آفتاب که غروب میکرد کابوی تنها، ساز دهنی را از جیباش بیرون میآورد و مینواخت. این ساز همدم تنهایی او بود و سکوت بیابان را میشکست. صحنههایی از این دست را در فیلمها زیاد دیده ایم، زمانی که یک ساز کوچک و ساده، احساساتی مانند غم، شادی، آرامش یا اضطراب را منتقل میکند.
سازدهنی همهجا حضور دارد، در یک ظهر تابستانی در زمان استراحت کارگران، بین متقاضیان نواختن دست به دست میشود و یا دلتنگیهای ملوانانی را که هفتهها از خشکی دور بودهاند، روی عرشهی کشتی به آوا تبدیل میکند.
در سال ۱۸۱۸ یک نوجوان ۱۶ ساله در آلمان، وسیلهی کوچکی را ساخت که در حقیقت، همان سازدهنی امروزی بود. چند سال بعد این وسیله به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی اولین محمولهی سازدهنی که ساخت یک کارخانهی آلمانی بود از طریق کشتی به بندرهای آمریکا رسید و به سرعت جای خود را در بین مردم عادی پیدا کرد. چون علاوه بر این که کوچک، ارزان و قابل حمل بود، قابلیت نواختن آهنگهای شاد و ریتمیک و ترانههای غمگین را به صورت همزمان به نوازنده میداد، از این رو سازدهنی با اقبال گستردهای از جانب مردم آمریکا روبرو شد.
سیاهپوستان آمریکایی از جمله طرفداران پروپاقرص سازدهنی بودند چرا که قیمت بسیار ناچیزی داشت. علاوه بر آن، ورود سازدهنی به آمریکا همزمان شدهبود با صدور اعلامیهی آزادی بردگان، بنابراین سیاهپوستان که از کار اجباری فراغت یافتهبودند، وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی پیدا کردند. آنها سازدهنی را به تدریج در موسیقیهای جَز و بلوز وارد کردند و اینگونه بود که این ساز کوچک و اعجابانگیز، بیش از پیش شکوفا شد.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه
آلبومی از مایکل بوبله

آلبوم Crazy Love از خوانندهی جوان سبک جَز، «مایکل بوبله» Michael Bublé دارای ۱۳ آهنگ است و در اکتبر ۲۰۰۹ عرضه شده.
مجله موسیقی ملودی: مایکل بوبله معمولن در ژانر «جَز ملایم» Smooth Jazz ترانه اجرا میکند و نحوهی آوازخوانیاش را بسیار شبیه هنرمند پرآوازهی جَز، «فرانک سیناترا» دانستهاند؛ صدای پرشور هنرمندِ «وُکال جَز» و همراهی یک ارکستر بزرگ. این شباهت، تبدیل به امضای شخصی مایکل بوبله شده و در آلبومهای قبلی وی کاملن مشهود است. با این وجود، در برخی از آهنگهای آلبوم Crazy Love سبک وی به «پاپ» نزدیک شده است.
مایکل بوبله، که برندهی چند جایزهی گرمی است، برای ضبط کردن آلبوم Crazy Love در استودیوهای گوناگون حضور پیدا کرد، در شهرهایی مانند لوسآنجلس، نیویورک و شهر محل سکونتاش ونکوور و بیش از ۶ ماه زمان برد تا بتواند ترانههای آلبوم را جمع و جور کند.
مایکل یک هنرمند کانادایی است و بزرگترین شانس زندگی هنری او، جلب موافقت یک تهیهکنندهی پرنفوذ به اسم «دیوید فاستر» بود که از چند سال قبل، تهیهکنندگی آلبومهای بوبله را برعهده دارد. آلبوم اخیر نیز با تهیهکنندگی مشترک دیوید فاستر و دو نفر دیگر، به بازار موسیقی عرضه شده است.
آهنگ همنام با آلبوم، یعنی Crazy Love ترانهای نسبتن قدیمیست که بارها توسط خوانندگان مختلف، بازخوانی شده است و در اصل، یک آهنگ پاپ است. آهنگ At This Moment نیز یک ترانهی کلاسیک پاپ است که مایکل آنرا بازخوانی کرده است. بنابراین شاید بهتر باشد آلبوم Crazy Love را تجربهی پیوند با موسیقی پاپ از سوی یک خوانندهی جوان سبک جَز بنامیم.
عکسهای سوزان بویل
[imagebrowser id=4]
«سوزان بویل» خواننده ۵۰ ساله اسکاتلندی صدایی رسا و قدرتمند دارد و با چهره، فیزیک و اندامی که قوانین همیشگی دنیای موسیقی را زیر سوال برده، خود را در حد یک چهرهی مشهور، مطرح کرده است. سوزان از طریق مسابقه کشف استعداد آواز بریتانیا خود را مطرح کرد و به آرزوی دیرینهاش که خواننده شدن بود جامه عمل پوشاند.
[nggallery id=4]
عکسهای آندره بوچلی
[imagebrowser id=6]
«آندره بوچلی» نزد ایرانیان محبوبیت زیادی دارد.وی خواننده تِنور اپراست و صدایی قوی و بم دارد. آندره بوچلی از ریتم آرامش بخش و ملودی هایی که به گوش شنونده آشنا هستند استفاده می کند و از آنجا که خود وی خواننده ای انگلیسی زبان نیست متن آهنگ های انگلیسی اش را بهتر از سایر ترانه ها می توان درک و زمزمه کرد و از همخوانی لذت برد.
[nggallery id=6]
عکسهای مایکل بوبله
[imagebrowser id=7]
«مایکل بوبله» (Michael Bublé) یک هنرمند کانادایی است که هماکنون ۳۷ سال سن دارد. او ترانهسرا و بازیگر نیز بوده و در سبکهای جز و پاپ به فعالیت موسیقایی مشغول است. بزرگترین شانس زندگی هنری مایکل، جلب موافقت یک تهیهکنندهی پرنفوذ به اسم «دیوید فاستر» بود که از چند سال قبل، تهیهکنندگی آلبومهای بوبله را برعهده دارد.
[nggallery id=7]
عکسهای جان مایر
[imagebrowser id=5]
«جان مایر»، خواننده، آهنگساز و نوازنده در سبکهای بلوز راک و بلوز فعالیت دارد.
او با شنیدن آثار گیتاریست پرآوازه سبک بلوز مدرن، «استیوی ری وان» به نواختن گیتار و سبک بلوز علاقمند شد.
[nggallery id=5]
کریسمس من، آلبومی از آندره بوچلی

آلبوم «کریسمس من» My Christmas اثریست از «آندره بوچلی» هنرمند نابینای ایتالیایی.
مجله موسیقی ملودی: بوچلی نزد ایرانیان محبوبیت زیادی دارد. ویژگی های شخصی وی، صدای بم و گرم او که شنونده را به یاد خوانندگان محبوب و قدیمی ایران چون عارف و ویگن می اندازد و ویژگی ملودی ها و ترانه هایش در این اتفاق بی تاثیر نیست. وی خوانندهی تِنور اپراست و صدایی قوی و بم دارد. آندره بوچلی از ریتم آرامش بخش و ملودی هایی که به گوش شنونده آشنا هستند استفاده می کند و از آنجا که خود وی خواننده ای انگلیسی زبان نیست متن آهنگ های انگلیسی اش را بهتر از سایر ترانه ها می توان درک و زمزمه کرد و از همخوانی لذت برد.
همین طور آهنگ هایی که آندره به زبان ایتالیایی اجرا می کند نیز به خاطر ساختار اپرایی خود بسیار گوش نواز هستند. همکاری هایی که این هنرمند با دیگر خوانندگان داشته به طور معمول کارهایی مخاطب پسند بوده اند. بوچلی محبوب نسلی است که از موسیقی چیزی غیر از شور و هیاهو طلب می کند.
آندره بوچلی در آغاز سال جاری و همراه با کریسمس، آلبومی را به بازارهای موسیقی جهان عرضه کرده است.
وی در آلبوم «کریسمس من» تعدادی از ترانهها و آهنگهای معروف، محبوب و کلاسیک کریسمس، عید مذهبی مسیحیان را جمعآوری و اجرای مجدد کرده است.
آلبوم «کریسمس من» دارای ۱۵ قطعه بوده و در نوامبر سال ۲۰۰۹ به بازار موسیقی عرضه شده است. بوچلی اذعان داشته که تهیه و اجرای چنین آلبومی از آرزوهای دیرینهاش بوده است.
به نظر می رسد زمان مناسب عرضه شدن آلبوم «کریسمس من»، فروش آنرا به حد مناسبی رسانده است.
نخستین آلبوم سوزان بویل

آلبوم I Dreamed A Dream از «سوزان بویل» در نوامبر ۲۰۰۹ به بازار آمد. چند ماه بعد از درخشش این چهرهی ناشناخته در برنامهی کشف استعداد موسیقی بریتانیا.
مجله موسیقی ملودی: سوزان یک بانوی ۴۸ سالهی خجالتی و مذهبی بود و در لحظات نخستِ حضور در برنامه، تا اندازهای خندهی حضار را درآورده بود. با این حال، بعد از اجرای پرشور سوزان بویل و بازخوانی ترانهی I Dreamed A Dream، نظر حضار و داوران برنامه نسبت به او از زمین تا آسمان تغییر کرد.
او صدایی رسا و قدرتمند دارد و با چهره، فیزیک و اندامی که قوانین همیشگی دنیای موسیقی را زیر سوال برده، خود را در حد یک چهرهی مشهور، مطرح کرده است. سوزان از نظر بصری جذابیت چندانی نداشت، او خود معتقد بود که تنها در یک مسابقهی کشف استعداد شرکت کرده و اینکه برنده شده، از روی شانس بوده است.
البته سوزان بویل شکسته نفسی میکند چون، صدای قدرتمند و ظاهر بیآلایش و معصومانهی وی، به نحو دیگری دنیای موسیقی را تحت تاثیر قرار دادهاست. ویدئوی حضور سوزان در برنامهی Britain’s Got Talent، بیش از ۳۰۰ میلیون بار در سایت یوتوب دیده شده است.
آلبوم I Dreamed A Dream از این بانو، در حقیقت تلقین مثبتیست برای همهی کسانی که رویایی در سر دارند، که اطمینان پیدا کنند رویاها اصولن به حقیقت خواهند پیوست.
بیشتر آهنگهای آلبوم، از آثار گروهها و خوانندههای دیگر هستند که بازخوانی شدهاند چرا که I Dreamed A Dream اولین آلبوم سوزان بویل است و ظرف چندماه پس از شرکت وی و انتخاب شدناش در مسابقه به بازار عرضه شده. احتمالن سوزان برای آلبومهای بعدی خود،اغلب کارهای منحصر به فرد و اجراهایی برای نخستین بار، خواهد داشت و طرفداراناش را ذوقزده خواهد کرد.
البته قطعهی Who I Was Born To Be تنها آهنگی است که بهطور اختصاصی برای سوزان بویل نوشته و تنظیم شده و او آنرا اجرا کرده است. برخی دیگر از آهنگهای آلبوم، I Dreamed a Dream از گروه Les Misérables آهنگ Wild Horses از گروه رولینگ استونز و You’ll See از مدانا هستند. این آلبوم، در مجموع ۱۲ قطعه دارد و برای هفتههای متوالی بهعنوان یک آلبوم پرفروش در چارتهای جهانی خودنمایی کردهاست.
سوزان بویل در جایی گفته بود: «همیشه آرزو داشتم یک آلبوم موسیقی ضبط کنم.» به نظر میرسد که در نهایت با اندکی خوششانسی، این بانوی اسکاتلندی به آرزوی خود رسیده است.
ورود سازدهنی به موسیقی سیاهان
سازدهنی نزدیک به دو قرن است که اعلام حضور کرده و جای خود را در گونه های مختلف موسیقی معاصر، پیدا کرده است. اقبال این ساز در همه گیر شدن، با اندازهی کوچک و قابل حمل، سادگی نواختن نسبت به سایر سازها و حتی قیمت مناسب آن در ارتباط است.
نخستینبار صدایی شبیه صدای سازدهنی، در چین باستان شنیده شد. چینیها، سازی در اندازهی بزرگ داشتند که از زبانههای چوبی درست شده بود و موسیقیشناسان، آن را پدر سازدهنی و آکاردئون دانستهاند.
در اروپای قرن هفدهم وسیلهای برای کوک کردن ارگ کلیساها مورد استفاده قرار میگرفت که شباهت بیشتری به سازدهنی های امروزی داشت چرا که زبانههای آن فلزی بود. البته این وسیله اندازهی بسیار بزرگی داشت و مهمترین شباهت آن با سازدهنی امروزی، قابلیتِ نگه داشتنِ ارزشِ زمانیِ نُتها بود چون میتوانست صدای یک نُت را تا هر زمان که به نحوی در آن میدمیدند، تولید کند.
سرانجام در سال ۱۸۱۸ نوجوانی ۱۶ ساله در آلمان، وسیلهی کوچکی را ساخت و آن چیزی نبود جزسازدهنی امروزی. وسیلهی مورد نظر مدتی بعد به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. سپس اولین محمولهی سازدهنی در اوایل دههی ۱۸۶۰ میلادی با کشتی به بندرهای آمریکا سفر کرد. این سازدهنیها ساخت یک کارخانهی آلمانی بود که هنوز هم فعالیت دارد.
طولی نکشید که ساز کوچک جای خود را در بین مردم عادی آمریکا پیدا کرد. چون نه تنها ارزان و قابل حمل بود، بلکه این قابلیت را داشت که همزمان آهنگ های شاد و غمگین را با آن بنوازند. سیاهپوستان آمریکایی از سازدهنی استقبال خوبی بهعمل آوردند چون قیمت ناچیزی داشت. اینگونه شد که سازدهنی جای خود را در موسیقیهای جَز و بلوز که در آن بُرههی زمانی، بیشتر مخصوص سیاهپوستان بودند بهخوبی باز کرد.
لویی آرمسترانگ به دالی سلام میکند

مجله موسیقی ملودی: وقتی از موسیقی «جَز» (Jazz) حرفی بهمیان آورده میشود، باید تصدیق کنیم که « لویی آرمسترانگ» (Louis Armstrong) به یکی از نمادهای این ژانر تبدیل شده است.
لویی آرمسترانگ در سال ۱۹۰۱ متولد شد و زمانیکه در سن ۷۰ سالگی چشم از جهان فرو میبست به یکی از مشهورترین موسیقیدانان و نوازندگان تاریخ جَز تبدیل شده بود.
لویی در ابتدا بهعنوان نوازندهی ساز «کورنت» که نوعی شیپور کلیددار با صدای بم است، فعالیت حرفهایاش را آغاز کرد اما بعد از مدتی به نوازندگی «ترومپت» روی آورد. وی در سالهای پایانی فعالیت هنری خود به خوانندگی نیز اشتغال داشت و بهعنوان یک آوازهخوان جَز مشهور بود. او برترین نوازندهی ترومپت است زیرا تکنوازیهای حرفهای و بهخصوص نوآوری وی دراجرا، موجب تغییراتی بنیادی را در موسیقی جَز بهوجود آورده است. همچنین، لویی آرمسترانگ تاثیر زیادی را بر روی نوازندگانی که بعد از وی آمدند گذاشت.
برخی از منتقدین موسیقی، لویی آرمسترانگ را بزرگترین شخصیت موسیقی غرب در صدسال اخیر دانستهاند و این بهدلیل قدرت و تاثیرگزاری سبک لویی بر موسیقی جَز قرن بیستم است.
دو آهنگ از آرمسترانگ شهرت بسیاری پیدا کردهاند: «چه دنیای شگفتانگیزی!» “what a wonderful world” و «سلام دالی» “Hello, Dolly”. لویی آرمسترانگ در جایی گفته بود: « هـمهی مـا هـفت نـُت معــروف مـوسیقی را میشنـاسیم٬ امـا خـوب است کـه شما نتهای دیگـری را بـرای خـودتـان پیــدا کـنید.» عدهای به آهنگ «چه دنیای شگفتانگیزی!» از لویی آرمسترانگ این لقب را دادهاند: «سرود ملی انسانهای خوشبین»


