راه‌هایی برای گوش کردن دقیق و حرفه‌ای موسیقی

melodymag

هر روز از زندگی انسان با تمام روزمرگی های خاص خود، هیچ شباهتی به روز های دیگر ندارد. ممکن است پلان کلی اکثر روزهای زندگی ما یکسان باشد اما تمامی  لحظه ها که  در واقع جزئیات این پلان را می سازند، کاملا با هم متفاوتند.

میلاد باقری/ مجله موسیقی ملودی: جزئیات در تمامی اموری که انسان  با آن ها سر و کار دارد اهمیتی وی‍ژه دارند. به عنوان مثال وقتی که یک مسابقه فوتبال را از تلویزیون تماشا می کنیم، ادراک بهتری از موضوع داریم چرا که تمامی اتفاقات مهم از چند نما و با سرعت  کمتر به تصویر کشیده می شود و ما قادر به دیدن جزئیات بیشتری از اتفاقات خواهیم بود.

در زندگی امروز ما، به دلیل وجود مشکلات بسیار زیاد ، نگاه کلی جامعه به مسائل، بسیار سطحی و زودگذر است.انگار همه ما به یک دستگاه Slow motion نیاز داریم تا همه چیز را با دقت بیشتر به جزئیات، بازنگری کنیم!

مقوله مورد بحث در مورد موسیقی بسیار اسفبار تر از سایر حوزه ها به نظر می رسد. چون در جامعه ما عملا هیچگونه توجه و آموزشی در این زمینه در اختیار عموم نیست و این مساله از آن جایی نشات می گیرد که اصولا موسیقی در فضای حاکم بر جامعه ما امری جدی قلمداد نمی شود.هدف از نگارش این مقاله آشنایی عمومی بیشتر با ساختار موزیک است.همچنین کمکی کوچک در راستای نگاهی دقیق تر ،در هر سطحی، به آثار موسیقی ست.

برای آن که از موسیقی لذت بیشتری ببریم و همچنین معیارهایی جهت تشخیص کیفیت آنچه به آن گوش می کنیم،  در دست داشته باشیم ، لازم است نکاتی را در مورد آثار موسیقی، هرچند به اجمال، بدانیم.این نکات به ما کمک می کنند تا یک اثر موسیقی را با جزئیات بشنویم  و بدانیم چرا یک قطعه موسیقی را دوست داریم! . گوش کردن به موسیقی با دقت و تمرکز بیشتر و شناخت مولفه های موسیقایی در هر سطح و کلاسی ،حداقل باعث می شود از روزمره خود فاصله گرفته و به ذهنیت خالق اثر بسیار نزدیکتر شویم و ارتباط جدیدی با دنیای پیرامون خود برقرار کنیم.

اگر بخواهیم بخشی از این مولفه ها را با زبان ساده تر تشریح کنیم می توانیم دو آیتم بسیار اساسی  زیر را نام ببریم:

  • رنگ بندی و بافت: موسیقی مانند هنرهای بصری دارای رنگ آمیزی و بافت است. هر قطعه موسیقی مانند یک تابلوی نقاشی رنگ آمیزی خاص خود را دارد و به لطف تکنولوژی و با ظهور علم الکترونیک و نفوذ این علم به سایر حوزه های انسانی،امروزه هر آهنگساز ابزاری با تنوع بیشتر و همچنین شخصی تر نسبت به گذشته در اختیار دارد . رنگبندی در موزیک دقیقا مانند نقاشی ،  به سلیقه،علم و سبک کاری آهنگساز بستگی دارد. اگر با این نگاه به آثار موسیقی گوش کنیم خواهیم دید که برخی قطعات چقدر دارای تناسب و تنوع در انتخاب سازها و صداها و برعکس برخی دیگر چقدر ساده و پیش و پا افتاده هستند.
  • امروزه ابزار و امکانات صدابرداری نیز کمک بسیار شایانی به رنگ بندی و همچنین بافت آثار می کند. از این بابت که آهنگساز به کمک متخصصین امور صوتی اهم از مهندس صوت ،صدابردار و… ارکستر خود را از لحاظ چینش در طول یک اثر می تواند  بارها تغییر دهد. ویلون ها را به راست و چپ بفرستد. پیانو را دور و نزدیک کند.
    به کمک علم الکترونیک اصواتی خلق کند که تا کنون وجود خارجی نداشته و از این بی نهایت صوتی نهایت استفاده را ببرد.
    melodymag

    با تمامی این اوصاف به نظر می رسد عادت دادن گوش به یک نوع رنگ بندی و صدادهی خاص اشتباه محض است. چرا که بارها دیده شده شنوندگان موسیقی از روی عادت به نوعی خاص از موزیک گوش می کنند و از این دریای بیکران خود را محروم می نمایند.

    در مورد رنگ بندی و بافت موسیقی مطالب و منابع  تخصصی بسیاری وجود دارد که شاید در فرصتی مناسب بتوان بیشتر به آن پرداخت.

  • ریتم : شاید ساده ترین  ادراک عمومی از ریتم ، تاثیر فیزیکی موسیقی روی بدن انسان باشد. از ساده ترین ریتم ها که در  یک اثر با سبک تکنو و با سلیقه کاملا تجاری! ،که متاسفانه بخش عمده ای از موزیک پاپ این روزهای ایران را شامل می شود، تا پلی ریتم های آثار مدرن و معاصر را می توان از لحاظ فیزیکی درک کرد. اثری که آهنگساز آن از علم کافی و  درکنار آن سلیقه قابل تحسین برخوردار باشد، معمولا از تنوع ریتمیک در سازهای مختلف برخوردار است که مجموعه این ریتم ها که یک پلی ریتم را تشکیل می دهند بسیار گوش نواز خواهند بود.پدیده ای که امروزه در موسیقی ما امری فراموش شده است و هرکس بتواند نوایی غمگین را روی ریتمی بسیار معمولی و ساده بخواند می تواند به واسطه رنگ خاص لباس! و ظاهر و به کمک تبلیغات و سرمایه گذاری افرادی غیر موسیقایی  به سرعت در جامعه به مشهوریت برسد! .
  • پیشنهاد من برای درک بهتر این موضوعات گوش کردن جداگانه به لاین های مختلف یک اثر است. به عنوان مثال وقتی که به یک اثر راک یا پاپ گوش  می کنیم با تمرکز روی اثر ،گوشمان را طوری تربیت کنیم که بتواند  لاین های درامز،گیتار باس، پیانو ،پدها ی مختلف،صدای خواننده و… به طور مجزا بشنود و اینگونه می توانیم یک اثر را هم از لحاظ ریتم و هم از لحاظ رنگبندی که قبلا راجع به آن صحبت شد تجزیه و تحلیل کنیم.

    اگر بخواهیم به جمع بندی موارد بالا بپردازیم خواهیم دید هدف از هردو آیتم ذکر شده چیزی جز پرداختن شنونده به جزئیات  اثر نیست ،امری فراموش شده در زندگی امروز ما. روشی که امروزه جای خود را به گوش کردن کاملا سطحی و محدود موزیک در اتومبیل، مهمانی‌ها، تلویزیون و یا از بلندگوهای بسیار بی کیفیت تلفن‌های همراه و یا لپ‌تاپ‌ها، داده است. گویی انتظار عمومی از موسیقی هر آنچیزیست که بتوانیم همراه با آن آواز بخوانیم و ظاهر  خالق اثر مورد تاییدمان باشد!

    • میلاد باقری/ مجله موسیقی ملودی

    نقدی بر مقوله پاپ در موسیقی امروز ایران

    melodymag

    میلاد باقری/مجله موسیقی ملودی: هر اثر موسيقي، صرف نظر از سبك و ژانر، داراي ساختار منحصر به خود است. جهت سنجيدن اين ساختار، معيارهايي وجود دارد كه مساله خوب بودن و يا نبودن اثر را از سليقه مخاطب جدا مي كند. اگرچه اين موضوع در موسيقي پاپ،همانطور كه از اسمش پيداست، كاملا سليقه محور بوده و آثار موسيقي در اين حوزه بر اساس اقبال عمومي مورد سنجش واقع مي شوند.اما نكته اي كه از ديد پنهان مي ماند سطح ادراك جامعه و مخاطبان عام از موسيقي است كه خود همانند يك فيدبك دوباره به حوزه توليد اثر بازگشته و اگر انتظار عمومي از توليدكنندگان موسيقي در سطح بالايي قرار گيرد آثار توليدي از كيفيت بالاتري بهره خواهند برد و بالطبع آثار بهتر سليقه جامعه را ارتقا مي بخشد و اين دو مقوله به طور مداوم در حال اثرگذاري روي يكديگرهستند.

    موسيقي پاپ در جامعه امروز ايران تفاوتي آشكار با سال هاي ابتدايي شكل گيري اين سبك در اواخر دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ و همچنين موسيقي روز دنيا دارد و اين تفاوت ،صرف نظر از گذشت زمان و تغيير نيازهاي جامعه كه دلايل بسيار قابل تاملي مي باشند، در ساختار كلي آثار است. براي بررسي دقيق تر اين تفاوت ها لازم است نگاهي دقيق تر و در عين حال اجمالي به اجزاي يك اثر پاپ بيندازيم:
    ۱- ملودي اصلي: اولين پديده اي كه در يك اثر پاپ به چشم مي آيد ملودي حاكم بر آن است كه برجسته تر از ساير اجزاي همراهي كننده كاملا خودنمايي مي كند.اين مساله تا حدي در اقبال يك اثر تاثير دارد كه اخيرا در معرفي آثار پاپ ديده مي شود كه كلمه آهنگساز به كلمه “ملودي” تبديل شده است!
    ۲- صداي خواننده: دومين پديده اي كه از ديدگاه عموم در يك قطعه خودنمايي مي كند صداي خواننده و يا به اصطلاح وكال است كه البته امري مهم در موسيقي پاپ محسوب مي شود زيرا اين ژانر از موزيك اصولا وكال محور است.بالاخص در موزيك پاپ ايراني كه ملودي هاي وكال عمدتا برگرفته از موسيقي سنتي و محلي است و انتظار عموم از خواننده كسي ست كه بتواند گوشه ها و دستگاه هاي ايراني را خوب بخواند،در يك قطعه حتما خواننده از اوج توانايي خود در خواندن استفاده كند و به اصطلاح صداي گرمي داشته باشد!
    ۳- ترانه: پديده اي ادبي در حوزه موسيقي، اصولا ترانه به شدت روي شنونده موزيك پاپ تاثيرگذار است اگرچه هيچ ارتباط مستقيمي با علم موسيقي ندارد و نهايتا مي تواند به شناساندن يك اثر از لحاظ محتوا و فضاي ذهني خالق اثر كمك كند و هيچگونه كمكي از لحاظ ساختاري به موسيقي نمي كند مگر نهايتا از لحاظ هجا و وزن روي ريتم كلي اثر تاثيرگذار باشد.
    ۴- تنظيم: تنظيم يا آراژمان،يا در واقع هارموني كلي اثر امري نسبتا ناشناخته براي مخاطب عام است چرا كه در جوامعي مانند جامعه كنوني ما كه موسيقي مقوله اي نوپا و ناآشنا براي عموم است اصولا هضم كامل هارموني و ريتم توسط شنونده، كاري آسان به نظر نمي رسد .
    ۵- كيفيت صوتي: آنچه در استوديو اتفاق مي افتد اعم از مقوله ضبط،ميكس و مسترينگ منجر به كيفيت صوتي و يا به اصطلاح صدا دهي اثر مي‌شود.
    melodymag

    عناويني كه در بالا به آن ها اشاره شد جزو اجزاي اصلي و برجسته آثار پاپ مي باشند. اما سوال اينجاست كه در وضعيت كنوني موسيقي در جامعه ما، به مسائل عنوان شده بالا از طرف توليدكنندگان و شنوندگان آثار، در چه سطحي و با چه حساسيتي توجه مي شود.
    اگر بخواهيم كوتاه و اجمالي وضعيت فعلي موزيك پاپ ايران را مورد بررسي قرار دهيم مي توانيم به ضعف ۴ عنوان اول و وضعيت نسبتا بهتر كيفيت صوتي اشاره كرد كه متاسفانه به علت عدم بهره بردن درصد بيشتري از مردم جامعه از ابزار صوتي مناسب و استاندارد، عملا بخش اعظمي از جامعه تفاوت چنداني بين كيفيت استاندارد و غير استاندارد صوتي قائل نبوده و تمايل چنداني به خريد سي دي هاي اوريجينال علي رغم قيمت بسيار ناچيز(كمتر از يك بسته سيگار!) نشان نداده و موزيك بدون شناسنامه كپي شده و MP3 بي كيفيت و بعضاً فله اي(!) را كه حتي نام صاحب اثر در آن مشخص نيست، ترجيح مي دهند.
    حال به ۴ عنوان ديگر غير از گزينه كيفيت صوتي مي پردازيم.از ضعف هاي آشكار جريان موزيك پاپ فعلي كشور،ضعف ملودي اصلي است. اين ضعف منجر به تاريخ مصرفي شدن موزيك و ظهور و ناپديد شدن پديده هاي موسيقي يكي پس از ديگري، مي شود. پديده هايي كه به واسطه امري غير موسيقايي – از جمله موزيك ويدئو هاي مجلل و پرهزينه، سبك ظاهر و يا لباس خاص و… – به معروفيت رسيده و به همان سرعت به دست فراموشي سپرده مي شوند. اين ضعف همچنين در تنظيم و تكنيك هاي وكال نيز كاملاً مشهود است. از نكات بارز اين ضعف ها مي توان به كنسرت هاي ضعيف كه تنظيم اركستر زنده شباهتي به ورژن آلبومي نداشته و خواننده كه به طور مكرر فالش مي خواند اشاره كرد.
    آنچه كه در اين شرايط مفيدترين و كوتاهترين راه حل براي طرفين مرتبط با موضوع،اعم از توليد كننده و شنونده، به نظر مي رسد پرداختن بيشتر و دقيق تر به آثار برتر موزيك دنيا در تمامي سبك ها و نه فقط سبك پاپ است. چرا كه براي خلق كردن ملودي هايي اگرچه ساده ولي ماندگار مانند آنچه در موسيقي ونجليس، كيتارو و بسياري از آثار توليد شده در دنيا مي شنويم نياز به تربيت شنيداري و تمركز بر روي موسيقي داريم. تمركزي كه اين روزها بيشتر بر روي تيپ و ظاهر خوانندگان، تبليغات، ساخت موزيك ويدئو، طراحي سايت و صفحه فيسبوك، عكس هاي سينمايي و… قرار گرفته تا پديده موسيقي.

    • ميلاد باقري/ مجله موسیقی ملودی