با بیرون ارتباط برقرار کنیم.

خلاصه خیلی جدی شروع کردیم تمرین کردن و فکر کردیم که شاید بشود این را تبدیل به کار و شغل اصلی مان کنیم و آرزویمان این شد که یک روز موزیسین شویم. فکر کردیم دنیا به اندازه‌ی کافی مهندس و دکتر و وکیل دارد. ضمن این‌که یکی از خوبی های کار هنری این است که آدم ساعات خودش را دارد.

hypernova

کم‌کم در موسیقی زیرزمینی شناخته شدیم و برای یک فستیوال به اروپا دعوت شدیم. این فستیوالی بود درباره موسیقی زیرزمینی ایران که گروه های دیگری هم در آن حضور داشتند از جمله Zed Bazi، آبجیز و اوهام و چند تا از بچه های دیگر ایرانی که این طرف و آن طرف دنیا بودند.
آن‌جا که بودیم برای یک فستیوال به نام South by South West اقدام کردیم و اصلن فکر نمی کردیم که ما را قبول کنند. یک نمونه کار واقعا ضعیف برای‌شان ارسال کردیم و چند ماه بعد در تهران یک ایمیل گرفتیم که گفته بود قبول شدید و بیایید موزیک بزنید. روزی که این خبر را گرفتیم یکی از شادترین روزهای زندگی مان بود برای اینکه می توانستیم برویم آمریکا و با خیال راحت موسیقی کار کنیم و سفر کنیم ولی درکل آمدن به آمریکا هم آسان نبود به‌ویژه ویزا گرفتن خیلی سخت بود. در دوبی رد شدیم چون اثبات کردن این‌که ما یک گروه موسیقی هستیم خیلی سخت بود. مثلن چه جوری می شود که یک گروه راک ایرانی برای سفارت آمریکا هویت خودش را اثبات کند؟ خیلی کار سختی‌ست و آن روز که ویزای‌مان رد شد یکی از غم انگیزترین روزهای زندگی ما شد.
تا این‌که بالاخره موفق شدیم سناتور «جک شابر» آمریکایی را داخل ماجرای‌مان کنیم و او یک نامه نوشت برای سفارت آمریکا در دوبی و ما برای بار دوم به آنجا رفتیم و این بار موفق شدیم.»
hypernova

  • هایپرنوا در آمریکا

«پس از گرفتن ویزا، یکسره به نیویورک آمدیم. اولش نمی دانستیم باید چه کار کنیم. نه آشنایی داشتیم و نه دوستی که کمک‌مان کند. یعنی همه‌ی پول‌مان را همان هفته‌ی اول خرج کردیم، ولی در همان اجراهای اول، «نیویورک تایمز» و MTV برنامه‌ی ما را پسندیدند، درباره‌ی ما نوشتند و با ما مصاحبه کردند. چنین عکس‌العملی برای ما غیرمنتظره بود و همین باعث شد که مورد توجه مردم قرار بگیریم و کلی درهای دیگر به روی‌مان باز شد. ما هم بیشتر تمرین می‌کردیم و خیلی بهتر شدیم. به لس‌آنجلس رفتیم و آن‌جا هم خیلی به ما کمک کردند، در واقع ما را زنده نگه داشتند، چون هیچ چیزی نداشتیم و همین باعث شد که ما بتوانیم این همه وقت این‌جا دوام بیاوریم و برنامه‌های بیشتری اجرا کنیم.
دو تور هم در سراسر آمریکا گذاشتیم و الان سه سال است که در آمریکا هستیم و با یک کمپانی ضبط آمریکایی هم قرارداد امضا کردیم.
hypernova

ما اولین گروه راک ایرانی هستیم که با شرکت پخش آمریکایی کارگرفته و خود این باعث شد که در را به‌روی بقیه هم باز کنیم و خودمان هم به این کار خیلی افتخار می‌کنیم. چون ما از همان ابتدا هدف‌مان این بود که وجه دیگر ایران، یعنی وجه مثبت آن‌را، به جای آن وجه کلیشه‌ای منفی به غیرایرانی ها و آمریکایی‌ها نشان دهیم و موفق هم شدیم، چون موسیقی واقعا مرزها را می شکند. مردم را به هم نزدیک می‌کند و همه آن را درک می‌کنند.»

لازم به یادآوری است که در وب‌سایت گروه هایپرنوا می‌توانید نظراتی که در نشریات و رسانه های معتبر آمریکا در مورد آنها آمده، ببینید و بخوانید. این توجه فقط به خاطر این‌که آنها گروهی از جوانان ایرانی هستند و از ایران آمده اند، نیست، بلکه به خاطر اجرای خوب آنها و ترانه های زیبایی ست که می نویسند.

آلبوم روزنوشت‌های ناهنجار از گروه اهورا

ahora

آلبوم «آکوارد دایری» یا «روزنوشت‌های ناهنجار» از گروه آلترناتیو« اهورا»، آلبومی است که برای مخاطب انگلیسی زبان و علاقه مند به سبک راک مستقل (ایندی راک) تهیه شده است. آلبوم هایی که در این گروه بندی طبقه بندی می شوند اغلب اهداف و نگرش های متفاوت تهیه کنندگان آن را به نمایش می گذارند. برخی از آنان بر کلام تکیه می کنند، برخی بر موسیقی تاکید می نمایند و برخی هم رویه ای بینابین را بر می گزینند. بنابر شیوه نگرش گروه به موسیقی و کلام، میکس و تناسب بلندی کلام و آهنگ نیز تغییر می کند به طوری که گروهی که تاکید اصلی آن بر روی موسیقی است، از کلام به عنوان یک “ساز” در همراهی با سازهای دیگر استفاده می کند و گروهی که تاکید آن بر آواز است، موسیقی را در همراهی با آن به کار میگیرد. چنین تیزبینی ای در آلبوم گروه اهورا دیده شده. در روزنوشت های ناهنجار اهورا، موسیقی بر آواز غلبه دارد. موسیقی آلبوم، موسیقی آلترناتیو خاکستری رنگی است که از روزهای افسردگی می خواند و گاه با تغییرات ریتمیک در خود تنوع ایجاد می کند.

شاید آنچه بیش از همه چیز در این آلبوم شاخص و متنوع به نظر برسد، تغییرات ملودیک و ریتمیک است که برخلاف تصور شنونده فضا و تم آهنگ را عوض می کنند. نمونه بارز این تغییر را می توان در آهنگ شماره پنج این آلبوم که با نام کلوسر نام گذاری شده مشاهده کرد که ترکیبی از سه تم متفاوت است. ابتدا تم غالب آلبوم که همان تم خاکستری رنگ افسرده است شروع می شود سپس، با تغییری ناگهانی، هیجان ناشی از انزجار بر آن غالب می شود و تغییر ریتمیک موسیقی نیز بر آن می افزاید تا با ریتمی تند و شلوغ و پرتنش بار دیگر تم آهنگ تغییر کند و به تم اولیه برسد. تغییرات این چنینی در جا به جای آلبوم روزنوشت های نا هنجار گروه اهورا دیده می شود که این ویژگی باعث شده که تابوی کسل کنندگی آلبوم های با این تم شکسته شده و شنونده با تغییر ساختار آهنگ ها احساس خستگی نکند.

از دیگر ویژگی های بارز این آلبوم تنوع در ساختار آهنگ ها و در عین حال پیوستگی آنهاست. در این آلبوم فضاهایی از موسیقی جاز، الکترونیک، موسیقی آمریکای لاتین و حتی تم هایی از موسیقی شرقی دیده می شود که در غالب یک اثر راک مستقل سازماندهی شده است. به طور مثال در ترک ششم آلبوم به نام دریزل نایت ( سلحشور غمگین) از تکنیک های موسیقی الکترونیک به عنوان جلوه ای تازه برای موسیقی راک استفاده شده. شاید در بسیاری از ترک های این آلبوم این تنوع به چشم بخورد. تنها در ترک دوم این آلبوم به نام آن اَتِندِد ( شرکت نکرده) است که تنظیم جامدی از موسیقی متال به چشم می خورد. سازبندی این آلبوم هم منحصر به فرد است. برخلاف البوم های دیگر سبک راک که منحصرا بر مبنای هنرنمایی ساز گیتار بسته شده اند. ترکیب همگون و موازی سازها در البوم گروه اهورا شنونده را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه بر گیتار، در بسیاری از قطعات پیانو نقش اصلی را دارد. همچنین در این آلبوم از ساکسیفون و سازهای الکترونیک در ترکیب بندی قطعات استفاده شده است که این آلبوم را از یک آلبوم صرفا جامد راک به یک آلبوم راک انعطاف پذیر و ملایم تبدیل کرده است.

یکی دیگر از عواملی که در تلطیف و انعطاف پذیری قطعات نقش داشته است، وکال آوازی و ملایم آن است که به بهترین نحو ممکن توسط اشکان هداوند اجرا شده است. هرچند که آلبوم روزنوشت های ناهنجار آلبومی موسیقی محور است اما کلام مانند یک ساز آوایی در ساختار سازی این آلبوم نقش اساسی ای را ایفا می کند. شعر این آلبوم شعری کنایه آمیز و استعاری است که نماد سازی نیز در آن دیده می شود. شاید بتوان گفت جان مایه شعری این آلبوم بیان سردی از رابطه های عاشقانه است که به خصوص به لحظات پس از هجران می پردازد. در انتها شاید بتوان آلبوم روزنوشت های نا هنجار را نزدیک ترین البوم موسیقی ایرانی به استاندارد های جهانی موسیقی دانست.

  • شاهین پژوم/زیرزمین

رضا یزدانی:صدایم را عوض نمی‌کنم، با آن بازی می‌کنم

reza-yazdani

من عاشق سینمای نوآر هستم، به همین علت است که به مسعود کیمیایی و «سرب» و «گوزن‌ها» علاقه زیادی دارم. در بین کارگردان‌های خارجی هم مارتین اسکورسیزی، الیور استون و فرانسیس فورد کاپولا را بیشتر دوست دارم.

رضا یزدانی، خواننده و آهنگ‌ساز جوان کشورمان با حضور در «کافه خبر»، از علایق خود به سینما، تئاتر و موسیقی اجتماعی سخن گفت و تاکید کرد: عشق من سینماست و شاید بتوانم بگویم زندگی‌ام هم سینماست.

وی در توضیح اینکه با وجود عشق به سینما چطور موسیقی را انتخاب کرده است، گفت: سینما را برای دیدن دوست دارم، ولی همیشه تصورم خواندن بر روی صحنه بود، هیچ وقت هم فکر نمی‌کردم بروم بازیگر شوم و وارد سینما شوم.

او خود را یک فیلم‌بین حرفه‌ای می داند و آرشیو خوبی از فیلم‌های ایران و جهان دارد و ادامه می‌دهد: من عاشق سینمای نوآر هستم، به همین علت است که به مسعود کیمیایی و «سرب» و «گوزن‌ها» علاقه زیادی دارم. در بین کارگردان‌های خارجی هم مارتین اسکورسیزی، الیور استون و فرانسیس فورد کاپولا را بیشتر دوست دارم.

یزدانی در خصوص رابطه کیمیایی با خودش و همچنین تاثیر آشنایی با افرادی چون منفردزاده و فرهاد در این ارتباط نیز به خبرآنلاین گفت: تنها جایی که این موضوع را از ایشان شنیدم، هنگام ضبط تیتراژ فیلم حکم بود که به استودیو آمدند و گفتند؛ یاد فرهاد و منفردزاده افتادم و «رضا موتوری». دیگر از ایشان نشنیدم که یاد قدیم کنند.

مسعود کیمیایی به من می‌گوید صدایت یونیک و منحصربه‌فرد است و این یونیک بودن در نوع گویش، خوانش و نوع تأکیدها بر کلمات که انگار ضربه می‌زنی، وجود دارد و در مجموع صدای من را دوست دارد. به خاطر علاقه به سینما، خواندن ترانه تیتراژ را هم دوست دارم ولی در عین حال چند فیلم هم پیشنهاد شد و وقتی آن فیلم‌ها را دیدم، آن را نپذیرفتم و گفتم کلام فیلم را خراب می‌کند.

وی در خصوص تغییر صدا برای خواندن ترانه‌هایش تصریح کرد: من صدایم را عوض نکرده‌ام، در واقع با صدا بازی کردم.

یزدانی که به تازگی آلبوم «ساعت ۲۵شب» را روانه بازار موسیقی کرده است، در خصوص تاثیرپذیری از فریدون فروغی در آلبوم «شهر دل» گفت: «شهر دل» تحت تأثیر فریدون فروغی نیست، ولی یک کار خام است که یک جوان ۲۰ ساله آن را انجام داده و اگر الان بخواهم همان آلبوم را دوباره بخوانم، با همان ملودی و تنظیم و شعر، یک آلبوم دیگر می‌شود. این مجموعه زمانی ضبط شد که تازه موسیقی پاپ شروع شده بود و وقتی رفتم استودیو حتی نمی‌دانستم استودیو چه‌جور جایی است. در صورتی که در حال حاضر بچه‌ها حتی می‌دانند چگونه باید صدابرداری کنند. آن زمان دوره ریل و ضبط آنالوگ و میکس دستی بود … در حال حاضر با امکانات جدید، خواننده شدن زیاد سخت نیست.

reza-yazdani-01

وی همچنین درباره تبلیغ موسیقی در کشور نیز گفت: واقعیت ماجرا این است که ما در حال حاضر جایی برای تبلیغات نداریم؛ تنها برخی از مطبوعات می‌توانند درباره موسیقی بنویسند و اگر فرصتی ایجاد شود، در تیتراژ فیلم‌های سینمایی یا تلویزیونی کار کنیم. واقعاً هیچ چیز دیگری وجود ندارد.

به گفته یزدانی بهداد خواننده خوبی است و اگر بخواهد آلبوم مستقل بدهد، حتماً با وی همکاری می‌کند، البته یزدانی تمایل دارد یک همکاری سینمایی را در یک آلبوم به صورت همخوانی با او داشته باشد.

وی در خصوص انتخاب بهداد به عنوان خواننده دو صدایی برای قطعه «میعادگاه» گفت: در جشن دنیای تصویر که هم من تندیس گرفتم و هم حامد، روی صحنه که داشتیم جایزه می‌گرفتیم، حامد کنارم گفت: رضا بیا و یک قطعه دوصدایی با هم بخوانیم. من هم گفتم؛ بخونیم! خلاصه کلی در این باره با هم صحبت کردیم. بعد از ضبط قطعه «میعادگاه» هنگام مسترینگ شدن آن، به این نتیجه رسیدم که به دلیل طولانی بودن ترانه، قطعه یکنواخت شده است و نیاز به صدای دیگری دارد و بعد آن قرار را اجرایی کردیم و آن لهجه آبادانی در «میعادگاه» خیلی خوب شد، چون این کاری بود که من از پس آن برنمی‌آمدم.

یزدانی معتقد است: بهداد خواننده خوبی است و من قبولش دارم و اگر بخواهد آلبوم مستقل بدهد، حتماً با او همکاری می‌کنم، ولی دوست دارم یک همکاری سینمایی را در یک آلبوم به صورت همخوانی ادامه بدهم.

وی که تلاش دارد تا با صدا و موسیقی‌، تصویری از جامعه شهری و مسائل اجتماعی پیرامونمان ارایه دهد به گفته خود اهل کتاب خواندن و مطالعه نیست و به اندازه افراد معمولی که نیاز به مطالعه کردن دارند، مطالعه‌های خود را دنبال می‌کند.

یزدانی ادامه داد: زمانی که می‌خواستم «شهر دل» را کار کنم، «دیوان شمس» را یک دور کامل خواندم و بعد شروع به انتخاب کردم. برخی از شعرهای «شهر دل» شعرهایی است که از چندین شعر مولانا انتخاب شده است. نمی‌خواهم بگویم من اشراف داشته‌ام که توانستم این شعرها را کنار هم قرار دهم، ولی سعی کردم به بهترین شکل ممکن کارم را انجام دهم.

رضا یزدانی: از ایمیل‌هایم ترانه‌ها را انتخاب می‌کنم

یزدانی از موسیقی به عنوان ترفندی برای حرف زدن یاد کرد و گفت که توانسته با استفاده از سابقه شنیداری خود در جامعه‌ای که با فردیت در حال مقابله است، مطرح شود.

رضا یزدانی، آهنگساز و خواننده موسیقی پاپ که کار آهنگسازی و بازیگری را نیز در کارنامه خود دارد به گفته خود برای صدایش هدف دارد، او سعی داشته در آثارش شکل خود باشد و از کسی تقلید نکند به طوری که در ‌آلبوم‌های «هیس» و «ساعت ۲۵» از هیچ کس تقلید نکرده و خود واقعی‌اش را به نمایش گذاشته ‌است.

وی درباره سابقه فعالیت موسیقی خود گفت: موسیقی کلاسیک اروپا را بسیار گوش می‌دادم و این سابقه شنیداری باعث شد آن حسی که در من رسوب کرده است در وادی موسیقی به منصه ظهور برسد.

یزدانی بر این نکته تاکید داشت که زیاد کتاب نمی‌خواند و در این‌باره اینگونه توضیح داد: من برخلاف خواننده‌هایی که ادعا می‌کنند زیاد مطالعه می‌کنند و کتاب‌های زیادی را خوانده‌اند؛ اهل مطالعه نیستم البته برای برخی از ترانه‌هایم مطالعاتی را انجام داده ام مانند آلبوم «شهر دل» که برای ساخت آن دیوان شمس را خواندم و اشعار مولانا را گلچین کردم.

یزدانی که به گفته خود بیشتر محتوای آهنگ‌هایش را از ترانه‌هایی که برایش ایمیل می‌شود؛ انتخاب می‌کند به ارایه توضیح در این زمینه پرداخت و گفت: من هر شب ۲۰۰ تا ۳۰۰ ترانه می‌خوانم و اکثر آنها از همان ترانه‌ها و اشعاری است که برایم میل می‌شود. هرچند که بسیاری از آنها از شهرستان‌ها و استان‌های مختلف کشور به دستم می رسد اما اکثرا اشعار خوبی هستند.

وی هدف خود را در ترانه سرایی و ساخت موسیقی اینگونه شرح داد که می‌خواهد با مردم هماهنگ باشد و به نوستالوِِژی‌ها احترام بگذارد.

یزدانی ادامه داد: ترانه‌های قدیمی به این دلیل برای مردم خاطره انگیز هستند که تاریخ مصرف ندارند، من هم می‌خواهم آهنگ‌هایی بسازم که تاریخ مصرف نداشته باشند و با مردم هماهنگ باشد.

  • خبرآنلاین