۱۰ واقعیت در مورد زندگی ولفگانگ آمادئوس موتزارت

mozart

«ولفگانگ آمادئوس موتزارت» نابغه دنیای موسیقی کلاسیک است که تنها ۳۴ سال عمر کرد اما در این مدت زمان کوتاه، تاثیری شگرف را بر موسیقی جهان در زمان خود و قرن‌ها پس از خود گذاشته است. او تعدادی از کم‌نظیرترین قطعات موسیقی کلاسیک را خلق کرده و هم‌اکنون ۱۰ نکته جالب از زندگی این نابغه را گرد هم آورده‌ایم که به شما تقدیم می‌کنیم.

۱-  اوّلین قطعه موسیقی ساخته شده توسط موتزارت: تنها ۳۰ دقیقه طور کشید تا موتزارت توانست اوّلین قطعه موسیقی را یاد گرفته و بنوازد. این رویداد در ۲۴ ژانویه سال ۱۷۶۱ اتفاق افتاد در حالی‌که او هنوز به سن پنج سالگی نرسیده بود.

۲- افسون گری موتزارت: موتزارت هنگامی‌که بسیار جوان بود، برای آنکه خانواده بتواند مسیر سفر و عبور از گذرگاه ها را راحت تر طی کنند، برای نگهبانان ویولون می‌نواخت.

۳-  موسیقی، نویسندگی، و علم حساب: موتزارت در واقع پیش از آنکه نوشتن کلمات را آغاز کند، نت های موسیقی را یاد گرفت. او همچنین بعدها بسیار به ریاضیات علاقه مند شد.

۴- زندگی خسته کننده در جادّه ها: مشکلات سلامتی موتزارت، هنگامی‌که بسیار کوچک بود آغاز گشت. هنگامی‌که برای اجرای برنامه همراه با خانواده خود به دیگر کشورها سفر می‌کرد، علائم اوّلیه ابتلا به سل را نشان داد. پدر موتزارت، لئونارد، دارویی موقّتی برای او تهیه کرد- ترکیبی از شیر با دانه های خربزه زمینی و دانه های خشخاش. دارویی که دکتری محلّی پیشنهاد کرده بود.

۵- ذهن سیّال موتزارت: موتزارت بزرگسال، قطعات موسیقی را در ذهن خود و هنگام سوارهای طولانی و سوار بر کلاسکه های ناراحت کننده و خسته کننده می‌ساخت. و این قطعات را در ذهن خود ذخیره می‌کرد تا هنگام یافتن فرصت آنها را بر روی کاغذ بنویسد.

۶-  برای لویی پانزدهم موسیقی اجرا کرد: موتزارت هنگامی‌که در پاریس بود، از او خواستند تا برای لویی پانزدهم و ملکه ماریا لیسزیناسکا قطعه ای را اجرا کرده و بنوازد. او و خانواده اش توانستند تا همراه با پادشاه و ملکه و در کنار یک میز شام بخورند. 

۷- پیانو موتزارت: موتزارت اوّلین سیمفونی چهارگانه خود را در دسامبر سال ۱۷۳۶ ساخت.

۸- دوران آکادمیک موتزارت: در نهم اکتبر سال ۱۷۷۰، ولفگانگ آمادوس موتزارت، او امتحانی را پشت سر گذاشت که برای ورود به آکادمی‌ موسیقی بولونیا مورد نیاز بود.

۹- پیوند زناشویی موتزارت: موتزارت در تاریخ چهار آگوست سال ۱۷۸۲، در کلیسای جامع سنت استفان شهر وین، با کنستاین وِبِر ازدواج کرد.

۱۰- موتزارت و بتهوون: در چهارم آوریل سال ۱۷۸۷، لودینگ فان بتهوون ۱۶ ساله برای یادگیری درس های موسیقی ارزشمند نزد موتزارت، به وین آمد.

  • سیمرغ

ولفگانگ آمادئوس موتسارت؛ نابغه تاریخ موسیقی جهان

melodymag

خلق آثار برجسته در دوران كودكی موجب شد تا نام «ولفگانگ آمادئوس موتسارت» به عنوان نابغه تاریخ موسیقی جهان برای همیشه به یادگار بماند.
موتسارت در ۲۷ ژانویه سال ۱۷۵۶ در شهر سالزبورگ اتریش كه یكی از مهمترین مراكز فعال هنری بویژه موسیقی در عصر خود بود، دیده به جهان گشود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از هموطن آنلاین، پدر موتسارت یك كاتولیك متعصب بود كه در دربار اسقف آن زمان كار می كرد و شهرت بسیاری نیز در نوازندگی ویلن در زمان خود داشت اما با دیدن نبوغ پسر خود در دوران كودكی بر آن شد كه كار خود را رها و تمام وقت را صرف آموزش موسیقی به پسرش كند. دادن لقب نابغه موسیقی به این اسطوره موسیقی جهانی بی علت نیست، زیرا او در هفت سالگی نخستین سمفونی و در ۱۲ سالگی نخستین اپرای كامل خود را نوشت و نقطه مثبت این موسیقیدان خلق آثار برجسته در گونه های مختلف موسیقی همچون، سمفونی، سونات، كوارتت و اپرا بود.
زندگی موتسارت با سفر در جریان بود، وی از همان دوران نوجوانی برای اجرای موسیقی به همراه پدر به نقاط مختلفی همچون مونیخ، لاهه، لندن، پاریس و بولونیا سفر كرد كه سه سال به طول انجامید.
وی در ۱۷ سالگی به وین سفر كرد كه حاصل این سفر خلق سمفونی شماره ۲۵ و ۲۹ بود و موجب شد چند سال بعد وی به عنوان رهبر اركستر اسقف سالزبورگ مشغول به كار شود.

اعمال نفوذ اسقف در سلایق موسیقی وی موجب شد كه از كار خود استعفا دهد و برای یافتن شغلی آزاد به وین شهر موسیقیدانان سفر كند اما آرزوی موتسارت برای پیدا كردن شغلی دائمی هیچگاه برآورده نشد.
موتسارت طی دوران عمر كوتاه خود ۴۱ سمفونی نوشت كه در كنار تكنیك، به تاثیر ملودی توجه ویژه ای داشت كه از این بین می توان به سمفونی ۳۸ و ۴۰ معروف ترین آثار وی در این فرم موسیقی است، اشاره كرد. ۲۷ كنسرتو پیانو، پنج كنسرتو ویلن، چهار كنسرتو هورن، ۱۹ سونات پیانو، چهار فانتزی، كنسرتوهایی برای سازهای ابوا، فاگوت، فلوت و هارپ و تعدادی سرناد از دیگر آثار شاخص این موسیقدان برجسته دوره كلاسیك است.
بخشی از شهرت آمادئوس موتسارت به سبب ساخت اپراهای قدرتمند است كه از این بین می توان به اپرای «دون ژوان» و «فیگارو» اشاره كرد كه در سفر وی به پراگ مورد استقبال مردم این شهر قرار گرفت.
«مس»(نوعی فرم موسیقایی) های ساخته شده توسط این موسیقیدان اكنون نیز مورد توجه جهانیان است كه مشهورترین آنها می توان از ركوئیم مس یاد كرد كه وی از كاركردن تا آخرین ساعات زندگیش بر روی این اثر دریغ نكرد و البته نیمه كاره ماند كه شاگرد برجسته اش «فرانز خاویر ساسمایر» این قطعه را به اتمام رساند.
ولفگانگ آمادئوس موتسارت، روزهای آخر عمر خود را در فقر سپری كرد و سرانجام به علت تب روماتیسم حاد در پنجم دسامبر سال ۱۷۹۱ در ۳۵ سالگی در گذشت و در گور دستجمعی كه مخصوص فقیران بود بدون مراسم تشیع و دور از چشم مردم به خاك سپرده شد.

پزشکان کشف کردند: موتسارت به علت تاریکی درگذشته است!

پزشكان تاكنون هزاران نوع مرگ برای «ولفگانگ آمادئوس موتسارت» موسیقی دان اتریشی كه در سن ۳۵ سالگی جان خود را از دست داد، تشریح كرده اند اما واقعیت می تواند بسیار ساده تر از این باشد: نظریه جدید می گوید وی در اثر تاریكی جان داده است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی پزشكان طی سال های پی در پی داستان مرگ موتسارت را بارها و بارها احیا كرده اند و هر بار دلایل جدید و ترسناك پزشكی را برای توضیح مرگ یكی از مشهورترین و ثروتمندترین هنرمندان قرن ۱۸ میلادی ارائه می كنند اما مطالعه ای جدید در این مورد دلیل متفاوتی را برای مرگ وی ارائه كرده است: تاریكی!

محققان برای توضیح این دلیل نظریه ای ساده دارند، پوست افراد زمانی كه در معرض تابش نور قرار می گیرند، ویتامین D ایجاد می كند. موتسارت در روزهای پایانی عمرش همواره در تاریكی به سر برده است و از این رو به فقر شدید ویتامین D دچار شده است.

«استفان پیلز» و «ویلیام گرنت» با انتشار مقاله ای با عنوان «كمبود ویتامین D عامل مرگ موتسارت بوده است» توضیح داده اند كه موتسارت بیشتر فعالیت های آهنگ سازی خود را در طول شب انجام می داده و از این رو بیشتر زمان خود در طول روز را در خواب به سر می برده است.

در عرض جغرافیایی ۴۸ درجه وین، ساخته شدن ویتامین D از نور فرابنفش خورشیدی در طول ۶ ماه از سال غیر ممكن است، موتسارت در تاریخ ۵ دسامبر ۱۷۹۱ جان خود را از دست داده است، یعنی زمانی كه دو یا سه ماه از ماه های كمبود ویتامین D سپری شده بود.

فرضیه های دیگری كه درباره مرگ موتسارت وجود دارد تب روماتیسمی، آماس باكتریایی شكمی، عفونت خونی، مسمومیت با سم، بیماری های قلبی، خونریزی مغزی و چندین و چند بیماری و اختلال پزشكی دیگر هستند. محققان دیگر تا كنون تلاش داشته اند برای مرگ وی دلایل زیست پزشكی از قبیل رفتارهای غیر عادی موتسارت ارائه كنند.

چرا آمادئوس موتسارت بدهکار مرد؟

mozart

دو دهه پیش دیدن نام موتسارت آهنگساز اتریشی در یکی از اسناد شهرداری وین بحث زیادی را درمورد زندگی این هنرمند به راه انداخت.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، مدارک زندگی موتسارت، نامه‌ها، خاطرات دوستان او، پرتره‌ها و کاغذبازی‌های اداری درمورد او همیشه مورد بررسی دقیق قرار گرفته‌اند.

سند مذکور متعلق به سال ۱۷۹۱ است و نشان می‌دهد یکی از دوستان اشراف‌زاده او به نام شاهزاده کارل لیشنوسکی از موتسارت به دلیل طلب هزار و ۴۳۵ فلورین و ۳۲ کروتزری پول اتریش از این آهنگساز شکایت کرده است. این مبلغ دو برابر درآمد سالانه موتسارت بوده. این شکایت دو هفته پیش از مرگ آهنگساز به دادگاه ارائه شده بود.

این ماجرا بسیار رازآمیز است.چون هیچ اطلاع دیگری از این پرونده در دست نیست، هرچند متخصصان معتقد هستند وامی که موتسارت دریافت کرده مربوط به سفر دو مرد به برلین بوده است.

حالا پیتر هویت، متخصص زندگی و آثار موتسارت به نظریه‌ای جدید در این مورد رسیده است: روز دوم مه سال ۱۷۸۹ شاهزاده به همراه خدمه‌اش راهی سفر برلین می‌شود، موتسارت که پولی نداشته و از پس خرج سفر برنمی‌آمده مبلغ هزار تالرز به واحد پول پروس وام می‌گیرد و راهی سفر می‌شود.

اگر این نظر درست باشد ما با حقیقتی جدید از زندگی موتسارت روبرو می‌شویم؛ نگرانی او از مشکلات مالی در آخر عمرش و وضعیت اجتماعی او در یکی از آخرین سفرهایش. حداقلش این است که متوجه وسواس متخصصان به کوچکترین امور زندگی او می‌شویم.

هویت در مصاحبه‌ای گفت: «این مسئله تصویری دقیق از سختی که موتسارت در دو سال و نیم آخر عمرش کشید به ما نشان می‌دهد.» او ابراز امیدواری کرد این نظریه موجب شود دیگر متخصصان نیز توجه‌اشان را معطوف پیدا کردن مدارکی درمورد جزئیات این وام کنند.

موتسارت در نامه‌های آن سالها به مشکلات مالی‌اش اشاره کرده است و متخصصان وقت زیادی صرف تفسیر لحن نامه‌ها کرده‌اند. آیا او بیخودی سروصدا می‌کرد؟ آیا نامه‌ها خبر از دلشوره دیگری می‌دهند؟

موتسارت در نامه‌ای به تاریخ ژوئیه ۱۷۸۹ به میشائیل پوشبرگ می‌نویسد: «بدون کمک تو عزت، آرامش و شاید حتی زندگی دوستت نابود می‌شد.»

بروس آلن بروس، پروفسور جامعه‌شناسی موسیقی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دراین مورد گفت: «این نظریه تصویر موتسارت را شفاف می‌کند. این نظریه نه تنها اطلاعاتی درمورد وضعیت مالی موتسارت به ما می‌دهد بلکه روش او در کنار آمدن با زندگی اشرافی را هم نشان می‌دهد.» موتسارت در آن زمان بزرگترین چهره موسیقی وین بود.

هویت برای رسیدن به نظریه‌اش مجبور بوده به گذشته برگردد، در آن زمان نرخ بهره وام چهار درصد بوده، وی همچنین برای تبدیل واحدهای پول به یکدیگر به یکی از نامه‌های موتسارت به همسرش رجوع کرده است.

لیشنوسکی به دلیل مقام نظامی‌اش در پروس مجبور بوده به این سفر برود، او از موتسارت هم دعوت می‌کند همراهش باشد. آنها هشت آوریل به راه می‌افتند و در درسدن، لیپزیگ، پوستدام و برلین توقف می‌کنند، بعد لیشنوسکی به لیپزیگ برمی‌گردد و موتسارت هم در تاریخ چهار ژوئن به وین بازمی‌گردد. این آخرین سفر طولانی آهنگساز بزرگ پس از سالها سفر بوده است.

این سفر بار موسیقایی چندانی نداشته است، موتسارت قطعه‌های اندکی در رابطه با این سفر ساخت و از لحاظ اقتصادی هم که هیچ سودی نبرد.

هرچند این نظریه کاملا تایید نشده است اما دو چیز آشکار است؛ موتسارت بدهکار از دنیا رفت و لیشنوسکی پس از مرگ وی از بیوه او طلبش را درخواست نکرد.

  • نیویورک تایمز