فرهاد دریا برای زنان افغان کنسرت اجرا کرد

farhad-darya-01

«فرهاد دریا» خواننده پرآوازه افغان به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان برای زنان افعانستانی کنسرتی را برگزار کرد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی این کنسرت در تالار مکتب امانی شهر کابل برگزار شد و ده‌ها نفر از زنان و دختران کابل با استقبال پرشور خود این کنسرت را همراهی کردند.
برگزاری این برنامه برای زنان افغان در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نویدبخش دوره‌ای تازه در زمینه شکوفایی فرهنگ این کشور بود.

زنان افغان در دوره حکومت طالبان بر این کشور، به شدت محدود بودند.

فرهاد دریا هنرمند پرآوازه افغانستان پیش از این نیز در شهر مزارشریف، کنسرتی را ویژه بانوان برگزار کرده بود.
«فرهاد ناشر» با نام هنری فرهاد دریا (زاده ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۲ در کابل، افغانستان) موسیقی‌دان، خواننده، بازیگر و فعال حقوق بشر آمریکایی-افغانستانی و تأثیرگذارترین هنرمند افغانستان از دهه ۱۹۸۰ تاکنون است. او هم‌چنین به عنوان یکی از برترین موسیقی‌دان‌های افغانستان نه تنها توسط موسیقی‌اش بلکه توسط اعمال خیرخواهانه و وطن‌پرستی‌اش نزد مردم افغانستان شناخته می‌شود و از سال ۲۰۰۶ تاکنون سفیر صلح سازمان ملل متحد در افغانستان است.

طرفداران این هنرمند شامل مناطق آسیای مرکزی، ایران، پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان و در غرب بین افغان‌ها و فارسی‌زبان‌ها هستند. دریا به زبان‌های گوناگون شامل پشتو، فارسی، ازبکی، انگلیسی و اردو ترانه می‌خواند. او تاکنون چندین کنسرت را در افغانستان، تاجیکستان، ایالات متحده، امارات متحده عربی، افغانستان وآلمان برگزار کرده است. کنسرت‌های او در افغانستان همیشه رایگان و بدون‌سود اجرا می‌شوند.

ورونیکا زن‌ انگلیسی که موسیقی افغانی را می‌خواند

veronika

ورونیکا دابل‌دِی (Veronica Doubleday) زنی انگلیسی است؛ از همان نوع انگلیسی‌هایی که می‌گویند بدجوری عاشق می‌شوند و وقتی عاشق شدند حتمأ قیامتی برپا خواهند کرد.

رضا محمدی: ورونیکا سال‌ها پیش که خیلی عاشق موسیقی بود. در بارۀ موسیقی خراسانی شنید که چقدر با همه نوع موسیقی فرق دارد، که مثل خودش است و مملو از آمیختگی غریب عشق و دعاست. عشقی زمینی که با نی و دایره و دوتار یکجا می‌شود و همۀ ارکان طبیعت را به شهادت می‌گیرد تا جامۀ سلوکی عرفانی رابپوشد. و این راز شگرف موسیقی خراسانی ورونیکا را به هرات، قلب خراسان قدیم کشاند.

هرات، شهری که خاورشناسان آن را مروارید گوهر خراسان نامیده‌اند. اینها تعبیرات “جان بیلی”، همسر و همکار و همراه ورونیکاست. ورونیکا در هرات سال‌ها ماند. قریه به قریه و ناحیه به ناحیه با مردم هرات انس گرفت و چاربیتی (دوبیتی) و ساز آموخت. و حالا که بعد از سال‌ها در لندن با تو حرف می‌زند، فکر می‌کنی با یک بانوی هراتی سال‌خورده طرفی. با همان لهجۀ خراسانی هراتی که به جای احوال‌پرسی می‌گوید: اشتونی؟ و وقتی می‌گویم: “می‌خواهم باهات مصاحبه کنم”، می‌گوید: “خیر است، مقصد کشال (طولانی) نشود”.
ورونیکا سه نوار کاست آوازهای زنان هرات را خوانده‌ و در انگلستان منتشر کرده‌است: یکی از آنها را من سال‌ها پیش در مشهد دیده بودم، با نام “شیرین دختر مالدار”. خیلی از این آوازها را با قدری تغییر، سیما بینا نیز دربرنامه‌های مختلفش اجرا کرده‌است. موسیقی خراسانی وسیعی که در هر سه طرف مرز افغانستان و ایران و تاجیکستان به یک شکل وجود دارد و هنوز شناسنامۀ هویت فرهنگی مشترکی است که سیاستمداران، مرتب در کتمان آن کوشیده‌اند.

آخرین کار ورونیکا، کتابی است با عنوان “سر کوه بلند فریاد کردم”؛ مجموعه‌ای از بیست و هفت دو بیتی محلی هراتی است که در کنار یا به عنوان شرح حال بیست و هفت عکس منتخب از کلکسیون عکس‌های سازمان “افغان اید” درطی سی سال گذشته ترجمه شده‌اند.

در مراسم معرفی کتاب که در سفارت افغانستان در لندن برگزار می‌شد. ابتدا جان بیلی کار را معرفی کرد. بعد سفیر افغانستان با سخنانی شاعرانه از فعالیت‌های همۀ علاقه‌مندان افغانستان تشکر کرد. بعد ورونیکا هفت نمونه از دوبیتی‌ها را با ترجمه‌هایشان خواند و در آخر به خاطر اینکه بیشتر فضای دوبیتی‌ها را ترسیم کند، دایره گرفت و در کنار جان بیلی که دوتار می‌نواخت، چند قطعه از آوازهای محلی را بازخوانی کرد. و در آخر البته این “افغان اید” بود که تولیدات، کتاب‌ها و صنایع دستی‌اش را برای کمک به ادامه دادن کارهای فرهنگی‌اش به معرض فروش گذاشت.

افغان اید، یکی از قدیمی‌ترین سازمان‌های انگلیسی فعال در افغانستان است که به طور مدام برای جلب کمک به طرح‌‌های خیریه‌اش، برنامه‌های فرهنگی ترتیب می‌دهد.

عکس‌های کتاب ورونیکا دابل‌دِی هر کدام قصه‌ای از زندگی افغان‌ها در طی سی سال گذشته را روایت می‌کنند. تفاوت بزرگ این عکس‌ها با دیگر عکس‌های اینچنینی در بارۀ افغانستان، نگاه از درون و غیر توریستی آنهاست. این عکس‌ها گرفته نشده‌اند که به ژورنال‌ها و نمایشگاه‌ها فروخته شوند. عکس‌های یادگاری گروه کاری مؤسسۀ افغان اید است و به این خاطر طبیعی واقعی است.

دوبیتی‌ها نیز با همین مایه، طبیعی و دلنشینند. هر کدام قصه‌ای با خود دارند؛ قصه‌ای که در خود هزار نگفتنی را نهفته‌است. بدی کار این شاید باشد که خیلی از دوبیتی‌ها دقیقأ به عکس‌ها نمی‌آیند. مثلأ در کنار عکس چوپانی با گوسفندانش، این بیت آمده‌است:

دل عاشق به سان گرگ گرسنه است
که گرگ از هی هی چوپان نترسد

که البته این دو موضوع به هم خیلی مربوط نیستند.

عیب دیگر کار آشنایی شنیداری ورونیکا با شعرهاست؛ به این خاطر آنها را به همان شکل شنیداری باز نوشته‌است. عیب بعدی، خط نستعلیق بی‌سلیقه‌ای است که دوبیتی‌ها با آن نوشته شده‌اند.

با همۀ اینها این مجموعۀ ترجمه‌شدۀ دوبیتی‌ها، کاری بی‌نظیر است که جامعۀ انگلیس را با افغانستان نه از زوایۀ جنگ و طالبان و هلمند و مواد مخدر و سیاستمداران، که از زوایۀ عشق و زیبایی و زندگی با همان منشور قدیمی در حرکت دوار جادویی‌اش معرفی می‌کند و این افغانستان خیلی خواستنی است.

  • جدیدآنلاین

آلبوم «گزارش اقلیت» از گروه مورچه‌ها

antzband

«مورچه ها» نام گروه آلترناتیو راک افغانی‌ای است که از حدود پنج سال پیش با آهنگ‌سازی و نوازندگی «مسعود حسن‌زاده» شروع به کار کرد. سال‌های اولیه‌ی تشکیل این گروه به تمرین و اندوختن دانش موسیقی گذشته و اینک پس از مدت‌ها آلبومی شاخص با نام «گزارش اقلیت» را با صدای «شکیب مصدق» منتشر کرده است.

هرچند که ساز های محلی در این آلبوم شنیده نمی‌شوند اما اعضای این گروه اعتقاد دارند که سبک آن‌ها تنها تقلید راک یا بلوز غربی نیست و آن‌ها در ساختن ملودی‌ها تحت تاثیر موسیقی محلی قرار داشته‌اند. یکی از دلایل آن‌ها نحوه اقتباس‌شان از «موسیقی بدخشی» است، جایی که خواننده در هر جای موسیقی صحبت می‌کند، هرچند که مفهوم‌اش برای شنونده مبهم باشد. این امر البته در این آلبوم به چشم می‌خورد و می‌توان اقتباس کلامی به کار رفته در آن را وجه تمایز «گزارش اقلیت» با یک آلبوم کاملن غربی دانست.

یکی دیگر از تاثیرات موسیقی افغانستان بر این آلبوم، تک‌نوایی یا هارمونیک نبودن کلام آن است. آن‌جا که نقال، بخشی یا آوازخوان با تغییر آهنگ صدا، راوی دیگری را در فضای مونوفونیک این نوع موسیقی می‌آفریند. این ترکیب به کل اثر لایحه‌ای عامیانه می‌بخشد که در آلبوم گزارش اقلیت هم مشهود است. انگار که خواننده راوی داستانی است و تغییر لحن وی، نشان از تغییر فضای داستان دارد.

آهنگ اول این گروه راک افغان، یک ترانه‌ی پاپ با مایه‌های راک و جز است که به دل‌مشغولی‌های روزانه می‌پردازد. موضوع این آهنگ، بی‌کاری است که با نگاهی طنز آلود به این موضوع اجتماعی می‌پردازد. حتی بخشی از کلام این آهنگ مانند «کسی از هیچی نخندید، کسی از هیچی نترسید» مفهوم این ترانه‌ی عامیانه را از یک ترانه‌ی روزمره تا یک ترانه‌ی اجتماعی توام با طنز انتقادی ارتقا می‌دهد.

«شهر بدون درخت»، آهنگ دوم این سی دی است. آهنگی به سبک راک محلی که حکایت‌گر این است که روزها، بدون عشق سپری می‌شوند و سهم هر کدام از ما از روزهای پرصفای گذشته، تنها یادش به خیری‌است که زندگی یکنواخت ماشینی ما را رنگی می‌بخشد. هرچند ظاهرن این آلبوم برای مخاطب افغان تهیه شده اما اکثر آهنگ‌های این آلبوم برای شهروند امروز فارسی‌زبان که در گذر ایام یاد گذشته‌ها را می‌کند نیز جالب توجه است.

«کابل جان»، آهنگ نستالژیکی است که این گروه آن‌را به زادگاه خود تقدیم کرده است. توصیفاتی که برای شرح حال مردمان و شهر کابل در این آهنگ به کار رفته بدیع و جالب‌اند. شاید این آهنگ شاخصه‌ی این آلبوم باشد، توصیف‌هایی از جامعه‌ی کابل نشین افغانستان از دیدگاه موسیقی‌دانی که بنا بر حرفه‌اش و ذوق هنری خود آن‌را با دیدگاه جدیدی به تصویر کشیده است. «خوش آمدید به کابل جان، همین جه اس افغانستان، خوش آمدید به کابل جان، ده این جه اس کل جهان» شاه‌بیتی است که بیش از حد با توصیفات به کار رفته در این آهنگ سازگار است.

آهنگ «فری مارکت» (بازار آزاد) فضای متفاوتی دارد که به فانک راک نزدیک است. موضوع آهنگ عشق و تشابه آن به یک بازار آزاد و پررقابت است. شعر این آهنگ نیز بسیار عامیانه است و توصیفاتی که در آن به کار رفته، فضای یک بازار شلوغ و پر سر و صدا را تداعی می‌کند.

آهنگ «سر خط اخبار» یک آهنگ سیاسی و اعتراضی است که از وضعیت سیاسی افغانستان می‌نالد و این نکته را یادآوری می‌کند که دموکراسی آمریکا، سر‌خط‌های اخباری که پر از جنگ و فساد است را برای افغانستان به ارمغان آورده است: «ایدز، آمریکا، دموکراسی- قرن ما قرنی نازنین است- سر خط اخبار افغانستان- از برکت جهان همین است.»

آهنگ «اتفاق دوست‌داشتنی» آخرین ترک این آلبوم است. آهنگ متفاوت و ملایمی که مضمونی عاشقانه دارد و همین مضمون، آن‌را از بقیه‌ی آهنگ‌های این آلبوم که مضمونی اجتماعی و کنایه آمیز دارند متمایز کرده است. این آلبوم، آلبومی کلام محور است و تنها دو سولوی کوتاه و ساده در آن به چشم می‌خورد. از تغییر فضا و تلفیق هم در آن خبری نیست و این ویژگی‌ها وجه مونوفونیک بودن و شیوه روایتی این اثر را پررنگ می‌کند.

تاثیر آلبوم گزارش اقلیت در فضای موسیقی فارسی زبان تاثیر شاخصی است. هرچند که به علت فاصله افتادن فرهنگی بین مردم ایران و افغانستان، این آلبوم نیز مانند سایر آثار هنرمندان افغان چندان برای شنوندگان ایرانی آشنا نیست، اما شاید چنین آلبومی در حوزه‌ی موسیقی ایرانی نیز بدیع و کم سابقه باشد. اهمیت این آلبوم را شاید در این نکته نیز بتوان دید که آلبومی عامیانه است و در عین حال موسیقی آن تلفیقی نیست. این نکته شاید گروه «مورچه‌ها» را به گروه ایرانی کیوسک نزدیک کند، اما به وضوح مورچه ها فضای راک بیشتری را در موسیقی خود پرورانده اند. موسیقی شبهه جز همان طوری‌که در پیش از انقلاب در ایران تا حدودی رواج داشت، در افغانستان نیز متداول بود اما وقفه‌ای سی‌ساله که در موسیقی این کشور افتاده است، باعث رویش و نوآوری شده نه تکرار آن‌چه در گذشته وجود داشته است.

  • شاهین پژوم/زیرزمین