خواننده مشهور پیش از انقلاب: سی‌سال گفتند آواز نخوانید، ما هم نخواندیم!

melodymag

«اکبر گلپایگانی معروف به گلپا همانند حسین خواجه‌امیری (ایرج)، خواندن را به شکل حرفه‌ای از سنین پایین آغاز کرد و همانند او سال‌ها از خواندن محروم ماند. با این حال او سال‌ها قبل به دعوت دانشکده «میوزیک بیلد‌ینگ» کالیفرنیا به همراه استاد فرهنگ شریف به تدریس موسیقی ایرانی پرداخت. گلپا در عمر هنری خود اجرا‌های متفاوتی در سالن‌های مهمی چون رویال‌ دایان لندن داشته و توانسته است دکترای افتخاری در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا، دکترای افتخاری اقتصاد و هنر از سازمان یونسکو و دکترای افتخاری از دانشگاه مجارستان را دریافت کند.»

آسمان با ذکر این مقدمه، گفت‌وگوی خود با گلپا را درباره «ایرج و راز ماندگاری‌اش» منتشر کرده که مشروح آن در پی می‌آید:

  • اگر موافق باشید صحبت را از اینجا شروع کنیم که چه اتفاقی می‌افتد که خواننده‌ای چون ایرج با‌ وجود آنکه سی‌ و چند ‌سال از خواندن بازمانده است، همچنان خواننده‌ای شناخته شده است و از آن مهم‌تر نسل جوان با آثار ایشان ارتباط برقرار کرده و او را دوست دارد. اصلا این ماندگاری‌ای که تعدادی از خوانندگان با آن مواجه هستند، از کجا می‌آید؟

ایرج از همان ابتدا خواننده بسیار خوبی بود و صدای خوبی داشت. از همان زمان که فعالیت‌های خود را به شکل حرفه‌ای در زمینه آواز آغاز کرد، این توانایی‌ها مشهود بود و حالا هم که در آستانه ۸۰ سالگی می‌خواند، می‌بینید که همچنان خوب می‌خواند. جز این هم انتظاری نیست؛ چراکه ایرج، گردن‌کلفت آواز ایران است.

شما به این مساله اشاره کردید که ایشان ۳۰ سال نخواند که به نظر من این یک خسران بزرگ برای موسیقی ایران است؛ چراکه باید از صدا‌ و توانایی‌های او بهره گرفته می‌شد اما متاسفانه این کار را نکردند. من نمی‌دانم چرا هنرمندانی مثل او باید مدت‌های زیادی از فعالیت باز بمانند. تنها این را می‌دانم که هنر به هیچ‌وجه و تحت هیچ شرایطی به سیاست کاری ندارد اما اینکه ایرج با این فاصله‌ای که در ارائه هنرش افتاده است، همچنان ماندگار است و خواننده‌ای شناخته شده به حساب می‌آید. هیچ دلیل دیگری جز همین توانایی‌های او وجود ندارد. طبیعی است که اگر خوانده بدی بود، تاکنون نامش محو شده بود؛ همانطور که در حال حاضر حتی نام بسیاری از خوانندگان هم فراموش شده است. ایرج اما سبک و جایگاه خاص خودش را دارد. به نظر هنوز هم فرصت هست تا او از توانایی‌هایش بهره گیرد.

  • با همه اینها به نظر می‌رسد که هم اکنون آواز بیات تهران تا حدودی به فراموشی سپرده شده است؟

باید دید که مردم چه می‌خواهند. این مهم‌ترین چیزی است که یک هنرمند می‌تواند به آن توجه داشته باشد. اتفاقا شخصیتی چون ایرج به این خاطر تا این اندازه در زمینه آواز ایران پدیده مهمی است که به این مساله توجه داشته و می‌دانسته در آن زمان مردم این شکل آوازی را دوست دارند، به همین خاطر در کنار قطعاتی که بر اساس ردیف‌های موسیقی ایران می‌خواند، آواز کوچه‌باغی را نیز اجرا می‌کرد. حالا هم زمانه تغییر کرده و به نسبت آن سلایق مردم هم دچار تغییراتی شده است.

من اطمینان دارم که هم‌اکنون اگر قرار باشد آقای ایرج به فعالیت‌های خود در زمینه آواز ادامه دهد، به شکلی متفاوت می‌خواند. شکلی که مردم امروز هم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، هرچند که همچنان آثار قدیمی‌شان مورد توجه است اما ایشان به خاطر هوشی که در زمینه هنر دارند، مانند ۵۰ یا ۶۰ سال پیش خود نمی‌خوانند. ایرج دارای چنان صدای طلایی‌ای است که می‌تواند در هر سبکی آواز بخواند و دیگران را مجذوب صدایش کند. مثل او هم کم هستند.

  • ایرج را باید از معدود خوانندگانی دانست که توانست سبک مخصوص به خودش را داشته باشد. چگونه این اتفاق افتاد؟ به خاطر توانایی حنجره‌اش بود، تکنیکش یا بهره‌گیری از استادان تراز اول؟

ما با هم مدت‌ها در رادیو همکار بودیم و به همین خاطر می‌توانم به راحتی درباره او صحبت کنم. سبک ایرج نه تنها به خاطر توانایی‌های بالایش در حنجره که به خاطر علم و آگاهی‌اش نسبت به ردیف ایرانی و گوشه‌هاست. او سازها را هم به خوبی می‌شناخت. طبیعی است که با این توانایی‌ها، می‌تواند سبک خاص خودش را داشته باشد. شما تا چهار عمل اصلی ریاضی را بلد نباشید، نمی‌توانید مسائل سخت و … را حل کنید. این روز‌ها مشکل این است که خوانندگان ردیف نمی‌دانند اما می‌خواهند در کارشان موفق باشند. خوب این اتفاق نمی‌تواند رخ دهد.

  • خیلی‌ها بر این اعتقادند که ایرج با حضورش در سینما، باعث شد که شخصیت موسیقیایی‌اش تحت تأثیر شخصیت سینمایی فردین قرار گیرد.

اینها همه حاشیه است. یک خواننده ممکن است هنرش را به شکل‌های مختلف عرضه کند. دلیل اینکه چرا او چنین تصمیمی را گرفت تا به جای فردین در فیلم‌ها بخواند، مساله‌ای است که باید خودش درباره آن توضیح دهد اما به هر حال باید به تصمیمات یک هنرمند احترام گذاشت، ضمن اینکه اینها اهمیتی ندارد. مهم این است که او صدای بسیار زیبایی دارد و کمک زیادی به فرهنگ این سرزمین کرده است و من امیدوارم که ایشان همچنان برای مردم بخوانند.

  • شما و آقای ایرج سی‌ و چند سال از خواندن محروم بودید اما همچنان در ایران ماندید. این کمی عجیب نیست؟ یعنی این ماندن هزینه سنگینی برای شما نداشت؟

نمی‌دانم. شاید ما بیش از اندازه وطن‌پرست هستیم. تمام علایق من اینجاست. مخاطب من اینجاست و پدر و مادر من در همین سرزمین دفن هستند. ما شهروند این کشور هستیم. به همین خاطر ماندیم و به قول شما هزینه دادیم. ما به تصمیمی که گرفتند، احترام گذاشتیم. گفتند نمی‌توانید بخوانید، ما هم نخواندیم.

خود من شاگرد نور‌علی برومند بودم و مدت ده سال از حضور ایشان بهره بردم. تمام سال‌هایی هم که خواندم، برای مردم بود. به نظر من هم تصمیم‌گیران اصلی همین مردم هستند. آنها هستند که هنرمندی را ماندگار می‌کنند یا نه. مهم نیست که یک مراسم برگزار شود و چهره‌ای را به عنوان «چهره ماندگار» معرفی کنند. این اتفاق توسط چند نفر رخ می‌دهد که ممکن است از صدا یا قیافه کسی خوششان نیاید. اصلا اهمیتی ندارد. مهم این است که مردم تصمیم بگیرند که چه کسی را می‌خواهند به عنوان چهره ماندگار بپذیرند.

من خودم سال‌هاست که در خانه نشستم و گاهی هم برنامه‌هایی را در خارج از کشور به اجرا در آورده‌ام. در خانه‌ام هم همیشه به روی نسل جوان باز بوده و حتی برای کلاس‌هایی که برگزار می‌کنم پولی از شاگردان نمی‌گیرم. چون به نظر خودم حالا به همین شکل می‌توانم به فرهنگ سرزمینم خدمت کنم.

  • ایسنا

استاد جلیل شهناز چهارشنبه رهسپار آرامگاه ابدی می‌شود

melodymag

مراسم تشییع پیکر جلیل شهناز، استاد موسیقی ایران و نوازنده تار، روز چهارشنبه ۲۹ خردادماه از مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی جلیل شهناز، استاد تار و موسیقی ایران صبح امروز در بیمارستان آراد تهران درگذشت و پیکر این هنرمند روز چهارشنبه ۲۹ خردادماه ساعت ۹ صبح از مقابل خانه هنرمندان تشییع می‌گردد.

جلیل شهناز از بیماری و کهولت سن رنج می برد و در سال‌های گذشته بار‌ها در بیمارستان بستری شد. این هنرمند پیشکسوت موسیقی ایران صبح امروز در بیمارستان آراد و در سن ۹۲ سالگی درگذشت.

به نقل از تسنیم پیکر جلیل شهناز، استاد موسیقی ایران روز چهارشنبه، ۲۹ خرداد، ساعت ۹ صبح از مقابل خانه هنرمندان ایران واقع در خیابان ایرانشهر، باغ هنرمندان تشییع می‌شود .

هنوز محل خاکسپاری استاد شهناز مشخص نشده است و معلوم نیست که پیکر این هنرمند به اصفهان منتقل می‌شود یا در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا(س) در تهران به خاک سپرده خواهد شد.

استاد جلیل شهناز در ۹۲ سالگی دار فانی را وداع گفت

melodymag

استاد «جليل شهناز» ازبازماندگان  نسل بزرگان موسیقی سنتی ایران بامداد امروز دوشنبه ۲۷ خرداد دارفانی را وداع گفت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی استاد «جليل شهناز» پيشكسوت موسيقی و نوازنده تار صبح امروز دوشنبه ۲۷ خرداد در سن ۹۲ سالگی در بيمارستان آراد تهران درگذشت.

این چهره‌ی ماندگار عرصه موسيقی اصيل ايرانی و از نوازندگان پيشكسوت تار در سال ۱۳۰۰ زاده شده بود.
melodymag

وی از كودكی علاقه‌مند موسيقی ايرانی بود و نواختن تار را نزد عبدالحسين شهنازی و برادر بزرگ خود حسين شهناز به خوبی آغاز كرد و با پشتكار زياد و استعداد شگرف توانست در سنين جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شود.

استاد جلیل شهناز در جوانی با حسن كسايی آشنا شد كه اين آشنايی آغاز همكاری بلندمدت با وی بود.
melodymag

اين استاد پيشكسوت از سال ۱۳۲۴ كه در تهران سكونت يافت همكاری خود را با راديو آغاز كرد و در طول عمر حرفه‌ای خود با هنرمندان ارجمند موسيقی ايرانی همچون فرامرز پايور، حبيب الله بديعی، پرويز ياحقی، همايون خرم، علی تجويدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امير ناصر افتتاح، جهانگير ملك، اسدالله ملك، حسن كسايی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، اديب خوانساری، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهيدی، اكبر گلپايگانی، حسين خواجه اميری(ايرج) و محمدرضا شجريان همكاری داشته‌است.

وی در سال ۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسيقی برگزيده شد و همچنين در ۲۷ تير سال ۱۳۸۳، مدرك درجه يك هنری (معادل دكترا) برای تجليل از يك عمر فعاليت هنری را دريافت كرد.

جليل شهناز، علاوه بر نواختن تار كه ساز اختصاصی او بود با نواختن ويولون، سنتور و تمبك نيز آشنايی داشت و معروف است كه او در شيوه نوازندگی می‌تواند با ساز خود علاوه بر نواختن، آواز هم بخواند.

سالارعقیلی: عشق در کار موسیقی را از استاد «حافظی» بیاموزیم

melodymag

مراسم یادبود استاد فریدون حافظی با حضور هنرمندان در مسجد الرضا برگزار شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی سالار عقیلی در حاشیه‌ی این مراسم که عصر ۲۲ خرداد ماه برگزار شد در گفت‌وگویی با ایسنا گفت: به جامعه هنری، ضایعه‌ی درگذشت استاد فریدون حافظی یکی از گنجینه‌های موسیقی مملکت‌مان را تسلیت می‌گویم، متاسفانه پارسال و امسال، ما چند تن از هنرمندان بزرگ مملکت را از دست دادیم.

وی ادامه داد: من با خانواده مرحوم حافظی خیلی نزدیک بودم و خاطرات زیادی با ایشان دارم، چون تقریبا هر سال عید نوروز را با هم بودیم، مخصوصا سه چهار سال اخیر را که با هم به سفر رفتیم.

عقیلی با اشاره به درگذشت فریدون حافظی گفت: من افتخار داشتم که حدود پنج، شش اثر از ایشان را بخوانم و چند تا از این آثار را با ارکستر ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی اجرا کنم البته برخی هم هنوز منتشر نشده زیرا به تازگی کار ضبط و تنظیم آن تمام شده است.

وی ادامه داد: به هر حال این هم افتخاری برای من بود. در آینده‌ای نزدیک یکی دو اثر منتشر خواهد شد و متاسفم که استاد حافظی نیستند که این کنسرت را ببینند.

سالار عقیلی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ویژگی‌های استادحافظی گفت: ایشان نمونه بارز شخصیت، معرفت بودند و هرچه از شخصیت ایشان بگویم کم گفته‌ام. آنچه برای من درس بزرگی بود، این بود که تا آخرین نفس، حتی در بستر بیماری هم دست از هنر بر نداشتند و کار می‌کردند. حدود چهار پنج هفته گذشته بود که با من تماس گرفتند و گفتند کار جدیدی برایت ساختم، بیا تا آن را با هم کار کنیم. برای من خیلی جالب بود که ایشان در بستر بیماری دوباره یک کار جدیدی برای من ساختند ولی متاسفانه عجل مهلت نداد که آن کار را انجام دهیم.

وی ادامه داد: این کار باید برای دیگر هنرمندان که زود کنار می‌کشند، درس باشد که استاد تا آخرین نفسشان حتی در بستر بیماری هم ساز زدند و دست از کار نکشیدند و این برای ما درسی عبرتی است که باید عشق را در کار موسیقی و هنر از ایشان آموخت.

محمد سریر دیگر هنرمند موسیقی هم در گفت‌و گو با ایسنا در حاشیه‌ی مراسم یادبود فریدون حافظی، گفت: استاد حافظی از اساتید حلقه‌های گذشته موسیقی ملی ایران بودند و اتفاقا یک هفته قبل از این اتفاق در خدمتشان بودم.

وی ادامه داد: انتظار نداشتم ایشان را از دست بدهیم. آن روحیه بسیار خوب و توانایی‌های بسیار ارزشمند در حوزه موسیقی ملی ما، همیشه در خاطره‌ها خواهد ماند و ما سعی می کنیم که این روحیه را به جوانان دیگر منتقل کنیم.

به گزارش ایسنا، در مراسم یادبود فریدون حافظی که در مسجد الرضا(ع) برگزار شد، فرهنگ شریف، محمد اسماعیلی، کیخسرو پور ناظری ، مژگان شجریان ، پوری بنایی و …. حضور داشتند.

علیرضا قربانی پاییز را با «حریق خزان» آغاز می‌کند

melodymag

کنسرت «حریق خزان» به خوانندگی علیرضا قربانی و آهنگسازی مهیار علیزاده هفته اول مهر ماه در تالار وحدت روی صحنه خواهد رفت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی مهیار علیزاده آهنگساز کنسرت حریق خزان ضمن اعلام این خبر درباره جزئیات کنسرت به خبرنگار بانی‌فیلم گفت: در تلاش هستیم کنسرت «حریق خزان» را به بهترین نحو ممکن و با استفاده از بهترین نوازندگان کشور و در سطح استاندارد بسیار بالا برگزار کنیم، آثاری که در این برنامه اجرا خواهد شد، مجموعه ای است از قطعات آلبوم «حریق خزان» به همراه ۵ قطعه جدید که با نگاهی‌ نو به موسیقی‌ و ملودی سازی ایرانی‌ ساخته شده است.

گفتنی است کنسرت «حریق خزان» به خوانندگی علیرضا قربانی و آهنگسازی مهیار علیزاده در حجمی کوچک تر در ماه نوامبر میلادی در چند کشور اروپایی همچون آلمان، اتریش، سویس، بلژیک و سوئد به شکل تور کنسرت ها برگزار خواهد شد.

علیرضا افتخاری برای تیم فوتبال استقلال می‌خواند

melodymag

علیرضا افتخاری خواننده موسیقی سنتی كشورمان برای تیم فوتبال استقلال آلبوم منتشر می كند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایرنا، علیرضا افتخاری موافقیت اولیه خود برای تهیه آلبوم استقلال را در دیدار با محسن بزرگی معاون حقوقی این باشگاه اعلام كرده است.

این خواننده موسیقی سنتی كشورمان در این دیدار ضمن ابراز علاقه به تیم فوتبال استقلال اظهار داشته است كه در صورت تامین بخشی از هزینه تهیه آلبوم، كار خود را به‌زودی آغاز خواهد كرد.

معاون حقوقی باشگاه استقلال با اعلام این خبر افزود: برای تامین هزینه های تهیه این آلبوم در حال رایزنی با حامیان مالی هستیم و امیدواریم پس از تهیه بخشی از هزینه ها، افتخاری كار خود را آغاز كند.

علیرضا افتخاری متولد سال ۱۳۳۷ در اصفهان و از خوانندگان موسیقی سنتی ایرانی است و از آلبوم ‌های معروف او می توان به مقام صبر، راز و نیاز، سروسیمین، شور عشق، نیلوفرانه، یاد استاد، سرمستان، مستانه، امان از جدایی، قلندروار و صیاد اشاره كرد.

دکتر داریوش صفوت؛ مرکبی از دانش و اخلاق

melodymag

به مناسبت چهلمین روز (هشت خردادماه ۹۲) درگذشت دکتر «داریوش صفوت» استاد موسیقی ایرانی:

  • پیشینه تاریخی :

به نقل از کتاب« خواجه‌ی تاج‌دار » نوشته ژان کوره‌ی فرانسوی : میرزا مهدی استرآبادی در زمان خود نقش موثری در تاریخ ایران داشته است. او با نوآوری در شیوه‌ی آموزش سمعی- بصری، خواندن و نوشتن را به نادر شاه آموخته است. میرزا مهدی استرآبادی خود از نوادگان خواجه نصرالدین طوسی است؛ و اگر شجره نامه‌ی او را تا دوران معاصر دنبال کنیم به داریوش صفوت فرزند بزرگ علی اصغر صفوت می‌رسیم.
داریوش صفوت در هفتم آذرماه ۱۳۰۷ در شیراز متولد شد. خاندان صفوت به گواه تاریخ در تمامی نسل‌ها، افرادی تحصیل کرده و تاثیرگذار در فرهنگ و تاریخ ایران زمین بوده‌اند و آنچه در این خاندان به صورت یک نشان ویژه به دور از قدرت‌ها، عزلت‌ها، جنگ‌ها، قیام‌ها و … همیشه به چشم خورده است؛ هنر و به ویژه هنر موسیقی بوده است.
میرزا آقاخان (پدر بزرگ داریوش صفوت) با دسترسی به استادانی هم‌چون آقای محمد صادق خان سرور الملک و سماع حضور به موسیقی را از سرچشمه نوشید و بعد از او فرزندش علی اصغر خان با تلمذ نزد درویش‌خان ، میرزا عبدالله و دوستی و معاشرت با موسیقی‌دانان بزرگ آن دوره ایران؛ مثل مهدی صلحی (منتظم الحکما) حبیب سعاعی، حسین‌خان هنگ آفرین و نوازندگانی مثل عبدالحسین خان شهنازی(پدر علی اکبر خان شهنازی) و رضا محجوبی (پدر مرتضی محجوبی) نوای اصیل به معنای واقعی کلمه را در خانواده به عضوی همیشگی و پایدار تبدیل کرد. این سرچشمه و تاثیر انکارناپذیر موسیقی واقعی بر فکر و روح، ما را به مقصدی می‌رساند که شوربختانه اکنون چهل روز از درگذشتش می‌گذرد.
خاطرات دکتر داریوش صفوت از نوازندگی‌های رضا محجوبی در منزل پدرش (علی اصغر خان صفوت) بیانگر همین واقعیت است که او در خانه‌ای متولد شد و رشد کرد که نغمه‌هایی از بهترین نوع موسیقی اصیل آن زمان همیشه در پرواز بود. داریوش با نوای سه تار پدرش به خواب می‌رفت و باحرکت آرشه ویلون او برمی‌خاست.

  • دوران نوجوانی و جوانی :

دکتر صفوت تعلیم سه تار را نزد پدر (علی اضغر صفوت) آغاز کرد و به دلیل حشر و نشر پدرش با اهالی هنر، از جمله حبیب سعاعی در ۱۶ سالگی (سال ۱۳۲۳) نزد وی رفت و سنتور را نزدش آموخت.
از سال ۱۳۲۶ تا سال ۱۳۳۶ به تکمیل نوازندگی سه تار و سنتور نزد ابولحسن صبا اقدام نمود به نحوی که بعدها صبا در جایی از وی به عنوان یکی از بهترین شاگردان خود یاد کرد؛ که درکی دقیق و ظریف از موسیقی ایرانی دارد.

melodymag

  • تحصیل و تدریس :

داریوش صفوت تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون با دوست صحیح‌اش «فریدون مشیری» و در دبیرستان تازه تاسیس داراریی با دوست تمرین‌های موسیقی‌اش «حسین دهلوی» به پایان رسانید و همین امر باعث شد که اغلب با خنده بگوید: در سن ۱۸ سالگی ، شدیم کارمند وزارت دراریی و پشت میز نشستیم. در سال ۱۳۲۳ او به اخذ درجه لیسانس حقوق از دانشکده حقوق دانشگاه تهران نائل آمده در اواخر سال ۱۳۳۹ برای تدریس در مرکز مطالعات موسیقی شرقی در انستیتو موسیقی شناسی سوربن به فرانسه رفت. در سال ۱۳۴۴ از دانشکده حقوق دانشگاه پاریس، دکترا در حقوق بین الملل گرفت و در همین سال به ایران بازگشت و از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸ به تحقیق در ردیف موسیقی سنتی ایران و تکمیل سه تار در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد اشتغال ورزید.
دکتر صفوت از سال ۱۳۳۸ به تدریس در زمینه¬های نوازندگی سنتور و سه تار، ردیف موسیقی ایرانی، آکوستیک موسیقی، تاریخ موسیقی ایرانی، شناخت موسیقی، آشنایی با موسیقی شرقی، فلسفه موسیقی ایرانی، تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی ، موسیقی و اسلام، بررسی رسالت کهن موسیقی ایران و …. پرداخت.

  • فعالیت‌ها :

داریوش صفوت در سال ۱۳۴۷ مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران وابسته به سازمان رادیو و تلوزیون وقت را بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۹ مدیریت آن را بر عهده داشت. این مرکز در گسترش موسیقی اصیل ایران و پرورش موسیقی دانان جوان سهم به سزایی داشته است. از جمله ویژگی‌های این مرکز، این بود که شاگردان حقوق می‌گرفتند تا از بزرگان موسیقی ردیف و نوازندگی بیاموزند. شاگردانی که بعدها هر کدامشان برای خود در جامعه موسیقی افرادی صاحب‌نام شدند. نام‌هایی چون : محمد رضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داودگنجه‌ای، جلال ذوالفنون، مجید کیانی، محمد رضا شجریان، علی اکبر شکارچی، محمد علی کیانی‌نژاد، داریوش پیر نیاکان، مرحوم نورالدین رضوی سروستانی و …. از جمله افرادی بودند که زیر نظر دکتر صفوت و بزرگانی چون سعید هرمزی، فروتن، دوامی، شهنازی، بهاری و …. هم درس موسیقی آموختند و هم درس زندگی هنری. او هم چنین کنسرت‌های متعددی را در نقاط مختلف جهان اجرا کرده است.
دکتر داریوش صفوت با بیش از پنجاه سال تجربه فعالیت‌های اداری و اجتماعی معتقد بود که احکام، تقدیرنامه‌ها، نشان‌ها و …. بیانگر واقعی فعالیت‌های یک انسان در جامعه امروز نیست. برای اثبات این مدعا با لبخندی که در پشت آن یک طنز اجتماعی نهفته، در جایی گفته بود: در دهه شصت یک حکم از طرف دانشگاه، با عنوان نماینده تام الاختیار دانشگاه تهران در شورای ارزشیابی فیلم وزارت ارشاد ملی به من دادند. که هیچ وقت استفاده نشد و فسخ هم نشد! در قبالش کارهایی انجام شد مثل نظارت چندین ساله روی مرکز حفظ و اشاعه از سال ۶۹ به بعد که هیچ وقت حکمی بابت آن نگرفتم! و کلام آخر ….
حال این قلب آکنده از عشق و ایمان به موسیقی ایرانی از طپش بازایستاده است؛ اما خونی که به واسطه یک عمر خدمت صادقانه او به موسیقی ایرانی در رگ‌های این هنر جریان دارد ، همواره جاری و ساری خواهد بود.
منابع : مجموعه مقالات ویکی¬پدیا، همشهری آنلاین و بی بی سی فارسی.

  • شهرزاد شاه‌کرمی/مجله موسیقی ملودی

ناگفته‌های دخترعلیرضا افتخاری در نامه به‌ ‌عزت الله انتظامی

melodymag

در پی انتشار نامه افشاگرانه عزت‌الله انتظامی درخصوص استفاده سیاسی «اسفندیار رحیم‌مشایی» از وی برای حضور در ستاد انتخابات کشور، فرزند علیرضا افتخاری نامه‌ای به این بازیگر پیشکسوت نوشت.

فارس خبر داد:در پی انتشار نامه افشاگرانه استاد عزت‌الله انتظامی درخصوص استفاده سیاسی اسفندیار رحیم‌مشایی از وی برای حضور در ستاد انتخابات کشور، آوا افتخاری – دختر علیرضا افتخاری – با انتشار نامه‌ای خطاب به این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، از نحوه بهره‌برداری سیاسی از هنرمندان گلایه کرد.

متن کامل این نامه بدین شرح است:

استاد عزت‌الله انتظامی،سلام و عرض ادب به پیشگاه حضرتعالی

نامه گلایه‌آمیزتان را نسبت به بی‌توجهی به شخصیت تاریخی حضرتعالی خواندم و متوجه شدم سیاسیون چطور شما را به بیراهه کشاندند و می‌خواستند از شخصیت شما در وزارت کشور بهره دیگری ببرند؛ آن هم در مقابل مردمی بیدار و ارزشمند.

استاد؛ پدر من – علیرضا افتخاری – هم فریب این بازی‌ها را خورد و ندانسته در مراسمی شرکت کرد که از پیش طراحی شده بود. زمانی پدرم متوجه شد که دیگر دیر شده بود و زندگی ما متزلزل؛ نه بهتر است بگویم مضمحل. مادرم از یک طرف، من و خواهرانم از یک طرف و پدرم که چه عذابی که نکشید. بگذریم که چه شد، همه خانواده من مورد جفا قرار گرفتند؛ به جرمی که خودمان هم هنوز نمی‌دانیم.

پدر من از سر سادگی نتوانست دفاعیه‌ای بنویسید. اصلا مگر می‌شد که از خود دفاع کند؛ وقتی که همه شروع به هجمه کرده بودند و ما تنها بودیم. مردم عزیر ما حالا بهتر می‌دانند چهار سال پیش شرکت پدرم در مراسم شهدای خبرنگار و رویارویی با آن مرد سیاسی، از قبل طراحی شده بود.

استاد عزت‌الله انتظامی عزیز…

خوشحالم از اینکه ابرمرد هنرمندی چون شما گلایه‌ای مرقوم فرموده که گویی از زبان شاگردش علیرضا افتخاری قلمی شده است. بدانید حرف‌های گلایه‌آمیز شما، حرف‌های پدر من و همه کسانی است که از هنرشان بهره‌برداری شده است.

استاد عزیز…

نباید هنر را با سیاست گره زد. آنجا که سیاست کم می‌آورد به پیشگاه هنر زانو می‌زند. این زانو زدن از سر احترام نیست که از سر گدایی است. شما استاد بزرگ، خوب که نه، عالی جواب‌شان را دادید و باز هم به همه گوشزد کردید که راه هنر با راه سیاست جداست و نباید با ترفندهای گوناگون هنرمندان را سیاسی کرد؛ بی آنکه خودشان باخبر باشند. استاد عزیز دست شما را می‌بوسم و به وجودتان افتخار می‌کنم.

آوا افتخاری ،فرزند علیرضا افتخاری

تجلیل از استاد جلیل شهناز در فرهنگسرای ارسباران

melodymag

آيين تجليل از استاد جليل شهناز با حضور هنرمندان و پيشكسوتان موسيقي سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ساعت ۱۸:۳۰ در فرهنگسراي ارسباران برگزار مي شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از روابط عمومی مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۳ و فرهنگ سرای ارسباران، در اين برنامه گروه موسيقي دستگاهي ايراني عطرافشان، متشكل از هنرمندان جوان تهران و سمنان به اجرای آثاری از استاد جلیل شهناز می پردازند و پیش درآمدوضربی ابوعطا، ضربی وچهارمضراب دشتی و….. از جمله قطعاتی است که در این برنامه اجرا خواهد مي شود. پخش کلیپی از استاد جلیل شهناز و سخنرانی بخش های ديگر اين مراسم است.

علاقه مندان برای حضور در اين نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران مراجعه کنند.

تور کنسرت‌های محمدرضا لطفی در اهواز و تبریز

melodymag

تور کنسرت بداهه نوازی های محمدرضا لطفی ردیف دان و نوازنده چیره دست تار و سه تار در خوزستان از دهه دوم اردیبهشت آغاز خواهد شد و سپس در تبریز ادامه می یابد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از روابط عمومی موسسه آوای شیدا کنسرت ‌های بداهه‌نوازی استاد محمدرضا لطفی ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت دراهواز آغاز می‌شود و ۲۴ اردیبهشت‌ماه در بهبهان پایان خواهد یافت.

لطفی ۲۱ اردیبهشت دراندیمشک و ۲۲ و ۲۳ اردیبهشت دربهبهان به صحنه می‌رود و نیز ۲۴ اردیبهشت برای هنرجویان بهبهانی کارگاه آموزشی موسیقی برگزار می‌کند.

این نوازنده تار و سه تار بعد از کنسرت جنوب با یک استراحت چندروزه راهی تبریز می‌شود و به مدت پنج شب در این شهر اقدام به برگزاری کنسرت و کارگاه آموزشی می‌کند.

محمدرضا لطفی در این کنسرت‌ها با تار، سه‌تار و کمانچه بداهه می‌نوازد و اشعاری از مولانا و حافظ را خواهد خواند.

همچنین در این تور موسیقایی نبیل یوسف شریداوی (دف) و سجاد منصوری (تمبک) با این آهنگساز به صحنه می‌روند.