آلبومی جدید از «گری مور» گیتاریست فقید منتشر می‌شود

gary-moore-album

یک آلبوم موسیقی جدید از «گری مور» گیتاریست سبک‌های راک و بلوز-راک که در سال ۲۰۱۱ درگذشت منتشر می‌شود. این آلبوم که از آثار ضبط شده گری مور در سال های پیش از مرگ وی است بازنوازی قطعات جیمی هندریکس را شامل می‌شود.
به گزارش مجله موسیقی ملودی آلبوم «جیمی هندریکس به روایت گری مور» در نیمه دوم ماه سپتامبر سال جاری، نخست در ژاپن و سپس در اروپا وارد بازارهای موسیقی می‌شود.
گری مور، نوازنده‌ی ایرلندی یکی از چهره‌های سرشناس موسیقی در سبک‌های راک، هارد راک و بلوز راک بود.
گری مور نوازنده‌ای زبردست به‌شمار می‌رفت که موسیقی وی مابین سبک‌های راک، هاردراک و بلوزراک در حرکت بود.
او یکی از شاگردان «آلبرت کینگ» گیتاریست افسانه‌ای بلوزراک بود و برخی از قطعات این هنرمند را دوباره‌نوازی کرد.
از گری مور ۲۰ آلبوم استودیویی و ۷ آلبوم اجرای زنده منتشر شده است. او هم‌چنین ۱۱ آلبوم موسیقی دیگر را با همکاری افراد و گروه‌های مختلف وارد بازارهای موسیقی جهان کرده است.
به گزارش مجله موسیقی ملودی در آلبوم «جیمی هندریکس به روایت گری مور» این نوازنده فقید ۱۱ قطعه از آثار ساخته شده توسط جیمی هندریکس را اجرا کرده است.
جیمی هندریکس که بسیاری او را پدر موسیقی راک لقب داده‌اند از جمله نوازندگان اسطوره‌ای گیتار الکتریک  بود که در سال‌ ۱۹۷۰میلادی در سن ۲۷ سالگی از دنیا رفت.

به بهانه زادروز لس پال مخترع گیتار الکتریک

les paul

ثمر سعیدی/ مجله موسیقی ملودی: در چنین روزی ( ۹ ژوئن ۱۹۱۵) «لس پال» پدر گیتار الکتریک در ویسکانسین آمریکا زاده شد.

او یکی از سه نفری است که لقب پدر گیتار الکتریک را یدک می کشند و خدمات بسیار بزرگی را تا ابد به نوازندگان این ساز خوش آهنگ ارائه کرده است. لس پال یکی از شخصیت های مهم و تاثیرگذاری است که در نیم قرن اخیر در تاریخ موسیقی آمریکا ظهور کرده اند.
لس پال این موزیسین اسطوره ای که در زمره یکی از بزرگان تکنولوژی صدا و از جمله زبردست ترین نوازندگان گیتار جز و کانتری قرار می گیرد با نام اصلی «لستر ویلیام پالزفاس» زاده شد و نواختن گیتار اکوستیک را از دوران کودکی آغاز کرد. او از سیزده سالگی همزمان با اجرا در بارهای مخصوص موسیقی که «هانکی تانک» نامیده می شدند برای ضبط آثار خود قدم به استودیو گذاشت.

لس پال در بدو امر از صدای کم گیتارش ناراضی بود و این در حالی بود که او با سال ها تجربه نوازندگی گیتار، تکنیک هایی را برای تقویت صدای ساز خود فراگرفته بود.
بنابرابن پال تصمیم گرفت برای رفع این نقیصه، سازی را ابداع کند و تلاش هایش در سال ۱۹۴۱ نتیجه داد. در این زمان لس پال سازی را با بدنه صلیب مانند، و ۶ سیم فلزی ابداع کرد و نام آن را «لاگ» (The Log) گذاشت.
les paul

پیش از این که او به فکر ابداع دستگاهی برای پخش بهتر و بلندتر صدای گیتار بیفتد، دستگاه های برقی وجود داشتند که نوازندگان، گیتارهای توخالی را به آن ها متصل می کردند. انعکاس صدای این سازها در خودشان که به سبب توخالی بودن اتفاق می افتاد چندان گوش نواز نبود. از این رو لس پال گیتار الکتریک توپر را ابداع کرد و برای نخستین بار این ساز را در کافه ای نواخت تا به عموم معرفی اش کند.
در حدود ۱۰ سال زمان لازم بود تا کاستی های این دستگاه ابداعی، و گیتار توپر لس پال، اندک اندک برطرف شوند و بالاخره پس از همکاری های مستمر پال و شرکت گیتارسازی گیبسون، گیتار الکتریک ابداعی، تکمیل و به بازار عرضه شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی همزمان با ورود لس پال به جمع مخترعین در سال ۱۹۵۱ گیتار «لس پال» که بدنه ای طلایی رنگ داشت به بازار عرضه شد. این ساز طی زمانی اندک به یکی از محبوب ترین گیتارها مبدل شد و محبوبیت آن تا به امروز نیز باقی مانده است.

استفاده از گیتار الکتریک که از دهه ۴۰ میلادی آغاز شده بود در نیمه دهه ۵۰ به اوج خود رسید. با ظهور سبک های راک اند رول و فراگیر شدن استفاده از گیتار الکتریک در موسیقی بلوز، صدای این ساز به گوش شیفتگان موسیقی رسید و به قول لس پال: «کم کم آشکار شد که قدرت صدای ساز، یکی از فاکتورهای مهم در موسیقیِ خوب است.»
les paul

شرکت گیبسون چند مدل دیگر از گیتار لس پال را به بازار عرضه کرد و لس پال نیز در سال های پایانی دهه ۶۰ به طور رسمی خود را بازنشسته کرد. البته او پس از بازنشستگی به موسیقی کانتری علاقه پیدا کرد و با «چت اتکینز» نوازنده اسطوره ای کانتری، همکاری هایی را انجام داد.
وی همچنین بدون توقف به اختراعات خود در حوزه صداسازی و صدابرداری ادامه داد و ابداعات دیگری را نیز در این خصوص انجام داد.
در سال ۲۰۰۹ لس پال، پیر خستگی ناپذیر دنیای موسیقی که ۹۴ سال داشت کماکان در یکی از کلاب های شبانه نیویورک به نوازندگی مشغول بود.

در همان سال او به دلیل عوارض ناشی از کهولت سن، بیمار شد و مدتی بعد در بیمارستانی در نیویورک، بدرود حیات گفت.
لس پال در صنعت ضبط موسیقی نوآوری های زیادی داشت. او در طول دوران حرفه ای خود، استعدادی را که در زمینه خلق تکنیک های صوتی داشت برای نواختن گیتار نیز به کار می برد و از این رو، شیوه نواختنش منحصر به فرد و الهام بخش دیگر نوازندگان گیتار الکتریک بود.
لازم به یادآوری است که لس پال، ترانه نویس نیز بود و با همراهی همسرش «مری فورد» در اواسط قرن بیستم ترانه هایی پرفروش و به یادماندنی را به بازار موسیقی عرضه کرد.

وی همچنین جوایز و مقام های ارزشمند بسیاری را در دنیای موسیقی به خود اختصاص داده است.

به‌هم پیوستن اعضای گروه نیروانا بعد از ۱۶ سال

nirvana

برای نخستین بار پس از مرگ کرت کوبین، اعضای باقی‌مانده‌ی گروه نیروانا در کنار یکدیگر اجرا کردند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، این اتفاق، پنج‌شنبه‌ی گذشته به‌صورت غیرمنتظره‌ای در کنسرت گروه فوفایترز رخ داد.
دیو گرول درامر سابق نیروانا که گروهی به‌نام «فوفایترز» (مبارزان بوفالو) را رهبری می‌کند به‌همراه دو عضو باقی‌مانده‌ی نیروانا، به‌صورتی ناگهانی در کنسرت فوفایترز در کنار هم به اجرا پرداختند.
این نخستین بار است که پس از مرگ کرت کوبین رهبر نیروانا در سال ۱۹۹۴ اعضای گروه به‌هم پیوسته و در کنار یکدیگر اجرا می‌کنند.
باقی‌مانده‌ی نیروانا، تک‌آهنگ Marigold را اجرا کردند و «دیو گرول» هم در نقش خواننده، رل کرت کوبین را ایفا کرد و هم پشت درامز نشست و نقش سابق خود در گروه نیروانا را بازی کرد

گفتنی است گروه راک نیروانا در سال ۱۹۸۷ در آمریکا تشکیل شد و در سال ۱۹۹۴ پس از خودکشی کرت کوبین به کار خود پایان داد.

کرت کوبین، مردی که دنیا را فروخت

kurt-cobain-03

«کرت کوبین» با نام اصلی «کرت‌‌‌دانلد‌‌‌کوبین» (Kurt Donald Cobain) خواننده، نوازنده، ترانه‌‌‌سرا و آهنگ‌ساز آمریکایی که رهبر گروه راک «نیروانا» نیز بود، در سال ۱۹۶۷ در «آبردین» ایالت سیاتل آمریکا در خانواده‌‌‌ای کارگر به‌دنیا آمد و در سال ۱۹۹۴ در ۲۷ سالگی و در اوج شهرت در ویلایش خودکشی کرد.

پیرامون خودکشی کرت‌‌‌کوبین حرف و حدیث‌‌‌های فراوانی زده شده، که بسیاری از آن‌ها از سر بی‌اطلاعی و ناآگاهی از شخصیت او بوده است. در یکی از روایت‌های مشهور گفته شده، که او به این سبب خودکشی کرده است، که می‌‌‌دانسته که شهرتش رو به افول است و برای این‌که جاودانه شود، دست به چنین کاری زده. چنین چیزی به شدت دور از واقعیت است، زیرا هنگامی‌که کرت‌‌‌کوبین دست به خودکشی می‌‌‌زند، در اوج محبوبیت بوده و نشانه‌‌‌ای از کاهش شهرت و محبوبیت او دیده نمی‌‌‌شده است. دیگر این‌که نیروانا به شدت از چیزی به‌نام شهرت تنفر داشته و انسان مردم‌‌‌گریز و گوشه‌‌‌گیری بوده است. کافی‌ست که به این جملات در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش توجه کنیم:

«طی این سال‌ها از اولین آشنایی‌‌‌ام با اخلاقیاتی که هم‌راه استقلال می‌‌‌آید و تحقیرهای جامعه‌‌‌ی شما، ثابت شده است که (انزوای من) صحیح است. مثلن وقتی پشت‌صحنه هستم و چراغ‌‌‌ها خاموش می‌شود و فریاد دیوانه‌‌‌وار جمعیت شروع می‌‌‌شود، آن‌گونه که «فردی‌‌‌مرکوری» را تحت تاثیر قرار می‌‌‌داد، بر من اثر نداشت. به نظر می‌‌‌رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت می‌‌‌برد، لذتی که من کاملن به آن اجر می‌‌‌گذارم و به آن حسادت می‌‌‌کنم، اما حقیقت این است که من نمی‌‌‌توانم شما را تحمیق کنم، هیچ‌کدام از شما را، این اصلن برای شما یا خود من منصفانه نیست. بدترین جنایتی که فکرش را می‌توانم بکنم این است، که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد‌درصد حال می‌‌‌کنم، بچاپم. گاهی اوقات احساس می‌‌‌کنم، که باید بیش از این‌که از روی سن پایین بروم، کارت خروج بزنم. من با تمام قوا سعی کردم، که قدر شما را بدانم (و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم، اما کافی نیست). به این واقعیت که من و ما، بسیاری از مردم را تحت‌‌‌تاثیر قرار دادیم و سرگرم کردیم، اجر می‌‌‌گذارم. من باید از آن دسته آدم‌‌‌های خود شیفته‌‌‌ای باشم که وقتی چیزی گذشته است، تازه قدرش را می‌‌‌دانند. بسیار حساس هستم و احتیاج دارم که تقریبن بی‌‌‌حس باشم، تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم بازیابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می‌‌‌شناختم و هواداران موسیقی‌‌‌مان قدردانی بهتری داشتم، اما هنوز نمی‌‌‌توانم از احساس یاس گناه و همدلی‌‌‌ای که نسبت به همه دارم، عبور کنم… .»

kurt-cobain-01

من سعی می‌‌‌کنم تا دلیل منطقی دیگری برای این پایان کرت‌‌‌کوبین بیابم، که حداقل نگاهی باشد از پنجره‌‌‌ی ذهنم خودم به این ماجرا، نه آن‌که به راحتی دیدگاه‌‌‌های غیرمنطقی دیگران را بپذیرم. رهبر نیروانا کودکی سختی را پشت سر گذرانده بود. پدر و مادرش هنگامی‌که او فقط هشت سال داشت، از یک‌دیگر جدا شدند و او مدتی را با نامادری‌‌‌اش زندگی کرد، که رابطه‌‌‌ی خوبی با او نداشت. در نوجوانی به سبب مشکل روحی و روانی مجبور شد، داروهای التیام‌‌‌آور مصرف کند و مدت‌ها نیز مانند یک آواره در خانه‌‌‌های آشنایان و فامیل زندگی می‌‌‌کرد و چند ماهی هم هم‌چون یک کارتون‌‌‌خواب زیر یک پل روزگار گذراند و برخی شب ها از گرسنگی علف می‌‌‌خورد. او از طبقه اقتصادی می‌‌‌آمد که خرید یک گیتار هم برایشان سخت بود. کرت می‌‌‌خواست که در بزرگ‌سالی به نوعی تمام این محرومیت‌‌‌ها را جبران کند. اما تعارض‌‌‌ها از همین جا آغاز شدند. وقتی در فاصله‌‌‌ی کوتاهی به شهرت و ثروت رسید، به ناگاه خود را در زندگی یافت که از سویی فکر می‌‌‌کرد لیاقتش را ندارد و از سویی دیگر با وضعیت جامعه‌‌‌اش در تضاد است. و از همه سخت‌‌‌تر برای کوبین که سیاسی نبود، اما گرایشات آزادی‌‌‌خواهانه‌‌‌اش بر کسی پوشیده نبود، این قسمت ماجرا بود، که او نمی‌‌‌توانست کاری هم برای تغییر این وضعیت جامعه‌‌‌اش انجام دهد، این است که دست به ویرانی آن‌چه خود گردآورده می‌‌‌زند و با تبر به جان وسایل، دکور و تزیینات گران‌‌‌قیمت منزلش می‌‌‌افتد و تمامی آن‌ها را نابود می‌‌‌کند.

کرت به سبب زندگی نابه‌سامان خانوادگی که در کودکی به آن دچار شده بود، به شدت سعی می‌‌‌کرد که پدری نمونه و خوبی برای دخترش باشد. زمانی که او به چنین جمع‌‌‌بندی واقعی از شخصیت خود می‌‌‌رسد که به سبب عدم ثبات شخصیتی‌‌‌اش امکان دارد تا در آینده زندگی به سامانی نداشته باشد، همان‌طور که در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش می‌‌‌گوید، دست به خودویران‌گری می‌‌‌زند، به جای آن‌که دیگران را نابود کند. «همسری بسیار خوب دارم که از او بلند پروازی و هم‌دلی تراوش می‌‌‌شود. دختری که مرا بسیار به یاد آن‌چه خودم بودم می‌‌‌اندازد، سرشار از عشق و لذت. هر کسی را که می‌‌‌بیند، می‌‌‌بوسد، چون همه خوبند و هیچ آسیبی به او نمی‌‌‌رسانند، و این مرا به هراس می‌‌‌اندازد، تا جایی که کنترل خود را از دست می‌‌‌دهم. نمی‌‌‌توانم این خیال را تحمل کنم، که «فرانسیس» هم بینوا و خودویران‌گر و مرگ‌ غلطانکی شبیه به آن‌چه من شدم بشود…«کرتنی» خواهش می‌‌‌کنم ادامه بده، به خاطر فرانسیس، برای زندگی‌‌‌اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود… .»

و این‌گونه تراژدی یک هنرمند بزرگ به پایان می‌‌‌رسد، «مردی که جهان را فروخت»[۱] آن هم به بهای اندکی.

۱٫ اشاره به نام یکی از آهنگ‌های مشهورش «The man who sold the world»

  • اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

جک وایت گیتاریست پرکار

jack-white_0

مجله‌ی موسیقی ملودی: امروز ۹ جولای سال‌گرد تولد «جک وایت» یکی از اعضای اصلی گروه راک دو نفره‌ی «وایت استرایپس» (The White Stripes) است. وایت استرایپس در سال ۱۹۹۷ در دیترویت میشیگان تشکیل شد. اعضای این گروه راک دونفره را جک وایت ترانه‌نویس، خواننده، گیتاریست و نوازنده‌ی کی‌برد و «مگ وایت» (همسر سابق جک) که نوازنده‌ی درامز و خواننده (Back Vocal) است، تشکیل می‌دهند.
وایت استرایپس پس از تهیه‌ی چند تک‌آهنگ و سه آلبوم به‌صورت آندرگراند، در سال ۲۰۰۲ به شهرت رسید. دو آلبوم موفق این گروه White Blood Cells و Elephant نام داشت که در آمریکا و بریتانیا مطرح شد.
وایت استرایپس بیشتر کارهای مربوط به تهیه و تولید آلبوم‌ها را خودش انجام می‌دهد و جک و مگ در پس پرده، به آچار فرانسه‌های موسیقی راک ساخته‌ی خودشان تبدیل شده‌اند. این زوج در یک اپیزود از فیلم تحسین شده‌ی «جیم جارموش» به نام Coffee and cigarette بازی کرده‌اند.
جک آنتونی گیلیس که با نام جک وایت شناخته شده‌تر است در ۹ جولای ۱۹۷۵ متولد شده و در بسیاری از موارد نیز به جک وایت ۳ (Jack White III) معروف است. او علاوه بر یک موزیسین، تهیه‌کننده‌ی موسیقی و بازیگر نیز هست.
جک وایت موسیقی را به‌طور حرفه‌ای از بندهای زیرزمینی دیترویت آغاز کرد. او در لیست ۱۰۰ گیتاریست برتر تمام دوران‌ها به انتخاب مجله‌ی موسیقی رولینگ استونز در رتبه‌ی هفدهم قرار گرفته است.
جک وایت پس از کسب موفقیت و شهرت در وایت استرایپس، این فرصت را پیدا کرد تا به‌عنوان گیتاریست مستقل با هنرمندان و گروه‌های شناخته شده نیز همکاری کند. او با «بک» (Beck)، گروه رولینگ استونز (The Rolling Stones)، جف بک (Jeff Beck)، الیشیا کیز (Alicia Keys)، باب دیلن (Bob Dylan)، و لورتا لین (Loretta Lynn)، همکاری کرده است.
جک وایت در سال ۲۰۰۵ گروه راک The Raconteurs را تشکیل داد و خودش نیز یکی از اعضای این گروه شد. وی در سال ۲۰۰۹ نیز گروه سوم خود را که The Dead Weather نام دارد بنیان نهاد.
جک تاکنون در ۱۰ فیلم ایفای نقش کرده است. او در ۶ فیلم نقش خودش را بازی کرده و در فیلم Walk Hard که محصول سال ۲۰۰۷ است نقش الویس پریسلی را بازی کرده است. او در سال ۲۰۰۳ در فیلم معروف «کوهستان سرد» با نیکول کیدمن و رنه زلوگر هم‌بازی شده است.

عکس‌های استیو وای

[imagebrowser id=18]

«استیو وای» نوازنده زبردست گیتار الکتریک در سبک‌های راک و هاردراک است. او که نوازندگی گیتار را در سال های نوجوانی از جو ستریانی فراگرفته، از شروع اولین آلبومش در ۱۹۸۴ تا واپسین آنها حدود سیزده آلبوم تک نوازی روانه دنیای موسیقی کرده و با نام های آشنایی چون «فرانک زاپا»، «اینگوی ملمستین»، «وایت اسنیک»، «آزی آزبورن» و دوست و استاد سال های دورش «جو ستریانی» همکاری داشته است.

[nggallery id=18]

سال‌روز تولد «استیو وای» گیتاریست

steve+vai

به مناسبت سال‌روز تولد نوازنده‌ی گیتار الکتریک، «استیو وای» که مورد علاقه‌ی دوست‌داران گیتار الکتریک است.

موسیقی راك از شاخه های متعددی تشكیل شده است. این موسیقی پرطرفدار كه در دهه‌ی ۶۰ به وجود آمد، به گونه یی مدیون كسانی است كه با نوآوری و خلاقیت راه های تازه یی ایجاد كردند و این موسیقی را زنده نگه داشتند نوازندگان و گروه هایی مانند جیمی هندریكس، چاك بری، پینك فلوید، دورز، لدزپلین و خیل عظیمی از موسیقیدانان معاصر. «استیون سیرو وای» متولد ششم ژوئن ۱۹۶۰ در كارل پلیس نیویورك، از آن جمله است. وای نوازنده تكنیكی گیتار در سبك های اینسترومنتال راك، هارد راك، هوی متال، پروگرسیو راك و نئوكلاسیك راك است. او كه نوازندگی گیتار را در سال های نوجوانی از جو ستریانی فراگرفته، از شروع اولین آلبومش در ۱۹۸۴ تا واپسین آنها حدود سیزده آلبوم تك نوازی روانه دنیای موسیقی كرده و با نام های آشنایی چون «فرانك زاپا»، «اینگوی ملمستین»، «وایت اسنیك»، «آزی آزبورن» و دوست و استاد سال های دورش «جو ستریانی» همكاری داشته است. استیو وای كار جدی خود را با ارسال یك نت نوشته از قطعه «لیست سیاه» به اضافه نت نوشته یی برای ساز درام و نوار كاستی از تكنوازی های خودش برای فرانك زاپا شروع كرد. زاپا از توانایی های این جوان شگفت زده شد و در سال ۱۹۷۹ وای را استخدام كرد تا نت برخی از تك نوازی های گیتار را بنویسد: این امر شامل بسیاری از كارهایی است كه در آلبوم JOE،S GARAGE و سری «ساكت باش و گیتارتو بزن» به چشم می خورد. این نت نوشته ها سال ۱۹۸۲ در كتاب گیتار فرانك زاپا منتشر شد.
پس از شروع به كار وای بیشتر قسمت های گیتار را به آلبوم YOU ARE WHAT YOU IS اضافه كرد و از آن پس تبدیل به یكی از اعضای تمام عیار گروه شد. استیو اولین تور خود را پاییز۱۹۸۰ به همراه زاپا رفت. یكی از آن اجرا های زودهنگام كه وای نوازندگی گیتار را در آن به عهده داشت، اجرایی به نام «بوفالو» بود كه با تاخیر در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
وای گاهی از اعضا می خواست هنگام اجرا نوآوری داشته باشند و اگر می توانست همانجا شروع به بداهه نوازی می كرد. زاپا او را در لیست نت نویسان بخش های غیرممكن گیتار یا نمایش گیتار گذاشت. بعد ها در سال ۲۰۰۶ وای در توری موسوم به ZAPPA PLAY ZAPPA كه دویزل زاپا (پسر فرانك زاپا) برگزار می كرد، شركت جست و كارهای «فرانك زاپا» را اجرا كرد. پس از ترك زاپا در سال ۱۹۸۲ به كالیفرنیا رفت، جایی كه اولین آلبومش فلكس ایبل را ضبط و در چند گروه مختلف به نوازندگی پرداخت. سه سال بعد در گروه «آلكاتراز» به عنوان لید گیتاریست جایگزین اینگوی ملمستین شد و «مزاحمت برای صلح» حاصل آن دوره است. در همان سال او به گروه دیوید لی رات پیوست و دو آلبوم «بخورشون و لبخند بزن» و « آسمان شكاف» را با گروه ضبط كرد. در این زمان وای در نظر علاقه مندان راك نمایان شده بود. و مفسران او را رقیب ادی ون هلن می دانستند. در آخرین سال دهه ۸۰ وای در گروه وایت اسنیك جایگزین ویویان كمپبل شد، ولی گیتاریست گروه آدریان وندنبرگ درست پیش از ضبط آلبوم «لكنت زبان» مچش آسیب دید و استیو تمام بخش های گیتار آلبوم را اجرا كرد. وای همچنین به همراه جو ستریانی در آلبوم «هی احمق» آلیس كوپر نوازندگی كرد. وای كه یكی از اعضای ثابت تور G3 در كنار ستریانی به شمار می رود، تورهای خود را مرتب برگزار كرد: هم با گروه خود و هم با ستریانی. تور G3 مجموعه كنسرت هایی است كه در آن معمولاً وای و ستریانی به همراه گیتاریست سوم و مهمان روی صحنه می روند. دیوید لی رات تهیه كننده و بیلی شیهان (نوازنده بیس گروه مستر بیگ) برای تور جهانی به او ملحق شدند. ۱۹۹۰ استیو آلبوم مصیبت و جنگ را ساخت كه در آن قطعه «به خاطر عشق خدا» جایگاه ۲۹را در همه پرسی ۱۰۰ قطعه برتر تك نوازی گیتار به دست آورد و در مجله دنیای گیتار چاپ شد. گروه وای در سال های ۹۰ را مایك مانینی نوازنده درام، مایك كنیلی گیتاریست و فیلیپ باینو نوازنده بیس تشكیل می دادند. در ۱۹۹۴ وای به خاطر قطعه SOFA از كارهای فرانك زاپا كه در آلبوم دنیای زاپا ضبط شده بود، یك جایزه گرمی دریافت كرد. ۱۰ سال بعد شماری از كارهای وای كه برای اركستر نوشته شده بودند، توسط متروپل اركستر هلند، طی كنسرتی به نام THE ACHIVING HUNGER اجرا شد. استیو وای برای فیلم های ارواح مریخ، چهارراه ها و چند فیلم دیگر قطعه سازی و آهنگسازی كرده. همچنین وی در سال ۱۹۸۶ در فیلم چهارراه ها در نقش یك گیتاریست ایفای نقش كرد. وای به عنوان یك راك گیتاریست سطح بالا، تكنیكی و قابل پیشرفت شناخته شده و او را به مثابه یك خبره دنیای گیتار می شناسیم. او در بسیاری از تكنیك های گیتار چون لگاتو، پیچ هارمونیكس و ولیوم سوئلز تبحر دارد. و همچنین برای تكنیك های به خصوص نت می نویسد و ضربه های برون ریز روی ساز، از جمله سوئیپ پیكینك را به مهارت كامل انجام می دهد. وای از گیتار آیبنز استفاده می كند و اولین كسی است كه از گیتار هفت سیمی در راك استفاده كرده و خود او طرح این گیتار را داده است. همچنین او از گیتار های دو دسته و سه دسته نیز استفاده می كند. گیتار سفارشی سه دسته او كه در دسته بالایی ۱۲ سیم در وسطی ۶ سیم و در پایینی ۶سیم و بدون پرده است در تور G3 مورد استفاده قرار گرفته. استیو وای با پیا مایوكو نوازنده گیتارباس ازدواج كرده، دو فرزند آنها جولین آنجل و فایر نام دارند. وای در اوقات فراغت، زنبور داری و محصول عسل آن را مرتب برداشت می كند.

  • رسول صفات/ اعتماد

رولینگ استونز در تبعید می‌خوانند

the-rolling-stones

گروه رولینگ استونز در افتتاحیه مستند «استونز در تبعید» درباره‌ی این گروه در نیویورک حضور پیدا کردند.

به گزارش مجله‌ی ملودی به نقل از خبرآنلاین، سِر میک جَگِر، کیت ریچاردز و چارلی واتس در موزه‌ی هنر مدرن دور هم جمع شدند تا فیلم «استونز در تبعید» را تماشا کنند. پخش این فیلم با انتشار دوباره‌ی آلبوم سال ۱۹۷۲ گروه به نام «تبعید در مرکزشهر» هم‌زمان شده است. این آلبوم شامل برخی از بهترین آهنگ‌های گروه از جمله «شاد» و «تاس غلتان» است.

سر میک جگر در افتتاحیه، «تاس غلتان» را آهنگ مورد علاقه‌اش خواند و درمورد جادوی آن گفت:«همه چیز در آن هست؛ کمی بلوز، کمی سرود مذهبی و … به نظرم دوران خیلی خوبی بود.» عنوان این آلبوم به مساله‌ا‌ای حقیقی اشاره دارد. گروه رولینگ استونز به دلیل مالیات بسیار بالای بریتانیا در امور سرگرمی‌سازی مجبور به ترک انگلیس شدند.

اعضای گروه این آلبوم را در تبعید و در خانه‌ای متعلق به ریچاردز در فرانسه ضبط کردند. جگر در این مورد می‌گوید:«زندگی در جنوب فرانسه سخت نبود. خوش می‌گذشت.» اما نوازنده گیتار گروه، ریچاردز نظر دیگری دارد. «محل زندگی عالی بود اما شرایط کار افتضاح. در یک زیرزمین کار می‌کردیم.»

استفن کیجک کارگردان این فیلم است و در ساخت آن از تصاویر آرشیوی ضبط آهنگ در فرانسه و میکس آن در لس‌آنجلس استفاده کرده است. این تصاویر آرشیوی پیش از این دیده نشده‌اند. آلبوم «تبعید در مرکزشهر» ۱۸ مه به همراه ۱۰ آهنگ جدید به بازار عرضه می‌شود.

این فیلم مستند این هفته در جشنواره کن نمایش داده می‌شود.