انتخاب ۱۱نوامبر به‌عنوان روز ملی متال در آمریکا

ronnie-james-dio-00
شبکه تلویزیونی vh1 با اعلام روز ۱۱ نوامبر ۲۰۱۱ (تاریخ ۱۱-۱۱-۱۱) به عنوان «روز ملی متال» در آمریکا، اعلام کرد که برنامه‌های گسترده ای را برای این روز به‌خصوص در نظر گرفته که پخش آن‌ها از اول نوامبر آغاز خواهد شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در طی این ۱۱ روز کنسرت‌های زنده ، فیلم‌های سینمایی و مستند، ویدیو کلیپ‌ها و آهنگ‌های گروه‌های بزرگ و تاثیرگذار تاریخ موسیقی متال به‌صورت ۲۴ ساعته از این شبکه روی آنتن خواهد رفت و سریال معروف و جنجالی Metal Evolution نیز هر روز در ساعت ۲۲ به‌مدت یازده روز پخش خواهد شد.
مدیر برنامه‌ریزی شبکه‌ی موسیقایی vh1 در این رابطه گفت: «هیچ شبکه‌ی تلویزیونی به اندازه‌ی ما عاشق موسیقی متال نیست.»
بر اساس این گزارش «بن زویر» افزود: «جشن گرفتن یک‌روز به‌عنوان «روز ملی متال» به ما و هواداران این موسیقی فرصتی را اختصاص می‌دهد که بتوانیم در یک دوره‌ی زمانی خاص، موسیقی را که همیشه یک گام جلوتر از رسانه‌ها حرکت می‌کند مورد بررسی قرار دهیم و با دیدن سریال Metal Evolution از سیر تکامل این موسیقی و ماهیت آن شناخت بیشتری پیدا کنیم. هم‌چنین اختصاص دادن این تاریخ به سبک متال کمک خواهد کرد تا با زندگی افرادی که این نوع موسیقی را به اوج خود رسانده‌اند آشنا شویم.»
به گفته‌ی مدیران این شبکه در یازده روز برگزاری این فستیوال تلویزیونی قرار است هر روز سیر و روند موسیقی گروه‌های پیشرو متال مورد بررسی قرار گیرد که در شب اول، این مساله به گروه معروف و جریان ساز «بلک سبت» اختصاص خواهد داشت و در ادامه نیز گروه‌های دیگری از جمله «متالیکا» مورد تحلیل قرار خواهند گرفت.
در پایان گفتنی‌ است که سریال Metal Evolution سریالی ۱۱ قسمتی به تهیه کنندگی «اسکات مک فادین» و «سم دان» است که در آن به گفته‌ی خودشان سعی کرده‌اند به بررسی حیات موسیقی متال بپردازند و تغییر مسیرهای این نوع موسیقی را از «متال اولیه» به «شاک راک»، «تراش متال» و از آن به «هارد راک»، «پراگرسیو»، «گرانج»، «نیو متال» و «ایندستریال متال» مورد تحلیل قرار دهند.

خواننده گروه راک هایپرنوا: موسیقی مرزها را در هم می‌شکند

hypernova

گروه راک «هایپرنوا» (Hypernova) چند سالی ست که از زیرزمین های تهران به روی زمین در آمریکا نقل مکان کرده است. این گروه از چهار جوان بااستعداد در عرصه ی موسیقی راک به نام های رام، کامی، کودی و جم در سال ۱۳۷۹ (۲۰۰۰ میلادی)، زمانی که موسیقی مجالی برای نفس کشیدن پیدا کرده بود، تشکیل شده است. در آمریکا نفر پنجمی به گروه پیوست به نام Aaron Johnson و پس از اولین اجراها مورد توجه مردم، مطبوعات و رسانه های آمریکا قرار گرفتند.
این گروه با سختی‌ ها و مشکلات دست و پنجه نرم کرد تا به موقعیت امروزی خود برسد. آنها به اندازه‌ کافی معروف، محبوب و بین المللی شده اند و مجله‌ موسیقی ملودی از شما دعوت می‌ کند تا داستان این موفقیت را به نقل از سایت شهروند و در گفت‌وگوی «رام» خواننده هایپرنوا با «محمود شریکر» بخوانید:
«سال ۲۰۰۰ بود که من با جازیست گروهمون «کامی» در سربازی دوست شدم. البته از قبل همدیگر را می شناختیم ولی دشمن هم بودیم، در حین سربازی اتفاقی در یک پادگان افتادیم. البته سربازی واقعی که نبود، بیشتر معافی بود تا سربازی. آن‌جا چون آشنای دیگری نبود با هم دوست شدیم و شروع کردیم با هم راجع به موزیک راک صحبت کردن و این‌که چه موسیقی دوست داریم. آن موقع همه ما Grunge وAlternative و Punk و بیشتر سبک های کلاسیک تر گوش می دادیم.

hypernova

خلاصه به هم پیشنهاد دادیم که باهم یک Band راه بیندازیم. کامی خودش گروه دیگری داشت، از من پرسید که چه سازی می زنم، گفتم ساز نمی زنم، او پیشنهاد کرد: حالا که ساز نمی زنی بیا تو خواننده شو چون انگلیسی بلدی. خلاصه سر این قضیه ما یک شبه خواننده شدیم.» (با خنده)

  • موسیقی زیرزمینی در تهران

رام ادامه می‌دهد: «به هر حال ما گروه خودمان را تشکیل دادیم و در تهران موسیقی زیرزمینی می زدیم. چند سالی گذشت و ما هم به طور مرتب اعضای گروه را عوض می کردیم و پس از چند سال با پنج نفر گروه هایپرنوا را تشکیل دادیم و شروع کردیم خیلی جدی تر کار کردن. تا قبل از آن فقط به صورت تفریحی و سرگرمی کار می کردیم، یعنی چون واقعن در تهران کار دیگری جز موزیک زدن نبود. یعنی تنها با موسیقی مان می توانستیم با بیرون ارتباط برقرار کنیم.

خلاصه خیلی جدی شروع کردیم تمرین کردن و فکر کردیم که شاید بشود این را تبدیل به کار و شغل اصلی مان کنیم و آرزویمان این شد که یک روز موزیسین شویم. فکر کردیم دنیا به اندازه‌ی کافی مهندس و دکتر و وکیل دارد. ضمن این‌که یکی از خوبی های کار هنری این است که آدم ساعات خودش را دارد.

hypernova

کم‌کم در موسیقی زیرزمینی شناخته شدیم و برای یک فستیوال به اروپا دعوت شدیم. این فستیوالی بود درباره موسیقی زیرزمینی ایران که گروه های دیگری هم در آن حضور داشتند از جمله Zed Bazi، آبجیز و اوهام و چند تا از بچه های دیگر ایرانی که این طرف و آن طرف دنیا بودند.
آن‌جا که بودیم برای یک فستیوال به نام South by South West اقدام کردیم و اصلن فکر نمی کردیم که ما را قبول کنند. یک نمونه کار واقعا ضعیف برای‌شان ارسال کردیم و چند ماه بعد در تهران یک ایمیل گرفتیم که گفته بود قبول شدید و بیایید موزیک بزنید. روزی که این خبر را گرفتیم یکی از شادترین روزهای زندگی مان بود برای اینکه می توانستیم برویم آمریکا و با خیال راحت موسیقی کار کنیم و سفر کنیم ولی درکل آمدن به آمریکا هم آسان نبود به‌ویژه ویزا گرفتن خیلی سخت بود. در دوبی رد شدیم چون اثبات کردن این‌که ما یک گروه موسیقی هستیم خیلی سخت بود. مثلن چه جوری می شود که یک گروه راک ایرانی برای سفارت آمریکا هویت خودش را اثبات کند؟ خیلی کار سختی‌ست و آن روز که ویزای‌مان رد شد یکی از غم انگیزترین روزهای زندگی ما شد.
تا این‌که بالاخره موفق شدیم سناتور «جک شابر» آمریکایی را داخل ماجرای‌مان کنیم و او یک نامه نوشت برای سفارت آمریکا در دوبی و ما برای بار دوم به آنجا رفتیم و این بار موفق شدیم.»
hypernova

  • هایپرنوا در آمریکا

«پس از گرفتن ویزا، یکسره به نیویورک آمدیم. اولش نمی دانستیم باید چه کار کنیم. نه آشنایی داشتیم و نه دوستی که کمک‌مان کند. یعنی همه‌ی پول‌مان را همان هفته‌ی اول خرج کردیم، ولی در همان اجراهای اول، «نیویورک تایمز» و MTV برنامه‌ی ما را پسندیدند، درباره‌ی ما نوشتند و با ما مصاحبه کردند. چنین عکس‌العملی برای ما غیرمنتظره بود و همین باعث شد که مورد توجه مردم قرار بگیریم و کلی درهای دیگر به روی‌مان باز شد. ما هم بیشتر تمرین می‌کردیم و خیلی بهتر شدیم. به لس‌آنجلس رفتیم و آن‌جا هم خیلی به ما کمک کردند، در واقع ما را زنده نگه داشتند، چون هیچ چیزی نداشتیم و همین باعث شد که ما بتوانیم این همه وقت این‌جا دوام بیاوریم و برنامه‌های بیشتری اجرا کنیم.
دو تور هم در سراسر آمریکا گذاشتیم و الان سه سال است که در آمریکا هستیم و با یک کمپانی ضبط آمریکایی هم قرارداد امضا کردیم.
hypernova

ما اولین گروه راک ایرانی هستیم که با شرکت پخش آمریکایی کارگرفته و خود این باعث شد که در را به‌روی بقیه هم باز کنیم و خودمان هم به این کار خیلی افتخار می‌کنیم. چون ما از همان ابتدا هدف‌مان این بود که وجه دیگر ایران، یعنی وجه مثبت آن‌را، به جای آن وجه کلیشه‌ای منفی به غیرایرانی ها و آمریکایی‌ها نشان دهیم و موفق هم شدیم، چون موسیقی واقعا مرزها را می شکند. مردم را به هم نزدیک می‌کند و همه آن را درک می‌کنند.»

لازم به یادآوری است که در وب‌سایت گروه هایپرنوا می‌توانید نظراتی که در نشریات و رسانه های معتبر آمریکا در مورد آنها آمده، ببینید و بخوانید. این توجه فقط به خاطر این‌که آنها گروهی از جوانان ایرانی هستند و از ایران آمده اند، نیست، بلکه به خاطر اجرای خوب آنها و ترانه های زیبایی ست که می نویسند.

موسیقی و شیطان‌پرستی: پیدایش، نمادها، رهروان

manson

مجموعه مقالاتی درباره‌ی شیطان‌پرستی کاری تحقیقی است به قلم «حمید مرتضوی» از نخستین موزیسین‌های راک در دوران بعد از انقلاب، این هنرمند، مقاله‌ی پژوهشی خود را برای انتشار، در اختیار مجله‌ی موسیقی ملودی قرار داده است که مشروح مقاله را با هم می‌خوانیم:

  • شناخت

در طول چند سال گذشته شبکه های ارتباطی و رسانه ها سرعت انتقال و خبر رسانی را بسیار بالا برده اند که به نوعی در زندگی ما فر ایند منفی نیز داشته است. دنیای جدید با مفاهیم جدیدتری روبرو و آشنا شدو بشر مسخ شده امروز آنها را بر اساس نیاز خود تعریف کرد. به عنوان مثال کلماتی مانند خبیث خیانت کار عاشق ومومن تغییر ماهیت یافت.(نمونه آنکه امروز هرکس واکنش خویش را در هر مورد که باشد توجیه غیر منطقی میکند). امروز دیگر ما به سادگی هر معیار منفی را توجیه کرده و به یکدیگر حق سهل انگاری میدهیم. درک درستی از واقعیت و حقیقت نداریم وکم کم بسوی فاجعه ای بزرگ میرویم که انتهایش نیستی است. سلامت روان در گرو عقل و برنامه ریزی است و بشر امروز پس از چند هزار سال تجربه و بررسی دیگر مجاز به اشتباه کردن نیست. وقتی شناخت بر اساس تجربه بدست میاید درصد آسیب پذیری کم و کمتر میشود.

  • چند سوال ساده

آیا شما در برابر خطر از خود واکنش نشان نمیدهید؟ آیا آنچه را که انسان سالها تجربه کرده و بدست آورده نمیتواند الگوی خود قرار دهد؟ آیا بشر حق دارد تا مرز های پلیدی برود و حتی آن را مبنای پاکی بداند؟ معیار های ما برای پاکی و سلامتی کدامند؟ ما برای محافظت ازخود در برابر دشمن اسلحه و مهمات که چندان هم مهم نیستند میسازیم . از دیدگاه دشمن ما دشمن او هستیم مفهوم دشمنی چیست ؟ چه کسی دشمن چه کسی است؟ وقتی که تنوع فکر و ایده با احساس مالکیت توام شد حس برتری جویی بوجود میاید.در جهان امروز همه از هم میترسند و همه نگران آینده مبهم خودند. همانگونه که در گذشته اشاره شد انسان مسخ شده امروز میرود تا برای مراحل پلید بعدی آماده شود که آنگاه تسلط ابلیس برانسان حتمی است. رعایت حقوق فردی ریشه آزادی خلاق است و هوشمندی ریشه اصلی آزاد نگری… ما باید بمعنای هرچیز بیشتر توجه کنیم, جایگاه حقیقی خود را شناخته و نگه داریم. دنیایی که در آن زندگی میکنیم جمع اضداد است بمفهوم این کلمات دقت کنید. نیک چیست بد چیست زیبا چیست زشت چیست عشق چیست نفرت چیست آرامش چیست اظطراب چیست لطافت چیست خشونت چیست نور چیست ظلمت چیست دانش ومعرفت چیست جهل و نادانی چیست و در نهایت رشد و تباهی و در نتیجه خداوند و شیطان !

هدف یگانه دشمن اصلی انسان (منشاَ روحانی ضد خداوند) فراموشی از حقیقت و ایجاد اظطراب و استرس است او طرفداران خویش را در دنیا مسخ بیهودگی کرده تا به خداوند بی خاصیتی این بنده آب و گل را ثابت کند. بیش از این توضیح لازم نیست چرا که میدانم هر کس از درون خویش آگاه است.

  • پیدایش در قرون وسطی (رنسانس)

تشکیلات شیطان پرستان از حدود دو قرن پیش با هدف مخالفت با کلیسا وعصیان برعلیه حکومت های وقت در اروپا بوجود آمد. مذهبیون کاتولیک که برای خود قلمرو شخصی داشتند با گرفتن خراج وتسلط برامور از هدف الهی خود دور شدند.مردم رفته رفته از اعتقاداتشان سرد شده وگرایش به شیطان پرستی بیشتر و بیشتر شد. روحانیت کم کم مطرود شد. ایجاد معابد و ایمان به عقاید شیطانی با شعار نفرت از مسیح درسطح ابتدایی رایچ شد. ایده الیسم یا تصور گرایی منتهی به ساختن مجسمه ها و نقاشی هایی مثل چشم و ….در درون معابد و قربانی دادن برای لاسیفر (روح شیطانی) شد. جای سوال می ماند که چرا تا بحال در دنیا این پدیده کمتر مورد بررسی قرار گرفته ؟ یا در واقع اصلا به آن توجهی نشده است؟ تحول در این مسلک نیز در نهایت باعث بد تر شدن آن وتخریب ارزشهای انسانی شد آنچنانکه صرف نظر از دو قرن گذشته در چند دهه اخیر ریشه برخی از جنایاتی که در سراسر دنیا کشف شد همین مسلک شیطانی و معابد بوده است. در طول این دوره نیز گزارش های متعددی وجود دارند که حاکی از بی بندو باری و عصیان نسل جوان است. برای اطلاعات بیشتر به کتاب های تاریخی مراجعه بفرمایید.

    guitars devil

  • شیطان و موسیقی

(من حقیقت تلخ را به شما پیشنهاد میکنم و شکر مسموم را به شما نمیدهم) شاید این سوالها برای مقدمه و شروع بهتر باشد. موسیقی در زندگی بشر چه نقشی دارد؟ شما تا چه حد به مفهوم موسیقی توجه میکنید؟ براستی راهکار استفاده از موسیقی چگونه است؟ در موسیقی های محلی صداقت و سادگی براحتی ادراک میشوند. امروز درهمه جا موسیقی چاشنی شادی ها سوگواری ها تنهایی ها وجنگهاست ! حتی در سینما هم وجودش لازم و بدیهی است. همانگونه که اشاره شد شناخت معیار ها آگاهی لازم را برای آزادی عمل می دهد.

  • الف: جهان شمولی (Universalism)

شما از جهانشمولی چه میدانید؟ دنیای پر ارتباط امروز نیازمند منطبق شدن فرهنگهاست. همچنین طرفداران عصر جدید NEW AGE معتقدند وقتی که ریشه همه ادیان به خداوند ختم میشوند تلفیق آنها وحدت بشری را بدنبال دارد. در حالی که شیطان پرستان عقیده دارند که خداوند با تنوع ادیان سعی در گول زدن نوع بشردارد. در ادامه این مقاله به ارتباط این پدیده با موسیقی هم اشاره ای میشود.

در ابتدا مروری بس کوتاه به تاثیر تفکر شیطانی بر سینما:  لفظ گران گینولسک ( نام تماشا خانه ای در پاریسGrand guignol) که مترادف با وحشت و خشونت است بیانگرنوعی نمایش شد و در تماشا خانه ها و بعد سینما متداول شد. در این تماشا خانه(گران گینول)فقط نمایش ترس _خشونت_شکنجه_تجاوز_اشباح قتل وخودکشی به شکلی ساخته وپرداخت میافت تاسبب ترس و لذت تماشاگران شود. (رجوع شود به کتاب نشانه ها و معنا در سینما نوشته پیتر وولن) در ابتدای دهه چهل میلادی برخی از فیلمسازان هالیوود آگاهانه ویا ناخود آگاه با ساختن فیلمهای ترسناک وخشن بی محتوا که در روحیه تماشاگر موج منفی گرایی وپوچی را القا کرده و سبب گیج سری وگمراهی درزیبایی شناسی هنر شدند.(صفحه ۱۸ همان کتاب) نخستین واکنش در برابر هالیوود آن زمان منفور و مذموم دانستنش بود. چرا که هالیوود تهدیدی علیه ادراکات و ارزش های شهروند بودن بشمار میرفت . برای مثال فیلم دراکولا چه پیام مثبتی را به بینندگان این فیلم القاء میکند.؟

در ابتدای دهه شصت میلادی گریبان موسیقی نیز آلوده شد. ازجنگ جهانی دوم حدود پانزده سال گذشته بود. غرب چه ازنظر سیاسی و چه اقتصادی دچار تحول شد. عصیان نسل جوان از ریتم اند بلوز به راک اند رول شاد معترض
پیوند خوردکه شاید بنوعی بتوان دلیل این شادی را رشد اقتصادی غرب دانست. به همان سرعت موسیقی خشن راک با پیام هر کار دلت میخواد بکن توسط گروه هایی چون بیتلز و رولینگ استونز به اجرا در آمد.

  • راک Rock = SHOCK ؟

راک اند رول به معنای جنبش و چرخش یا رقص پایکوبی است پس راک یعنی تکان و جنبش که در فارسی میتوان آنرا حرکتی برای دگرگونی تعبییر کرد .که البته چون جنگی در کار نبود جنبش و اعتراض این سبک موسیقی علیه بی عدالتی و نا آگاهی و نابرابری های جامعه غرب حرکت خود را ادامه داد. به گفته فروغ فرخزاد کار هنر بیان دنیای حسی ماست. پس هنرموسیقی برداشتی از دیدگاه مجریان آن در طول زندگی است. ما در ادامه موضوع ارتباط راک با خشونت- خود کشی- خود زنی- ارتباط جنسی- مواد مخدر-سر کشی وجادو گری را بررسی میکنیم. دقت کنید هدف این نیست که هر موسیقی را گوش ندهیم ویا راک موسیقی خوبی نیست بلکه منظور کلی اینست که تحت تاثیرات منفی آن نگیریم . مثلا وقتی به آهنگی گوش میکنیم ببینیم خواننده چه گفت و پیامش به ما چه بود. شاید این ضرب المثل ایرانی بجا باشدکه؛ لقمان ادب را از بی ادبان آموخت .پس تجربه آگاهانه هر چیز بد نیست.

  • کتاب سیاه BIBLE BLACK

آیا تا بحال این نام را شنیده بودید.؟ این کتاب شیطان پرستان است که نویسنده آن آنتوان اس زاندور له وی است. اوخط جدیدی را در این مسلک پوچ آغاز کرد ودرمکتب وکتابش عیسی مسیح بیش ازگذشته مورد توهین تحقیر و تمسخر قرار گرفت. در کتاب سیاه خون مسیح که سمبل بخشایش و پاکی در آیین مسیحیت است نفی شده!؟ کفر یعنی چه ؟ یعنی انکار وجود خداوند , یعنی توهین به عقاید مقدس دیگران , یعنی… در بخش های بعد ارتباط بعضی از اشعار با جمله های این کتاب بررسی میشود.

  • به خدمت گرفتن موسیقی علیه بشر

امروزه موسیقی درهمه جا شنیده میشود . از فروشگاهها تا سالن های ورزشی, هنگام رانندگی , محل کار و… تاثیر موسیقی بر ذهن ما متفاوت است . هنگامی که در حال بالا رفتن از کوهستان یا درون سالن های ورزشی و مکان پر تحرکی هستید شنیدن موزیک پر تحرکی مانند راک و راک اند رول به شما نیرو می بخشد و شما احساس قدرت بیشتری میکنید. درحالیکه وقتی شما ریلکس هستید و استراحت میکنید همان آهنگها شما را تحریک میکند که بروید مثلا بدوید و اگر القاء پتانسیل این انرژی صوتی در شما ذخیره شود چه بسا که دست به خودکشی بزنید. حال آنکه موسیقی ملایم در هنگام ورزش از تحرک میکاهد. اینک به نظرات خوانندگان غربی در این زمینه اشاره میکنم ؛

جیمی هندریکس نابغهءموسیقی راک که بمرگ ناگهانی دچار شد در مصاحبه با مجله لایف سال ۱۹۶۹ گفت: «من همه چیز رو با آهنگهام میگم. من میـتونم با موسیقی مردم رو هیپنوتیزم کنم وکاری کنم تا وجدان اونا فلج بشه و حالا وجدان دراختیارمه ومن هرچی رو بخوام به ضمیر نا خودآگاهشون منتقل میکنم».! ادی مانسون هم میگوید؛ « موسیقی درهمه جا میتونه برای شرطی کردن ذهن انسان استفاده بشه و از کانال اعتیادخطرناکتراز مواد مخدر عمل کنه.» آیا کسی به این گونه نظرها توجهی نشان میدهد.؟ گروه راک AC/DC که مخفف «After Criest Devil Come’s» (شیطان پس از مسیح آمد) است در اوایل سال هشتاد میلادی در آلبوم بازگشت به سیاهی Back in black آهنگی دارد بنام زنگهای جهنم Hells Bells که ترجمه اش اینست؛ من همچون تندبادی خروشانم و باران را میبارانم/ مانند طوفان از راه میرسم و پرتو آذرخشم سراسر آسمان را فرا گرفته/ تو جوانی بیش نیستی که بزودی خواهی مرد/ من کسی را به زنجیر نمیکشم و بکسی حیات نمیبخشم/ هیچ نیازی به جنگ و دعوا نیست/ من ناقوسی دارم و میخواهم تو را به جهنم ببرم/ میخواهم که تسخیرت کنم/ شیطان ترا تسخیر میکند/ ناقوسهای جهنم/ کم کم صداهایی میشنوی/ ناقوسهای جهنم/ به دور دست میفرستمت/ ناقوسهای جهنم/ راه بیفت/ ناقوسهای جهنم ……

در کتاب سیاه آمده است به صلیب بنگر معنی آن چیست؟ بیچاره ناتوانی که بدار آویخته اند تا عبرت دیگران باشد.حالا بخشی از ترجمه یک شعر؛ من به چشمان بیروح یهوه ترسوی تو خیره میشوم آنگاه تبر بزرگ خود را بلند کرده و جمجمهَ کرم خورده اش را دو نیمه میکنم. بخشی از آهنگ WELLCOME TO HELL به جهنم خوش آمدی از آلبومی به همین نام اجرا شده توسط گروه ونوم VENOM: ما بوسیله ارواح شریر تسخیر شده ایم ای خدا ما مرگت را میخواهیم/ ما بصورت برگزیده ات تف میکنیم و در سمت راست شیطان مینشینیم…

و حالا بخشی از آهنگ صلیب را بسوزان گروه COVEN کاون: پسر خدا از گناهانت توبه کن/ و روحت را در جهنم بگذار/ شیطان را دعا کن/ تا وقتی خدایت به زمین میافتد/ ابلیس او را ببخشد/خدای تو مرده/ تو هم اکنون میمیری/ و در انتها شیطان است که حکومت خواهد کرد … مدونا خواننده پاپ درمصاحبه سال ۱۹۸۵گفت؛ بنظر من صلیب یک سمبل ارتباط جنسی است چون بر رویش مردی برهنه قرار دارد..!؟ آیا این کلمات باعقل و منطق سازگارند؟ دلیل بدگویی آنها چیست؟ کسی مدعی نیست که در سراسر گیتی روحانیت بی نقصی وجود دارد اما آیا این درست است که شخصی بدلیل سرخوردگیش دیگر منکر وجود خداوند هم بشود؟ به هرحال هیچکس حق ندارد گناه خویش را در پشت گناهی دیگر توجیه کند.

    satan

  • « میوه درخت خودرو» خشونت

تفکر شیطانی + خودخواهی های انسانی راهیست بسوی خشونت و مرگ: در کتاب سیاه آمده است آیا ما حقیقتا همجنس خوار نیستیم؟ واگر انسانها از حمله بیکدیگر دست بردارند میتوانند بحیاتشان ادامه دهند؟ بیان جملاتی اینچنین ماهیت وحش (نماینده شیطان) وتوحش (نفس حیوانی) را برای ما روشن میکنند. خشونت ریشه اصلی سر کشی,خود زنی وخودکشی است. دربرخی از اشعار مثال من مرده (جسد سرد) را دوست دارم (آلیس کوپر)/ چاقوی خود را فرود بیاور و مطمئن شو که حرامزاده مرده (تویستت سیستر) پیام خشونت مستقیم القا میشود. در لابلای اینگونه آهنگها کلمات خشنی مانند قاتل MURDER-خونریزی BLOOD SHED-جنایتکار BEAST-و….بنوعی انسان را تحریک به عمل خشونت میکنند. بسیاری از ستارگان موسیقی راک به قیمت جان خودشان تمام شد.مرگ آنها بر اثر تصادف های شدید , سکته مغزی , پرت شدن از بلندی و……. بوده است.آلبوم گروه اسمیتز SMITHS/1985 که آهنگی دارد به همان نامMeat Is Murder یعنی خوراک ما گوشت مردار است هم نمونه ای دیگر.

  • خودزنی Self Torment

در برخی از کنسرت های راک دیده شده تعدادی از تماشاچیان که تحت تاثیر مواد مخدر بودند با خود زنی ,کتک کاری و ایجاد آشوب, نظم سالن را برهم زده اند .آنها با نوعی رقص موسوم به BASH مانند خروس جنگی مرتب می پرندو بشدت بهم تنه میزنند.این حرکات که بنوعی دیگر در مسابقات فوتبال دیده شده است بعضا توام با مرگ عده ای میشود. عامل اصلی اینگونه اعمال غیرمنطقی ایجاد یک نوع کنترل یا مسخ شدگی تحت تاثیرشرایط محیط بهمراهی موسیقی است.در قبایل بدوی آفریقا برای دور کردن ارواح شریرویا برای جلب توجه ارواح مقدس مراسمی تواَم با فریاد و جیغ های بلند و زخم زدن به خود تا به آنجا که خون از بدنشان جاری شود وجود دارد.در صورتی که هدف شیطان پرستان از مراسمشان فقط نزدیک کردن انسان به شرارت وروح پلید است. آنهاحتی با نوشیدن جرعه ای خون واقعی فلسفه مسیح را به مسخره گرفته اند.در حالیکه شیطان پرستان کاملا آگاهانه این اعمال را تکرار میکنند اغلب پانک های امروزی برای تخلیه روحی خود به این کار دست میزنند .خالکوبی,آویختن سنجاق یا قطعاتی از فلز بر بینی, لب, گونه وگوش از دید آنها نشانه تردید,دودلی,پوچی زندگی و …. ( که خلاصه بیانگر فلسفه اگزیستانسیالیزم است) به شمار می‌رود.

  • خودکشی Suicide

در حالیکه مهمترین غریزه انسان محافظت از خویش است. خود کشی دومین عامل و هدف نهایی شیطان است. برای نیل به این هدف شیطان میداند که باید برخی از حقایق اساسی نابود گشته و دروغهایی جایگزین آن گردند. وقتیکه والا ترین مفهوم زندگی که شناخت طبیعت و حقیقت است وفلسفه ریاضت کشیدن این حقیقت را تکامل میبخشدآیا خود کشی نوعی راحت طلبی و فرار نیست؟ وفریب شیطان در اینست که؛( از زندگی بدون مسئولیت لذت میبریم پس نیازی به تفکرنداریم و اگر روزی فشار حاصل رنج ها و بدبختی های ما زیاد شدند سریعا دست به خود کشی بزنیم وخود را راحت کنیم. ما در بسیاری از آهنگها شاهد اشاعه پوچی زندگی وخودکشی ناآگاهانه بر مخاطبین هستیم. تعدادی از ستارگان موسیقی خودشان نیز قربانی مرگهای زود هنگام وبی منطقی که بر اثر خفگی, تهوع شدید وحمله قلبی در دستشویی و… شدند. اشخاصی مانند (مارک بولان, بن اسکات, جان بونهم, برایان جونز, الویس پریسلی, جنیز جوپلن, جیمی هندریکس, جیم موریسن, کیت مون و…)

  • مواد مخدر Drugs

همانطور که میدانید این مواد از زمان های گذشته در علم پزشکی کاربرد داشته است و برای تسکین موقت درد های روحی و جسمی استفاده میشدند. اینک بعنوان تفریحی زود گذر و بر اساس فلسفه لذت جویی که با تخریب شخصیت همراه است مصرف میشوند و متاسفانه در کنار موسیقی بصورتی نمایشی حتی در اشعار بعضی آهنگها تبلیغ هم میشوند! وجود مواد توهم زا در زندگی انسان بعنوان تفریح, فرار از مشکلات و حقیقت زندگی علی الخصوص در کنار موسیقی کاملا غیر منطقی ونوعی بیماری روانی تلقی میشود. شما با استفاده از مواد مخدر و شنیدن موسیقی مخرب فقط به شیطان نزدیک تر شده اید. یعنی اینکه شما در تخیل خود ابلیس را بت و خدای واقعی پنداشته و باور نمیکنید چه بلایی بر سر خود آورده اید. اینکه میگویند هر هنرمندی در عالم خلسه ابتکار عمل پیدا میکند واقعیت ندارد. زیرا اگر تحت تاثیر خلسه مواد باشد فقط توهمات دروغین خلق کرده و نه چیز دیگر. و دست آخراینکه من فکر نمیکنم هر انسان معتاد بیش از بیست سال از مخدر استفاده کند و زنده بماند.پس نتیجه یا ترک است و یا مرگ… و این دیگر هیچ گونه ارتباطی با روح الهی موسیقی ندارد.

  • مسائل جنسی

مهمترین موضوع عصر حاضر این است که چگونه با مسایل جنسی برخورد سالمی داشته باشیم. در کتاب سیاه آمده است که؛ آیا شهوت و هوسهای جسمانی توصیف حقیقی تری از عشق نیستند.؟ له وی میگوید بنظر ما آزادی جنسی موضوعی درست, با اهمیت و از ارکان مذهب ماست. ما از خشونت در امور جنسی لذت میبریم و شهوت را با شکوه تر از عشق میدانیم !.. درضمن درمذهب ما دختران باکره عروس شیطان هستند و…. جین سیمونز خواننده گروه Kiss در مصاحبه ای گفت: بنظر من هرکی یه گروه موزیک براه انداخت واسه جلب توجه زن و دخترا و رابطه با اونا بود.این بیمار روانی گفت در طول ده سال گذشته با بیش از دوهزار زن رابطه جنسی داشته .!؟ شگفت آور نیست.؟ حرکات زشتی که بیشتر خوانندگان بروی صحنه می کنند بیانگر چیست.؟ عصیان وانقلاب در ارتباط جنسی برای چه منظوری است.؟ جنسیت موهبتی خداوندیست و روش استفاده از آن در علم روانشناسی امروز مطرح شده که افراط در آن موجب دیوانگی و جنون میشود. متاسفانه اینجا هم شیطان از این غریزه بشری سوء استفاده کرده است. که شاید بیماری های مختلف فیزیکی منجمله ایدز با منشاء شیطانی بی ارتباط با این موضوع نیست. نتیجه آزادی های جنسی مرگ عاطفه و سختی دلهاست. که سخت شدن دلها بیرحمی و قساوت را بدنبال دارد. و آنگاه ما در سه قدمی شیطان قرار داریم؛ اول- ماشروع به مشروعیت بخشیدن به گناهان میکنیم. دوم- اعتقاد خود را به ارتباط انسان و خدا کم کم از دست میدهیم. سوم-اکنون مسخ شده و آماده مراحل زشت ترو حیوانی تر هستیم. تحریک جنسی با موسیقی مخرب و از منطق بدور است.
اینک بخشی از شعر گروه موتلی کرو از آلبوم Shout At The Devil «تو کوچکتر از آن هستی که عاشق شوی نه یک زن, بگو فاحشه من میتوانم مزه نفرت را بچشم خوبه من حالا دارم تورا میکشم/صورت خودت را ببین که دارد کبود میشود….»  تصور نمیکنم این کلمات از دهان یک شخص سالم بیرون آمده باشد. بعضی از اشعار بقدری کثیف ومستهجن هستند که از ترجمه آنها شرم حضور دارم. و به یک موضوع دیگر اشاره میکنم و آن اینکه آنان از هیچ عمل حیوانی روگردان نیستند منجمله سوء استفاده از تصاویر برهنه کودکان .

  • سرکشی Rebellion

سرکشی ریشه جادوگری و مترادف شیطان پرستی است. بخشی از گفتار ابلیس که در کتاب شیطان پرستان آمده است؛ (من می ایستم و حکمت خداوند را به مبارزه دعوت میکنم) . من قوانین انسان و خدا را بزیر سوال میبرم. هر کس که به من باید و نباید بگوید دشمن مرده فانی من است. گفتیم که موسیقی راک یعنی جنبش و شوریدگی که با عصیان بر علیه جنگ جهانی شروع شد,سرکشی بعنوان بخشی از این عصیان بنوعی این سبک را تداوم بخشید. روانشناسی میگوید سرکشی نسل جوان را با ورزش و تحرک میتوان به تعادل کشید. آیا موسیقی راک هم میتواند بنوعی تحرک سالم بیافریند.؟

  • جادوگری The Occult

میرسیم به بخش پایانی و مطلب اصلی که مفصل تر از بخش های گذشته به آن خواهیم پرداخت. در بخش های گذشته اشاراتی به ارتباط بعضی از انواع موسیقی با خلق و رفتار انسان داشته ام که تاثیر مواد مخدر بر شدت این عصیان کم نبوده است. در ارتباط با شیطان پرستی و مراسم آن, امروزه عده زیادی از مردم دنیا بخصوص نسل جوان ناخود آگاه و برخی کاملا آگاهانه شیطان را عبادت میکنندو کم کم برایشان امری عادی تلقی میشود. جادوگری که در میان قبایل بدوی در سراسر دنیا از دیرباز جزو مراسم مذهبی تلقی میشد در دنیای امروز جلوه خاصی پیدا کرده که بخصوص جوانان با نمایش آن احساس غرورو بزرگی میکنند. در موسیقی عرفانی خلسه معنای مخصوص به خودش را داردکه در آن احساسی الهی وجود دارد. اما در موسیقی شیطانی شنونده مسخ افکار منفی شده و تحت تسلط خلسه شیطانی قرار میگیرد.
در کنسرت ALICE COOPER وقتی که او با حرکتی نمادین در روی صحنه با شمشیر سر را از بدن جدا میکند اکثر تماشاگران با پرتاب سر خود به جلو وتکرار آن این احساس را به خود القاء میکنند. هنگامیکه انسان از خود بیخود شد و همچنین وسوسه ی ارواح درونش را تسخیر کرد آنگاه با تلقین خود را هیپنوتیرم کرده و در نهایت خودش را مجاز به هر کاری خواهد دانست. آنگونه که ذکر الهی باعث نزدیکی بیشتر با خداوند میشود القاء باورها, اعتقادات وتمایلات متضاد آن منجر به بندگی شیطان میشود. به این شعر از آهنگ پشت دروازه ها ی گروه تسخیر شده توجه کنید؛ «در آنسوی دروازه ها بمن گوش بده .من بر سنگ قربانگاهت دعا میکنم. من صدا های جنون میشنوم استاد, من آب ناپاک را مینوشم. مرا از رنج وعذابی که بسوی خود اشارت میکند, دور نگاهدار.؟!»  که منظورش از عذاب, دوری از پاکی و اشارتهای مسیح به نیکی وسلامتیست. عجیب نیست !؟ پناه بردن از شر شیطان به خود شیطان!؟
در ابتدای دههءهشتاد سبکی در موسیقی راک با نام (MACABRE BRAND) یا جلوه وحشت که شاید از DANCE MACABRE)) یا رقص مردگان الهام گرفته شده است با هدف ایجاد ترس و هراس بر مخاطب پیدا شد. این سبک که ترکیبی از اندیشه های پانک راک و موسیقی کلاسیک است نمایانگر تاثیرات جادوئی بر مردم بخصوص در کنسرت ها است. گروههایی مانند؛
BAU HAUS/ NIKE CAVE/ DIAMANDA GALAS/ SISTERS OF MERCY/ THE CURE/ SMITHS/ CHRITIAN DEAD / به بخشی از شعر DIAMANDA GALAS توجه کنید؛ I ‘M PLAGUE. I’M ANTI CHRIEST. من طاعون هستم. من ضد مسیح هستم.و یا به عبارتی SONO L’ANTICHRISTO من دجال هستم. از آلبوم توده طاعون(PLAGUE MASS 1991) وتعدادی از اشعار که کفر محض تلقی میشوند. اشعاری از این دست YOUR WORST ENEMY IS YOUR GOD یعنی بد ترین دشمنت خدای توست. ما بدنبال چه میگردیم؟آیا میتوان مشکل اینگونه افراد را حل کرد.؟ و یا اصولا مشکل در کجاست؟

    sign

  • علایم ونشانه ها

شیطان به تسخیر با سحر و جادو اعتقاد دارد. او میخواهد که مفهوم زندگی را دیگرگونه جلوه دهد. تسخیر توسط ارواح شرور که در گذشته عملی زشت و بدوی محسوب میشد نه تنها امروزه با موسیقی همراه شده بلکه تبلیغ و ترویج هم میشود. گروه متال IRON MAIDEN اعتقاد دارد که روح ادی (که تصویر او تقریبا بروی همه آلبومهای گروه بچشم میخورد)دوباره توسط این گروه زنده شده است. همانگونه که میدانید جادو گری هم نیازمند ابزار و علایم است. اولین علامت مهم و اصلی که بروی کتاب شیطان پرستان چاپ شده پنتاگرام یا ستاره پنج پر جادویی است(( PANTAGRAM که بقولی در آن روح شیطان دمیده شده است. گوته شاعر مشهور آلمان در رمان فاوست داستان شخصیتی بنام دکتر فاستوس را طرح میکندکه برای مدت بیست و پنج سال زندگی خود را در ازاء قدرت با شیطان معاوضه کند .او برای برقراری ارتباط با شیطان مفیستو فلیس یا نماینده شیطان را واسطه کار میداند دکتر فاستوس در قدم اول با تازیانه بر روی همین پنتاگرام که روی زمین طرح شده بشدت میکوبد وخواهان ظهور روح مفیستو است. دومین علامت مهم شیطان پرستان کرانادو ویا شاخ شیطان است که با افراشتن انگشتان اول وآخر نمایش داده میشود. بدون شک اشخاصی که امروز با لبخند این علامت را بهم نشان میدهند از آینده زجر آور خود آگاه نیستند. سومین علامت شماره عددی ۶۶۶ است که در انجیل باب سیزدهم مکاشفه به وحش, نماینده شیطان یا همان مفیستو فلیس منصوب شده. این هم طرح جدید آن سوزو که توسط جیمی پیج ابداع شد. شاید علایم دیگری نیز اختراع شده باشد که بنده از آن بی خبرم اما قطعا شما در برخی کنسرت ها این علایم را مشاهده خواهید کرد.
آلیستر کراولی بد نام ترین شیطان پرست معاصر است. او با ترکیب تمامی حرکات ضد بشری از جمله بت پرستی, مراسم جنسی, مواد مخدر, جادوگری,احضار ارواح وبالاخره مراسم قربانی دادن برای شیطان (آدم کشی) مسلک جدید خود را بنیان نهاد. او مدعی آن بود که لقب نماینده شیطان ,(وحش) و عدد ۶۶۶ فقط شایسته اوست. شما میتوانید تصویرش را روی آلبوم گروهبان فلفلی و دسته تنهایان گروه بیتلز در میان جمعیت ببینید مردی چاق با سری طاس؟! کراولی پدیده ای بنام معکوس را رواج داد او در کتاب خود با نام (جادو گری در تئوری و عمل) شاگردانش را تشویق به برعکس فکرکردن بر عوامل خارجی میکرد بدین معنی که بر عکس بنویسند, بر عکس راه بروند, بعکس فیلم تماشا کنند و حتی بر عکس بموسیقی گوش دهند.

  • نقاب معکوس Back Masking

در اینجا لازم است اشاره ای به این پدیده داشته باشم . آیا شما تابحال نقاشی های سالوادر دالی را دیده اید؟ ساده ترین مثال تصویر نیم رخ دو صورت است که در میانه آن طرح یک جام دیده میشود. یا مکعب های سه بعدی که هم بصورت تحتانی مجسم میشوند وهم فوقانی. وارونه فکر کردن بر ناخود آگاه انسان تاثیر گذار است. شما معمولا سطح موسیقی را میشنوید و متوجه پیام هایی که به ناخود آگاه و درونتان القاء میشود نیستید. این پدیده چند نوع دارد.
در نوع اول که جیمی هندریکس مخترع و پایه گذار آن بود در آهنگی بنام -آیا تجربه کردی؟-  ابتدا موسیقی ضبط شدو بعد جیمی آنرا وارونه پخش کرده و روی آن شروع به خواندن کرد. بدین صورت شما یاد میگیرید که چگونه اینکار عملی است. در نوع دوم به بخشی از شعر پلکانی به بهشت STAIRWAY TO HEAVEN گروه LED ZEPPELIN توجه کنید: «بله تو در زندگی دو مسیر در پیش داری(خیر و شر)که در تمام مدت عمر/همواره برای تغییر رویه دادن مهلت داری»
YES THERE ARE TWO PATH’S YOU CAN GO BY BUT IN THE LONG RUN/THERE STILL TIME TO CHANGE THE ROAD YOU ‘RE ON و اکنون برعکس به آن گوش میدهیم .کلمات تا حدودی نا مفهومند اما رویهم رفته این جملات شنیده میشوند؛

OH MY SWEET SATAN ‘ NO OTHER MAKE PATH FOR IT MAKE ME SAD ‘ WHO’S POWER SATAN? «اوه شیطان عزیزم, هیچکس دیگرنمیتواندمرا براهی بکشاند که غصه بخورم, راستی چه کسی قادر و تواناست؟» در این ترانه کاملا واضح بیان میشود که هر پله راهنمای مسیر ما بسوی بهشت خیالی است .در قسمت بعدی باز به آن اشاره میکنم. در نوع سوم اخیرا شما در بخش هایی از یک آهنگ کلمات نامفهومی که مانند ورد خوانده میشوند را میشنویدو اگر در جهت عکس آنرا گوش دهید کاملا معنی دارند. بخشی از آهنگ WELLCOME TO HELL به جهنم خوش آمدی از گروه ونومVENOM که آنرا بر عکس شنیدیم این است؛
SATAN RAISED IN HELL , I’M GONNA BURN YOUR SOUL, & CRUSH YOUR BONES, YOU’RE GONNA BLEED FOR ME
«شیطان در جهنم بر خاسته است, میخواهم روحت را به آتش بکشم و استخوانهایت را خرد کنم, تو خونت را برای من خواهی ریخت.» اشعاری از این دست که بنوعی با جادوگری مرتبطند بر ناخودآگاه انسان تاثیر گذارند که این پدیده امری ماوراء الطبیعه است و با الهام انجام میشود.

  • احضار ارواح Spritism

شواهد بسیاری وجود دارند موسیقی راک اند رول بیش از بقیه تحت تاثیر ریتم های جادویی آفریقایی قرار گرفته است که از آن جمله رقص های وودو VOODOO ( نوعی مذهب آفریقایی) است. اعمال جادوگرانه که در مذهب کهن خرافی اجرا میشده صحنه های موسیقی امروز را در تسخیر خود قرار داده است ناگفته نماند که بخشی از این خرافه پرستی از قاره آفریقا بهمراه برده داری آمد و بخشی دیگر از آمریکای جنوبی. اعتقادات مذهبی جیمی هندریکس منجر به ساختن آهنگی بنام فرزند وودو یا VOODOO CHILD شد در همان زمان کوازی سیسور نوازنده سازهای پوستی او که پدرش کاهن معبد وودو در غنا بود از جیمی پرسید این ریتم ها را که روی گیتار مینوازد از کجا آموخته است. همچنین رقص های وودوشی جیمی در روی سن ,کوازی را بیاد رقص های معابد غنا میانداخت. هندریکس که هنوز پدرش در شهر سیاتل زندگی میکند با موسیقی همراه نمایش پایه گذار راک نمایشی THEATRE ROCK شد. او با آتش زدن گیتار در روی سن وتکاندن اندامش به سبک وودومیخواست معروفترین و مشهور ترین ستاره صحنه ها باشد. او همیشه عادت داشت راجع به دیو ها و چیز هایی که فکر میکرد در وجودش رخنه کرده اندو اوکنترلی بر آنها ندارد صحبت کند. او نمیدانست چه چیز باعث میشود که حرفهایی را بزند وبعضا حرکتها یش ناخود آگاه بود در واقع او در تسخیر ارواح بود. دیگر گروه ها و خوانندگان با استفاده از کلماتی عجیب ,وردهای باستانی وساحرانه سعی در جلب توجه درذهن مردم را دارند. مذهب پن PAN باستانی با وودو ارتباط بسیار نزدیکی دارد- PAN – موجودی نیمه انسان است و نیمه بز (همان جن در زبان فارسی) که یکی از علایم باقیمانده , نیرومند و یادآور دجال است. نیمه بز این موجود نشان از شهوت جنسی دارد. ریشه پن از کلمه PANIC بمعنای ترس و وحشت آمده است و کابوسی است که به خواب ارواح تسخیر شده میاید. در مراسم پن و وودو از موسیقی و مواد مخدر استفاده میشود در همین آهنگ پلکانی به بهشت LED ZEPPLIN او با زدن نی مخصوص ما را به بهشت خیالی میبردو رابرت پلانت با اشاره به اینکه نی لبک ما را به استدلال رهنمون میشود شروع وسپس اینگونه میخواند؛

YOUR HEAD IS HUMMING & IT WON’T GO IN CASE YOU DON’T KNOW ,THE PIPER IS CALLING YOU TO , JOIN ,, HIM درذهن تو نجواهای بسیاری هستند که متوجهشان نیستی,تو نمیدانی که این نی لبک زن است که ترا فرا میخواند تا به او ملحق شوی چه پیشنهاد جالبی !؟ در کوهستان محصوری در کشور مراکش گروهی هستند که هنوز مراسم پن را به معنای واقعی اجرا میکنند. سروران این گروه جوجوکا JUJUKA نامیده میشوند. آنها در حیطه مرموزی زندگی میکنند و موسیقی برایشان کلیدی برای بازکردن دروازه های دنیای مابعدالطبیعه محسوب میشود. از دیگرخوانندگان مرید این فرقه دیوید بووی رابرت پالمر و پتی اسمیت هستند و برایان جونز وقت زیادی را صرف ظبط موسیقی جوجوکا کرد. پتی اسمیت در آهنگ رادیو اتیوپی موضوعاتی را به این شرح بیان میکند؛ در نبرد شیطان با پن بر سر سلطه یافتن بر روح انسان ها موسیقی میتواند بعنوان یک عنصر اساسی تلقی شود. او میگوید که موسیقی یک جنگ شاهانه است و دنیا محل این جنگ ,گیتار ها وساز ها سلاحهای ما, تکنسین ها وموسیقی دانان سربازان ما و مردم وحشی های پر محبتند. هدف از این جنگ بدست آوردن دل ستون پنجم برای آزاد کردن دیو های درنده خو و وحشتناک جهنم است…. متاسفانه پیش گویی های اسمیت در دنیای امروز به حقیقت پیوست. وحشی گری وبی اصالتی انسان به اوج خود رسیده است.

  • احضار شیطان (جادوی سیاه)

هدف اصلی برخی گروههای موسیقی که تنها بخشی از پروژه شیطان پرستی است، دور کردن روح بشری از معنویت و سست کردن مذاهب قدیم وجدید است. برای مثال میتوان به مراسم هالووین اشاره کرد یا چرا کوگلوس کلان ها با گذاردن پوشش بر سر سعی در پنهان کردن هویت خویش دارند؟ گروه رولینگ استونز موسیقی فیلم احضار روح برادرم را میسازد . بابی سولیل هم موسیقی متن فیلم برخیزش شیطان را ساخت. فیلمی که ازمراسم حقیقی برخیزانیدن شیطان برداشته شده است. در لحظه ای از فیلم دور بین بروی چشمان ماریان فید فول زوم میشود و شاید بی ارتباط نباشد که او هم در اثر مرگ ناگهانی از بین رفت. گروه لد زپلین اولین آهنگی را که ساخت در مراسم هالووین در منطقه ای در انگستان مورد استفاده قرار گرفت. عکسی که روی جلد آلبوم دیده میشود گویای این مراسم است. زنهای برهنه در حالیکه در جلوی غار افتاده بودند محل مراسم را نشان میدادند. آنها در مقابل سنگ قربانگاهی بشکل اشاعه سیاه زانو زده و عده دیگری که لباس راهبه ها را بر تن داشتند شروع به لخت شدن کردند . علاقه جیمی پیج به جادوی سیاه آنقدر قوی است که او مالک و گرداننده اک روناکس ( بزر گترین کتابفروشی در انگلستان که ارایه دهنده کتب آموزش جادوگری نیز هست) است. آلیستر کراولی یکی از بدنامترین شیطان پرستان عصر حاضر است او لقب وحش بزرگ (نماینده شیطان) را مناسب خودش میداند. گراهام بوند یک جوان پیشرو سبک راک تصور میکرد که فرزند نامشروع کراولی است. آخرین آلبوم اوجادوی مقدس کراولی نام داشت . او نیز دچار اختلال ذهنی شدیدی شد و به طرز مرموزی مرد. دیوید بووی خواننده نیز بقول خودش در تصویرجادوی کراولی فرو رفته است. هنری ادواردز زندگینامه نویس بووی در سال۱۹۷۵ مینویسد که او واقعا مسخ کراولی بود بگونه ای که طبق توصیه کراولی ادرارش را در یخچال نگه میداشت. او در نهایت مجبور شد برای رهایی از شر ارواح خبیث دوباره به سحر و جادو متوسل شود. جیم موریسن از سنین کودکی به جادوگری علاقمند بود. او که جریانات زندگیش را ناشی از اتفاقی میداند که درزمان بچگی رخداد در بخشی از یکی از آهنگهای آلبوم عابد آمریکایی AN AMERICAN PRAYER چنین میگوید؛
روح یکی دو سرخپوست در حال دویدن بودند و من آنها را میدیدم…. دست آخر آنها وارد من شدند وهنوز در من هستند. و این مسخ شدگی باعث آن شد تا اینگونه بخواند؛
CANCEL MY SUBSCRIBTION TO MY RESURRECTION / SEND MY CREDENTIALS TO THE HOUSE OF DETENTION شراکت مرا در رستاخیز لغو کن / مدارک مرا به بازداشتگاه بفرست او در سال ۱۹۷۹ با یک زن جادوگر در مراسم احضار ارواح با نوشیدن خون ازدواج کرد سال بعد او که خود را جادوگر شفا بخش راک اندرول میدانست بطور مشکوکی دچار مرگ شد. جان لنون نیز عاشق جادو گری وقانون شکنی بود او از مدافعین سر سخت آلیستر کراولی بود .ستاره پنج پر بروی بازوی او نیز دیده میشود . وبالاخره اوزی اوزبورن که خود را شیطان پرست نمیداند و از علاقمندان به جادوگریست آهنگی بنام مستر کراولی خوانده است. قبل از هر چیز مواظب افکارت باش(آنچه میبینی و میشنوی) زیرا زندگی انسان از افکارش شکل میگیرد. در کتاب شیطان پرستان آمده است؛ بقلب خود بگو که من ناجی خود هستم که این منم بزرگ اولین قدم بسوی اجتماع گریزی است انسان فقط بخش کوچکی از یک نیروی الهی است وتمام آن نیست فریب شیطان این معنا را میدهد من خود را نجات میدهم پس خودرا نابود میکنم . آلیستر کراولی معتقد است تمام فلسفه دنیا در این جمله است DO WHAT YOU WILLT یعنی هر کار دلت میخواد بکن این درست که فلسفه خداوند عمل باختیار انسان را میخواهد ولی نه در جهت نابودی دنیا و بشریت, آنکه دنیا را دوست میدارد از معنویت بهره ای ندارد. جیمی پیج انگیزه های خویش را برای شرکت در مراسم جادوگری شیطانی نمیداند. کیت ریچاردز میگوید؛عده ای فکر میکنند که ما از عوامل شیطانی هستیم ولی در اصل اگر چیزی خارج از کنترل ما وجود دارد ما مقصر نیستیم! ببینید توجیهات اینها چگونه منجر به مغلطه در اصل موضوع میشود .بعنوان مثال اوزی اوزبورن و کریس نایدر خواننده تویستت سیستر سعی در بی اهمیت جلوه دادن تمامی مظامین موسیقی خود دارند وصرفا آنرا تفریح میدانند و عجیب تر آنکه همه آنها مدعیند که مخفیانه مسیحی هستند. قویترین فریب شیطان در اینست که باشید وبگویید نیستم. اینهمه پنهان کاری برای چیست!؟ برای کمی خوشگذرانی وتفریح ؟ ماهیت هر چیز قبل از استفاده صحیح از آن است ما امروز از خوردن غذا و پوشیدن لباس وبخصوص استفاده از دارو ها ابتدا به نیاز درونمان آگاهانه توجه میکنیم ولی در تفریحات ناخود آگاه هر چیز را توجیه میکنیم راحت طلبی عادت ما شده و با هنر سطحی و ظاهری بر خورد میکنیم. درست است که برای عامه مردم درک کامل هر چیز اجباری نیست ولی شاد بودن را با لاابالی گری وهرج و مرج طلبی اشتباه گرفته ایم. همینطور تحرک را با هیجانات کاذب و سر کشی جبران میکنیم. از قدیم میگفتند عجله کار شیطان است در اینمورد اشتباهی شده چون عجله کار بشر است و برعکس شیطان با حوصله و آرام آرام بدرون ما رخنه میکند او زمانی درون شماست که کوچکترین احساسی از حضورش ندارید. شیطان وجود شر و بدی ودر انتها نابودی است. شناسایی او برای نوع بشر کاملا الزامی است. موضوع مهم دیگر آنکه اصولا بشر امروز چه نیازی به ایجاد وحشت , هراس , خشونت وجنگ دارد. یکی از القائات شیطان همین است که انسان برای بقا به اینها نیازمند است. هیچ کس از پویایی انسان در راه عشق, زندگی و مرگ ناخوشنود نیست و هنر ابزاری برای بتصویر کشیدن اینهاست.

  • حمید مرتضوی/ اردیبهشت هشتاد

شناسایی ۸۷ گروه موسیقی زیرزمینی در کشور

music-05

طبق بررسی ها ۸۷ گروه موسیقی زیرزمینی با ۱۳۳ خواننده شناسایی شده که از خرداد پارسال تاکنون ۳۷۶ قطعه تولیدی در فضای مجازی را منتشر کرده اند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از واحد مرکزی خبر ، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی در نشست بررسی موسیقی زیرزمینی با اشاره به این آمار گفت : موسیقی زیرزمینی در ایران فقط به گونه های جدید موسیقی از جمله پاپ ،‌ راک و متال اطلاق نمی شود بلکه حتی موسیقی سنتی که اجازه انتشار پیدا نکند ، موسیقی زیرزمینی گفته می شود.

افشین داور پناه افزود: تولید ارقام در خور توجه موسیقی زیرزمینی در گروه های پاپ، ‌رپ،‌ متال و ‌راک از سال ۸۳ به بعد ، علاوه بر تغییر فضای سیاسی در این سال ها ‌ناشی از افزایش ممنوعیت ها در موسیقی کشور ، افزایش امکانات و فن آوری ها برای تولیدات موسیقی،‌ میل به تنوع موسیقی به ویژه در جمعیت جوان و افزایش ضریب نفوذ اینترنت و استفاده از فضای مجازی بوده است .

وی با تاکید بر پرهیز از هرگونه پیش داوری و ارائه نظر غیرکارشناسانه درباره موسیقی زیرزمینی گفت: ‌عمدتا مسئولان و سیاستگذاران این امر، استفاده از این نوع موسیقی را با گروه‌های شیطان‌پرست ارتباط می دهند که اینگونه انتساب ها، دیدگاه اشتباهی است.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه مسئولان از ایرانیزه شدن این گونه از موسیقی کمتر استقبال می کنند گفت:‌در این نوع موسیقی در ایران گرایش هایی برای ایرانی کردن آن وجود دارد که این موسیقی را از متال و رپ غربی جدا می کند و تلاشی ناخواسته برای هویت بخشی به آن وجود دارد که باید به آن توجه شود .

داور پناه در تعریف موسیقی زیرزمینی گفت :‌ موسیقی زیرزمینی ، موسیقی واحدی نیست که نیاز سنخ شناسی دارد و هر کدام از انواع آن گروه هدف مشخصی دارد و مطالعات نشان می دهد که بیشتر آنها در خارج از کشور و غیرحرفه ای و تولیدات داخل کشور هم بیشتر در تهران تولید می شوند.

وی افزود:‌ به نظر می رسد در کشور ما که کل قضیه موسیقی زیر سوال است و ماههاست که پست مدیر کل موسیقی در وزارت فرهنگ و ارشاد خالی مانده است پرداختن به موسیقی زیرزمینی تنها مسئله ای آکادمیک محسوب می شود در صورتی که جا دارد موسیقی یکی از دغدغه های اصلی مسئولان فرهنگی قرار گیرد به جای آنکه زیرمجموعه های این هنر ، صددرصد منحرف تلقی شود.

نشست بررسی موسیقی زیرزمینی با همکاری معاونت پژوهشی فرهنگستان هنر و معاونت پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی در مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار شد .

سوگواری برای رونی جیمز دیو

ronnie-james-dio-00

در هفته‌ای که گذشت رونی جیمز، معروف به «دی‌یو» (کلمه‌ی ایتایایی در معنای خداوند) که در واقع «رولند جیمز پاداونا» نام داشت در اثر پیامدهای بیماری سرطان معده درگذشت.

رونی جیمز، این خواننده‌ی افسانه‌ای موسیقی متال که از او به عنوال «پدر هوی متال» یاد می‌کنند، با وجود آن که در اثر این بیماری مهلک ناتوان و رنجور شده بود، تا آخرین لحظه صحنه را ترک نکرد.

پس از هفتمین جلسه‌ی شیمی درمانی، وقتی مجبور شد در اثر پیامدهای شیمی درمانی کنسرت تابستانی خود را لغو کند، به طرفدارانش نوشت: «وندی، پزشکانم و من تلاش زیادی کردیم تا این کنسرت برگزار شود. اما حالا که کنسرت را لغو کردیم، ما به هیچ‌وجه این شکست را قبول نمی‌کنیم و در اولین فرصت کنسرت‌های دیگری برگزار خواهیم کرد با موسیقی بیشتر و بهتر، پر از شور زندگی و جادو.»

با این حال یکشنبه‌ی گذشته سرطان بالاخره پیروز شد و این هنرمند بزرگ را با خود برد. وندی، همسر رونی جیمز در تارنمای «رونی‌جیمز، دی‌یو دات کام» rooniejamesdio.com خبر داد: «قلب من شکست. رونی، این شاعر قرون وسطایی درگذشت.»

رونی جیمز به شاعر قرون وسطایی اشتهار داشت و ژست او روی صحنه که به شاخ شیطان می‌مانست زبانزد علاقمندان موسیقی متال بود. در فیس بوک هزاران نفر از طرفداران موسیقی ِ رونی جیمز در یک عزاداری عمومی اما مجازی نظر و عواطف‌شان را نسبت به خواننده‌ی محبوب‌شان بیان می‌کنند.

رونی جیمز، دی‌یو دهم جولای ۱۹۴۲ دربریتانیا متولد شد. در پانزده‌سالگی یک گروه موسیقی تشکیل داد و در سال ۱۹۷۵، پس از آن که به گیتاریست معروف ریچی بلکمور پیوست، به ستاره‌ی موسیقی متال تبدیل شد. در سال ۱۹۸۰ در گروه بلک‌سبت شروع به خواندن کرد، به قله‌ی شهرت دست یافت و موسیقی او ماندگار شد.

ronnie-james-dio-05

رونی جیمز صدایی قوی و تأثیرگذار داشت. او در گروه «دیو» هم که در واقع ادامه‌ی «بلک‌سبت» بود توانست بدرخشد. جی جی فرنچ، گیتاریست گروه در صفحه‌ی فیس بوک ِ رونی جیمز می‌نویسد: «رونی جیمز بهترین صدا را برای هوی متال داشت و قلبش هم برای هوی متال می‌تپید.» جی جی فرنچ از سال ۱۹۸۳ با رونی جیمز همکاری کرده بود و با او بارها روی صحنه‌ی موسیقی متال ظاهر شده بود. این دوست قدیمی اعتقاد دارد که رونی جیمز مهربان‌ترین و شریف‌ترین انسانی بود که آدم حتی می‌تواند فکرش را بکند.

از نوشته‌های طرفداران موسیقی و صدای رونی جیمز در فیس بوک مشخص می‌شود که هوی متال برخلاف آنچه که عده‌ای گمان می‌کنند، فقط سر و صداهای بلند و بی‌معنی نیست. این نوع موسیقی از نظر عاطفی می‌تواند بسیاری از انسان‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از طرفداران رونی جیمز در فیس بوک نوشته است: «موسیقی و صدای تو زندگی مرا تغییر داد.» و طرفدار دیگری نوشته است: «دی‌یو تو روح موسیقی متال بودی. بدون تو، موسیقی متال هم بی‌روح است.»

روز دوشنبه (۱۷ می) گروه «کیس» در ژنو کنسرت راک برگزار کرده بودند. خواننده‌ی این گروه، پاول استنلی از روی صحنه تماشاگران را مخاطب قرار داد و از آنها خواست که یاد و خاطره‌ی رونی جیمز را گرامی بدارند. البته نه با سکوت، بلکه با فریادهایی چنان بلند که حتی رونی جیمز هم در آسمان بتواند این فریادها را بشنود.

رونی جیمز در نوامبر ۲۰۰۹ به سرطان معده مبتلا شد، ۶۷ سال زندگی کرد و در ۱۶ می ۲۰۱۰ درگذشت.