چرا اهالی موسیقی با هم درگیر هستند؟

melodymag

حتما این جمله را در گوشه و کنار شنیده‌اید که می‌گویند: «موسیقی در ایران هیچ وقت به جایی نمی‌رسد.»؛ برای ریشه‌یابی این موضوع خیلی وقت‌ها دولت و خیلی وقت‌های دیگر شرایط اجتماعی را مقصر دانسته‌ایم. اما آیا واقعا همین‌ طور است؟!

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا چندی است که خبر انتصاب منوچهر صهبایی به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک تهران منتشر شده است. خبری که خیلی‌ها را خوشحال و برخی را ناراحت کرده‌ است.

صهبایی پیش از این نیز سکان‌دار ارکستر سمفونیک بود. مردی جدی در کار که شاید از نظر خیلی‌ها سخت‌گیری‌هایش در روند کاری ارکستر بی‌مورد است. او دانش‌آموخته هنرستان عالی موسیقی است و زیر نظر آنتون کادلتس (ابوا)، حسین ناصحی تهرانی(آهنگسازی) و شفیقه صدقی (پیانو) آموزش دید. وی همزمان با گذراندن دوره عالی کنسرواتوار تهران، چندین سال به عنوان تکنواز ابوا با ارکستر سمفونیک تهران همکاری داشت. در سال ۱۳۵۴ به منظور ادامه فعالیت‌های هنری خود و تحصیل در زمینه رهبری ارکستر و موزیکولوژی عازم اروپا شد.

منوچهر صهبایی در سال ۱۹۷۶ میلادی در مسابقه ویرتوزیته در فرانسه شرکت کرد و جایزه نخست آنرا به خود اختصاص داد. وی از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ میلادی در مدرسه موسیقی شهر افن بورگ در آلمان تدریس کرد. در سال ۱۹۷۹ به عضویت ارکستر سمفونیک شهر سن گالن در سوییس درآمد و دوازده سال به عنوان نوازنده ابوا و رهبر میهمان با آن ارکستر همکاری داشت. در همان سال از طرف کنسرواتوار شهر فلدکیرش در اتریش برای تدریس دعوت شد. صهبایی چهارده سال نیز رهبری ارکستر مجلسی شهر آمریس ویل در سوییس را به عهده داشت. در سال ۱۹۸۷ در مسابقه رهبری ارکستر در بلژیک شرکت کرد و مقام نخست و مدال طلای این مسابقه را از طرف وزارت فرهنگ آن کشور دریافت کرد.در سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۸۷ برای اجرای کنسرت و تدریس در کلاسهای تابستانی (master class) به کشورهای ژاپن، هنگ کنگ، تایوان و سنگاپور دعوت شد و از طرف دانشگاه تایپه(Taipeh) به دریافت بالاترین لوح هنری کشور تایوان نایل شد. منوچهر صهبایی از دی ماه ۱۳۸۶ تا بهار ۱۳۸۸ رهبر دائمی و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران بود.

هم‌اکنون در حالی که او به عنوان رهبر ثابت ارکستر سمفونیک تهران شده و هنوز اولین اجرای خود را نیز به صحنه نبرده است،‌ تعدادی از دانشجویان ساکن وین برای وزیر ارشاد نامه نوشته‌اند و معتقدند که در انتخاب رهبر ارکستر دقت کافی صورت نگرفته است. در این نامه در واقع سوابق هنری منوچهر صهبایی زیر سوال برده شده و مورد انتقاد قرار گرفته است.
melodymag

متن نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرنگار ایسنا قرار داده شده، به این شرح است:

«وزیر محترم فرهنگ و ارشاد ٬ جناب آقای علی جنتی

ضمن تشکر از توجه جنابعالی به اهمیت وجود ارکستر سمفونیک تهران و تلاش برای بازگشایی این ارکستر و حمایت از نوازندگان آن ٬ اینجانب هنرجوی رهبری ارکستر در اتریش به نمایندگی جمعی از دانشجویان موسیقی و نوازندگان ساکن اتریش ٬ با توجه به انتشار مطالبی در جراید در مورد انتخاب یک رهبر ارکستر دائم برای ارکستر سمفونیک تهران٬ لازم دانستم مطالبی در مورد رهبر منتخب برای ارکستر سمفونیک تهران و آینده این ارکستر٬ مطالبی را به اطلاع جنابعالی برسانم. زیرا که بعد از سالها بلاتکلیفی و هدایت نادرست این ارکستر که منجر به تعطیلی آن شد ٬ انتخاب مجدد یک رهبر ناکارامد که همانند گذشته صرفا به جز منافع شخصی هیچ حاصلی برای ارکستر نخواهد داشت و بدتر اینکه این اجازه و حق را به آیندگان خواهد داد که با نقد نتایج حاصل از این ارکستر ٬ مجددا تصمیم به تعطیلی آن بگیرند.

باید به اطلاع ان مقام محترم فرهنگی برسانم که رشته رهبری ارکستر یکی از رشته های بسیار مشکلی می‌باشد که برای دانشجویان که صرف ورود به دانشگاه های موسیقی معتبر و اتمام و کسب دیپلم آن ٬ شرایط رهبر ارکستر را برای رهبری واجد نخواهد کرد و حتی بعد از اتمام تحصیل هنوز برای دعوت شدن به ارکسترهای معروف و حرفه‌ای٬ نیاز به گذراندن امتحانات و شرکت و کسب مقام در مسابقات مختلف٬ کار عملی٬ دستیاری در ارکسترهای مختلف و در نهایت تلاش و مشقت دائم و متناوب بسیار زیادی در طول زمان میباشد که با کسب تجارب و توانایی های لازم و کافی٬ به درجه رهبری ارکستر نائل شد.

اما متاسفانه در بین کاندیداهای موجود برای انتخاب رهبر ارکستر سمفونیک تهران ٬ هستند اشخاصی که نه تنها دارای شرایط لازم نیستند و بلکه هیچ کدام از این مراحل را طی نکرده‌اند و صرفا با نوشتن عناوین و مطالبی غیر واقعی ٬ از بی اطلاعی مسئولین و مردم استفاده کرده و خود را یک رهبر حرفه‌ای معرفی کرده‌اند و انتخاب آنها تهدیدی جدی برای آینده این ارکستر و وضعیت موسیقی ایران خواهد بود.

به همین دلیل خطر اینکه افرادی دیگری بدون گذشتن این مراحل دشوار به نادرستی و با عناوین غیر واقعی و خیالی رزومه خود را در ایران به مردم و وزارت فرهنگ و ارشاد ارائه دهند بسیار زیاد شده است مدتی است که در همین خصوص اینجانب و تنی چند از دانشجویان ساکن اتریش مشغول تحقیقاتی در مورد رزومه چندین رهبر کاندیدا در ایران شده‌ایم و متاسفانه به نتایج بسیار بدی رسیده‌ایم که به طور خلاصه و نمونه به استحضار جنابعالی می‌رسانیم.

از جمله در رزومه آقای صهبائی این مطاب مهم درج شده که ایشان ۱۴ سال در ارکستر سنت گالن در سوئیس نوازندگی و رهبری ارکستر داشته اند اما با تماسی که با این ارکستر گرفته شده ٬ رئیس وقت ارکستر سنت گالن در آن زمان ٬ یعنی آقای مارک هفلین (Marc Haefelin) میگویند که از این شخص هیچگاه برای رهبری ارکستر دعوت یا استفاده ای نشده و این مطلب مهم کاملا نادرست میباشد.

با تحقیقات مفصل دیگر به این نتیجه رسیده ایم که اغلب مطالب نوشته شده در رزومه ایشان به نوعی دگرگون شده و غیر واقعی میباشد٬اگر نه ایشان میتوانند توضیح بدهند.
melodymag

در مورد کاندیدای دیگر آقای شهداد روحانی ٬ نوشته شده که ایشان در آکادمی شهر وین رشته رهبری ارکستر را به اتمام رسانده و مدیر هنری ارکستر سمفونیک کوتا در آمریکا بوده و هستند ٬ اما با مکاتبات و تحقیقات بدست آمده و مدارکی که در دست میباشد٬آکادمی وین (که هم اکنون دانشگاه شده) و مدرسه موسیقی کوتا این مطالب را جعلی و نا درست می‌دانند.

در زمانی که این رزومه‌ها نوشته شده ٬ به علت عدم وجود اینترنت٬امکان هیچگونه تحقیق و اطلاع رسانی نبوده و ارتباطات بسیار محدود بوده و از نااگاهی مسئولین به نوعی استفاده شده و نه تنها مدارک بسیار بالائی را در رزومه‌ها درج کرده‌اند بلکه مانند رهبران بزرگ دنیا رزومه شان طوری نوشته و تنظیم شده که بنظر می‌آید که واقعا به ارکسترهای مختلف و معروف با دریافت حقوق دعوت شده‌اند.

باید به اطلاع جنابعالی برسانم که اجاره ارکستر برای همگان امکان پذیر است و این با دعوت برای اجرای یک کنسرت کلاسیک کاملا متفاوت است. اگر غیر از این است ٬ لطفا آقایان محترم ٬ برنامه و زمان چند برنامه کنسرت کلاسیک اخیر خود را که دعوت شده اند را اعلام کنند . مهمتر از همه اینکه با کمی تحقیق متوجه می‌شوید که آقایان شهداد روحانی و صهبائی که اکنون در دهه ۶۰ از زندگی خود را سپری میکنند تا به حال به جز ارکستر سمفونیک تهران و یا ارکسترهای اجاره ای ٬ حتی ۱۰ بار هم برای کنسرت کلاسیک به هیچ ارکستری با قرارداد دریافت حقوق دعوت نشده اند البته با توجه به رزومه آنها این رقم باید طبیعتا بالای ۱۰۰ قرارداد باشد٬ اما هستند رهبران ایرانی که با مشقت و تلاش زیاد این مراحل را طی کرده اند. لطفا توجه بفرمایید که کار معمول یک رهبر واقع در اروپا مسئله رهبری اپرا است که این افراد هیچ وقت به رهبری آن دعوت نشده اند.

لطفا توجه بفرمایید که در تمام متن نامه به کنسرت و موسیقی کلاسیک اشاره شده٬ آنچه که مبنا و پایه اصلی برنامه ریزی تمام ارکسترهای دنیاست زیرا که (بطور مثال) با اجرای مکرر سرود ای ایران یا مرغ سحر نمی‌شود برای یک ارکستر برنامه ریزی کرد و سطح ارکستر را ارتقاء داد.

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد ٬ از جنابعالی صمیمانه خواهشمندم قبل از هرگونه تصمیم برای انتخاب رهبر دائم برای ارکستر سمفونیک تهران ٬ به دقت و بدون در نظر گرفتن نام اشخاص٬ در مورد صحت و حقیقی بودن مطالب مندرج در رزومه کاندیداها٬ به خوبی و کافی تحقیق کنید. در این دوران با کمک اینترنت این کار فقط یکی دو روز بیشتر طول نخواهد کشید و این کار نه تنها به هنرمندان و دانشجویان زحمت کش واقعی ٬ قوت قلبی میدهد بلکه ارکستر سمفونیک تهران را در یک دوران بحرانی دیگری نمی‌برد.

جناب اقای وزیر محترم ٬ این مسئله مشکل بزرگی نه فقط برای آینده دانشجویان ٬ بلکه برای وزارت فرهنگ خواهد بود٬ لذا ما هنرجویان و دانشجویان خواهشمندیم که وزارت فرهنگ قبل از هر گونه تصمیمی ٬ رزومه تمامی افراد را با دقت کامل بررسی نماید البته همانطور که نوازندگان ارکستر مورد آزمون قرار گرفتند و یقینا این بسیار منطقی تر از آزمون نوازندگان ارکستر خواهد بود.

آقایان روحانی و صهبائی که در این نامه از ایشان نام برده شد ٬ طبیعتا حق خواهند داشت که با ارائه اسناد و مدارک دقیق (زمان ٬ مکان ٬ ارکستر و برنامه) خلاف این مطالب را اثبات کنند ٬در صورت وجود مسائلی که دیگران از آنها بی اطلاعند. بطور مثال جناب آقای شهداد روحانی میتوانند ارکستر کوتا را دقیقا با معرفی وب سایت ٬ برای عموم مردم معرفی کنند و همینطور تاریخ و برنامه یکی از کنسرتهای آقای صهبائی با ارکستر سنت گالن. البته سکوت ایشان همچنان بر این ابهامات خواهد افزود.

با احترام: پرویز یحیوی وین ٬ اتریش»

انتقادات گسترده از چگونگی برگزاری یادمان استاد محمد نوری

ostad-noori

بعد از برگزاری مراسم اختتامیه یادمان استاد محمد نوری، «منوچهر صهبایی» رهبر شناخته شده ارکستر سمفونیک به کیفیت و استاندارد این برنامه ایرادات اساسی گرفت.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر منوچهر صهبایی با انتقاد از برنامه های اجرا شده در تالار وحدت گفت: خوانندگان مراسم یادمان محمد نوری آثار او را به شکل دیگری خواندند و همین امر باعث شد تا طعم خوش یاد و خاطره آثار محمد نوری که در اذهان نقش بسته بود خدشه‌دار شود.

او با انتقاد ازعدم دعوت شاگردان محمد نوری برای اجرای قطعاتی که یادآور هنر این هنرمند است در خصوص کیفیت برگزاری این مراسم گفت: هدف از برگزاری مراسم یادبود برای یک هنرمند، یادآوری خاطره او در تمام دوران فعالیت هنری اش است و اجرای آثار هنرمند توسط شاگردانش یکی از بهترین راه کارهای یادآوری و زنده نگه داشتن خاطره اوست ؛ ولی متاسفانه کسانی که آثار محمد نوری را در مراسم یادمان ایشان اجرا کردند هیچ یک از شاگردان این هنرمند نبودند .

این موسیقیدان در ادامه افزود : یکی از ویژگی های آواز محمد نوری این بود که آواز او بدون میکروفن در مکانی مثل تالار وحدت که سالنی آکوستیک است نیز به گوش تماشاگر می رسید ولی متاسفانه خواننده هایی که برای اجرای آثار نوری انتخاب شده بودند صدای باز و بالایی نداشتند و اگر میکروفن ها از آنها گرفته می شد صدای آنها به شنونده ها در نقاط مختلف تالار نمی رسید.

صهبایی درادامه با اشاره به کم و کیف آثاری که در این تالار برگزار می‌شود گفت : من به جایگاه محمد نوری به عنوان هنرمند محبوب کاری ندارم اما معتقدم برنامه ای که در تالار وحدت اجرا شد به هیچ عنوان مناسب اجرا در این تالار نبود چرا که تالار وحدت یک سالن استاندارد اپرا و اجراهای رسمی است به درد برگزاری چنین برنامه هایی نمی خورد ؛ ضمن اینکه به دلیل آکوستیک بودن این تالار نیازی به بلندگو نیست ولی در کمال تعجب دو بلندگو در دو سوی صحنه نصب شده بود تا صدا بهتر به گوش برسد این در حالی است که خواننده و نوازنده ای که در چنین سالن هایی اجرای برنامه می کنند آنقدر توانایی اجرای یک اثر موسیقایی دارند که نیازی به بلندگو نیست و صدای خواننده و یا نوازنده به راحتی به گوش می رسد.

این رهبر ارکستر در ادامه صحبت های خود با اشاره به کم و کیف رهبری ارکستر یادمان نوری گفت : اغلب ترانه هایی که در این کنسرت اجرا شد میزان چهار چهارم داشتند و این میزان ها ابتدایی ترین میزان های رهبری یک ارکستر است ولی متاسفانه نوع رهبری ارکستر در این اجرا توانایی ساده ترین اجرا را نیز نداشت .

وی در ادامه افزود : حرفه رهبری ارکستر یکی از سخت ترین رشته های هنر موسیقی است که هر فرد علاقمند علاوه بر دانش موسیقی باید در آزمونی که ویژه رهبری ارکستر در نظرگرفته می شود شرکت کند و پس از قبولی در آزمون و گذراندن تحصیلات این حرفه کار رهبری ارکستر را به عهده بگیرد؛ ولی متاسفانه رهبر ارکستر در این اجرا از هیچ یک از این ویژگی ها برخوردار نبود.

صهبایی در پایان افزود : یکی از نقاط ضعف این برنامه، طولانی بودن برنامه ها و نبودن آنتراکت در اجرای بزرگداشت بود، یکی از فاکتورهای مهم در استفاده از هنر این است که استفاده از هنر بیش از ۲ ساعت نباید به طول بیانجامد چراکه بیش از این زمان خستگی ذهن و گوش را برای شنونده ایجاد می کند و او در نهایت نمی تواند بر اثر متمرکز شود.

آلبوم سرودهای قدیمی ایران از منوچهر صهبایی

iranian-hymns

آلبوم موسیقی سرودهای قدیمی ایران با گردآوری و اجرای پیانوی «منوچهر صهبایی» از سوی موسسه‌ی ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، آهنگ‌سازان این آلبوم موسیقی «آلفرد ژان-باتیست لومر»، «غلام‌رضا مین‌باشیان»، «علی‌محمد خادم‌میثاق»، «غلام‌حسین مین‌باشیان»، «فریدون فرزانه» و «ضیا مختاری» هستند.
منوچهر صهبانی که گردآوری آثار و اجرای پیانوی آن‌ها را در این آلبوم برعهده دارد در مورد اثر می‌نویسد: « در دهه‏ى ۱۳۷۰ شمسى، زمانى كه مشغول تحقيق در زمينه‏ى موسيقى چندصدايى ايران به منظور ارائه‏ى دومين تز دكتراى خود به دانشگاه استراسبورگ (فرانسه) بودم، در كنار آثار متعدد براى اركستر سمفونيك و يا گروه‏هاى مختلف موسيقى مجلسى، به قطعاتى براى پيانو دست يافتم. مهم‏ترينِ اين آثار مجموعه‏اى بود به نامِ «آوازها و تصنيف‏هاى ايرانى» اثر آلفرد ژان باتيست لومر. اين آثار را كه قبل از سال ۱۹۰۰ ميلادى تصنيف شده بودند، اينجانب در دهه‏ى ۱۳۷۰ شمسى براى اولين‏بار در سوئيس اجرا و ضبط و در سال ۱۳۸۲، با همكارى مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور، در تهران منتشر كردم. گروه دوم از اين آثار قطعاتى بودند كه قبل از سال ۱۳۲۰ شمسى به‏عنوان »سرود« به‏وسيله‏ى موسيقيدانان آن زمان نوشته و سپس اكثر آنها، بدون اينكه اجرا شوند، به دست فراموشى سپرده شده بودند. در آلبوم حاضر با تعدادى از اين آثار آشنا مى‏شويد.

در كتاب‏‌هاى تاريخ موسيقى و رساله‌ها آمده است كه در سال ۱۲۵۲ شمسى (۱۸۷۳ ميلادى)، در مراسم ميهمانى‏اى كه ملكه ويكتورياى انگلستان به افتخار ناصرالدين‏شاه قاجار در قصر ويندسُر برگزار كرده بود، سرود ملى ايران نواخته شد. اين سرود تا سال ۱۲۸۸ شمسى، يعنى تا آخر سلطنت محمدعلى‏شاه قاجار، سرود ملى ايران بود. پس از جستجوى زياد، به يك نت‏نوشت براى پيانو از يك سرود ملى دست يافتم كه حدس مى‏زنم مى‏تواند همان سرودى باشد كه به آن اشاره شد. متأسفانه تابه‏امروز هيچ نت‏نوشتِ اركسترى‏اى از اين اثر نيافته‏ام. در اينجا سعى كرده‏ام نسخه‏ى پيانويى، كه تنها نت‏نوشتِ اصلى از اين اثر است، را بدون هيچ تغييرى اجرا كنم (قطعه‏ى ۱). هرگونه سازآرايى و يا شعرگذارى جديد بر روى اين اثر مى‏تواند به اصالت آن صدمه‏ى جبران‏ناپذيرى وارد آورد.

در سال ۱۲۸۸ شمسى، زمان سلطنت احمدشاه قاجار، سرود ملى جديدى به‏وسيله‏ى غلام‏رضا مين‏باشيان تصنيف شد (قطعه‏ى ۲) كه دومين سرود ملى ايران و اولين سرود ملى بعد از انقلاب مشروطيت است.

علی‌محمد خادم‏ميثاق يكى از بزرگ‏ترين خدمتگزاران به موسيقى ايران بود. در كنار فعاليت‏هاى ديگر هنرى، او قطعات متعددى تصنيف كرد كه از ميان آنها هشت سرود (قطعه‏هاى ۳ تا ۱۰) در اين مجموعه معرفى شده‏اند.

«سرود فوزيه» و سرود «جشن درخت‏كارى» (قطعه‏هاى ۱۱ و ۱۲) از ساخته‏هاى غلام‏حسين مين‏باشيان است.

قطعه‏هاى ۱۳ و ۱۴ در اين مجموعه هر دو نامِ «سرود هواپيمايى» دارند و گويا هر دو اثر براى مناسبت خاصى نوشته شده‏اند. قطعه‏ى ۱۳ اثر فريدون فرزانه است كه به‏خاطر دارم در اولين سال‏هاى تحصيلات موسيقى‏ام، يعنى اواسط دهه‏ى ۴۰، استاد سلفژ هنرستان عالى موسيقى بود. قطعه‏ى ۱۴ اثرى است از ضياء مختارى.

يكى از بزرگ‏ترين خدماتى كه اين موسيقيدان به تاريخ موسيقى كشورمان كرد اهداى نسخه‏اى از مجموعه‏ى «آوازها و تصنيف‏هاى ايرانى» اثر لومر به روح‏الله خالقى بود. در آذرماه ۱۳۳۳، يك نسخه‏ى چاپى از آن اثرِ ۵۰ صفحه‏اى از طرف ضياء مختارى به روح‏الله خالقى اهدا شد. خالقى اين مجموعه را در كتابخانه‏ى هنرستان ملى موسيقى، با شماره‏ى ۳۱۴، ثبت كرد. پشت جلد آن مجموعه جمله‏ى اهدايى و تاريخ آن از طرف ضياء مختارى و شماره‏ى فهرست كتابخانه از طرف روح‏اللَّه خالقى ديده مى‏شود. آن مجموعه را اينجانب از روى كپى نسخه‏ى اصل، كه به‏وسيله‏ى فرهاد فخرالدينى در اختيارم قرار گرفت، اجرا و ضبط كردم. اگر سخاوتمندى ضياء مختارى و درست‌كارى روح‏الله خالقى و دوستى فرهاد فخرالدينى نبود، براى من دستيابى به آن اثر غيرممكن مى‏شد و در نتيجه آن مجموعه‏ى بسيار مهم، كه يكى از اسناد پراهميت موسيقى ايرانى و يكى از اولين نت‏نويسى‏هاى آوازها و تصنيف‏هاى موسيقى كشورمان است، مثل بسيارى از آثار پرارزش ديگر كه براى هميشه مفقود شدند، هرگز به‏صورت كامل و اصيل اجرا و بر روى سى‏دى نمى‏آمد تا براى هميشه ماندگار بماند.

اميدوارم با انتشار مجموعه‏ى «سرودهاى قديمى ايران» شمعى، هرچند كم‏نور، در راه موسيقى چندصدايى ايران روشن و بدين‏وسيله خدمتى ناچيز به موسيقى كشورمان كرده باشم.»