جاکو پاستوریوس و استفاده از گیتار باس به سبک جز

jaco-pastorius-01

گیتار باس سازی است که صدای آن اغلب در پس زمینه‌ی آهنگ شنیده می‌شود و برای ایجاد نواهایی با تن پایین از نیمه‌ی دوم قرن بیستم به طور گسترده، جایگزین «کنترباس» شده است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی «جاکو پاستوریوس» یکی از نوازندگان بزرگ و تاثیرگذار «گیتار باس» است که با تکنیک‌های منحصر به فرد خود، باعث به‌وجود آمدن تغییراتی بنیادی در نوازندگی این ساز شده است.
تک‌نوازی‌های خلاقانه‌ی جاکو پاستوریوس با این ساز و به خدمت گرفتن گیتار باس در موسیقی جز از سوی وی، تاثیری شگرف بر سایر نوازندگان باس و در پیش‌برد موسیقی جز گذاشته است. این هنرمند موسیقی با وجود عمر کوتاهی که داشت خدمات بزرگی را در به‌کارگیری گیتار باس در موسیقی جز انجام داد و هم به این سبک از موسیقی و هم به نوازندگان باس، کمک شایانی کرد.
جاکو پاستوریوس در سال ۱۹۵۱ در آمریکا زاده شد. پدر وی «درامر» بود و جاکو نیز به این ساز علاقه پیدا کرد و نوازندگی «درام» را به‌صورت حرفه‌ای شروع کرد. در ۱۳سالگی و پس از سانحه‌ای که برای دست او پیش آمد جاکو دریافت که دیگر قادر به نواختن درام نیست. از این رو تلاش کرد تا ساز دیگری را جایگزین کند.
jaco-pastorius

او گیتار باس را انتخاب کرد و در مدت کوتاهی در نواختن باس مهارت بالایی پیدا کرد. در این دوره جاکو با گروه‌های موسیقی همکاری مستمر داشت و برای دوره‌ای نیز از سازی با نام «دابل باس» استفاده می‌کرد که بنا به مشکلاتی مجبور شد آن‌را کنار بگذارد. جاکو نواختن باس را ادامه داد و هم‌زمان، ساختن آهنگ و ترانه‌سرایی را نیز تجربه می‌کرد و تعدادی از گروه‌هایی که وی با آن ها هم‌کاری داشت، ترانه‌ها و آهنگ‌های جاکو را اجرا می‌کردند.
در نیمه‌ی دهه‌ی ۷۰ میلادی جاکو به نوازندگان مطرح موسیقی جز معرفی شد و با آن‌ها هم‌کاری خود را آغاز کرد. در همین دوران وی با هم‌نوازی دو نوازنده‌ی مطرح دیگر نخستین آلبوم خود را بیرون داد و در سال ۱۹۷۵ نیز نخستین آلبوم انفرادی‌اش را به بازار فرستاد. تک‌نوازی‌های خیره کننده و خلاقانه‌ی جاکو پاستوریوس در این آلبوم، مورد استقبال تعداد زیادی از نوازندهای گیتار باس و به‌خصوص نوازندگان موسیقی جز قرار گرفت.
در سپتامبر ۱۹۸۷، جاکو که از بیماری رنج می‌برد در سن ۳۵ سالگی به کما رفت و در ناباوری همگان متاسفانه دچار مرگ مغزی شد و درگذشت.
یک‌سال پس از مرگ این هنرمند موسیقی، نام وی وارد تالار افتخارات موسیقی جز شد.

رپورتاژ: سریع‌ترین قطعه کروماتیک جهان از سوی گیتاریست ایرانی نواخته شد

ali-porkar

رپورتاژ: قطعه‌ی «پرواز زنبور عسل» (Flight Of The Bumblebee) که به‌عنوان «سریع‌ترین قطعه‌ی کروماتیک جهان» شناخته شده است از سوی «علی پرکار» گیتاریست جوان ایرانی نواخته شد. در رابطه با این اجرا، مجله‌ی موسیقی ملودی با این هنرمند گفت‌وگویی را انجام داده که در زیر می‌خوانیم:

  • آقای پرکار، در مورد قطعه‌ی «پرواز زنبور عسل» (Flight Of The Bumblebee) بیشتر بگویید.

این قطعه ساخته‌ی آهنگ‌ساز معروف دوران کلاسیک، «ریمسکی کورساکف» بوده و تنها تعداد معدودی از نوازندگان در جهان قابلیت اجرای آن‌را دارند. سطح اجرایی این قطعه در جهان سطح یک شناخته شده است یعنی جزو مشکل‌ترین قطعات موسیقی در دنیاست.

  • تاکنون چه هنرمندانی در سطح جهانی این قطعه را  نواخته‌اند؟

از نوازندگان به‌نام جهان که این قطعه را در ساز گیتار اجرا کرده‌اند می‌توان به «ینگین مالمستین»، «جو ساتریانی»، «مایکل آنجلو» و … اشاره کرد. اجرای کلیه‌ی افرادی را که در سراسر جهان توانایی نواختن این قطعه را دارند می‌توان در سایت یوتوب مشاهده کرد.

  • آیا شما در اجرای این قطعه نوآوری هم داشته‌اید؟

انگشت‌گذاری و نحوه‌ی اجرای پوزیسیونی این قطعه به نحوی که اجرا کرده‌ام، برای اولین بار در جهان توسط بنده در گیتار اجرا شده است. با مشاهده کلیه‌ی اجراهای این قطعه از سوی دیگر نوازندگان که در یوتوب موجود است و مقایسه‌ی آن‌ها می‌توانید به این حقیقت برسید که نحوه‌ی حرکت انگشتان روی ساز گیتار به نحوی که من اجرا کرده‌ام از سوی هیچ نوازنده‌ای اجرا نشده است.

این اجرا را می‌توانید در اینجا مشاهده نمایید:
 

| Open Player in New Window


دانلود فایل ویدیویی (۳٫۵ مگابایت)

  • موسیقی را از چه زمانی آغاز کرده‌اید؟

در ۸ سالگی ساز گیتار را در محضر استاد «آریس دانوخ» از پیشکسوتان موسیقی شهر ارومیه شروع کردم، بعدها در طی سالیانی که گذشت بیشتر خودم به صورت انفرادی و با بهره‌گیری از متدهای روز آمریکا و اروپا و نواختن  قطعات شناخته شده‌ی جهان  و هم‌چنین با الگو قرار دادن اساتیدی چون Al Di Meola  و «آرمیک» و «ینگین مالمستین» یادگیری را ادامه دادم. یادگیری از طریق سی‌دی های اساتید بزرگ آمریکا و اروپا نیز پایه‌های نوازندگی مرا تقویت می‌کردند.

  • تاکنون چه فعالیت‌هایی در زمینه‌ی موسیقی داشته‌اید؟

من ۲۲ سال سابقه‌ی نوازندگی و در مجموع، ‍۱۴ سال سابقه‌ی تدریس گیتار را دارم.  تدریس را از ۱۶ سالگی آغاز کرده‌ام و به مدت ۶ سال قبل از افتتاح آموزشگاه خودم، به تدریس در آموزشگاه‌های شهر ارومیه پرداخته‌ام. هم‌چنین در بیش از یکصد اجرای رسمی در ایران شرکت داشته‌ام و در گروه‌های پاپ، کلاسیک، آذری، فلامنکو، راک و .. نیز به نوازندگی پرداخته‌ام. در سال ۱۳۷۴ با گروه موسیقی سروه (وابسته به انتشارات سروه ) همکاری داشتم و با این گروه به اجرای کنسرت در ارومیه، کرمانشاه، سنندج و مهاباد پرداختم. سپس در سال ۱۳۷۶ در امتحان مربی‌گری درجه ۲ و در سطح مربوطه پذیرفته شدم. در سال ۱۳۷۸ گروه «ماترا» را تاسیس کردم  و در ۱۳۸۲ کتاب «آوای گیتار» را با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رساندم. در سال ۱۳۸۳ در امتحان مربی‌گری درجه‌ یک قبول شدم و در حال حاضر تنها دارنده‌ی مربی‌گری درجه یک گیتار در غرب کشور هستم. در همان سال آموزشگاه «ملودی» را در شهر ارومیه با رتبه درجه یک هنری و با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاسیس کردم. به‌مدت ۳ سال عضو هیات مدیره‌ی انجمن موسیقی ارومیه بودم و به‌عنوان آهنگ‌ساز با صداوسیمای استان آذربایجان‌غربی همکاری داشتم.

  • آیا آلبوم موسیقی نیز در دست تهیه دارید؟

بله آلبومی با نام «شب مردابی» را در دست تهیه دارم که قرار است در سال جاری به بازارهای موسیقی کشور فرستاده شود.

ali-porkar2

  • در مورد آلبوم «شب مردابی» بیشتر توضیح بدهید.

آلبوم موسیقی «شب مردابی» آلبومی باکلام است که در سبک پاپ تهیه شده و ۸ قطعه‌ی موسیقی در این آلبوم، گنجانده شده‌اند. آهنگ‌سازی ۷ قطعه را خودم انجام داده‌ام و آهنگ‌ساز یکی از قطعات آلبوم، آقای «امین فقیر» بوده‌اند. هم‌چنین ترانه‌ی ۵ قطعه از آهنگ‌های آلبوم «شب مردابی» سروده‌ی خودم است و شاعرانی چون «میدیا معروفی»، «شیرین قاسمی» و «مهدی اسعدی» متن ترانه‌ی سه قطعه‌ی دیگر را سروده‌اند. لازم به یادآوری است که برخی از قطعات از تلفیق سبک‌های پاپ، لاتین، ترنس و بلوز به‌وجود آمده‌اند.

  • در حال حاضر چه فعالیت‌هایی در حوزه‌ی موسیقی دارید؟

از سال ۱۳۸۶ تا به حال عضو شورای فنی موسیقی استان آذربایجان‌غربی بوده‌ام و در صدور مجوزها و بازبینی گروه‌های موسیقی با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همکاری دارم. هم‌چنین به مدت ۱۰ سال به نفع بیماران سرطانی کنسرت اجرا کرده‌ام. (هر سال یک‌بار در جشن گلریزان)
هم‌چنین تمرکز اصلی فعالیت‌های من از سال ۱۳۹۰ در تهران خواهد بود و این فعالیت‌ها شامل نوازندگی در استودیوهای موسیقی و کنسرت‌ها و آهنگ‌سازی است.

  • در چه سبک‌هایی گیتار می‌نوازید؟

می‌توانم بگویم در تمام سبک‌های گیتار متد نواخته‌ام و کنسرت برگزار کرده‌ام، سبک‌هایی مانند: کلاسیک، پاپ، راک، جز فلامنکو و جز. سبک تخصصی من سبک نیوکلاسیک (مادر سبک‌های مدرن) و جز فلامنکو است.

  • به نواختن ساز دیگری به غیر از گیتار مشغول نیستید؟

من فقط گیتار می‌نوازم چون عاشق گیتارم . ولی در نواختن انواع گیتار ( الکتریک، کلاسیک و آکوستیک) تسلط دارم.

به بهانه زادروز لس پال مخترع گیتار الکتریک

les paul

ثمر سعیدی/ مجله موسیقی ملودی: در چنین روزی ( ۹ ژوئن ۱۹۱۵) «لس پال» پدر گیتار الکتریک در ویسکانسین آمریکا زاده شد.

او یکی از سه نفری است که لقب پدر گیتار الکتریک را یدک می کشند و خدمات بسیار بزرگی را تا ابد به نوازندگان این ساز خوش آهنگ ارائه کرده است. لس پال یکی از شخصیت های مهم و تاثیرگذاری است که در نیم قرن اخیر در تاریخ موسیقی آمریکا ظهور کرده اند.
لس پال این موزیسین اسطوره ای که در زمره یکی از بزرگان تکنولوژی صدا و از جمله زبردست ترین نوازندگان گیتار جز و کانتری قرار می گیرد با نام اصلی «لستر ویلیام پالزفاس» زاده شد و نواختن گیتار اکوستیک را از دوران کودکی آغاز کرد. او از سیزده سالگی همزمان با اجرا در بارهای مخصوص موسیقی که «هانکی تانک» نامیده می شدند برای ضبط آثار خود قدم به استودیو گذاشت.

لس پال در بدو امر از صدای کم گیتارش ناراضی بود و این در حالی بود که او با سال ها تجربه نوازندگی گیتار، تکنیک هایی را برای تقویت صدای ساز خود فراگرفته بود.
بنابرابن پال تصمیم گرفت برای رفع این نقیصه، سازی را ابداع کند و تلاش هایش در سال ۱۹۴۱ نتیجه داد. در این زمان لس پال سازی را با بدنه صلیب مانند، و ۶ سیم فلزی ابداع کرد و نام آن را «لاگ» (The Log) گذاشت.
les paul

پیش از این که او به فکر ابداع دستگاهی برای پخش بهتر و بلندتر صدای گیتار بیفتد، دستگاه های برقی وجود داشتند که نوازندگان، گیتارهای توخالی را به آن ها متصل می کردند. انعکاس صدای این سازها در خودشان که به سبب توخالی بودن اتفاق می افتاد چندان گوش نواز نبود. از این رو لس پال گیتار الکتریک توپر را ابداع کرد و برای نخستین بار این ساز را در کافه ای نواخت تا به عموم معرفی اش کند.
در حدود ۱۰ سال زمان لازم بود تا کاستی های این دستگاه ابداعی، و گیتار توپر لس پال، اندک اندک برطرف شوند و بالاخره پس از همکاری های مستمر پال و شرکت گیتارسازی گیبسون، گیتار الکتریک ابداعی، تکمیل و به بازار عرضه شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی همزمان با ورود لس پال به جمع مخترعین در سال ۱۹۵۱ گیتار «لس پال» که بدنه ای طلایی رنگ داشت به بازار عرضه شد. این ساز طی زمانی اندک به یکی از محبوب ترین گیتارها مبدل شد و محبوبیت آن تا به امروز نیز باقی مانده است.

استفاده از گیتار الکتریک که از دهه ۴۰ میلادی آغاز شده بود در نیمه دهه ۵۰ به اوج خود رسید. با ظهور سبک های راک اند رول و فراگیر شدن استفاده از گیتار الکتریک در موسیقی بلوز، صدای این ساز به گوش شیفتگان موسیقی رسید و به قول لس پال: «کم کم آشکار شد که قدرت صدای ساز، یکی از فاکتورهای مهم در موسیقیِ خوب است.»
les paul

شرکت گیبسون چند مدل دیگر از گیتار لس پال را به بازار عرضه کرد و لس پال نیز در سال های پایانی دهه ۶۰ به طور رسمی خود را بازنشسته کرد. البته او پس از بازنشستگی به موسیقی کانتری علاقه پیدا کرد و با «چت اتکینز» نوازنده اسطوره ای کانتری، همکاری هایی را انجام داد.
وی همچنین بدون توقف به اختراعات خود در حوزه صداسازی و صدابرداری ادامه داد و ابداعات دیگری را نیز در این خصوص انجام داد.
در سال ۲۰۰۹ لس پال، پیر خستگی ناپذیر دنیای موسیقی که ۹۴ سال داشت کماکان در یکی از کلاب های شبانه نیویورک به نوازندگی مشغول بود.

در همان سال او به دلیل عوارض ناشی از کهولت سن، بیمار شد و مدتی بعد در بیمارستانی در نیویورک، بدرود حیات گفت.
لس پال در صنعت ضبط موسیقی نوآوری های زیادی داشت. او در طول دوران حرفه ای خود، استعدادی را که در زمینه خلق تکنیک های صوتی داشت برای نواختن گیتار نیز به کار می برد و از این رو، شیوه نواختنش منحصر به فرد و الهام بخش دیگر نوازندگان گیتار الکتریک بود.
لازم به یادآوری است که لس پال، ترانه نویس نیز بود و با همراهی همسرش «مری فورد» در اواسط قرن بیستم ترانه هایی پرفروش و به یادماندنی را به بازار موسیقی عرضه کرد.

وی همچنین جوایز و مقام های ارزشمند بسیاری را در دنیای موسیقی به خود اختصاص داده است.

آلات موسیقی اریک کلپتون حراج شدند

eric-clapton-01

«اريک کلپتون» گيتاريست راک بريتانيايي، بيش از هفتاد قلم از سازها و ادوات موسيقي خود را در يک حراجي خيريه در نيويورک فروخت.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در پايان اين حراجي که به همت «بون هامس» برگزار شد، بيش از ۲ ميليون و ۱۵۰ هزار دلار براي يک مرکز ترک مواد مخدر و الکل در آنتيگوا که اريک کلپتون از بنيان‌گذارانش است، جمع شده بود.
در اين حراجي، گيتار گيبسون ساخت ۱۹۸۴ با بيشترين قيمت، به مبلغ ۸۳ هزاردلار به فروش رفت.
کارشناسان برآورد کرده بودند که اين گيتار ۳۰ هزار دلار به فروش مي رسد. هم‌چنين آمپلي فايرها و کت و شلوار مارک ورساچه آقاي کلپتون که در کنسرت سال ۱۹۹۰ در «رويال آلبرت هال» لندن استفاده شده بود، در اين حراجي فروخته شد.
يکي ديگر از اقلام به فروش رسيده، نسخه بدلي از گيتار الکتريک مشهور اريک کلپتون معروف به بلکي بود که بيش از ۳۰ هزار دلار فروخته شد. اصل اين ساز که توسط «لئو فندر»، «جورج فولرتن» و «فردي تاوارس» طراحي شده و ساخت شرکت فندر است، هفت سال پيش در يک حراجي، در حدود يک ميليون دلار به فروش رسيده بود.
اريک کلپتون مرکز بازپروري کراس رودز را در سال ۱۹۹۸ پس از موفقيت در ترک اعتيادش به الکل و هروئين پايه گذاشت.
گفتني است دو حراجي قبلي سازها و وسايل آقاي کلپتون با هدف صرف درآمد آن براي امور خيريه در سال هاي ۱۹۹۹ و ۲۰۰۴ برگزار شده بود.

به‌هم پیوستن اعضای گروه نیروانا بعد از ۱۶ سال

nirvana

برای نخستین بار پس از مرگ کرت کوبین، اعضای باقی‌مانده‌ی گروه نیروانا در کنار یکدیگر اجرا کردند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، این اتفاق، پنج‌شنبه‌ی گذشته به‌صورت غیرمنتظره‌ای در کنسرت گروه فوفایترز رخ داد.
دیو گرول درامر سابق نیروانا که گروهی به‌نام «فوفایترز» (مبارزان بوفالو) را رهبری می‌کند به‌همراه دو عضو باقی‌مانده‌ی نیروانا، به‌صورتی ناگهانی در کنسرت فوفایترز در کنار هم به اجرا پرداختند.
این نخستین بار است که پس از مرگ کرت کوبین رهبر نیروانا در سال ۱۹۹۴ اعضای گروه به‌هم پیوسته و در کنار یکدیگر اجرا می‌کنند.
باقی‌مانده‌ی نیروانا، تک‌آهنگ Marigold را اجرا کردند و «دیو گرول» هم در نقش خواننده، رل کرت کوبین را ایفا کرد و هم پشت درامز نشست و نقش سابق خود در گروه نیروانا را بازی کرد

گفتنی است گروه راک نیروانا در سال ۱۹۸۷ در آمریکا تشکیل شد و در سال ۱۹۹۴ پس از خودکشی کرت کوبین به کار خود پایان داد.

لغو کنسرت لی‌لی افشار به‌خاطر آلودگی هوای تهران

lily-afshar

کنسرت پژوهشی گیتار با عنوان «تکنیک و تاثیر موسیقی بر شیوه‌های گیتار نوازی» که قرار بود در تاریخ ۱۱ آذر در کنسرواتوار تهران برگزار شود لغو و به تاریخ دیگری موکول شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، لیلی افشار نوازنده گیتار کلاسیک با اعلام این خبر در خصوص دلیل لغو این کنسرت پژوهشی گفت: «به دنبال آلودگی هوا و تعطیلی مراکز آموزشی از جمله دانشگاه‌ها برگزاری کنسرت پژوهشی گیتار در کنسرواتوار تهران لغو شد و قرار است این کنسرت پژوهشی روز جمعه ۱۲ آذرماه از ساعت ۱۱ تا ۱۶ در آموزشگاه موسیقی نیما فریدونی برگزار شود.»

وی در ادامه به هدف از برگزاری این کنسرت پژوهشی اشاره کرد و گفت: «در این سمینار تکنیک گیتار نوازی را از ابتدا به طور آموزشی توضیح می‌دهم و پس از آن درباره تاثیر تفکر درخصوص موسیقی و ارائه ایده‌های جدید سخن خواهم گفت در واقع هدف از برگزاری این کارگاه آموزشی این است که به هنرآموزان این نکته را سفارش کنم که از شیوه تقلید صرف در موسیقی پرهیز کنند و تفکر و ایده پروری را جایگزین آن کنند.»

این نوازنده گیتار در توضیح کم و کیف بررسی تکنیک و تاثیر موسیقی بر شیوه‌های گیتارنوازی گفت: «این کارگاه یک روزه در طی دو زمان سه ساعته برگزار می‌شود در بخش نخست از این کارگاه یک روزه تکنیک‌های گیتار کلاسیک از تکنیک‌های اولیه تا پیشرفته، شیوه اجرای تکنیک‌های قطعات در دوره‌های مختلف و بررسی بصورت عملی، شیوه آموزش گیتار کلاسیک و نکات مهمی که یک مدرس بایستی رعایت کند، شیوه‌های مختلف تمرین قطعات و رفع مشکلات ذهنی و فیزیکی مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ قسمت دوم این کارگاه یک روزه نیز به بررسی اصول اجرای قطعات در دوره‌های مختلف موسیقی و در نهایت به پاسخگویی به سوالات حضار اختصاص دارد.»

کرت کوبین، مردی که دنیا را فروخت

kurt-cobain-03

«کرت کوبین» با نام اصلی «کرت‌‌‌دانلد‌‌‌کوبین» (Kurt Donald Cobain) خواننده، نوازنده، ترانه‌‌‌سرا و آهنگ‌ساز آمریکایی که رهبر گروه راک «نیروانا» نیز بود، در سال ۱۹۶۷ در «آبردین» ایالت سیاتل آمریکا در خانواده‌‌‌ای کارگر به‌دنیا آمد و در سال ۱۹۹۴ در ۲۷ سالگی و در اوج شهرت در ویلایش خودکشی کرد.

پیرامون خودکشی کرت‌‌‌کوبین حرف و حدیث‌‌‌های فراوانی زده شده، که بسیاری از آن‌ها از سر بی‌اطلاعی و ناآگاهی از شخصیت او بوده است. در یکی از روایت‌های مشهور گفته شده، که او به این سبب خودکشی کرده است، که می‌‌‌دانسته که شهرتش رو به افول است و برای این‌که جاودانه شود، دست به چنین کاری زده. چنین چیزی به شدت دور از واقعیت است، زیرا هنگامی‌که کرت‌‌‌کوبین دست به خودکشی می‌‌‌زند، در اوج محبوبیت بوده و نشانه‌‌‌ای از کاهش شهرت و محبوبیت او دیده نمی‌‌‌شده است. دیگر این‌که نیروانا به شدت از چیزی به‌نام شهرت تنفر داشته و انسان مردم‌‌‌گریز و گوشه‌‌‌گیری بوده است. کافی‌ست که به این جملات در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش توجه کنیم:

«طی این سال‌ها از اولین آشنایی‌‌‌ام با اخلاقیاتی که هم‌راه استقلال می‌‌‌آید و تحقیرهای جامعه‌‌‌ی شما، ثابت شده است که (انزوای من) صحیح است. مثلن وقتی پشت‌صحنه هستم و چراغ‌‌‌ها خاموش می‌شود و فریاد دیوانه‌‌‌وار جمعیت شروع می‌‌‌شود، آن‌گونه که «فردی‌‌‌مرکوری» را تحت تاثیر قرار می‌‌‌داد، بر من اثر نداشت. به نظر می‌‌‌رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت می‌‌‌برد، لذتی که من کاملن به آن اجر می‌‌‌گذارم و به آن حسادت می‌‌‌کنم، اما حقیقت این است که من نمی‌‌‌توانم شما را تحمیق کنم، هیچ‌کدام از شما را، این اصلن برای شما یا خود من منصفانه نیست. بدترین جنایتی که فکرش را می‌توانم بکنم این است، که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد‌درصد حال می‌‌‌کنم، بچاپم. گاهی اوقات احساس می‌‌‌کنم، که باید بیش از این‌که از روی سن پایین بروم، کارت خروج بزنم. من با تمام قوا سعی کردم، که قدر شما را بدانم (و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم، اما کافی نیست). به این واقعیت که من و ما، بسیاری از مردم را تحت‌‌‌تاثیر قرار دادیم و سرگرم کردیم، اجر می‌‌‌گذارم. من باید از آن دسته آدم‌‌‌های خود شیفته‌‌‌ای باشم که وقتی چیزی گذشته است، تازه قدرش را می‌‌‌دانند. بسیار حساس هستم و احتیاج دارم که تقریبن بی‌‌‌حس باشم، تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم بازیابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می‌‌‌شناختم و هواداران موسیقی‌‌‌مان قدردانی بهتری داشتم، اما هنوز نمی‌‌‌توانم از احساس یاس گناه و همدلی‌‌‌ای که نسبت به همه دارم، عبور کنم… .»

kurt-cobain-01

من سعی می‌‌‌کنم تا دلیل منطقی دیگری برای این پایان کرت‌‌‌کوبین بیابم، که حداقل نگاهی باشد از پنجره‌‌‌ی ذهنم خودم به این ماجرا، نه آن‌که به راحتی دیدگاه‌‌‌های غیرمنطقی دیگران را بپذیرم. رهبر نیروانا کودکی سختی را پشت سر گذرانده بود. پدر و مادرش هنگامی‌که او فقط هشت سال داشت، از یک‌دیگر جدا شدند و او مدتی را با نامادری‌‌‌اش زندگی کرد، که رابطه‌‌‌ی خوبی با او نداشت. در نوجوانی به سبب مشکل روحی و روانی مجبور شد، داروهای التیام‌‌‌آور مصرف کند و مدت‌ها نیز مانند یک آواره در خانه‌‌‌های آشنایان و فامیل زندگی می‌‌‌کرد و چند ماهی هم هم‌چون یک کارتون‌‌‌خواب زیر یک پل روزگار گذراند و برخی شب ها از گرسنگی علف می‌‌‌خورد. او از طبقه اقتصادی می‌‌‌آمد که خرید یک گیتار هم برایشان سخت بود. کرت می‌‌‌خواست که در بزرگ‌سالی به نوعی تمام این محرومیت‌‌‌ها را جبران کند. اما تعارض‌‌‌ها از همین جا آغاز شدند. وقتی در فاصله‌‌‌ی کوتاهی به شهرت و ثروت رسید، به ناگاه خود را در زندگی یافت که از سویی فکر می‌‌‌کرد لیاقتش را ندارد و از سویی دیگر با وضعیت جامعه‌‌‌اش در تضاد است. و از همه سخت‌‌‌تر برای کوبین که سیاسی نبود، اما گرایشات آزادی‌‌‌خواهانه‌‌‌اش بر کسی پوشیده نبود، این قسمت ماجرا بود، که او نمی‌‌‌توانست کاری هم برای تغییر این وضعیت جامعه‌‌‌اش انجام دهد، این است که دست به ویرانی آن‌چه خود گردآورده می‌‌‌زند و با تبر به جان وسایل، دکور و تزیینات گران‌‌‌قیمت منزلش می‌‌‌افتد و تمامی آن‌ها را نابود می‌‌‌کند.

کرت به سبب زندگی نابه‌سامان خانوادگی که در کودکی به آن دچار شده بود، به شدت سعی می‌‌‌کرد که پدری نمونه و خوبی برای دخترش باشد. زمانی که او به چنین جمع‌‌‌بندی واقعی از شخصیت خود می‌‌‌رسد که به سبب عدم ثبات شخصیتی‌‌‌اش امکان دارد تا در آینده زندگی به سامانی نداشته باشد، همان‌طور که در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش می‌‌‌گوید، دست به خودویران‌گری می‌‌‌زند، به جای آن‌که دیگران را نابود کند. «همسری بسیار خوب دارم که از او بلند پروازی و هم‌دلی تراوش می‌‌‌شود. دختری که مرا بسیار به یاد آن‌چه خودم بودم می‌‌‌اندازد، سرشار از عشق و لذت. هر کسی را که می‌‌‌بیند، می‌‌‌بوسد، چون همه خوبند و هیچ آسیبی به او نمی‌‌‌رسانند، و این مرا به هراس می‌‌‌اندازد، تا جایی که کنترل خود را از دست می‌‌‌دهم. نمی‌‌‌توانم این خیال را تحمل کنم، که «فرانسیس» هم بینوا و خودویران‌گر و مرگ‌ غلطانکی شبیه به آن‌چه من شدم بشود…«کرتنی» خواهش می‌‌‌کنم ادامه بده، به خاطر فرانسیس، برای زندگی‌‌‌اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود… .»

و این‌گونه تراژدی یک هنرمند بزرگ به پایان می‌‌‌رسد، «مردی که جهان را فروخت»[۱] آن هم به بهای اندکی.

۱٫ اشاره به نام یکی از آهنگ‌های مشهورش «The man who sold the world»

  • اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

تکذیب خبر اجرای لیلی افشار در فرهنگسرای ارسباران

lily-afshar

برخی خبرگزاری‌ها روز یکشنبه ۳۱ مرداد خبری براساس سایت لیلی افشار مبنی برگزاری کنسرت و مستر کلاس لیلی افشار نوازنده گیتار در فرهنگسرای ارسباران منتشر کردند، اما طی تماس مسئولان فرهنگسرای ارسباران اعلام کردند خبر درج شده، صحت ندارد.

در سایت لیلی افشار به آدرس http://www.lilyafshar.com آمده بود کنسرت این نوازنده ۳۰ شهریور، اول و دوم مهرماه در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود و افشار در این برنامه به اجرای قطعاتی از موسیقی کلاسیک خواهد پرداخت که در نهایت مسئولان این فرهنگسرا اعلام کردند افشار در این فرهنگسرا برنامه​ای ندارد.
همچنین مستر کلاس این نوازنده ۲۵ و ۲۶ شهریور در موسسه پارت برگزار می‌شود.

لیلی افشار نواختن گیتار را از ۱۰ سالگی آغاز کرده و ازجمله نوازندگان گیتار کلاسیک در جهان و اولین زنی است که در رشته اجرای گیتار کلاسیک از دانشگاه ایالتی فلوریدا به درجه دکتری دست یافته است.

افشار که لیسانس موسیقی خود را از کنسرواتوار بوستون دریافت کرده تا کنون جوایز زیادی را کسب کرده و اکنون استاد دانشگاه ممفیس است. این نوازنده گیتار تاکنون کنسرت‌های متعددی در فرانسه، دانمارک، ایتالیا، آمریکا، انگلستان، ایرلند، کانادا، استرالیا و… برگزار کرده است.

  • ایلنا

برایان می: از گروه کویین تا دکترای نجوم

brian-may-01

برایان می، گیتاریست گروه کویین یکی از اولین گیتاریست‌هایی بود که دیدم و شناختم. او را دوست داشتم و از سولوهایی که در آهنگ‌های معروف کویین می‌نواخت لذت می‌بردم. همان آهنگ‌هایی که با واکمن گوش می‌کردیم. امروز تولد ۶۳ سالگی‌ این هنرمند است. جالب است که او دکترای فیزیک در شاخه‌ی علم نجوم را دارد و رییس دانشگاهی در شهر لیورپول نیز هست.

برایان گیتار معروفی دارد که گفته می‌شود آن‌را در خانه و با دستان خودش ساخته است. نام این گیتار Red Special است. او علاوه بر انواع گیتار، سازهایی مانند بانجو، باس، گیتار دوازده سیم، کی‌برد، پیانو و هارپ را نیز می‌نوازد. برایان در مواقع اضطراری خواننده نیز هست. او هم‌چنین به‌عنوان ترانه‌نویس و تهیه‌کننده شناخته می‌شود.

برایان می با نام اصلی «برایان هارولد می» در تاریخ ۱۹ جولای ۱۹۴۷ متولد شده است. او که تنها فرزند والدینش بود در شهر همپتون انگلیس به‌دنیا آمد. برایان از کودکی به موسیقی علاقه داشت و اولین گروه موسیقی خود را در دوران مدرسه تشکیل داد و هم‌زمان با پرداختن به موسیقی، از درس نیز غافل نشد و در ریاضی و فیزیک شاگردی نمونه بود.

dr-brian-may

برایان در اواخر دهه‌ی ۶۰ با گروهی به نام Smile کار حرفه‌ای موسیقی خود را شروع کرد. راجر تیلور (درامر گروه کویین) نیز همراه با برایان در همین گروه کار می‌کرد. جالب است که برایان برای تشکیل یک گروه موسیقی لحظه شماری می‌کرد و برای استخدام اعضای گروه به در و دیوار کالج آگهی چسبانده بود. در این هنگام، راجر تیلور که دانشجوی دندان‌پزشکی بود آگهی را دید و به‌عنوان درامر به گروه برایان پیوست. آن‌ها که ۳ نفر بودند به مدت ۲ سال فعالیت کردند و در این مدت ۹ آهنگ را ضبط و عرضه کردند.

نفر سوم گروه Smile، تیم استافل نام داشت. تیم با پسری به نام «فرخ بلسارا» دوست بود و فرخ از طرف‌داران دوآتشه‌ی گروه Smile شد. فرخ بلسارا همان فردی مرکوری معروف، خواننده‌ی حنجره اپرایی گروه کویین بود! بعد از پیوستن فرخ به گروه Smile، تیم استافل این گروه را ترک کرد و فرخ (فردی) با همراهی برایان می و راجر تیلور تصمیم گرفتند که نام Smile را به کویین تغییر دهند.

گروه کویین در سال ۱۹۷۱ به طور رسمی آغاز به کار کرد و برایان می در این گروه علاوه بر نواختن گیتار، به‌عنوان هم‌خوان و در موارد معدودی خواننده، فردی مرکوری را همراهی می‌کرد. اجراهای سولوی برایان می در تعدادی از مشهورترین قطعات کویین مانند We Will Rock You، Killer Queen، I Want It All، Who Wants To Live Forever و بالاخره آهنگ محبوب Bohemian Rhapsody از به‌یاد ماندنی‌ترین اجراهای گیتار در دهه‌های ۷۰ و اوایل دهه‌ی ۸۰ میلادی هستند.

brian-may-photo

برایان می بعد از مرگ فردی مرکوری و انحلال گروه کویین، دوره‌ای انفرادی را در موسیقی خود تجربه کرد. او در سال ۱۹۹۲ با تاسیس گروهی با نام «گروه برایان می» (The Brian May Band) آلبوم‌هایی را عرضه کرد که موفق بودند. وی حدود یک دهه بعد و در سال ۲۰۰۴ گروه کویین را با همراهی راجر تیلور درامر این گروه و «پال راجرز» از نو تشکیل داد و تورهایی را در نقاطی از جهان برگزار کردند.

برایان می توانایی این را دارد که به سبک‌ها و استایل‌های مختلفی گیتار بنوازد. وی آهنگ‌سازی را از هنگام فعالیت در گروه Smile آغاز کرده است.

در سال ۲۰۰۷ هنرنمایی برایان در Bohemian Rhapsody با رای خوانندگان مجله‌ی دنیای گیتار (Guitar World) به‌عنوان بیستمین تک‌نوازی برتر در میان ۱۰۰ تک‌نوازی گیتار از تمام دوران‌ها انتخاب شد.

جالب توجه است که برایان می با کمک گیتار منحصر به فرد خود Red Special که در تمام دنیا بی‌نظیر است، قادر به خلق و اجرای افکت‌های صوتی عجیب و غیرمعمولی‌ست که تاکنون شنیده نشده. او حتی می‌تواند از آن گیتار قرمز وفادارش صدای یک ارکستر را دربیاورد.

در پایان گفتنی است که این موزیسین و فیزیک‌دان نجوم، در زمینه‌ی حمایت از حقوق حیوانات و اشاعه‌ی رفتار خوب با این مخلوقات نیز فعالیت‌های گسترده‌ای دارد.

  • ثمر سعیدی/ مجله‌ی موسیقی ملودی
  • تهیه و تنظیم فایل رادیویی از تیم رادیو ملودی