میثم مروستی: خوانندگی را ادامه می‌دهم

meysam-marvasti

«میثم مروستی» ویولونیست و رهبر ارکستر که قدم در راه خوانندگی گذاشته است بر مصصم بودن خود برای ادامه این راه، تاکید کرد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این هنرمند که به عنوان یکی از برترین نوازندگان ویلن در موسیقی پاپ کنونی ایران شناخته شده است، پس از جدا شدن از گروه احسان خواجه امیری که رهبری ارکستر آن را بر عهده داشت، به علت شایعات به وجود آمده بیش از پیش خبرساز شد اما آلبوم «لحظه های بی هوا» با صدا و موسیقی میثم مروستی کمی از این شایعات را به نفع درگیری های تولید آلبوم خنثی کرد.

او درباره فعالیت هایش در سال گذشته به خبرنگار تک‌نواز گفت: «امسال در کنار ارائه آلبوم که برای من اتفاق خوبی بود چرا که سعی کرده بودم اثری ارزشمند و متفاوت ارائه دهم، کنسرتی که انتهای سال و با فاصله تقریبا ۶ ماه با آلبوم اجرا کردم و استقبال چشمگیر علاقمندان، من را برای ادامه خوانندگی مصمم تر کرد.»

وی افزود: «در همین راستا تصمیم دارم سال آینده آلبوم دومم را که به تازگی استارت تولید آن زده شده است به سرانجام برسانم و اجراهای دیگری را به صورت کامل و وسیعتر داشته باشم.»

مروستی در رابطه با آلبوم جدیدی که در دست تولید دارد اضافه کرد: «هنوز عوامل آلبوم بعدی را به طور کامل انتخاب نکرده ام اما بی شک، با رفع اشکالات اثر قبلی و تجربه ای که در این زمینه کسب کرده ام، موفق تر عمل خواهم کرد.»

خشایار اعتمادی: موسیقی فاخر کماکان مخاطب خود را دارد

melodymag

«خشایار اعتمادی» خواننده موسیقی پاپ گفت: موسیقی فاخر، همچنان مخاطب دارد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی وی در مورد دیدگاهش نسبت به موسیقی در سال گذشته اظهار داشت: «خوشبختانه گرد و غبار تب نیمه دوم دهه ۸۰ در ارزش قائل شدن برای برخی از موسیقی و کلام ها فروکش کرده است و مخاطبین بار دیگر با سلیقه و توجه به موسیقی، اجرا و ترانه از هنرمندان این وادی، آثار قابل تامل طلب می کنند و بر اساس اصل عرضه و تقاضا، همین موضوع سبب ارتقاء سطح کیفی موسیقی طی سال اخیر شده است.»

وی افزود: «من همواره فارغ از «من» ها، برای جریان موسیقی و مسیری که می رود، اهمیت زیادی قائل بوده ام و معتقدم، هر کدام از هنرمندان این عرصه که از لحاظ جایگاه ارتقاء پیدا می کنند، تمامی اهالی موسیقی در آن شریک بوده و این پیامد خوشایند برای همه ما خواهد بود و اگر گاهی نزولی هم وجود دارد، همه ما در آن سهیم خواهیم بود».

خشایار اعتمادی در مورد عملکرد خود در سال گذشته و برنامه های آینده اش گفت: «آلبوم «تو محکومی به برگشتن» پس از ۲۵ ماه تلاش از انتخاب اولین ترانه تا لحظه ارائه، در سال گذشته عرضه شد که با بازتاب خوبی نیز مواجه شد. همچنین برای سال آینده یک برنامه تحقیقی بسیار عظیم در مورد موسیقی دارم که اخبار تکمیلی آن را اعلام خواهم کرد.»

بهرام بیات سال جدید را با «نقطه چین» آغاز کرد

bahram-bayat

بهرام بیات که تا به امروز قطعات «زندگی»، «دلسپرده»، «رویا»، «از پشت دیوار غروب» و «برای آخرین دفعه» با ترانه هایی از رضا هاشمی فرزاد، بابک صحرایی و نازیلا شجاعیان را از او شنیده ایم، سرانجام در اوایل سال جاری آلبوم «نقطه چین» که هشت سال تولید آن به طول انجامید را منتشر کرد که طی دو ماه، به تکثیر مجدد رسید.
به گزارش مجله موسیقی ملودی این آلبوم شامل ۹ قطعه به نام های «ماه و ستاره»، «معنی»، «غروب پاییز»، «دلسپرده»، «عاشق بی افاده»، «مرگ پنجره»، «خوب من»، «نقطه چین» و «مشق وفا» است. رضا هاشمی فرزاد، یغما گلرویی و افشین سیاهپوش به عنوان ترانه سرا در این اثر حضور داشته اند که سید بهنام ابطحی، مازیار عطاریان، کیان مقدم و معراج طبسی آثار آن ها را آهنگسازی و تنظیم کرده اند. سه ترانه از بین سروده های خواننده اثر انتخاب شده و ساخت همین تعداد ملودی نیز را خود او انجام داده است.
آلبوم «نقطه چین» در دو استودیو تهران و بیکران آبی صدا ضبط، میکس و مسترینگ شده است، همچنین این خواننده به زودی تک قطعه «ترانه» را منتشر خواهد کرد.

گفتنی ست بهرام بیات دو قطعه به نام های «دل های شادمان» و «ایران سرافزار» را برای صدا و سیما اجرا کرده که ساخت موسیقی این دو را محمد احمدی بر عهده داشته است. این آلبوم جزء معدود آثاری ست که در کنار پخش در مراکز فرهنگی، قابلیت دانلود و خرید از طریق اینترنت را نیز داراست.

بابک جهانبخش برای اجراهای خارج از کشور آماده می‌شود

melodymag

بابک جهانبخش که سال گذشته با ارائه آلبوم دلنشین «من و بارون» در تیر ماه و دو تک قطعه «بی تو میمیرم» و «تو چشمای منی» ارتباط خود را با طرفدارانش حفظ کرد، یکی از خواننده هایی بود که بیشترین تعداد اجرا را در سال گذشته داشت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این خواننده موسیقی پاپ به خبرنگار موسسه تک‌نواز گفت: «به جز اجراهایی که در تهران داشتیم که خوشبختانه مجموع آن ها جزء بالاترین سانس های کنسرت در سال ۹۱ بود، از ابتدای سال با انجام هماهنگی های لازم، تور کنسرت در شهرستان ها نیز برگزار شد و تا پایان سال حدودا در ۱۵ شهرستان موفق به اجرای برنامه شدیم که هر کدام به نوبه خود راضی کننده و پر مخاطب بودند».
جهانبخش ادامه داد: «برای سال آینده ارائه آلبومی تازه را در اولویت کار قرار داده ایم که البته به علت تمام نشدن آن، زمان انتشارش هنوز مشخص نیست.»

وی در خصوص برنامه‌های آتی خود افزود: «کنسرت های تهران و شهرستان ها را ادامه خواهیم داد به اضافه این که اجرا در چند کشور نیز به برنامه های امسال افزوده شده است و امیدوارم هر کدام به نوعی بتوانند رضایت مخاطبینم را به همراه داشته باشند.»

«چه خوبه حالم» با صدای امیر بیات منتشر شد

melodymag

«چه خوبه حالم» نام تک قطعه ای ست که به تازگی با صدای امیر بیات منتشر شده است. ترانه این اثر را علی فروزان سروده و ساخت موسیقی آن بر عهده محمد احمدی بوده است. پیش از این امیر بیات دو تک قطعه «چرا من رو نمی بینی؟» و «صاحب رویامی» به ترتیب به ترانه سرایی علی فروزان و مسعود اسماعیلی را منتشر کرده بود که قطعه اول از ساخته های شاندیز مهرآبادی و دومین قطعه را محمد احمدی آهنگسازی و تنظیم کرده است.
امیر بیات فرزند استاد اسدالله بیات یکی از خوانندگان به‌نام رادیو  آلبومی با نام «رویای من» را در مراحل پایانی ضبط دارد که شامل ۹ قطعه به نام‌های «تنها نرو»، «حرفی ندارم»، «شک نکن»، «کوچه»، «رویای من»، «برزخ»، «تکرار»، «اتفاق ساده» و «با تو» است. علی فروزان، مسعود اسماعیلی، صابر قدیمی، حسین مؤمن‌کیایی و زهرا زواری ترانه‌های این اثر را سروده‌اند. ساخت موسیقی این آلبوم بر عهده شاندیز مهرآبادی و محمد احمدی بوده است. در این اثر هنرمندانی همچون علیرضا حقیقی، فیروز ویسانلو و احسان اخگراندوز (گیتار)، ایمان جعفری (کلارینت)، محمد احمدی (گیتار الکتریک)، شاندیز مهرآبادی (پیانو)، میثم مروستی و سپهر ارشاد (ویلون) به عنوان نوازنده حضور داشته‌اند.
همچنین میکس و مسترینگ و نظارت ضبط نهایی آلبوم را نیز محمد احمدی انجام داده است.

امیر بیات که تحصیلکرده رشته کامپیوتر است، از شانزده سالگی آموختن ساز گیتار را نزد استاد افشین باقرپور آغاز و سپس رو به یادگیری تنظیم و آهنگسازی نزد استاد علی روشن می‌آورد.

قرارداد میلیون دلاری «ادل» با یک شرکت معروف

adele

«ادل» خواننده بریتانیایی جوان و خوش‌صدای برنده اسکار چند ماهی‌ست که ساکن نیویورک شده است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی شنیده شده که این خواننده برنده جایزه بهترین ترانه متن در اسکار امسال قراردادی ۱۰ میلیون دلاری با یک برند معروف لوازم آرایشی امضا کرده است.

شایعاتی شنیده می‌شود مبنی بر اینکه این ستاره انگلیسی که اکنون چند ماهی است ساکن نیویورک شده است قصد دارد تا ملیت خود را تغییر داده و برای همیشه یک امریکایی باشد.
ادل ۲۴ ساله که مادر یک فرزند است گفته بود به هیچ عنوان اسپانسر هیچ شرکتی نخواهد بود اما به نظر می‌رسد این مبلغ بالای پیشنهادی او را در تصمیمش مردد کرد و در نهایت پذیرفت تا با این شرکت قرارداد امضا کند.
یک دوست نزدیک او می‌گوید : این پول میتواند نقش زیادی در زندگی اقتصادی ادل داشته باشد و برای همین او این قرارداد را پذیرفته است.

در سال گذشته میلادی ادل که درآمدی ۳۲ میلیون دلاری در کارنامه کاری اش داشت از ستاره هایی که برای برندهای معروف تبلیغات می‌کنند انتقاد کرده بود.

او در مصاحبه ای جنجالی اعلام کرده بود هرگز اجازه نمی‌دهد نامش در کنار هیچ برندی دیده شود.
او اکنون نام بزرگی در عرصه موسیقی محسوب می‌شود، وی برنده جایزه اسکار، گرمی و چند جایزه معتبر دیگر در این عرصه بوده است که اعتبار نام ادل را بیشتر کرده و هم‌چنین هر برند تجاری را وسوسه می‌کند تا برای دستیابی به بازار بهتر، از نام او استفاده کنند.

لغو اجرای جنیفر لوپز به دلیل هزینه‌های بالای این خواننده

melodymag

اجرای زنده جنیفر لوپز در مقابل ۶۰ میلیون بیننده به خاطر مخارج گزاف این ستاره هالیوودی لغو شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از پرداد، در خبرها آمده بود که در مراسم افتتاح لیگ مسابقات راگبی امریکا قرار است جنیفر لوپز ستاره نام آشنای موسیقی پاپ اجرای زنده داشته باشد و پیش بینی میشد با توجه به پخش مستقیم این مراسم اجرای او بیش از ۶۰ میلیون بیننده داشته باشد.
بنابرگزارشات به دلیل هزینه گزاف حضور وی در این اجرا مثل اجاره جت شخصی، هتل، و مخارج هیئت همراه وی که شامل گروه موسیقی و رقص، محافظان شخصی، طراح لباس و آرایشگر وی هستند مسئولین این مراسم تصمیم گرفتند شخص دیگری را جایگزین وی کنند، این درحالی است که مدیر برنامه های او میگوید این ستاره ۴۳ ساله امریکایی به دلیل مشغله کاری از اجرای این برنامه پشیمان شده است.

مدیر برنامه های لوپز در بیانیه ای اعلام کرده است تاریخ برگزاری این مراسم با زمان ضبط آلبوم این ستاره معروف تداخل داشته است و به همین علت او تصمیم گرفته است از حضور در این مراسم چشم پوشی کرده تا بتواند آلبوم جدیدش را در فصل تابستان روانه بازار کند.
این درحالی است که برگزار کنندگان این مراسم اعلام کرده اند نمیتوانند هزینه های سرسام آور حضور این ستاره را تقبل کنند و به همین علت تصمیم دارند از پیت بول رپر معروف به جای او استفاده کنند.

نقدی بر آلبوم جدید محسن چاوشی؛ من خود آن سیزدهم

mohsen-chavoshi

نقد آلبوم (من خود آن سیزدهم) محسن چاووشی به نگاشته علی اسفندیار و امیرضرابی را با هم در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم:

نگاهی به اسامی شاعران می‌اندازم. از وحشی بافقی تا مولانا! از واسوخت‌سُرای پُر آوازه دیار یزد تا شاعری که بیشتر عاشق است تا عارف!

وحشی: تکیه و تاکید‌های پایانی هر مصرع (غلط، عبث، بد، خطا) و آن از دست معشوق ِ خونین‌دل، دست‌کشیدن‌ها و پریدن‌ها و رمیدن‌ها از شاخص‌های اشعار وحشی بافقی است که چه دل‌نشین و به‌جا توسط واسوخت‌خوان‌ترین جوان موسیقی ایران خوانده شد! شاید روح وحشی بافقی‌ست که در جسم و جان چاووشی حلول کرده و شاید هم بالعکس، چاوشی در زیر لایه‌های این اشعار آنقدر فرو رفته که این‌چنین، کلامی که می‌خواند قابل باور و پذیرش است. حالا می‌خواهد هر چقدر هم قدیمی و خاک‌گرفته باشند این حرف‌ها.

مولانا: هیچ‌وقت نمی‌توانستم تصور کنم که تلفیق مولانا و چاووشی چنین شاه‌کار دل‌نشین و متفاوتی از آب درآید:”کو به کو”. کار هوشمندانه‌ی ترکیب دو تا از بهترین غزل‌های دیوان شمس و ملودی‌گذاری بر روی وزن‌های عروضی و کلاسیک بیش از پیش نشان داد که چاووشی ملودی‌ساز قهاری‌ست و باید نامش را هم ردیف افرادی چون سیاوش قمیشی، فرید زلاند و حسن شماعی‌زاده قرار داد. لرزش‌های این صدا در هنگام ادای کلمات “خاص و خلاص”  رعشه‌های لذت‌آوری به شنونده منتقل می‌کند و آن “از بر ما گریختی” مانند تلنگری بر تنگ ماهی، آدم را می‌لرزاند و سرهوش می‌آورد. مولانا برای اهل موسیقی پاپ و راک همیشه مایه دردسر بوده! اشعار مولانا دنیای غریب و لامکانی دارد و گزینش و تاویل و تفسیر اشعارش کار هرکسی نیست و این باعث شده بر حق این اشعار ستم‌های زیادی، چه در حوزه ی موسیقی پاپ و راک وچه در حوزه فلسفه وعرفان، برود. ولی چاووشی که قدر هنر و زیبایی را می داند به خود اجازه چنین مداخله‌ای را نمی‌دهد. خودش را به دست مولانا می‌سپارد و این را می‌توان از ملودی قراضه‌چین به خوبی حس کرد. چاووشی بدون هیچ تاویل و دست بردن به مفاهیم مولانا خودش را به دنیای اشعار او می‌سپارد و حتا با کمک گرفتن از تنبور و دف و نواهای موسیقی اصیل ایرانی فضا را برای شنونده آماده می‌سازد. وقتی می‌شنوم”شیرمردا”، می‌گویم اجتماعی ‌رین آهنگ چاووشی! آن هم به مدد آرایه‌ها و کنایات بی‌نظیر حضرت مولانا که سبب شد این شعر به سلامت از فیلترینگ ارشاد گذر کند و به گوش ما برسد.

شهریار: عاشقانه‌های پر سوز و گداز این آلبوم به عهده شهریار است. وقتی یک جوان مجرد می‌خواند “تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار/ گشتم آواره  و ترک سر و همسر کردم” و یا “تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم” خیلی متاثر کننده است. انتخاب این اشعار در گذشته و زمانی که چاووشی هنوز ازدواج نکرده بود نشان از هم‌ذات پنداری عمیق و نزدیکی است که خالق اثر با کلام شهریار پیدا کرده است. ملودی‌هایی که چاووشی بر روی این دو شعر گذاشته به راستی در خور و شایسته است ولی افسوس که تنظیم پر از کلارینت شهاب اکبری هیچ کمک شایانی به فضای شعر زیبای من خود آن سیزدهم نمی‌کند. شاید هدف و تفکرِ در پس این تنظیم، ناشی از تلاش نافرجام شهاب اکبری برای نزدیک کردن حال و هوای این تراک به سمت و سوی موسیقی نواحی آذربایجان  که زادگاه شهریار است، باشد که متاسفانه، آدم را به یاد موسیقی متن فیلم‌های ترکیه‌ای می اندازد و شنونده را به دست حسرت می‌سپارد و حریص می‌کند برای شنیدن تنظیم‌های پیشین این کار (شاید تنظیم محمدرضا آهاری در گوشه‌ای از آن استدیو دارد خاک می خورد…)

باباطاهر: نگار باباطاهر همدانی شاید نقطه جوش خیلی از آنهایی باشد که چاووشی گوش نمی‌دهند. آهنگی که ملودی شیرین در مایه‌های دشتی و تنظیمی در حال و هوای ملودی و موسیقی دهه‌های گذشته دارد. این شاخصه‌ها باعث گوش‌آشنا بودن این آهنگ می‌شود و خیلی‌ها که شاید اصلن از چاووشی خوششان نمی آید را جذب خود می‌کند که ممکن است این کشش دریچه‌ای برای ورود به دنیای موسیقی چاووشی باشد!

خیام: ترس از کاور بودن تنظیم را که کنار بگذاریم، بهترین شیوه برای بیان این چهار بیت همین تنظیم شهاب اکبری است! چهار بیت از خیام بزرگ. بزرگ به اندازه‌ی شکسپیر و گوته و حافظ! رباعیات خیام یکی از پر فروش ترین کتاب‌های دنیاست. چه انتخابی بهتر از این برای اتمام یک مجموعه‌ی موسیقیایی فاخر؟ دو رباعی هشداردهنده و انذارکننده! مخاطبش هم آدمی است! بشر، موجودی که هیچ‌گاه از گذشتگانش درس نمی‌گیرد و دائمن در تلاطم و اغتشاش و خون و خون‌ریزی‌ست. این صدا چه طنین حماسه‌واری دارد! طنینی که در هیچ کدام از آهنگ‌های گذشته از او نشنیده بودیم و باید به چاووشی تبریک گفت که به جای دست‌کاری بیش از اندازه، گلویش را جایگاه فریاد خیام کرد و خطاب به سران و سردم‌داران چنین نکوهشی را سرداد : “شاهان و سران و سروران زیر گلند”

بعد از این آلبوم ، کار برای ادامه دو چندان سخت خواهد شد! گوش‌هایی که از حنجره عزیزش چنین کلام و چنین اشعاری نوش می‌کنند برای‌شان سخت خواهد بود که ترانه‌ای هم‌چون “خلیج ایرانی” (که یک مشت کلمات بی‌معنی و درهم و برهم مثل “آزادی” و “آبادی” را با هم مخلوط کرده بود.) را به جان بخرند. این آلبوم می‌تواند به منزله نقطه صعود ِ دیگری باشد و وانگهی حتا می‌تواند آغاز یک زوال بی‌برگشت را هشدار دهد. انتخاب با خود اوست. یا یک “شیرمرد” بماند یا یک “مردم آزار” شود !

  • کاور، بایسته‌ها و شایسته‌ها:

عابد بسطامی بیشتر از این‌که در زمینه موسیقی مهارت داشته باشد، طراح خوبی است (فرزاد متین/طراح کاور آلبوم ژاکت محسن چاووشی/ مصاحبه باوبسایت چاووشی ها/ دی‌ماه ۱۳۹۰).
و اینک پس از پنج سال بازگشته تا همان نام‌واره (لوگوتایپ) لنگه‌کفش و متاسفم را به رخ این انبوهه خیره‌سر بکشاند! طراح و خواننده این‌بار دست‌به‌یکی کرده تا سِنس نیمه اول دهه هشتاد را به خریداران این حس تسری دهند. چشمک‌زدن‌های خواننده پیش از ریلیز آلبوم و اشاره‌هایی به کاور خاصش این‌بار بیشتر حواس‌ها را پرت خود می‌کند(!). بعد از سورمه‌ای – سفید بودن و فیروزه‌ای – قهوه‌ای شدن و گشتن به سمت زرد – مشکی، این‌بار لجنی(=یشمی)، عابد بسطامی می‌آید، تا نوید خاص‌بودن را بدهد!
پیش از بررسی (نمودار سینوسی، نقطه عطف):
رنگ‌بندی مناسب، تبلیغلات ناشیانه، قوت مقوایی کاور، کدهای پیشواز، فونت نامناسب “من خود آن سیزدهم”، لوگوتایپ جذاب، تایپوگرافی ساده و گیرا، تصویر نه چندان جالب رو، عدم مفهوم‌سازی روی جلد، عکس جذاب استند، پرتی ولت‌ها، تکرار “من خود آن سیزدهم”های پایین کاور…
با رعایت حدود انصاف و درنظرگرفتن حس مثبت به طراح کاور نیز، مابه ازای هر پوئن مثبت در فاکتورهای منفی از موانع گرفتن امتیاز کامل در طراحی خواهد بود. روتین شدن تبلیغات آلبومی (منهای مزیت‌های آن برای تهییه کننده) یک ضعف است! البته نه از جانب طراح.(طراح فقط عامل است). لیکن وجود کدهای پیشواز (که شاید) سود چندانی به دنبالش نیست، بیش از پیش بر نقاط ضعف یک طراحی پافشاری کند. که البته در این یک مورد، ترکیبی از زرد ایرانسلی(!) و یشمی زمینه (این رنگ در برخی کاورها تیره‌تر و دربعضی روشن‌تر مشاهده شد)، در نگاه نخست قدری از آن ذوق‌شکنی بکاهد. فونت کوفی “سیزده” کشیده شده در استند ۲ و ۳ آن هم با تاری حدودن ۶۵ درصد و درحاله‌ای از ابهام بودنش به نوعی تداعی‌گر نحوست این “۱۲+۱” است(!)
هرچند لیست نوازندگان (که معمولن در بک کاور درج می‌شود) و آن تیبل پررنگ کدها سبب پرکردن فضاهای پرت استندها شده، اما می‌توانست جای خود را به ابیات دهد. عکس افکتیو و اسپلش شده و چه بسا خاص (خاص نه هم‌سنگ سلطان!) در استند چهارم می‌توانست جای‌گزین عکس بی‌حال روی کاور باشد! تا بیننده به هنر هرچه بیشتر طراح واقف شود. این است که نمودار سینوسی خوبی‌ها و بدی‌ها این‌بار با هم‌سویی نکات مثبت و منفی در نقطه عطف قرار می‌گیرد و همین حد تعادل، بستر را برای پیشرفت‌های آتی فراهم می‌کند (انشاا…).

  • علی اسفندیار – امیرضرابی/مجله موسیقی ملودی

چهره‌های قدیمی موسیقی «پاپ» کجا رفتند؟

melodymag

هفته قبل چند تن از چهره های قدیمی موسیقی با انتشار آثار جدیدشان، بازگشت خود را به بازار موسیقی جشن گرفتند اما کسی خبری از ستاره های نسل های قدیمی موسیقی کشور دارد؟ آنها مشغول چه کاری اند و چرا خبری از آنها نیست؟ همشهری آنلاین در این خصوص پرونده‌ای مطبوعاتی را کار کرده است که با هم آن‌را در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم.

ستاره های نسل های گذشته موسیقی ایران بودند که رفته رفته و با ورود سبک های روز موسیقی جهان به کشور، بار و بندیل را بستند و بی خیال ادامه فعالیت های هنری شان شدند.

چهره هایی که شاید ورود تکنولوژی روز موسیقی جهان و تولد ستاره های موسیقی، بزرگترین ضربه را به آنها زد و حالا معلوم نیست در کدام شرکت یا موسسه ای به عنوان یک کارمندساده یا یک مربی آموزشگاه موسیقی مشغول به فعالیت اند. این پرونده کوچک را تا انتها بخوانید.

  • سعید شهروز: ماجرای یک لوستر فروشی

گذشته: انتشار یک قطعه جدید در هفته گذشته از این خواننده، سوژه اصلی گزارش این دو صفحه شد. خواننده ای که خیلی ها از او به عنوان یکی از با استعدادترین چهره های بعد از انقلاب یاد می کردند و انتشار آلبوم های متعدد و استقبال قابل توجهی که از آثار او از سوی مخاطبان نسل اول موسیقی پاپ کشور شد، نوید تولد ستاره ای بزرگ و دست نیافتنی را به اهالی موسیقی داد.

ستاره ای که آلبوم هایش یکی پس از دیگری روانه بازار موسیقی کشور می شد و حتی استقبال به حدی بود که گاهی او به سالی یک آلبوم هم اکتفا نمی کرد و دورخیز عجیبی برای انتشار دو اثر در سال را برداشته بود. همه چیز بر وفق مراد بود و تهیه کننده «لاله زاری» اش هم مثل کوه پشت سرش بود و با حمایت های همه جانبه اش، اجازه نمی داد که آب در دل خواننده اش تکان بخورد.

«سعید شهروز» با آلبوم های پرطرفدارش به شماره یک بازار تبدیل شده بود و انتشار آلبوم «غزلک» و موفقیت بزرگ آن در بازار باعث شد او دیگر در بین چهره های آن زمان، دست نیافتنی شود.کنسرت های این خواننده بیشترین مخاطب را داشت و آلبوم هایش انتخاب اول بسیاری از اهالی موسیقی بود.

اما بحران از زمانی شروع شد که دیگر لاله زار، آن لاله زار قدیم نبود شرکت ها و موسسه های فرهنگی هنری، جایگزین شرکت های سنتی این راسته بازار شدند. تزریق دانش روز موسیقی هم مزید بر علت شد تا آرام آرام فروشگاه های لاله زار جمع و جور کنند و بی خیال ادامه فعالیت هایشان شوند.

خواننده های آن دوره هم یکی یکی از دور خارج شدند و نبود سرمایه گذار و حامی باعث می شد شرایط روز به روز بدتر و بدتر شود. تبدیل شدن دفتر شرکت حامی «سعید شهروز» به لوستر فروشی (!)، شروع نزول پله ای این خواننده بود.

شهروز به رغم استقبال بسیاری از تهیه کننده ها برای همکاری با او، ترجیح داد به صورت انفرادی فعالیت هایش را ادامه دهد و حتی در مقاطعی باز هم توانست موفقیت های قبلی را تکرار کند. انتشار آلبوم «بی خوابی» با حضور چهره هایی چون «بهروز صفاریان» آخرین فعالیت رسمی این خواننده بود که با وجود استقبال اهالی موسیقی، آخرین فعالیت رسمی او به شمار می رود و حدود پنج سالی هست که دیگر شهروز غایب بزرگ بازار موسیقی کشور است.

او سه سال پیش کنسرت بزرگی را هم در تهران روی صحنه برد و باز هم استقبال دوستدارانش را از این برنامه شاهد بود ولی ظاهرا قصه دوری این خواننده از بازار، پشت پرده های کشف نشده ای دارد. همه هزینه های کنسرت آخر این خواننده را خود او تقبل کرده بود و ظاهرا نتایج جالبی را هم بعد از این اجرا از لحاظ مالی به دست نیاورده بود. همین اتفاقات او را دلزده از بازار کرد تا خواننده پرطرفدار نسل اول موسیقی پاپ، این روزها هیچ فعالیت رسمی در بازار موسیقی نداشته باشد.

melodymag

حال: هفته گذشته سعید شهروز بعد از مدت ها قطعه «رفیق روزهای تنهایی» را به صورت تک قطعه منتشر کرد تا موجی از شادی در سایت های هواداری این خواننده به وجود بیاید. خبر به سرعت در شبکه های اجتماعی نقل شد تا این خواننده بالاخره به حرف بیاید و از دلایل سکوت طولانی اش پرده بردارد: «این روزها با اوضاع و احوالاتی که موسیقی دارد، دل و دماغی برای کار باقی نمی ماند. شرایط نامتعادل و نامطلوب عرصه مجاز، موجب دلسردی شده است. مدت ها روی کارها زمان و انرژی می گذاریم اما فضای مناسبی برای تبلیغ و عرضه وجود ندارد اما به هر حال مشغولم و در حال تهیه و تدارک آثار جدید هستم اما دلیل بازگشتم فقط و فقط لطف دوستداران قدیمی خودم است که به من انرژی دادند. امکان نداشت بدون حضور آنها دلیلی برای بازگشت داشته باشم.»

آینده: گفته می شود این خواننده در تدارک انتشار آلبوم دیگری است که در آن باز هم قرار است با «بهروز صفاریان» همکاری کند. او فعلا هیچ فعالیت رسمی و غیررسمی در بازار موسیقی کشور ندارد و ظاهرا در همان شغل اصلی اش «کارشناس مالی» در حال فعالیت است.

  • قاسم افشار: قرمزته!

گذشته: خیلی از مخاطبان قدیمی موسیقی پاپ هنوز لحظه اولین اجرای زنده «قاسم افشار» را به یاد دارند. از همان روز بود که این خواننده طرفداران زیادی را برای خودش در سراسر کشور به دست آورد. «وقف پرنده ها» از جمله معروف ترین آثار این خواننده است که همچنان از رسانه های داخلی پخش می شوند اما این خواننده هم مثل بسیاری دیگر از هم نسلانش، به محض ورود بازار موسیقی به فضاهای روز و مدرن، در سکوتی عجیب فرو رفت و دیگر خبری از انتشار آثار یا اجراهای زنده اش نیست.

حال: بیش از چهار سال است که خبر انتشار آلبوم «سکوت خیس» با صدای این خواننده در حال انتشار در رسانه هاست و این آلبوم با وجود گذشتن این همه سال به دلایل نامعلوم هنوز در بازار موسیقی کشور منتشر نشده است. به نظر نبود اسپانسر مالی و تهیه کننده، باعث شده که افشار فعلا دست نگه دارد و آلبومش را همینطور به تعویق بیندازد.

آینده: افشار این روزها شغل «مشاوره دادن به جوانان عشق موسیقی» را انتخاب کرده و گاهی هم در انجمن های شعرخوانی و کارگاه های ترانه دیده می شود. هیچ آینده مشخصی درباره او، آثارش و اینکحه اصلا تمایلی به بازگشت به عرصه صدا و خوانندگی دارد، وجود ندارد. او خیلی به ندرت حاضر به گفت و گو با رسانه هاست و سال هاست که با هیچ نشریه تخصصی ای صحبت نکرده. هر چند او هم مثل شهروز هفته قبل در سکوت کامل خبری و بدون هیچ تبلیغاتی تک قطعه «خدانگهدار» را به صورت اینترنتی منتشر کرده.

  • امیر تاجیک: «جیغ» اش درنیامد

گذشته: «امیر تاجیک» با ترانه معروف «زیر آسمان شهر» یک شبه به یکی از ستاره های زمان خودش تبدیل شد و با انتشار آلبومی به همین نام و اجراهای فراوان، رسما به یکی از محبوب های زمان خودش تبدیل شد. این خواننده در مدت زان کوتاهی و با تکیه بر محبوبیت بالای «زیر آسمان شهر» توانست در اکثر شهرهای کشور روی صحنه برود و اجراهای فراوانی داشته باشد. با اتمام مجموعه «زیر آسمان شهر»  دوران اوج کاری این خواننده هم به اتمام رسید تا او برای ادامه فعالیت های خوانندگی اش، تصمیمات جدیدی بگیرد. حضور در ژانری جدید و به قول «تجربه فضاهای جدید». بیش از شش سال است که خبر انتشار آلبوم «جیغ» با ویدئوهایی عجیب منتشر می شود ولی خبری از انتشار آلبوم نیست.

melodymag

حال: تاجیک این روزها با حضور در اجراهای ارگانی و جشن های سازمان ها خوانندگی اش را ادامه می دهد و همزمان در حال کار روی آلبوم خودش هم هست. آلبومی که در آن برادرش «امید تاجیک» همه کاره است.

آینده: روی برخی قطعات آلبوم جدید این خواننده خط قرمز دفتر موسیقی خورده تا تاجیک با تغییرات گسترده، مراحل نهایی آلبومش را ادامه دهد. نام آلبوم را به «زندگی تموم شده» تغییر داده و درباره زمان انتشار آن می گوید: «آلبوم جدید من با عنوان «زندگی تموم شده» به زودی پخش می شود.

در این آلبوم که شامل ترانه هایی از علیرضا حسینی، افشین یداللهی و اشکان شب افروز است، امید تاجیک یک قطعه تک خوانی داشته. همچنین برای انتشار آن از کلیپ هایی که ساخته ایم، استفاده خواهیم کرد. ۱۰ قطعه موجود در آلبوم از بین قطعات بسیاری انتخاب شده است. البته بعد از چندین سال به انتشار این آلبوم اقدام کرده ام، چون قصد داشتم موسیقی خود را با فرم و ترکیب جدیدی به دوستداران موسیقی پاپ عرضه کنم.»

  • دیگران: به یاد من باش …

چهره های دیگر زیادی هم بودند که در این گزارش می شد از آنها نامی به میان آورد؛ چهره هایی چون امیر کریمی، کجتبی کبیری، چنگیز حبیبیان و بسیاری دیگر از چهره های قدیمی که هر کدام به نوعی در دوره ای خاص توانسته بودند موجی در بازار راه بیندازند و خودی نشان دهند و این روزها خبری ازشان نیست.

  • امیر کریمی

سه سال سه سال قبل آخرین آلبومش را وارد بازار کردو در حالی که پیش بینی می شد با توجه به صدای تمیز و لحن خاص او، آلبومش مورد توجه قرار بگیرد، «دوباره مهتاب» شکست تجاری سنگینی خورد تا خواننده خوش صدای این اثر، سراغ آموزش تکنیک های خوانندگی برود و با همان قطعه پرطرفدار «تهران»، رزومه کاری اش را همه جا ارائه دهد.

  • مجتبی کبیری

سه سال قبل با انتشار «نیم نگاه» باز هم سعی کرد موفقیت های ویژه «معرکه» را تکرار کند ولی مشخصا دیگر نتوانست حتی به نزدیکی آن اتفاق های خوب هم برسد تا آلبوم «ساز مخالف» (یا همراهی مریم حیدرزاده)، آخرین اثری باشد که از این خواننده در ذهن مخاطبان موسیقی مانده است. دعوای زرگری او با «محسن چاوشی» در هنگام انتشار آلبوم آخرش باعث نشد که نگاه ها به سمت او برگردد و این خواننده با گذشت بیش از یک سال از انتشار آلبوم آخرش، ظاهرا تمایلی به حضور مجدد در عرصه موسیقی پاپ ندارد.

در این بین چهره هایی مثل چنگیز حبیبیان هم هستند که همچنان در پی به دست آوردن موفقیت های گذشته، با ایده ها و شگردهایی جدید وارد گود شده اند. حبیبیان در آخرین مصاحبه اش، خبر از انتشار آلبومی «آذری – فارسی» داده که «صدام کن» نام دارد و در آن سعی دارد خاطره موفقیت های قطعه «بی تانم» (دردانه ام) را که در مقاطعی توانست با آن طرفداران زیادی را به خود ببیند، تکرار کند.

    melodymag

  • مثال های نقض: می خواهم زنده بمانم …

در طول همه سال هایی که بر موسیقی پاپ بعد از انقلاب گذشته، هنرمندان و چهره های زیادی بودند که با وجود سابقه طولانی شان، در معرض خطر و سقوط بوده اند ولی با تلاش و تصمیمات درست توانسته اند جایگاه خود را حفظ کرده و در بازار کنونی فعالیت کنند.

سردمدار این قبیل چهره ها، خشایار اعتمادی بنیانگذار پاپ بعد از انقلاب بود که با آلبوم «مثل هیچ کس» که با دکلمه «مریم حیدرزاده» به رکورد فروشی بالای یک میلیون نسخه دست پیدا کرد و به مرور جایگاه و موقعیتش در بازار موسیقی جدی تر و رسمی تر شد. او در مقاطعی از دوران عمر هنری اش، با ویدئوهای خوش رنگ و لعاب پیش آمد و آلبوم آخرش را هم با حضور افتخاری رضا صادقی وارد بازار کرد تا همچنان حضور محترمانه ای را در بازار موسیقی کشور پس از نزدیک به دو دهه فعالیت داشته باشد.

محمد اصفهانی را هم می شود در همین دسته طبقه بندی کرد که به رغم بالا و پایین های فراوان و آزمون و خطاهایی خطرناک، توانست با نزدیک شدن به فضاهای الکترونیک و استفاده از چهره های جوان، به حفظ موقعیت و جایگاهش در بازار کمک کند.

مانی رهنما و حمید حامی هم از دیگر چهره هایی هستند که در کنار نیما مسیحا با رو آوردن به موسیقی روز و همسو شدن با نگاه جهانی موسیقی توانستند فعالیت هایشان را پیش ببرند و با حفظ مولفه هایی از قبیل «موسیقی فاخر» و «پاپ – کلاسیک»، جنبه های پاپیولارتری را هم به سبک کاری شان اضافه کنند.

روزهای بد «رضا صادقی» در آستانه مراسم ازدواج

melodymag

رضا صادقی خواننده مطرح و دوست داشتنی موسیقی پاپ، مدتی است به دلیل برخی مشکلات، حضور کمرنگی را برای دوستداران مشکی پوش رقم زده است.

این مشکلات سبب شد این هنرمند علاوه برجشنواره موسیقی فجر، درروزهای پایانی سال ۹۱ نیز نتواند اجرای پر مخاطب خود را به صحنه ببرد. اما روزهای بد سلطان مشکی پوش همچنان ادامه پیدا کرد تا آنکه به “همین…” و منتشر نشدن این آلبوم در سال جاری ختم شد.

علی جعفری مدیر برنامه رضا صادقی در گفتگویی درباره عدم انتشار آلبوم جدید رضا صادقی به خبرنگار شبکه ایران گفت: تمام کارهای آلبوم جدید رضا صادقی انجام شده است و تلاشمان این بود این آلبوم در سال جاری منتشر شود اما بنابه دلایلی تا به امروز مجوز این آلبوم صادر نشده است ولی مسئولین این قول مساعد را به ما داده اند که هفته آینده مجوز آلبوم جدید رضا صادقی صادر شود.
وی ادامه داد: بعد از صدور مجوز این آلبوم شاید روزهای پایانی اسفند ماه زمان مناسبی برای انتشار این کار نباشد به همین دلیل احتمالا این آلبوم در هفته دوم فروردین ماه ۹۱ یعنی بعد از تعطیلات نوروز (که زمان مناسب تری برای انتشار این آلبوم است) به دوستداران سلطان مشکی پوش تقدیم خواهد شد.

مدیر برنامه رضا صادقی از کنسرت این آلبوم در سال آینده خبر داد و افزود: کنسرت رضا صادقی با اجرای قطعات آلبوم جدیدش در اردیبهشت سال ۹۲ بعد از انتشار آلبوم برگزار می شود.
جعفری در پایان تصریح کرد: خبر خوبی برای دوستدارن رضا صادقی دارم و آن هم برگزاری مراسم جشن عروسی این هنرمند موسیقی در ماه جاری است.

بنابراین گزارش رضا صادقی پیش از این از حضور نوجوانان و جوانان با استعداد ایرانی در این آلبوم خبر داده بود و افزود: از جوانان و نوجوانانی در این آلبوم استفاده کرده‌ام که لقب ستاره‌های زمینی را به آن‌ها می‌دهم نه ستاره‌های آسمانی. دو پدیده موسیقی را می‌خواهم به مردم سرزمین‌ام معرفی کنم که یکی از آن‌ها «آرون» نام دارد. یک جوان متولد ۶۸ ولی بی‌اندازه با استعداد از خطه شمال. یک دوست دیگر هم دوست خوبم اقای «شفاهی» که از هموطنان شیرازی من است ولی فوق العاده مستعد و حرفه‌ای.