اظهارات جنجالی محمدرضا لطفی در مورد محمدرضا شجریان

lotfi

«محمدرضا لطفی» استاد و نوازنده تار و سه تار در گفت‌وگویی که نشریه آسمان آن را منتشر کرده، اظهار داشت: مطالبی را که شجریان در بیرون مرزها و داخل مرزهای کشورمان مطرح‌ کرده، ‌با مطالبی که من گفته‌ام و می‌گویم کاملاً متفاوت است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی، لطفی گفت: «شجریان از سال ۵۷ و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفق‌ترین کنسرت‌ها را داشته است. اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقی‌دان‌ها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچ‌وقت برنامه‌هایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرت‌هایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است.»

وی در ادامه اظهار داشت: «اولین کنسرت‌های این مملکت را در شهرستان‌ها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم. یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کرده‌اند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار می‌کنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض می‌کنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است.»

این نوازنده تار در ادامه گفت: «ضمن اینکه من اصلا دوست ندارم هنرمندان‌مان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند. به همین دلیل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام. با صدای آمریکا در طول ۲۵ سال فعالیتم در خارج از کشور به طور مشروط مصاحبه کرده‌ام.»

لطفی گفت: «بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو بین‌المللی فرانسه و یا سایر رسانه‌های آن‌طرفی در ۱۰ سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت نیز می‌کشانند. این را ما امروز به طور رسمی می‌دانیم و آخرین صحبت‌های وزیر امور خارجه انگلستان همه موید این رویکرد آن‌ها است. طبیعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی این امکان را به یک هنرمند می‌دهند تا بیاید در بی‌بی‌سی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد.
shajarian

من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی بی‌سی انگلستان که به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند هم‌صدا شوم. این سلیقه شخصی من است. ولی کسانی که این کار را می‌کنند اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم اما کار آن‌ها را ممنوع نمی‌دانم. آن‌ها زندگی و مسئولیت خودشان را دارند. ولی باید مسئولیت را فردی نبینند.»

این نوازنده سه تار اظهار داشت: «شجریان اگر این مسئولیت را فردی ببیند، مشکل به وجود می‌آید. این مسئولیت و مشکل، یک مشکل اجتماعی عمومی است و حرف‌ها و گفته‌ها برای نگرانی از وضعیت موسیقی کشور است. اما آن‌چه از گفته‌های شجریان در رادیو استرالیا، بی‌بی‌سی و صدای امریکا دنبال کرده‌ام، تنها در ده‌درصد از صحبت‌هایشان به مشکلات موسیقی اشاره داشته است.»

لطفی گفت: «من می‌گویم یک موسیقی‌دان اول می‌بایست دردش خود موسیقی باشد. در این مصاحبه اخیر مصاحبه کننده از ایشان می‌پرسد: الان که آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمی گرفته و کنسرت هاتان نیز در ایران اعلام شده مشکلی ندارد، برخورد شما چگونه است؟ شجریان از کنار این مسأله رد می شود و جواب قانع کننده‌ای نمی‌دهد.»

وی ادامه داد: «به نظر من وقتی پهلوان شدید، مسئولیت شما مسئولیت یک گروه نیست؛ بلکه مسئولیت همه ملت را برعهده دارید. در واقع سخن شما می‌بایست بازتاب سخن همه ملت ایران باشد. من خودم این مشکلات را بعد از انقلاب داشته‌ام و بدون اینکه حتی خبر داشته باشم از اسمم کلی سوءاستفاده شده است. به نظرم چنین حرکت‌هایی بیشتر سیاسی محسوب می‌شود تا فرهنگی هنری، و این نظر شخصی من است.»

لطفی گفت: «اما در مورد شجریان این مسأله کاملاً متفاوت است. شجریان هیچ وقت به‌دنبال ایجاد یک جریان فرهنگی هنری مستقل با شرکت همکاران خودش نرفته است. یک شرکت اقتصادی به نام «دل‌آواز» درست کرده و کار خودش را مانند یک شرکت تولید کننده انجام می‌دهد و درآمدزایی خوبی هم از گذشته تا به امروز داشته و دارد.»

کنایه سنگین محمدرضا شجریان به علیرضا افتخاری

همزمان با آغاز تور كنسرت های اروپایی محمدرضا شجریان از شهر استانبول تركیه، او در باره‌ی اجرای كنسرت‌ها و صدور مجوز برای آلبوم‌هایش با یورونیوز به گفت‌وگو نشست.

به گزارش مجله موسیقی ملودی شجریان در قسمتی از این گفت‌وگوی مفصل که مشروح آن به‌زودی از سوی این رسانه منتشر خواهد شد در تشریح دلایل محبوبیتش گفت: موسیقی باعث آشنایی است، اما تنها علت نیست. توسط موسیقی با مردم ارتباط برقرار می شود و مردم آدم را می شناسند، بعد رفتار و گفتار و كردار هم در اینجا خواهد آمد.

این استاد آواز ایرانی هم‌چنین در پاسخ به اظهارات اخیر علیرضا افتخاری گفت: یكی از هنرمندان ما كه صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یك اشتباه اجتماعی كرد كه به نظرم از سر سادگی و ندانم كاری اش بود، یك دفعه مردم او را كنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و كردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و كردار و گفتار باید خیلی دقت كنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می كشد. كوچكترین اشتباهی زیر پروژكتور جامعه قرار می گیرد. نمی توانید اشتباه كنید. جامعه كوچكترین اشتباه و ریاكاری را بزرگ می كند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می دهد.

وی افزود: من سعی كردم اشتباه نكنم و با مردم باشم، چون موسیقی را برای مردم ارایه می كنم، نه برای وزیر و برای وكیل و برای رییس جمهور، آنها هم اگر جزء مردم باشند گوش می كنند. ولی موسیقی برای مردم است، برای انسانها. باید انسانها را در اولویت قرار داد و موسیقی را برای آنها ارایه كرد. موسیقی برای انسانیت است.

شادباش اول مهر توسط جمعی از هنردوستان هنرمند به استاد شجریان

جمعی از هنرمندان و هنردوستان کشورمان با ارسال چند پوستر روز تولد استاد شجریان (اول مهر) را تبریک گفتند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی متن این نامه که از سوی روابط عمومی شرکت دل آواز منتشر شده به شرح زیر است:

  • آواز عشق

موسیقی و آواز ایرانی، تناور از فرهنگ و باور،آرمان و ایده آل ملت ماست.قوام یافته از پرتو سرسلسله های افتخار و حماسه های غرور آفرین و غمزده ی جلوه های برباد رفته شکوه و استیلای رنگ باخته و یلان تاریخ ساز برخاک اوفتاده.
آواز ایرانی به نشان مروارید صدف موسیقی ما- و بدان سان که در هرگوشه ی گیتی- به زبان و نشان بومی ،آن گونه که بی هیچ واسطه به گوش ایرانی آشنا باشد و بر جانش نشیند ،معجون واگویه ی نهاد آگاه ایرانی را به کام دل و روان او جاری می سازد، مزین به اندرز و هشدار و اخلاق و دل انگیز به گوشه های نغز ادبیات پارسی ،حریر پوش موسیقی این کهن بوم و بر.
“آواز عشق” ، طرح نو در انداخته ی جمعی از گرافیستهای ایران است برای نکوداشت زادروز محمدرضا شجریان ، استاد چیره دست آواز ایران در آستانه ی هفتاد و دوسالگی.مردی که در نغمه پردازی و صنعت گری این عرصه نیز کوشیده است.
داریوش مختاری ، فرزاد ادیبی ، مهدی محمدی ، اشکان قازانچایی ، امیر حسین رستگاری ، مازیار زند ، صالح زنگانه ، تورج صابری وند ، پوریا عریانی با همکاری تارنمای دل آواز، رسم ، گرته و نمادینه، نگاره های نکوداشت خود را بدینسان تقدیم می دارند تا دست مریزادی باشد بر آستان موسیقی و آواز ایران، در حد توش وتوان . باشد که تا سالیان سال ،آواز خوشش، زندگی بخش گلوگاه بغض اندود وطن باشد.

آلبوم مرغ خوشخوان استاد شجریان تا ۱۰ روز آینده می‌آید

shajarian

تازه‌ترین آلبوم موسیقی محمدرضا شجریان با نام «مرغ خوش‌خوان» در حدود ۱۰ روز دیگر منتشر می‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی دست‌اندرکاران موسسه‌ی فرهنگی هنری دل‌آواز از انتشار قریب‌الوقوع این آلبوم در بازارهای موسیقی کشور خبر می‌دهند.

علی غزنوی مدیر فروش شرکت دل آواز به روزنامه تماشا گفت: «آلبوم هم‌اکنون برای تکثیر در کارخانه به سر می‌برد و به‌زودی آماده‌ی ورود به بازار خواهد شد.»

او زمان احتمالی انتشار آلبوم استاد شجریان را بین ده روز تا نهایتا دوهفته دیگر می‌داند.

لازم به یادآوری است که آلبوم مرغ خوش‌خوان به دلیل مشکلات مربوط به مجوز مدتی پیش خبرساز شده بود تا این‌که موفق به دریافت مجور پخش از وزارت ارشاد شد و به‌زودی منتشر خواهد شد.

اجرای قطعات جدید در تور اروپایی استاد شجریان

shajarian-shahnaz-small

تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از ۲۵ شهریور با اجرای قطعات جدید آغاز و در دو بخش اجرا می شود. اجرای بخش اول در دستگاه سه گاه و بخش دوم در آواز بیات اصفهان خواهد بود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی یه نقل از سایت دل‌آواز، آغازگر بخش اول، قطعه آرام پيش در‌آمد از ساخته‌هاي مجيد درخشاني است که با اجراي درآمد و زابل، با كمي تندتر شدن ریتم به تصنيف «ساقي نامه» از ساخته‌هاي محمدرضا شجريان با تنظیم مجيد درخشاني می‌رسد. «ساقي نامه» فرمی بسيار قديمي است که در رديف موسيقي ايراني که در برخي دستگاه‌ها اجرا مي‌شود. محمدرضا شجريان با استفاده از اين فرم براي اولين بار در دستگاه سه گاه، این تصنیف را ساخته‌‌است.
در قسمت بعدي ساز و آواز به صورت بداهه در در‌آمد زابل و مويه و… اجرا می‌گردد. در قسمت سوم، چهارمضراب در دستگاه سه گاه ساخته مجيد درخشاني در گوشه‌هاي در‌آمد، زابل، مويه، مخالف و… توسط گروه اجرا مي‌شود. (چهار مضراب فرمی بسيار قديمي است كه ریتم آن سريع و تند است.)
قسمت چهارم، ساز و آواز بداهه در مخالف و مغلوب و…. كه اوج سه‌گاه است اجرامی‌شود. در قسمت پنجم مقدمه‌اي در وزن دو چهارم ساخته مجيد درخشاني اجرا مي‌گردد كه پيش درآمدي است براي تصنيف «ساكن جان» اثر شجريان، ریتم این تصنيف که شش هشتم كنداست و برروی شعر زیبای مولانا ساخته شده، پایان بخش قسمت اول برنامه خواهد بود.

shajarian-shahnaz-small

بخش دوم با پيش درآمد شوشتري در آواز بیات اصفهان اثر استاد جليل شهناز (که نام گروه به پاس احترام به هنر ماندگار ایشان انتخاب شده است) در شش هشتم كند آغاز مي‌شود. این پيش درآمد براي گروه توسط مجید درخشانی تنظيم شده است. سپس ساز و آواز به صورت بداهه اجرا مي‌شود. در ادامه چهار مضراب اصفهان از ساخته‌هاي محمدرضا شجريان در ميزان شش شانزدهم با تنظيم مجيد درخشاني اجرا مي‌گردد. سپس ساز و آواز به صورت بداهه خواني و بداهه نوازي اجرا شده و پس از آن تصنيف «فكر عشق» ساخته محمدرضا شجريان روي شعر حافظ با ضرب‌ آهنگ و حال و هواي تصانیف قديمي موسيقي ايران با تنظيم مجيد درخشاني توسط گروه اجرا مي‌شود.
در دو بخش آخر ابتدا قطعه «خروش عشاق» در عشاق اصفهان است که با ميزان بندي بيست تایی گاهي به صورت ده تایی به همراه ساز و آواز بداهه اجرا می‌شود. سپس تصنيف اصفهان با شعر مولوي ساخته مجيد درخشاني با ريتم لنگ ۷ ضربي به کنسرت پایان می بخشد .
در تور اروپايي ۲۰۱۱، محمدرضا شجريان و گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني در شهرهای استانبول- تركيه(۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱)، آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)،استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) اجراي برنامه خواهند داشت.

تور اروپایی استاد شجریان از ترکیه آغاز می‌شود

shajarian-shahnaz-small

استاد آواز ایران و گروه شهناز تور اروپایی خود را با اجرای کنسرت در شهر استانبول آغاز می‌کنند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی اجرای آثار جدید در تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از کشور ترکیه آغاز می‌شود و تهیه‌ی بلیت کنسرت استانبول استاد شجریان نیز از طریق سایت دل‌آواز امکان‌پذیر است.
بر اساس این گزارش کنسرت استانبول در تاریخ ۱۶ سپتامبر هم‌زمان با ۲۶ شهریور سال ۹۰ و در سالن‌ «مرکز کنگره‌ی استانبول» به روی صحنه می رود.
در این کنسرت ها آثاری از استاد جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان برای اولین بار نواخته خواهد شد.
گفتنی است که فروش بلیت این کنسرت از سوی شرکت فرهنگی هنری دل‌آواز انجام می‌شود و علا‌قمندان برای تهیه بلیت به‌صورت تلفنی، می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۷۱۷۳۵۰ (دل پخش) تماس بگیرند و برای خرید به صورت اینترنتی نیز به نشانی ticket.delawaz.com مراجعه کنند.
لازم به یادآوری است که استاد شجریان و گروه شهناز در ادامه تور اروپایی خود به شهرهای آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)، استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) خواهند رفت.

گفت‌وگو با محمدرضا شجریان در مورد دعای ربنا

shajarian

تابستان سال ۱۳۵۸ محمدرضا شجریان در استودیو ربنا را بدون تکرار در ضبط خواند تا مشقی برای هنرمندان شود. اما این اثر بدون اجازه استاد آواز ایران به پخش رسید. اثری که در ۳۲ سال اخیر به راحتی جای خود در دل های مردم پیدا کرد و امروز به عنوان اثری ماندگار شناخته می شود. به همین مناسبت «ندا انتظامی» گفت‌وگویی را با استاد آواز ایران از سوی روزنامه‌ی شرق انجام داده است که با هم آن‌را در مجله‌ی موسیقی ملودی می‌خوانیم.

  • ۳۲ سال از ساخت ربنا می گذرد، بعد از گذشت این مدت، هنوز این آواز شنیدنی و خاطره برانگیز است، ایده اول ساخت این کار چگونه شکل گرفت؟

سال ۵۸ تغییرات و تحولاتی در رادیو مخصوصا در بخش موسیقی در حال شکل گیری بود. در آن سالها مدیران رادیو تصمیم داشتند تولید موسیقی در رادیو را تعطیل کنند و تولید شده های بیرون را بخرند. جلساتی با مدیران رادیو گذاشتیم و در این جلسات خیلی تلاش کردیم مدیران را راضی کنیم که نیروهای خوب را نگه دارند و عده دیگر را بازنشسته کنند. در این جریان‌ها بود که رئیس وقت رادیو آقای وجیه‌اللهی که فردی تحصیلکرده و روشنفکر بود از من موکدا و مرتبا می خواست با توجه به تغییرات و تحولات سیاسی و مذهبی ایران برای پخش آثار جدید قبل از افطار طرحی انجام بدهم. آنها نمی‌خواستند آثار دوره قبلی را پخش کنند. به ایشان گفتم سالهاست من از آن فضا دور شدم و راه من با موسیقی و ارکستر تعریف شده است و این کار الان من نیست. اما ایشان گفت که فقط شما می‌توانید و ما تنها شما را داریم و از من خواست برای دم افطار، مناجات‌ها و اذان کاری انجام بدهم. من خودم را از وزارت کشاورزی آن دوران به رادیو منتقل کرده بودم و کارمند رادیو محسوب می‌شدم. پذیرفتم اینکار را انجام بدهم. کلاسی برای افرادی که قرار بود دعای سحر و مناجات بخوانند گذاشتم که با این افراد نحوه درست خواندن را کار کنم. تابستان سال ۵۸ بود که آموزش این عده را شروع و پس از مدتی هم ضبط این آثار را آغاز کردم. قرار شد برای دم افطار هم برنامه ضبط كنیم و از من خواستند که برای برنامه های دم افطار هم فکری بکنم. برنامه‌های دم افطار دوران قبل از انقلاب را مرحوم ذبیحی بسیار عالی خوانده بود و من تمام کارهای او را از نوجوانی شنیده بودم و مناجات حضرت امیر را با صدای او از حفظ بودم. با این حال پذیرفتم که این کار را بکنم.

  • کار دشواری را پذیرفتید، چرا که تغییر ذائقه مخاطب بسیار دشوار است.

باید بدانیم عادت را از مردم نمی‌توان گرفت. مردم به ربنا و دعای سحر مرحوم ذبیحی و اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی عادت کرده بودند. نمی شد به این راحتی این عادت را در مردم تغییر داد. پس باید براساس آن حال و هوا حرکت می کردم، اما در عین حال می‌خواستم اثر ویژگی های خاصی نیز برای خودش داشته باشد تا بتوان این را نیز به مردم بقبولانیم و کار جدید را جایگزین کرد. ظهر آن روز همان آیاتی را که مرحوم ذبیحی خوانده بود پیدا کردم و دو آیه دیگر نیز از سوره آل عمران و بقره پیدا کردم و یک مطالعه ذهنی کردم که چگونه آن را بخوانم تا علاوه بر نزدیک بودن به کار مرحوم ذبیحی کار جدیدی باشد. به این فکر کردم باید آوازی باشد که علاوه بر اینکه تقلید نباشد، از اصل اثر هم خیلی دور نباشد. مجددا به مسئولان گفتم که سالهاست مخاطب من را به عنوان خواننده آواز می‌شناسد، اگر بخواهم ربنا بخوانم، اذان بگویم ممکن است مخاطب من را نپذیرد و این کار زیبا نیست. چون مردم فکر می کنند حالا که جمهوری اسلامی سركار آمده، شجریان که تا دیروز آواز می خواند، امروز دعا می‌خواند و اذان می‌گوید و ممکن است نپذیرند و از سوی دیگر افراد دیگری که به صدای من عادت کردند هم ممکن است بپرسند که چرا شجریان آواز را رها کرده است و دعا می‌خواند. برای من این کار بسیار سخت بود. به همین دلیل به آنها گفتم که من به شما کمک می کنم و به دیگران آموزش می دهم تا آنها بتوانند ربنا و دعا بخوانند اما خودم این کار را نمی کنم. قبول کردند. رفتم استودیو و «ربنا» و «مثنوی افشاری» را بدون هیچ تکرار و تصحیحی خواندم. اثر ضبط شده را به ۴ نفر از هنرمندان مورد نظر دادم و از آنها خواستم که تمرین کنند تا برای ضبط آماده بشوند. آقای قاسم رفعتی «مثنوی افشاری» را زیبا خواندند. اما با اینکه روانشاد صالحی قرآن خوان حرفه‌ای بودند و صدای خوبی هم داشتند، هرچه تلاش کردند نتوانستند آن طوری كه مد نظر من بود، ربنا را بخوانند. بالاخره با کمک و راهنمایی‌های من بعد از ۲۰ روز تمرین برای ضبط آماده شدیم و به استودیو رفتیم. در استودیو هم سه نفری که بنا بود ربنا را بخوانند بارها خواندند و نشد تا اینکه من بخشی از ربنا را می خواندم، این بخش را تکرار می کردند تا توانستیم این ربنا را ضبط کنیم. شروع به ویرایش و تصحیح این آثار کردم . از ۴ بعد از ظهر تا ۳ صبح کارها را تک و تنها در رادیو تصحیح می کردم تا اثر مناسبی برای پخش در ماه رمضان آماده شود. کارها را ۲ روز مانده به ماه رمضان آماده کردم و به رئیس رادیو ارائه كردم. اما از همان موقع و حتی قبل‌تر آن فریدون شهبازیان که کار من را شنیده بودند، اصرار می‌کردند که با صدای خودم پخش شود. و من هم مصرانه می‌گفتم که صدای من نباید اینگونه پخش بشود، هیچ اجازه ای به آنها برای پخش ندادم. از همان زمان هم تصمیم گرفته بودم که دیگر در رادیو کار نکنم به آقای وجیهی الهی اعلام کردم که دیگر به رادیو نمی‌آیم. اما روز اول ماه رمضان دیدم ربنایی را که خودم خوانده ام از رادیو پخش شد.

shajarian

  • یعنی بدون اجازه شما؟

بله. زنگ زدم به آقای وجیهی الهی. دیدم ایشان خیلی خوشحال هستند و می خندند. گفت که این تیر از کمان رها شده و من این را کپی کردم و به همه رادیوها و شهرستان‌ها دادم و همه اینکار را پخش کردند. اعتراض کردم اما او خندید و گفت که ما برنامه به این خوبی را از دست نمی دهیم و اینکار را باید همه مردم بشوند. آن موقع به هیچ کس هم گفته نشد که این اثر را چه کسی خوانده است. به آنها گفتم که هیچ حق ندارید که بگوئید این اثر را من خوانده ام. آن زمان مردم فکر می کردند که این اثر را یکی از قاریان حرفه ای خوانده و من طوری این اثر را خوانده بود که صدای من مشخص نبود. اما هربار که این اثرها پخش می شد من عصبی می شدم، چرا که من این کارها را برای پخش نخوانده بودم و به عنوان درس و آموزش ضبط کرده بودم تا بقیه تمرین کنند. بعد از این هم دیگر رادیو تلویزیون نرفتم و بعدها کلاس های آموزشی ام را در رادیو و تلویزیون تعطیل کردم و تا سال ۶۱ که هیج جا ظاهر نمی شدم، فقط در خانه بودم و به پرورش گل و گیاه می پرداختم.

  • به خاطر دلزدگی از پخش این کارها بود که خانه نشین شدید؟

خیر، فضای موسیقی آن دوران، فضایی نبود که ما به آن دل خوش کنیم. ارتباطم را با کانون چاووش هم قطع کرده بودم چرا که در آنجا بعضی ها دیدگاه های سیاسی شان را اعمال می کردند که مورد تائید من نبود. پس از سالها اولین کنسرتمان «آستان جانان» را با پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر در سفارت ایتالیا برگزار کردیم که اولین کار من بعد از انقلاب بود.

  • و در این مدت ربنا هم همچنان پخش می شد؟

بله همچنان ربنا با صدای من پخش می شد.

  • کی اعلام کردید که خواننده این اثر شما هستید؟

زمانی که دیدم مردم این کار را خیلی دوست دارند و هی می پرسند که این اثر را چه کسی خوانده است. وقتی به اطرافیان و به شکل خصوصی می گفتم که این اثر را من خوانده ام و بدون اجازه من پخش شده، همه تعجب می کردند که چطور من این کار را خوانده ام. اما زمانی که دیدم مردم متوجه می شوند که من اینکار را به این دلیل نخواندم که با شرایط روز خودم را هماهنگ کنم، اعلام کردم که این اثر را من خوانده ام.
shajarian

  • بازتاب ها چطور بود؟

مردم هرگز از من ایراد نگرفتند که چرا این اثر را خواندی، همه می‌گفتند که چه کار زیبا و دلنشینی است. یکی از دوستان تعریف می کرد که یکی از قاری های بزرگ مصر به اسم غَلوَش در ایران بوده که ربنا را می شنوند. از این کار یک کپی می خواهد تا ببیند می تواند این را بخواند یا نه؟ بعد از دوسال دوستم او را مجددا می بیند و این قاری به او می گوید «کار من نیست.» چرا كه خواندن اوجی که در خواندن ربنا هست کار هر خواننده ای نیست.

  • در آلبوم «به یاد پدر» ربنا هم هست، آیا این اثر را باز خوانی کردید یا همان ربنا اولیه را حفظ کردید؟

نه همان ربنا را گذاشتم. من هرگز این اثر را بازخوانی نمی کنم. چرا که مردم با آن کار ارتباط گرفته اند و نت به نت زمان بندی آن را می شناسند.

  • لحن ربنا را چگونه انتخاب کردید؟

لحنی که من برای این اثر انتخاب کردم چیزی بین قرائت قرآن و آواز خواندن است. چون کلمات عربی خوانده می شود باید موسیقی متناسب خودش انتخاب بشود، با اینکه من این لحن را به خوبی بلدم اما نمی خواستم که صرفا لحن ربنا قرائت قرآن باشد. من این لحن را به خوبی بلدم ومی خواستم که ربنا ایرانی پسند باشد. به عنوان مثال اذان موذن زاده اردبیلی بیات ترک است و به همین دلیل مردم این اذان را دوست دارند. من هم مرکب خوانی و سه گاه را برای ربنا انتخاب کردم که هم در قرائت قرآن از آن استفاده می کنیم هم در آواز. تا هم کسی كه به عربی و قرآن آشنا است لذت ببرد و هم کسی که از آواز ایرانی شناخت دارد.

  • سالها ربنا پخش می شد بدون اینکه نامی از شما برده شود و طبیعتا در این مدت با شنیدن ربنا احساس کرده‌اید که می شد این قسمت را بهتر خواند، می خواهم بدانم که چه زمانی دلتان با پخش این اثر صاف شد؟

۵ یا ۶ سال که از پخش ربنا گذشت، به این حس رسیدم که ای کاش آن زمان ضبط بعضی از قسمت ها را تکرار می کردم تا کیفیت کار بهتر می شود. به این فکر رسیدم حالا که مردم با ربنا ارتباط برقرار کرده اند، مجدد ربنا را ضبط کنم و اشکالات ریز آن را برطرف کنم. اما فکر کردم که در این ۵ سال مردم به این ربنا عادت کرده اند و نت به نت آن را حفظ هستند. اگر بخواهم آن را مجدد بخوانم، هرچند بهتر و پخته‌تر خواهم خواند، اما مردم آن ربنا را پذیرفته و دوستش دارند و من هر کاری بکنم نمی توانم ربنای جدید را جایگزین ربنای قدیم بکنم. بنابراین فکر کردم بهتر است من به عادت مردم احترام بگذارم، و به دنبال این نروم که ربنا را دوباره بخوانم، من که از اول دوست نداشتم صدای من اینطوری پخش بشود. اما زمانی که دیدم مردم با آن ارتباط گرفته اند و حال و هوایی با ربنا دارند فکر کردم، بهتر است ربنا به همان شکل اول خود باقی بماند. اما سوال من اینست که کسانی که در رادیو و تلویزیون تصمیم گیرنده هستند و اغلب هم تصمیمات بسیار ناآگاهانه و ناشیانه می‌گیرند چرا به این نکته توجه ندارند که نمی‌توانند عادت مردم را از آنها بگیرند. من به احترام سیلقه مردم به خودم اجازه ندادم که بیایم ربنای بهتری بعد از ۶ سال بخوانم اما این افراد چطور می توانند ربنای دیگری به جای آن بگذارند. بهتر است آنها کار دیگری تولید کنند تا بتوانند جایگزین ربنای فعلی بشود. می دانم که در رادیو و تلویزیون بسیار هزینه کردند تا ربنای شجریان را کس دیگری بخواند. اما باید بگویم که ربنایی که من خواندم و مردم آن را قبول کرده اند به این راحتی جایگزین نمی شود، مگر یک نفر دیگر بیاید چیزی دیگری بخواند.

ostad-shajarian-jashn-khaneh-moosighi

  • عادت مردم را به این سرعت نمی توان تغییر داد، خصوصا اینکه نزدیک به ۳۰ سال است که ربنای شما با ماه رمضان عجین شده است.

مردم ۳۰ سال است با این ربنا پای سفره افطار می نشیندند و با آن خاطره دارند. من هرگز به خودم اجازه ندادم که این ربنا را از مردم بگیرم و آن را از آنها دریغ کنم. سال ۷۴ در نامه ای به آقای لاریجانی، رئیس وقت تلویزیون نوشتم که تنها موردی که اجازه می دهم صدای من از تلویزیون پخش شود، ربنا است که من آن را به مردم هدیه داده ام. من از این ربنا نه بهره ای می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را ۳۲ سال پیش انجام داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالا برای ثواب یا وجدانم باشد این ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ کنند یا ربنای دیگری را جایگزین آن کند.

  • قبل از انقلاب، مرحوم ذبیحی ربنا و دعای مناجات قبل از افطار را خوانده بود و طبیعتا هم مردم به آن صدا عادت کرده بودند، اما امروز مخاطبان ربنای مرحوم ذبیحی نیز به ربنای شما عادت کرده اند. چه کردید که بتوانید این روند را تغییر بدهید.

هنرمند باید کارش را خوب بلد باشد. من از کودکی خواندن قرآن را آموخته بودم و با آن زندگی کرده بودم و تمام وجودم خوانندگی در آن زمینه بود. از ۱۸ سالگی به بعد که از خانه پدر بیرون آمدم، راه موسیقی پیش گرفتم در حالی‌که پیش از آن خواندن قرآن مثل زبان مادری‌ام بود. از سوی دیگر کارهای مرحوم ذبیحی را شنیده بودم و کارهای قاری‌های بزرگ عرب را شنیده و تمرین کرده بودم و این کار را خوب بلد بودم. در کار ما همه چیز در تکنیک خلاصه نمی‌شود. اگر کارتان را خوب بلد باشید و از روی صداقت کار کنید روی مردم تاثیر خیلی خوبی خواهد گذاشت. احتمالا این موارد روی مردم تاثیر گذاشته است و باعث شده که ربنا جاودانه بشود. زمانی که ربنا را خواندم برایم حالت مناجات داشت.

  • یعنی ارتباط درونی برایتان شکل گرفته بود؟

ارتباطی از ته دل بود. مثل فردی که دم افطار با خدای خودش نجوایی دارد. زمانی که آدم می خواهد با خدای خودش حرف بزند با خلوص کامل حرف می زند. زمانی که این حال و هوا درست در درون انسان باشد، حتی اگر صحبت هم بکند، قطعا تاثیر خودش را می گذارد. سوای آن من تکنیک‌هایی بلد بودم و تجربیاتی داشتم که قطعا در کار تاثیر می گذاشت. صرف نظر از ربنا، من در دیگر برنامه های موسیقی نیز مردم و هوش آنها را باور دارم و می‌دانم که مردم هوشمند هستند. زمانی که به این موارد اعتقاد دارید دیگر نمی‌شود به مردم دروغ گفت و به همین دلیل مردم شما را باور می‌کنند. من کار سیاسی نمی‌کنم اما به عنوان هنرمندی که در جامعه زندگی می‌کند حق دارم که شرایطی را که در جامعه پیش می‌آید قضاوت کنم. قاضی که نباید قوم و خویش یکی از طرفین باشد؛ قاضی در هر صورت قضاوتش را می‌کند. من به عنوان یک داور درباره اینكه مردم چه می خواستند و چگونه جواب شنیدند اظهار نظر كردم. حالا اگر مسئولان عصبانی هستند، باشند. حقیقت را كه نمی‌شود کتمان کرد. وقتی راه درست را می‌رویم تحت هیچ شرایطی نمی توانیم آن راه را عوض كینم. این اعتمادی که مردم به من و صدای من دارند، باعث شده که جایگزین کردن ربنا دشوار و حتی غیرممکن شود. من ربنا را به مردم هدیه کردم و مال مردم هم هست، اگر ربنا را تلویزیون و رادیو پخش نکند، مردم خودشان آن را پخش می‌کنند.

ostad-shajarian

  • این دومین بار است که شما پخش آثارتان را از رسانه تلویزیون و رادیو ممنوع کردید، اولی مربوط به سال ۷۴ بود اما قبل‌تر از آن نوروز ۷۳ شما به تلویزیون آمدید وحتی دعای تحویل سال را خواندید. در این فاصله یکساله چه پیش آمد که این عکس‌العمل شما را در پی داشت؟

من از روز اول دوست نداشتم که صدای من از رادیو و تلویزیون پخش شود. می دانم تصنیف سپیده یا ایران ای سرای امید را خود آقای لطفی به تلویزیون داد که پخش بشود. چرا که این یک کنسرت بود و نوار ضبط شده آن را فقط من، آقای لطفی و کانون چاووش داشتیم. تا یک روز از لطفی پرسیدم که تلویزیون این تصنیف را چطوری به دست آورده؟ گفت که من دادم. یادم هست به لطفی گفتم که اشتباه کردی و من دوست ندارم صدای من از رادیو و تلویزیون پخش بشود. اواخر سال ۵۷ و اوایل سال ۵۸ خیلی از افراد اصرار می کردند که من در رادیو بخوانم اما من قبول نمی کردم. اما صدای من و کارهای من را پخش می کردند. یادم هست سال ۵۹ یا ۶۰ بود که محمد هاشمی رییس وقت صدا و سیما به اطرافیان من پیغام می داد تا من در رادیو و تلویزیون کار کنم. من کاری با تلویزیون نداشتم، فقط می رفتم در رادیو تدریس می کردم. چرا که من به رادیو و تلویزیون برای تدریس و تحقیق در آرشیو منتقل شده بودم. هرچند که رئیس موسیقی رادیو از من خواهش می کرد که من در شوراها شرکت کنم اما من نمی رفتم. حتی برای من ابلاغیه فرستاد باز من نرفتم. و گفتم که من فقط تدریس می‌کنم، شاگرد و زمان كلاس‌ها را هم خودم انتخاب می کنم. پیام های زیادی برای رفتن به رادیو به من داده شد. حتی مدیر وقت رادیو برای من اخطاریه فرستاد که پرداخت حقوق شما بستگی به شرکت شما در جلسه ها دارد. حقوق من مگر چقدر بود؟ چیزی حدود ۳۰ هزار تومان بود. خنده ام گرفت. یک روز که رفتم رادیو، به او زنگ زدم که به دفتر من بیاید. به او گفتم درست است که شما مدیر هستید اما مدیر خوب کسی است که تک تک آدم ها را بشناسد و از توانایی های آنان خبر داشته باشد تا بتواند با آنها کار کند. گویا من را نمی شناسید که این نامه را به من نوشتید. در پاسخ به من گفت که این نامه اشتباه شده است. به او گفتم حواست باشد دیگر این اشتباهات را مرتكب نشوی. شما در جایگاهی نیستی که برای من اخطاریه بنویسی. همین تدریس را هم از فردا تعطیل می کنم. از فردای آن روز به رغم مخالفت آنها دیگر به رادیو هم نرفتم و به وزارت کشاورزی برگشتم و آن جا هم خودم را بازنشسته کردم. همان موقع ها محمد هاشمی از من می خواست به رادیو بروم که من نمی رفتم. می گفت که در رادیو تدریس می‌کنید اما پیش ما نمی آیید؟ تا اینکه یک روز آقای صادق طباطبایی که از دوستان نزدیک من بود به من تلفن زد و گفت که من دفتر محمد هاشمی هستم و گفت ایشان اصرار دارند که شما راببیند و من را واسطه کردند که بگویم یا شما بیاید پیش ایشان یا ایشان بیایند پیش شما. قرار گذاشته شد که به خانه آقای طباطبایی برویم. خودشان بودند و رییس شبکه دو و من هم با محمد موسوی رفتیم سر قرار. آقای هاشمی خیلی صحبت کردند و از من خواستند که همکاری کنم بعد از كلی مذاكره در نهایت من گفتم که شما در جایگاه مدیر تلویزیون هرکاری که بخواهید می توانید انجام بدهید اما من در کارم جایگاهی دارم که حاضر نیستم با هیچ چیز دیگری عوض کنم. من می خواهم همان شجریانی که هستم باقی بمانم. خیلی اصرار کردند. آخر گفتم که باشد اگر شما این ۴ هنرمندی را که من نیاز دارم به رادیو بیاورید، من هم می‌آیم. بعد هم گفتم اگر من برنامه تهیه کنم، خودم زمان پخش آن را تعیین می کنم.

  • سنگ بزرگ انداختید جلوی پایشان.

بله چون می دانستم افراد دیگری برای پخش برنامه ها در تلویزیون تصمیم می گیرند و به من چنین اجازه ای نمی دهند. در آخر هم آقای هاشمی گفت که در شرایط تجدید نظر کنید، ما همیشه منتظر آمدن شما هستیم. که من گفتم نه من هیچ وقت به تلویزیون و رادیو نمی آیم. هیچ وقت دوست نداشتم که در تلویزیون کار کنم اما آثار من مدام از تلویزیون پخش می شد. من هم مدام با ارسال پیام هایی اعتراض می کردم اما فایده ای نداشت. تا اینکه دیدم کلیپ ساخته اند. کلیپی که هیچ ربطی هم به آواز من نداشت. آن زمان آقای لاریجانی مدیر رادیو و تلویزیون بودند. اعلام کردند که اساتید بیایند و هرچه که آنها بگویند من انجام می دهم. من چند باری در جلسات شرکت کردم و ایشان هم حرف‌های قشنگی زدند و من هم حرف‌های قشنگ‌تری زدم. در این جلسات استاد پایور واستاد تجویدی و اساتید دیگری هم بودند تا سیاست های تلویزیون در پخش آثار موسیقی را تعیین كنند. بعد از جلسات ایشان به من گفتند که آقای شجریان اگر شما آستین هایتان را بالا بزنید و بیاید اینجا همه مشکلات ما حل می شود. من دیدم الان بهترین موقعی بود که من به مردم بگویم من ۱۷ سال است پایم را در تلویزیون نگذاشته‌ام و در مصاحبه تلویزیونی مردم این نکته را از زبان خودم بشنوند. همان زمان دعای تحویل سال و یک بهاریه را خواندم. و بعد از گفتن این نکته دیگر تلویزیون نرفتم. هرچه آقای لاریجانی تماس گرفتند دیگر نرفتم.

  • تا سال ۷۴ که پخش آثارتان را از تلویزیون ممنوع کردید؟

بله. اما روند پخش آثار من از تلویزیون ادامه داشت، کلیپ هم که می ساختند. دیگر من وارد عمل شدم و نامه ای خطاب به مدیر رادیو و تلویزیون نوشتم و رونوشت آن را به روزنامه ها ارسال کردم و فقط اجازه دادم که ربنا پخش بشود و اعلام کردم که ربنا از آن مردم است.

  • اما بعد از مدتی فضا آرام شد، و تلویزیون مجددا پخش کارهای شما را شروع کرد، اما عکس العملی از سوی شما دیده نشد؟

چه کاری باید می‌کردم. تنها راه حلش این بود که به دادگستری شکایت می کردم که روندی طی می شد که خیلی اداری بود. من نمی خواستم کسی را زندانی و جریمه کنم. فقط می خواستم به آنها بقبولانم که اشتباه کردند و اجازه ندارند که این کارها را پخش کنند. تلویزیون بابت هیچ کدام از برنامه ها نه هزینه و نه زمانی صرف کرده بود. این برنامه ها به هزینه شخصی من تولید و پخش شده و برای مجوز آن هم یکسال در نوبت بودیم.

  • یعنی در دورانی که اعتراضی از سوی شما شنیده نشد، بازهم از پخش آثارتان ناراضی بودید؟

بله بازهم پیام می دادم که حق ندارید کارهای من را پخش کنید. من نمی توانستم و نمی خواستم از آنها جریمه بگیرم اما دوست هم نداشتم که کارهای من را پخش بکنند. من این سازمان را قبول ندارم و زمانی که آثار من از این سازمان پخش می شود پیش وجدان خودم احساس شرم می کنم. من هیچ وقت رضایت نداشتم تا جریان انتخابات پیش آمد و من وکیل گرفتم که جنبه قانونی به اینکار بدهم.

  • با این شرایط همچنان ربنا متعلق به مردم است؟

بله این ربنا همچنان متعلق به مردم است.

  • گفت‌وگو: ندا انتظامی

مرغ خوشخوان از استاد شجریان به زودی منتشر می‌شود

shajarian

آلبوم «مرغ خوشخوان» به  آهنگسازی و خوانندگی محمدرضا شجریان به زودی از سوی دل آواز منتشر می شود.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی روابط عمومی شرکت فرهنگی هنری دل آواز اعلام کرد  این آلبوم پس از انجام مراحل لازم  در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.
آلبوم «مرغ خوشخوان» در دستگاه شور  به آهنگسازی محمدرضا شجریان و تنظیم مجید درخشانی بخش دوم کنسرت گروه شهناز است که  پاییز ۱۳۸۷ در  وزارت کشور برگزار شد. قسمت اول این کنسرت در آلبوم «رندان مست» منتشر شده است.
این اثر شامل، پیش در آمد، دونوازی تار، ساز و آواز، تصنیف پیام نسیم، ساز و آواز(حجاز)، چهار مضراب، تکنوازی سه تار، ساز و آواز(مثنوی ابوعطا)، ساز و آواز(دشتستانی)، تصنیف مرغ خوشخوان است.
همچنین اعلام می شود استاد آواز ایران  در حال حاضر قصد برگزاری کنسرت در ایران را ندارند.

استاد شجریان رییس شورای عالی خانه موسیقی شد

shajarian

محمدرضا شجریان استاد آواز ایران به ریاست شوای عالی خانه‌ی موسیقی برگزیده شد و حسین علیزاده نیز به‌عنوان دبیر و سخنگوی این شورا برگزیده شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی نخستین جلسه شورای عالی خانه موسیقی پس از انتخابات این شورا با حضور مصطفی کمال پورتراب، همایون خرم، داود گنجه ای، محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده و هوشنگ کامکار از اعضای شورای عالی، هوشنگ ظریف (مشاور شورا) بعد از ظهر دیروز در ساختمان فاطمی تشکیل شد.
در اولین جلسه شورای عالی خانه موسیقی، محمدرضا شجریان به عنوان رئیس ، مصطفی کمال پورتراب نایب رئیس و حسین علیزاده به عنوان دبیر و سخنگوی شورای عالی انتخاب شدند.

سایت خانه موسیقی گزارش داد: نخستین جلسه شورای عالی خانه موسیقی پس از انتخابات این شورا با حضور مصطفی کمال پورتراب، همایون خرم، داود گنجه ای، محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده و هوشنگ کامکار از اعضای شورای عالی، هوشنگ ظریف (مشاور شورا) بعد از ظهر دیروز در ساختمان فاطمی تشکیل شد.

در این جلسه محمدرضا شجریان و مصطفی کمال پورتراب بار دیگر به عنوان رئیس و نایب رئیس و حسین علیزاده به عنوان دبیر و سخنگوی شورای عالی برگزیده شدند.

در جلسه روز گذشته، شورای عالی خانه موسیقی درباره مسائل مختلف از جمله موضوع یادمان پایور، ارکستر موسیقی ملی و… بحث و تبادل نظر کردند و مقرر شد اعضای شورا ضمن نظارت بر فعالیتهای و سیاستگذاری های خانه ، مشکلات کلان و عمده موسیقی کشور را رصد و در باره آنها موضع گیری نمایند.

لازم به یادآوری است جلسه بعدی شورای عالی پس از تعطیلات تابستانی خانه، در نیمه اول شهریور ماه برگزار خواهد شد.

پوستر تور اروپایی استاد شجریان طراحی شد

shajarian-concert-poster

پوستر تور اروپايي استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني توسط مژگان شجريان طراحي و اجرا شده و قرار است این پوستر به زبان ‌های گوناگون و در كشورهاي مختلف ارائه شود.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، مژگان شجريان در گفت و گو با روابط عمومي شركت دل آواز درباره طراحی پوستر اين تور اعلام كرد: «در طراحي پوسترها ترجيح مي‌دهم از رنگ‌هاي سنگین تری استفاده كنم، به اين دليل كه اين ويژگي به نوع موسیقی که ارائه می‌شود نزديك‌تر است. علت استفاده از رنگ قرمز به جای رنگ آبي که با موسيقي ايراني هماهنگ‌تراست این است که رنگ قرمز در زمينه مشكي تضاد بيشتري نسبت به آبی داشته و نظر مخاطب را در کشورهایی که همه جا رنگ است، بیشتر به پوستر جلب می‌کند.» [پوستر کامل را ببینید]
مژگان شجريان درباره استفاده از عكس استاد شجريان در پوستر گفت: «استفاده از عكس افرادي كه در زمينه هنر شناخته شده نيستند چندان الزامي نيست، اما چون استاد شجريان چهره‌ شناخته شده‌اي در ميان مردم دارند، حضور عكس به جذب بيشتر مردم كمك مي‌كند.»
البته اين تنها دليل استفاده عكس چهره استاد محمدرضا شجريان از سوي طراح پوستر نيست، از آنجايي كه در پوستر سال‌هاي گذشته از عكس گروه شهناز نیز در کنار عکس استاد، استفاده شده‌ بود، این بار برای ایجاد تفاوت از عکس استاد شجريان به تنهایی استفاده شده است.»
مژگان شجريان كه همواره طراحي پوسترهاي آثار و كنسرت هاي محمدرضا شجريان را برعهده دارد، به استفاده از فونت‌ها و نوشتار پوستر اشاره كرد و گفت:«از طرف برگزاركنندگان اروپايي تاكيد شد كه در پوستر تنها از يك فونت استفاده كنيم. آنان دليل اين امر را عدم استقبال مردم از پوسترهاي شلوغ با فونت‌هاي متعدد اعلام كردند. به همين دليل تنها از دو فونت در اين پوستر استفاده كردم. گرچه ترجيح مي‌دهم از فونت‌هاي مختلف استفاده كنم تا به اين طريق پوستر متنوع‌تر شود.»
مژگان شجريان افزود: «استفاده از خط زیبای استاد يدالله کابلی با عنوان « کنسرت محمدرضا شجريان و گروه شهناز» ، يكي ديگر از ترفند‌هایست كه مخاطبان را به ديدن پوستر كنسرت تشويق کرده و آنان را از اجرای موسیقی توسط کشوری دیگر آگاه می کند.»
تور استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز از استانبول تركيه آغاز و در كلن آلمان پايان مي‌يابد، در این سری از کنسرت‌ها آثاری از استاد جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان برای اولین بار به اجرا در خواهد آمد.
اين تور در شهرهای استانبول- تركيه(۱۶ سپتامبر ۲۰۰۱۱)، آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)،استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) اجراي برنامه خواهند داشت.