یادداشتی در مورد موسیقی سریال پشت کوههای بلند ساخته گروه نوژان

melodymag

موسیقی سریال تلویزیونی «پشت کوه‌های بلند» به کارگردانی «امرالله احمدجو» ساخته «بابک رجبی» و «سینا فرزادی پور» از گروه موسیقی نوژان است. بابک رجبی، آهنگساز و سرپرست گروه نوژان، یادداشتی را در مورد چگونگی آهنگسازی موسیقی متن این مجموعه تلویزیونی برای مجله موسیقی ملودی ارسال کرده است که با هم آن‌را در زیر می‌خوانیم.

  • در مورد چگونگی کار موسیقی برای مجموعه پشت کوهای بلند :

ساخت موسیقی پشت کوه های بلند در بهار سال نود از طرف امرالله احمدجو کار گردان مجموعه به گروه ما در اصفهان پیشنهاد داده شد و فیلمنامه های آن برایمان ارسال شد و در ارتباط و شور با کار گردان سه قسمت آغازین سریال اتود خورد.به دلیل اینکه تدوین با فاصله ی کمی از فیلمبرداری انجام می شد،بخش هایی از سریال قبل از تدوین نهایی به صورت ماکت برای ما فرستاده می شد تا روی آن کار کنیم.

  • راجع به نگاه و فضای موسیقی سریال :

سریال پشت کوهای بلند همچون دیگر کارهای امرالله احمدجو برآمده از فرهنگ مغزدار بومی ایرانی،و برگذشته از آن است،لذا موسیقی که برای آن ساخته می شود نیاز به تخصص در ریشه های موسیقی اتنیک و سنتی ایرانی دارد. از طرفی برقراری نسبت های همخوان با سازبندی موسیقی ایرانی کاری دشوار است چون بافت وبیان این موسیقی به سختی با افکت های مورد نیاز تصویر جور در می اید.وآهنگساز مجبور به استفاده از صداهای وقطعات افکتیو با سینتی سایزر و یا سازبندی موسیقی غربی می شود. وجود روایات ،امثال و حکم، و خرده داستان های شیرین و آموزنده در این سریال باعث می شود آهنگساز در ساخت وساز خود به دنبال مواردی از همین دست در عالم موسیقی بگردد، وگوشه ها و ردیف های ایرانی را به کار گیرد.گوشه قطار در بیات ترک -که یکبار با سرنا و دهل و بار دیگر با سازهای موسیقی سنتی تنظیم شده– در بخش هایی از موسیقی متن استفاده شده که سودای شکل گیری و ارتباط مورد نظر با فضای آرکائیک این مجموعه می باشد.

  • درباره موسیقی صحنه:

عنوان موسیقی صحنه به بخش هایی از موسیقی گفته می شود که برآمده از اتفاقات زنده موسیقایی در فیلم و مربوط به تاریخ و جغرافیای واقع در فیلم می باشد.برای نوازندگان یا خوانندگانی که در فیلم حضور دارند ساخته می شود. بخشی از آن به صورت زنده سر صحنه و بخش دیگر در استودیو ضبط شده و روی تصاویر گذاشته می شود.به عنوان مثال فیلم دلشدگان اثر علی حاتمی(با آهنگسازی:حسین علیزاده)،شهرآشوب اثر یدالله صمدی و یا آتش سبز اثر محمدرضا اصلانی(با آهنگسازی محمدرضا درویشی)،علی سنتوری اثر داریوش مهرجویی(با آهنگسازی اردوان کامکار) نمونه هایی از موسیقی صحنه را نشان می دهد.
– موسیقی پشت کوهای بلند موسیقی فخرالدینی نیست :

استفاده از بعضی شخصیت های سریال روزی روزگاری و بعضی نشانه ها که درآن سریال به یادماندنی برای بسیاری از مردم کشش های نوستالژیک و خاطره انگیز دارد، می توانست اجازه دهد که آهنگساز از موتیو های فرهاد فخرالدینی در خلال تصاویر پشت کوهای بلند استفاده کند.ولی فضای سریال جدید ، مجال خوبی برای کاربرد خلاقیتها و ساخت و ساز تازه تری از ملودیها ریتمها و سازبندی متفاوت در تنظیم ایجاد کرده بود ،‌ به وجهی که دوباره کاری با موسیقی روزی روزگاری علیرغم همنشینی و جذابیت هایش با مشورت با کارگردان کنار گذاشته شد.و تنها در مواردی معدود با نگاهی هوشمندانه در لایه های زیرین تنظیم اتفاق افتاده است.

    melodymag

  • سفارش کارگردان برای ساخت موسیقی :

پس از مطالعه ی فیلمنامه و بررسی بعض از قسمت های سریال دفترچه ی قطوری مشتمل بردست نوشته های کارگردان به دست ما رسید.که در آن آقای احمدجو برای کوچک ترین اتفاقات و صحنه هایی که نیاز به موسیقی یادداشت مفصّلی گذاشته بود و می توان گفت آهنگساز ی مکتوب بازبان فارسی انجام داده بود.
خواندن راجع به موسیقی هر قسمت از سریال و مشاهده ی وسواس و ظرافت کارگردان در مورد انتخاب سازبندی وریتم و ترکیب قطعه مورد نظرش برای ما انرژی بسیار به همراه می آورد.درجایی این دستور کار اینگونه نوشته بود: «یک قطعه مارش مانند با سایدرام و سازهای کوبه ای و ترکیب آنها با سازی که نمی دانم اسمش چیست ولی در بچگی به آن ویو ویو میگفتیم ساخته شود»

  • تکیه بر استفاده از سازهای ایرانی در موسیقی متن :

موسیقی متن به مثابه ی اصواتی که بر تصاویر می نشیند ولایه ای از معنا و احساس را بر جریان تصویر اضافه می کند می‌تواند از ترکیب های متفاوت صوتی تشکیل شود که در بسیاری از موارد از قوانین مدون موسیقی ارجینال هم پیروی نمی‌کند،بنابراین پافشاری و تعصب برای استفاده مطلق از ارکستری خاص و منحصر به یک تاریخ و مکان اصراری عبث است چون می‌توان با استفاده از اصوات افکتیو یا برخوردی نامتعارف با فرمی از موسیقی یا ابزارآلات آن به بیان موسیقایی مطلوبی برای تصویر دست یافت.به عنوان مثال در قسمت های آخر “خاله” آنجا که شیرخان سردسته ی راهزن‌ها متاثر از بیماری مالیخولیا محترم کدخدا و دوستش را به دار می کشد، دوربین از بالای طناب دار تا پای معدومین دو بار تیلت می شود و هربار یکی از معدومین را از سر تا پا نشان می دهد، در تصویر اول قطعه ای با سه تار ترکیب شده که ابزاری سنتی است و در تصویر دوم همان قطعه از سر به ته بصورتreverse پخش می شود، این استفاده تکنولوژیک می تواند سوء تفاهمی که نسبت به استفاده متعصبانه از موسیقی ایرانی پیش می آید را در هم شکسته و نشان دهد که آهنگساز با دفرمه کردن صدای سازسنتی روایتی مستعار را در دو تصویر همگون، معنا دار می کند.

  • در مورد موسیقی تیتراژ پایان:

آقای احمد جو در پشت کوهای بلند از لوکیشن و فرهنگ شهرنشین آن زمان استفاده کرده است،به این ترتیب که حسن اکلیلی در نقش حاکم شهر اصفهان با سامشاه که مهمان اوست در ارتباط است.فرهنگ کولی وار وغیر شهری سامشاه با بازی محمود پاک نیت به حاکم شهر اصفهان که مردی اخلاق گرا و حاذق است تحمیل می شود.طرح موسیقی تیتراژ پایان استعاره ای از همین موضوع است به این ترتیب که اورتور (ملودی آغازین)تصنیف با تکنیک ها و سازها و ملودیهای دستگاهی ایرانی، نماد موسیقی شهری شروع می کند تا آنجا که ساز سرنا با بیان روستایی خود به شکل یک موتیو تکرار شونده با لحنی خبری (نماد سامشاه)به این موسیقی حمله می کند و باز پس می نشیند، آنگاه گروه کر با هم شروع به خواندن یک ملودی فولک می کنند که ترکیبی از موسیقی شهری و روستایی است.تا اینکه زمان به شروع آواز می رسد.در طول تصنیف موتیف مذکور با ساز سرنا، که نماد ورود سامشاه است چند بار در کنار موسیقی شهری می نشیند،و در آن حل می شود.

    melodymag

  • در مورد گروه نوازندگان و خوانندگان سریال:

گروه نوژان از سال هشتاد وپنج به وسیله بابک رجبی وسینا فرزادی پور تشکیل شد و برای اجرا هایی با آهنگسازی متفاوت با موسقی ایرانی کار خود را شروع کرد از جمله فعالیتهای این گروه شرکت در جشنواره های موسیقی نواحی اجرای کنسرت لباس خوانی،صمیمیت گام وزبان،مینی مالیسم کهن،عدم یا محوریت تکنیک، اجرای کنسرت و انتشار آلبوم در امتداد اصوات و ضبط واجرای موسیقی مفهومی راجع به اشیاء و کارهای موسیقی محور نمایشی( پرفورمانس) واجرا و ضبط موسیقی دراماتیک بوده است.نوازندگان این گروه معمولا دوستان اصفهانی ما هستند.و در بعضی موارد که نیاز به سازهای محلی باشد از نوازندگان شهرستان های نواحی هم استفاده میشود.
سازهای محلی که در سریال استفاده شده ساز بالابان با نوازندگی عباس زند و سرنای خرم آباد با نوازندگی احسان عبدی پور بوده است.سازهای خاص دیگری مثل هجده تار افغانی،کدوی چینی،زنبورک،سرنای مغول نیز به وسیله ی پارسا پورابراهیم در اصفهان ضبط شده است.
سازهای ایرانی را نوازندگان اصفهانی از جمله ذبیح الله وحید :کمانچه،سیااوش ولی پور: قیچک، امیرفرزان شارقی،بابک ابراهیم خواه و بابک رجبی : سه تار ، جاوید ابراهیم پور: نی ، سینا فرزادی پور ، نبیل یوسف شریداوی وکاوه ولی پور: سازهای کوبه ای ، مهدی نادریان ، علی اصغر رحیمی و فرهاد ارباب شیرانی : تنبور، در این موسیقی قبول زحمت کرده و کار را پیش برده اند.
علی و محمد سعیدی دو برادر دوقلو که دوقلو بودنشان از جمله عوامل جذاب حضورشان در صحنه هایی از فیلم است با صداهایی هم جنس با تیمبر یکسان در خواندن آواز ایرانی ، برای خواندن تیتراژ پایان این سریال ایفای نقش کرده و علیرغم پیچیدگی های مدال این قطعه، که در ساخت تصنیف لحاظ گردیده، آنرا به غایت زیبا و ماهرانه اجرا کرده اند.تصنیف (هرکس به تماشایی…) با غزلی از سعدی که به قول آقای احمد جو انتخاب بسیار خوبی می باشد.در ماهور سل هم گام با سل ماژور ساخته شده و در آن چند بار راه گردی و مد گردی اتفاق افتاده است همچنین وجود پرده های عرضی در جزئیات گام ، روند ملودیک آنرا از یک تصنیف ساده با ملودیهای شنیده شده خارج کرده و در آن بافتی منحصر به فرد به وجود آورده است.

  • بابک رجبی/ مجله موسیقی ملودی

نقد خبری پیرامون کنسرت ارکستر جزکلاسیک آرپا در اصفهان – بخش دوم

arpa-01

بابک رجبی: در یک ارکستر سمفونیک یک به یک سازها قطعیت حضور دارند به این مفهوم که نمی توان تعداد و نسبتهای یک گروه زهی را به هم زد، ولی در گروهی که اساس آن بر ارکستراسیون ترکیبی استوار است ،امکان چیدمان وتعدیل متناسب با ظرفیت های مذکور فراهم می باشد. به عنوان مثال در شروع بخش دوم برنامه با اینکه تصانیف با حضور دو وکالیست و یک پیانیست همراه بود از تاثیر گذارترین وجذاب ترین بخشهای برنامه بود،یکی از دلایل این جذابیت این است که مخاطب در ارتباط با اثر توان آنالیز تک تک واسطه ها را پیدا می کند.
خوانندگان این ارکستر همگی با مایه هایی از آواز کلاسیک در نوع ویبراسیون ها واجرای تکنیکهای فالستو وگاهی اشاره به لحنهای موسیقی پاپ دارای صداهایی یک دست و یک رنگ بودند،در همین چیدمان این سوال پیش می آید که آیا تمام قطعات می توانست با حضور یک یا دو خواننده به انجام برسد؟ ترانه های اجرا شده با صدای رضا بصیری که به لحاظ لحن آواز و فیگوراسیون ،خواننده ی معروف و محبوب ایتالیایی(لوچیانو پاواروتی) را یادآوری می کرد، با صلابت و تسلط خاص اتفاق افتاد. مسعود عظیمی فر با صدایی که در حد یک ساز ژوست بود،ساکسیفون آلتو و کلارینت را نیز چاشنی هنرنمایی خود کرد. حسین زاولانه خواننده ی آلبوم شکپوی(کارهای تازه بر اشعار حافظ و دیگران) با اجرای قطعات اسفندیار منفرد زاده حضار را به قلب خاطرات فرو برد. فرید فرخ پوربا صدایی صمیمی تر،با رنگ آمیزی پاپ در در ایجاد ارتباط با مخاطبانش جلوه ای تازه آفرید.و مارتیک آوانسیان با رنگ صدایی متفاوت تر ازسایرین تکیه رابر ارائه ی اصل صدای خود گذاشت تا از شباهت صدایش به سبکهای دیگر بکاهد.
نوازنده‌ی تک‌سازها به عهده‌ی: آربی بابومیان( پیانو ) پارکف بابومیان (آکاردئون) حسین چمن پرداز(هارمونیکا) بود. نوازندگان ساکسیفون آلتو: ژیرایر غریبیان، ورژملیکیان، مسعود عظیمی فر،همایون مسائلی و مسعود امینی ونوازندگان ساکسیفون تنور:میناس گئورگیان، آسپت سیمونیان و ادموند غازاریان بودند.ترومبون را جعفر سیامکی وترومپت را سعید شفیعی و حسین کیانی نواختند. نوازندگی گیتار با سارو قاراخانیان،احسان صوفیان و علی عمادی وبیسیست گروه رافی خدابخشیان بود. پرکاشن را مهران ترکیان ودرامز را کارن اوهانیان نواختند. مایسترگروه زهی احسان عباسی ،ویلن نوازان آنسامبل زهی :رامین یوسف زمانی،بهروز گلکار،امید شریفی،علی رضا اوجی،نوید شعبان زاده ومهدی قاسمی بودند. ویلن آلتو:داریوش حجازی،حسن گلنار،ویلن سل:کیوان حبیب زاده وعلی آقاجانی همگی گروه زهی ارکستر سمفونیک تهران بودند.
این ارکستر با عنوان ارکستر جز کلاسیک تا سیس شده است با این توضیح که آربی بابومیان به موسیقی جز علاقه مند است و در تنظیم جدید قطعات از پاساژهایی با فواصل موسیقی جز استفاده می کند. اساس موسیقی جز نه تنها بر فواصل،آرپژها و پاساژهای تک ساز ،بلکه در نظام ریتمیک وارکستراسیون دارای المانهای منحصر به فردی است. پلی فونی و تترافونی فیگورهای ریتمیک در موسیقی جز دارای ساختاری شبکه ای و پیچیده است. اجرای گروهی وینتون مارسالیس در فستیوال مارسیاک نمونه ی خوبی برای دریافت فرم موسیقی جز به شکل تکامل یافته تری از آن است.
قطعات کنسرت آرپا ترانه هایی است که با فواصل معمول و متداول پاپ ساخته شده و سالیان پیش ضبط و پخش شده است تنظیم کننده برای اجرای این اجرا تصمیم به تغیر برخی المانهای قطعات گرفته و دست به رنگ آمیزی با فرم وفواصل موسیقی جز و بلوز زده است. از میان این آهنگها آنهایی که در ساخت ملودیهای آوازی(وکال)یا یا ترکیب بندی اورتور وتم های اصلی به فواصل و بیانمندی سبک های جز یا پانک نزدیک بودند با تنظیم فضاهای آکوردال جز خوش تر به هم نشسته بودند.و انگار آثار با تنظیمی یکدست تر تالیف شده بودند.
وقتی یک قطعه ی موسیقی واریاسیون می شود(تم واریاسیون)آهنگساز با در نظر گرقتن یک موتیف یا تم ملودیک قطعه ای جدید با خصوصیات تازه و منحصر به خود می سارد که تنها بویی از قطعه ی اصلی برده است .که در این صورت نیز ما با اثری یکسر جدید مواجهیم.آربی بابومیان معتقد است هنوز سلیقه شنیداری به حدی نرسیده که بتوان یک قطعه را به صورت بنیادین تغیر داد.و مثلن ملودی های خواننده را نیز از حالتی مثل پاپ به جز تغیر داد واین تغیرات را تنها در تنظیم قطعات جایز می داند.
آثار هنری گذشته هرچند در حافظه ی تاریخی ما حضور دارند وشنیدن دوباره ی آنها زنده کننده ی خاطرات ما هستند،ولی مخاطب به دنبال چیز دیگری هم هست که آنرا در مواجه شدن با یک پدیده جدید ترغیب می کند.این اتفاق می تواند یکسره و بنیادین نو باشد یا اینکه یکی از لایه های آن دارای این خصیصه باشد.تنظیم دوباره ی قطعات به وسیله ی آربی بابومیان نوآوری در لایه ای از این بسته ی هنری است.
در این خصوص نکته ی مهم این است که وقتی قطعه ای بوسیله ی مولف خود خلق و تنظیم می شود،نت به نت و ضرب به ضرب مرتبط با فضای حسی و شناختی مولف و وابسته به شرایط زمانه و اتمسفر کلی آن شکل می گیرد،حال اینکه خارج کردن یک قطعه از ماهیت اصلی خود چه در تنظیم یا تغیر در ملودی وکال یا حتی ترکیب کولاژ مانند چند آهنگ اگر نتواند به بیانی تازه و تولدی دوباره برسد ممکن است به ساحت اصلی آهنگ ضربه بزند و در حدود یک تجربه ی عقیم باقی بماند.
در اجرای زنده توان میکس و لول کردن صداها وجود ندارد و هرچه هست در شیوه ی هارمونیزه کردن، نسبتهای زیر و بمی(اکتاواسیون)سازبندی(ارکستراسیون)نوانس(شدت در تولید صوت) بر عهده ی آهنگساز ورهبر گروه ودر انتها صدابردار است.مثلن اینکه صدای خواننده ضعیف باشد یا کلام مفهوم نباشد ممکن است ایراد صدابرداری باشد ولی شنیده نشدن صدای گروه گیتار شاید به ارکستراسیون(سازبندی)یا پارتیسیون(شیوه یآهنگسازی و نت نویسی) بستگی بیشتری داشته باشد. یا مثلن حضور گیتار بیس که با نوازنده ای که روی صندلی به هیات یک نوازنده ی کلاسیک اجرا می کند بعنوان یک صوت الکترونیک در کستره ی باس با صدای کلی گروه در اجرا ایجاد فاصله می کند. در صورتی که در ضبط استدیویی بسیاری از این مشکلات قابل حل است و چه بسا با گوش دادن اصل این آهنگها که در استدیو به ضبط رسیده اند بسیاری از این مباحث را منتفی می کند.
آربی بابومیان فرم تنظیم را بر مبنای توان نوازندگان قرار می دهد او می گوید قطعات را یک در جه از توان اجرایی نوازندگان دشوارتر می نویسم تا در نوازنده انگیزه ایجاد شود و اورا در راستای کار به تجربه وشناخت جدید برساند.
روند وچیدمان قطعات در یک اجرای موفق از مسایل مهم به شمار می رود.ارکستر آرپا به تنوع اجرای آثار دقت بسیار دارد.ارائه ی اجرایی که سراسر تصنیف و ترانه باشد قطعات بی کلام وتعدد خواننده ایجاد تنوع می کند.واز همین جهت حاکمیت منطقی روایی بر ترتیب اجرا ی آهنگها در تنوع و خستگی کارها برای مخاطب نقش تعین کننده دارد.روایت زندگی انسان روایتی تکراری و روزمره است،مجالی که فضاهای هنری برای هنرمند ومخاطب بوجود می آورند تعریف تنوع در روایت زنگی است حمایت ارگان های دولتی از احساسات ونیاز های مردم به شایستگی دولت و مردم دوستی آن مهر تا یید می زند.نا امیدی وانفعال انرژی جامعه ی هنر، به خستگی روح اجتماع کمک می کند و گله مندی های تکراری ما بی اینکه ترحم کسی را بر بینگیزد چیزی از مظلومیت هنرمندان موسیقی نکاسته چه بسا آن را از ارزش و محتوا خالی میکند.

  • بابک رجبی/ مجله‌ی موسیقی ملودی

نقد خبری پیرامون کنسرت ارکستر جزکلاسیک آرپا در اصفهان – بخش اول

arpa-orchestra

بابک رجبی: ارکستر موسیقی جز کلاسیک آرپا به رهبری «آربی بابومیان» در سال ۱۳۷۵ در اصفهان تاسیس شد.دکتر بابومیان که رهبری ارکستر سمفونیک اصفهان را در کارنامه ی حرفه ای خود دارد، با بهره گیری از نوازندگان مجرب و اجرای کنسرتهای موفق و متعدد در اصفهان، تهران وسایر شهرستانها، علاوه بر شناسایی، پروراندن و معرفی استعدادهای موسیقایی استان ، رسالت خود را در سیر صعودی کمی و کیفی هنر موسیقی اصفهان به خوبی به انجام رسانده است.این مهم از تعداد کنسرت های موفق سالیانه ی این گروه در معرفی سبک های مختلف موسیقی با شناخت موسیقی مردم پسند و با در نظر گرفتن تمامی محدودیت های اجرایی به خوبی نمایان است.ارکستر آرپا هرگز از سیر اندیشه و تفکر رونق موسیقی اصفهان به دور نبوده است وبرای دست یابی به روندمعقول ومنطقی تکامی موسیقی استان تلاشی همیشگی آرمانی و ملموس دارد.
این ارکستر چندی پیش با اجرای زنده ی موسیقی کارتون و فیم به مدت پنج شب برای کودکان سه تا نود نه ساله در سالن های اصفهان به روی صحنه رفت.هنگام اجرای موسیقی فیلم یا کارتون مربوطه روی پرده برای حضار پخش می شد این کنسرت با استقبال مردم و موفقیت بسیار مواجه بود. دکتر «آربی بابومیان» فارغ‌التحصیل موسیقی از دانشگاه ایروان مدیر آموزشگاه موسیقی و انجمن فیلارمونیک آرپا در محله‌ی جلفای اصفهان، مدرس آواز کلاسیک و نوازنده‌ی پیانوست. او به‌عنوان تنها کسی که در این شهر دکترای موسیقی دارد از افتخارات اصفهان به شمار می‌رود.
آربی بابومیان شاگردان باسواد و قابلی در زمینه ی موسیقی و به خصوص آواز به جامعه ی هنر اصفهان معرفی کرده است. از آن‌جا که آواز معمولن به‌صورت حسی خوانده می شود و دو عنصر فیزیکی گوش و حنجره در آن ملاک اصلی است و به‌خصوص این‌که ابزار آن همیشه همراه آدمی است و کشف استعداد در آن شخصی و با نظر اطرافیان و غیر متخصصین صورت می‌گیرد. آموزش متعارف آن نیز بر مبنای شعر و باز خوانی ردیف آن‌هم به‌صورت گوشی و سینه به سینه انجام می‌شود، پشتکار و تلاش هنرجو برای کسب آگاهی های علمی آن ناقص صورت می گیرد.از این رو دانش خوانندگان نسبت به تئوری موسیقی دچار ایرادهای اساسی است.
همت و تلاش آربی بابومیان و خط مشی آموزشگاه آرپادر تکیه بر آموزش آکادمیک و علمی به هنرجویان باعث شده است استدیوهای اصفهان شاهد حضور خوانندگانی باشد که کارهایشان را از روی پارتیتور ضبط می کنند. ارکستر بزرگ آرپا این بار در تاریخ پانزدهم و شانزدهم تیر ماه با گروهی مشتمل بر سی و شش نوازنده و خواننده با همکاری حوزه ی هنری اصفهان در سینما سپاهان برای اجرای ترانه های پاپ فاخر روی صحنه رفت.
بخش اول برنامه با نه ترانه ی پاپ با حضور پنج خواننده ی گروه اجرا شد.هر ترانه را یک یا دو نفرخواننده اجرا می کردند.قطعات مات و مبهوت از فریبرز لاچینی،در خموشی های ساحل از کلیف بارمن،شب نقاشی از فردین خلعتبری،دستهای آلوده از بابک بیات،نفرین از پرویز مقصدی،مرد تنها از اسفندیار منفردزاده،آفتاب عشق از آراز دهره،آهنگ بی کلام پاییز از فریبرز لاچینی و گنجیشکای خونه از بابک بیات با تنظیم وارکستراسیون جدید به سمع ونظر بینندگان رسید.
اما بخش دوم با اجرای چند ترانه ی محلی از جمله جان مریم، جان بالا دلا جان جان، مستم مستم و تو بیا با حضور دو خواننده و یک پیانو شروع شد و پس از آن گروه به اجرای غم تنهایی از ویلیام خنو،کهکشان عشق از محمد سریر،گل سرغ از پرویز مقصدی،امروز می خام بهت بگم از امید عطار نژاد،یه شب مهتاب از اسفندیار منفرد زاده،ترانه سکوت از معمدرضا چراغعلی،دل دیوانه از ویگن ترتریان و ایرونی از امیر رضا عطاری پرداخت.
ارکستره کرده و تنظیم قطعات وهمچنین تمرینات طاقت فرسای گروه برای این اجرا ستودنی است .کنسرتی که از حدود ساعت هشت شب تا دوازده ادامه داشت و در آن یک سر ترانه های به یاد ماندنی ایرانی اجرا شد.مجری این برنامه مدت زمان تمرین گروه را سه ماه یک روز در میان اعلام کرد.گرد هم آمدن وتمرین کردن بیش از سی نفر نوازنده وتمرین سه ماهه یک روز در میان در وضعیت فعلی آنهم در شهر اصفهان بیشتر به یک معجزه یا لطف الهی از طرف خداوند شبیه است.

رهبر و آهنگساز یک ارکستر در ایران بایستی از گذشت و پذیرش بسیار برخوردار باشد تا بتواند شاهد نزول کار فاخر خود در هنگام اجرا باشد امکانات کمی و کیفی اجرا از قبیل اکوستیک صدا طول و عرض سن و فاصله ی قرارگیری تماشاچیان و مونیتورینگ صدا برای نوازندگان و صدا برداری که در وضعیت بحرانی قرار دارد باعث می شود از صد در صد کاری که رهبر انتظار آن را دارد چیزی حدود سی چهل در صد عاید او شود. البته تعدد متریال در اجرای موسیقی در حالی که سن و سالن ظرفیت آمیزش و آنالیز صداها را نداشته باشد، برعکس عمل می کند.وقتی چیدمان کلاسیک با شش ویلن ،دو ویلن چلو، سه ویلن آلتو ودوازده ساز بادی برنجی ارکستره می شود و از سوی دیگر چهار گیتار یک پیانو درامز و پرکاشن با حجم صوتی زیاد در تدارک رهبر گروه است ، نیاز به سالن بزرگ، صدابردار متخصص،و سن با ابعاد کافی ضروری است.به عبارتی اگر ظرف از مظروف کوچک تر باشد سر رفتگی حاصل می شود و عواقب این سررفتگی متوجه کیفیت کار هنری است.حال این سوال که آیا می تواندر سازبندی یک گروه تغیر ایجاد کرد یانه؟

  • بابک رجبی/ مجله‌ی موسیقی ملودی

میان تکرار های همیشه; نقد خبری پیرامون کنسرت «موسیقی بر اشعار شاملو»

shamloo

«شاملو معتقد است موسیقی سنتی جرثومه ی فساد وتباهی انسان است.او می گوید موزیسین سنتی با تعصب به کور رنگی خود اصرار می ورزد،تعصب به حرفه ای سیاه که می کوشد خود را آفرینشگر جلوه دهد،اما درحقیقت تفاله خوار قرون و اعصار گذشته است .تنها در محدوده ی خود به درجا زدن وقت می گذراند و جان کندن را زنده بودن وانمود می کند.»

مجله‌ی موسیقی ملودی: در روزهای پنجم تا هفتم خرداد ماه در تالار فرشچیان شهر اصفهان کنسرتی با موسیقی سنتی بر اشعار احمد شاملو اجرا شد. بابک رجبی، موزیسین اصفهانی و سرپرست گروه موسیقی «نوژان» نقدی را در رابطه با این برنامه‌ی موسیقی نگاشته که با هم آن را در مجله‌ی موسیقی ملودی می‌خوانیم:
این کنسرت به آهنگسازی «سیاوش ولی‌پور» در تاریخ پنجم تا هفتم خرداد ماه در تالار فرشچیان اجرا شد.بخش اول این برنامه اجرای سنتور نوازی معاصر به همراهی تنبک و کاخن با نوازندگی «سیاوش ولی پور» و «جعفر قاضی عسگر» انجام شد.این قطعات، شامل لزگی (تنظیم برای سنتور:اردوان کامکار) یک قطعه ی ده ضرب در مینور(ساخته سیاوش ولی پور)و قطعه ی یورتمه(اردوان کامکار)با ریتمها و فواصل ملودیک متفاوت و جذاب با انرژی سرشار همراه بود.برگذشتگی سازند گان آثار از تکنیک محوری و اینکه مهارت نوازندگی را در خدمت فضا سازی موسیقی قرار دهند، از نقاط مثبت اجرا در پارت اول برنامه بود.
بخش دوم تصنیف هایی بر اشعار شاعران سپید سرا از جمله «احمد شاملو» اجرا شد. بین این قطعات تکنوازی و آوازهایی بر غزل معاصر اجرا شد.شعر شاعران دیگری ازجمله: «مهدی اخوان ثالث»، «هوشنگ ابتهاج» و «محمدعلی دادور» (فرهاد) به‌صورت ساز و آواز اجرا شد.
نام شاعرانی مثل احمد شاملو با عظمت و کششهای نوستالژیک بیشترین جذابیت را برای حضور علاقه مندان در این کنسرت فراهم آورد. کنسرتی که نسبت به بقیه کنسرت‌ها در شهر اصفهان از وجوه تمایز بسیاری برخوردار بود. و قلم زدن راجع به آن غیر از تعهد هنری نشانه ی علاقه ایست که فرم این کار برای مخاطبانش بوجود می آورد.کارهایی که از تفکر و جسارت بسیار بر می خیزد وهمین صفات است که فضای موسیقی ایرانی را به مرحله گذار از وضعت تکرارهای همیشه نزدیک می کند.
سازبندی این تصانیف شامل ویولنسل، کمانچه، تنبک، سه‌تار، عود، دمام وکوزه در رنگ آمیزی قطعات از نظر صدادهی هارمونیک بیانی تازه در خوانش اشعار نو را رقم می زد.

concert-shamloo

خواننده‌ی گروه، «سروش دادیار» طی این سالیان تلاش بسیاری برای ایجاد فضایی موسیقایی بر غزل جوان معاصر وشعر نو داشته است. از نقاط درخشان ساخت آثار، درنگ و تدقیق آهنگ‌ساز، روی فضاسازی و تنظیم پلی فونیک آهنگهاست، به این معنی که آهنگساز با مفهم و معنای اشعار زیسته و به بیانی یک نوا، در تنظیم قطعات رسیده است.
از نظر سازبندی و ارکستراسیون اگرچه حضور ویلنسل از نظر جنس صدا و گرافیک در کنار ارکستر کاملن ایرانی ایجاد بیرون زدگی می کند ولی نیاز به گستره‌ی باس در قطعات،آهنگساز را مجبور به استفاده از این ساز کرده است.اجرا از نظر مدیریت در چیدمان وتوالی آهنگ‌ها موفق بود، یعنی محوری روایی و منطقی نسبت به مفهوم اشعار و حال و هوای قطعات در نظر گرفته شد تا با اجرای پی‌در‌پی آهنگ‌ها خستگی مخاطب در سالن به حداقل برسد.
انتظار مخاطب با دیدن پوستر با عکس احمد شاملو و تخلص بامداد انتظار شنیدن آثاری یکدست بر شعر شاملو را دو چندان می کرد، اما آواز اول با کلاژ وترکیب چند شعر از اخوان و شاملو با توجه به اینکه ترکیب در مفهوم فلسفی شعر اخوان(سه ره پیداست…) و مفهوم عاشقانه ی (عشق را ای کاش زبان سخن بود) سروده ی شاملو به خوبی اتفاق نیفتاده بود، کلیت کار را به ترکیبی از تعدادی شعر منتخب از چند شاعر متفاوت بدل می کرد.
کار کردن بر اشعار نو سالیان درازیست دغدغه ی موزیسین های ایرانی است.این بیانگر تاثیر اشعار نو بر قشر روشنفکر موسیقی است.اما آیا تحولی که در مسیر ادبیات ایران با حضور شعر نیمایی اتفاق افتاده ، در روند موسیقی ایرانی رخ داده است؟
ریتم در شعر سپید از بند متر عروضی شعر کلاسیک گریخته است آیا گریختن از شیوه ی مرسوم ریتمیک در آهنگسازی اتفاق نویی در موسیقی است که میتواند با نو بودن ریتم اشعار یکدستی ایجاد کند؟ نو بودن شعر نو فقط مرهون آزادی از بند وزن عروضی جملات است یا حضور ترکیبات جدید یا کلمات امروزی یا زبانی نو به لحاظ ساختار و فرم شعر را از کهنه به نو تبدیل می کند؟
به اعتباری اگر ابزار تولید شعر کلمات باشند و در مقبل آن ابزار تولید موسیقی سازها باشند تجدد و نوآوری در سازها متقابلن می تواند با وجود کلمات جدید و امروزی صورت گیرد.و مثلن مفهوم و معنای جملات شعر با انتخاب جملات ملودیک و گام نزدیک به فضا هماهنگ شود. چندصدایی در شعرو روابط هارمونیک و پلی فونیک در آهنگ ارتباطاتی می گیرندکه در ساخت تصانیف تا حدودی به آن دقت شده بود.
به نظر می رسد در این کنسرت آنجا که غزل های معاصر به آواز خوانده می شد با بیانمندی موسیقی شان در توازی بیشتری بودند.چرا که گرایشات تغزلی و احساسات شرقی که در موسیقی این گروه موجود بود در غزلیات لحاظ شده بود.ازین گذشته ریتم در موسیقی و وزن غزل هماهنگی داشت.وبطور کلی فاصله هایی که در زبان شعری شاملو با تحریرهای ردیف موسیقی ایرانی وجود دارد در غزل معصر یکدست وقابل تلفیق است .
شعر شاملو نیاز به دیدن و خواندن ودوباره خواندن دارد تا فهمیده شود ازین رو نوع ارائه ی اشعار او بهتر است در آلبوم موسیقی باشد تا به صورت کنسرت چرا که مخاطب در کنسرت یکبار و برای همیشه با شعر مواجه میشود آنهم شعری که با موسیقی ایرانی درآمیخته و بخشی از مفهومش در ترکیب با موسیقی از دست رفته است.اینجا یا مخاطب باید شعر را حفظ باشد تا ارتباط بر قرار کند یا به کلی از فهم شعر صرف نظر کند و فقط موسیقی را کوش بدهد.
فضای روایی شعر حکایت از مجموعه ی در آستانه احمد شاملو شعری نیست که در خوانش هر مصرع یا جمله درکی تصویری ایجاد کند بلکه فرم قصه گونه ی عروسی که نا خواسته با عشقی ممنوع تسلیم داماد وبازوی آز می شود وقتی حالت تصنیف موسیقی به خود می گیرد باعث می شود مخاطب مدام روند داستان را از دست بدهد.این معضل درتصنیف( نگاه کن چه فرو تنانه۰۰۰) شدت بیشتری می گیرد.
در تصنیف (در نیست راه نیست…) که به نسبت کار خوبی به نظر میرسد جملات شعری هم تک تک با موسیقیشان مرتبطند وهم بصورت کلی در هم تنید گی دارند.ولی درانتهای همین اثر آنجا که شاعر میگوید در مردگان خیش نظر میبندیم با طرح خنده ای و نوبت خویش را انتظار می گشیم بی هیچ خنده ای فضا احتیاج به افت دراماتیک دارد اما به یکباره موسیقی با ریتم هیجان انگیز از سر گرفته می شود.
و در تصنیف مرثیه آنجا که شاعر میگوید: (عاشق اعتراف را چنان به فریاد آمد که وجودش همه بانگی شد)در فرودی بی روح ساخته شده است در صورتی که نقطه ی فریاد به اعتراف عشق است هنگامی که وجود عاشق سراسر به بانگ بلندی تبدیل شده است ونیاز به فراز و اوج هیجان آمیز در آهنگسازی دارد.
به‌طور کلی ساخت موسیقی بر اشعار بی وزن دشوار است و در صورت اصرار آهنگساز معلوم نیست چه از آب درآید.کارهایی که بر شعر اخوان و چند شاعر دیگر ساخته شد و موفق بوده نیز به دلیل استفاده ی هوشمندانه ی آهنگساز از شعریست که نظام وزنی بیشتری دارد یعنی به اوزان عروضی شعر کلاسیک نزدیک است.مثل:
قاصدک هان چه خبر آوردی-با وزن عروضی: (فاعلاتن فعلاتن فعلن) یا خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز –با وزن عروضی(فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع)
آیا برای بیان اشعار شاملو بصورت صوتی اتفاقاتی مثل نوارهای منتشر شده با صدای شاعر که با موسیقی همراه است،موثر تر و قابل فهم تر نیست.چه اینکه بطور کلی ساحت شخصی و نگاه این شاعر نسبت به موسیقی سنتی خصمانه است.و تاثییرات احساس او در اشعارش نسبت به موسیقی در شعری مثل(بر کدام جنازه زار می زند این ساز…)کاملن منعکس شده است.ازین گذشته مقاله ها و مشاجرات احمد شاملو و محمدرضا لطفی در مجله آدینه سال ۶۹ شماره ۵۲ با عنوان (موسیقی سنتی حرفه ی سیاه)مبین نفرت شاملو از بیانمندی و صدا دهی موسیقی ایرانی است.
حال این سوال که :چطور می توان در برابر احساس واعتقاد شاملو با همین ابزار موسیقی سنتی شعرش را با سوهان روحش تلفیق کنیم؟
شاملو معتقد است موسیقی سنتی جرثومه ی فساد وتباهی انسان است.او می گوید موزیسین سنتی با تعصب به کور رنگی خود اصرار می ورزد،تعصب به حرفه ای سیاه که می کوشد خود را آفرینشگر جلوه دهد،اما درحقیقت تفاله خوار قرون و اعصار گذشته است .تنها در محدوده ی خود به درجا زدن وقت می گذراند و جان کندن را زنده بودن وانمود می کند.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

مقاله‌ای در مورد اصوات ملایم یا متنافر از بابک رجبی

music-01_0

مجله‌ی موسیقی ملودی: «بابک رجبی» سرپرست گروه موسیقی نوژان طی مقاله‌ای که برای مجله‌ی موسیقی ملودی نگاشته به بررسی موسیقی و لحن در متون قدیم تاریخ موسیقی ایران پرداخته است که با هم آن‌را می‌خوانیم:

«ابو نصر فارابی» در موسیقی الکبیر می‌فرماید: بدان که موسیقی لفظی است یونانی و معنی آن الحان است.
لحن، گاه بر جماعت نغمه های مختلف که به ترتیب معینی مرتب شده باشند اطلاق می‌شود وگاه بر گروهی ازنغمه ها که به وجهی معین تألیف شده باشند.گاه نیز لحن به معنای دیگریست که دراین مقام به آن نیازی نیست.
«عبد القادر مراغی» معتقد است که در تعریف فارابی از موسیقی اصوات متنافر داخل می‌شوند. و هم‌چنین «صفی‌الدین ارموی» تخصیص کرده است لحن را به جماعت نغمات ملایمه.
عبدالقادر در «جامع الالحان» میفرماید: بعضی از حکما گفته اند علم موسیقی عبارت است از علم ریاضی که بحث کنند و در آن از احوال نغمات از آن حثیت که ملایم است یا متنافر واحوال ازمنه ای که متخلل اند میان آنها؛ تامعلوم شود که چکونه تألیف کرده شود. وبعضی دگر گفته اند که موسیقی عبارت است از صناعتی که مشتمل باشد بر الحان وآنچه التیام الحان بدان باشد و بدان کامل شود، به تصویت انسانی یا به آلات.پس گوییم:موسیقی عبارت است از جمع نغمات ملایمه که بر شعری ترتیب کنند، در دوری از ادوار ایقاعی.
از منابعی که در دست است اینچنین بر می آید که قدما ملایم بودن اصوات را شرط اصلی تعریف لحن می‌دانستند.
تنها در موردی که عبد القادرهم به آن اشاره کرده است در تعریف فارابی از لحن ،اصوات متنافر یا(غیر مطبوع)وارد میشوند.ملایمت اصوات از جهت مطبوع بودن به جنس،رنگ وشدت تولید صوت باز میگردد.
اما در مورد نسبت زیر و بمی اصوات «صفی الدین ارموی» معتقد است؛ هیچ صوتی فارق از زیر وبمی نیست.صوت اصل است وزیرو بمی صورت اند.واینها بدون یکدیگریافت نمیشوند، ونیز زیر وبمی علاوه بر اینکه از خواص صوت هستند میتوانند تداوم محسوس داشته باشند مثل صدایی که از کشیدن اجسام روی زمین به گوش میرسد، و زیر وبمی به سختی و متخلل بودن آن بستگی دارد، وبا اینکه دراین صوت تداوم محسوسی از زیر و بمی وجود دارد، نمی توان آن را نغمه به شمار آورد، پس باید در جستجوی یک ویژگی دیگر بود که نغمه را از صوت متمایز کند و آن ویژگی را نمی توان در عبارت «طبع آدمی از آن محظوظ شود»یافت زیرا نغمه هایی از حنجره های نابهنجار شنیده می شود ،که شنونده آن را نازیبا می یابد با این حال این صداها در شمار نغمه هستند.*
آن‌چه موسیقی را تشکیل می دهد صوت است و سکوت .حال ا گر کسی با استفاده از اصوات نازیبا فضائی بیامیزد که در تعریف و شاکله ی نهایی خود بیانگر مفهومی باشد که در آن استفاده از آن صوت ضرورت بیابد چه اتفاقی می افتد؟.آیا نویسنده ای که با استفاده از کلمات نازیبا متنی مینویسد یا نقاشی که با استفاده از خطوط و زوایای مزاحم، اثری تولید می کند که بیانگر فرمی خاص یا گویای مفهومی جدید است ،خارج از تعریف ادبیات و نقاشی عمل کرده است؟
زیبائی شناسی انسان گرچه به ریشه های فرهنگی،تاریخی وجغرافیائی وصل است ولی در هر برهه از زمان دستخوش تغییرات است حال این سوال مطرح میشود که آیا یک پدیده میتواند به همراه خود زیبائی شناسی جدیدی بیافریند یا زیبائی منحصر به یک ارتباط یک‌طرفه توسط مخاطب با اثر هنری است؟
بحث راجع به اینکه معنا و مفهوم چیزی به اسم موسیقی کجا ودرکدام لایه ی اثر موسیقی هویداست،از حوصله ی این مقال خارج است،ولی اگر معنای جنگ در مارش ،مفهوم صبح در ماهور واحساس غم در دشتی اتفاق بیفتد ،یعنی ریتم ومد در موسیقی دارد معنا میسازد .
حال اینکه بخش عمده ای از معنای موسیقی به جنس ابزار مولد صوت بستگی دارد. استفاده از ابزاری که جنس،ریتم وفواصل خود را می طلبد ،ابزاری که به فراخور انتخاب و استفاده آهنگساز به کار میاید،خارج از این که بخواهیم با یک ساز حالتی مجازی ایجاد کنیم تا معنا را تولید کند، استفاده ی مستقیم از ابزار واقعی است که میتواند بدون مستعار کردن صوت به آن چیز دیگر، قابلیت استعاره در لایه های دیگر موسیقی را بوجود آورد که شاید با حقیقت موسیقی نسبت نزدیکتری دارد.
استفاده ی ابزاری خارج از حوزه ی اینسترومنتال موسیقی در کار های کیتارو ،تئودوراکیس و یا گروه استامپ به عنوان عناصر مولد موسیقی از مصادیق این موضوع است.
قاعده مندی اصوات در فواصل تمام،نیم و ربع پرده ای همچنان که ریتم آنها به هر بازه ی زمانی قابل تغییر است میتواند دستخوش تغییر و تعریف جدیدی منحصر به خودش باشد.
برخی آثار شوئنبرگ کیج و اشتوکهاوزن در غرب و تجاربی مثل تمرینات تونال و کارگاه پست مدال در کشور خودمان مصداق تعریف جدیدی از قاعده مندی اصوات به جهات تونالیته،تغیرات گام وتغیرات اینسترومنتال میباشد.
ملایمت را اگر به عنوان یکی از صفات صوت در نظر بگیریم میتوانیم موسیقی را بعنوان دست ورزی با اصوات به شکل گسترده تری ببینیم.
با نگرش به موسیقی از این منظر می‌توان آوازهای «لویی آرمسترانگ»، «تام ویتس»، «جنیس جاپلین» و برخی از خوانندگان راک و هوی متال را از جمله آثار هنری شاخص قرار داد. حضور سینتی سایزر و گیتار الکتریک با افکت‌های خاص و عجیب ورود صدا هایی را در حوزه ی موسیقی مهر تایید زده است که در تعریف ملایمت صوت نمی‌گنجد.
شیوه‌ی آواز خواندن «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی»، چنان که به‌قول «اسفندیار منفرد زاده» به‌گوش برخی دل‌خراش می‌آمد اما در آن دوران بیانگر مفهوم درون خود بود که شاید اعتراض به وضعیت زمان خود را رقم می زد. جنس و رنگ صدای افرادی مثل «محسن چاووشی»، «شاهین نجفی»، «سروش لشکری» و «بابک میرزاخانی» تعریف جدیدی از تولید صوت را بوجود میاورد که در ساختار و فرم خود جای تأمل دارد.
مثلا خاصیت صدای «محسن نامجو» بدون این‌که ساز کوکی داشته باشد یا تکنیک برجسته‌ای در حوزه نوازندگی ارائه دهد و حتی در خواندن از فالشی نپرهیزد همه و همه گویی جز بیانمندی اجراییش هستند که شنوندگان خودش را هم دارد.
روحیه و زیبایی شناسی ایرانی بیشتر تکیه بر ظرائف و لطافت و ملایمت پدیده‌ها دارد، ازین رو آثار «استاد فرشچیان»، مینیاتور «رضا عباسی»، موسیقی دستگاهی،خط میرداماد معرق کاری کاشی کاری مینا کاری و کلاً فرمهای متقارن مملو از ظرایف و زیباییهای کشنده را می پسندد. اما انگار گریزی نیست از اینکه؛ هنر را با انیمیشن های تخیلی، فضاهای رمانتیک زندگی را با ابزار و افکتهای تکنولوژیک ونشستن در کنار رود بر بستری از سبزه را در بالکن بالای خیابان در صدا و تصاویر آهنی باز یافت.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

گزارشی از اجرای در امتداد اصوات از گروه نوژان

nojan-01

کنسرت «در امتداد اصوات» اولین کنسرت رسمی گروه موسیقی «نوژان» به‌همت حوزه‌ی هنری اصفهان از ۱۸ تا ۲۰ تیرماه ۱۳۸۹ در سالن سعدی این شهر برگزار شد.
گروه نوژان نزدیک به ۳سال سابقه فعالیت دارد. سرپرست این گروه بابک رجبی، آهنگ‌سازان آن سینا فرزادی پور وبابک رجبی و مدیر اجرایی آن جواد قبادی است. بیشتر اعضای این گروه دانشجوی موسیقی هستند، میثاق مهرپور وحمید لالی در تنظیم آهنگ‌ها کمک می‌کنند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی بنای کار گروه نوژان برپایه‌ی توجه به نو آوری ودیگر بودن فضای اصوات وفرم موسیقی شکل گرفته است.
از تجربه‌های گروه نوژان در اجرا می‌توان به مرغ سکوت، صمیمیت گام و زبان، واگویه‌تر از ما، مینیمالیسم کهن، عدم یا محوریت تکنیک، لباس‌خوانی و درامتداد اصوات اشاره کرد.

نوازندگان این گروه میثاق مهرپور، مهدی زیدی، رسول عشوری، حمید لالی، امیر مختاری، مهدی افریچه ورضا نامدار هستند نزدیک به یک سال برای این اجرا تمرین کرده بودند.
امیرمسعود امیری خواننده ی قدرتمند و جوان اصفهانی که از محضر استاد شاهزیدی در اصفهان پا گرفته و سا‌ل‌هاست که در تهران فعالیت می‌کند در این کنسرت همراه گروه نوژان بود، امیر مسعود با وجود اینکه دیر به گروه پیوست ظرف مدت سه ماه با گروه هماهنگ شد و سکان کار را به دست گرفت.
کنسرت در امتداد اصوات از چهار بخش به‌شکل صدای ۱(همایون) صدای۲ (شور) صدای۳ (چهارگاه) و صدای۴ (ماهور) تشکیل شده که به‌وسیله ی۴پاساژ به هم وصل می‌شوند.
این پاساژها که با اصوات افکتیو مثل صدای آب ، باران ،رعد، صدای پرندگان وحیوانات، صدای آمبیانس شهری و صدای الکتریکی و نویز ساخته شده‌اند با همراهی ساز ها در سالن پخش می‌شوند.

به همراه این اصوات تصاویری در پس زمینه ی نوازندگان به نمایش در می‌آید. نور در هر قسمت از برنامه متغیر است.
جلوه‌های بصری و پخش تصاویر این اجرا را به هنر چندرسانه ای (performance) نزدیک می‌کند.
تصاویر در بخش اول از نقاشی‌های بدوی انسان در غار ها تشکیل شده در بخش دوم نقاشی روی فضاهای شعری از احمدرضا احمدی پخش می‌شود.در بخش سوم از مینیاتو‌ر‌های بهزاد و شعرهایی از بهرام اردبیلی استفاده شده ودر بخش چهارم از حرکات موزون فیلمبرداری شده که شعر شهرام شاهرختاش همراه آن است.
کلام در این کنسرت به‌شکل دکلماسیون و تصنیف به‌کار گرفته شد که از خیام و خاقانی تا احمدرضا احمدی و بهرام اردبیلی ادامه دارد.
کارگردانی تجسمی و نقاشی در متداد اصوات توسط مرتضا بصراوی، اجرا و ساخت تصاویر به‌وسیله‌ی احسان تحویلیان انجام شد.

nojan-03

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، بابک رجبی سرپرست گروه نوژان در رابطه با کنسرت در امتداد اصوات می‌نویسد: «این اثر مخاطب رابین صداهای پیرامون (صداهای واقعی زندگی) وشکل موسیقی که به او عرضه می‌شود قرار می‌دهد.
اگر بپذیریم که موسیقی به عنوان یک فرایند زاینده وترجمه‌ی اصوات پیرامون به‌وسیله‌ی انسان است اصواتی که با بی نظمی ریتمیک خود درهر فرکانسی در طبیعت اتفاق می‌افتند ،به‌وسیله‌ی انسان در فرکانس‌های مرتب قاعده‌مند می‌شوند و در زمان‌های تعیین شده به صدا درمی‌آیند. اصوات از هوش و شعور انسان عبور می‌کنند و درفضای هنری قرار می‌گیرند.
اجرای کنسرت «در امتداد اصوات» دقیقن راه درمان وضعیت سمعی اجتماع نسبت به موسیقی نیست بلکه به اعتباری عین وضعیت موجود بین نیاز سمعی اجتماع و عرضه‌ی موسیقی است.
از بارزترین دغدغه های ایجاد این فرم عدم هماهنگی وضعیت موسیقی ایران با روند طبیعی زیست انسان است.

هم‌چنان که هر فرآیند در زندگی بشر بسته به شرایط زیستی و نیازهای او تغییر شکل می‌یابد موسیقی و ساحت صوت نیز از این تغییر و تبدیل ناگزیر است. دلزدگی و وازدگی جوانان از موسیقی سنتی از جمله اثرات این وضعیت به‌شمار می‌رود.
موسیقی پیش از آن که زاده‌ی نبوغ انسان باشد، جبر پیرامون اوست. عبور پنهان باد از شکاف صخر‌ه‌ها و انبوه­ی شاخه‌ها، غرش دهشتناک رعد در آسمان تیره، پژواک چکیدن قندیل­‌ها در غارهای بهاری و صدای پرنده‌ها، قرن‌های قرن، برای انسان نخستین تجسم موسیقی بود و سازهای آغازین، به سودای تکرار نوای آن­ها کوک می‌شد. اما تاریخ، ماجرای تغییر این جمله است؛ موسیقی، برای انسانی که با صدای پرندگان دیده می‌­گشاید و آسمان آبی را گنبد مینا می‌­پندارد، با سرگشته‌­ای که در آهن و سیمان محبوس است و آسمان را خراشیده می‌­بیند، تفاوتی بنیادین دارد. هر چه بر انسان گذشت، موسیقی او را نیز دگرگون ساخت. موسیقی، آینه‌­ی تمام­‌نمای زندگی انسان است؛ انسان و تنیدگی­‌اش با محیط، موسیقی را در درازنای تاریخ به فراخور تغییرات خویش، زیر و زبر کرده است.
اثر پیش رو با تکیه به این مهم که موسیقی در تنیدگی رابطه‌­ی انسان با محیط زاده می­شود، مروری است بر تاریخ تغییر و دگرگونی موسیقی. موسیقی فراتر از چارچوب­‌ها، دستگاه­‌ها، نت­‌ها و سازها، مجموعه­‌ی «آوا»هایی­‌ست که تجلی روح زمانه­‌اند. این اثر سعی در «اجرا»ی این پیوستگی دارد.»