کنسرت محمدرضا لطفی و نبیل یوسف شریداوی در اصفهان

melodymag

دلتای می‌سی‌سی‌پی در نصف جهان می‌نوازد.

محمدرضا لطفی، در ادامه کنسرت‌هایش در سال جدید، روزهای ۱۵ و ۱۶ تیرماه به اصفهان می‌رود تا مخاطبان موسیقی این شهر را به بداهه نوازی تار و سه‌تار میهمان کند. در این کنسرت، نبیل یوسف شریداوی با دف‌نوازی و سجاد منصوری با تنبک‌نوازی، محمدرضا لطفی را همراهی می‌کنند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی کامیار فانیان، شاگرد محمدرضا لطفی و مسئول برگزاری این کنسرت در اصفهان، نبیل یوسف شریداوی را به اعجوبه دف‌نوازی تشبیه کرد و گفت: «او یکی از بهترین نوازندگان دف در ایران است. فیگورهای ریتمیک نوازندگی‌اش منحصر به فرد است. تکنیک‌های دست چپی ابداع کرده که مخصوص به خود اوست و مسافرت‌هایش به کردستان و آموختن از اساتید دف‌نوازی محلی، تاثیر به سزایی در کار او داشته است.»

این محقق و نوازنده سازهای سه تار، دو تار شرق و شمال خراسان و تنبور منطقه گوران اضافه کرد: «استاد لطفی تنبک نوازی سجاد منصوری را در کنسرتی دیده بودند و او را تحسین کردند. بعد، او نزد آقای لطفی رفت و ساز زد. آقای لطفی پرسید: در خانواده‌تان، پدر یا مادر، کسی ساز می‌زند؟ و خب او جواب داد که فرزند حسن منصوری، نی‌نواز تواناست. آقای لطفی گفت: خیلی‌ها تنبک می‌زنند اما شما تنبک را می‌نوازی. شما موسیقی اجرا می‌کنی.»

به گفته کامیار فانیان محمدرضا لطفی ابتدا ترجیح می‌داده کنسرت‌هایش را در مرکز ایران به صورت گروه نوازی اجرا کند اما با توجه به شناختی که نسبت به کار این دو هنرمند اصفهانی داشته، تصمیم می‌گیرد که کنسرت اصفهان به صورت بداهه نوازی تار و سه‌تار و البته هم‌نوازی دف و تنبک اجرا شود.

آمریکا، کرمانشاه و حالا اصفهان، میزبان کنسرت‌های سال جدید محمدرضا لطفی بوده‌اند. در نیویورک ده هزار نفر از کنسرت او استقبال کردند. به نوشته «شرق»، روزنامه «نیویورک تایمز» لطفي را نوازنده‌اي دانسته كه با سازش مخاطب را مسحور خود مي‌كند، روزنامه ايرلندي «ايريش‌تايمز» او را به «دلتاي مي‌سي‌سي‌پي» تشبيه كرده كه با سازش، موجب نزديكي فرهنگ‌ها به هم مي‌شود و پيتر جي‌شارپ، از كارشناسان موسسه معتبر موسيقي آمريكا از كنسرت لطفي با عنوان رويداد مهم تاريخي در موسيقي نيويورك و کنسرتی که با استقبال کم‌نظیر مخاطبان اکثراً آمریکایی برگزار شد، ياد مي‌كند.

شرکت غوغای سکوت شهر با همکاری موسسه آوای شیدا، کنسرت بداهه نوازی محمدرضا لطفی با هم‌نوازی سجاد منصوری و نبیل یوسف شریداوی را در تاریخ ۱۵ و ۱۶ تیرماه ۹۱ ساعت ۲۰:۳۰ در تالار رودکی ملک شهر اصفهان برگزار خواهند کرد. قیمت بلیت‌های این کنسرت از ۱۵ تا ۴۵ هزارتومان تعیین شده است. علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت می‌توانند با شماره تلفن‌های ۰۹۱۳۳۲۷۶۷۲۸ و ۰۹۱۳۵۵۱۰۸۰۲ و ۰۳۱۱۲۲۴۰۱۱۵ تماس بگیرند.

  • نفیسه حاجاتی/ مجله موسیقی ملودی

انتقاد از اظهارات و اجرای موسیقی محمدرضا لطفی

melodymag

کنسرت گروه موسیقی همنوازان شیدا از جمله کنسرت های پایانی آبان ماه بود که برگزار شد، پس از برگزاری این کنسرت نقد و بررسی های فراوانی بر کیفیت برگزاری این کنسرت و همچنین موضع گیری های محمدرضا لطفی نسبت به سایر هنرمندان موسیقی صورت گرفت که در این میان می توان به انتقاد میلاد کیایی نوازنده سنتور و مدرس موسیقی اشاره کرد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی میلاد کیایی در گفتگو با خبرنگار مهر مجموع انتقادهای خود نسبت به محمدرضا لطفی ـ سرپرست گروه موسیقی هم‌نوازان شیدا و استاد موسیقی ایرانی ـ را در دو بخش مطرح کرد.

بخش نخست از این انتقادها مربوط به کیفیت اجرای کنسرت این گروه موسیقی بود و بخش دوم از گفته های کیایی به انتقاد از موضع گیری های سیاسی و آمیخته کردن هنر و سیاست توسط او برمی گشت.

این نوازنده سنتور در انتقاد به بخش تکنوازی لطفی گفت: زمانی که این نوازنده تار به روی صحنه آمد؛ حدود ده دقیقه کوک کردن سازش به طول انجامید این در حالی است که هر اهل فنی می داند که ساز را باید به احترام وقت مخاطب قبل از روی صحنه آمدن کوک کرد و حال اینکه لطفی پس از کوک ساز متاسفانه قطعاتی را خارج (فالش) اجرا کرد و تا پایان کنسرت هم نتوانست با مخاطب ارتباط برقرار کند و از همین جهت معتقدم که موسیقی که محمدرضا لطفی ارائه داد به معنای واقعی نوعی موسیقی تخدیری وملال آور بود.

واکنش حسین علیزاده به انتقادات محمدرضا لطفی از استاد شجریان

melodymag

سخنان اخیر «محمدرضا لطفی» استاد موسیقی ایرانی در مورد «محمدرضا شجریان» با واکنش حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده تار نیز روبرو شده است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی حسین علیزاده استاد پرآوازه موسیقی دستگاهی در این باره گفته است باید برای هر کس این حق را قائل بود که حرف خودش را بزند. وی از اینکه هنرمندان به جای حرف زدن با یکدیگر و دیالوگ داشتن، «تنهایی به قاضی می‌روند» انتقاد کرده است.

علیزاده افزود: «هر کس که غفلت کند و نداند، آقای لطفی خیلی خوب می داند که آقای شجریان چه ارزشی در موسیقی ما دارد البته اگر آقای شجریان در این سال‌ها دست همکاری به آقای لطفی می‌داد شاید او جور دیگری قضاوت می کرد. اشکالی که به آقای لطفی وارد است این است که هر از گاهی بعد از مدتی خاموشی صحبت‌هایی می کند که جنجال درست می کند.»
او همچنین گفته است معلوم نیست آقای لطفی از چه موضعی صحبت می کند از موضع دلسوز موسیقی و هم صنف های خودش یا به عنوان یک مسئول دولتی؟
علیزاده ضمن اشاره به اینکه  لطفی زمانی گفته بود که موزیسین ها با ویزا گرفتن از سفارتخانه های کشورهای خارجی و سفرهای خارجی خراب می شوند، گفته است: « موزیسین های دنیا از هر ده کوره ای در دنیا تا کشورهای بزرگ یکی از کارهای مهمشان این است که سفر کنند و کارهایشان را ارایه کنند و ارتباط فرهنگی ایجاد کنند هیچ موزیسینی در دنیا نیست که وقتی از یک کشور به کشور دیگری سفر می کند تفسیر سیاسی برایش پیاده کنند.»

lotfi_0

این استاد موسیقی افزود: «هنر هیچ‌وقت بی ارتباط با مسایل اجتماعی نیست ولی شرایط ایران طوری شده که همه چیز سیاست زده است. اگر هنرمندی در ایران نظرش را بگوید و این نظر باب طبع نباشد فورا شکل سیاسی به خود می گیرد و خواه، نا خواه هنرمند را هل می دهند به موضع گیری سیاسی.»

علیزاده درباره صحبت های آقای لطفی در مورد محمد رضا شجریان گفته است: «در هر حال چیزی از ارزش شجریان کم نشده اگر جریانات دیگری هم اضافه شده مسئولیتی است که خود هنرمند بر عهده گرفته است. آقای شجریان بالای هفتاد سال سن دارند و قرار نیست چیزی را یاد بگیرد و به ایشان گفته شود که چه بگوید و چه نگوید. ایشان اختیار خودشان را دارد.»
حسین علیزاده در این باره بخشی از صحبت های آقای لطفی که در آن به استفاده سیاسی و اقتصادی آقای شجریان از هنرش اشاره شده بود افزوده: «به عنوان مثال در مورد قمر گفته شد که او هنرمند بزرگی بود ولی از فقر مرد. انگار که در جامعه ما از فقر مردن هم جزیی از هنرهای یک هنرمند محسوب می شود؛ اینطور هم نیست که شجریان فقط انگیزه اقتصادی دارد و سود اقتصادی می برد که اگر هم این طور است نوش جانش. این سودی است که حاصل تلاش و هنر خودش است.»

نامه دختر پرویز مشکاتیان خطاب به محمدرضا لطفی

parviz-meshkatian

«آوا مشکاتیان» نوه دختری «محمدرضا شجریان» و فرزند استاد فقید «پرویز مشکاتیان» نامه‌ای را خطاب به «محمدرضا لطفی» نگاشته که اصل آن در سایت آواز منتشر شده است. این نامه را با هم می‌خوانیم:
استاد لطفی! اگر شما حرمت بزرگوار پدرم ندانستی، من دختِ خاندانی‌ام که حرمت می‌شناسند، پس هنوز می‌خوانمت استاد! قضاوتِ بودن یا نبودنش یا بهتر بگویم استادماندنِ شما بماند برای تاریخ.
هنوز به یاد دارم شوقی را کز آمدن شما در چشمان مهربان پدرم دیدم. به یاد دارم ظهری را که به دیدارتان آمد به رسم رفاقتِ دیرین.پدرِ من هیچ‌گاه «رفیق» را «سیاسی» نکرد!! چیزی که شما بودید. و اکنون از معنای‌ هر دو بازماندید. که دگر نه پیرو آن فکرید کز برایش از این سرزمین گریختید و نه معنای‌ حقیقی رفیق می‌دانید. و خوش به روزگار من و آئین که تا هستیم، سرمی‌افرازیم به غرور از حرمت‌ مردمی که پرویز می‌دانست.
باری، او رفت با دستان هنرمندش و ماند نغمات زیبایش. و شما؛ همان دوست که پرویز آن همه دوستش می‌داشت، نه تنها کلامی به مهر برای خاندان من ننگاشتید در آن هنگام سوگ، که آن کذب‌های خنده‌آور گفتید. تا این‌جا نیز در قاموس من به جز سکوت نبود، اما این بار آتش‌بیار معرکه‌ای شدید که نباید. پس برای‌تان مرور می‌کنم  چیزهایی را که نمی‌دانید یا نمی‌خواهید که بدانید.
خاطره‌ی به چالش کشیدن «بیداد» در مجلس وقت و آن همه اذیّت را به یاد دارید؟ به یاد دارید که پدرم و همراهانش ساز را به سان سلاح باید با مجوز حمل می‌کردند؟ می‌دانید چند ساز هنرمندان این سرزمین در آن سال‌ها شکست؟  چند ساعت موسیقی ضبط شده به خونِ دل، پاک شد؟ به یاد دارید کنسرت‌هایی را که در میان اجرا، هنرمندان‌مان را از روی سن پایین می‌کشیدند؟ آن سال‌ها شما در گوشه‌ای از دنیا آرام گرفته بودید!

محمدرضا لطفی

استاد لطفی، اگر شما یادتان نیست به خاطرتان می‌آورم که در اوایل انقلاب آن‌قدر بعضی‌  تندرو بودند که باید سِلفون روی کاست‌های سونی را می‌سوزاندی! بیداد در این هنگام منتشر شد. در همین محیطی‌ که شما خیلی راحت از آن سخن می‌گویید. بعد از سه دهه، در هنگامی که هنرمندان این سرزمین خون دل‌ها خوردند تا بخشی، تنها بخشی از حقوق‌شان را باز پس گیرند، آمدید گفتید که هیچ کس هیچ کاری نکرده است. اگر از خاطرات رنجش‌های گونه‌گون در این سال‌ها بگویم، می‌شود کتاب نوشت. از خاطراتی که اگر بگویی، می‌شود جار زدن و جلب توجه! پس بماند برای دلم.
آن‌قدر ضد و نقیض میان گفته‌های شما هست که نمی‌دانم کدام را باید به چالش کشید. گویی خود نیز نمی‌دانید چه می‌خواهید! بر محمدرضای شجریان خرده گرفته‌اید که دردش موسیقی‌ نیست و نمی‌خواهد یک جریان فرهنگی‌ باشد. مرور کنید مصاحبه‌های‌تان را. شما به همه و جزییات زندگی‌ همه کار داشتید و از همه سخن گفتید و به راستی‌ آن‌قدر که سنگ خودتان را به سینه زدید که من چنین و چنان، چه‌قدر سنگ موسیقی‌ را به سینه زدید؟ شاید نمی‌دانید اما بسیاری را می‌شناسم که عاشقانه دوست‌تان داشتند و اکنون از گفته‌های شما خجل‌ اند.
استاد لطفی، آوا موسیقی شما را به چالش نمی‌کشد، اما می‌تواند راوی خاطره‌ای از مردی باشد که هنوز مردمانش اشک‌ـ‌به‌ـ‌گونه و گاهی‌ هم سماع‌کنان به نغماتش گوش می‌کنند.
شبی‌ که پدرم به کنسرت شما آمد و از نیمه‌ی کنسرت به خانه بازگشت. تا صبح غمگین در خانه قدم‌ زد. گاهی بغض داشت. هنگامی که رسید از راه، نشست. طبق عادت و به هنگام تاٌثر زیاد، دو دست بر پیشانی گذاشت و سر به زیر افکند. پرسیدم چرا این‌قدر زود آمدید؟ خوب اید؟ با نگاهی‌ همه غم و صدایی گرفته گفت: «آوا، امشب احساس می‌کردم لطفی دارد روی سِن، خودش را پیش چشم همگان دار می‌زند…»

اظهارات جنجالی محمدرضا لطفی در مورد محمدرضا شجریان

lotfi

«محمدرضا لطفی» استاد و نوازنده تار و سه تار در گفت‌وگویی که نشریه آسمان آن را منتشر کرده، اظهار داشت: مطالبی را که شجریان در بیرون مرزها و داخل مرزهای کشورمان مطرح‌ کرده، ‌با مطالبی که من گفته‌ام و می‌گویم کاملاً متفاوت است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی، لطفی گفت: «شجریان از سال ۵۷ و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفق‌ترین کنسرت‌ها را داشته است. اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقی‌دان‌ها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچ‌وقت برنامه‌هایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرت‌هایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است.»

وی در ادامه اظهار داشت: «اولین کنسرت‌های این مملکت را در شهرستان‌ها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم. یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کرده‌اند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار می‌کنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض می‌کنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است.»

این نوازنده تار در ادامه گفت: «ضمن اینکه من اصلا دوست ندارم هنرمندان‌مان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند. به همین دلیل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام. با صدای آمریکا در طول ۲۵ سال فعالیتم در خارج از کشور به طور مشروط مصاحبه کرده‌ام.»

لطفی گفت: «بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو بین‌المللی فرانسه و یا سایر رسانه‌های آن‌طرفی در ۱۰ سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت نیز می‌کشانند. این را ما امروز به طور رسمی می‌دانیم و آخرین صحبت‌های وزیر امور خارجه انگلستان همه موید این رویکرد آن‌ها است. طبیعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی این امکان را به یک هنرمند می‌دهند تا بیاید در بی‌بی‌سی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد.
shajarian

من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی بی‌سی انگلستان که به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند هم‌صدا شوم. این سلیقه شخصی من است. ولی کسانی که این کار را می‌کنند اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم اما کار آن‌ها را ممنوع نمی‌دانم. آن‌ها زندگی و مسئولیت خودشان را دارند. ولی باید مسئولیت را فردی نبینند.»

این نوازنده سه تار اظهار داشت: «شجریان اگر این مسئولیت را فردی ببیند، مشکل به وجود می‌آید. این مسئولیت و مشکل، یک مشکل اجتماعی عمومی است و حرف‌ها و گفته‌ها برای نگرانی از وضعیت موسیقی کشور است. اما آن‌چه از گفته‌های شجریان در رادیو استرالیا، بی‌بی‌سی و صدای امریکا دنبال کرده‌ام، تنها در ده‌درصد از صحبت‌هایشان به مشکلات موسیقی اشاره داشته است.»

لطفی گفت: «من می‌گویم یک موسیقی‌دان اول می‌بایست دردش خود موسیقی باشد. در این مصاحبه اخیر مصاحبه کننده از ایشان می‌پرسد: الان که آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمی گرفته و کنسرت هاتان نیز در ایران اعلام شده مشکلی ندارد، برخورد شما چگونه است؟ شجریان از کنار این مسأله رد می شود و جواب قانع کننده‌ای نمی‌دهد.»

وی ادامه داد: «به نظر من وقتی پهلوان شدید، مسئولیت شما مسئولیت یک گروه نیست؛ بلکه مسئولیت همه ملت را برعهده دارید. در واقع سخن شما می‌بایست بازتاب سخن همه ملت ایران باشد. من خودم این مشکلات را بعد از انقلاب داشته‌ام و بدون اینکه حتی خبر داشته باشم از اسمم کلی سوءاستفاده شده است. به نظرم چنین حرکت‌هایی بیشتر سیاسی محسوب می‌شود تا فرهنگی هنری، و این نظر شخصی من است.»

لطفی گفت: «اما در مورد شجریان این مسأله کاملاً متفاوت است. شجریان هیچ وقت به‌دنبال ایجاد یک جریان فرهنگی هنری مستقل با شرکت همکاران خودش نرفته است. یک شرکت اقتصادی به نام «دل‌آواز» درست کرده و کار خودش را مانند یک شرکت تولید کننده انجام می‌دهد و درآمدزایی خوبی هم از گذشته تا به امروز داشته و دارد.»

برگزاری کنسرت محمدرضا لطفی و گروه شیدا

lotfi_0

کنسرت محمدرضا لطفی به همراه گروه بزرگ همنوازان شیدا ۲۵ ،۲۶ و ۲۷ آبان ماه در سالن میلاد نمایشگاه به صحنه می رود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از روابط عمومی موسسه فرهنگی -هنری آوای شیدا این کنسرت در دو بخش بداهه نوازی و گروه نوازی برگزار می شود که در بخش نخست محمدرضا لطفی با اجرا قطعاتی در دستگاههای مختلف به تکنوازی خواهد پرداخت.

همچنین در بخش دوم، گروه بزرگ همنوازان شیدا که متشکل از گروه بانوان و گروه همنوازان شیدا است ،به صحنه می رود و قطعاتی را به صورت چند صدایی در دستگاه همایون اجرا می کند.

محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم دوری از صحنه با همراهی گروه بزرگ همنوازان شیدا به خوانندگی علیرضا فریدون پور به مدت سه شب در تهران به صحنه می رود.

محمد معتمدی؛ خواننده‌ای مطمئن برای ارکستر ملی یا غریقی دیگر

شهرت، محبوبیت و جاودانگی شاید سه رکن اصلی ورود افراد به حوزه های هنری، خصوصا موسیقی سنتی باشد، در این میان محمد معتمدی، از آن جمله خوانندگان با استعدادی است که برای پیشرفت راه زیادی در پیش ندارد، اما همین راه کوتاه را می باید با دقت زیادی طی کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از همشهری آنلاین محمد معتمدی آموزش آواز را از سال ۷۶ نزد حمیدرضا نوربخش به طور جدی شروع کرد. اگر چه در کارنامه کاری معتمدی سابقه همکاری با محمدرضا لطفی، مجید درخشانی و علی قمصری هست، اما می توان او را کشف محمدرضا لطفی دانست، و شاید این کار را بتوان از جمله اقدامات موثر لطفی در موسیقی ایرانی قلمداد کرد. بررسی دقیق‌تر آثاری که ماحصل همکاری معتمدی و محمدرضا لطفی است نشان می دهد ، معتمدی در این برهه نتوانست توانایی‌های صدای خود را به خوبی عیان کند.

همکاری با لطفی همانقدر که به شهرت او کمک کرد، دست و پای او را در اجرای دلخواه بسته نگاه داشت. پس از همکاری با لطفی، و گهگاه در خلال همکاری با لطفی، معتمدی نیم نگاهی نیز به همکاری با دیگر موزیسین ها داشت. او که همواره در حال تجربه کردن مسیرهای موفقیت است، با گروه های نه چندان نامدار و بعضن جوان چندین اجرا را در ایران و خارج از ایران به روی صحنه برد.

نمودار فعالیت‌های معتمدی را اگر رسم کنیم، شاهد فراز و نشیب های زیادی در همین سال های کمی که از فعالیت هنری او می گذرد خواهیم بود، در این بین اما بی گمان برف خوانی، ساخته علی قمصری در صدر موفق ترین آثار معتمدی قرار دارد. بخش کوارتت پروژه برف خوانی با اجرای به یاد ماندنی محمد معتمدی، به همگان توانایی بالای صدای او را اثبات کرد. معتمدی با تحریرهای جدیدی که در بخش کوارتت کنسرت برف خوانی اجرا کرد، ابعاد جدیدی از صدای خود را برای مخاطبان عرضه کرد، او از حنجره خود به عنوان یک ساز بهره جست و این از پتانسیل ‌ای پنهان معتمدی بود که با همکاری او و علی قمصری عیان شد.

معتمدی بعد از اجرای برف خوانی، به سکوتی خود خواسته تن داده است، تنها فعالیت یک سال گذشته معتمدی، همکاری در یک قطعه از آلبوم بدرود با بدرود، پرفروش ترین آلبوم سال جاری، اثر ارکسترال علی قمصری بود. و حالا او بعد از یک سال سکوت و عزلت، اواخر مهرماه جاری، به همراه ارکستر ملی ایران به رهبری بردیا کیارس بروی صحنه خواهد رفت.

معتمدی اگر همان معتمدی همیشگی باشد، مرکز همایش های برج میلاد بار دیگر شاهد درخشش او خواهد بود.

  • رضا خانکی

آلبوم «سایه‌ی جان» با آواز محمد معتمدی

sayeye-jaan

«سایه‌ی جان» به آهنگ‌سازی «محمدرضا لطفی» و آواز «محمد معتمدی» منتشر شد

آلبوم موسیقی «سایه‌ی جان» به آهنگ‌سازی «محمدرضا لطفی» از سوی موسسه‌ی فرهنگی – هنری «آوای شیدا» منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این مجموعه، آلبوم صوتی کنسرت گروه ‌هم‌نوازان «شیدا» در برج میلاد است که در سال ۱۳۸۹ اجرا شده بود.
این آلبوم با تک‌نوازی تار استاد محمدرضا لطفی و با آواز «محمد معتمدی» در بیات ترک منتشر شده و اجرای موسیقی را نیز هم‌نوازان شیدا برعهده داشته‌اند.
لازم به یادآوری است کنسرت گروه شیدا در برج میلاد که سال گذشته برگزار شد به شاعرگران‌قدر «هوشنگ ابتهاج» (ه. الف سایه) تقدیم شده است.
آلبوم «سایه‌ی جان» با آواز محمد معتمدی و به آهنگ‌سازی محمدرضا لطفی هم‌اکنون در بازار موسیقی کشور قابل دسترسی است.

یادداشت محمدرضا لطفی برای آلبوم بهانه از توست

lotfi-02

در هفته‌های اخير آلبوم «بهانه از توست» به عنوان اثر جديدي از استاد محمدرضا لطفي روانه بازار موسيقي شد. وي در برورشور اين آلبوم، هنر تك‌نوازي را به عنوان يكي از بارزترين و تأثيرگذارترين شيوه‌هاي اجرايي موسيقي در شرق دانسته است.

محمدرضا لطفي در اين اثر تك‌نوازي تار و اجراي آواز را بر عهده داشته و يار هميشه همراه او محمد قوي‌حلم نيز تنبك و دف اين اثر را مي‌نوازد. اين اثر كه مدت زمان آن ۴۳ دقيقه است به صورت بداهه نوازي است كه در كنسرت مشترك لطفي و قوي حلم در سال ۱۹۹۶ ميلادي در آمريكا اجرا شده است.
اشعار اين اثر نيز از مولانا و در مايه آواز دشتي اجرا شده است.
محمدرضا لطفي در يادداشتي كه در بروشور اين اثر آورده است درباره هنر بداهه نوازي در مشرق زمين مي‌نويسد: يكي از بارزترين و تأثيرگذارترين شيوه‌هاي اجرايي موسيقي در شرق هنر تكنوازي است. اين هنر با توجه به گستردگي مدهاي گوناگون كه امروزه به نام گوشه‌ها از آن ياد مي‌كنيم كمك ارزنده‌اي براي هنر بداهه است كه اساس خلاقيت را در موسيقي رسمي شكل مي‌دهد. اگر قرار باشد موسيقي ما زنده بماند بايد به اين فرم از موسيقي ايراني بهاي زيادي بدهيم.

تسلط يك نوازنده متكي است بر تسلط بر فن نوازندگي، ممارست در آموزش يك يا چند رديف به جاي مانده، حفظ و درك ساختارها و تبديل آنها به يكديگر ، تجزيه و تحليل علمي رديف از نظر شكل و محتوا، توجه به زيبايي شناسي هنري، معرفت شناسي نغمات و در نهايت به معرفت شناسي عرفاني كه بستر پيشرفت هنرها در ايران زمين بوده است.
ده نكته باريك‌تر ز مو بايد، تا نوازنده‌اي به مقام تكنوازي و در غايت به هنر بداهه نوازي (خلاقيت در آن) برسد. متأسفانه در اين صد سال اخير زندگي و برخورد هزار و پايي كه عاري از هنر بداهه بوده بستر تاريخي اين هنر را از هم متلاشي كرده است.

lotfi

به جز علما و تني چند از اساتيد نيمه دوم قرن بيستم كه در ادامه اين سنت تنومند كار را تداوم بخشيدند هنر بداهه نوازي رفته رفته ضعيف‌تر شد چرا كه داشتن «حال» كه اساس هنر بداهه را تشكيل مي‌دهد در زندگي ماشيني تحميلي چنان كمرنگ شده كه امروز مردم علاقه‌مند به اين هنر تا ديگر قادر به ايجاد رابطه با تكنوازي نيستند.
عدم تمركز تفرقه فكري و مشغوليات زندگي مادي، دوري از طبيعت و جدايي از سنت‌هاي درست عرفاني و عدم معاشرت با كساني كه در زمينه‌هايي مانند خطاطي، شعر و ديگر هنرهاي ايراني باعث عدم شناخت موسيقي نوازان جوان شده است.
روزي در زندگاني مولاناي كبير خواندم كه مولانا چند سال اول زندگي عرفاني اش را با جناب ترمذي گذرانيد تا علم حال را بياموزد.
آن روز كه اين مطلب را خواندم تعجب كردم كه مگر علم حال آموختني است؟ اين سوال برايم ماند تا بالاخره از استادي عارف سؤام را پرسيدم ايشان فرمودند كه مولانا در آن چند سال در اين محيط رشد از تغييرات حالي استاد و تأثيري كه از ايشان برايش پيش مي آمد متوجه دگرگوني حال خود مي‌شد.
در اين يادداشت آمده است: من هميشه در كلاس‌هايم به شاگردانم تأكيد مي‌كنم كه بايد بگرديد و انسان‌هايي را بيابيد كه حال خوش و عرفاني دارند و با اين افراد مجالست كنيد تا حال شما نيز خوش شود. به قول شمس تبريزي كه فرمود: باهر كسي كه حال شما را خوش مي كند نشست و برخواست كنيد هرچه شما را گرم كرد بچسبيد و هركه شما را سرد كرد رها كنيد.
هنرهاي شرقي در پرتو خورشيد و گرماي پرانرژي آن رشد كرده اند. اين همه شور و غوغا و خلاقيت از خورشيد جان شما حاصل مي‌‌آيد، پس اين جان شماست كه بايد پرفروغ و تابنده بماند كه محل امن زندگي هر هنرمندي است.
در انتهاي اين يادداشت آمده است: در اثري كه مي‌شنويد اشعار و دستگاه و آواز موردنظر به صورت بداهه انتخاب شده‌اند و كل برنامه در چارچوب هنر بداهه نوازي است كه اميد است اين حقير توانسته باشم قطره اي از جان دوست را به دل شما منتقل كنم. همه بهانه از توست.

بازار انتشار آلبوم‌های موسیقی داغ است

darkoob

در هفته‌های گذشته آلبوم‌های موسیقی بازار خوبی داشته‌اند و تعدادی آلبوم از سبک‌های مختلف موسیقی به بازار کشور راه پیدا کرده‌اند. به این بهانه، مجله‌ی موسیقی ملودی طی گزارشی به مرور تعدادی از این آلبوم‌ها پرداخته است.

چندی پیش آلبوم موسيقي «شوري ديگر» اثر تازه گروه‌ «کامکارها» به دو زبان فارسي و کردي در سه سي‌دي توسط موسسه فرهنگي‌هنري «مشکات» به بازار آمد. در اين مجموعه که شامل کنسرت‌هاي سال ۸۶ و ۸۷ اين گروه به مناسبت روز جهاني موسيقي و سالروز تأسيس خانه موسيقي در تالار بزرگ کشور است، اشعاري از «لنگستن هيوز» شاعر انگليسي با ترجمه احمد شاملو، نيما يوشيج، ابتهاج، ساوجي و خيام خوانده شده است. در مجموعه «شوري ديگر»، يک لوح مختص به آثار فارسي اين گروه و دو لوح ديگر مربوط به آثار كردي اين گروه است که «عدنان کريم» از خوانندگان مطرح کردستان عراق نيز در اين مجموعه به زبان کردي خوانندگي کرده است.

آلبوم «بهانه از توست» اثر جديد آواز و تار استاد محمدرضا لطفي نيز در بازار موسيقي است. در اين آلبوم كه شامل تک‌نوازي تار استاد لطفي و آواز اوست، «محمد قوي‌حلم» تمبك مي‌نوازد. اين آلبوم كه به صورت بداهه نوازي است، شامل يك تراك ۴۴ دقيقه‌اي است كه محمدرضا لطفي در آن با استفاده از اشعار مولانا، آواز دشتي مي‌خواند. اين آلبوم شامل بخش‌هايي از كنسرت آمريكاي سال ۱۹۹۶ لطفي است.

آلبوم موسيقي «آفتاب‌هاي هميشه» شامل اشعار احمد شاملو و دكلمه آيدا شاملو است كه با آهنگسازي و صداسازي سعيد سالاري‌منش و محمدرضا اصغري همراه شده است. در بخشي از بروشور اين آلبوم آمده است: «مخاطبي که آيدا را به عنوان يک نشانه از ميان عاشقانه‌ترين سروده‌هاي شاملو به خوبي به ياد دارد، اين بار با شعر بلند آفتاب‌هاي هميشه و صداي آيدا در مقام شعرخوان به هسته‌اي پنهان در اثر، ارجاع داده مي‌شود. هسته‌اي که اين بار خودِ شاملويِ شاعر است.»

rastak08

آلبوم تصويري گروه «رستاك» با عنوان «همه اقوام من» با گويش‌هاي مختلف ايراني به تازگي وارد بازار موسيقي شده است. گروه رستاك به سرپرستي سيامك سپهري و خوانندگي فرزاد و بهزاد مرادي اين آلبوم را منتشر كرده‌اند كه در تيراژ ۳۰۰ هزار نسخه است. این آلبوم تصویری به موسیقی نواحی می‌پردازد و موسیقی لری، گیلکی، خراسانی، کردی، بلوچی و .. را می‌توان با این آلبوم شنید و از آن‌ها لذت برد.

اما آلبوم «نه آنچنان» از جمله آلبوم‌هاي موسيقي بي‌كلام است كه اين روزها عرضه شده است. اين آلبوم، اثر تازه گروه موسيقي «بهنا» است كه از سوي موسسه «آواخورشيد» وارد بازار موسيقي شد و در آن ۹ قطعه شامل «آشنايي»، «چونان»، «قصه»، «سبك‌بال» و … توسط گروه موسيقي تلفيقي «بهنا» به سرپرستي رامين بهنا نواخته شده‌ است. در اين آلبوم علاوه بر آهنگسازي توسط رامين بهنا، دو قطعه نيز توسط بابك رياحي‌پور نوازنده گيتارباس ساخته شده است.

«سخن‌هاي نهان» كاري از گروه سازهاي ايراني (شاهو) است كه به تازگي از سوي موسسه فرهنگي‌هنري آواخورشيد وارد بازار موسيقي شده است. در اين آلبوم كه يادمان مولانا جلال‌الدين محمد بلخي (مولوي) و به آهنگسازي حامد صغيري است، قطعات بي‌قرار، جلجتا، آوازهاي بهشت، زمزمه، شهان آسماني، ارژن، قلندروار، بداهه‌نوازي تنبور، مطرب تنبور، طربستان، بداهه‌نوازي تنبور و توبه خراباتيان اجرا شده است. در اين اثر حامد صغيري به عنوان تصنيف‌خوان، آهنگساز و رهبر گروه، احمد ابراهيمي سرگروه نوازندگان و حامد بحيرايي خواننده آواز حضور دارند.

آلبوم موسيقي «فكر و فرياد» با تقديم تصنيف اصلي آن به سيف‌الله داد به آهنگ‌سازي پيمان خازني نيز هفته‌هاي گذشته به بازار آمد. در اين اثر علي جعفري، ميثم مروستي (ويلن)، مجيد اسماعيلي (ويلن‌سل)،ميثم مروستي (آلتو)، پويان رمضاني (پيانو)، آرمين قيطاسي (فلوت)، شايان يزدي‌زاده (تنبك)، الناز اعلايي (سنتور)، سينا علم (كمانچه)، فرهاد زالي (ني)، سينا سرلك (آواز) و پيمان خازني (تار) به اجراي برنامه مي‌پردازند.

اين آلبوم شامل شش تصنيف از جمله «چشم ز شوق»، «ماه‌هلال»، «فكر و فرياد» و «تحمل» در آواز اصفهان، شوشتري، دشتي، دستگاه شور، ماهور و آواز افشاري است. همچنين دو ساز و آواز در آواز افشاري و دستگاه ماهور با تك‌نوازي تار پيمان خازني و تك‌نوازي ني فرهاد زالي اجرا مي‌شود.

etemaadi-khashayar

خشايار اعتمادي نيز پس از ۴ سال دور بودن از عرصه‌ي موسيقي، آلبوم «بايد به تو بر گردم» را وارد بازار موسيقي كرده است. اين آلبوم قطعات پاپ كلاسيك دارد و به گفته‌ي او اين آلبوم داراي يك فضاي اميدبخش است.
آلبوم موسيقي «داركوب» با خوانندگي حامد بهداد و مهران مديري به تازگي از سوي موسسه گلچين آواي شرق وارد بازار موسيقي شده است. داركوب شامل ۱۰ قطعه است كه بيشتر قطعات آن جديد و تاكنون در هيچ كنسرتي اجرا نشده است. هم‌چنين در اين اثر، يك قطعه نوستالژي و فولكلور از ديار تربت‌جام وجود دارد كه حامد بهداد آن را خوانده است. شش قطعه در اين آلبوم بي‌كلام و چهار قطعه هم با كلام است كه دو قطعه باكلام توسط حامد بهداد و دو قطعه ديگر توسط مهران مديري اجرا شده است. از ويژگي‌هاي قطعات آلبوم داركوب مي‌توان گفت كه اين اثر بيشتر حال و هواي موسيقي فولكلوريك منطقه خراسان را دارد.همچنين ملودي قطعات بي‌كلام آن نواهاي موسيقي آذري، كردي و جنوبي را براي مخاطبان موسيقي تداعي مي‌كند. در حالي اين آلبوم عرضه شد كه مراسم فرش قرمز آن كه به بهانه‌ي رونمايي قرار بود در فرهنگسراي نياوران برگزار شود، لغو شد.

عليرضا فرهنگ نيز آلبوم «فراسوي زمان» را از سوي انتشارات هرمس به بازار موسيقي ارايه كرده است. «فرهنگ» از شاگردان «عليرضا مشايخي» آهنگساز مدرن ايراني است كه آهنگ‌هاي متعددي را براي اركسترهاي مختلف و مطرح اروپايي نوشته است. اين اثر شامل هفت قطعه از ساخته‌هاي فرهنگ است كه توسط اركسترهاي مطرح در اروپا اجرا و ضبط اجراي زنده آن در اين آلبوم ارائه شده است. نمايه، نيمه دوم، گستاخانه، طنين، فراسوي زمان، پژواك، نوا نام قطعاتي است كه در اين آلبوم شنيده مي‌شود.

آلبوم رفیقانه با صدای امیر فاتحی به بازارهای موسیقی آمد و بالاخره «خسته‌ام از اين كوير» با آواز مسعود جاهد و هم‌خواني شيدا عرضه شد.

  • برگرفته از: ایرنا/ایسنا/برنا/عصر ایران