فناوری جدید تلفن همراه برای موسیقیدانان

melodymag

ابزار جدید Scorecleaner پس از آن که به ملودی شما گوش می دهد به سرعت تمام نت های مربوط به آن ها را برای شما می نویسد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از باشگاه خبرنگاران، محققان موسسه فناوری KTH ابزار جدیدی برای تلفن های همراه ساخته اند که امکان نوشتن ملودی همه موسیقی ها را برای کاربران فراهم می کند و شرایط به اشتراک گذاری آن را به هم به وجود می آورد.

بنابراین گزارش، ابزار جدید Scirecleaner پس از آن که به ملودی شما گوش می دهد به سرعت تمام نت های مربوط به آن را برای شما می نویسد و سپس به شما امکان می دهد نت های به دست آمده را از طریق شبکه های اجتماعی یا پست الکترونیکی با دیگران به اشتراک بگذارید.
سون امتل seven emtel که با همکاری سون آلبک seven Ahlback این ابزار را تولید کرده است و هم اکنون در دانشگاه موسیقی استکهلم تدریس می کند.

چگونه مدرنیسم در موسیقی به تأویل اصوات آیینی رسید؟

melodymag

چندی پیش چهار موسیقیدان متفکر اتریشی یعنی رنالد دپه، پترآبلینگر، گئورگ نوس بامر و کلاوس لانگ در خانه هنرمندان ایران حضور پیدا کردند و در زمینه موسیقی مدرن کارگاه و نشست برگزار کردند.این نشست نه تنها استقبال رسانه‌ها را در پی نداشت بلکه در بعضی موارد با انتقاد شدید آنها هم روبرو شد.
اما از آنجا که این هنرمندان از موسیقیدانان تاثیرگذار این حوزه مطرح می‌شوند، بد نیست که از زبان یک کارشناس موسیقی مدرن، این هنرمندان را بهتر بشناسیم.
«هنگامی که هنر مدرن و به ویژه موسیقی مدرن ظهور پیدا کرد از صفات آن، ایجاد فاصله از موسیقی قدیم و روش انتزاع در ترکیب و تصنیف اصوات بود. موسیقیدانان مدرنیست در اجزاء موسیقی ورود یافتند و قواعد نهاده شده را شکستند و جنسی از موسیقی که یادآور صداهای تکنولوژیک، استنباط‌های غیرمتعارف از صدا و جستجوی زاویه‌های سوبژکتیو بود، را پدید آوردند که روش آنان اغلب مبتنی بر خودبنیادی صرف بود.
موسیقیدانان پست مدرن این رویکرد موسیقیدانان مدرن را مورد پرسش قرار دادند و با گوشه چشمی به موسیقی قدیم، تلفیقی از موسیقی مدرن با بی‌تعصبی به «الزام مدرن بودن» صرف را به وجود آوردند. همچنین تصادف در جهت وقوع موسیقی آنان مورد توجه قرار گرفت و وهم موسیقی مدرن با طنزی خاص آمیخت اما تکیه بر امر تصادف در آهنگسازی به شیوه پست مدرن از وجهه نظر فلسفی قرابت با یکی از پرسش‌های مهم چگونگی تکوین هستی داشت که از ادوار قدیم در اذهان فلاسفه بطور مدام مطرح بود.
از سال‌های ۱۹۵۰ میلادی به مرور زمان موسیقیدانان مدرنی پیدا شدند که با نگاه انسان‌دوستانه و طبیعت‌گرا به روش تکوین آیین‌های موسیقی بازجست نمودند. آنان آگاهانه پس از اخذ مدارک آکادمیک و درک قواعد موسیقی مدرن شیوه پرسشگری را در تصنیف آثار خود پیش گرفتند و شاید نام «آهنگسازان ترانس مدرن» برای آنان مناسب‌تر باشد.
«جان کیج» در قطعه «چهاردقیقه و سی و سه ثانیه سکوت» ساحت زمان را در جوهره خود بدون هیچ تعلق شنیداری، به نمایش می‌گذارد و می‌خواهد حقیقت سکوت را که امری باطنی است، در برابر کثرت اصوات قرار دهد.
ما در چهار دقیقه و سی و سه ثانیه سکوت، زمان را به اعتبار زمان ادارک می‌کنیم. جان کیج با پرسش از ماهیت سکوت و نسبت آن با زمان از قواعد موسیقی مدرن عبور کرد.
وی هم چنین مکان‌مندی اصوات و نارسا بودن تعریف سنتی از زمان را نشان داد. گویی زمان حقیقی در ساحت تهی‌بودگی مستور است و الحان آیینی به طرزی رمز آمیز نفوذ در مستوری زمان دارند و حضور نسبت ذکر و مانترا در آنها از همین روی است.
این زمان یا در سخن درست‌تر این «بی زمانی» همان است که موسیقی مدرن نفی‌اش می‌کند و آهنگسازان ترانس مدرن از کشف آن ذوق زده‌اند.
«اشتوکهاوزن» آهنگساز برجسته آلمانی به مانتراها و ذکرهای ادیان رجوع کرد. او پنجاه و دو اسم مقدس را با اجرای شش خواننده به گونه ذکر و تکرار با نام «اشتمونگ» تصنیف کرد. بسیاری از آهنگسازان بعد از مدرن این نحو توجه به اصوات را پیش گرفتند.

در میان آنها چهار موسیقیدان دعوت شده به خانه هنرمندان ایران از جهت نگاه شهودی به موسیقی بعد از مدرن حائز اهمیت‌اند. گاه به درستی نمی‌توان میان روش آنها و روش آیینی مرزی قائل شد اگرچه گرایش‌های سوبژکتیو در آثار آنان هنوز به گوش می‌رسد و این طبیعت بشر ساکن دوره معاصر است. نکته اساسی جهت‌گیری شهودی این دسته از موسیقی‌دانان است.
«پترآبلینگر» یک قدم جلوتر از گذشتگان خود سعی دارد، گوش مردم معاصر جهان را به شنیدن صداهای طبیعت مانند درختان، باران، خاک، باد و انسان متذکر سازد.
او با حذف تمام پیشداوری‌ها خود، از نو دست به تجربه شنیداری می‌زند و از این جهت تجربه‌ای نوین را در حوزه شنیدار پیشروی مخاطبان می‌گذارد.
پترآبلینگر با رجوع به معرفت شنیداری اصیل آدمی و اصواتی که در آیین‌های گذشتگان وجود داشت و بازسازی آنها و حتی رجوع به نحو شنیدار اصیل «انسان اول» نوعی از روش شنیداری متکی به آیین‌مداری را معرفی می‌کند.
melodymag

یکی از قطعات که در کارگاه او در ایران و در خانه هنرمندان به نمایش درآمد، اپرا برای درختان است. وی طی چندین سال به کاشتن چند درخت مبادرت می‌ورزد، بعد از گذر زمان اقدام به ضبط صداهای آنها در جریان وزش باد و دیگر تحولات طبیعی می‌کند.
این موسیقی عاری از سازهای کلاسیک یا شناخته شده است؛ وی موسیقی خود را به طور مستقیم و در نسبتی حضوری از محضر طبیعت اخذ می‌کند.
«گئورگ نوس بامر» نیز با ترک صحنه و رپرتوارهای معین و با نگاه عمیق به طبیعت صداهای خود را می‌آراید.
قطعه معروف او با اقتباس از سلسله جبال آلپ مجموعه‌ای از دیاپازون‌هاست که هر دیاپازون به تمثیل صدای یکی از کوه‌های این سلسله جبال طراحی می‌شود.
این چیدمان اصوات با نگاهی دقیق به موقعیت جغرافیایی هر یک از کوه‌ها و تطبیق آن با جایگاه دیاپازون‌ها صورت می‌پذیرد.
مردم می‌توانند هر یک از دیاپازون‌ها را که نام کوه‌ها بر آن حک شده ببیند و آن را در صورت تمایل به صدا درآورند. اثر تمثیلی از موسیقی مدرن با ویژگی گذر از مدرنیسم است.
کار دیگر او تمثیل و تشبیه صفحه پیانو به نقشه افریقاست. او اشیایی هم چون خاک ، شن، صدف و … را بر روی پیانو می‌ریزد تا از لابه لای سیم‌ها و کلاویه‌ها بار دیگر نقشه قاره افریقا بر زمین نقش بندد. صدای برخورد خاک و شن و صدف به پیانو تشابهی از حرکت و صیرورت مواد طبیعی جهان است که یک قاره را می‌سازد.
این قطعه ادای احترام به میراث بشری در قاره افریقاست و نیز تعصب به حقیقت اصوات در ادوار باستان را با رویکرد گذر از مدرنیسم نشان می دهد.
«کلاوس لانگ» با طرح پرسش‌های متعدد سمت و سوی آهنگسازی خود را با معارف مشرق‌زمینی پیوند می‌دهد.
او صدا در موسیقی را یک کالا نمی‌داند که باید مصرف شود. رجوع او به امر صدا با تعریف زمان به مثابه مبدأ صیرورت همان استنباطی است که انسان آیینی از وقوع صدا دارد.
کلاوس لانگ با دانش کافی از مشخصات فیزیک صدا صورت اصوات را با دلیل حضور اصوات در جان آدمی جمع می‌زند. مثال او در باب تقلید قبیله‌ای آیینی از رفتارهای آدم‌های ساکن یک ارتش مدرن که هلیکوپترها برای آنها آذوقه می‌آورند، زمینه‌های توجه او به اصوات آیینی را هویدا می‌سازد.
بومیان ساکن جزیره در ازای تقلید از هم نوعان مدرن خود توقع دارند، هلیکوپترها برای آنان نیز ره آوردی بیاورند… اما چنین نمی شود.
تأویل کلاوس لانگ از این رفتار بومیان وضعیت بشر را در دو دوره متباین قدیم و جدید مورد پرسش قرار می‌دهد. توجه به منش آیینی که به اعتبار نسبت انسان با طبیعت است و طبیعت همواره رهاوردهای خود را در درون خود به بخشی از خود در کسوت انسان یا دیگر موجودات عطا می‌کرد.
بومیان پروسه قطع نسبت انسان با طبیعت را طی نکرده‌اند و هنوز چشم به جادوی طبیعت دارند. کلاوس لانگ با رخنه به معنی تفکر آیینی و نشان دادن آن در وضعیتی متناقض در تباین با مفهوم مدرنیته، مبادی تفکر خود نسبت به اصوات را با نگاهی تأویلی ارائه می‌دهد.
«رنالد دپه» دیگر موسیقیدان معاصر اروپایی در باب نسبت میان معرفت دیداری و شنیداری طرح مسئله می‌کند. وی مکان موسیقی را باز می‌کند تا زمان و موضوع نیز وسعت یابد.
انتقال ذهن آهنگساز و تسلط رهبر ارکستر متواضعانه به نوازندگان اهدا می‌شود و نیز نسبت میان دیدار و شنیدار فرای از نگارش موسیقایی در جستجوی نوعی بی‌واسطگی است.
وی «جزء بینی» در تألیف موسیقی را کنار می‌گذارد و «کُلّیِ معماگونه» را جایگزین می‌کند.
رنالد دپه در جستجوی کشف اصواتی است که در جان نوازندگان حیات پنهان دارد. لحظه وقوع موسیقی وی با واسطه جمعی از نوازندگان، قیام ظهوری اصوات است. اگر قیام ظهوری را اگزیستنس بدانیم، رنالد دپه می‌گوید: موسیقی من اگزیستنس اصوات است.»

  • خانه هنرمندان ایران

راه‌هایی برای گوش کردن دقیق و حرفه‌ای موسیقی

melodymag

هر روز از زندگی انسان با تمام روزمرگی های خاص خود، هیچ شباهتی به روز های دیگر ندارد. ممکن است پلان کلی اکثر روزهای زندگی ما یکسان باشد اما تمامی  لحظه ها که  در واقع جزئیات این پلان را می سازند، کاملا با هم متفاوتند.

میلاد باقری/ مجله موسیقی ملودی: جزئیات در تمامی اموری که انسان  با آن ها سر و کار دارد اهمیتی وی‍ژه دارند. به عنوان مثال وقتی که یک مسابقه فوتبال را از تلویزیون تماشا می کنیم، ادراک بهتری از موضوع داریم چرا که تمامی اتفاقات مهم از چند نما و با سرعت  کمتر به تصویر کشیده می شود و ما قادر به دیدن جزئیات بیشتری از اتفاقات خواهیم بود.

در زندگی امروز ما، به دلیل وجود مشکلات بسیار زیاد ، نگاه کلی جامعه به مسائل، بسیار سطحی و زودگذر است.انگار همه ما به یک دستگاه Slow motion نیاز داریم تا همه چیز را با دقت بیشتر به جزئیات، بازنگری کنیم!

مقوله مورد بحث در مورد موسیقی بسیار اسفبار تر از سایر حوزه ها به نظر می رسد. چون در جامعه ما عملا هیچگونه توجه و آموزشی در این زمینه در اختیار عموم نیست و این مساله از آن جایی نشات می گیرد که اصولا موسیقی در فضای حاکم بر جامعه ما امری جدی قلمداد نمی شود.هدف از نگارش این مقاله آشنایی عمومی بیشتر با ساختار موزیک است.همچنین کمکی کوچک در راستای نگاهی دقیق تر ،در هر سطحی، به آثار موسیقی ست.

برای آن که از موسیقی لذت بیشتری ببریم و همچنین معیارهایی جهت تشخیص کیفیت آنچه به آن گوش می کنیم،  در دست داشته باشیم ، لازم است نکاتی را در مورد آثار موسیقی، هرچند به اجمال، بدانیم.این نکات به ما کمک می کنند تا یک اثر موسیقی را با جزئیات بشنویم  و بدانیم چرا یک قطعه موسیقی را دوست داریم! . گوش کردن به موسیقی با دقت و تمرکز بیشتر و شناخت مولفه های موسیقایی در هر سطح و کلاسی ،حداقل باعث می شود از روزمره خود فاصله گرفته و به ذهنیت خالق اثر بسیار نزدیکتر شویم و ارتباط جدیدی با دنیای پیرامون خود برقرار کنیم.

اگر بخواهیم بخشی از این مولفه ها را با زبان ساده تر تشریح کنیم می توانیم دو آیتم بسیار اساسی  زیر را نام ببریم:

  • رنگ بندی و بافت: موسیقی مانند هنرهای بصری دارای رنگ آمیزی و بافت است. هر قطعه موسیقی مانند یک تابلوی نقاشی رنگ آمیزی خاص خود را دارد و به لطف تکنولوژی و با ظهور علم الکترونیک و نفوذ این علم به سایر حوزه های انسانی،امروزه هر آهنگساز ابزاری با تنوع بیشتر و همچنین شخصی تر نسبت به گذشته در اختیار دارد . رنگبندی در موزیک دقیقا مانند نقاشی ،  به سلیقه،علم و سبک کاری آهنگساز بستگی دارد. اگر با این نگاه به آثار موسیقی گوش کنیم خواهیم دید که برخی قطعات چقدر دارای تناسب و تنوع در انتخاب سازها و صداها و برعکس برخی دیگر چقدر ساده و پیش و پا افتاده هستند.
  • امروزه ابزار و امکانات صدابرداری نیز کمک بسیار شایانی به رنگ بندی و همچنین بافت آثار می کند. از این بابت که آهنگساز به کمک متخصصین امور صوتی اهم از مهندس صوت ،صدابردار و… ارکستر خود را از لحاظ چینش در طول یک اثر می تواند  بارها تغییر دهد. ویلون ها را به راست و چپ بفرستد. پیانو را دور و نزدیک کند.
    به کمک علم الکترونیک اصواتی خلق کند که تا کنون وجود خارجی نداشته و از این بی نهایت صوتی نهایت استفاده را ببرد.
    melodymag

    با تمامی این اوصاف به نظر می رسد عادت دادن گوش به یک نوع رنگ بندی و صدادهی خاص اشتباه محض است. چرا که بارها دیده شده شنوندگان موسیقی از روی عادت به نوعی خاص از موزیک گوش می کنند و از این دریای بیکران خود را محروم می نمایند.

    در مورد رنگ بندی و بافت موسیقی مطالب و منابع  تخصصی بسیاری وجود دارد که شاید در فرصتی مناسب بتوان بیشتر به آن پرداخت.

  • ریتم : شاید ساده ترین  ادراک عمومی از ریتم ، تاثیر فیزیکی موسیقی روی بدن انسان باشد. از ساده ترین ریتم ها که در  یک اثر با سبک تکنو و با سلیقه کاملا تجاری! ،که متاسفانه بخش عمده ای از موزیک پاپ این روزهای ایران را شامل می شود، تا پلی ریتم های آثار مدرن و معاصر را می توان از لحاظ فیزیکی درک کرد. اثری که آهنگساز آن از علم کافی و  درکنار آن سلیقه قابل تحسین برخوردار باشد، معمولا از تنوع ریتمیک در سازهای مختلف برخوردار است که مجموعه این ریتم ها که یک پلی ریتم را تشکیل می دهند بسیار گوش نواز خواهند بود.پدیده ای که امروزه در موسیقی ما امری فراموش شده است و هرکس بتواند نوایی غمگین را روی ریتمی بسیار معمولی و ساده بخواند می تواند به واسطه رنگ خاص لباس! و ظاهر و به کمک تبلیغات و سرمایه گذاری افرادی غیر موسیقایی  به سرعت در جامعه به مشهوریت برسد! .
  • پیشنهاد من برای درک بهتر این موضوعات گوش کردن جداگانه به لاین های مختلف یک اثر است. به عنوان مثال وقتی که به یک اثر راک یا پاپ گوش  می کنیم با تمرکز روی اثر ،گوشمان را طوری تربیت کنیم که بتواند  لاین های درامز،گیتار باس، پیانو ،پدها ی مختلف،صدای خواننده و… به طور مجزا بشنود و اینگونه می توانیم یک اثر را هم از لحاظ ریتم و هم از لحاظ رنگبندی که قبلا راجع به آن صحبت شد تجزیه و تحلیل کنیم.

    اگر بخواهیم به جمع بندی موارد بالا بپردازیم خواهیم دید هدف از هردو آیتم ذکر شده چیزی جز پرداختن شنونده به جزئیات  اثر نیست ،امری فراموش شده در زندگی امروز ما. روشی که امروزه جای خود را به گوش کردن کاملا سطحی و محدود موزیک در اتومبیل، مهمانی‌ها، تلویزیون و یا از بلندگوهای بسیار بی کیفیت تلفن‌های همراه و یا لپ‌تاپ‌ها، داده است. گویی انتظار عمومی از موسیقی هر آنچیزیست که بتوانیم همراه با آن آواز بخوانیم و ظاهر  خالق اثر مورد تاییدمان باشد!

    • میلاد باقری/ مجله موسیقی ملودی

    موسیقی چگونه بر روند کاری شما تاثیر می‌گذارد؟

    melodymag

    این روزها موسیقی در هر مکان کاری و در میان همه مشاغل، بیش از هر چیز دیگری قابل دسترس است، اما همیشه اینگونه نبوده است.

    زندگی حرفه‌ای تا اوایل قرن بیستم بدون آهنگ و موسیقی سپری می‌شد.

    در آن زمان به‌تدریج نواختن موسیقی در فروشگاه‌ها و مکان‌های عمومی با ملودی‌های آرام، شروع شد و خرید کردن را برای مردم جذاب کرد.

    در دهه ۴۰ میلادی، شرکت رادیویی موزاک، مجموعه آهنگ‌هایی برای دفاتر کاری ساخت که باعث می‌شد افراد هنگام گوش کردن به آنها در محل کار انرژی بگیرند و سر شوق بیایند.

    اکنون برخی شرکت‌ها مانند مود مدیا، بر این موضوع متمرکز شده‌اند و موسیقیدانان این شرکت‌ها موسیقی‌هایی برای پخش در سالن انتظار، اتاق استراحت یا انبار شرکت‌ها در سراسر نقاط دنیا، می‌سازند، اما حتی اگر ترجیح می‌دهید پشت میزتان و به صورت شخصی موسیقی گوش دهید، باید بدانید این کار به روش‌هایی که ممکن است خودتان نفهمید، بر طرز فکر و کار شما تاثیر می‌گذارد.
    melodymag

    برای مشاهده عکس در سایز اصلی و خواندن نوشته ها لطفاً بر روی آن کلیک کنید

    یادگیری پیانو و آواز موجب افزایش ضریب هوشی کودکان می‌شود

    melodymag

    یادگیری نواختن ساز پیانو و خواندن آواز در کودکان موجب افزایش ضریب هوشی آن‌ها می‌شود.

    مجله فوربس اخیرا نتایج یک تحقیق کانادایی را منتشر کرده که نشان می دهد یادگیری پیانو یا آواز برای کودکان ۶ ساله در یک بازه زمانی ۹ ماهه باعث افزایش در رشد ضریب هوشی آنان شده است.
    در این تحقیق، یک گروه از کودکان ۶ ساله هفته ای یک بار آموزش پیانو یا آواز دیدند، گروهی دیگر هفته ای یک بار کلاس تئاتر و گروه سوم هیچ آموزشی در زمینه هنر نمی دید.

    این روال به مدت ۹ ماه ادامه داشت.
    پیش از این دوره و پس از آن از کلیه این کودکان تست ضریب هوشی استاندارد گرفته شد.

    نتایج نشان داد که کلیه کودکان (صرف نظر از گروهشان) حداقل ۴٫۳ واحد افزایش در ضریب هوشی داشته اند که این نتیجه رشد و تحصیل ۹ماهه در مدرسه است.

    نکته جالب توجه آنجاست که آن گروه از کودکان که آموزش موسیقی دیده بودند، به طور متوسط ۳ واحد رشد بیشتری نسبت به بقیه گروه ها تجربه کرده اند.

    این میزان اختلاف ضریب هوش برای مدت نه ماه بسیار قابل توجه است.
    محققان بر این عقیده اند که آموزش موسیقی نه تنها به فراگیری خود ساز می انجامد بلکه با به کارگیری بخش هایی از مغز که در محاسبات ریاضی، هندسی و .. استفاده دارند باعث افزایش توان ذهنی افراد می شود.
    گلن شولنبرگ از دانشگاه تورنتو معتقد است که در حین اجرای موسیقی ذهن در حال انجام عملیات مختلف و بسیار گسترده (مثلا حافظه، حفظ ریتم، درک فاصله و ابراز احساسات) به طور همزمان خواهد بود، این ممکن است که دلیلی برای افزایش ضزیب هوشی این کودکان باشد.

    جشنواره نواختن موسیقی با اره برگزار می‌شود

    melodymag

    در جریان برگزاری جشنواره موسیقی اره، یک ارکستر شامل نوازنده‌هایی از کشور‌های گوناگون به وسیله کشیدن آرشه به اره‌های بزرگ به اجرای موسیقی پرداختند.

    این جشنواره که حدود ۳۰۰سال قدمت دارد چندی است در نیویورک برگزار می‌شود.

    در این جشنواره مردم عادی نیز می‌توانند از نوازنده‌ها شیوه اجرای موسیقی با یک آرشه و اره را یاد بگیرند.
    melodymag

    گفتنی است اجرای سال ۲۰۰۹ این گروه با نوازندگی ۵۳ اره‌نواز در کتاب رکورد‌های جهانی گینس نیز ثبت شد.

    در اجرای این ساز عجیب نت‌های زیر و بم ازطریق خم‌کردن اره ایجاد می‌شود.

    فواید گوش دادن به موسیقی با هدفون قبل از خواب

    melodymag

    تحقیقات پزشکی جدید نشان می‌دهد که گوش دادن به موسیقی به افراد خسته و بی‌خواب کمک می‌کند تا خواب آرامی در شب داشته باشند.

    به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از خبرگزاری خاورمیانه، تحقیقات پزشکی حاکی است: گوش دادن به موسیقی با هدفون قبل از خواب به افراد خسته کمک می‌کند تا خواب شبانه آرام و خوبی داشته باشند.

    این تحقیقات حاکی است: مغز انسان از نیمکره‌های چپ و راست تشکیل شده است که با یکدیگر با پردازشهای متعادل کار می‌کنند.

    وقتی فردی دچار شوک یا خستگی شدید می‌شود؛ امکان دارد واکنش‌های مغز او نامتعادل شود و در صورت تداوم آن انسان دچار بی‌‌خوابی می‌شود.

    محققان برای شناسایی تأثیر شنیدن موسیقی پیش از خواب به ویژه بر مغز از تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی استفاده کردند.

    پیگیری‌ها نشان داد: فعالیت مغزی افرادی که به طور منظم قبل از به خواب رفتن موسیقی گوش می‌کنند – در مقایسه با کسانی که به طور منظم موسیقی گوش نمی‌دهند- به طور محسوسی به ثبات می‌رسد و از خواب شبانه آرامی برخوردار خواهند بود.

    تصویر خانه‌ای که به هنگام بارش باران موسیقی می‌نوازد!

    ناودان‌های این خانه به گونه‌ای ساخته شده‌اند که در هنگام بارش باران و جاری شدن آب در آن‌ها موسیقی نواخته می‌شود!
    به گزارش مجله موسیقی ملودی خانه‌ای شگفت انگیز طراحی شده است که به هنگام بارش باران موسیقی می نوازد.

    این خانه که توسط سه هنرمند طراحی و ساخته شده است با دارا بودن ناودان های مختلف،به هنگام جاری شدن آب در آنها موسیقی دلنوازی می نوازد.
    melodymag

    عکس‌ موزیسین‌های حمل‌ کننده مشعل المپیک ۲۰۱۲ لندن – بخش دوم

    [imagebrowser id=173]

    المپیک ۲۰۱۲ لندن از سوی تعدادی از موزیسین‌ها نیز حمایت شد. این افراد در حمل مشعل المپیک تا جایگاه ویژه یاری رساندند. هدف اینگونه فعالیت‌های هنرمندان، اغلب اشاعه صلح و دوستی است. همانطور که شعار اصلی المپیک نیز از آغاز و پیدایش، اینگونه بوده است.

    [nggallery id=173]

    عکس‌ موزیسین‌های حمل‌ کننده مشعل المپیک ۲۰۱۲ لندن – بخش نخست

    [imagebrowser id=172]

    المپیک ۲۰۱۲ لندن از سوی تعدادی از موزیسین‌ها نیز حمایت شد. این افراد در حمل مشعل المپیک تا جایگاه ویژه یاری رساندند. هدف اینگونه فعالیت‌های هنرمندان، اغلب اشاعه صلح و دوستی است. همانطور که شعار اصلی المپیک نیز از آغاز و پیدایش، اینگونه بوده است.

    [nggallery id=172]