فارغ‌التحصیل شدن اولین دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی مطالعات بیتل‌ها

beatles

نخستین فارغ‌التحصیل رشته‌ی مطالعات بیتل‌ها یک زن کانادایی است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی یک زن کانادایی که در مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی مطالعات بیتل‌ها (Beatles Studies) تحصیل می‌کرد به‌عنوان نخستین فارغ‌التحصیل این رشته شناخته شد.
«ماری‌لو زاهالان کندی» که پیش از این فینالیست مسابقات دختر شایسته‌ی کانادا شده بود یکی از ۱۲ دانشجویی بود که در سال ۲۰۰۹ در ترم درسی دانشگاه «هوپ» شهر لیورپول ثبت‌نام کرده بود تا رشته‌ی مطالعات گروه موسیقی بیتلز را بخواند. فارغ‌التحصیلی وی به‌طور رسمی از سوی دانشگاه نام‌برده، اعلام شده است.
وی این ترم دانشگاهی را رقابتی و لذت‌بخش توصیف کرده و از تلاش خود بسیار مفتخر است: « این دوره‌ی دانشگاهی دورنمایی عالی از تاثیر بیتل‌ها بر دوره‌ی خودشان و بر موسیقی امروز را به من داد.»
ماری‌‌لو نخستین دانش‌آموخته‌ای است که مدرک خود را از دانشگاه لیورپول در رشته‌ی یادشده، می‌پذیرد.
این ترم درسی نگاهی دارد به ترکیب موفقیت استودیویی ومطرح‌شدن اجتماعی بیتلز و هم‌چنین به شکلی مفصل به این موضوع که چگونه شهر لیورپول موسیقی بیتل‌ها را شکل داد می‌پردازد و آن‌را از نقطه‌نظر فرهنگی و هویت اجتماعی بررسی می‌کند.
گفتنی است «مایک بروکن» موسس و سرپرست درس مطالعات بیتل‌ها به‌صورت رسمی به خانم زاهالان شادباش گفته و او را یکی از کارشناسان موسیقی پاپ نامیده است.

آلبوم تیلور سوئیفت کماکان صدرنشین است

«اکنون سخن بگو» کار تیلور سوئیفت با وجود کاهش ۷۰ درصدی فروش صدرنشین باقی ماند.

در این هفته ۳۲۰ هزار نسخه از این آلبوم کانتری و پاپ فروخته شد. طبق آمار نیلسن ساونداسکن با توجه به آمار فروش این آلبوم در هفته‌ای که گذشت، «اکنون سخن بگو» بهترین فروش در پنج سال اخیر را داشته است.

کاهش شدید فروش در هفته دوم امری طبیعی است و حتی با وجود تبلیغات گسترده آلبوم سوئیفت نیز از این قاعده مستثنی نبود.

آلبوم «مهمانی دلخواه من» کار جیسن آلدین با فروش ۱۹۳ هزار نسخه دوم شد. این بهترین عملکرد این خواننده است که پیشتر از این از رتبه چهارم بالا نیامده بود.

آلبوم «ماشین شگفت‌انگیز» کار شوگرلند که دو هفته پیش صدرنشین بود با فروش ۶۰ هزار نسخه سوم شد.

آلبوم جدید ماریا کری با نام «کریسمس مبارک ۲» با فروش ۵۵ هزار نسخه چهارم شد. آلبوم «کریسمس مبارک ۱» این خواننده در سال ۱۹۹۴ در رتبه سوم ایستاد.

آلبوم‌هایی که از هفته‌های گذشته در جدول باقی مانده‌اند عبارتند از «من انسان نیستم» به خوانندگی لیل وین با فروش ۴۵ هزار نسخه و رشد فروش پنج درصدی پنجم، «حوالی غروب بیا» کار «کینگز آو لئون» با فروش ۴۰ هزار نسخه و افت ۴۰ درصدی ششم و «بهبودی» به خوانندگی امینم با رشد فروش یک درصدی و فروش ۳۸ هزار نسخه هفتم شدند.

«رویاها» اثر نیل دیاموند با فروش ۳۵ هزار نسخه هشتم شد. این آلبوم گلچینی از آهنگ‌هایی است که ترانه‌های آن را جان لنون، پل مکارتنی، لئونارد کوهن و لئون راسل برای نیل دایموند سروده‌اند.

«Hits Alive» به خوانندگی برد پیزلی با فروش ۳۱ هزار نسخه نهم شد. آلبوم «اتحاد» کار مشترک التون جان و لئون راسل نیز با چهار پله سقوط و فروش ۲۷ هزار نسخه دهم شد.

این هفته آلبوم‌هایی از سوزان بویل، جاش گروبن و سی-لئو گرین به بازار می‌آیند.

  • خبرآنلاین/ورایتی

جان لنون، پدیده‌ی اجتماعی

john-lennon00

یادداشت «علیرضا میراسداله» برای مجله‌ی موسیقی ملودی، به‌مناسبت هفتادمین زادروز جان لنون، موزیسینی که به یک پدیده‌ی اجتماعی تبدیل شد:

وقتی صحبت از جان لنون می‌شه بلافاصله نام «بیتلز» به ذهن خطور می‌کنه، گروهی که شهرتشون از هیچ‌کدوم از روسای جمهور امریکا کمتر نیست.

دهه‌ی شصت میلادی زمانی بود که دنیا با سرعتی شگفت انگیز تغییر می‌کرد و هر کس ‌که می‌تونست در این دریای پر تلاطم، بهتر موج‌سواری کنه موندگار‌تر بود و خیلی زود به نماد و سمبل تغییرات بدل می‌شد.
در چنین شرایطی گروه بیتلز با اندک سواد موسیقایی و کمترین تلاش برای بهره‌برداری از هنر ناب موسیقی به صرف ساختن چند قطعه‌ی زیبا که کاملن موافق جریانات اجتماعی بود به بزرگ‌ترین آیکن تبلیغاتی انگلستان تبدیل شدند و خواسته یا ناخواسته به شهرتی ورای باور، در کل دنیا رسیدند.
در همون ایام گروه «رولینگ استونز» کارهایی به مراتب جدی‌تر تولید می‌کرد که کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت و کمی دیرتر کسانی مثل «فرانک زاپا» و «کاپیتان بیف‌هارت» در امریکا موسیقی «راک» و «راک اند رول» رو وارد قالب‌های کاملن جدی موسیقایی کردند، که اصلن مورد توجه قرار نگرفت و فقط زمان بود که ارزش اون آثار رو آشکار کرد.

lennon

ولی برای «بیتلز» همه چیز محیا بود، مصداقِ بارزِ زمان درست و مکان درست.

جان لنون شاید تنها عضو گروه بود که می‌دونست شهرت بیتلز به واسطه‌ی کیفیت موسیقی این گروه نیست و در دهه‌ی هفتاد میلادی و بعد از فروپاشی گروه تلاش خودش‌ رو برای تولید آلبوم‌هایی با نگرش هنری، بیشتر کرد. اما از اون‌جا که لنون به عنوان مغز متفکر گروه مرکز توجه اقلیت و اکثریت به‌طور هم‌زمان بود، مرتب در دست اندازهای سیاسی، راه گم می‌کرد و دهه‌ی هفتاد هم برای لنون بیش از اینکه بار هنری داشته باشه، پر شده از کارهای نمادین سیاسی از آب در اومد.

شاید بشه گفت مهم‌ترین اتفاق دهه‌ی هفتاد در زندگی لنون، مبارزاتش بر علیه جنگ ویتنام و «نیکسون» رییس جمهور وقت امریکا بود و ماجرای پر سر و صدای اخراج شدنش از ایالات متحده. اما دهه‌ی هشتاد می‌تونست برای لنون زمان مناسبی باشه که بلاخره به کار اصلی خودش یعنی تولید موسیقی در استانداردهای بالاتر بپردازه که متاسفانه در همون سال آغازین دهه‌ی هشتاد، به قتل رسید و بیش از پیش تبدیل به یک نماد شد.
جان لنون از دوران نوجوانی علاقه به قصه‌نویسی و طراحی و نقاشی هم داشت و بر خلاف همتای بی‌استعدادش یعنی «پل مک‌کارتی»، آثار زیبا و منحصر به‌فردی خلق کرد که در چند مجموعه‌ی کوچیک قابل دسترسیه.
شاید غیر منصفانه به نظر برسه اما گذر ایام از جان لنون چهره‌ایی ساخته که با عینک گرد رنگی روی تی‌شرت‌ها خودنمایی می‌کنه و هنوز هم به هر بهانه‌ایی چهره‌اش از اکثر شبکه‌های موسیقی دنیا پخش می‌شه، در حالی‌که کمتر کسی در خلوت خودش هوس می‌کنه که آلبومی از این هنرمند گوش کنه.

  • علیرضا میراسداله

جان لنون و طنین آوای صلح در جهان

lennon

مجله‌ی موسیقی ملودی: جان لنون با نام اصلی «جان وینستون اونو لنون» هفتاد سال پیش در چنین روزی در بریتانیا زاده شد. جان از طبقه‌ی کارگر بود و علاقه داشت تا مانند پدرش ملوان شود. اما زمانی‌که سال‌های کودکی را در منزل خاله‌ی خود سپری می‌کرد از او یک گیتار هدیه گرفت و گوش سپردن به آهنگ‌های الویس پریسلی، لنون را طوری شیفته‌ی موسیقی کرد که از همان زمان به یادگیری گیتار همت گماشت و تا زمان دبیرستان گیتار می‌زد. در این هنگام با «پال مکارتنی» آشنا شد و این دو نوجوان، پایه‌های گروه «بیتلز» را تشکیل دادند. گروهی با سبک راک کلاسیک که بعدها با صفحه‌های پرفروش خود، یکی از ارکان موسیقی مردمی در واپسین سال‌های دهه‌ی ۶۰ میلادی شد.

اکثر آهنگ‌های گروه بیتلز ساخته‌ی جان لنون و پال مکارتنی بود و سایر اعضای این گروه را «جورج هریسون» و «رینگو استار» تشکیل می‌دادند. این گروه موسیقی با سرعت فراوانی نفوذ خود را در کشورهایی غیر از بریتانیا ادامه داد و به‌زودی به یکی از بت‌های موسیقی مبدل شد. در این هنگام اختلافاتی بین اعضای گروه درگرفت و در سال ۱۹۷۰ بیتلز به‌طور رسمی به کار خود پایان داد.

این در حالی بود که اولین آلبوم انفرادی جان لنون در سال ۱۹۶۸ و با همکاری معشوقه‌اش «یوکو اونو» منتشر شده بود. جان در سال ۱۹۶۹ با یوکو ازدواج کرد.

جان، یوکو اونو را انتخاب کرد، چون در او چیزی می‌دید که در هزاران دختر دیگر دور و برش نمی‌دید و صحت این انتخاب زمانی مشخص شد که ردپای او در بلوغ فکری و جهش هنری لنون به وضوح دیده شد. ازدواج جان و یوکو ماجرای پر سروصدایی داشت. آن‌ها برای ماه عسل به هتل «الیزابت مونترال» رفتند و به نشانه اعتراض به جنگ در سراسر دنیا، یک هفته اعتصاب کردند و از اتاق خارج نشدند. آن‌ها تابلوی بزرگی با عنوان «Bed Peace» را بالای سر خود نصب کرده بودند و در این مدت خبرنگاران زیادی عکس‌ها و گزارش‌های مفصلی از اعتراضات این دو در ماه عسل منتشر کردند. جان برگه‌هایی به دیوار آویخته بود که از صلح می‌گفت و علیه نیکسون و هم‌کارانش خطابه‌سرایی می‌کرد. ترانه «تصور کن» در این فضا سروده شد.

john-lennon

این‌چنین بود که فعالیت رادیکال سیاسی و ضد جنگ این زوج هنرمند، شهرت مضاعفی را برای آن‌ها درپی داشت و جان لنون سردم‌دار هنرمندان در راه بیداری مردم، مبارزه علیه جنگ ویتنام و گسترش صلح در دنیا شد. با پایان جنگ ویتنام در اوایل دهه ۷۰، لنون دست از فعالیت نکشید و در عوض بیش از فعالیت سیاسی به فعالیت‌های اجتماعی روی آورد. او در این سال‌ها – تا زمان مرگ- تلاش کرد با موسیقی خود، مردم و طبقات پایین را با حق خود آشنا کرده تا در برابر ظلم دولت‌ها ساکت ننشینند.

در هشتم دسامبر ۱۹۸۰، جان لنون در حالی‌که هم‌راه با همسرش یوکو به آپارتمان خود در ساختمان داکوتا در شهر نیویورک بازمی‌گشت به دست یکی از طرف‌داران سابقش به‌نام «مارک دیوید چپمن» با شلیک چهار گلوله کشته شد. جان ساعاتی پیش از آن‌که به قتل برسد، نسخه یکی از آلبوم‌های خود را برای دیوید چپمن امضا کرده بود. ساعاتی بعد چپمن او را هنگام ورود به مجتمع آپارتمانی محل سکونتش هدف گلوله قرار داد. جسد جان لنون دو روز بعد از قتل در گورستانی در نیویورک سوزانده شد و خاکسترش نزد همسرش باقی است. مرگ نابه‌هنگام جان لنون در ۴۰ سالگی و در اوج محبوبیت، احساسات جهانیان و به ویژه مردم بریتانیا را برانگیخت.

گفتنی است یکی از اظهارنظرهای جنجال برانگیز لنون در سال ۱۹۶۶ و در دوره اوج شهرت بیتل‌ها بود. وی طی مصاحبه‌ای در سال ۱۹۶۶ با یک روزنامه‌ی انگلیسی انجام داد گفته بود بیتل‌ها از مسیح هم محبوب‌تر هستند. پی‌آمد سخنان لنون برانگیخته‌شدن خشم مقامات واتیکان، تحریم محصولات بیتل‌ها، لغو کنسرت‌های‌شان و سوزانده‌شدن صفحه‌ها و عکس‌های‌شان به‌خصوص در ایالات متحده بود.

مقامات واتیکان در سال ۲۰۰۸ و پس از گذشت ۲۸ سال از مرگ لنون اعلام کردند او را به‌خاطر سخنان نسنجیده‌اش بخشیده‌اند.

جان لنون: تصور کن، تو می‌تونی

lennon

به‌مناسبت تولد جان لنون: «جان لنون» خواننده‌ی مشهور گروه بیتلز، دوست داشت پس از مرگش از او به عنوان یک صلح‌دوست بزرگ یاد کنند. آرزو داشت ترانه‌هایش بر مردمی که تحت ستم‌اند، تاثیر بگذارد و به بیداری آن‌ها بیانجامد. هرچند در دوران زندگی کوتاه لنون این خواسته تحقق پیدا نکرد، اما حدود ربع قرن بعد از این‌که یکی از هواداران افراطی‌اش، وی را به ضرب سه گلوله از پای درآورد، صدای صلح‌دوستی جان لنون، با قدرت و نفوذ فراوان در برابر قدرت‌مندانی که در اجلاس سازمان تجارت جهانی در مکزیک جمع شده بودند طنین‌انداز شد.
فریادهای خفته در گلو بیدار شدند و مردمی که برای اعتراض به تحمیل نابرابری‌ها و ظلم و ستمی که بر کشورهای جهان سوم روا می‌شد، هزاران کیلومتر راه پیموده بودند، با همراهی جوانان معترض، یک‌صدا شروع به خواندن آهنگ Imagine جان لنون کردند. Imagine (تصور کن)، صدای اعتراض نسلی است که در بحبوحه‌ی سال‌های جنگ ویتنام، مبارزات ضد جنگ خویش را با نفی خشونت آغاز کرده بودند. آن‌ها به‌جای شکستن شیشه‌ها و هرج و مرج‌خواهی، اعتراض خود را با بلند کردن موهای‌شان، در سکوتی فیلسوفانه که به خلق آثار و سبک‌های هنری متعدد انجامید، ادامه می‌دادند.
تصور کن بهشتی وجود نداشته باشد
اگر سعی کنی، تصورش آسان است
و جهنمی هم در کار نباشد
و بالای سر ما تنها آسمان است…
تصور کن همه‌ی آدم‌ها
فقط برای امروز زندگی کنند..
تصورکن کشوری در میان نباشد – کار سختی نیست –
هیچ چیزی که به‌خاطرش آدم بکشی، یا خودت کشته شوی هم وجود نداشته باشد
و نیز، هیچ مذهبی در کار نباشد
تصور کن تمام مردم در صلح زندگی کنند…
تو.. تو ممکن است بگویی فرد خیالبافی‌ام
اما نه، تنها من این‌گونه فکر نمی‌کنم
امیدوارم روزی تو هم به ما بپیوندی
و جهان یک‌دست شود..
دنیایی بدون مالکیت را تصور کن- متحیرم که آیا خواهی توانست-
دنیایی بدون حرص و طمع، بدون گرسنگی
همه‌ی مردم با هم برادر باشند
تصورش را بکن.. همه‌ی آدم‌ها سهمی از دنیا داشته باشند
ممکن است بگویی خیال می‌بافم
اما من تنها نیستم، آرزو دارم تو هم روزی به ما ملحق شوی
و جهان یک‌دست شود..

  • ثمر سعیدی/ هفته نامه‌ی چلچراغ

الویس کاستلو از گروه بیتلز می‌گوید

beatles

«الویس کاستلو» در یادداشتی که برای مجله‌ی «رولینگ‌استون» نوشته از گروه «بیتلز» سخن به‌میان آورده است.

براي اولين‌بار وقتي كه ۹ ساله بودم اسم آن‌ها را شنيدم. آن هم در حالي كه يكي از دوستانم عليه آن‌ها و اسامي خاص‌شان تبليغات مي‌كرد. اين اتفاق در سال ۱۹۶۲ يا ۶۳ ميلادي رخ داد.

درست قبل از اين‌كه آن‌ها به آمريكا بيايند. عكسي كه ديده بودم كيفيت جالبي نداشت؛ شكل ظاهري و آرايش مو ي تقريبن نامرتب. من توجهي به اين‌جور چيزها نداشتم.

فقط پي برده بودم كه آن‌ها گروه موسيقي مورد علاقه‌ام هستند. مساله جالب اين بود كه خانواده و تمامي دوستان آن‌ها كه اهل ليورپول بودند نيز در مورد اين گروه كنجكاوي مي‌كردند و به آن‌‌ها افتخار مي‌كردند.

من دقيقا در سني بودم كه به طور كامل مجذوب و شيفته آن‌ها شوم و اخبار مربوط به اين گروه را به طور مرتب پيگيري كنم. تجربه پول جمع كردن براي خريداري آهنگ‌هايشان و گوش كردن به اخبار محلي در مورد موسيقي و نگهداري عكسي كه به دستم مي‌رسيد، بارها و بارها تكرار شد.

اين اولين باري بود كه چنين چيزي در چنين سطحي رخ مي‌داد و اين مساله فقط در مورد اعداد و ارقام صدق نمي‌كرد. شايد خيلي‌ها ركوردهاي شخصي‌شان را ساليان سال همچنان حفظ كنند، ولي آنها هيچ‌گاه به اندازه‌اي كه بيتل‌ها براي مردم اهميت داشتند، مهم نخواهند بود. هر ركوردي كه از سوي آن‌ها ثبت مي‌شد، شوك‌آور به نظر مي‌رسيد.

شايد در مقايسه با رولينگ استونز آن‌چه مي‌نواختند هيچ بود ولي آن‌ها نويسنده اشعار آهنگ‌هايشان هم بودند. جان لنون و پل مك كارتني جزو ترانه‌سراهاي استثنايي محسوب مي‌شدند و مهم‌ترين مساله درمورد آن‌ها هماهنگي فوق‌العاده و كم‌نظيرشان بود. رينگو استار با چنان احساسي درام مي‌نواخت كه هيچ‌كس واقعن نمي‌تواند از او تقليد كند.

the-beatles

بسياري از نوازندگان درام تلاش بسياري در اين زمينه كرده‌اند ولي در انجام آن ناكام مانده‌اند. بسياري از آن‌ها نظير جان و پل، خوانندگان برجسته و فوق‌العاده‌اي بودند. لنون و مك‌كارتني و هريسون در سطح بالايي اشعار آهنگ‌هاي گروه را مي‌سرودند كه نمونه‌هايي از آنها را در Ask me Why يا آهنگ Things We said Todey شنيده‌ايم. پس از گذشت مدتي، رشد آن‌ها واقعاً محسوس بود و نمونه‌اي از آن را مي‌شد در اشعار ساده عاشقانه براي بزرگسالان نظير ترانه Nowegion Wood كه درمورد بخش ناخوشايند عشق حرف مي‌زد، ملاحظه كرد.

آلبوم‌هاي مورد علاقه من Rubber Sow و Revolves بودند. وقتي كه شما Revolves را گوش مي‌داديد، مي‌دانستيد كه چيزي متفاوت است. روي جلد اين آلبوم آن‌ها در حالي كه عينك‌هاي آفتابي به چشم دارند و حتي به دوربين هم نگاه نمي‌كنند، ديده مي‌شوند و موسيقي آلبوم بسيار عجيب و همچنان در حال‌حاضر بسيار شاد و زنده است.

اگر من بخواهم آهنگ موردعلاقه‌ام را در بين آلبوم‌هاي آن‌ها انتخاب كنم،And Your Bird Can Sing، نه، Girl نه، For no one نه… و همين‌طور ادامه مي‌دهم. آلبومي كه پيش از جداشدن بيرون دادند تحت ‌عنوان Let it be، در عين حال هم زيبا بود و هم نامانوس.

من مي‌فهمم كه جاه‌طلبي و ضعف‌هاي روحي و جسمي بشر داخل هر گروهي نفوذ مي‌كند، ولي آن‌ها طوري با يكديگر هماهنگ بودند كه يك نمونه باورنكردني ارائه دادند. من يادم مي‌آيد كه براي تماشاي فيلم let it be در سال ۱۹۷۰، به ميدان لستر رفتم.

و در پايان با يك حس نوستالژيك ناراحت‌كننده آن محل را ترك كردم. واژه Beagttogue هنوز هم در فرهنگ لغات موسيقي وجود دارد. من مي‌توانم حضور آن‌ها را در آلبوم «پرينس» تحت ‌عنوان Around the world in a day حس كنم يا در ملودي‌هاي «هری نیلسن» يا اين‌كه «كرت كوبين» بيتل‌ها را گوش كنم و موسيقي آن‌ها را با پانك و متال در برخي از آهنگ‌هاي خود درآميزم.

من برخي از اشعار را با پل مك كارتني نوشتم و آن‌ها را در دو موقعيت ايجادشده در كنسرت‌ها اجرا كردم. در سال ۱۹۹۹ و مدتي پس از مرگ ليندا مك كارتني پل كنسرتي براي ليندا اجرا كرد كه از سوي Chrissie kyndo سازماندهي شده بود.

اجراي آن كنسرت بسيار سخت بود. به هنگام اجراي ترانه‌ها به حدي جمعيت حاضر تحت‌تاثير قرار گرفته بودند كه تمركز براي ما دشوار بود. شايد آن‌جا بود كه فهميدم چرا بيتل‌ها فعاليت خود را در قالب يك گروه متوقف كردند. چراكه ترانه‌هايشان ديگر متعلق به آن‌ها نبود، بلكه متعلق به همه مردم و دوست‌داران آن‌ها بود.

  • همشهری‌آنلاین/مجید رئوفی

معرفی محبوب‌ترین آهنگ‌های بیتلز توسط مجله‌ی رولینگ استون

beatles

مجله‌ی رولینگ استون برای اولین بار ۱۰۰ ترانه برتر گروه بریتانیایی بیتلز را معرفی کرد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، آهنگ «روزی از زندگی» سروده جان لنون و پل مک‌کارتنی در صدر این فهرست که روز چهارشنبه اعلام شد قرار گرفت. این ترانه سال ۱۹۶۷ سروده شده است.

«می‌خواهم دستت را بگیرم» سروده شده در سال ۱۹۶۳ دوم و «مزارع جاودانه توت‌فرنگی» که یادآور کودکی جان لنون در لیورپول است سوم شد.

این فهرست همزمان با به بازار آمدن مجموعه‌ای به نام «بیتلز: صد آهنگ برتر» منتشر شد، این مجموعه به مناسبت ۴۰ سالگی انتشار «بگذار باشد»، آخرین آلبوم استودیوی این گروه که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد عرضه شده است.

الویس کاستلو، موسیقیدان در مقدمه این فهرست در مجله رولینگ استونز نوشته است: «لنون، مک‌کارتنی و هریسون در نقش ترانه‌سرا به شکلی عجیب استانداردهای بالایی داشتند. بعد به بلوغ رسیدند: از داستان‌های ساده عاشقانه به داستان‌های بزرگسالانه رسیدند…و بعد به حرف‌هایی بسیار بزرگ که انتظار شنیدنشان را در موسیقی پاپ ندارید.»

۱۰ ترانه اول این فهرست به قرار زیر است: ۱٫ «روزی از زندگی»، ۲٫ « می‌خواهم دستت را بگیرم»، ۳٫ « مزارع جاودانه توت‌فرنگی»، ۴٫ «دیروز»، ۵٫ «در زندگی من»، ۶٫ «چیزی»، ۷٫ «هی جود»، ۸٫«بگذار باشد»، ۹٫ «نزدیک شدن» و ۱۰٫ «مادام که گیتارم به نرمی می‌گرید»

  • رویترز

ترانه جان لنون یک میلیون دلار فروخته شد

john-lennon-handwriting

دست‌نویس ترانه‌ی «روزی در زندگی» که جان لنون برای گروه بیتلز نوشته بود در حراجی سوتبی به قیمت یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار فروخته شد.
این دست‌نویس فراتر از انتظارات به فروش رسید. حراجی سوتبی تخمین زده بود این اثر بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار دلار فروخته شود.
اثر فروخته شده برگ کاغذی است که در دو طرف آن دست‌خط جان لنون و متن این ترانه دیده می‌شود. این ترانه آخرین آهنگ هشتمین آلبوم استودیویی گروه بیتلز با عنوان «گروه باشگاه قلب‌های تنها گروهبان پپر» را شکل داد که سال ۱۹۶۷ به بازار آمد.
متخصصان معقتد هستند این یک برگ کاغذ شیوه کار جان لنون و پل مک‌کارتنی، خواننده اصلی گروه بیتلز روی یک آهنگ را نشان می‌دهد.
ترانه «روزی در زندگی» نقطه عطف کارنامه گروه بریتانیایی بیتلز و گذر آنها از موسیقی پاپ به موسیقی جدی است.
خریداری آمریکایی که هویتش فاش نشد از طریق تلفن این دست‌نویس را خریداری کرد.

  • خبرآنلاین/خبرگزاری فرانسه