رابطه طبیعت، محیط و شخصیت با صدا و آواز

melodymag

محمدرضا سعیدی: زمانی‌که انسان پا به دنیای هستی و شگفت انگیز می‌نهد و از آنجایی‌که تحت تاثیر وراثت قرار می گیرد، یک سری از صفات را از پدر و مادر خود به ارث می‌برد پس عمده ای از صفات در انسان موروثی هستند. از جمله این صفات ، صداست که هر انسانی آن را از پدر و مادر خویش به ارث برده است. مخصوصاً صداهایی که قابلیت موسیقایی دارند می توانند تحت تربیت و پرورش صحیح به آواز خوش تبدیل شوند و این نمونه صداها جزو صداهای موروثی هستند که هر انسانی آن را از اجداد خود به ارث مي‌برد.

  • الف- رابطه طبیعت با صدا و آواز:

طبیعت این معجزه زیبای آفرینش خداوند، از عوامل تاثیر گذار بر انسان است. زمانی‌که اجداد پیشین ما در بستر طبیعت قرار گرفته‌اند، دچار تغییر و تحول شده و طی عبور از مسیر بسیار طولانی زمان، با آموزش و یادگیری زندگی روزمره از طبیعت و مسایل دیگر، تبدیل به انسان های با شعور امروزی شده‌اند که در بعضی مباحث، طبیعت را نیز تحت سلطه خود در آورده اند.
صدا نیز چون پدیده‌ای‌ست که از وجود جسمی انسان به نام حنجره تولید می‌شود ، صد درصد دچار تغییر و تحویل شده است.
طبیعت در کره زمین را می‌توان به ۳ بخش تقسیم بندی کرد:
۱- طبیعت کوهستانی و سرد
۲- طبیعت معتدل و مرطوب
۳ – طبیعت گرم و خشک
۱- صداهایی که در طبیعت کوهستانی و سرد تربیت و پرورش یافته‌اند ، صداهایی هستند با قدرت و صلابت و محکمی. به‌خاطر این‌که سرد و کوهستانی بودن طبیعت بر جسم انسان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، تاثیر گذاشته و آنها را تبدیل به مردمانی توانمند و باقدرت، دارای نیروی بدنی مضاعف نموده و صدا نیز از این توانمندی و نیروی مضاعف تاثیر می‌پذیرد. مثل: مناطق آذربایجان کشورمان ایران
۲ – صداهایی که در طبیعت معتدل و مرطوب پرورش می‌یابند، صداهایی هستند نرم و لطيف . به این خاطر که طبیعت با شرایط معتدل و مرطوب، بدن را به صورت نرم و لطیف در می‌آورد و حنجره نیز چون بخشی از این جسم است، تحت تاثیر این عامل مهم قرار می‌گیرد. مثل: مناطق شمال میهن‌مان ایران.
۳ – و اما صداهایی که در طبیعت گرم و خشک تربیت یافته اند، صداهایی هستند با سوز خاص که نشان از انسان‌هایی دارد که با صبوری و رنج و زحمت فراوان، زندگی روزمره و طبیعی خود را می‌گذرانند و این زحمت زندگی به حنجره و در نهایت به صدایی که از آن تولید می شود نیز تاثیر مستقیم می‌گذارد. مثل: مناطق کویری و جنوب وطن‌مان ایران.

    melodymag

  • ب – رابطه محیط و شخصیت با صدا و آواز:

محیط عاملی‌ است که به تحقیق دانشمندان، وراثت را نیز تحت سلطه خود در آورده و در بسياري موارد آن را تغيير داده است. کلیه انسان‌ها از آغاز تولد در جهان هستی و زندگی اجتماعی در ۳ نوع محیط پرورش و تربیت پیدا می‌کنند:
۱- محيط خانواده
۲- محيط اجتماع
۳- محیط درون خویشتن خویش
۱- انسان زمانی که متولد می‌شود با مادر خود قبلاً آشنایی داشته، این آشنایی و صمیمیت بعد از تولد بيشتر می‌شود و این‌که با پدر، برادر و خواهر آشنا شده و با آن‌ها نيز انس و الفت می‌گیرد. پس اولین محیطی که او در آن قرار گرفته و پرورش می‌یابد، خانواده است. در اصل خمیر مایه شخصیت او در خانواده شکل می‌گیرد. حتی حنجره که قسمتی از اعضای بدن اوست که جایگاه و کارگاه تولید صداست، در زندگی با خانواده دچار تغییر و تحول شده و شكل مي‌گيرد. به عنوان مثال در خانواده‌ای که پدر و مادر با فرزندان‌شان با نرمی و آرامش صحبت می‌کنند و آن‌ها را به آرامش و ادب دعوت می‌كنند، فرزند نیز تحت تاثیر این عامل، دارای صدایي با احساس و آرامش‌بخش می‌شود و در صورت عملکرد خشونت آمیز و تند خویی با فرزندان نتیجه را بر عکس خواهیم دید.
۲- دومین محیطی که انسان در آن پرورش می‌یابد، اجتماع است. وقتی که شروع به تحصیل علم و دانش می‌کند، اولین قدم خود را در اجتماع گذاشته و كم‌كم وارد مقاطع تحصیلی بالاتر و زندگی می‌شود. در محیط اجتماع، هر انسانی با ارتباط گرفتن از اطرافیان، (مردم جامعه، معلمان، اساتید و دوستان) که همه این‌ها تاثیر به‌سزایی در تربیت و پرورش او دارند، مرحله دوم پرورش شخصیت او شروع شده و به منزلت اجتماعی می‌رسد.
صدا نیز اگر در درون این فرد از وراثت تا محیط اولیه (خانواده) ساخته و پرداخته شده باشد، در محیط اجتماع با پرورش صحیح نزد استاد و هنر آموز آواز تربیت یافته و به شکل موسیقائی ارائه می‌شود.
۳- عامل تربیتی دیگری که انسان تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد، تربیتی است که خویشتن خویش هر فردی به او می‌دهد و این مورد دارای اعجاز بوده و انسان را به تفکر و اندیشه وا مي‌دارد که چرا افرادی که در یک خانواده بزرگ و تربيت می‌شوند، در نهایت با همدیگر فرق می‌کنند پس حتماً تحت تربیت سومی قرا گرفته‌اند که این تغییرات و تحول را به خود داده‌اند.
به عنوان مثال در یک خانواده که پدر و مادر دارای ۳ فرزند باشند، هر سه این فرزندان، دارای خصوصیات اخلاقی متفاوت در دوران نوجوانی و جواني خواهند شد. پس مطمئنأ تربیت و پرورش نهفته‌ای‌ست که باعث این تفاوت‌ها شده است، و آن جز تربیت خویشتن خویش هر فرد به خود نیست که این عامل مهم باعث تمایز هر کس از هم نوعان خود خواهد بود.
در این‌جاست، صدایی که در حال پرورش است، تحت تاثیر عامل تربیتی اشاره شده قرار گرفته و احساسات درون شخص بر او غالب شده و رنگ و بوي خاص به خود می‌گیرد. به همین خاطر هر آوازی بازتابی‌ست از درون شخص خواننده.
به عنوان مثال: شخصی که همیشه، خود را این‌طور تربیت کرده که با اطرافیان، با احساس و ملایمت و نرمی صحبت و رفتار کند، آیا ممکن است این شخص دارای صدایی خشن و خشک باشد؟ نه. امکان ندارد. حتماً او صاحب صدایی با حس و حال و آرامش بخش و لطیف خواهد بود.
پس نتیجه می‌گیریم صدا در مرحله اول، در طبیعت تحت تاثیر عوامل طبیعی قرار گرفته و در مرحله دوم در محیط خانواده و اجتماع تربیت می‌شود و در مرحله سوم شخصیت درونی هر فرد آن را می‌سازد.
پس بیاییم در درجه اول از طبیعت زیباي خداوند الهام گرفته و در محیطی زیبا و با آرامش قرار بگیریم و درون خویش را آلايش داده و شخصیت فردی خود را منزلت ببخشیم و فرزندان خود را نیز به شیوه صحيح و برازنده تربیت کنیم.
هر صدایی شاید قابلیت موسیقایی یا گویندگی و یا دوبله نداشته باشد، تا در عرصه پرورش و آموزش قرار بگیرد، ولی می‌تواند گرمی و لطافت و مهربانی را درون خود داشته، و به اطرافیان خود این گرما و احساس و آرامش را انتقال دهد.

امیدوارم همیشه محیط زندگی تان پرازاحساس وآرامش باشد.

  • محمدرضا سعيدی/ مجله موسیقی ملودی

مقاله‌ای دیگر از این مولف: ردیف آوازی ایران از دیدگاه روانشناسی

ردیف آوازی ایران از دیدگاه روانشناسی

melodymag

دراندرون من خسته دل ندانم كیست!؟        كه من خموشم و او در فغان ودر غوغاست

محمدرضا سعیدی: در دنیای كنونی كه علم وصنعت با سرعت فوق العاده به سوی پیشرفتند،هنر نیز ازاین قافله به دور نبوده ودر راستای پیشرفت قدم بر میدارد.هنر آواز ایرانی كه یكی از شاخه های اصلی موسیقی ایرانی محسوب میشود با بهره گیری از شعر ادبیات فارسی شنونده خودرا، مانند فیلمی در پرده سینما آگاهی بخشیده وتصویر دیگری از زندگی برای او آشكار میسازد،یعنی وقتی كه زبان یارای سخن گفتن نداشته وباز میماند،موسیقی آغازمیگردد وشعر به صورت آوازی دل انگیز در آمده بركالبد و روان انسان،روحی دوباره می بخشد.ردیف آوازی ایران كه درگذشت تاریخ این مرز و بوم از زبان ملت آن جاری شده و میباشد،گویای روانشناسی درونی این هنر دیرینه بوده كه جای تحلیل و بررسی داشته كه هر متخصصی در این فن بایستی از آن آگاه باشد،تا بتواند این هنر زیبا را در حد اعلای آن اجرا نموده و به آن اعتلا بخشد.
هنر آواز ایرانی بازتاب درون فرد خواننده است در پیوند شعر و موسیقی،كه كلام با نوا تركیب میشود،آگاهی داشتن به روانشناسی ردیف موسیقی آوازی ایران یكی از اركان اصلی موسیقی كلامی محسوب میشود ،كه هر آهنگساز و خواننده بایستی آگاهی لازم از این بعد را دارا بوده تا بتواند درراستای اجرای عملی موسیقی قدم مثبت وصحیح بردارد.
برداشتی كلی از حالات روانی دستگاهها وآوازهای ایرانی :
۱-دستگاه شور: آگاهی- درك- تفكر و اندیشه.
۲-آواز دشتی: سوز و گداز- گریه و زاری.
۳-آواز ابوعطا: گله وشكایت.
۴-آواز افشاری: افسوس و حسرت- هجران از معشوق.
۵-آواز بیات ترك: تعلیم- شادی درون.
۶-دستگاه همایون: متانت- سربلندی- نصیحت وپذیرش.
۷-آواز بیات اصفهان: نهایت احساس.
۸-دستگاه سه گاه: بزم و شادمانی- شور و شوق.
۹-دستگاه چهارگاه: ستیز و جنگ،حتی رو در روی معشوق- مقاومت و پیروزی- تلاش در رسیدن به آرزوهای دیرین عاشقی.
۱۰-دستگاه ماهور: رویا پردازی- پرش از قله شادی به همراه ذهنی رویایی- آرزو.
۱۱-دستگاه نوا: رازداری- حكایت.
۱۲-دستگاه راست و پنجگاه: ستایش معبود (خدا)- بزرگمندی و تعریف.
melodymag

حال می‌توانیم مواردی را جهت روشن تر شدن موضوع ارائه شده، بیان کنیم.
مثال اول :
در شعری ، كه مطلع آن با بیت زیر شروع شده :
تو هیچ عهد نبستی، كه عاقبت نشكستی مرا در آتش سوزان، نشاندی و ننشستی
از نظر بار معنایی و حال روانی و درونی، این شعر حالت گله و شكایت دارد ،كه بر این اساس هنرمند خواننده ای آن را در آواز ابوعطا اجرا نموده و دیگر هنرمند عزیزی آن شعر را در دستگاه ماهور خوانده اند. هر دو اجرا قابل تحسین بوده ولی از نظر معنایی و حالت روانی، شعر متناسب با آواز ابو عطا میباشد.
مثال دوم :
در شعری كه مطلع آن با بیت زیر شروع شده :
همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویی چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویی
هنرمند عزیزی آن را در آواز سه گاه اجرا نموده و دیگر هنرمند محترمی آن را در دستگاه ماهور به صورت تصنیف نوشته و خوانده شده است. با توجه به بارمعنایی و حال درونی ، از آنجایی كه حالت آرزو و رویا، درون شعر هویداست، بسیار متناسب با دستگاه ماهور میباشد.
گاهی مشاهده میشود برخی آهنگسازان و یا خوانندگان با توجه به اینكه از شعرهای كلاسیك نیز بیشتر استفاده می كنند، بدون در نظر گرفتن معنا و حالت روانی شعر، در انتخاب دستگاه و یا مایه آوازی و همچنین ریتم دچار اشتباه شده و آهنگی غیر مطبوع میسازند.
به عنوان مثال :
در شعری كه با مطلع زیر شروع شده :
ما رند خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم ، همینیم كه هستیم
معنا و حالت درونی و روانی شعر، حالتی است عرفانی، ولی متاسفانه آهنگساز صرف نظر از انتخاب دستگاه ریتمی كه برای این آهنگ انتخاب كرده وزن شش و هشت با مترونم تند، كه به كلی شنونده را از معنا و حال درونی شعر دور نموده و به كلام نیز لطمه وارد میكند.
در پایان، امیدوارم مطالب بیان شده به ذهن هر خواننده این مقاله ، تصویر تازه ای از دنیای پر شور و حال موسیقی نشان دهد.
در این دنیای وانفسا كه اكثر ممالك بشری به جان هم افتاده ،با قدرت نمایی خود دیگری را میخواهد مغلوب خویش سازد،امیدوارم هنر زیبای موسیقی ،كه تنها زبان صلح و آرامش در دنیاست، بتواند این سیل عظیم ویرانی را سدی باشد و تمامی جوامع را به صلح و دوستی برساند و پرچم انسانیت و انساندوستی و بشر دوستی را به قله وحدت برساند.

  • محمدرضا سعیدی/مجله موسیقی ملودی