آلبوم ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی برومند

radif-navazi

آلبوم موسیقی «ردیف نوازی: ردیف میرزا عبداله به روایت نورعلی برومند» از سوی موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شده است و نوازندگی تار آن‌را استاد «حسین علیزاده» برعهده دارد. مدت این آلبوم در پنج لوح فشرده، ۳۵۵ دقیقه و ۳۵ ثانیه است.

نگار بوبان: از نخستین باری که ردیف موسیقی ایرانی روی نوار کاست عرضه شده، سال ها می گذرد. اجراهای مختلف و چند روایت آوازی و … هم در این سال ها به همت موسیقی دانان و ناشران به دست اهل موسیقی رسیده است که خوش اقبالی نسل جدید جویندگان موسیقی دستگاهی ایران به حساب می آید؛ بخصوص اگر به یاد بیاوریم که موسیقی جویان یک نسل پیشتر برای آموختن هر گوشه آن چه می کرده اند. اکنون هم روایت «برومند» از ردیف« میرزا عبداله» با اجرای تار « حسین علیزاده» برو روی لوح فشرده آمده است که البته در سال ۱۳۷۱ ضبط شده و پیش تر توسط همین ناشر بر روی نوار کاست به بازار عرضه شده بود. ناگفته پیداست که مراجعه به هر کدام از گوشه های هر دستگاه و تکرار آن بر روی نوار و لوح فشرده چه میزان تفاوت دارد(!) و همین به تنهایی انتشار مجموعه ی فوق را به خبری خوش تبدیل می کند. به اضافه ی این که ردیف میرزا عبداله با همین روایت( و با اجرای همین موسیقی دان) با سه تار در دست است و امکان مقایسه با آن نیز فراهم شده است… و صد البته که از دفترچه و طرح جلد چشم نواز و قاب مناسب آن هم نباید گذشت.

هدف از ضبط اجراها و روایت های گوناگون ردیف، شاید در ابتدا حفظ آن از فراموشی بوده باشد. اما قطعا در حال حاضر اهل موسیقی از این نگرانی آسوده شده اند و هدف از نشر ردیف، دیگر حفاظت از نوعی موسیقی در حال رکود نیست، بلکه بیشتر تثبیت این مجموعه به عنوان یک منبع آموزشی است؛ همان گونه که از توضیحات داخل دفترچه ی این اثر و نوشتار علیزاده درباره ی واژگان مربوط به ردیف و نحوه ی انتقال و آموزش آن بر می آید، خود ناشر هم مجموعه های ردیف دستگاهی را با انواع روایت ها و اجراهای آن ، در گروه آثار آموزشی اش انتشار می دهد که شاید بناست در کنار نت نوشته های ردیف، محتوای آموزشی کلاس های موسیقی ایران را فراهم کند. اضافه بر این استفاده (که البته جای بررسی هم دارد)، مجموعه های منتشرشده ی ردیف بخصوص در سال های اخیر علاوه بر منابع آموزشی به منابع تحقیق در باره ی موسیقی ایران هم تبدیل  شده اند و ارایه ی این اجرا روی لوح، به منابع پژوهش هم افزوده است.

اما یک پرسش می ماند: آیا ردیف دستگاهی دیگر کاملا به منبعی آموزشی تبدیل شده است؟ یا از ردیف موسیقی دستگاهی ایران اجرای غیر آموزشی و غیر پژوهشی نیز مقبول است؟ اجرایی که نه برای ارجاع و تحلیل و نه برای تکرار و به خاطر سپردن به دست مخاطب موسیقی برسد.

  • فرهنگ و آهنگ

جمشید شیبانی، پیوند دهنده نغمه ایرانی با ریتم

jamshid-sheibani

دو سال از درگذشت «جمشید شیبانی»، یکی از نخستین مبشران موسیقی پاپ در ایران می‌گذرد. ولی گمان نمی‌کنیم نسل جوان امروز چیز زیادی از زندگی او و نقش او در پیدایی موسیقی پاپ بداند.

محمود خوشنام: موسیقی پاپ در ایران از همان آغاز یعنی از دهه اول قرن جاری خورشیدی به دو شاخه اصلی تقسیم شد. شاخه نخست ‌از بدنه موسیقی سنتی و نیز موسیقی عامیانه شهری (کوچه و بازار) بیرون می‌زد و کسانی چون «جواد بدیع زاده» و «اسماعیل مهرتاش»، آن را نمایندگی می‌کردند. دوم شاخه‌ای که بیشتر بر موسیقی سبک اروپایی تکیه می‌کرد و مبشرانش «مجید محسنی»، «حمید قنبری» و «جمشید شیبانی» بودند. هر دو شاخه پس از هشتاد سال هنوز در قلمرو موسیقی پاپ حضور دارد، اگر چه در درون هر کدام، شاخه‌های متنوع دیگری پدید آمده است.
کارورزان شاخه دوم هر سه در هنرستان هنرپیشگی تحصیل می‌کردند و از سال ۱۳۱۷ به ترانه پردازی و ترانه خوانی‌های پیش پرده‌ای پرداختند. توفیق در این کار آنها را به ساخت و پرداخت ترانه‌های مستقل و جدا از صحنه ترغیب کرد.
جمشید شیبانی (۱۳۸۸-۱۳۰۴) این کار را با همکاری «نعمت‌الله مین باشیان»، افسر موسیقی‌دان، انجام می‌داد و آهنگ‌هایی را با ریتم‌های غربی و در پیوند با شعر فارسی می‌خواند. خوانده‌هایش، که بر روی صفحه می‌آمد یا از نخستین فرستنده رادیویی (از سال ۱۳۱۹) پخش می‌شد، با استقبال جوانان روبرو می‌شد. خودش می‌گفت که این کار واقعا در آن زمان نوآوری بود:
«روزهای جمعه، ساعت دوازده ملوک ضرابی می‌خواند، ساعت یک بعداز ظهر من می‌خواندم و ساعت دو بعد از ظهر قمرالملوک وزیری! من جوان کم سن و سال، بین این غول‌های سنتی می‌ایستادم و ترانه‌های نو می‌خواندم!»

جمشید شیبانی با پایان گرفتن جنگ دوم جهانی، در سال ۱۳۲۵ (پایان سال ۱۹۴۶ میلادی)، با یک کشتی جنگی به اتفاق یازده ایرانی دیگر رهسپار نیویورک شد تا در آنجا در رشته پزشکی تحصیل کند و به سفارش مادرش «دکتر» بشود. ولی شوق و علاقه به هنر، گریبان او را رها نکرد و بیشتر وقتش را در کالج سانتا مونیکا و در دانشگاه یو سی ای ال، در کالیفرنیا صرف آموختن سینما و شگردهای فیلم‌سازی کرد و البته کار موسیقی را نیز ادامه می‌داد.

jamshid-sheibani-02

شیبانی برای آن که بتواند راحت‌تر در آمریکا زندگی کند، کارت خبرنگاری مجله معروف «تهران مصور» را نیز به همراه داشت. به یاری همین کارت توانست در سال ۱۹۴۷ به عضویت کانون خبرنگاران خارجی در آید. از آن پس روابط حسنه‌ای با استودیوهای فیلمبرداری برقرار کرد و با تنی چند از بزرگان هالیوودی به گفتگو نشست. (همه این گفتگوها، با عکس و تفصیلات در تهران مصور آن سال‌ها چاپ شده است.)
او حتی در یک فیلم از «همفری بوگارت» شرکت جست و نقش یک سرباز ترک را بازی کرد.

  • تجربیات جمشید شیبانی در حوزه‌ی موسیقی متن

جمشید شیبانی از سال ۱۳۳۲ تا سال ۱۳۵۵ در جمع، در ساخت و پرداخت ده فیلم مشارکت داشت. بیش‌تر از هر چیز تهیه کننده بود، تعداد کمتری از فیلم‌ها را کارگردانی کرد، و در تک و توکی نیز بازی داشت، ولی تقریبن برای همه آن‌ها موسیقی متن ساخت. «آتش جنوب»، «جوجه فکلی»، «قانون زندگی»، «طلای سفید»، «مستشار جزیره» و «برای تو» از جمله این فیلم‌ها به شمار می‌رود.

اگر چه شیبانی پس از بازگشت از آمریکا هم‌چنان به کار ترانه سازی و ترانه خوانی می‌پرداخت، ولی کارش اهمیت آن‌چه را که قبل از سفر انتشار می‌داد، پیدا نکرد. زمانه دیگری شده بود و جامعه ترانه‌هائی از نوع دیگر می‌پسندید. با این همه یکی دو فقره از کارهایش جاذبه‌ای ماندگار پیدا کرده که یکی از آن‌ها، «سیمین بری» نام داشت و در سال‌های پایانی زندگی از سوی خودش بازخوانی شد.

jamshid-sheibani-02

جمشید شیبانی که از مبتکران موسیقی نو به شمار می‌رفت و خودش به این کار مباهات می‌کرد، از دوستداران پابرجای موسیقی سنتی نیز بود و رابطه‌ای ژرف و خانوادگی با این موسیقی داشت. او فرزند «عنایت‌الله شیبانی»، یکی از سرآمدان تئاتر ایران و نوه دختری «میرزا عبدالله»، ردیف پرداز معروف سنتی بود که استادان برجسته معاصر اغلب از شاگردان او بوده‌اند. او به قول خودش تعلق به «خاندان هنر» داشت و می‌گفت: «هیچ کس بیشتر از او با موسیقی سنتی و گوشه‌های ردیفی آشنائی ندارد.»

شاید از همین روی بود که او از سال‌‌های دهه هشتاد میلادی، انجمنی برای اشاعه موسیقی سنتی در لس آنجلس بنیاد کرد و شاگردان چندی را به ویژه در رشته آواز پرورش داد. موسیقی لس آنجلسی را نمی‌پسندید و فاقد ارزش می‌دانست. به نظر او نه آهنگ‌ها جاذبه داشت و نه شعرهای خوبی با آنها همراه شده بود. می‌گفت: همه بیشتر از آن که به فکر لذت بردن از آهنگ باشند، در فکر رقصیدنند!

jamshid-sheibani-02

جمشید شیبانی در انجمن خود صداهای تازه‌ای را نیز کشف کرده که «فائزه» یکی از آن‌هاست و صدائی با رنگ و بوی صدای دلکش دارد. فائزه ترانه‌های بسیاری از استاد خود را بازخوانی کرده است.

جمشید شیبانی در نوامبر سال ۲۰۰۸ در جشنواره «ترانه‌های نو» که از سوی بنیاد توس در لندن برگزار می‌شد شرکت کرد و چند ماه پس از آن در تیر ماه سال ۲۰۰۹ در غربت از دار دنیا رفت.

  • محمود خوشنام /  بی‌بی‌سی