
نتایج یک پژوهش جدید در ایالات متحده حاکی از آن است که زیاد موسیقی گوش کردن احتمال ابتلا به افسردگی را ۸ برابر میكند و ممكن است این موضوع عامل افسردگی در بزرگسالان باشد.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی، شهر نوشت: محققان دانشکده پزشکی دانشگاه پیتزبرگ دریافتهاند که احتمال ابتلای افراد بزرگسال به بیماری افسردگی، بین آنهایی که وقت بیشتری را صرف موسیقی گوش کردن میکنند، بیشتر است، در حالی كه احتمال افسردگی جوانانی که بیشتر کتاب میخوانند به مراتب کمتر است.
براساس گزارش «موسسه ملی سلامت روان ایالات متحده»، از هر ۱۲نوجوان، یک نوجوان به افسردگی جدی مبتلاست.
یافتههای این پژوهش، بخشی از تحقیقات گسترده و روز افزونی است که به ارتباط بین سلامت روانی افراد با میزان بهرهگیری از رسانهها میپردازند.
دکتر برایان پریمک، پژوهشگر ارشد این تحقیق گفته است: «مشخص نیست که افراد افسرده برای رهایی از این بیماری بیشتر موسیقی گوش میدهند و یا گوش کردن موسیقی برای ساعات طولانی به افسردگی منتهی میشود و یا هر دو عامل موثری در این زمینه هستند. به هر حال، ممکن است این یافتهها به والدین و پزشکان کمک کند تا ارتباط بین رسانهها و افسردگی را دریابند.»
محققان دریافتهاند که احتمال بروز افسردگی در جوانانی که بیشتر وقت خود را صرف گوش دادن به موسیقی میکنند ۳/۸بار بیشتر از افرادی است که زمان اندکی را صرف موسیقی میکنند و این احتمال در افرادی که بیشتر اوقات کتاب میخوانند، یک دهم است.
۱۰۶ فرد بزرگسال که ۴۶ نفر از آنها افسردگی جدی داشتند، در این تحقیق شرکت کردند.
تفاوت این تحقیق با بیشتر پژوهشهایی که در این زمینه انجام شدهاند، این بود که پژوهشگران از شیوهای به نام «زندگی واقعی» استفاده کردند. آنها در این روش بیش از ۶۰ بار در یک دوره متمادی در ۵ آخر هفته با شرکت کنندگان تماس میگرفتند تا دریابند در حال استفاده از چه نوع رسانهای هستند.
نتایج این تحقیق در شماره ماه آوریل نشریه «Archives of Pediatric and Adolescent Medicine» منتشر شده است.

اما از مجله موسیقی ملودی تشکر میکنم برای اینکه همه جور اخبار مربوط به موسیقی رو پوشش میده و خیلی هم از بابت انعکاس همین نظر ممنونم چون لااقلش سوژه دستمون اومد که بریم سر به سر بقیه ملت بذاریم که هی هدفون رو از گوشت درآر الانه که افسردگی حاد بگیری! اخه دانشمندا گفتن 😀
هر چند خودمون همه الان افسرده ایم و چه موزیک گوش کنیم چه نه باز هم اصل ماجرا یه چیز دیگه ست…. :-/
منم با نظر عرفان موافقم چون اگه بخوایم به دانشمندا و پژوهشها و اکتشافاتشون که در رسانه ها اعلام میشه نگاه کنیم اونوقت نمیشه اصلا زندگی کرد!!! چندوقت پیش گفته بودن که میوه رو بعد از غذا بخورید باعث هضم بهتر غذا میشه و الان همش میگن نه به هیچ عنوان بعد از غذا میوه نخورید چون معده رو اذیت میکنه و و و…
از مطلب علمی تون ممنون
اولا، بستگي به نوع موسيقي داره. بعضي از انواع موسيقي واقعا افسردگي ميارن. يا حداقل زياد گوش كردن به اون نوع موسيقي. اما اينم بگم… رو حرف محقق جماعت زياد نبايد حساب كرد. همين فضلا تا چند سال پيش ميگفتن موسيقي باعث آرامش روحي و حتي رشد بهتر گياهان ميشه. يه برنامه هم بود كه نشون ميداد موسيقي باعث ميشه حيواناتي كه همش با هم دعوا ميكنن، آروم كنار هم زندگي كنن. حالا اينطور كه از ظاهر اين گزارش معلومه بعيد نيست اين حرف رو براي اين زده باشن كه نوجوانان آمريكايي رو به كتاب خوندن و كمتر گوش دادن به اون نوع موسيقي زيان آور (كه داره طرفداراش زياد ميشه) ترغيب كنن.
با این اوصاف باید اعتراف کنم:
من با زیرپا گذاشتن تعادل رو به فرسودگی زودرس پیش میرم.
حقیقت رو نمیشه نادیده گرفت.
البته تو کشوری مثل ایران واقعا” این نتیجه پژوهش به عینیت خیلی نزدیک میشه.
چون موسیقی برای خیلی ها تنها راه ارضاء شدن روحی و ارزونترین راه با کمترین درگیری هست.
خیلی از دوستان نزدیک من که موسیقی جزو جداناپذیر زندگیشون هست دچار این افسردگی هستند.
متاسفانه یا خوشبختانه من خودمم همینطور هستم.
آخه موسیقی به قول نامجو مثل دیازپام ۱۰ میمونه.
اثرش موقتی و کوتاهه و باید دوباره با پیش اومدن کوچکترین مشکل بهش رو آورد.
خود چرایی این موضوع اینقدر مفصل هست که تو چندین مقاله میشه راجع بهش بحث کرد.
ولی تو اینجا موضوع اهمیت و چرایی استفاده از موسیقی هست…
به نظرم خارج شدن از حالت Balance و تعادل تو هر چیزی انسان رو یک قدم به فرسودگی سوق میده و نزدیک تر میکنه.
آخه چه نوعی از موسیقی؟