[imagebrowser id=40]
[nggallery id=40]

مجله فرهنگی، هنری
[imagebrowser id=40]
[nggallery id=40]

مجلهی موسیقی ملودی: موسیقی جز یکی از پرآوازهترین گونههای موسیقی در قرن گذشته و امروز است. موسیقیای به درازای یک فرهنگ و سرشار از شور و هیجان. این موسیقی در طول دوران شکوفایی خود در نیمهی اول قرن بیستم از وجود هنرمندان بسیار بزرگی بهره میبرد که به پیشبرد اهداف هنری و شناساندن آن به فرهنگها و ملیتهای مختلف، یاری میرساندند.
در بین تمامی ستارگان این گونهی موسیقایی، نام لویی آرمسترانگ بهعنوان یکی از پیشگامان نوازندگی و خوانندگی جز، جلوهی ویژهای دارد.
لویی آرمسترانگ یکی از بزرگترین و تاثیرگزارترین هنرمندان قرن بیستم در ۶ جولای ۱۹۷۱ درگذشت. او نخستین نوازندهی سیاهپوست است که بهطور رسمی در دههی ۱۹۲۰ میلادی، در لباس مجلل یک آواز خوان برای سفیدپوستان برنامه جرا کرد.
این برنامهها در ابتدا بر روی عرشهی قایقهای تفریحی شناور بر روی رودخانهی میسیسیپی اجرا میشد و به Show Boat معروف بود. سفیدپوستان بین دهههای ۱۹۲۰ و ۳۰ میلادی عادت کردند که سیاهان را در هیت نوازنده و خواننده بپذیرند و با موسیقی جز بر روی قایقهای شناور به رقص و پایکوبی مشغول شوند. آرمسترانگ یکی از بنیانگزاران جاز امروزی است. خلاقیتهای او در نواختن انفرادی موجب شد که موسیقی جاز از ارکسترهای گروهی به اجرای انفرادی نیز روی بیاورد و بداههخوانی وی در هنگام اجرای ترانه سبب شد که احساسات و عواطف خواننده در هنگام اجرا، به خوانندگی جاز (vocal Jazz) اضافه شود. این هنرمند در سال ۱۹۰۱ در آمریکا متولد شد و مانند بسیاری دیگر از هنرمندان سیاهپوست همعصر خودش، در دوران کودکی زندگی فقیرانه و خانوادهی از هم پاشیدهای داشت و در محلهای جرمخیز از شهر نیواورلیان زندگی میکرد. لویی برای نخستین بار در دوران مدرسه با موسیقی آشنا شد. او نواختن سازهای بادی مانند ترومپت و کورنت (نوعی شیپور) را در گروه موسیقی یک دارالتادیب فراگرفت. آرمسترانگ فعالیت حرفهای خود را از دههی ۱۹۲۰ آغاز کرد.
به زودی آرمسترانگ عضو یکی از گروههای پرآوازهی جاز در شیکاگو شد و بهعنوان یک نوازنده، محبوبیت زیادی را بهدست آورد. فشار نواختن سازهای بادی بر چهره و صورت وی موجب شد که برای مدتی نوازندگی را کنار گذارد، این وقفه، لویی را به سمت خوانندگی سوق داد و اینگونه شد که موسیقی جاز یکی از خوانندگان صاحب سبک خود را بهدست آورد. همکاریهای متعدد آرمسترانگ با دیگر خوانندگان و نوازندگان مشهور جاز تعدادی از بهترین آثار این سبک از موسیقی را بهوجود آورده است. لویی آرمسترانگ از هواداران مارتین لوترکینگ بود. شهرت و ثروتی که وی بهدست آورده بود در حمایت از آرمانهای جامعهی سیاهان آمریکا خرج میشد و این هنرمند برای احقاق حقوق رنگینپوستان فعالیت زیادی میکرد. او در سن ۶۹ سالگی درگذشت در حالیکه بیش از نیمی از ثروت خود را به افراد دیگر بخشیده بود.
[imagebrowser id=19]
«ری چارلز» هنرمند نابینای موسیقی است که بهعنوان یکی از ابداع کنندهها و مروجین پیانوی سبک سول نام میبرند. او بهعنوان یکی از نوازندههای چیرهدست پیانو، کیبرد و سازهای بادی شناخته میشود. ری چارلز در سال ۱۹۳۰ متولد شد و در سنین خردسالی به علت بیماری آب سیاه، بینایی چشمان خود را از دست داد. ری چارلز در طول دوران فعالیت حرفهای بیش از ۱۰ هزار اجرای زنده داشت و محبوبترین آهنگهای خود را که هرگز از رونق نیافتادند با شور و حرارت بسیار اجرا میکرد.
[nggallery id=19]
[imagebrowser id=14]
«هنک جونز» پیانیست و آهنگساز اسطورهای موسیقی جَز نزدیک به ۷۰ سال فعالیت موسیقیایی داشت، او برای «الا فیتزجرالد» آهنگ میساخت و در ساختن آهنگ «تولدت مبارک» که «مریلین مونرو» آنرا برای رئیس جمهور «جان اف کندی» خواند، همکاری داشت. او در سن ۹۱ سالگی در سال ۲۰۱۰ درگذشت.
[nggallery id=14]

«هنک جونز» پیانیست و آهنگساز اسطورهای موسیقی جَز، روز گذشته در سن ۹۱ سالگی درگذشت.
هنک جونز موزیسین خستگی ناپذیر جز معاصر که قریب به ۷۰ سال فعالیت موسیقیایی داشت برای «الا فیتزجرالد» آهنگ میساخت و در ساختن آهنگ «تولدت مبارک» که «مریلین مونرو» آنرا برای رئیس جمهور «جان اف کندی» خواند، همکاری داشت.
گفتنی است جونز سال گذشته موفق به دریافت جایزهی گرمی برای یک عمر فعالیت هنری شده بود. وی همچنین در سال ۲۰۰۸ موفق به دریافت مدال ملی هنر از جرج دبلیو بوش، رییس جمهور وقت امریکا شد.
آخرین آلبوم منتشر شده از هنک جونز «از دیدنتان خوشوقتم» نام دارد که با همکاری اولیور جونز، نوازندهی پیانو آن را عرضه کرد. آلبوم «یکشنبه بیا» نیز که جونز به همراه چارلی هیدن، نوازندهی گیتار بیس پر کرده بود امسال به بازار میآید. گفتنی است این آلبوم ادامهای است برآلبوم سال ۱۹۹۵ این دو به نام «همچنان جدا از هم» که نامزد دو جایزه گرمی شد.
[imagebrowser id=9]
«هری کانیک» خواننده، آهنگساز، نوازنده و بازیگر آمریکایی است. او نوازنده پیانوست و در سبک هایی مانند جز، فانک و پاپ فعالیت دارد. او موسیقی فیلم معروف «ماسک» با بازی «جیم کری» را ساخته است.
[nggallery id=9]
آفتاب که غروب میکرد کابوی تنها، ساز دهنی را از جیباش بیرون میآورد و مینواخت. این ساز همدم تنهایی او بود و سکوت بیابان را میشکست. صحنههایی از این دست را در فیلمها زیاد دیده ایم، زمانی که یک ساز کوچک و ساده، احساساتی مانند غم، شادی، آرامش یا اضطراب را منتقل میکند.
سازدهنی همهجا حضور دارد، در یک ظهر تابستانی در زمان استراحت کارگران، بین متقاضیان نواختن دست به دست میشود و یا دلتنگیهای ملوانانی را که هفتهها از خشکی دور بودهاند، روی عرشهی کشتی به آوا تبدیل میکند.
در سال ۱۸۱۸ یک نوجوان ۱۶ ساله در آلمان، وسیلهی کوچکی را ساخت که در حقیقت، همان سازدهنی امروزی بود. چند سال بعد این وسیله به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی اولین محمولهی سازدهنی که ساخت یک کارخانهی آلمانی بود از طریق کشتی به بندرهای آمریکا رسید و به سرعت جای خود را در بین مردم عادی پیدا کرد. چون علاوه بر این که کوچک، ارزان و قابل حمل بود، قابلیت نواختن آهنگهای شاد و ریتمیک و ترانههای غمگین را به صورت همزمان به نوازنده میداد، از این رو سازدهنی با اقبال گستردهای از جانب مردم آمریکا روبرو شد.
سیاهپوستان آمریکایی از جمله طرفداران پروپاقرص سازدهنی بودند چرا که قیمت بسیار ناچیزی داشت. علاوه بر آن، ورود سازدهنی به آمریکا همزمان شدهبود با صدور اعلامیهی آزادی بردگان، بنابراین سیاهپوستان که از کار اجباری فراغت یافتهبودند، وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی پیدا کردند. آنها سازدهنی را به تدریج در موسیقیهای جَز و بلوز وارد کردند و اینگونه بود که این ساز کوچک و اعجابانگیز، بیش از پیش شکوفا شد.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

آلبوم Crazy Love از خوانندهی جوان سبک جَز، «مایکل بوبله» Michael Bublé دارای ۱۳ آهنگ است و در اکتبر ۲۰۰۹ عرضه شده.
مجله موسیقی ملودی: مایکل بوبله معمولن در ژانر «جَز ملایم» Smooth Jazz ترانه اجرا میکند و نحوهی آوازخوانیاش را بسیار شبیه هنرمند پرآوازهی جَز، «فرانک سیناترا» دانستهاند؛ صدای پرشور هنرمندِ «وُکال جَز» و همراهی یک ارکستر بزرگ. این شباهت، تبدیل به امضای شخصی مایکل بوبله شده و در آلبومهای قبلی وی کاملن مشهود است. با این وجود، در برخی از آهنگهای آلبوم Crazy Love سبک وی به «پاپ» نزدیک شده است.
مایکل بوبله، که برندهی چند جایزهی گرمی است، برای ضبط کردن آلبوم Crazy Love در استودیوهای گوناگون حضور پیدا کرد، در شهرهایی مانند لوسآنجلس، نیویورک و شهر محل سکونتاش ونکوور و بیش از ۶ ماه زمان برد تا بتواند ترانههای آلبوم را جمع و جور کند.
مایکل یک هنرمند کانادایی است و بزرگترین شانس زندگی هنری او، جلب موافقت یک تهیهکنندهی پرنفوذ به اسم «دیوید فاستر» بود که از چند سال قبل، تهیهکنندگی آلبومهای بوبله را برعهده دارد. آلبوم اخیر نیز با تهیهکنندگی مشترک دیوید فاستر و دو نفر دیگر، به بازار موسیقی عرضه شده است.
آهنگ همنام با آلبوم، یعنی Crazy Love ترانهای نسبتن قدیمیست که بارها توسط خوانندگان مختلف، بازخوانی شده است و در اصل، یک آهنگ پاپ است. آهنگ At This Moment نیز یک ترانهی کلاسیک پاپ است که مایکل آنرا بازخوانی کرده است. بنابراین شاید بهتر باشد آلبوم Crazy Love را تجربهی پیوند با موسیقی پاپ از سوی یک خوانندهی جوان سبک جَز بنامیم.
[imagebrowser id=7]
«مایکل بوبله» (Michael Bublé) یک هنرمند کانادایی است که هماکنون ۳۷ سال سن دارد. او ترانهسرا و بازیگر نیز بوده و در سبکهای جز و پاپ به فعالیت موسیقایی مشغول است. بزرگترین شانس زندگی هنری مایکل، جلب موافقت یک تهیهکنندهی پرنفوذ به اسم «دیوید فاستر» بود که از چند سال قبل، تهیهکنندگی آلبومهای بوبله را برعهده دارد.
[nggallery id=7]
سازدهنی نزدیک به دو قرن است که اعلام حضور کرده و جای خود را در گونه های مختلف موسیقی معاصر، پیدا کرده است. اقبال این ساز در همه گیر شدن، با اندازهی کوچک و قابل حمل، سادگی نواختن نسبت به سایر سازها و حتی قیمت مناسب آن در ارتباط است.
نخستینبار صدایی شبیه صدای سازدهنی، در چین باستان شنیده شد. چینیها، سازی در اندازهی بزرگ داشتند که از زبانههای چوبی درست شده بود و موسیقیشناسان، آن را پدر سازدهنی و آکاردئون دانستهاند.
در اروپای قرن هفدهم وسیلهای برای کوک کردن ارگ کلیساها مورد استفاده قرار میگرفت که شباهت بیشتری به سازدهنی های امروزی داشت چرا که زبانههای آن فلزی بود. البته این وسیله اندازهی بسیار بزرگی داشت و مهمترین شباهت آن با سازدهنی امروزی، قابلیتِ نگه داشتنِ ارزشِ زمانیِ نُتها بود چون میتوانست صدای یک نُت را تا هر زمان که به نحوی در آن میدمیدند، تولید کند.
سرانجام در سال ۱۸۱۸ نوجوانی ۱۶ ساله در آلمان، وسیلهی کوچکی را ساخت و آن چیزی نبود جزسازدهنی امروزی. وسیلهی مورد نظر مدتی بعد به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. سپس اولین محمولهی سازدهنی در اوایل دههی ۱۸۶۰ میلادی با کشتی به بندرهای آمریکا سفر کرد. این سازدهنیها ساخت یک کارخانهی آلمانی بود که هنوز هم فعالیت دارد.
طولی نکشید که ساز کوچک جای خود را در بین مردم عادی آمریکا پیدا کرد. چون نه تنها ارزان و قابل حمل بود، بلکه این قابلیت را داشت که همزمان آهنگ های شاد و غمگین را با آن بنوازند. سیاهپوستان آمریکایی از سازدهنی استقبال خوبی بهعمل آوردند چون قیمت ناچیزی داشت. اینگونه شد که سازدهنی جای خود را در موسیقیهای جَز و بلوز که در آن بُرههی زمانی، بیشتر مخصوص سیاهپوستان بودند بهخوبی باز کرد.