ممنوع‌الکار شدن فرمان فتحعلیان زیر سر یک خواننده لس‌آنجلسی است!

farman-fathalian

فرمان فتحعلیان با بیان اینکه ممنوع الکاری وی را شخص «میرزمانی» رئیس دفتر موسیقی ارشاد به دلایل نامعلوم امضا کرده است، سکوتش را شکست و پاسخ برخی شایعات را داد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی پس از انتشار خبر ممنوع الکار شدن فرمان فتحعلیان این خواننده حاضر به گفتگو با رسانه‌های مختلف شد و ضمن گلایه از اتخاذ این تصمیم که به گفته وی با امضای شخص «میرزمانی» رئیس دفتر موسیقی ارشاد به دلایل نامعلوم صورت گرفته است، سکوتش را شکست و در گفتگوهای مختلف جواب برخی سوالات را که همیشه در اطراف او و گروه «ایلیا» بوده را داد.

این گزارش و گفتگو ها واکنشی از سوی مسئولین را باعث نشد و این خواننده همچنان در انتظار پاسخگویی از سوی مراجع ذی‌صلاح است. پی گیری خبرنگار «پانا» و پرس و جو از برخی دست اندرکاران امر به نتایج جالبی رسید که تا حد زیادی می‌تواند پرده از ماجراهای ممنوع الکار شدن این خواننده بردارد.

در آخرین کنسرت فرمان فتحعلیان در سالن همایش‌های برج میلاد، سیروس الوند مهمان رسمی این خواننده در برنامه بود که قبل از برنامه هماهنگی‌هایی برای حضور این کارگردان بزرگ سینما بروی سن و صحبت چند دقیقه ای او انجام می شود اما با مخالفت تهیه کننده کنسرت رو به رو می شود. ولی اصرار فتحعلیان به این کار بالاخره نتیجه می‌دهد و در اواسط برنامه او با به کار بردن لفظ: کارگردان آثار ماندگاری چون «فریاد زیر آب»، الوند را به حاضرین معرفی می‌کند و از او می خواهد بروی سن بیاید. این کارگردان هم با استقبال و تشویق حاضرین بروی سن می‌رود و ابتدا کمی در مورد «فریاد زیر آب» صحبت کرد و گفت : « این فیلم به‌واسطه من نبود که آنقدر گل کرد و ماندگار شد. بازی خوب و قوی «داریوش» و ترانه ماندگارش برای این فیلم بود که آنرا تااین حد در بین مردم جا انداخت.»

گفتنی است این اظهارات الوند، جو سالن را به هم می‌ریزد و باعث برخی بی نظمی‌ها هم می‌شود. عناصر مسئول هم با گزارش این تخلفات به حراست دفتر موسیقی با واکنش تند اعضای دفتر موسیقی رو به رو می‌شوند و خیلی زود حکم ممنوع الکار شدن این خواننده صادر می شود.

فرمان فتحعلیان ممنوع الکار شد

farman-fathalian

فرمان فتحعلیان، خواننده ایرانی می گوید که در اواخر تابستان به او اعلام کرده اند که نمی تواند فعالیت صحنه ای داشته باشد و صدایش از هیج رسانه ای پخش نمی شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی  فتحعلیان در گفت‌و‌گو با  ایلنا گفت: اگر حکم ممنوع الکار بودن من لغو نشود، مجبور هستم بروم و در آژانس مسافرتی کار کنم چرا که کار دیگری بلد نیستم.
این خواننده موسیقی پاپ در پاسخ به این پرسش که آیا محدودیت ها علیه او به دلیل ظاهرش که شبیه دراویش است اعمال می شود یا خیر؟ گفت: معلوم نیست. شاید هم اینگونه باشد. آنچه مهم است اینکه من درویش نیستم، اما شخصیت حضرت علی را از نظر شخصی دوست دارم.

به نقل از بی‌بی‌سی فرمان فتحعلیان گفت که این ماجرا را از حراست وزارت فرهنگ و ارشاد و همچنین مدیران فرهنگی پیگیری کرده است اما هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است.
از سوی دیگر محمد میرزمانی، مدیر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در جواب سوال خبرنگار ایلنا در این مورد گفته است: در پی رفع ممنوعیت این خواننده هستیم و به زودی این قضیه حل خواهد شد.
موسیقی فرمان فتحعلیان نوعی تلفیق موسیقی عرفانی و پاپ ایرانی است.

فتحعلیان همچنین در موسیقی خود اشعار زیادی را در ستایش حضرت علی، امام اول شیعیان اجرا می کند. دیر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد در شهریور ماه امسال از تهیه آیین‌نامه‌ای برای صدور مجوز کنسرت و آلبوم در آینده نزدیک خبر داده بود.

میرزمانی همچنین داشتن گروه‌های درجه یک، پرداختن به موسیقی ایرانی و استفاده از اشعار غیرعاشقانه و عرفانی را از مهمترین شروطی اعلام کرد که برای دادن مجوز اجرای صحنه‌ای درنظر گرفته شده است.

این درحالی‌ست که در سال‌های اخیر، تعدادی از گروه ها و خوانندگان ایرانی موفق به دریافت مجوز برگزاری کنسرت در تهران یا شهرستان ها نشده اند یا مجوز آنها پس از صدور و پیش از برگزاری کنسرت، لغو شده است.

یک اسقف پخش موسیقی پاپ در مراسم تشییع مسیحیان را ممنوع کرد

يك اسقف اهل ملبورن پخش موسيقي پاپ در مراسم تشيع مسيحيان را ممنوع و اعلام كرد كه هدف از اين مراسم توجه به خداوند و نه پايكوبي براي زندگي است.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، ایرنا به نقل از يونايتدپرس گزارش داد: مسوولان ملبورن معتقدند كه مراسم تشييع جنازه از حالت توازن خارج شده است.

استفاده از موسيقي تند كه ملازمتي با مراسم تدفين و خاكسپاري مردگان ندارد در استراليا به شكلي درآمده كه مقامات مذهبي و آموزشي اين كشور را نگران كرده است.

در راستاي ايجاد اين توازن «دنيس هارت» سراسقف حوزه كليسايي ملبورن هنگام اداي مقررات مربوط به تشييع مردگان كاتوليك گفت كه مراسم بيش از پيش تحت تاثير موسيقي پاپ و مديحه سرايي قرارگرفته و با قصد اصلي تفكر آميز بودن مراسم در تناقض است.

«اليزابت هارينگتون» مسئول امور تربيتي كميسيون نيايش شهر« بريسبان» ضمن موافقت با اظهارات سراسقف يادشده تاكيد كرد كه تشييع جنازه‌هاي كنوني مسيحيان از توازن خارج شده است.

وي يادآوري كرد كه توازن حرف اصلي را مي‌زند و آنچه كه من احساس مي‌كنم رخ داده اين است كه مراسم ازحالت تعادل و توازن خارج شده است.

وي افزود: رعايت مقررات و دستورها تعيين‌كننده مذهبي يا غيرمذهبي بودن يك مراسم محسوب مي‌شود اما من مشاهده كرده ام كه برروي تابوت مردگان قوطي آبجو گذاشته و در خاكسپاري مسيحيان لطيفه نقل كرده‌اند كه اين موارد موضوعيت ندارد.

موسیقی لس آنجلسی فراموش نشد صدای ربنا که جای خود دارد

ربنای استاد شجریان

آزمودن مردمی که هنوز بی‌توجه به همه‌ی امر و نهی‌ها به صدای لس‌آنجلسی‌ها گوش می‌دهند و جشن عروسی هر وصلتی مزین به صدای همین لس‌آنجلسی‌هاست، آب در هاون کوبیدن است.

صدا و سیما این روزها صدای «ربنا»ی استاد شجریان را در اوقات افطار پخش نمی‌کند. خبرنگارانش را هم می‌فرستد که در حمایت از این کار مصاحبه بگیرند
این‌که رسانه‌ تا چه حد حق دارد با احساسات ملی و عناصر هویتی ملتی چنین برخورد کند، موضوعی است که قصد ندارم وارد آن شوم. ام از زاویه‌ی دیگری می‌توان به ماجرا نگریست.
من هرگز شنونده‌ی جدی موسیقی پاپ – بالاخص نسخه‌ی لس‌آنجلسی آن – نبوده‌ام. همین‌قدر می‌دانم که شاید هرگز به اختیار خودم دستگاهی را برای پخش نوار یا سی.دی حاوی این نوع موسیقی روشن نکرده‌ام. و بنابراین بدون آن‌که در موضع دفاع از این نوع موسیقی یا خوانندگان و نوازندگان آن باشم، خوب می‌دانم که سیاست حذف موسیقی پاپ از صدا و سیما در دورانی خاص، و هزاران نهی و نفی موسیقی لس‌آنجلسی نتوانسته است حتی دون‌رتبه‌ترین تولید کنندگان این موسیقی را از خاطره‌ها بزداید. همه‌ی آدمیان این سرزمین کم و بیش، به اختیار یا به فراخور قرار گرفتن در مجالس یا جمع دوستان، صدای خوانندگان لوس آنجلسی و … را شنیده‌اند. صدای این افراد در زمانه‌ای باقی ماند، تکثیر شد، و بر شیوه، لحن و حتی جزئیات تربیت صدای خوانندگان پاپ امروز داخل ایران تأثیر گذارد که نوارهای صوتی و کاست‌های ویدئویی تنها ابزارهای مهم تکثیر موسیقی بودند.
از صدای خوانندگان لس‌آنجلسی می‌گذریم و کمی دورتر می‌رویم، خیلی دورتر، آن‌قدر دور که بتوان کورسوی امیدی داشت که گرد و غبار زمانه برخی چیزها را در خود فروبلعد. به تخت جمشید نگاه می‌کنیم، به پاسارگاد، و به صدها چون این‌ها که نمادهایی از ایده‌ها و انگیزه‌هایی هستند که غبار دو هزار و چند صد سال نیز نتوانسته است خاطره‌ها را از دل مردم برباید.
موسیقی پاپ، پاسارگاد، تخت جمشید و نوروز با انگاره‌های دینی فعال مردم پیوند نخورده بودند و کماکان بر چهره‌ی فرهنگ این سرزمین باقی مانده‌اند. حال گروهی دل خوش کرده‌اند که خاطره‌ی رخدادی عمیقا مذهبی را از دل‌ها بزدایند. ارزش مذهبی «ربنا» برای عمده‌ی مردم ایران بسیار بیشتر از ارزش موسیقایی آن است. بسیاری از مردم ایران اصلاً نمی‌دانستند و شاید اکنون نیز نمی‌دانند که خالق «ربنا» کیست. اما به نوای این دعا سال‌هاست که عادت کرده‌اند و با آن خاطره‌ها ساخته‌اند.
آیا از خود پرسیده‌اند که در چه زمانه‌ای قرار است با «ربنا» درافتند؟ دست هر کودک ایرانی نیز یک دستگاه تلفن همراه هست که می‌توان از آن موسیقی پخش کرد. «ربنا» تا پیش از این بخشی از خاطره‌ی جمعی بود که اکنون به بخشی از اطلاعات خصوصی گوشی‌های تلفن همراه نیز بدل شده است. یک فایل سه و نیم مگابایتی که به زبان دعا، خدایی را می‌خواند که گروهی شکایت پیش او می‌برند.
آزمودن مردمی که نوروز، یلدا، و تکه‌سنگ‌های تخت جمشید را پس از گذشت هزاران سال حفظ کرده‌اند، و هنوز بی‌توجه به همه‌ی امر و نهی‌ها به صدای لس‌آنجلسی‌ها گوش می‌دهند و جشن عروسی هر وصلتی مزین به صدای همین لس‌آنجلسی‌هاست، آب در هاون کوبیدن است. اندکی تاریخ موسیقی بخوانید تا بدانید، آن‌چه که امروز با عنوان ردیف موسیقی ایرانی شناخته می‌شود، در عصری که دستگاهی برای ضبط و پخش موسیقی نبود، سینه به سینه، پدر به پسر و بدون نت‌نویسی تحت عنوان ردیف میرزا عبدا… و بعدها با نام ردیف‌دان‌های مختلف ثبت و ضبط شد. حال چگونه می‌خواهید در عصر MP3 و گوشی‌های تلفن همراه، خاطره‌ی «ربنا» را از این مردم بستانید؟ آزموده را آزمودن خطاست.

  • دکتر محمدفاضلی/ ریشه