عکس جدیدی از فردریک شوپن کشف شد

chopin

متخصصان زندگی و آثار شوپن در تلاش هستند صحت و اعتبار عکسی که در لهستان منتشر شده و گفته می‌شود متعلق به آهنگساز مطرح قرن نوزدهم است مشخص کنند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، اگر صحت عکس منتشر شده تائید شود، آن وقت یکی از سه عکس باقی‌مانده از شوپن خواهد بود که بین سال‌های ۱۸۱۰ تا ۱۸۴۹ می‌زیست.

ولادیسلاو زوچوفسکی، عکاس و صاحب گالری در گدانسک روز پنجشنبه گفت این داگرئوتیپ یا عکس لوحی (نوع اولیه عکس) را ماه دسامبر از شخصی در اسکاتلند خریده است.

زیر این عکس که قاب گرفته شده کاغذی قرار دارد که رویش نوشته شده: «فردریک شوپن ۱۸۴۹»، همچنین نام لوئیس آگوستین بیسن، به عنوان عکاس روی عکس دیده می‌شود. سال ۱۸۴۹ سال مرگ شوپن و بیسن نیز عکاس یکی از عکس‌های باقیمانده از این پیانیست بزرگ است.

chopin

زوچوفسکی اظهار داشت احتمال دارد این عکس جزو مجموعه‌ای باشد که توسط جین استرلینگ جمع‌آوری شده است. استرلینگ دانشجویی اسکاتلندی و از طرفداران شوپن بود. زوچوفسکی نام صاحب قبلی عکس و همچنین مبلغی را که برای خرید آن پرداخت کرده عنوان نکرد.

وی افزود قصد دارد این عکس را در سراسر دنیا به نمایش بگذارد. این در حالی است که چندین متخصص درمورد صحت عکس شک و تردید دارند.

آلبا ناست، مدیر موزه فردریک شوپن در ورشو گفت هیچ کجا ثبت نشده چنین عکس لوحی از شوپن برداشته شده و اشاره کرد بازار عکس‌های تقلبی این هنرمند بسیار داغ است.
مالگورزاتا گرابچوسکا، متخصص عکاسی در کتابخانه لهستان در پاریس گفت به صحت عکس شک دارد، زیرا بیسن هرگز روی عکس‌های لوحی خود نام و تاریخ نمی‌نوشت و چون چنین چیزی روی عکس موجود دیده می‌شود پس عکس تقلبی است.

به گفته این بانوی متخصص تصویر شوپن در عکس کمترین شباهتی با نقابی که پس از مرگ از چهره آهنگساز ساخته شد ندارد و علاوه بر این ترکیب عکس یادآور کمپوزیسیون عکس‌های دهه ۱۸۵۰ یعنی چند سال پس از مرگ آهنگساز است.

گرابچوسکا گفت: «هیچ شکی ندارم این عکس متعلق به آن دوران است، اما آیا این واقعا شوپن مرده در بستر است و عکاس هم بیسن؟»

استیون لگربرگ، متخصص زندگی و آثار شوپن نیز معتقد است «عکس تقلبی است و کار تقلبی بسیار ضعیفی هم است» زیرا چهره فرد اصلا شبیه شوپن نیست و همچنین افرادی که سه روز پس از مرگ شوپن کنار جسد او نشستند هرگز اشاره نکردند عکسی از او گرفته شد. آن هم در آن دوران که عکس گرفتن وقت بسیار می‌برد.

لگربرگ در خاتمه گفت: «نبودن عکسی خوب از شوپن اجازه می‌دهد این شکل تقلب‌ها جدی گرفته شوند.» این متخصص نویسنده کتاب «قلب شوپن: جستجویی برای کشف بیماری رازآمیز محبوب‌ترین آهنگساز دنیا» است که به تازگی به چاپ رسیده.

فردریک فرانسوا شوپن در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی به دنیا آمد. پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری‌اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را به مقصد پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده، معلم موسیقی و آهنگساز شروع به فعالیت کرد.

شوپن در تمام طول عمر خود از ضعف جسمانی رنج می‌برد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت. قطعات این آهنگساز برای پیانو از شهرت جهانی برخوردار هستند.

آسوشیتدپرس / ترجمه: حسین عیدی‌زاده

فردریک شوپن احتمالا به بیماری صرع مبتلا بود

chopin

پژوهشگران اسپانیایی می گویند که «فردریک شوپن»، آهنگساز معروف موسیقی کلاسیک که در تمام دوران کوتاه عمر خود با مشکل وهم و نوعی حس وحشت دست و پنجه نرم می کرد احتمالا به بیماری صرع مبتلا بوده است.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از بی‌بی‌سی این پیانیست و آهنگساز لهستانی در سال ۱۸۴۹ و در سن ۳۹ سالگی پس از یک دوره طولانی ابتلا به یک نوع بیماری ریوی درگذشت. اخیرا اینطور گفته می شد که دلیل بیماری و مرگ وی سیستیک فیبروز (بیماری سیستماتیک مادرزادی که دستگاه های تنفسی و گوارش را درگیر می کند) بوده است.

ولی اکنون گروهی از پزشکان اسپانیایی می گویند که شوپن احتمالا دچار بیماری صرع گیجگاهی نیز بوده است. یکی از دلایلی که آنها برای این نتیجه گیری خود مطرح می کنند دچار شدن این آهنگساز به خیالات و توهمات ترسناک است.

  • ارواح و وحشت

شوپن در نامه ای از لحظات اجرای یکی از آثار خود در یک سالن خصوصی در شهر لندن در سال ۱۸۴۸ می گوید. در آن لحظات او موجودات ترسناکی را می بیند که از پیانوی او خارج شده و چنان او را دچار وحشت می کنند که مجبور است سالن را ترک کرده تا کنترل احساس خود را بازیابد

«ژرژ ساد» (نام مستعار آمانتی لوسیل دوپان) معشوقه شوپن در خاطرات خود به موارد متعددی اشاره می کند که در آن شوپن از دیدن اوهام و تصاویر ترسناک شکایت می کرده است. در یکی از این موارد شوپن به هنگام دیدار از یک صومعه می گوید: «این فضا برای او پر از ارواح و وحشت بود.»

شوپن در نامه ای که برای دختر ژرژ ساد نوشته از لحظات اجرای یکی از آثار خود در یک سالن خصوصی در شهر لندن در سال ۱۸۴۸ می گوید. در آن لحظات او موجودات ترسناکی را می بیند که از پیانوی او خارج شده و چنان او را دچار وحشت می کنند که مجبور است سالن را ترک کرده تا کنترل احساس خود را بازیابد.

دچار شدن به کابوس یا وهم همراه با وحشت معمولا با چند نوع بیماری جسمی و یا نارسایی روحی – روانی همراه است، از جمله اسکیزوفرنی. ولی در اکثر موارد این اوهام وحشت آفرین به شکل صدا و نه تصویر به فرد بیمار منتقل می شوند.

  • بیماری فردریک شوپن

پزشکان اسپانیایی می گویند به احتمال زیاد دلیل هجوم این اوهام تصویری یک نوع خاص از ابتلا به بیماری صرع است. تحت تاثیر ابتلا به این بیماری دیدن اوهام و یا ابتلا به حالت روحی عجیب و بسیار شدیدی که شوپن آنرا توصیف کرده معمولا اتفاق می افتد.

این پزشکان به این نکته نیز واقف اند که شوپن برای کاهش درد ناشی از مشکلات جسمی متعدد خود از نوعی داروی مسکن با ترکیب تریاک استفاده می کرده است. ولی آنها استفاده از این دارو را دلیل هجوم اوهام و کابوس نمی دانند. چون کیفیت و جزییات کابوسهای شوپن به گونه دیگری بوده و علاوه بر این او مدتها قبل از استفاده از این دارو دچار این حالت وهم و کابوس می شده است.

شوپن در ۱۷ اکتبر سال ۱۸۴۹ پس از سالها بیماری در پاریس درگذشت. این پزشکان معتقدند که بیماری میگرن نیز نمی توانسته دلیل بروز این حالت در شوپن بوده باشد چون معمولا این حالات در وی برای لحظات یا مدت کوتاهی بروز می کرده است.

دکتر «مانوئل وارگز کارونچو» و تیم تحقیقاتی او به این نکته اذعان دارند که بدون کمک آزمایشهای پزشکی مدرن نمی توان یک تشخیص و نظر قطعی را اعلام کرد. ولی آنها معتقدند که پزشکان شوپن ممکن است دلیل بیماری وی را به درستی تشخیص نداده باشند چون در آن زمان جامعه پزشکی در مورد بیماری صرع اطلاعات اندکی داشت.

  • تشخیص پزشکان امروزی

گروه پزشکی اسپانیایی در گزارش خود که در مجله «پزشکی انسانی» به چاپ رسیده می نویسند: «بعید است که افزودن یک تشخیص پزشکی دیگر به فهرست بیماریهایی که برای شوپن منظور شده به درک جهان هنری این آهنگساز کمکی کند. ولی ما معتقدیم که این مشکل پزشکی وی می تواند از افسانه سازی در مورد شوپن جلوگیری کرده و به درک بهتری از این مرد و زندگی واقعی او کمک خواهد کرد.»

شوپن اول مارس ۱۸۱۰ از پدری فرانسوی و مادری لهستانی در نزدیکی ورشو به دنیا آمد. او تنها نیمی از زندگی خود را در لهستان سپری کرده بود که در سال ۱۸۳۱ برای همیشه به پایتخت فرانسه کوچ کرد. برخی عقیده دارند که مهاجرت شوپن به فرانسه، به خاطر عقاید آزادی‌خواهانه و گریز از سرکوب روس‌ها بوده است.

شوپن در ۱۷ اکتبر سال ۱۸۴۹ پس از سالها بیماری در پاریس درگذشت. پیکر او در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد، اما به وصیت او و به ابتکار خواهرش، قلب او به میهن اصلی او لهستان برده شد و امروز در کلیسایی در ورشو نگه‌داری می‌شود.

یک پیانیست ژاپنی کنسرتی۱۸ساعته را اجرا می‌کند

pianist_0

یک نوازنده پیانو ژاپنی اعلام کرد قصد دارد رکورد خودش را بشکند و در کنسرتی ۱۸ ساعته در توکیو تمام ۲۱۲ قطعه شوپن برای تکنوازی پیانو را بنوازد.

یوکیو یوکویاما در نشستی مطبوعاتی گفت: «می‌خواهم شوپن را بیشتر درک و افراد بیشتری را با او آشنا کنم.»

او گفت می‌خواهد تمام ۲۱۲ قطعه شوپن را بدون استفاده از نُت در کنسرت سوم ماه مه در سالن «اپرا سیتی» شهر توکیو از ساعت ۸ صبح به وقت محلی تا ۲ صبح روز بعد با چند استراحت کوتاه اجرا کند.

یوکویاما ماه مه سال گذشته در اجرایی که بیش از ۱۶ ساعت طول کشید ۱۶۶ قطعه از شوپن را به ترتیب تاریخ ساخت و بدون استفاده از نت موسیقی اجرا کرد. این حرکت که رکورد گینس را برای او به همراه داشت همزمان با سالگرد ۲۰۰ سالگی آهنگساز بزرگ صورت گرفت. عنوان رکورد او «اجرای بیشترین قطعات موسیقی توسط یک هنرمند در ۲۴ ساعت» است.

این نوازنده اعلام کرد علاوه بر ۱۶۶ قطعه سال پیش ۴۶ قطعه دیگر از این هنرمند زاده لهستان را نیز اجرا می‌کند. این ۴۶ قطعه به خواست شوپن چاپ نشده‌اند و شامل یک قطعه است که شوپن در هفت سالگی آن را ساخته.

یوکویاما متولد ۱۹۷۱ و از ۱۶ سالگی در کنسرواتور پاریس به تحصیل موسیقی پرداخته است. او سال ۱۹۹۰ فارغ‌التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه سوم رقابت بین‌المللی دوازدهمین دوره نواختن شوپن با پیانو شد.

او گفت: «از همان ابتدا نواختن آثار شوپن را آغاز کردم و همیشه سعی کردم ببینم تا کجا می‌توانم به این آهنگساز نزدیک شوم. می‌خواهم زیبایی برخی از آثار شوپن را که خودش هم متوجه آن نبود به گوش همه برسانم.»

  • خبرآنلاین/خبرگزاری فرانسه

بیلی تیلور هنرمند موسیقی جز درگذشت

دکتر بیلی تیلور، پیانیست، آهنگ‌ساز، مدرس موسیقی جَز و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون آمریکا در آخرین روزهای سال ۲۰۱۰ در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این هنرمند بر اثر نارسایی قلبی و کهولت سن از دنیا رفت.
سال ۲۰۱۰ برای اسطوره‌های موسیقی جز کلاسیک سال خوبی نبود چرا که تعدادی از این هنرمندان به سنین بالای ۸۰ رسیده و با دنیای موسیقی، وداع کردند.
تیلور علاوه بر این‌که در تلویزیون سی‌بی‌اس برنامه اجرا می‌کرد، از برنامه‌سازان رادیوی عمومی آمریکا نیز بود. وی در رواج دادن و مردمی کردن موسیقی جز سهم به‌سزایی داشت.
بیلی تیلور در زمینه‌ی موسیقی، تحصیلات آکادمیک داشت و در ابتدای کار حرفه‌ای خود از سوی اسطوره‌هایی چون «دیزی گیلسپی»، «چارلی پارکر» و «بن وبستر» حمایت می‌شد.
وی از سال ۱۹۵۲ با هم نوازی گروه سه‌نفره‌ی خود به ضبط قطعات موسیقی می‌پرداخت و پس از آن نیز به‌طور حرفه‌ای به تهیه‌ و تولید برنامه‌های رادیو و تلویزیون در حوزه‌ی موسیقی جز می‌پرداخت.
بیلی تیلور در طول دوران طولانی مدت فعالیت موسیقایی خود موفق به دریافت جوایزی از جمله مدال ملی هنر آمریکا شده است.

آلبوم «تمام تو» دونوازی پیانو و نی

tamame-to

آلبوم موسیقی «تمام تو» با دونوازی سازهای پیانو و نی منتشر شد.
این آلبوم موسیقی با نوازندگی پیانوی «هوشیار خیام» و نوازندگی نی «امیر اسلامی» از سوی نشر هرمس در بازارهای موسیقی منتشر شده است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، قطعات این آلبوم موسیقی برپایه‌ی بداهه‌نوازی ضبط شده‌اند و برخی از قطعات هم‌نوازی پیانو و نی، تنها یک‌بار اجرا شده و بدون ویرایش و دستکاری در این آلبوم، گنجانده شده‌اند.
گفتنی است قطعاتی چون «قصه‌ی ما»، «خنیا»، «هلهله»، «طلوع» و «شهر ما» توسط هوشیار خیام و امیر اسلامی نواخته شده و در قالب آلبوم «تمام تو» از سوی نشر هرمس به بازار عرضه شده‌اند.

آلبوم آثار بتهوون با پیانوی سهیل ناصری

beethoven-naseri

مجموعه‌ی منتخبی از آثار موسیقی‌دان کلاسیک، «بتهوون» با اجرای پیانوی سهیل ناصری منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی آلبوم منتخب آثار بتهوون با نوازندگی پیانوی سهیل ناصری از سوی موسسه‌ی فرهنگی-هنری ماهور منتشر شد.
در این آلبوم موسیقی، قطعه‌های «رندو کاپریچو در سُل ماژور» (خشم برسر یک پشیز گم‌شده)، «آندانته در فاماژور» ، «آندانته فوری»، «۳۲ واریاسیون در دو مینور»،«فانتزی»،«پولونز در دو ماژور» و «۱۵واریاسیون و فوگ در می‌بمل ماژور» (واریاسیون های اروئیکا) اجرا شده‌اند.
سهیل ناصری در خانواده‌ای ایرانی در «سانتامونیکای کالیفرنیا» به دنیا آمد. وی قبل از آشنایی با معلم فعلی‌اش «ژرومه لونتال» با «کارل اُلریش اِشنابِل» متوفی به طور خصوصی کار کرده‌است.

نیویورک تایمز از سهیل ناصری با کلماتی چون «همواره پر کشش»، «همواره دقیق»، «قوه‌ی تخیلی قوی»، «تکنیکی بی نظیر» و برلینز زایتوگ با کلماتی نظیر «عالی»، «بی‌نظیر»، «دست مریزاد» و «استعدادی حقیقی» تمجید کرده‌اند.
گفتنی است ناصری ۲۳ اثر جدید را برای اولین‌بار اجرا کرده و تاکنون ۸ آهنگ‌ساز نیز قطعاتی را به‌صورت انحصاری برای او نوشته‌اند.
هم‌چنین برنامه‌ی آموزش موسیقی ترتیب داده شده از سوی سهیل ناصری در ۶۰ مدرسه‌ی آمریکایی و برای ۲۵ هزار دانش‌آموز اجرا شده است.

سامان احتشامی و فعالیت در حوزه‌ موسیقی کودک

saman-ehteshami

سامان احتشامي از ساخت موسيقي داستان «حسنك و اسب بالدار» براي كودكان خبر داد.

«سامان احتشامي» آهنگساز و نوازنده پيانو گفت: به دنبال ساخت موسيقي براي كودكان، قصد دارم موسيقي داستان حسنك و اسب بالدار نوشته رضا اشعاري را بسازم.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از فارس، وي ادامه داد: متاسفانه موسيقي كودك كم‌كار مي‌شود به خاطر اينكه فكر مي‌كنيم بچه‌هايمان هنوز بچه‌ هستند و اين در حالي است كه بچه‌ها بيشتر از بزرگترها مي‌فهمند. معتقدم كه بايد به اين نسل بيشتر بها داده شود بر اين اساس من هميشه دوست دارم براي اين نسل موسيقي بسازم.
اين آهنگساز با اشاره به ديگر فعاليت‌هاي خود اظهار داشت: در حال حاضر مشغول انتشار آلبوم «مرابپذير» با صداي عليرضا گلشن هستم كه با اركستر بزرگ ضبط شده است. همچنين آثاري از خودم را در قالب آلبومي با عنوان آثار سامان احتشامي يك و دو كه شامل قطعاتي براي پيانو و اركستر بزرگ است را به همراهي بابك شهركي در دست توليد دارم .
احتشامي بيان داشت: در كنار اين دو اثر، آلبوم موسيقي‌هاي فيلم‌هايم را نيز در دست انتشار دارم كه شامل موسيقي فيلم‌هاي «رستگاري در ۲۰/۸» سيروس الوند، «اين ترانه عاشقانه نيست» از رحمان رضايي، «شكاف» منوچهر اسلام، «خط ساغر» سعيد پورشعباني و «شاهزاده كوچولو» ي نورالدين زرين كلك است كه در قالب ۲ سي‌دي در دسترس علاقمندان قرار مي‌گيرد.
اين نوازنده پيانو در خصوص موسيقي فيلم گفت:به نظر من موسيقي فيلم ۲ نوع است يك نوع كه ممكن است به صورت ترانه‌‌اي روي فيلم باشد كه آن قابل شنيدن است نوع ديگر موسيقي است كه بدون فيلم قابل شنيدن براي مردم نيست. به شخصه قصد دارم موسيقي فيلم‌هايي كه تا كنون ضبط كرده‌ام را منتشر ‌كنم ولي جالب اينجاست كه خودم خيلي قسمت هاي آن را اصلا نمي‌توانم گوش كنم.
احتشامي در خاتمه با بيان اينكه موسيقي فيلم‌هاي ما با استاندارهاي جهاني ساخته نمي‌شود، اظهار داشت: از آنجايي كه فيلم‌هاي ما در قالب استانداردهاي جهاني ساخته نمي‌شوند، موسيقي‌اش هم جهاني ساخته نمي‌شود. يعني هم اكنون هر كسي هزينه كمتري مي‌گيرد به آن سفارش ساخته موسيقي مي‌دهند از طرفي ديگر به خاطر اينكه هزينه‌ها خيلي بالاست همه موسيقي فيلم‌ها كاميپوتري شده كه متاسفانه آن گرماي لازم را ندارند.

سامان احتشامی از هم‌نوازی دو ساز ناکوک می گوید

saman-ehteshami

سامان احتشامي نوازنده جوان پيانو كه سال‌هاي زيادي در كنار جواد معروفي ساز زده و از او تكنيك‌هاي نوازندگي پيانو را آموخته، در حال حاضر با فعاليت مستمر خود توانسته شاگردان زيادي را تربيت كند.

او كه انتقال‌دهنده آموزه‌هاي معروفي به نسل آينده است، با نوازندگي متفاوت خود توانسته با اين ساز انواع نغمات ايراني و موسيقي بومي را با همان تكنيك‌هاي موسيقي غربي بنوازد.

اين نوازنده پيانو در آخرين كنسرت خود در تالار وحدت براي ايجاد فضايي جديد در موسيقي خود، پيانوي تشريفاتي و گرانقيمت را با يك ساز بومي و ساده از منطقه ساحل خليج فارس (ني انبان) همراه كرد كه در نوع خود بي‌نظير بود.

  • ايده قرار گرفتن پيانو و ني‌انبان در كنار هم از كجا شكل گرفت؟

براي اولين بار در تاريخ موسيقي ايران ساز پيانو كه يك ساز كاملا كلاسيك و آكادميك، شيك و بين‌المللي به شمار مي‌آيد در كنار ني‌انبان كه يك ساز محلي و زيباي موسيقي جنوب ايران است، قرار گرفت كه در نوع خودش تجربه‌اي موفق بود. من در اين كنسرت قابليت پيانو را نشان دادم و هدفم اين بود كه به مردم بگويم بايد ابتدا تكنيك‌هاي جهاني يك ساز را فرا گرفت و سپس به سوي تجربه‌هاي نو حركت كرد.

  • آيا از زماني كه پيانو را به عنوان ساز اصلي انتخاب كرديد، هدفتان اين بوده يا اين‌كه در چند سال اخير براي خلق يك سبك جديد اين كار را انجام داديد؟

من اولين اثرم را در سن ۱۴ سالگي با نام «باغ به باغ» منتشر كردم كه مشوق آن هم استاد فرامرز پايور، سيامك بنايي و موسسه ماهور بود. از آنجايي كه پيانو زدن من با بقيه تفاوت داشت با تشويق‌هاي استاد پايور اين اثر را منتشر كردم. همچنين ايشان اجازه دادند ۲ تا از آثارشان را در آن آلبوم اجرا كنم و اين واقعا براي من جاي خوشحالي داشت و هم‌اكنون متوجه شدم كه استاد چه محبتي به من كردند و موجب شدند كه تشويق شوم و بتوانم در اين زمينه كار كنم.

به طور كلي من در كارهايم حرف دل خودم را مي‌زنم و سعي مي‌كنم آن چيزي كه احساس مي‌كنم و برداشتم از موسيقي است را اجرا كنم. اينها همه موجب مي‌شود آدم احساس دروني خودش را بيان كند.

  • در ادامه ارتقاي تكنيك‌هايتان روي پيانو، چرا به سراغ ني‌انبان و اجراي تلفيقي با اين ساز رفتيد؟

دوستي من و محسن شريفيان به ۱۰ الي ۱۵ سال گذشته برمي‌گردد. من و او كارهايمان را در استوديوي بابك شهركي ضبط مي‌كرديم كه همان‌جا باهم آشنا شديم.

وقتي هم كه كنسرت اين نوازنده را در تالار وحدت ديدم و از آن بسيار لذت بردم از او خواستم كه ني‌انبانش را به آموزشگاه من بياورد تا ببينيم مي‌شود با هم ساز بزنيم يا خير.

همان لحظه شروع همكاري من با او بود، چراكه با ساز زدن متوجه شديم كه يكسري نغمات را مي‌شود با پيانو و ني‌انبان اجرا كرد. ولي نكته جالب در اين است كه هيچ‌كدام از نت‌هاي ني‌انبان با پيانو يكي نيست كه من صداي آن را ناكوك شنيدني گذاشتم.

  • موسيقي ايراني چقدر قابليت اين را دارد كه بتوان آن را با موسيقي‌هاي ديگر تلفيق كرد؟

موسيقي ايراني موسيقي بومي يك منطقه است و به اين خاطر كمتر مي‌شود به صورت آكادميك آن را ياد گرفت. براي يادگيري نوازندگي‌ و حالات موسيقي ايران بايد حتما مدت زيادي را با استادي كه در زمان خودش حرف اول را مي‌زند كاركرد. البته يكي از موارد مهم در يادگيري موسيقي ايران اين است كه شخص بايد حتما در ايران زندگي كند و مراسم و مناسبت‌هايي چون عاشورا، تاسوعا، نوروز، صله رحم و… را بفهمد و در كل احساس يك ايراني را داشته باشد.

به نظر من در كنار همه اين موارد زبان حرف اول را مي‌زند، چراكه بيان موسيقي ما براساس زبان است.

موسيقي ايراني چون از دل آن افرادي كه در يك منطقه كار مي‌كنند و ساز مي‌زنند بيرون مي‌آيد، نوشته نمي‌شود، چراكه نمي‌توان احساس را نوشت، ولي ديگر موسيقي‌ها نوشته مي‌شوند و داراي يك نظام مشخص و منطقي هستند.

  • نظرتان درباره اجراي موسيقي ايراني با اركستر بزرگ چيست؟

در بسياري موارد ديده مي‌شود كه موسيقي ايراني با يك اركستر بزرگ اجرا مي‌شود، اما من معتقدم كه اجراي اين نوع موسيقي با يكي ۲ ساز خيلي بهتر است، چراكه وقتي با اركستر اجرا مي‌شود، ديگر ايراني نيست. البته مي‌شود كه موسيقي ايراني را با سازهاي جهاني هم اجرا كرد، اما ديگر حال و هواي ايراني ندارد. مثل اين‌كه من با ساز ابوا نغمات جنوبي را بزنم كه البته ديگر موسيقي نواحي ايران نيست و بلكه خارجي است.

  • شما در يك دوره‌اي با خواننده هم كار مي‌كرديد ولي چند سالي است كه بيشتر موسيقي‌هايتان بي‌كلام هستند؟

من هيچ وقت با هيچ خواننده‌اي كار نكرده‌ام و هميشه آنان بوده‌اند كه با من كار كرده‌اند. در واقع هيچ موزيسيني با خواننده كار نمي‌كند و خواننده‌ها هميشه پيشنهاد كار با آهنگساز را مي‌دهند كه اگر غير از اين باشد آن موسيقيدان به خاطر مسائل مالي مي‌خواسته آلبومش خوب بفروشد.

  • مثل اين كه نگاه چندان مثبتي به خواننده‌ها نداريد؟

اصلا اين طور نيست. من معتقدم كه خواننده هم مثل ديگران يك مجري است كه اثري ساخته شده از سوي آهنگساز را مي‌خواند.

  • اما فكر نمي‌كنيد مخاطب موسيقي بي‌كلام در ايران خيلي كم است؟

موسيقي ايراني چون از دل بيرون مي‌آيد، نوشته نمي‌شود، چراكه نمي‌توان احساس را نوشت ولي ديگر موسيقي‌ها نوشته مي‌شوند و داراي يك نظام مشخص و منطقي هستند

خواننده‌سالاري در تمام دنيا وجود دارد، چون كلام ماجرا را خواننده بيان مي‌كند. اما من به شخصه اين را نمي‌پذيرم كه خودم و تمام افراد گروه مسائل سخت برگزاري كنسرت را طي كنيم و در نهايت يك نفر ديگر مطرح ‌شود.

  • شما از شاگردان استاد معروفي هستيد كه سبك ايراني را روي پيانو پياده كرديد. براي منتقل كردن اين شيوه به نسل آينده تا كنون چه اقداماتي را انجام داده‌ايد؟

كسي كه مي‌خواهد اين شيوه را ياد بگيرد، علاوه بر شنيدن قطعات نواخته شده، بايد دست‌هاي نوازنده را هم ببيند. به اين منظور من رديف محمود كريمي و ميرزاعبدالله را به وسيله ۲ نفر از هنرجويانم ماني باستاني پاريزي و سينا سليم‌زاده با پيانوي ديجيتالي اجرا و تصويربرداري كرده‌ايم كه در آينده منتشر خواهد شد.

كساني كه فيلم ضبط شده اين پيانوها را تماشا مي‌كنند، مي‌‌توانند دست‌هاي نوازنده را هم روي صفحه ببينند.

علاوه بر اين يكي از كارهايي كه دلم مي‌خواهد در زندگي‌ام انجام دهم و سعي مي‌كنم تا زنده هستم انجام دهم اين است كه موسيقي ايران و تمام نغمات موسيقي ايران در طي ۱۰۰ سال اخير و نيز تمامي نغمات موسيقي آييني را كه به نوعي تاريخچه موسيقي ايران هستند، با پيانو اجرا، ضبط و در اختيار مردم ايران و جهان قرار دهم. البته چه خوب مي‌شد كه ارگان‌هايي براي حمايت از اين كار وجود مي‌داشت، چراكه همه ما با سرمايه خودمان كار مي‌كنيم.

  • شما موسيقي فيلم هم كار كرده‌ايد. چه تفاوتي بين موسيقي‌هايي كه براي آلبوم ضبط مي‌كنيد و موسيقي‌هايي كه براي فيلم مي‌سازيد از نظر نوع آهنگسازي وجود دارد؟

موسيقي كه براي آلبوم ساخته مي‌شود بايد شنيدني باشد در حالي كه موسيقي فيلم به روند فيلم كمك مي‌كند.

به نظر من موسيقي فيلم ۲ نوع است؛ يك نوع كه ممكن است به صورت ترانه‌‌اي روي فيلم باشد كه شنيدني است و نوع ديگر كه بدون فيلم ديگر كارايي ندارد. من به شخصه قصد دارم موسيقي فيلم‌هايي كه تاكنون ضبط كرده‌ام را منتشر ‌كنم ولي جالب اينجاست كه خودم خيلي قسمت‌هاي آن را اصلا نمي‌توانم گوش كنم.

  • پس چرا منتشر مي‌كنيد؟

مي‌خواهم بمانند. در عين حال معتقدم كه هر چيزي كه منتشر مي‌شود دليل برخوب بودنش نيست.

  • به هر حال چيزي كه منتشر مي‌شود، قابليت شنيدن دارد؟

قابليت شنيدن دارد، اما قابل شنيدن براي كسي كه بخواهد موسيقي گوش كند و از آن لذت ببرد، نيست. چراكه موسيقي فيلم با تصوير خودش را نشان مي‌دهد. البته در تمام دنيا موسيقي‌هاي فيلم را بدون تصوير هم منتشر مي‌كنند، اما در كشور ما باب نيست.

  • به طور كلي موسيقي فيلم‌هاي ما در چه وضعيتي قرار دارند. آيا منطبق بر استانداردهاي جهاني ساخته مي‌شوند؟

مگر فيلم‌هاي ما در قالب استانداردهاي جهاني ساخته مي‌شوند كه موسيقي‌اش بخواهد جهاني ساخته شود. متاسفانه هم‌اكنون هر كسي هزينه كمتري مي‌گيرد به آن سفارش ساخت موسيقي مي‌دهند. از طرف ديگر به خاطر اين‌كه هزينه‌ها خيلي بالاست، همه موسيقي فيلم‌ها كاميپوتري شده كه متاسفانه آن گرما و حس لازم را ندارند.

  • چند سال اخير به سراغ موسيقي كودك رفته‌ايد كه آخرين كارتان آلبوم «سبزه ريزه ميزه» است. چه انگيزه‌اي شما را به اين شاخه از موسيقي كشانده است؟

اولا كودك درونم هنوز زنده است. ثانيا اين كه معتقدم براي موسيقي كودك خيلي كم كار مي‌شود و سرمايه‌گذاري براي آن صورت نمي‌گيرد. بر اين اساس من تا آنجايي كه بتوانم براي كودكان اين مملكت كار مي‌كنم و موسيقي ضبط مي‌كنم.

از سوي ديگر در زمان كودكي ما نوار قصه زياد منتشر مي‌شد كه ما با آنها مانوس بوديم، اما امروزه بازار فروش سي‌دي و كاست به خاطر شبكه‌هاي تلويزيوني و ديگر سرگرمي‌ها خيلي كم شده كه اين خود يكي از معضلات موسيقي ماست.

با اين حال من در حال حاضر علاوه بر اين‌كه آلبومي را با صداي عليرضا گلشن و نيز آلبوم موسيقي‌هاي فيلم‌هايم را در دست انتشار دارم، قصد دارم موسيقي داستان حسنك و اسب بالدار نوشته رضا اشعاري را نيز بسازم.

  • اميرسعيد بورنگ ‌/‌ جام‌جم

موسیقی شومان و بتهوون با سهیل ناصری

schubert-schumann-naseri

سه آلبوم موسیقی کلاسیک با تک‌نوازی پیانوی «سهیل ناصری» پیانیست ایرانی‌الاصل با شهرت جهانی، از سوی موسسه‌ی فرهنگی – هنری ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی آلبوم‌های سه‌گانه‌ی موسیقی کلاسیک با تک‌نوازی «سهیل ناصری» پیانیست ایرانی‌الاصل ساکن آمریکا منتشر شد.
آلبوم‌های «شوبرت و شومان»، «لودویگ فان بتهوون» و «راخمانینف و پروکفیف» با پیانونوازی سهیل ناصری هم‌اکنون در بازارهای موسیقی کشور موجود است.

سهیل ناصری در خانواده‌ای ایرانی در «سانتامونیکای کالیفرنیا» به دنیا آمد. وی قبل از آشنایی با معلم فعلی‌اش «ژرومه لونتال» با «کارل اُلریش اِشنابِل» متوفی به طور خصوصی کار کرده‌است.

نیویورک تایمز از سهیل ناصری با کلماتی چون «همواره پر کشش»، «همواره دقیق»، «قوه‌ی تخیلی قوی»، «تکنیکی بی نظیر» و برلینز زایتوگ با کلماتی نظیر «عالی»، «بی‌نظیر»، «دست مریزاد» و «استعدادی حقیقی» تمجید کرده‌اند.
گفتنی است ناصری علاوه بر این‌که زندگی اش را وقف آثار پیانوی بتهوون کرده نوازنده‌ی بی‌رقیب موسیقی معاصر نیز هست.

پیانیست بدون دست، برنده جایزه استعداد در چین شد

pianist

لیو وی پیانیستی بدون دست که با انگشتان پا پیانو می‌نوازد برنده جایزه اولین دوره مجموعه «استعداد چین» شد.

این برنامه نسخه چینی سریال «استعداد آمریکایی» است. لیو وی ۲۳ ساله که در سن ۱۰ سالگی هر دو درستش را در جریان قایم‌موشک بازی بر اثر برق گرفتگی از دست داد عنوان «استعداد چین» را به خود اختصاص داد.

او روز یکشنبه در این برنامه ژانگ فنگکسی، کمدین هفت ساله را در فینال شکست داد. این پیانیست اهل پکن از ۱۸ سالگی بطور خودآموز نواختن این ساز را یاد گرفت. او در جریان این مسابقه ترانه «زیبا هستی» را اجرا کرد و همراه آن آواز خواند.

وی با گفتن «حداقل دو پای سالم دارم» نظر داوران را به خودش جلب کرد. رتبه سوم «استعداد چین» نیز به چای ژیوکینگ، خواننده ۲۳ ساله رسید.

نسخه بریتانیایی این مجموعه واقع‌نمای مشهور در بریتانیا پخش می‌شود. در جریان مراسم اهدای جوایز برندگان دوره‌های پیشین نسخه آمریکایی و بریتانیایی «استعداد» حضور داشتند.

پخش «استعداد چینی» از ماه مه امسال آغاز شد و به مرور به پربیننده‌ترین برنامه چین بدل شد. جین لی کارگردان برنامه اعلام کرد با توجه به استقبال بینندگان، این برنامه سال آینده نیز پخش می‌شود.

در این برنامه مانند جام جهانی فوتبال چند فرد بااستعداد به رقابت می‌پردازند و در طول چند ماه و هر قسمت برنامه استعداد خود را به نمایش می‌گذارند. داوران در هر مرحله برندگان را انتخاب می‌کنند تا اینکه در فینال «استعداد» برتر برنامه معرفی می‌شود.

  • خبرآنلاین/ رویترز