استقبال از کنسرت وحید تاج و نوید سعیدی در پاریس

melodymag

کنسرت موسیقی اصیل ایرانی وحید تاج و گروه سرمست در تاریخ ۶ ژوئن (۱۶ خرداد) درپاریس برگزار شد و مورد استقبال بسیار مخاطبین قرار گرفت.
به گزارش مجله موسیقی ملودی در این اجرا وحید تاج، خواننده برجسته و از شاگردان ارشد استاد محمدرضا شجریان همراه با نوید سعیدی آهنگساز و نوازنده تار، هانی ظهیری و احمد یحیی زاده به عنوان نوازنده سازهای کوبه ای به روی صحنه رفتند.

دراین کنسرت که در دو بخش نوا و بیات اصفهان به آهنگسازی نوید سعیدی و بر روی اشعاری از مولانا، ابتهاج و …اجرا می شد، بخش های ساز و آوازی به صورت بداهه خوانی و بداهه نوازی انجام شد.

آهنگسازی، رنگ آمیزی و فضای متفاوت قطعات همراه با اجرای تحسین برانگیز وحید تاج و نوید سعیدی با تشویق های مکرر حاضرین ایرانی و فرانسوی رو به رو شد.

گفتنی است که کنسرت چندی پیش این خواننده در شهر یزد به دلیل مخالفت عده ای از نیروهای خودسر به آشوب کشیده شده بود.

نگاهی به کارنامه کاری محمدرضا لطفی در موسیقی ایران

melodymag

اواخر سال گذشته بود که خبر بستری شدن محمدرضا لطفی در بیمارستان موجب نگرانی بسیاری از اهالی هنر شد. برای مقطع کوتاهی از بیمارستان مرخص شد اما بیماری او را رها نکرد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از تسنیم، این استاد موسیقی کشور در پی اوج گرفتن بیماری باز هم بستری شد تا این‌که سرانجام محمدرضا لطفی امروز جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ در بیمارستان پارس چشم از جهان فروبست. لطفی رفت و موسیقی ایران را تنها گذاشت.

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنیا آمد. وی به‌مدت پنج سال در هنرستان موسیقی به آموختن موسیقی پرداخت و موسیقی را نزد استادانی چون علی‌اکبر شهنازی و حبیب‌الله صالحی فرا گرفت. پس از پایان هنرستان به دانشکده موسیقی راه یافت و به تکمیل آموخته‌هایش پرداخت. در این زمان از استادانی مانند نورعلی برومند، عبدالله دوامی، سعید هرمزی نیز بهره جست. محمدرضا لطفی در سال ۱۳۴۳ جایزه نخست موسیقی‌دانان جوان را نیز کسب کرد. در جشنواره موسیقی جشن هنر ۱۳۵۴ در شیراز به‌همراه محمدرضا شجریان و ناصر فرهنگ‌فر به اجرای راست پنج‌گاه پرداخت که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

در اجرای ردیف آوازی توسط عبدالله دوامی با ساز تار وی را همراهی کرد. در سال ۱۳۵۳ به عضویت گروه علمی دانشکده موسیقی درآمد و در همین سال همکاری خود را با رادیو آغاز کرد. به‌مدت یک سال و نیم به‌عنوان مدیر گروه موسیقی دانشکده موسیقی هنرهای زیبای تهران به کار مشغول شد و پس از آن از این سمت استعفا کرد.

در سال ۱۳۵۴ گروه شیدا را راه‌اندازی کرد و به‌همراه گروه عارف به‌سرپرستی حسین علیزاده به بازخوانی و اجرای دوباره آثار گذشتگان پرداخت. کانون موسیقی چاووش را با همکاری هنرمندانی مثل حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و علی‌اکبر شکارچی راه‌اندازی کرد و طی یک فعالیت چشمگیر آثاری از این گروه به جای ماند که به‌گفتهٔ بسیاری از اساتید از بهترین کارهای موسیقی ایران به شمار می‌روند. پس از انحلال چاووش بعد از سفرهای زیادی که برای کنسرت به ایتالیا، فرانسه و آلمان کرد، در سال ۱۳۶۵ به آمریکا رفت. علاوه بر کنسرت‌های متعدد در سراسر آمریکا، مرکز فرهنگی هنری شیدا را در واشنگتن بنیان گذاشت.

از خوانندگانی که در این سال‌ها با او همکاری کرده‌اند می‌توان به محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، هنگامه اخوان و محمد معتمدی اشاره کرد.
melodymag

برخی از آثار منتشر شده از محمدرضا لطفی به این شرح است:

چاووش ۱-۱۰
راست پنج‌گاه
به‌یاد عارف (بیات ترک)
چهره به چهره (نوا)
سپیده (ماهور)
چشمه نوش (راست پنج‌گاه)
جان جان (سه‌گاه)
معمای هستی (شور)
عشق داند (ابوعطا)
رمز عشق (ماهور)
گریه بید (سه‌گاه ــ اصفهان)
قافله‌سالار (نوا ــ راست پنج‌گاه)
پرواز عشق (سه‌گاه ــ اصفهان)
خموشانه (ابوعطا‌ ــ بیات ترک ــ این قسمت با کمانچه اجرا شده است)
چهارگاه
به‌یاد درویش‌خان (تکنوازی سه‌تار، تنبک از ناصر فرهنگ‌فر، اجرای تصنیف از نصرالله ناصح‌پور)
یادواره استاد نورعلی برومند (گروه همنوازان شیدا، دستگاه شور)
همیشه در میان (بداهه‌نوازی تار و سه‌تار در شور و دشتی)
بال در بال (شعر و موسیقی با ه. ا. سایه)
تنها یک خاطره (بداهه‌نوازی تار و سنتور همراه با فرامرز پایور)
وطنم ایران (اجرای گروه همنوازان شیدا، ۱۳۸۷)
‌ای عاشقان (اجرای گروه همنوازان شیدا در بیات اصفهان، ۱۳۸۸)

حضور گسترده اقشار مختلف جامعه در تشییع پیکر استاد لطفی

melodymag

پیکر مرحوم استاد محمدرضا لطفی که به گفته بزرگان هنر و فرهنگ قلندر موسیقی کشور بود با بدرقه دوستدارانش، فعالان فرهنگی و علاقه مندان به هنر راهی دیار باقی شد و در بافت تاریخی گرگان آرام گرفت.

به گزارش خبرنگار مهر، صبح روز دوشنبه، خاک گرگان مردی را در آغوش خود گرفت که سال های عمر خود را فدای هنر سرزمین خود کرد. محمدرضا لطفی که دوستدارانش او را قلندر موسیقی ایران می خوانند امروز در حالی راهی یار باقی شد که جمع کثیری از فرهنگ دوستان و علاقه مندان به هنر از جای جای کشور برای بدرقه اش به گرگان آمده بودند.

نکته ای که در پس این مراسم پنهان ماند برگزاری کاملا مردمی این مراسم بود. در شرایطی که به جز چند بنر در شهر گرگان هزینه بیشتر این مراسم مانند اطلاع رسانی مراسم و همچنین تشییع پیکر استاد توسط مردم تقبل شد. درباره محل دفن پیکر استاد هم مخالفت هایی در شورای شهر و شهرداری گرگان مطرح بود که حضور گسترده دوستداران این چهره سرشناس بین المللی، اعضای شورا را وادار به موافقت کرد. البته در جلسه این روز شورا جای خالی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر که می بایست خود یک پای برگزاری این مراسم باشد کاملا محسوس بود.

مراسم ساعت ۹ صبح با اجرای گروه موسیقی ارتش آغاز شد و پس از سخنرانی حسین علیزاده، غلامرضا منتظری، حسن صادقلو و ناصر گرزین و همچنین قرائت پیام وزیر ارشاد توسط مشاورش، مردم، استاد را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه ابدیش در محله سبزه مشهد گرگان راهی شدند.

حضور گسترده جمعیت به گونه ای بود که سرتاسر مسیر عبور بسته شده و بسیاری از بازاریان و کسبه هم در طول مسیر به جمعیت می پیوستند.

در میان جمعیت، اما حضور هنرمندان و یاران همیشگی استاد به وفور به چشم می خورد. سید حمزه حسینی، هنرمند تعزیه خوان گرگان و نوازنده موسیقی در این مراسم درباره آشنایی اش با استاد لطفی گفت: از قدیم استاد را می شناختم اما مدت ۱۰ سال است که ارتباط نزدیکی با هم داشتیم تا حدی که رفت و آمد خانوادگی داشتیم.

وی افزود: پسرم شاگرد استاد بود و تا آخرین لحظات زندگی و حتی هنگام فوت نیز کنارش بود برای همین شناخت خوبی از استاد داشتیم و از تجربیاتش بسیار استفاده می کردیم.

حسینی بیان کرد: نشست های مختلفی با هم داشتیم، زندگی استاد همه اش خاطره است، استاد کوهی از تجربه بود و امیدوارم ما ها که اهل هنر هستیم و مدعی فرهنگ راه ایشان را ادامه دهیم.

وی تصریح کرد: استاد همیشه برای مردم کار می کرد و هیچ گاه با هنرش تجارت نکرد.

حسینی اظهار کرد: وقتی از آمریکا بازگشت به جوانان اهمیت می داد و دوست دار فرهنگ بود؛ مکتب موسیقی ما را سینه به سینه تدریس می کرد و نظرش هم این بود که ردیف های موسیقی ما سینه به سینه آموزش داده شود.

وی افزود: استاد لطفی روی جوانان تاکید بسیار زیادی داشت و می گفت باید جوانان را رشد داد.

یکی دیگر از هنرمندان برجسته کشور سازنده سرشناس ساز به خبرنگار مهر گفت: من از دوستان قدیمی استاد لطفی بودم و به واسطه موسیقی همکاری را با هم شروع کردیم.

احمد اره سازان افزود: بیش از ۳۰ سال با محمدرضا لطفی دوست بودم و به همین دلیل وارد گروه چاوش شدم.

وی بیان کرد: استاد کارگاه سازی دایر کرده بود من در ابتدا آنجا کارآموز بودم، پس از مدتی سرپرست آن کارگاه شده و تا لحظه مرگش با هم دوست بودیم و ارتباط نزدیک داشتیم.

وی اضافه کرد: اشاعه ساز سازی در این حدی که الان است مدیون استاد لطفی است، استاد را از این به بعد باید با کارهایش قضاوت کرد.

یکی از خوانندگان کشور هم در این مراسم درباره محمدرضا لطفی گفت: از حدود سال ۸۶ با استاد لطفی آشنا شدم، بعد از بازگشت مجدد ایشان به ایران در گروه شیدا فعالیت کردم و از بنده خواسته شد تا به عنوان خواننده در این گروه باشم.

محمد معتمدی تصریح کرد: در طول ۳ سال همکاری با ایشان هر لحظه اش برای من درس بود و ایشان همیشه سعی می کرد آن چه را که از موسیقی ایرانی می داند به نسل بعد منتقل کند و همیشه نسبت به انتقال این داشته و معلومات تعصب داشتند.

وی دغدغه اصلی استاد را آموزش عنوان کرد و گفت: تا زمانی که بود دورش پر از شاگرد و هنرجو بود و با این موضوع عشق می کرد، انگار لطفی ذاتا معلم بود و عاشق معلمی.

وی ادامه داد: لطفی تا زمانی که احساس می کرد باید درس بدهد درس می داد و به هیچ کار دیگری مشغول نبود، من را از زمانی که شاگر ایشان شدم تحت تعلیم خود قرار داد و تجربیات خود را طی ۳ سال به من آموخت.

معتمدی با بیان این که هر هنرمند دغدغه هایش را در قالب هنر نمایش می دهد، اضافه کرد: حرف هنر درد جامعه و دغدغه های مردم است و مردمی بودن اکثر هنرمندان مانند استاد لطفی نیز به همین دلیل است.

نماز مراسم استاد لطفی توسط نماینده ولی فقیه در استان برگزار شد و پس از آن پیکرش در خانه وزیری ها که متعلق به خاندان کلنل علینقی وزیری از چهره های شهیر عرصه موسیقی است دفن شد.

نکته مهم اینجاست که علاوه بر وزارت ارشاد و استاندار گلستان مراکز علمی و دانشگاهی نیز پیامی برای درگذشت این استاد برجسته کشور صادر کردند. دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در پیامی درگذشت محمدرضالطفی، نوازنده پیشکسوت کشور و استان گلستان را تسلیت گفت.

گرگان آماده بدرقه استاد لطفی به خانه ابدی

melodymag

جامعه هنری کشور بخصوص علاقه مندان به هنر موسیقی سیاه‌پوش استادی هستند که سال‌ها عمر خود را برای زنده نگه داشتن موسیقی اصیل هزینه کرد و اکنون در آغوش دوستداران خود آماده آرمیدن در سرزمین مادری می‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از خبرنگار مهر از گرگان، اکثر فرهنگ دوستان و علاقه‌مندان به هنر بخصوص موسیقی، صبح جمعه ۱۲ اردیبهشت ماه را با خبر دردناک استاد موسیقی ایران آغاز کردند.

محمدرضا لطفی، استاد موسیقی کشور در سال ۱۳۲۵در شهر گرگان به دنیا آمد. وی از کودکی علاقه‌مند به موسیقی بود از همان دوران ابتدایی تلاش‌های فراوانی برای آموختن این هنر داشت. کسب مقام های استانی و کشوری مختلف در زمینه موسیقی در دوران دبستان و حتی متوسطه وی را تبدیل به یکی از چهره های سرشناس منطقه کرده که به همین دلیل بارها توسط مسئولان فرهنگی و آموزش و پرورش آن زمان تقدیر شد.

لطفی طی سال هایی که در زمینه موسیقی برای کشور تلاش کرد زیر نظر استادانی همچون علی اکبر شهنازی و حبیب‌الله صالحی، موسیقی را آموخت و با افرادی همچون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری همکاری داشت.

از خصوصیات بارز محمدرضا لطفی علاقه مندی فراوان به موسیقی و تلاش برای آموختن همه زیروبم‌های موسیقی بود تا جایی که به گفته هم دوره ای ها همیشه دنبال شناسایی چهر هایی بود که نام دار نبودند ولی از نظر اجرایی قدرت زیادی داشت.

به همین دلیل بارها به دورترین نقاط کشور سفر کرد تا بر علم خود بیافزاید. مدت ۲۰ سال در آمریکا زندگی کرد و همان دوران هم دست از تلاش برای ارتقا سطح دانش و انتقال دانسته های خود بر نداشت.

وی پس از برگشت به ایران در کاخ نیاوران تهران و تالار فخرالدین اسعد گرگانی اجرا داشت که استقبال بی نظیری از وی شد.

وی همچنین در سال ۱۳۵۳ به عضويت گروه علمی دانشكده موسيقی درآمد و در همين سال همكاری خود را با راديو آغاز كرد. در سال ۱۳۵۴ گروه “شيدا” را راه‌اندازی كرد و به همراه گروه “عارف” به سرپرستی حسين عليزاده به بازخوانی و اجرای دوباره آثار گذشتگان پرداخت.

سپس گروه آوای شیدا را راه اندازی و مکتب خانه میرزا عبدالله را بازسازی کرد. وی همواره طی بیش از ۵۰ سال عمر برای ارتقای سطح علمی شاگردان و همچنین زنده نگه داشتن موسیقی اصیل ایرانی تلاش کرد.

یکی از شاگردان جوان استاد لطفی درباره وی به خبرنگار مهر گفت: وقتی استاد از آمریکا برگشت و گروه شیدا را راه اندازی کرد برای آموزش درخواست دادم و از آنجا که سابقه قبلی داشتم بدون تست ثبت نام کردم، پس از شرکت در چند کلاس تست دادم و عضو گروه شیدا شدم و هر ۵ شنبه در تهران تمرین داشتیم.
melodymag

مهدی کریمی افزود: بعد از آن چند اجرا در تهران داشتیم که سالن برج میلاد و نمایشگاه تهران از مهمترین های این اجراها بود.

وی خاطرنشان کرد: استاد عالم موسیقی بودند و تسط کامل بر تمام جزئیات موسیقی داشتند، ایرادات کار را به خوبی شناسایی می کردند و هرجا تذکر می کنند با راهنمایی به خوبی آموزش می دادند.

وی محل برگزاری کلاس‌ها را مکتب خانه عنوان کرد و گفت: هر بار تهران می‌رفتیم از گرگان و آب و هوا می‌پرسید، علاقه زیادی به شمال به خصوص گرگان داشت، یادم هست روزی برایش بهار نارنج آوردم و بعد از بو کردن بسیار لذت برد و یاد گرگان افتاد.

استاد عقیده داشت کار خوب وطیفه همه افراد است

کریمی تصریح کرد: کمتر پیش می‌آمد از کسی تعریف کند زیرا عقیده داشت کار خوب وظیفه همه افراد است، من را گرگانی صدا می‌کرد، یک بار هنگام تمرین و پس از اجرا به من گفت، “گرگانی به خوبی و با حس نواختی”.

این نوازنده موسیقی استان ادامه داد: از شنیدن اخبار موفقیت گرگانی در برنامه های فرهنگی و هنری بسیار خوشحال می‌شد، یکبار در یکی از جشنواره ها گروهی از گرگان مقام آورده بود و بسیار از کارشان تعریف کرد.

وی تصریح کرد: استاد از همه کنسرت های گرگان خبر داشت و همیشه تلاش می کرد برای موسیقی معلم پرورش دهد.

رئیس انجمن مویسیقی استان نیز گلستان گفت: محمدرضا لطفی از معدود پیشکسوتانی هستند که سبب اشاعه هنر موسیقی در گروه‌های مختلف در کشور شدند و در جهت حرکت رو به جلو موسیقی سنتی ایرانی نیز تاثیرگذار بوده است.

سید ابوالفضل امیر لطیفی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: بسیاری از هنرمندان موسیقی استان که امروز به عنوان هنرمند برجسته و مدرس شناخته می‌شوند مدیون الطاف استاد لطفی هستند زیرا ایشان توجه خاصی به هنرمندان استان داشتند.

وی ادامه داد: استاد لطفی پیش از بیماری در تمام زمینه‌های نشر و تولید راه اندازی گروهای موسیقی حتی حمایت از هنرمندان این منطقه از هیچ تلاشی مضایقه نکردند به همین جهت هنرمندان گلستانی مدوین الطاف این استاد بزرگ هستند.

وی تصریح کرد: استاد لطفی اخیرا قصد راه اندازی هنرستان موسیقی در شهرستان گرگان را داشت و بخش از کارها در این زمینه نیز انجام شده بود و قرار بود با احداث این هنرستان ماهانه به استان سفر داشته باشند تا هنرمندان گلستانی از این استاد بزرگ بهره کافی را ببرند.

احداث مجموعه فرهنگی و موسیقی استاد لطفی در استان پیگیری شود

امیر لطیفی اظهار داشت: امیدواریم که راه‌اندازی هنرستان موسیقی باز هم به صورت جدی توسط مسئولین مربوطه دنبال شود زیرا استاد لطفی خریداری زمین را انجام داده بود.

وی بیان کرد: علاقه این هنرمند فاخر به استان همیشه از سخنرانی‌های ایشان کاملا به چشم می‌خورد و اکنون وصیت‌نامه ایشان مبنی‌بر برگزاری مراسم خاکپساری در شهرستان گرگان نیز گویای همین امر است.

رئیس انجمن مویسیقی استان گلستان اذعان کرد: بسیاری از هنردوستان کشوری خواستار تدفین ایشان در قطعه هنرمندان شهرستان تهران بودند اما به دلیل وصیت استاد لطفی و تاکید خانواده ایشان به اجرای وصیت، مراسم خاکسپاری روز دوشنبه در گرگان برگزار می شود.

وی در خاتمه از تدفین استاد لطفی در یکی از بافت‌های تاریخی استان خبر داد و افزود: در محل دفن استاد لطفی قرار است تشکل هنرمندان، خانه مویسیقی و موزه موسیقی هم راه اندازی شود.

به گزارش خبرنگار مهر، پیکر استاد محمدرضا لطفی پس از تشییع در تهران فردا دوشنبه وارد گرگان خواهد شد و از ساعت ۹ صبح مقابل تالار فخرالدین اسعد گرگانی به سمت آرمگاه ابدی خود در محله سبزه مشهد توسط دوستدران موسیقی و فعالان فرهنگی استان و کشور بدرقه خواهد شد.

همچنین مراسم سومین روز درگذشت استاد فقید نیز سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت از ساعت ۱۰ تا ۱۱٫۳۰ و عصر از ساعت ۱۵ تا ۱۶٫۳۰ در امامزاده عبدالله گرگان برگزار خواهد شد.

بزرگداشت سعدی با اجرای موسیقی در کنار آرامگاهش

melodymag

کنسرت مجید درخشانی به خوانندگی محمد معتمدی همزمان با روز بزرگداشت سعدی در کنار آرامگاه این شاعر بزرگ برگزار می شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از ایرنا ، کنسرت همزمان با روز بزرگداشت سعدی -یکم اردیبهشت ماه- در فضای باز آرامگاه این شاعر بزرگ برگزار می شود.

در این اجرا که به خوانندگی محمد معتمدی برگزار می شود یک گروه بزرگ از هنرمندان شیراز قطعاتی از ساخته های مجید درخشانی را که بر اساس اشعار سعدی تدوین شده اجرا خواهد شد.

مجید درخشانی نوازنده تار و سرپرست گروه خورشید و ماه است که تاکنون اجراهای متعددی را با همکاری دیگر خواننده موسیقی سنتی در ایران و خارج از کشور به صحنه برده است.

یادداشتی بر کنسرت گروه جانا به قلم رضا عابدیان

melodymag

وقتی فهمیدم برای اولین بار صدابردار به عنوان یک همراه و همکار با نوازندگان بر روی صحنه می رود بسیار خوشحال شدم. چراکه حرفه صدابرداری همیشه مهجور و درپرده است. صدابرداران در استودیو گام به گام شکل گرفتن یک اثر هنری با آن همراهند تا شکل گرفتن نهایی اثر. در کنسرت ها نیز اولین افرادی هستند که از ساعت ها قبل در سالن حاضرند و بعد از کنسرت نیز آخرین افرادی هستند که سالن را با جمع آوری تجهیزات ترک می کنند. گاهی حتی ضعف نوازندگان و یا صدادهی گروه در یک اثر یا یک اجراء زنده به صدابرداران حواله می شود ولی اگر صدا خوب باشد و درخشان ؛ کمتر از آنها یاد می شود.

به هر حال این همفکری مهدی پاک نژاد و رامین مظاهری و فرهاد اسدی در گروه جانا جای تقدیر دارد. این کنسرت از جهت دیگری نیز حائز اهمیت بود و آن اینکه از شمار زیاد نوازندگان تکنیکی سازهای سنتی این روزها کمتر کسی حاضر می شود کنسرت تکنوازی، دو نوازی و یا حتی سه نوازی ارائه دهد چون نوازندگان جدید ،نتیست و مجری هستند و مطلبی در خور برای ارائه ندارند. این بعد از موسیقی سنتی ایران یعنی تکنوازی که تکیه بر فکر و احساس و در لحظه بودن نوازنده می باشد در این سال ها کمرنگ شده است.اما جانا تنها با یک میز صدا ، یک سه تار و یک تنبک بر روی صحنه تالار رودکی حاضر شد. اصلا فکر نکنید که در این کنسرت، رامین مظاهری با میز صدا؛ کارهای افکتیو انجام داده باشد بلکه رامین به زعم من؛ نقش ویژه دیگری داشت که در پایان این یادداشت به آن پرداخته ام.
مهدی پاک نژاد قبل از کنسرت توضیح می دهد که قطعات اجرا شده ، بخشی از آلبومی است که به زودی منتشر خواهد شد.تم های اجرا شده جذاب اند و مضراب های مهدی گیرا؛ فرهاد اسدی هم به شدت توانمند در همراهی با افکار ملودیک مهدی پاک نژاد ظاهر می شود.حرکت دستان فرهاد موزون و صدای انگشتانش بر تنبک ، شگفت آور می نمایاند.جدای از جنبه جذاب موزیک که به اندازه ؛کافی وموجز بود و درست در زمانی که می باید قطع می شد، نقش رامین مظاهری در این کنسرت ، اجرا را به یک هنر مفهومی تبدیل کرد.او هر از گاهی بین قطعات فاصله گذاری می کرد و این کار را با پخش قطعاتی از گفتگوهای نوازندگان حین ضبط البوم این اثر در استودیو انجام می داد.
من قبل از رفتن به این کنسرت فکر می کردم این عزیزان از جهاتی (روانشناسی و جامعه شناسی مخاطب) قصد انجام کار مخاطره آمیزی را دارند. دلایل من در پی خواهد آمد اما ترفند های مجریان این کنسرت همه را نقش برآب کرد.
الف) برخورد روانشناسانه:

فروید مدعی است که هنر از شادی های دوران کودکی آغاز می شود اما اواز تقلیل دادن هنر به رفتار کودکانه پرهیز می کند.البته فروید اصطلاحی را برساخته که از آن بعنوان شکل صوری لذت یاد می شود .او کارکرد هنر را همان ارائه شکل صوری لذت می داند که در آن هنرمند عرصه “خیال”خود را به مخاطب پیشکش کرده و یا رشوه می دهد.درست عین نقشی که کلمات و یا تصورات در یک لطیفه دارند. این شکل صوری هنر همان مبانی زیباشناختی آن است که شاید راز نهفته هنر بوده و فروید تشخیص می دهد که در برابر تحلیل مقاومت می کند چرا که شاید هنر همان توانایی تبدیل رویاهای روزانه به هاملت یا شاه لیر باشد . همه ما رویاهای روزانه داریم اما هنرمند خلاقیتی دارد که ما نداریم و آن بخشیدن حالت جمعی به خیالات خود است تا دیگران هم بتوانند از آن لذت ببرند.به عبارتی ناخودآگاه هنرمند با یک محتوای ظاهری استتار شده و غیر مستقیم بازنمایی می شود. درجات لذتی که ما از آثار هنری می بریم گوناگون است.عده زیادی در این سال ها کوشیده اند تا ثابت کنند موسیقی سنتی ایرانی دیگر یک هنر به پایان رسیده بوده و فاقد اثربخشی با ایجاد رضایتمندی لذت مدارانه در مخاطب است.حتی برخورد برخی از اساتید و موسیقی شناسان با این ژانر مانند برخورد با یک شیء زیر خاکی یا عتیقه است.کسانی که عنوان می کنند از این موسیقی به نسبت موسیقی های دیگر عصر حاضر، سرمست نمی شوند انسان های این زمانه اند.زمانه ای با هژمونی گسترده نوعی تلقی از هنر که در آن تنها ارزش ؛ ارضاء تمایلات و سائق های مهارنشده است.تمایلاتی که بقول فروید بر سیراب کردن امیال مهار شده همیشگی و یا قبلی می چربد.این اقتصاد بصرفه در انرژی سایق ها در آثار هنری دنیای امروزه بی پرده و عیان بوده واصلا بصورت یک قاعده کلی و عمومی قابل استفاده برای همگان در آمده است! این که در ایران مخاطب مدام درپی آثار ساختارشکن است و هر نوع شکست در ساختار امری نو تلقی می شود حاکی از پرده پوشی این رنج است.تخدیری که در آثاردنیای نو! نهفته است آن تخدیر خفیفی نیست که هنرهای پیشین و سنتی ایجاد می کرد و با ظرافت در بیان ؛ باز نمایی و فرم ،آدمی را مجذوب می ساخت بلکه شبیه کارکرد مواد سکرآور ، خشن ، بی پرده و البته بسیار موثر و حتی شبیه لذائذ بی واسطه ای است که هر زمان اراده کنیم در زیر چترآن قرار گرفته و به سرعت از فشار واقعیت رهایی خواهیم یافت.بی شک مختصات انسانی عصر حاضر نیز متفاوت از پیش است .به خودم گفتم بسیار هنر باید … که هنرمندان جانا برای رضایت این مخاطب باید بکار گیرند و درصدد بودم ببینم چگونه چنین مخاطبی را راضی از سالن به بیرون خواهند فرستاد.می دانستم” موزیک به تنهایی” این مخاطب را بیقرار و کلافه می سازد .سابق بر این رسم بود پیش در آمدی نواخته شود .این اینترو در آهنگ های پینگ فلوید به ۱۰ دقیقه هم می رسید.سپس شنونده در ساحت خیال هنرمند قرار می گرفت و سیر می کرد اما حالا کسی تاب و توان موسیقی بی کلام ندارد و می خواهد هر چه سریعتر آن رضایت مندی حاصل از کلام را بدست آورد.کلامی که آمیختنش با موسیقی تنها “فراغ بالی مخاطب “را در پی خواهد داشت و موسیقی را تنها به محمل و تمهیدی تبدیل می کند که شعر در آن متجلی می گردد.
melodymag

ب) رویکرد جامعه شناختی:
حالا انگار همه ما آوانگارد شده ایم چرا که به نقل از ژان کلر الگو ها را نه در گذشته که در آینده جستجو می کنیم و پارادایم زیباشناسی مان در انهدام خشونت آمیز مرز بسیار شبیه هم شده است.با دوستی صحبت می کنم.می گوید هنوز موسیقی فناتیک دوران قجر؟ و ادامه می دهد من دوست دارم به کنسرتی بروم که فریاد کنان با خواننده اش بخوانم و با کوبش درام قلبم بلرزد.حالا قیمت بلیطش چند هست؟ وقتی بی هیچ بحثی برای متقاعد کردنش قیمت بلیط را می گویم پاسخ می شنوم که چه گرووون!!!استیون مایلز در کتاب شهرهای مصرفی می نویسد:انسان ها فقط شهروند شهری که در آن زندگی می کنند نیستند بلکه مصرف کنندگان در شهر هستند.یعنی آنچه که در توسعه شهری بیشتر اهمیت دارد مصرف است نه تولید و در این بین با فراورده فرهنگی چونان خرید یک کالا برخورد می کند.شاید اگر من می پرسیدم گران نسبت به چه؟ دوستم از پاسخ در می ماند اما بی گمان سه موضع پنهان یا آشکار در کلامش هست:۱- خود را در زمینه موسیقی آوانگارد می داند و موسیقی کلاسیک ایرانی را فناتیک و ارتجاعی قلمداد می کند.جای شگفتی بسیار دارد که فرهیختگانی از این دست به آن اندازه که خود را در هنر آوانگارد می پندارند اما در اموری مانند اداره خانواده ،حقوق شهروندی و یا در سیاست بسیار ناشیانه ویا دست کم ،محافظه کارانه عمل می کنند.این گونه دوستان که تعدادشان نیز بسیار زیاد است به جای به چالش گرفتن مدیریت هنری موجود که سکان دار ، شریک و مسلط بر درآمدزایی افراد و نهادهای هنری است، با آن وارد معامله هم می شوند و ضمن تقویت آن ،بر هنرمندی می تازند که لابد از این کنسرت میلیاردر خواهد شد وبه خود می گویند چرا من باید چنین هزینه ای برای میلیاردر شدن مجریان این کنسرت بپردازم در حالیکه حتی یک قرکمر هم با موزیک شان نداده ام.۲- شباهت سبک زندگی امروزی ما در اغلب نقاط دنیا ، دوست من را برآن داشته است تا نگاه مصرفی این سبک از زندگی را به همه کنش های خود تعمیم دهد.گویا دارد قیمت کفشی را که قبلا خریده با قیمت بلیط کنسرت مقایسه می کند…گران ؟ ارزان؟ چگونه می توان قیمتی برای یک اثر هنری گذاشت؟
واما در کنسرت جانا ؛ جدای از اجرای خوب نقش صدابردار بسیار جالب بود. شیطنت های صدابردار چیزی را در من یادآوری کرد که به آن بسیار فکر کرده ام.شنیدن صدای گفت و گوی دو نوازنده با صدابردار در استودیو ،گذشته فریز شده ای بود که در لحظه کنسرت هویت می یافت و زنده می شد.هربار که رامین آرام و مرموز پشت میز صدا قرار می گرفت فکر می کردم اکنون اتفاق مورد نظر من خواهد افتاد.اما هر بار مایوسانه منتظر دوباره برگشتن رامین می شدم.فکر می کنم اعضاء گروه سه نفره جانا در این پروژه به خوبی واقف بودند که مهمترین پروژه ها نیز به سرعت برق تکمیل و فراموش می شوند.حتی یک اثر هنری که در زمان خود بسیار بزرگ می نموده و بالاتر از آن یک نظریه مهم که مسیر تکوین بشر را عوض کرده ، زمانی به پایان رسیده و بقول جین کازز نویسنده کتاب وزن چیزها، پفی می کند و در تاریکی محو می شود.اما گذرا بودن با بیهودگی و به حال خود واگذاشته شدنی که این روزها در کنه آثارهنری به ما دیکته می شود ، متفاوت است.معنای این قسمت های کنسرت جانا برای من این بود که آن چه می ماند به غیر از سونوریته خوب نوازندگان ، مهارت آنان ، ملودی پردازی خوب و…تنها روابط دوستانه،مکالمات،مباحثات و مشاجراتی ست که شاید در تکمیل این پروژه درگرفت تا مهدی و فرهاد و رامین به هم نزدیکتر شوند و همدلی و همفکری شان در آستانه بهار به بار نشیند.آنچه در پایان این کنسرت با خود به بیرون از سالن می بردی تنها در دو کلمه خلاصه می شد: محبت و صداقت.

جایزه بهترین آلبوم موسیقی جهان برای کیهان کلهر و اردال ارزنجان

melodymag

آلبوم کیهان کلهر و اردال ارزنجان جایزه بهترین آلبوم «world music » را دریافت کرد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی آلبوم موسیقی Kula Kulluk Yakisir Mi»» که اثر مشترک این نوازنده چیره‌دست کمانچه و اردال ارزنجان(نوازنده بائلاما اهل ترکیه) محسوب می‌شود، از سوی منتقدین موسیقی آلمان عنوان بهترین آلبوم را دریافت کرد.

این در حالی است که پیش از این همین اثر مشترک، در فهرست مجله «سانگ لاینز» جزو بهترین آلبوم‌های سال ۲۰۱۳ معرفی شده بود.

به نقل از ایسنا همچنین، کیهان کلهر تنها موسیقیدان ایرانی است که ۴ بار نامزد جایزه «گرمی» آمریکا شده‌ است.

کتاب آنالیز ردیف موسیقی ایرانی منتشر می‌شود

melodymag

نوازنده نام آشنای سه تار از انتشار قریب الوقوع کتابی کاربردی در ارتباط با تجزیه و تحلیل ردیف موسیقی ایرانی خبر داد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از افکارنیوز، مسعود شعاری در تشریح تازه‌ترین فعالیت‌های خود در حوزه موسیقی گفت: بعد از انتشار آلبوم تصویری کنسرت سال ۹۰ گروه همساز که یک ماه گذشته از سوی موسسه آوای باربد وارد بازار موسیقی شد بیشتر فعالیت‌های خود را بر تدریس در دانشگاه و آموزشگاه موسیقی همساز متمرکز کردم و فعلا فعالیتی غیر از انتشار یک کتاب کاربردی در موسیقی ندارم.

وی درباره این آلبوم تصویری توضیح داد: این آلبوم برگرفته از کنسرت سال ۹۰ گروه همساز در فرهنگسرای نیاوران است که به شکل بداهه‌نوازی توسط مسعود شعاری، سینا شعاری نوازنده گیتار کلاسیک و عود و درشن‌ آنند نوازنده طبلا، در قالب پنج قطعه اجرا و در همان سال با استقبال تماشاگران نیز مواجه شد.

این نوازنده سه‌تار افزود: البته بیشتر ساخته‌های این اثر موسیقایی تصویری از قطعات ساخته شده فرزندم سینا شعاری است که مانند کارهای این سال‌های وی در قالب یک فضای تلفیقی برای مخاطبان ارائه شده است و به نوعی گفتگویی میان دو موسیقی ایران و هند است که این بار از الگوهای موسیقی جاز در آن استفاده شده است.

شعاری درباره کتاب در دست تالیف خود نیز خاطرنشان کرد: این کتاب که به احتمال زیاد تا پایان سال جاری منتشر خواهد شد، تجزیه، تحلیل و آنالیز ردیف موسیقی ایرانی در شکل کاربردی است که در یک قالب متفاوت، قوانین مربوط به ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی را به علاقه مندان این گونه موسیقایی با روشی نوین ارائه می کند. این اثر به اعتقاد من یکی از آثار تالیفی در حوزه موسیقی ایرانی است که می تواند کمک خوبی برای پژوهشگران این فضای موسیقایی باشد.

این نوازنده صاحب سبک سه تار در بخش پایانی صحبت‌های خود به تلاش برای برگزاری کنسرت در خارج از کشور خبر داد و گفت: تصمیم دارم کنسرت هایی را در خارج از کشور برگزار کنم البته این کنسرت ها در صورت محقق شدن سال آینده برگزار خواهد شود که جزییات آن را تا ماه آینده اعلام خواهم کرد.

مسعود شعاری از نوازندگان تخصصی سه تار است. او با مکاتب مختلف سه‌تار نوازی قدما مانند ابوالحسن صبا، سعید هرمزی، یوسف فروتن و احمد عبادی آشناست. شعاری تاکنون شاگرد هنرمندان صاحب‌نامی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و داریوش طلایی بوده است. یکی از ویژگی‌های آثار شعاری تجربیاتی است که در عرصه موسیقی تلفیقی داشته است

آیا شهرام ناظری برای اجرا به کرمانشاه می‌رود؟

melodymag

سرپرست فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه با اشاره به دیدارش با استاد شهرام ناظری،گفت: استاد ناظری قول مساعد دادند که در کرمانشاه کنسرت موسیقی اجرا کنند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از باشگاه خبرنگاران کرمانشاه دکتر ابراهیم رحیمی زنگنه گفت: خوشبختانه نگاه وزیر و معاونین وزارتخانه به استان کرمانشاه بسیار مثبت است و تمامی معاونین وزیر قول مساعد دادند که برای دیدار با اصحاب فرهنگ و هنر و آشنایی با ظرفیت های استان به کرمانشاه سفر کنند.

وی افزود: همچنین یکی از دستاوردهای سفر اخیر به تهران دیدار با هنرمند برجسته کشور استاد شهرام ناظری بود که هدف اصلی از این دیدار ادای احترام به شخصیت این هنرمند بزرگ کشور بود.

رحیمی زنگنه افزود: در جلسه یک ساعته ای که در منزل ایشان برگزار شد ضمن تقدیر و تشکر از زحمات ایشان در عرصه موسیقی کشور، از وی درخواست کردیم تا در مراسم بزرگداشتی که برای او و استاد علی اکبر مردای در استان کرمانشاه برگزار می شود، شرکت کند.

وی افزود: استاد ناظری یکی از نوابغ موسیقی ایران و جهان هستند که در عرصه موسیقی عرفانی نیز شاید بتوان گفت یگانه دوران خویش هستند که همواره نسبت به مولانا توجه ویژه ای دارند.

کنسرت موسیقی محلی «آوای پارسیان» برگزار می‌شود

melodymag

کنسرت موسیقی محلی گروه «آوای پارسیان» در سالن رودکی تهران برگزار می‌شود.
مدیر برنامه های گروه آوای پارسیان با اعلام این خبر گفت: «این کنسرت ۱۵ و ۱۶ دی ماه سال جاری در سالن رودکی شهر تهران برگزار خواهد و اعضای گروه آوای پارسیان متشکل از علی آذرسینا (کمانچه)، ایمان فتح الهی (کمانچه)، سامان صالحی (بربط)، ابوذر حسنوند (سنتور)، غلامرضا بیات (نی)، میلاد باجلاوند (تمبک)، پریسا مرادی (اوا)، سمانه شهیدی (اوا)، کیوان علی پور (ادو، باران و درای)، زهرا رجب روشن (دایره و دف)، فاطمه رجب روشن (تارباس)، میثم نوری (دف و دهل)، محسن کیهان نژاد (سرنا)، الناز شجاعی (سه تار) به همراه سامان علی پور که نوازندگی سازهای تار، دیوان و دف را برعهده دارد، در یادمان استاد رضا سقایی و مسعود بختیاری به اجرای موسیقی محلی لرستان و منطقه بختیاری نشین در دو بخش ماهور و شور با اشعاری از فریده چراغی، ایرج رحمان پور و قطعات فولکلوریک خواهند پرداخت.»

وی در ادامه افزود: «گروه آوای پارسیان در حال حاضر هم مشغول به تولید و ضبط آلبوم موسیقی محلی منطقه زاگرس است که به زودی روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد.»

علاقه مندان برای تهیه بلیت این کنسرت می توانند به سایت ایران کنسرت به آدرس اینترنتی www.iranconcert.com مراجعه نمایند.