گری مور گیتاریست بلوزراک در ۵۸ سالگی درگذشت

gary-moore

«گری مور» خواننده و نوازنده‌ی سبک «بلوزراک» که بسیاری او را با آهنگ Still Got The Blues به یاد می‌آورند در سن ۵۸ سالگی به دلیلی نامعلوم در اسپانیا درگذشت.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این خواننده و گیتاریست ایرلندی برای گذراندن تعطیلات به اسپانیا سفر کرده بود و جسد او در هتل محل اقامتش در یکی از شهرهای این کشور، پیدا شد.
گری مور نوازنده‌ای زبردست به‌شمار می‌رفت که موسیقی وی مابین سبک‌های راک، هاردراک و بلوزراک در حرکت بود. او یکی از شاگردان «آلبرت کینگ» گیتاریست افسانه‌ای بلوزراک بود و برخی از قطعات این هنرمند را دوباره‌نوازی کرد.
مور نوازندگی را از سنین کودکی آغاز کرد و با چندین گروه موسیقی همکاری داشت. او هنرمندی به‌نسبت پرکار به‌شمار می‌رفت و حاصل فعالیت حرفه‌ای وی، چیزی بیش از ۲۰ آلبوم موسیقی در سبک‌های یادشده بود.
این هنرمند از اوایل دهه‌ی ۸۰ به انتشار آلبوم‌های انفرادی مشغول شد و با افراد و گروه‌هایی مانند «ادی ون هالن»، «آزی آزبورن» و «AC/DC» همکاری داشت.
او در سال ۱۹۹۰ آلبوم Still Got The Blues را به بازار موسیقی عرضه کرد. این آلبوم ترکیبی از قطعات بلوزراک و قطعات ساخته شده از سوی خود گری مور بود که در زمره‌ی آثار موفق این هنرمند قرار می‌گیرد.

کنسرت «چاک بری» اسطوره راک‌اندرول ناتمام ماند

chuck

کنسرت «چاک بری» هنرمند سرشناس موسیقی راک‌اندرول در تئاتر کنگره‌ی شهر شیکاگو به دلیل بیمار شدن وی ناتمام ماند.
چاک بری اسطوره‌ی موسیقی راک‌اندرول که هم‌اکنون ۸۴ سال دارد در حین اجرای یک کنسرت موسیقی در شیکاگو، به‌دلیل کهولت سن و خستگی زیاد نقش زمین شد و کنسرت وی ناتمام ماند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، این هنرمند کهنه‌کار به خانه‌ی خود در حومه‌ی شهر سنت‌لوییس انتقال یافت و خوشبختانه بدون بستری شدن در بیمارستان، حال عمومی وی رو به بهبود است.
«جو ادوارد» دوست قدیمی چاک بری در این زمینه به آسوشیتدپرس گفت: خوشبختانه چاک در روز یک‌شنبه به خانه‌اش برده شد و حال وی رو به بهبود است.
به‌گفته‌ی یکی از شرکت‌کنندگان در کنسرت چاک، اجرای او در شیکاگو کمی نامنظم و غیرقابل پیش‌بینی بود تا زمانی‌که به‌علت ناتوانی در اجرا درخواست کمک کرد و به پشت‌صحنه منتقل شد.
جو ادوارد نیز در این رابطه گفت: چاک بعد از شروع سال جدید، دو اجرای پشت سرهم داشت و مسافرت به شیکاگو نیز وی را خسته کرده بود. او به دلیل کهولت سن نیاز به استراحت بیشتری دارد.

ادوارد اضافه کرد: چاک‌بری از سلامت کافی برخوردار است تا کنسرت ماهانه‌ی خود در «بلوبری‌هیل» را برگزار کند.
گفتنی است چاک از سال ۱۹۹۶ هر ماه در «بلوبری‌هیل» که مالکیت آن‌را «جو ادوارد» دوست قدیمی‌اش برعهده دارد به برگزاری کنسرت مشغول است.

chuck-berry

این هنرمند سرشناس موسیقی راک‌اندرول، تعدادی از آهنگ‌های قدیمی و معروف خود مانند Maybelline و Johnny B. Goode را در برنامه‌ای که نیمه‌تمام ماند اجرا کرد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، چاک بری که از سال ۱۹۵۵ تاکنون فعال است خواننده، ترانه‌سرا و نوازنده‌ی گیتار بوده و در اشاعه‌ی موسیقی راک‌اندرول سهم به‌سزایی داشته است.
موسیقی او در دهه‌ی ۵۰ به راک‌اندرول سیاه شهرت پیدا کرده بود و البته این به‌علت رنگ پوست چاک در تقابل با سفیدپوست بودن «الویس پریسلی» بود.
براساس این گزارش، مجله‌ی بیلبورد چاک بری را به‌عنوان نفر پنجم از ۱۰۰ هنرمند برتر تمامی دوران‌ها انتخاب کرده و او را در رتبه‌ی ششم از ۱۰۰ گیتاریست برتر تمام دوران‌ها قرار داده است.
چاک‌بری الهام‌بخش افرادی چون «باب‌دیلن» بوده و حرکات و قدم‌های ویژه‌ی او بر روی صحنه، الهام بخش گیتاریست گروه راک مشهور AC/DC بوده است.
«کیت‌ریچاردز» گیتاریست پرآوازه‌ی گروه «رولینگ‌استونز» تاکید کرده که تمامی تکنیک‌های نوازندگی گیتار را از چاک‌بری آموخته است.
هم‌چنین «بروس اسپرینگستین» ستاره‌ی موسیقی فولک و راک نیوجرسی آمریکا، کار حرفه‌ای خود را با نواختن در گروه چاک‌بری در تورهای دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی وی، آغاز کرده است.

چاک بری و راک اند رول سیاه

chuck-berry

صحبت از موسیقی «راک اند رول» که می‌شود بلافاصله نام «الویس پریسلی» به‌خاطرمان می‌آید. اما هنرمندان دیگری نیز در شکل‌گیری و اشاعه‌ی راک اند رول در دهه‌ی ۵۰ و پیش از آن نقش داشته‌اند. از جمله‌ی این افراد می‌توان به «چاک بری» اشاره کرد. گیتاریست سیاه‌پوست آمریکایی که از سال ۱۹۵۵ تاکنون فعال است.

چاک بری را ابداع کننده‌ی واقعی راک اند رول و یا مبدع راک اند رول سیاه نامیده‌اند اما حقیقت این است که بری در زمان سیطره‌ی جز و بلوز در فرهنگ و موسیقی آمریکا تصمیم گرفت جنب و جوش و حرکت بیش‌تری را به موسیقی خود اضافه کند و این‌گونه به گفته‌ی سایت «تالار افتخارات راک اند رول» بری توانست تمامی ملزوماتی را که برای ابداع یک ژانر جدید در موسیقی آن دوره نیاز بود در کنار هم گردآوری کند.
chuck-berry

تهیه‌کننده‌ها به سرعت متوجه شدند که این موسیقی، به‌ویژه مورد توجه و پسند سفیدپوست‌های آمریکایی قرار گرفته و با حمایت از تولیدکنندگان آثار مشابه کارهای چاک بری، به پول و موفقیت فراوانی رسیدند. موسیقی چاک از نظر سیاه‌پوستان تکراری و خسته‌کننده بود اما حرکات، آهنگ‌ها و رقص پای معروف وی بر روی صحنه مورد توجه سفیدها قرار می‌گرفت.

«کیت ریچارد» گیتاریست پرآوازه‌ی رولینگ استونز می‌گوید: « من تمام تکنیک‌های نوازندگی‌ام را از نواختن چاک بری یاد گرفته‌ام.» هم‌چنین «بروس اسپرینگستین» گیتاریست صاحب سبک موسیقی راک آمریکا کار حرفه‌ای خود را با نواختن برای چاک در تورهای دهه‌ی ۷۰ وی آغاز کرده است.

«باب دیلن» از ترانه‌های اجتماعی چاک الهام گرفته و حرکات بری در هنگام اجرا و نواختن نیز الهام‌بخش گیتاریست مشهور گروه استرالیایی AC/DC بوده است.

گفتنی است مجله‌ی بیلبورد چاک بری را در رتبه‌ی پنجم از ۱۰۰ هنرمند برتر تمام دوران‌ها قرار داده و هم‌چنین او را به‌عنوان ششمین گیتاریست از بین ۱۰۰ نوازنده‌ی برتر این ساز در تمام دوران‌ها انتخاب کرده است.

  • ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

جان مایر از جیمی هنریکس می‌گوید

jimi-johnny

«جان مایر» خواننده و گیتاریست که در سبک‌هایی مانند راک و «بلوز راک» فعالیت دارد در مورد «جیمی هنریکس» که به گفته‌ی او، یکی از فوق العاده‌های دنیای موسیقی است می‌گوید: «شما طرف‌دار «بلک سبت» باشید یا هوادار Elmore Yanes، از Wanson خوشتان بیاید یا از Grafefol Dead ، متوجه می‌شوید که هر موسیقی‌دانی به نحوی به مکتب هنریکس ربط پیدا می‌کند یا از آن الگوبرداری کرده است.

جیمی تقریبن در هر سبک از موسیقی معاصر به عنوان سرآمد آن شناخته شده است، چرا که او تقریبن در هر سبکی نوازندگی کرده و اثری از خود برجای گذاشته است. آیا او در سبک بلوز فعالیت می‌کرد؟ به آهنگ Voodoo Chile گوش دهید.. می‌توانید نشانه‌هایی از بلوز را در آن پیدا کنید.

آیا او یک موسیقی‌دان راک بود؟ بله او از صدای موسیقی برای رسیدن به هدف‌اش استفاده می‌کرد مانند اثر« این راک است».

آیا او یک خواننده و ترانه‌سرای احساساتی بود؟ در Bold As Love او به گونه‌ای می‌خواند که شما می‌فهمید این مردی است که قلب خود را می‌شناسد. در اغلب موارد، جیمی مثل ستاره‌ی راکی به تصویر کشیده شده که گیتار خود را آتش زده است.

jimi-hendrix-01

ولی وقتی که من در هنریکس فکر می‌کنم، به یکی از دوست داشتنی‌ترین و دل‌نشین‌ترین نواهای گیتار می‌اندیشم که در آهنگ‌هایی مثل One Rainy Wish وLitte Wing یا حتی در Doifting مانند آن را شنیده‌ایم. Little Wing، به شکل دردناکی کوتاه و زیباست… درست مثل این می‌ماند که پدربزرگ مرحوم شما زنده شود و تنها برای یک دقیقه و نیم کنار شما باشد و سپس برود. این عالی است و خیلی زودگذر. من فکر می‌کنم دلیل اصلی این موضوع، که همه‌ی موسیقی‌دان‌ها دوست دارند ترانه‌های هنریکس را بنوازند، این است که زبان اشعار و موسیقی وی را زاده‌ی قلب و فکر او می‌دانند.

او یک رابطه‌‌ی محرمانه با نوازندگی گیتار داشت، علی‌رغم این‌که جیمی گیتار را بسیار فنی و تئوریک می‌نواخت. تصور می‌کنم گیتار برای او مقدس بود. برای همین است که شما هرگز مصاحبه‌ای از او پیدا نمی‌کنید که در مورد علایق‌اش به گام‌ها و نوازندگی گیتار حرفی زده باشد. این بخشی از آن چیزی است که سبب می‌شد او بسیار هیجان‌زده نوازندگی کند.

من جیمی هنریکس را از طریق «استیوی ری‌وان» شناختم و کشف کردم. پس از این که او را در حال نوازندگی Little Wing دیدم، تصمیم گرفتم سبک کاری‌ام را بر اساس کارهای هنریکس تغییر دهم.

jimi-hendrix_0

اولین کار ضبط شده‌ای که متعلق به هنریکس بود و خریداری کردم Bold as Love بود، برای این‌که Little wing را در مجموعه‌اش داشت. یادم می‌آید که ساعت‌ها فقط به جلد آلبوم نگاه می‌کردم. بعد، ماه‌های متوالی وقت‌ام را برای گوش کردن Electric Ladyland صرف کردم که خیلی آدم را عصبی می‌کند.

واقعیت سیاه و تلخی وجود دارد و شاید هنریکس به حدی صادق بود، که آن‌را مخفی نگه داشته است. ضمن این‌که او انواع و اقسام مدها را هم اختراع کرد که در نوع پوشش و رفتار هواداران‌اش تاثیر می‌گذاشت. به طوری‌که افرادی که پیرو و مقلد مدهای اختراع شده از سوی او هستند را به خوبی می‌توان تشخیص داد و شناخت. همه‌ی ما آرزو می‌کنیم به اندازه‌ی کافی نابغه باشیم که قبل از ۲۸ سالگی از دنیا برویم. یک حالت اسطوره‌ای در مورد او وجود دارد که هیچ جنبه‌ی انسانی در آن نیست.

  • همشهری‌آنلاین

جیمی تو باید از من یاد بگیری

buddy-guy01

«جیمی هنریکس» که عده‌ای او را پدر موسیقی راک می‌نامند به‌خاطر حرکات نمایشی‌اش با گیتار، بسیار مورد توجه قرار دارد. اما شاید تعدادی از دوست‌داران جیمی این‌را نشنیده باشند که خود او از طرف‌داران «جرج بادی گای» بود و از حرکات بادی گای الهام گرفته‌ بود.

جیمی هنریکس اعجوبه‌ی گیتار الکتریک که در سنین جوانی، دنیای موسیقی را از وجود خود محروم کرده است روی صحنه با گیتار اعجاز می‌کند و با دست و پا و دندان به نواختن این ساز مبادرت می‌ورزد! اما بادی گای پیش از هنریکس نظیر این حرکات را انجام می‌داده و به‌خاطر شیطنت‌هایش مدتی نیز نتوانسته توجه تهیه کننده‌ها را برای پخش آثار زنده‌ی خود جلب کند.

jimi-hendrix

بادی گای که یک بلوزمن و نوازنده‌ی گیتار الکتریک در سبک شیکاگو بلوز است تاثیری قابل توجه بر نوازندگان بعد از خود گذاشته است. او از تکنیک‌های مخصوص به خودش استفاده می‌کند و مهارت در نواختن گیتار و حرکات نمایشی را در اواخر دهه‌ی ۵۰ میلادی با یکدیگر در هم آمیخته است. بادی گای در جوانی به شیکاگو نقل مکان کرد و با «مادی واترز» بلوزمن مشهور و نوازنده‌ی سبک شیکاگو بلوز آشنا شد. بلوز اکوستیک با فولک قرابت زیادی داشت و مکتب شیکاگو بلوز، استفاده از سازهای مدرن‌تر مانند گیتار الکتریک را وارد موسیقی بلوز کرد. مادی واترز و به‌دنبالش بادی گای، از اولین کسانی بودند که شیکاگو بلوز را اشاعه داده‌اند.

بادی گای هم‌چنین، حرکات نمایشی با گیتار را در اجراهای زنده برای اولین بار انجام می‌داد. او می‌توانست از پشت سر، با کمک دو دست، پاها و حتی دندان‌های خود گیتار بنوازد. او تاثیر زیادی روی جیمی هنریکس گذاشته اما از آن‌جا که شانس و اقبال چندانی برای انتشار اجراهای تصویری خود پیدا نکرده بود، هنریکس که حدود یک دهه بعد از او اعلام حضور کرد از گای معروف‌تر شده است. تهیه‌کننده‌های محتاط‌‌ تر اواخر دهه‌ی ۵۰ از اجراهای سرخوشانه و سنت شکنانه‌ی گای دل خوشی نداشتند. علاوه بر این، کمبود امکانات ضبط و عرضه‌ی ویدیو در آن دوران، از عوامل همه‌گیر نشدن حرکات نمایشی بادی گای به شمار می‌روند.

عکس‌های ری چارلز

[imagebrowser id=19]

«ری چارلز» هنرمند نابینای موسیقی است که  به‌عنوان یکی از ابداع کننده‌ها و مروجین پیانوی سبک سول نام می‌برند. او به‌عنوان یکی از نوازنده‌های چیره‌دست پیانو، کی‌برد و سازهای بادی شناخته می‌شود. ری چارلز در سال ۱۹۳۰ متولد شد و در سنین خردسالی به علت بیماری آب سیاه، بینایی چشمان خود را از دست داد. ری چارلز در طول دوران فعالیت حرفه‌ای بیش از ۱۰ هزار اجرای زنده داشت و محبوب‌ترین آهنگ‌های خود را که هرگز از رونق نیافتادند با شور و حرارت بسیار اجرا می‌کرد.

[nggallery id=19]

به‌مناسبت سال‌روز درگذشت ری چارلز

ray-charles

ری چارلز را نابغه می‌نامیدند زیرا این هنرمند فقید، با وجود این‌که از نعمت بینایی محروم بود به‌عنوان یکی از نوازنده‌های چیره‌دست پیانو، کی‌برد و سازهای بادی در سبک‌های نام‌برده، شناخته می‌شد. ری صدای بسیار خوبی نیز داشت و در مجموع خواننده و هنرمندی پرطرفدار و مردمی بود.

از ری چارلز به‌عنوان یکی از ابداع کننده‌ها و مروجین پیانوی سبک سول نام می‌برند. او با تاثیر گرفتن از سبک‌های رایج دهه‌ی ۵۰ میلادی و با استفاده از پیانوی الکتریکی خود، سول را در موسیقی پاپ و کانتری نیز وارد کرده است. فرانک سیناترا هنرمند بزرگ موسیقی جز، ری چارلز را تنها نابغه‌ی واقعی در حرفه‌ی خود نامیده است.

وی در سال ۱۹۳۰ متولد شد و در سنین خردسالی به علت بیماری آب سیاه، بینایی چشمان خود را از دست داد. ری چارلز در کودکی به مدرسه‌ی «سنت اگوستین» که مخصوص نابینایان و ناشنوایان بود رفت و در همان‌جا با موسیقی آشنا شد و سازهای زیادی را فراگرفت.

ری چارلز که در بخشی از دوران شهرتش به «برادر ری» معروف بود در ۱۷ سالگی (سال ۱۹۴۷) با پس‌اندازهایی که جمع کرده بود به شهر فلوریدا رفت و برای نخستین بار در آن‌جا ساختن موسیقی را آغاز کرد.

وی در دهه‌ی ۵۰ میلادی به شهرت رسید و معروفیت او با آغاز دهه‌ی ۶۰ به اوج خود رسید. در این دوره ری چارلز بارها آهنگ‌های پرفروش و پرطرفدار عرضه کرد و اجراهای زنده‌ی متعددی داشت. پس از گذشت این ۱۵ سال که به‌عنوان دوره‌ی طلایی زندگی حرفه‌‌ای ری چارلز شناخته می‌شوند، هنرمند نابینا با شروع سال ۱۹۶۵ درگیر اعتیاد شد و برای مدتی از صحنه‌ی موسیقی کنار رفت.

او پس از یک‌سال بازگشتی دوباره به عرصه‌ی موسیقی داشت اما هرگز نتوانست به اوج برگردد. ری چارلز هرگز از فعالیت دست نکشید و تا یک‌سال قبل از پایان زندگی‌اش نیز آلبوم موسیقی به بازار عرضه کرد. او در سال ۲۰۰۴ به‌دلیل عوارض ناشی از بیماری و عمل جراحی درگذشت.

ری چارلز در طول دوران فعالیت حرفه‌ای بیش از ۱۰ هزار اجرای زنده داشت و محبوب‌ترین آهنگ‌های خود را که هرگز از رونق نیافتادند با شور و حرارت بسیار اجرا می‌کرد. در سال ۲۰۰۴ فیلمی از زندگی این هنرمند ساخته شد که ایفاگر نقش ری چارلز را برنده‌ی جایزه‌ی اسکار کرد.

گفتنی است این هنرمند نابینای موسیقی قرن بیستم علاقه‌ی بسیاری نیز به بازی شطرنج داشت.

  • ثمر سعیدی/رادیو کوچه

سانی بوی ویلیام‌سون۱ و سازدهنی

john-boy-williamson-01john-lee-curtis

سانی بوی ویلیام‌سون ۱ موزیسین بلوز در چنین روزی (اول ژوئن) در سال ۱۹۴۸ چشم از جهان فروبست. او هنگام مرگ تنها ۳۴ سال سن داشت و در یک کتک‌کاری به قتل رسید.
این هنرمند با نام اصلی جان لی کرتیس ویلیام‌سون، در نزدیکی شهر جکسون از ایالت تنسی امریکا به‌دنیا آمد. او دوره‌ی موسیقی خود را با سبکی نزدیک به کانتری-بلوز آغاز کرد و در این سبک، آثار ضبط شده‌ای از وی نیز موجود است. سانی بوی ویلیام‌سون ۱ مدتی بعد به نواختن هارمونیکا (سازدهنی) روی آورد و از این ساز به‌عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی خود استفاده کرد. بدین ترتیب وی توانست از کانتری-بلوز فاصله بگیرد و بلوز مدرن‌تری را اجرا کند. او در زیرشاخه‌های کانتری بلوز، شیکاگو بلوز، بلوز اکوستیک و الکتریک و همین‌طور هارمونیکا بلوز به فعالیت موسیقایی مشغول بوده است.
موسیقی بلوز در اوایل قرن بیستم بر پایه‌ی بداهه‌نوازی استوار بود و موزیسین‌های این سبک از استعداد بالایی در بداهه‌نوازی برخوردار بودند. آن‌ها اغلب آهنگ‌هایی را می‌نواختند که خودشان ساخته بودند و البته کمبود امکانات ضبط و هم‌چنین پخش موسیقی، موجب می‌شد آوازه‌ی این هنرمندان از محدوده‌ی زندگی‌شان فراتر نرود.
با این وجود اولین آهنگ ضبط شده‌ی سانی بوی ۱ در سال ۱۹۳۷، با نام صبح بخیر دخترمدرسه‌ای موفق شد به فروش نسبتن بالایی دست پیدا کند. سانی بوی ویلیام‌سون ۱ به همان اندازه‌ای که در میان سیاهان ایالت های جنوبی امریکا طرفدار داشت در بین سفیدپوستان و شهرنشینان مناطق غرب امریکا و شهرهایی مانند دیترویت نیز هوادار پیدا کرده بود. وی خود در شهر شیکاگو زندگی می‌کرد و موفقیت‌هایش موجب شد که نام سانی بوی ویلیام‌سون ۱ برای ۱۰ سال آینده مترادف با نام هارمونیکای بلوز در بین هوادارانش باشد. سبک نواختن هارمونیکای سانی بوی ویلیام‌سون ۱ تاثیر زیادی را بر نسلی از نوازندگان هارمونیکا گذاشت. افرادی مانند بیلی بوی آرنولد، جونیور ولز، سانی تری، لیدل والتر و از جمله سانی بوی ویلیام‌سون ۲ از این هنرمند تاثیر گرفته‌اند.

williamson_john_lee_001
گفتنی است که در بین اسطوره‌های موسیقی بلوز کلاسیک دو نفر با اسم سانی بوی ویلیام‌سون وجود دارند. نفر اول فردی‌ست که در مورد او صحبت می‌کنیم یعنی جان لی کرتیس و نفر دوم، احتمالن اندکی شناخته شده‌تر است. الک رایس میلر در هلنای آرکانزاس زندگی می‌کرد و فعالیت خود را در دهه‌ی ۴۰ میلادی آغاز کرد و این دقیقن چند سال بعد از معروف شدن سانی بوی ۱ است. او به‌خاطر علاقه به سانی بوی ۱ نام سانی بوی ۲ را بر روی خودش گذاشته و خود نیز از اسطوره‌های سازدهنی بلوز به‌شمار می‌رود که در میانه‌ی دهه‌ی ۶۰ میلادی از دنیا رفت و به‌همین دلیل اجراهای بیشتر و خصوصن اجراهای تصویری با کیفیت خوب از وی موجود است. اخباری تایید نشده حاکی‌ست که سانی بوی ۱ به استفاده‌ی سانی بوی ۲ از این اسم اعتراض داشت اما نتوانست کاری از پیش ببرد چون در زمان حیات سانی بوی ۱، نفر دوم به‌صورت نوازنده‌ا‌ی دوره‌گرد فعالیت می‌کرد و گاهی نیز در رادیوی هلنا با سازدهنی خود به اجرای برنامه‌ی زنده می‌پرداخت و تا سال ۱۹۴۸ که سانی بوی ۱ در قید حیات بود هیچ اثر ضبط شده‌ای را منتشر نکرده بود و از این‌رو قانون به این اعتراض توجهی نکرد.
سانی بوی ویلیام‌سون ۱ در بین هم‌نسلان خود از همه شناخته شده‌تر است و آثار او بیشتر شنیده شده‌اند. منظور ما از هم‌نسلان وی، بلوزمن‌های فعال در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی هستند. او حتی بر موزیسین‌هایی که ساز اصلی آن‌ها چیزی غیر از هارمونیکا بوده نیز تاثیر گذاشته و از جمله‌ی این افراد می‌توان مادی واترز را نام برد. واترز در سال‌های میانی دهه‌ی ۴۰ همراه با سانی بوی ویلیام‌سون ۱ هم‌نوازی‌هایی را داشته است. سانی بوی ۱ در چنین روزی وقتی از آخرین اجرای خود به خانه برمی‌گشت در نزاعی که جلوی یک مشروب فروشی در جنوب شهر شیکاگو اتفاق افتاده بود درگیر شد و در اثر ضرباتی که به وی وارد آمد فوت کرد. شاهدان نقل کرده‌اند که آخرین جمله‌ای که این هنرمند و نوازنده‌ی موسیقی بلوز بر زبان آورد این بود: خدایا مرا ببخش.

  • ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

سازدهنی و آرزوهای بزرگ

harmonica

آفتاب که غروب می‌کرد کابوی تنها، ساز دهنی را از جیب‌اش بیرون می‌آورد و می‌نواخت. این ساز هم‌دم تنهایی او بود و سکوت بیابان را می‌شکست. صحنه‌هایی از این دست را در فیلم‌ها زیاد دیده ایم، زمانی که یک ساز کوچک و ساده، احساساتی مانند غم، شادی، آرامش یا اضطراب را منتقل می‌کند.
سازدهنی همه‌جا حضور دارد، در یک ظهر تابستانی در زمان استراحت کارگران، بین متقاضیان نواختن دست به دست می‌شود و یا دلتنگی‌های ملوانانی را که هفته‌ها از خشکی دور بوده‌اند، روی عرشه‌ی کشتی به آوا تبدیل می‌کند.
در سال ۱۸۱۸ یک نوجوان ۱۶ ساله در آلمان، وسیله‌ی کوچکی را ساخت که در حقیقت، همان سازدهنی امروزی بود. چند سال بعد این وسیله به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی اولین محموله‌ی سازدهنی که ساخت یک کارخانه‌ی آلمانی بود از طریق کشتی به بندرهای آمریکا رسید و به سرعت جای خود را در بین مردم عادی پیدا کرد. چون علاوه بر این که کوچک، ارزان و قابل حمل بود، قابلیت نواختن آهنگ‌های شاد و ریتمیک و ترانه‌های غمگین را به صورت هم‌زمان به نوازنده می‌داد، از این رو سازدهنی با اقبال گسترده‌ای از جانب مردم آمریکا روبرو شد.
سیاهپوستان آمریکایی از جمله طرفداران پروپاقرص سازدهنی بودند چرا که قیمت بسیار ناچیزی داشت. علاوه بر آن، ورود سازدهنی به آمریکا هم‌زمان شده‌بود با صدور اعلامیه‌ی آزادی بردگان، بنابراین سیاهپوستان که از کار اجباری فراغت یافته‌بودند، وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی پیدا کردند. آن‌ها سازدهنی را به تدریج در موسیقی‌های جَز و بلوز وارد کردند و این‌گونه بود که این ساز کوچک و اعجاب‌انگیز، بیش از پیش شکوفا شد.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه